| یادداشت های مهرپویا همت پور |
خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد قادمون
|
درباره وبلاگ
![]()
بازديد كننده گرامي.
از اينكه به اين وبلاگ ابراز لطف نموده ايد سپاسگذارم. اين وبلاگ متعلق به اينجانب مهرپويا همت پور مي باشد . اخباري كه از سايت هاي ديگري اقتباس گرديده اند صرفا جهت بهره برداري قانوني و شرعي شما مي باشد.كليه حقوق يادداشت ها و مقالات و اخباري نيز كه با نام بنده در اين وبلاگ قرار دارند نيز منحصرا متعلق اينجانب بوده و هر گونه استفاده بدون اجازه از آنها غيرقانوني و قابل پيگرد مي باشد. نظرات سازنده شما پله موفقيت اين وبلاگ است. لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب نظرات و انتقادات خود را در وبلاگ اعلام فرماييد. پیوندهای روزانه
مهندس آبشناس
سید عبدالمجید زواری الفاتح سریر × صبح× فطرس×محمودکریمی× حماقت نوشته ها کنیزان حضرت زهرا ضد صهیون آیت الله نوری همدانی آیت الله جوادی آملی آیت الله صافی آیت الله فاضل لنکرانی آیت الله سیستانی کربلا و نجف تمام پیوندها پیوندها
حزب الله لبنان
شهید مهدی آنیلی مجله بین المللی تهران روایت فتح انصار نیوز روزنامه کیهان باشگاه اندیشه شهید مطهری ایران کاریکاتور استاد حسين انصاريان صبح جامعه شيعيان امريكا موسسه اسلامي نيويورك مركز اسلامي انگليس جنبش عدالتخواه دانشجويي علامه حسن زاده آملي دکتر محمدحسن قدیری ابیانه دکتر حسن عباسی مركز اسناد انقلاب اسلامي اخبار الف پژوهشكده مطالعات راهبردي حميد داوود آبادي موعود نظارت مردمی مردمیار مبارزین رجا نیوز مناظرات مهرپویا همت پور و دگر اندیشان خاطرات یک عضو بریده از سازمان منافقین حمید داود آبادی گروگانها پاره های پولاد شهید "مصطفی مازح" راشل کوری مصلوب خاطرات جبهه پایگاه اطلاع رسانی جامع دفاع مقدس (ساجد) سهیل کریمی :: قالب ساز :: طراح قالب
|
در گفت و گوي پارتيزان(سهیل کریمی) با «انيس نقاش» مطرح شد: لزومي ندارد انقلابمان را فقط به كشورهاي اسلامي صادر كنيم *بخش نخست اشاره: ديگر امروز كمتر كسي را ميتوان يافت كه دستي بر تنور سياست داشته و «انيس نقاش» را نشناسد. مبارزي كه نامش با آرمان آزادي فلسطين عجين شده و يادش روزهاي داغ مبارزه با اسراييل را در ذهن نسل اوليهاي انقلاب و آنان كه به هر قيمتي خود را به جنوب لبنان ميرساندند تا راه و رسم پارتيزاني جنگيدن با مجهزترين ارتشهاي جهان را تجربه كنند، زنده ميكند. نام «انيس» فراتر از ذهن انقلابيوني است كه امروز همچنان بر اصول اسلامي گذشتهي خود (حداقل در ظاهر) باقي ماندهاند. وي را بزرگترين سياستمداران غرب هم ميشناسند. آنان كه در دههي شصت و هفتاد و هشتاد ميلادي با معضلي به اسم ارتشهاي آزادي بخش جهان دست به گريبان بودند هم هميشه تصوير يك جوان مو بور چشم آبي را در ليست سياه خود نگه ميداشتند. همو كه در مقطعي، ملحوظ داشتنش، شرط بسياري از گفت و گوهاي دنياي غرب و جنبش بيداري اسلامي به رهبري ايران بود. با همهي اين وجود، نسل امروز ايران، كمتر با نام «انيس نقاش» آشناست. يك عرب مقيم ايران كه در گوشهاي از اين شهر سر به البرز كشيده، مشغول دلمشغوليهاي خود است. ولي دلمشغوليهايي كه بر مدار آرمانهاي پنجاه سال گذشتهي وي ميچرخد. آرام و با مقار است. دفتر بزرگ و مرتبي دارد كه گوشيهاي تلفنش از اقصا نقاط دنيا به صدا در ميآيد. تا يخ ارتباطش با نگارندهي اين سطور باز شود ساعتي طول ميكشد ولي وقتي هم كه بر روي غلطك ميافتد مثل خيليها پسرخاله نميشود! با حوصله به سؤالها گوش ميسپارد و تشريحي پرسشها را جواب ميدهد و پس از چهل سال مراودهي مستقيم با ايرانيان و بيش از بيست سال زندهگي در ايران، فرانسه را بهتر از فارسي حرف ميزند. عليايّحال «انيس نقاش» است و هزار و يك آرزوي تلخ و شيرين آرماني! تنظيم و پستگذاري اين گفت و گوي دو ساعته چندين ماه طول كشيد كه آن را نه به حساب تنبلي گردانندهي اين وبنامه كه به حساب دست و پنجه نرم كردن با دستاندازهاي دنيوي بايد گذاشت! به هر روي، قسمت نخست اين گفت و گو را در اينجا و قسمت بعد را پس از بلبشوي انتخابات از منظر روشنتان بگذرانيد. يا علي… ادامه مطلب در گفتوگوي اختصاصي پارتيزان با «انيس نقاش» مطرح شد
لزومي ندارد انقلابمان را فقط به كشورهاي اسلامي صادر كنيم
گفت و گوي حدوداً دو ساعتهي پارتيزان با انيس نقاش، طراح و مجري كشتن شاپور بختيار در پاريس، اولين فرماندهي نظامي شهيد عماد مغنيه در لبنان، همكار عرفات در الفتح، همرزم پيش و پس از انقلاب بسياري از شخصيتهاي انقلاب اسلامي، استراتژيست بينالمللي جهان اسلام و …
* پيشنهاد به مبارزين سالهاي اوليهي انقلاب براي تشكيل سپاه پاسداران * تفاوتهاي دولتهاي دورههاي گذشته و دولت دكتر محمود احمدينژاد * نقاط ضعف و قوت اقتصاد در جمهوري اسلامي * مناسب و يا نامناسب بودن حكومت ولايت فقيه براي ادارهي جوامع بشري * دلايل عقب نشيني عرفات از مواضع اوليه * راز موفقيت سيد حسن نصرالله و جنبش حزبالله لبنان * دليل بازنگشتن به سنگر مبارزهي رو در رو با اشغالگران فلسطين * سرنوشت فلسطين در آيندهي نزديك * انگيزهي اوليهي اعدام شاپور بختيار، آخرين نخست وزير رژيم پهلوي و مهمترين فعال براندازي نظام جمهوري اسلامي * چهگونهگي گرفتن حكم اعدام بختيار و اجراي اين مهم در پاريس * چرايي عفو حكم زندان ابد پس از تحمل ده سال حبس و انتقال به ايران * فعاليتها، دلمشغوليها و شغل امروزي انيس نقاش * و… به زودي در همين پست سخنان چند روز گذشتهي اسفنديار رحيممشايي در تأكيد بر اظهارات نه چندان دور خود مبني بر دوستي با مردم اسراييل، تاييدي بود بر اشتباه رييس جمهور در ابقاء نامبرده براي حضور در كابينه. و اگر همچون گذشته با نگاهي خوشبينانه به برخي اصرارهاي محمود احمدينژاد در انتصابات و ابتقائات وزراء و معاونان و مشاوران خود، نظر بيفكنيم، گفتههاي مشايي را بايد نوعي ياري رساندن به پيشبرد سياستهاي دولت نهم حساب آورد. حال با اين ديد، مسأله را مورد كنكاش قرار ميدهيم. دكتر احمدينژاد از ابتداي به دست گرفتن سكان اجرايي كشور، از معدود مسؤولاني بود كه بيمحابا نه تنها موجوديت رژيم جعلي اسراييل را به زير سؤال برد، بلكه با قدم نهادن به محدودهي ممنوعهي مناسبات بينالمللي و خطوط قرمز ديپلماسي جهاني، خواستار محو اين حكومت و ساختارهاي آن از صحنهي روزگار شد. خواستهاي كه تنها در دههي اول انقلاب و به تبع اصليترين انگيزهي امام راحل براي سرنگوني رژيم طاغوت به تعدادي اندك از مسؤولان نيز سرايت كرده و در دههي گذشته فقط از زبان آيةالله خامنهاي شنيده ميشد. با اعلام مجدد اين واقعيت از زبان رييس جمهوري اسلامي ايران و پشتبند آن، دروغ خواندن پديدهي هولوكاست، سيلي از اعتراضات و اتهامات عريض و طويل به سمت حكومت ايران، خاصه دولت نهم جاري شد. و حتا كار به جايي رسيد كه برخي اعضاء شوراي امنيت سازمان ملل اصرار بر اخراج ايران از جامعهي بينالملل و سازمان مربوطه شدند. ولي نكتهاي كه حائز اهميت است، تاكيد چندبارهي احمدينژاد بر اين موضوع در سخنرانيها و مصاحبههاي گوناگون بود. ادامه مطلب
حضرت امام خميني (ره) روز قـدس را روز اسـلام و فلسفه انتظار دانستند. اما روز قدس چه ارتباطي با فلسفه انتظار دارد؟ انتظار موعود جهاني كه حكومت جهاني عدل را نمي گستراند، چگونه ميتواند به مردم مظلوم فلسطين ياري رساند؟
در حال حاضر دو انديشه با تکيه بر باورهاي مذهبي خود ادعاي حاکميت جهاني را در سر دارند؛ صهيونيسم و تشيع. ريشه تلاش صهيونيستها براي رسيدن به حاکميت بر سراسر جهان چيست؟ با مراجعه به تاريخ قوم بني اسرائيل، مأموريت آنان پس از رهايي از دست فرعون، آن است كه حكومتي تشكيل دهند تا پايهگذار حكومت جهاني شوند. «يا بني اسرائيل اذكروا نعمتي التي انعمت عليكم و اني فضلتكم علي العالمين». اينها كه چيزي نميدانستند، بايد آموزش ميديدند. بنابراين موسي(ع) بنياسرائيل را در پاي كوه طور مستقر كرد و اردوگاهي آموزشي ايجاد كرد. اين اردوگاه آموزشي پانزده سال بر پا بوده و آنان در اين مدت آموزش ميديدند. ادامه مطلب وقتی جنگ آغاز شد، اسرائیلی ها گمان می کردند با مدد گرفتن از امکانات وسیع هوایی به پیروزی آسان و سریع دست پیدا کنند اما در پایان روز چهارم همان ها به آمریکایی ها یادآور شدند که امکان موفقیت در این جنگ نزدیک به صفر است. ادامه مطلب پيشنهادات ماه آوريل 2005 در ماه آوريل 2005 ايران در جريان مذاکرات با اروپا پيشنهادات مشخصی را برای تسريع بخشيدن به مذاکرات مطرح نمود. از جمله اين پيشنهادت تعطيلی کليه سانتريفوژهای صنعتی بود. اين سانتريفوژها می توانند برای غنی سازی با غلظت بالا مورد استفاده قرار گيرند. ايران در عين حال تاکيد کرد که مايل است تعدادی سانتريفوژهای کوچک برای مصارف آزمايشگاهی را نگه دارد. ادامه مطلب ايران هسته اي فعاليت هاي هسته اي ايران شامل دو دوره زماني متفاوت است : 1 – دوران قبل از انقلاب اولین تلاش های ایران برای دستیابی به فناوری هسته ای به دهه 50 میلادی باز می گردد. تئوری های هسته ای ایران در این زمان بسیار بلندپروازانه می نمود. نخستین کشوری که ایران را به دستیابی به فناوری هسته ای ترغیب و این تکنولوژی را به ایران منتقل کرد ایالات متحده آمریکا، بود. در سال 1958، ایران به عضویت آژانس بین المللی انرژی اتمی (I.A.E.A) درآمد و از این زمان به بعد نمایندگان ایران در نشست های آژانس حضور داشتند. در سال 1965، پس از طرح الحاق ایران به کنوانسیون آژانس بین المللی، این مسئله در اداره حقوقی وزارت امور خارجه وقت ایران توسط آقایان (هرمیداس باوند، پرویز مهدوی و عضدالدین کاظمی) که اولین تیم حقوقی هسته ای ایران را تشکیل می دادند، بررسی شد و ایران در همان سال، این قرارداد را با آژانس به امضاء رساند. ادامه مطلب در بررسی ابعاد گوناگون جنگ رژیم صهیونیستی علیه مقاومت اسلامی لبنان می توان به جنبه های مختلفی پرداخت که مهمترین آن عملیات و جنگ روانی و اقدامات روانی این رژیم بوده است . رژیم اشغالگر قدس در جنگ 33 روزه ، تمام امکانات نظامی (دریایی، زمینی ، هوایی) اقدامات ضد بشری ، تهدیدات جاسوسی و امنیتی ، فعالیتهای اقتصادی ، سیاسی ، تبلیغاتی ، رسانه ای و روانی علیه گروهی - که دارای پشتوانه ای مردمی و رزمندگانی با ایمان بود - بکار گرفت اما نتوانست به اهداف اعلامی خود دست یابد . ادامه مطلب نورمحمد نجفي
با نگاهی به پیشینه تاریخی فرقه جعلی و دست نشانده «بهائیت» و همچنین سیر تاریخی تشکیل دولت یهود در سرزمین فلسطین، می توان به رابطه بین «بهائیت» و صهیونیسم پی برد. رابطه ای که از همان ابتدا به یک همزیستی مسالمت آمیز تبدیل شد و در ادامه هرکدام از طرفین این همزیستی سعی در تقویت طرف مقابل داشت تا در نهایت و به طور غیر مستقیم خودش را تقویت کند؛ حال یا بنا به تشخیص خود یا به تشخیص اربابان استعمارگرشان. ادامه مطلب رشيد غريبي اندبيلي
سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران آنچه تحت عنوان "خلیج دوستی" مطرح شده را نگاه راهبردی تهران خواند. و تعمیق و گسترش همکاری های شمال و جنوب خلیج فارس را گامی مهم در جهت رفاه و امنیت مردم منطقه دانست اين بخشي از خبري بود كه خبر گزاري ها درخروجي خبر خود قرار داده و رسانه ملي نيز در بخشهاي خبري مختلف اقدام به پخش آن نمود اين جمله كه به نقل از سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در ديدار با وزير خارجه عمان بيان شده بود با بازتابهاي مختلفي مواجه شده است در نظر گاه نخست اظهار نظر سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی را در راستاي ايجاد حسن همجواري و در راستاي تعميق روابط منطقه اي كشورهاي حوزه هميشه خليج فارس تعبير شده كه هدف از بيان چنين جملاتي دعوت كشورهاي حوزه خليج فارس به دوستي و همدلي بيشتر و تبديل كشورهاي منطقه خليج فارس به منطقه صلح و دوستي و همكاري بيشتر در تمامي حوزه هاي سياسي اقتصادي و اجتماعي است چرا كه تمامي كشورهاي حوزه خليج فارس داراي اشتراكات زيادي بوده كه مي توانند با ايجاد همدلي بيشتر و رفع سوء تفاهمات نقش بيشتري را در تحولات جهان داشته باشند. وبيان لفظ خليج دوستي در اين راستا بوده و منظور از آن كشورهاي منطقه با كشورهاي دوست وبرادر مي باشد . اما در تعبير ديگري از لفظ خليج دوستي كه باعث نگراني و عكس المل شده است عقب نشيني در مقابل كشورهاي اعراب خليج فارس است چرا كه اين گونه كشورها از هر ترفند و فرصتي براي مخدوش كردن نام خليخ هميشه فارس استفاده نموده اند و درتمامي مجامع بين الملي و با تمامي ابزارهاي موجودشان سعي در مخدوش نمودن نام اصلي آن يعني خليج هميشه فارس نموده اند هر چند در برخي از اين مجامع كه عمدتا غرض هاي سياسي و كينه هاي عميق آنان از انقلاب اسلامي باعث همراهي آن مجامع با كشورهاي عربي شده است اما عموما با عكس العمل هاي شديد دستگاههاي دولتي و همچنين ايرانيان غيور و مهن پرست باعث عقب نشيني برخي از همين مجامع از بكار بردن نام تحريف شده گرديده اند . در نظرگاه دوم با عنايت اينكه به زبان راندن هر نامي و با هرنيت و غرضي از سوء دولتمردان و مقامات رسمي كشوري باعث به زير سوال رفتن نام اصلي خليج فارس و اعتبار بخشيدن به نام هاي غير از خليج فارس مي شود به كار بردن چنين الفاظ مي تواند عواقب و عوارض سوء براي ما داشته باشد . اما نكته اي كه در اين جا بايد بدان اشاره كرد كه اين است ضمير جمله دبیرمحترم شورای عالی امنیت ملی حسن ختام جملات رياست محترم جمهوري در ذيل پيشنهاد دوازده گانه به روساي كشورهاي شوراي خليج فارس بود كه رياست محترم جمهوري در آن جا فرمودند: بدون ترديد هر نوع اقدامي كه منجر به ايجاد پيوند هاي قويتر بين دولتها و ملتهاي اين منطقه شود به حفظ و تقويت صلح و امنيت و دوستي در منطقه ما و جهان كمك خواهد كرد. ما مي توانيم هماهنگ و با كمك هم خليج فارس را براي هميشه خليج صلح، دوستي و برادري اعلام نمائيم. از همه عاليجنابان و دبير شورا دعوت مي نمايد كه در اجلاس مشتركي در تهران تمام زمينه هاي همكاري را مورد گفتگو و تفاهم قرار دهيم. اما در همين مورد نيز ذكر چند نكته اي ضروري به نظر مي رسد 1- خلیج فارس به واسطه ی موقعیت ممتاز جغرافیایی خود، چهار راه شرق و غرب و عرصه رفت و آمد تمام اقوام و ملل دنیای قدیم بوده و به سبب مجاورت با کشورهای حاصل خیز و دربرداشتن منابع سرشار ثروت، چه در ایام قدیم و چه در دوران معاصر، همواره مطمح نظر جنگ جویان و کشور گشایان و توسعه طلبان جهان قرار گرفته است و هر یک از اقوام و ملل جهان که به قدرت رسیده اند، طرح تسلط بر آن را در نظر داشته اندو امروزه نيز يكي از استراتژيك ترين نقاط دنياست هموار با نام ايراني خليج فارس شناخته شده و در تمامي اسناد و مدارك معتبر دنيا به نام خليج فارس مي باشد و اين هم يكي از افتخارات مردم ايران بوده و در اين را ه بايد تمامي مسولان و دولتمردان نظام در تمامي مذاكرات و مراودات خويش بايد از نام آن صيانت و دفاع نمايند . 2- به نظر مي رسد با توجه و پيچيدگي هاي دنياي سياست و ديپلماسي و بده بستانهاي آن دولتمردان و سياستمداران كشورهاي مختلف در ازاي به دست آوردن امتيازات و شرايطي براي كشور خود مجبور به كوتاه آمدن در برخي از منافع كشور مطبوع خود هستند و الان نيزعده اي سخنان رياست محترم جمهوري اسلامي را دراجلاس روساي كشورهاي حوزه خليج فارس را در اين راستا ارزيابي كردند هر چند به عقيده نويسنده اين يادداشت چنين برداشتي از سخنان رياست محترم جمهوري اسلامي و دبير محترم شوراي عالي امنيت ملي درست نمي باشد و مسلما نيت اين دولتمردان چنيين نيست اما با توجه به حساسيت موضوع و اهميت بالاي آن براي مردم ميهن دوست ايران به نظر مي رسد حتي اگر خداي ناكرده در يك شرايط خاصي و در راستاي حفظ منافع دراز مدت كشوري با توجه به اهميت فوق العاده ملي و ميهني تصميم بر نام گذاري آن به نام خليج دوستي يا هر نام ديگري شوند اين امر فقط در صلاح آحاد مردم است و حتما بايد از طريق جلب آراي آنان صورت پذيرد جف گرث ادامه مطلب در پاییز سال گذشته که مقامات امنیتی اسراییل اقدام به برگزاری کنفرانسی در شهر «هرتزلیا» کردند تا مشکلات پیش روی این رژیم را به بررسی بنشینند، رییس موساد و مقامات امنیتی ارتش اسراییل به نتیجه ای واحد دست یافتند: «جمهوری اسلامی ایران بزرگ ترین خطری است که اسراییل از ابتدای تاسیس تا کنون با آن رو به رو بوده است». شاید چند روزی بیشتر از پایان این کنفرانس نگذشته بود که آریل شارون، مایر دوگان، رییس بخش بین الملل موساد را مامور بررسی و ساماندهی استراتژی جنگ با ایران کرد. برنامه هسته ای ایران و ادعای اسراییل مبنی بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای البته اکنون به محور اصلی بهانه های این رژیم و ایالات متحده برای تهدید علیه ایران تبدیل شده است؛ اما مساله اصلی در این میان چیست: انقلاب اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی به عنوان بروز و ظهور این انقلاب در ایران. با اطمینان می توان گفت اسراییل و آمریکا کمر به نابودی جمهوری اسلامی ایران بسته اند و این نه یعنی این که در 25 سال گذشته چنین عزمی نداشته اند که شاید اکنون دیگر برای تحقق این آرزوی خود تاب از کف داده اند. بسیار ساده می اندیشند کسانی که این مشکل را در صورت عدم موفقیت بوش در صحنه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا حل شده می بینند. دموکرات ها و جمهوری خواهان بیشتر متفاوت نمایی خود را مدیون اختلاف نظرشان در مسائل داخلی ایالات متحده و نیز رسانه های پر سر و صدا هستند. شاید اکثر مردم و حتی آگاهان سیاسی در مقابل پرسش «تفاوت دموکرات ها و جمهوری خواهان در سیاست خارجی چیست؟» پاسخ رایج دهه اخیر را تکرار کنند: جمهوری خواهان اقتدارگرا و جنگ طلب هستند و دموکرات ها اهداف خود را از راه همکاری و چانه زنی در محافل بین المللی و در یک کلام دیپلماسی پیگیری می کنند. این اشتباه بزرگی است که در صورت همه گیر شدن می تواند اشتباهی مرگبار در تعیین استراتژی و تاکتیک در پی داشته باشد. آمار نشان می دهد اکثر جنگ های ایالات متحده علیه کشورهای مختلف جهان را دموکرات ها رهبری کرده اند و شاید تنها در دو دهه گذشته باشد که جمهوری خواهان، یعنی بوش پدر و پسر، اکثریت آمار جنگ ها را در دست دارند. این واقعیت یک اصل را روشن می کند و آن بازی خوب و ماهرانه دو حزب حاکم بر آمریکا در جهت اهداف و سیاست های تعیین شده است. اما در برهه کنونی نیز باید دانست که سیاست آمریکا در صورت پیروزی هر یک از دو رقیب صحنه انتخابات در آمریکا، نابودی جمهوری اسلامی ایران است. اگر به سخنان تبلیغاتی «بوش» و «کری» دقت کنید، به وضوح می بینید که حتی کری، بوش را متهم به مسامحه در مورد ایران می کند و به مردم آمریکا وعده می دهد که در صورت انتخاب شدن سیاست های سختگیرانه تری را در قبال ایران به کار خواهد گرفت. مسابقه کاندیداهای هر دو حزب در تملق گویی رژیم صهیونیستی نیز البته خوانندگان را در فهم بهتر واقعیت های صحنه سیاست در آمریکا یاری خواهد داد. غرض این که منطق صهیونیسم مسیحی در هر دو صورت شکل دهنده رفتار آمریکا در سال ها و حتی دهه های آینده خواهد بود. اما سوال اصلی این است که آیا فرجام کار تقابل ایران با آمریکا با اسراییل نظامی خواهد بود یا سوال واضح تر این که آیا همان گونه که این روزها اغلب مردم و صاحب نظران می پرسند، اسراییل و یا آمریکا مسایل هسته ای را بهانه تهاجم به ایران و یا لااقل تاسیسات هسته ای ایران قرار خواهند داد؟ اگر بخواهیم تنها با توجه به امکانات، توانا یی ها، شرایط داخلی کشوهای درگیر و موقعیت سرزمینی آن ها به این سوال پاسخ دهیم، جواب حتمی و مسلم این پرسش «نه» خواهد بود. آمریکا، اسراییل و تمام کشورهای مدعی در این زمینه به خوبی به این حقیقت واقفند که تفاوت ایران با عراق یا افغانستان از زمین تا آسمان است. بگذریم از این که آمریکا در اشغال عراق و افغانستان به هیچ وجه درگیر جنگ نشد (؟) که این خود موضوع نوشتار مفصل دیگری است. اما حمله محدود به تاسیسات هسته ای ایران نیز با موانع بسیار جدی رو به روست. اگر فرض کنیم که اسراییل برای حفظ موجودیت خویش در مقابل انقلاب اسلامی با نادیده گرفتن افکار عمومی جهان دست به انتحار بزند و یک تنه برای تهاجم به ایران اقدام کند عملیاتی غیر ممکن را در مقابل خود خواهد داشت. شاید برخی از موانع را بتوان به این صورت فهرست کرد: 1) تاسیسات هسته ای ایران که تعداد آن ها به 20 مجموعه می رسد، در تمام جغرافیای ایران پراکنده اند. 2) بسیاری از این تاسیسات مخفی و پایین تر از سطح زمین در زیر لایه های حفاظتی بتون قرار دارند و اطلاعات کافی و دقیق از آن ها در دسترس نیست. 3) فاصله اسراییل از ایران بیش از آن است که هواپیماهای اسراییلی قادر باشند پس از هدف قرار دادن تاسیسات ایران به کشور خود بازگردند. بنابراین این رژیم مجبور خواهد بود از پایگاه های نظامی کشورهای اطراف ایران برای مقصود خود بهره گیری نماید. این گزینه نیز عواقب مرگ آوری برای کشور ثالث در پی خواهد داشت. زیرا پاسخ سهمگین ایران متوجه آن کشور نیز خواهد بود و می توان این اشتباه را برای کشور مفروض غیر قابل جبران تلقی کرد. 4) تعدد و پراکندگی تاسیسات هسته ای ایران عملیات یک روزه را نیز برای اسراییل غیر ممکن ساخته است. 5) آن چه که مطمئنا بیش از هر چیز ذهن تصمیم گیران اسراییلی را به خود مشغول داشته است، پاسخی است که ایران به این تجاوز رژیم صهیونیستی خواهد داد. پاسخی که مسئولان ایرانی اعلام کرده اند «جهان را غافلگیر خواهد کرد» مسلما اصلی ترین مانع این حمله است. ضمن این که حتی اگر آمریکا نیز مستقیما در این تهاجم دخالت نداشته باشد به عنوان اصلی ترین حامی اسراییل و نیز تجهیز کننده این رژیم به انواع سلاح های فوق مدرن از جمله 5000 بمب هوشمندی که دو هفته پیش در اختیار اسراییل قرار داد، باید انتظار دریافت پاسخی غافل گیر کننده را از سوی ایران داشته باشد. به دور از شعار می توان از هم اکنون تمامی نیروها و تجهیزات آمریکا در عراق، افغانستان و تمام خاورمیانه را گروگانی در دست ایران تلقی کرد. نکته بسیار قابل تامل دیگر در این زمینه رفتار پیچیده اسراییل است. در چند ماه گذشته که مساله حمله به تاسیسات هسته ای ایران مطرح شده است اسراییل بارها و از زبان مسئولان مختلف خود مواضع مختلف و گاه متناقضی را اتخاذ نموده است. یک بار در یک بازه زمانی چند روزه تمامی مسئولان سیاسی، نظامی و امنیتی اسراییل ایران را تهدید به حمله می کنند و بار دیگر در حالی که رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل با لحنی تند احتمال تهاجم به ایران را مطرح می کند، آریل شارون، نخست وزیر این رژیم، هرگونه احتمال این امر را مردود می شمارد. در برهه زمانی که اجلاس عمومی سازمان ملل در حال برگزاری بود نیز مسئولان اسراییلی تمام تلاش خود را برای تحریک کشورهای جهان به برخورد با ایران به کار بردند. برای نمونه می توان به اظهارات هفته پیش رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اسراییل (کنست) اشاره نمود که خطاب به کشورهای جهان گفته بود: «جهان نباید از اسراییل کوچک انتظار خنثی کردن خطر هسته ای ایران را داشته باشد.» واقعیت این است که اسراییل ترجیح می دهد حتی الامکان بار این اقدام بر دوش دیگر کشورها به خصوص آمریکا قرار گیرد. اما راه حل های دیگری نظیر فشار سیاسی بر تهران، تهدید به کشاندن پرونده ایران به شورای امنیت و تحریم اقتصادی نیز برای به تسلیم واداشتن ایران مطرح می شود که به نظر می رسد چندان باب طبع صهیونیست ها نباشد. از سوی دیگر تحریم اقتصادی و یا نفتی ایران نیز همان طور که به وخیم شدن اوضاع اقتصادی ایران می انجامد عواقب ناگواری نیز برای کشورهای اروپایی که در حال حاضر در حجم بالایی مشغول مبادله اقتصادی با ایران هستند، خواهد داشت. همچنین تحریم نفتی ایران قیمت نفت را به طور سرسام آوری افزایش خواهد داد که قطعا برای هیچ یک از طرف های درگیر با ایران مطلوب نخواهد بود. *** این ها همه که نگاشته شد البته واقعیاتی بود که ایران و دشمنانش با آن درگیرند، اما حرف اصلی نگارنده را شاید نتوان در سطور بالا یافت. آن چه که اکنون باید مورد توجه بیش از پیش قرار گیرد این است که مولفه های حاکم بر اصول سیاست خارجی اسراییل و آمریکا برگرفته از عقاید مذهبی و باورهای دینی است. شاید بر اساس واقعیات مذکور اسراییل و حتی آمریکا باید اندیشه تهاجم به ایران را از مخیله خویش دور کنند، اما اگر از اندیشه های آخرالزمانی صهیونیست های حاکم بر تل آویو و کاخ سفید آگاه باشیم احتمال این امر را چندان هم اندک نمی شماریم. آن ها آرماگدون را انتظار می کشند و البته خود نیک می دانند که در این سو منتظران بسیارند. خبرگزاري امريكايي يونايتدپرس در گزارشي با عنوان "اسرائيل و حزب الله، دور دوم؟"، از احتمال درگيري قريب الوقوع ميان رژيم صهيونيستي و حزب الله لبنان، خبر داد.
به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس، يكي از محتمل ترين سناريوهاي مطرح در اين زمينه را گسيل شدن نيروهاي نظامي اسرائيل به سمت سوريه از طريق بلندي هاي جولان و سپس راه اندازي جنگي "سرنوشت ساز" با ارتش سوريه در جاده منتهي به دمشق دانسته كه مرحله بعدي اين تهاجم، حمله اي سريع به لبنان با يورشي از جناح خارجي بر ضد حزب الله است.
گزارش يونايتدپرس با ذكر جملاتي از رئيس جمهوري اسلامي ايران درباره رژيم صهيونيستي، امريكا و ظهور امام دوازدهم شيعيان، آغاز شده و حزب الله لبنان عمق استراتژيك و نمونه كوچك شده ايران معرفي مي شود كه با شكست آن، راه ايالات متحده براي حمله به تأسيسات هسته اي ايران را هموار مي كند.
گزارشگر يونايتدپرس، مي افزايد: اگرچه حتي آمريكايي هاي ايراني تبار مخالف حكومت روحاني ايران، هنوز بر سر اين مساله كه "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري ايران گفته باشد خواستار نابودي اسرائيل از روي نقشه (زمين) است، بحث و مناقشه دارند اما در اينكه وي خواستار نابودي اين دولت يهود است، ترديدي نمي تواند وجود داشته باشد.
يونايتدپرس در اين گزارش، با استناد به منابع مختلفي مانند ديلي تلگراف لندن، زويچه زايتونگ آلمان، لوموند و ليبراسيون فرانسه كه اظهارات احمدي نژاد را در سفرهاي استاني جمع آوري كردند، مي نويسد كه رييس جمهوري ايران، اين هدف و اين راهبرد را نشانه رفته است:
- اين رژيم (اسرائيل)، يك روز نابود خواهد شد.
اين خبرگزاري در ادامه "دستورالعمل راهبردي" احمدي نژاد براي تحقق هدف نابودي رژيم صهيونيستي را برشمرده است. اين خبرگزاري به همراه روزنامه هايي كه از آن اين نقل قول ها مطرح شده است، با تحريف سخنان رئيس جمهور ايران، "شهادت" را به "انتحار (خودكشي)" و "شهادت طلبي" را به "بمبگذاري انتخاري" ترجمه كرده است. اين تحريف نمايانگر رويكرد رسانه هاي بيگانه در مخابره اخبار ايران است:
- ما از اعلام اين مطلب كه اسلام براي حكومت بر جهان آماده است، ابايي نداريم.
يونايتدپرس به بخشي از سخنان رئيس جمهور در همايش "جهان بدون صهيونيزم" (تهران- آبانماه 84) اشاره كرده و به نقل از وي مي افزايد: من مي گويم كه تحقق جهاني بدون آمريكا و اسرائيل، هم امكان پذير و هم شدني است.
اين خبرگزاري با بكار بردن تعبيراتي مانند گزافه گويي، بزرگ نمايي، لئامت و حقه بازي در قبال اين اظهارات، چنين رؤيايي را دست نايافتني مي داند اما تأكيد مي كند: با اين حال، اطلاعات روزانه ي دريافتي حاكي از تلاش هاي ايران براي تضعيف اقدامات آمريكا در عراق و افغانستان و همچنين تلاش هاي سازمان ملل براي ريشه كني خشونت در لبنان يعني كشوري است كه شش صلح بان اين سازمان بر اثر انفجار يك بمب كنار جاده اي كشته شدند. در گزارش "بان كي مون" دبير كل سازمان ملل آمده است:
براساس باوري رايج در لبنان و همچنين در ميان دولتمردان اين كشور، تقويت پايگاه هاي مرزي فلسطيني ها بدون اطلاع و حمايت ضمني دولت سوريه محقق نمي شود. بان همچنين به اين ادعاي اسرائيل اشاره كرد كه انتقال تسليحات پيشرفته از سوي سوريه و ايران در مرز لبنان-سوريه، هر هفته صورت مي گيرد و اين تسليحات راكت هاي دوربرد و سيستم هاي ضدتانك و ضدهوايي را در بر دارد. اسرائيل همچنين مي گويد كه عوامل مسلح حزب الله در دره بقاع سرگرم احداث تاسيسات جديدي همچون مراكز فرماندهي و كنترل كننده و توانمندي هاي پرتاب موشك و همچنين مشغول اجراي رزمايش هاي آموزشي هستند.
بخش پاياني گزارش يونايتدپرس از آمادگي رژيم صهيونيستي و حزب الله لبنان براي دور دوم درگيريها خبر مي دهد. خبري كه رئيس جمهور ايران، حدود يك ماه قبل در مراسم سالگرد امام راحل (ره) و مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران خارجي اعزامي براي پوشش اين رويداد، به آن اشاره كرده و با تأكيد بر شمارش معكوس براي نابودي رژيم صهيونيستي، اين رژيم را تهديد كرد كه اگر به چنين خطايي دچار شويد و بخواهيد جنگي دوباره در منطقه عليه ملت مظلوم لبنان به راه بيندازيد بدانيد اينبار اقيانوس خشم ملتهاي منطقه طوفاني ميشود و ريشه پوسيده شما را از منطقه برخواهند كند. در اين بخش از گزارش يونانيتدپرس به تمهيدات رژيم صهيونيستي براي آغاز دور جديد جنگ و اقدامات بازدارنده متقابل سوريه و حزب الله لبنان اشاره شده است: در اين كه اسرائيل و حزب الله آماده ازسرگيري مبارزه خود پس از جنگ 34 روزه تابستان سال گذشته مي شوند، ترديد چنداني وجود ندارد. در جريان جنگ ياد شده، نيروهاي اسرائيلي به خاطر رهبري سياسي و نظامي ضعيف خود در جايگاه دوم قرار گرفتند.
حزب الله همچنين نمونه اي كوچك شده از سوريه و ايران است. تهران تجهيزات و منابع مالي را تامين مي كند و سوريه به عنوان نقطه انتقال عمل مي كند و خدماتش نيز با دست و دلبازي تلافي مي شود.
دمشق به وضوح به اين نتيجه رسيده است كه اسرائيل به زودي از سوي بلندي هاي جولان حمله خواهد كرد. براي نخستين بار در 40 سال گذشته، سوريه مراكز ايست بازرسي نظامي خود در جاده منتهي به "قنيطره" در طرف سوري جولان را برچيد. روزنامه نگاران خارجي از پوشش خبري مانورهاي اسرائيل در ارتفاعات جولان منع شدند. "تسيپي ليوني" وزير خارجه اسرائيل بدون ذكر جزئيات بيشتر، صرفا گفت كه نيروهاي اسرائيلي سرگرم انجام مانورهاي نظامي هستند.
يكي از محتمل ترين سناريوهاي مطرح نيز اين است كه اسرائيل براي گسيل داشتن نيروهايش به سمت سوريه از طريق بلندي هاي جولان و سپس راه اندازي جنگي "سرنوشت ساز" با ارتش سوريه در جاده منتهي به دمشق آماده مي شود و پس از آن، حمله اي سريع و قاطع به لبنان خواهد داشت تا يورشي را از جناح خارجي بر ضد حزب الله انجام دهد.
تحقق چنين سناريويي، به لحاظ راهبردي لحظه ي ميموني براي اقدام آمريكا بر ضد ايران خواهد بود. در اين ميان، صرفا بررسي اين امر باقي مي ماند كه آيا نقش آفرينان كليدي در "شوراي امنيت ملي" آمريكا با اجماع آرا فرارسيدن چنين لحظه اي را فرصتي براي زدودن گرد و غبار از يك طرح احتمالي نيروي هوايي و دريايي براي تصرف23 تاسيسات هسته اي ايران تلقي مي كنند و يا خير.
براي حدود 50 سال، برنامهريزان جنگي سازمان پنتاگون، مديريت زرداخانههاي هستهاي آمريكا را به گونهاي طراحي نموده بودند كه مهاجمان احتمالي را از هر گونه اقدامي باز دارد و در صورت لزوم، در يك جنگ هستهاي به وجود آمد، نيروهاي تهاجمي اين كشور بتوانند در زماني اندك، اهداف هستهاي كشور مهاجم را نابود نمايند. براي دستيابي به اين اهداف، دولت ايالات متحده بر يك مجموعه سه گانه هستهاي شامل بمب افكنهاي استراتژيك، موشكهاي بالستيك بين قارهاي و زير درياييهاي داراي موشكهاي بالستيك اتكا دارد. بدين ترتيب هيچ مهاجمي نميتواند در يك حمله ضربتي، همه نيروهاي هستهاي ارتش ايالات متحده را نابود نمايد. به علاوه، در صورت وقوع احتمالي چنين حملهاي، نيروهاي ارتش امريكا قادر خواهند بود به سرعت عكس العمل نشان دهند. البته بايد دانست كه اين نيروهاي سهگانه قادر خواهند بود كه در حملات پيشدستانه احتمالي ارتش ايالات متحده نيز مشاركت داشته باشند. همچنين بمبافكنهاي رادار گريز استيلث و زير درياييهاي شناور در اطراف سواحل كشورهاي دشمن، قادر خواهند بود كه در كنار موشكهاي ميان قارهاي ارتش امريكا نقش مهم در استراتژيهاي جنگي اين كشور ايفا نمايند. بدين ترتيب اين تجهيزات پيشرفته به شكلگيري امپراطوري هستهاي ايالات متحده منجر شده است. توانمنديهاي هستهاي ايالات متحده در سالهاي جنگ سرد، علاوه بر افزايش قدرت چانه زني سياسي رهبران اين كشور، به برنامهريزي آنان براي مقابله با گسترش نظامهاي كمونيستي در اروپا نيز كمك مينمود. اگر اتحاد جماهير شوروي در سالهاي دهه پنجاه ميلادي، اروپاي غربي را اشغال مينمود، حمله اتمي ارتش آمريكا به خاك روسيه و كشورهاي اروپايي شرقي و چين ميتوانست به پيدايش جنگ جهاني سوم منتهي گردد. و البته بايد بدانيم كه طرح اين برنامه نه تنها در سطح مديران مياني اين كشور كه در بالاترين ردههاي دولت آمريكا نيز مورد پذيرش قرار گرفته بود. امپراطوري هستهاي ايالات متحده در سالهاي دهه شصت ميلادي با پيشرفتههاي چشمگير نظامي ارتش سرخ رو به افول گذاشت. بدين ترتيب دولت امريكا استراتژي دفاع پيشگيرانه هستهاي خود را به راهبرد سلطه جهاني هستهاي تغيير داد. بدين ترتيب دولت امريكا با گسترش زرداخانه، هستهاي خود، بهبود دقت هدفگيري و افزايش قدرت تخريب جنگ افزارها، سرمايهگذاري در بخش دفاع ضدموشكي، گسيل ضد درياييهاي اتمي به سواحل بلوك شرق و ساخت موشك هاي قاره پيماي چند مرحلهاي قابل شليك از پايگاههاي زميني و زير درياييها در كنار توليد بمب افكنهاي رادار گريز و موشكهاي كروز هستهاي رادار گريز، به سوي تحقيق اهداف خويش گام نهاد. البته در همين حال، اتحاد جماهير شوروي نيز به گسترش جنگ افزاريهاي هستهاي خود همت گماشت. بدين ترتيب اگر چه هر دو كشور از مزيتهاي شكل گيري يك امپراطوري هستهاي آگاه بودند. اما هيچ يك نميتوانستند ريسك ناشي از قرار گرفتن در جايگاه دوم جهاني را از نظر قدرت هسته اي بپذيرند. با پايان جنگ سرد، ارتش ايالات متحده تصميم گرفت كه زرداخانه هستهاي و اتمي خود را بازسازي نمايد. لذا اين كشور موشكهاي بالستيك موجود در زير درياييهاي خود را با موشكهاي بسيار دقيقتر و سه مرحلهاي دي - 5 كه بسياري از آنها كلاهكهايي جديدتر و بزرگتر حمل مينمودند، تعويض كرد. نيروي دريايي ايالات متحده نيز بخش قابل توجهي از موشكهاي هستهاي قابل شليك از زير درياييهاي خود را به موشكهاي پاسيفيك تبديل نمود كه دامنه برد آنها مناطق ساحلي چين و روسيه را نيز در بر ميگرفت. در بخش نيروي هوايي هم، بمب افكنهاي استراتژيك 52_B موشكها قابليت گريز از رادارهاي دفاع هواي كشورهاي چين و روسيه را دارا ميباشند. به علاوه، نيروي هوايي با بهبود سيستمهاي اويونيك الكترونيك هواپيما بمب افكنهاي رادار گريز بي - 2-B قابليت پرواز در ارتفاع پائين و فرار از دين قدرتمندترين رادارهاي كشورهاي متخاصم را به اين نوع هواپيماها افزوده است. عدم توازن در تروريسم علي رغم اينكه نيروهاي هستهاي ايالات متحده در مقايسه با سالهاي پاياني جنگ سرد، قدرتمندتر شدهاند، از سوي ديگر، قدرت نظامي روسيه در بخشهاي هواپيماهاي دور پرواز، موشكهاي بالستيك بين قارهاي و زير درياييهاي حامل موشك بالستيك به ترتيب با 39، 58، 80 درصد كاهش رو به رو شده است. به علاوه از سوي ديگر همين تجهيزات باقيمانده هم قابليت استفاده سريع را ندارد. مثلا اينك بمب افكنهاي استراتژيك ارتش روسيه تنها در دو پايگاه هوايي اين كشور مستقرند كه در صورت وقوع يك حمله ناگهاني، به شدت آسيب پذيرند. به علاوه، با كاهش شديد تعداد رزمايشهاي اين نيروها، آمادگي رزمي آنان در هالهاي از ترديدي قرار دارد. از سوي ديگر گفته ميشود كه 80 درصد موشكهاي بالستيك بين قارهاي ارتش روسيه به پايان عمر مفيد عملياتي خويش رسيدهاند و فعاليتهاي مربوط به جايگزيني اين موشكها به نمونههاي جديدتر به دليل ضعفهاي موجود و توليد اندك محصولات، به كندي صورت ميگيرد. بدين ترتيب براي تعيين حجم تغييرات در توازن هستهاي دنيا از دوره جنگ سرد، ما از يك مدل رايانهاي بر مبناي حمله احتمالي ايالات متحده به زرادخانههاي هستهاي روسيه بهره گرفتيم مهمترين نتيجه قابل پيش بيني، آسيب پذيري شديد ارتش روسيه، وجود نقاط كور فراوان راداري و تاخير در اعلام هشدار حمله هستهاي از سوي دولت روسيه در صورت وقوع حملهاي احتمالي بود. به هر حال، با افول نيروهاي هستهاي روسيه، آسيب پذيري اين كور در برابر حملات احتمالي ارتش آمريكا افزايش يافته است. به علاوه بررسيهاي ما نشان داد كه برنامه ريزيهاي دفاع روسيه در مقايسه با استراتژيهاي مدرن هستهاي، اثر بخشي كمتري داشتهاند. از سوي ديگر، نيروهاي هستهاي چين نيز از آسيب پذيري زيادي در صورت حملات ناگهاني و يا از پيش اخطار داده برخوردارند. البته آنان در مقايسه با روسيه زرداخانه كوچكتري را در بخش سلاحهاي اتمي و هستهاي دارا هستند. به علاوه آنان فاقد بمب افكنهاي دور برد استراتژيك و زير درياييهاي حامل موشكهاي هستهاي بالستيك ميباشند. طراحي هوشمند اما آيا به راستي ايالات متحده به دنبال امپراطوري مطلق هستهاي است؟ و آيا اين تبليغات به دليل تلاش جهت جذب بودجه بيشتري از سوي پنتاگون همراه با بزرگنمايي خطر حملات تروريستي دولتهاي به اصطلاح محور شرارت صورت نميگيرد؟ البته به سهولت نميتوان در اين مورد اظهار نظر نمود، اما شواهد بسياري حاكي از آن است كه اين كشور به دنبال دستيابي به يك امپراطوري هستهاي در دنياي امروز ميباشد. از سوي ديگر، سرمايه گذاريهاي هنگفت ايالات متحده در مسير تقويت توان هستهاي خود، اين فرضيه را تا حدود زيادي تقويت مينمايد. به عنوان مثال، بهينه سازي كلاهك هستهاي 76_W كه قابل پرتاب از زير درياييهاي اين كشورند، با هدف تقويت قابليت تهاجمي اين تسليحات انجام گرديده است. همچنين در سالهاي اخير، تحقيقات زيادي در مورد بهبود دقت جنگافزارها و موشكهاي هستهاي و همچنين قدرت تخريب اهداف زير زميني كشور هدف انجام گرديده است. البته در اين ميان سوال جديدي به وجود ميآيد. اگر دولت آمريكا همواره از خطر دولتهاي محور شرارت و يا گروههاي تروريستي ابراز نگراني مينمايد، چرا تاكنون بيش از يك هزار كلاهك هستهاي ساخته است؟ و آيا واقعا ابراز نگرانيهاي آنان در مورد خطرات خارجي تهديد كننده اين كشور، واقعي ميباشد؟ لذا در مجموع اين شرايط حاكمي از آن است كه تقويت و شكل گيري امپراطوري هستهاي ايالات متحده اهداف مهمترين نظير خلع سلاح داوطلبانه روسيه و چين را نيز در بر ميگيرد. هر چند منتقدان معتقدند كه علي رغم سرمايه گذاريهاي گسترده ارتش ايالات متحده در بخشهاي دفاع زميني، هوايي، دريايي و فضايي، هنوز هم اين كشور در صورت وقوع يك حمله ناگهاني، آسيب پذيري زيادي خواهد داشت. از سوي ديگر اين منتقدان خاطرنشان مينمايند. كه ساختار نظامي ارتش آمريكا، اصولا به صورت تهاجمي و نه تدافعي شكل گرفته است. آيا بايد تهديدات نظامي را متوقف نمود و بمبها را دوست داشت؟ در طول سالهاي جنگ سرد، سرمايه گذاري در جهت شكل گيري يك امپراطوري هستهاي، تا حدود زيادي غير عقلايي به شمار ميرفت، اما با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، روياي يك امپراطوري هستهاي در اذهان دولتمردان آمريكايي شكل گرفت. به علاوه آنان تلاش نمودند تا آمادگيهاي لازم را جهت رويارويي با چند كشور متخاصم به ويژه چين، كره شمالي و ايران به دست آوردند. البته در اين ميان، تعدادي از كارشناسان سياسي دنيا، نگراني خود را از پيدايش امريكايي كه بدون واهمه از هيچ قدرت و كشوري، به تهديد و يا حتي استفاده از اين سلاحها بر عليه ساير كشورهاي جهان در جهت دستيابي به اهداف سياسي خارجي خويش ميپردازند، ابراز نمودهاند. دكتر اوول در اين باره ميگويد: تلاش و سرمايه گذاري گسترده دولتمردان كاخ سفيد و پنتاگون در جهت ايجاد يك امپراطوري هستهاي، ميتواند باعث به وجود آمدن عكس العملهاي ناخواسته از سوي ساير كشورها عليه منافع دولت ايالات متحده گردد. چرا كه در اين شرايط، چين و روسيه با ساخت تعداد بيشتري موشك و زير دريايي و بمب افكن، عملا به بحرانيتر نمودن وضعيت سياسي و نظامي دنيا دست ميزنند. لذا در اين حالت، امكان وقوع يك جنگ هستهاي تصادفي و ناخواسته و يا حتي تعمدي افزايش يافته است. و در نهايت بايد دانست كه عقلانيت فراسوي تشكيل يك امپراطوري هسته اي را بايد در قالب اهداف سياست خارجي ايالات متحده ارزيابي نمود. ايالات متحده در چند دهه اخير تلاش ميكند كه در هر شرايطي، سلطه جهاني خود را گسترش دهد از سوي ديگر، دولت بوش استراتژي سياسي خود را بر مبناي تضعيف دولتهاي مخالف با سياستهاي خود كه ميتوانند منافع اين كشور را به چالش بكشند به ويژه در مناطقي نظير خليج فارس قرار داده است. امروزه دولت ايالات متحده در شرايطي دوم از گسترش دموكراسي ميزند كه با توجه به روز افزون تسليحات كشتار جمعي هستهاي، و اتمي، عملا در جهت مخالف با سياستهاي اعلام شده خود گام بر ميدارد و البته به خاطر داشته باشيد كه گسترش و شكلگيري يك امپراطوري هستهاي در دنيا، با مخاطرات و چالشهاي فراواني رو به رو خواهد بود كه دولت امريكا را نيز از آن گريزي نيست. گزارش اخير انتشار يافته در سرزمينهاي اشغالي موسوم به وينوگراد كه در آن ايهود اولمرت (نخست وزير)، عمير پرتز (وزير جنگ) و حالوتص (رئيس سابق ستاد مشترك ارتش)، به عنوان عاملان شكست اسرائيل در جنگ 33 روزه لبنان معرفي شده اند، ضمن افزايش پيامدهاي سياسي كه حتي به موضع گيري ليووني وزير امورخارجه رژيم اشغالگر عليه نخست وزير نيز انجاميد، نگراني هاي فزاينده اي درباره، افسانه برتري نظامي اين رژيم و توانايي مقابله با عمليات شبه نظاميان فلسطين و لبنان ايجاد كرده است. به گزارش رجانيوز، هفته نامه انگليسي اكونوميست در يادداشتي با عنوان "جنگ بعدي كجاست؟" به تشريح وضعيت رژيم صهيونيستي پيش و پس از جنگ 33 روزه پرداخته و به نگراني مقامات رژيم صهيونيستي از آغاز جنگي ديگر تأكيد مي كند. در اين نوشته به درگيريهاي نظاميان صهيونيست با فلسطينيان در غزه پيش از جنگ لبنان، كه با اسارت گرفتن گلعاد اشميت، سرباز اسرائيلي آغاز شد، اشاره شده است: در هياهو و جنجال ناشي از جنگ تابستان گذشته با چريك هاي اسلامگراي حزب الله در لبنان عمليات نظامي در نوار غزه كه اسرائيل آن را دو هفته قبل از جنگ لبنان و در واكنش به اسارت يكي از سربازانش آغاز كرده بود و در جريان آن بيش از 400 فلسطيني كشته شدند، تقريباً فراموش شده است اما مدت زيادي از پايان هر دو درگيري نگذشته بود كه برخي مقامات اسرائيلي پيش بيني جنگي ديگر را آغاز كردند. در ادامه اين يادداشت به حملات موشكي اخير شاخه نظامي حماس به غزه در واكنش به قتل فلسطينيان اشاره شده و آمده است: هفته گذشته پس از آنكه شاخه نظامي جنبش حماس، حمله با موشك هاي خانگي موسوم به قسام و حملات خمپاره اي خود را از غزه به اسرائيل آغاز كرد، هشدارها درباره حمله جديد اسرائيل با فوريت بيشتري مطرح شد. مدت شش ماه است كه حماس عمدتاً از شليك موشك خودداري و اسرائيل نيز عمدتا از واكنش نشان دادن امتناع كرده است هرچند كه هنوز هم به دنبال ترور مبارزان فلسطيني در كرانه باختري رود اردن است. حماس كه شاخه نظامي اش مستقل از دمشق عمل مي كند، اعلام كرد حمله موشكي اش فقط براي واكنش نشان دادن به قتل چندين فلسطيني بوده است. اين حملات طبق معمول تلفاتي در پي نداشت اما يك ضربه مستقيم نادر مثل يك عمليات بمب گذاري انتحاري در قلب اسرائيل يا يك آدم ربايي ديگر، ممكن است همانطوري كه "گابي اشكنازي" رئيس ستاد مشترك ارتش اسرائيل گفته هيچ راه ديگري براي تل آويو جز پاتك زدن باقي نگذارد. اكونوميست ادعاي پاتك زدن رژيم صهيونيستي را نوعي بلوف دانسته و تأكيد مي كند بازگشت به غزه مطلوب اسرائيل نيست: با اين حال بدون يك عمليات نظامي گسترده مشابه عمليات سپر دفاعي سال 2002 در كرانه باختري معلوم نيست اسرائيل چه مي تواند بكند. يك مقام امنيتي ارشد گفت: نيروهاي حماس در كرانه باختري نتوانستند از آن ضربه خود را ترميم كنند اما هيچگاه شور و شوق زيادي براي چنين حمله اي در نوار غزه ديده نشده است و يكي از دلايلش نيز اين است كه در آن صورت ارتش اسرائيل مجبور خواهد شد بار ديگر در نوار غزه مستقر شود و اين چيزي نيست كه تل آويو پس از خروج نيروهايش از اين منطقه در سال2005 خواهان آن باشد. يك ژنرال سابق ارتش اسرائيل نيز گفت: براي موشك هاي قسام هيچ راه حل نظامي وجود ندارد. با اين حال موشك هاي قسام كه ممكن است سياستمداران اسرائيلي را براي صدور دستور حمله اي بزرگ تحريك كند، چيزي نيست كه مقامات امنيتي اسرائيل را نگران كرده باشد. "انات كورتز" از موسسه مطالعات امنيت ملي گفت: «اين موشك هاي ساده، بيش از آنكه ابزاري براي مقاومت در برابر اسرائيل باشند، براي ابراز وجود برخي از فلسطيني ها در جنگ قدرت داخلي شبه نظاميان رقيب هستند اما تهديد واقعي اين است كه حماس، حزب الله و سوريه كه حامي آنهاست، سرگرم انبار كردن سلاح هاي سنگين تر هستند. در عين حال به قول مقامات امنيتي اسرائيل كه مشي فريبنده اي در پيش گرفته اند، نيروهاي سازمان ملل كه بر آتش بس در لبنان نظارت دارند نتوانسته اند جلوي رسيدن سلاح هاي جديد ايران به حزب الله را از طريق سوريه بگيرند. اكونوميست در به ادعاي مقامات رژيم صهيونيستي درباره ارسال سلاح براي مبارزان لبنان و فلسطين پرداخته و مي نويسد: مقامات اسرائيلي حالا بطور علني مي گويند ايران بطور قاچاقي از راه مصر به شبه نظاميان فلسطيني سلاح و مشاور مي رساند. سخنگويان حماس مي گويند مبارزان فلسطيني حالا موشك هايي دارند كه برد آنها از موشك هاي قسام بيشتر است. بنابراين همه طرف ها علاقه مند هستند كه فعلا اوضاع را آرام نگه دارند. با اين حال هميشه اين خطر هست كه مثلا پس از يك حمله مرگبار با موشك قسام كه پاي حزب الله را مجدداً به وسط بكشد، غزه بار ديگر منفجر شود و اگر بار ديگر جنگ آغاز شود و اگر گزارش اخير وينوگراد درباره جنگ در لبنان درست باشد، سياستمداران اسرائيلي توانايي چنداني براي اداره آن نخواهند داشت.
"سيد حسن نصرالله" دبيرکل حزب الله لبنان در يک گفت و گوي اختصاصي طولاني با شبکه خبري العالم ديدگاههاي خود را درباره مسائل مختلف بين المللي، منطقه اي و داخلي تشريح کرد.
به گزارش "العالم" ، نصرالله درابتداي اين مصاحبه با اشاره به گزارش کميته وينوگراد گفت : آنچه منتشر شد تنها بخش کوچکي از اين گزارش است که مانند زلزله سياسي رژيم صهيونيستي را به لرزه درآورد و در صورت انتشار ساير بخش هاي آن که همچنان محرمانه باقي مانده، بسياري از اسرار مرتبط با حمايت هاي منطقه اي و حتي لبناني از تجاوز اسراييل به لبنان برملا خواهد شد.
دبيرکل حزب الله اظهارداشت، گزارش وينوگراد به روشني بر شکست رژيم صهيونيستي در تجاوز به لبنان تاکيد دارد و اين شکست سنگين آثار مستقيمي بر تمامي ارکان اين رژيم بر جاي خواهد گذاشت. سيد حسن نصرالله با اشاره به اينکه دولت اولمرت نماينده مهمترين احزاب و جريان هاي سياسي داخل اسراييل بوده و شکست رژيم صهيونيستي در تجاوز به لبنان، شکست دولت اسراييل و همه ارکان آن است، افزود: مسئوليت شکست تنها به عهده اولمرت، پرتز و حالوتس نيست بلکه تمام ارکان دولت اولمرت در آن سهيم هستند. وي مشکل کنوني رژيم صهيونيستي را فقدان رهبر و مسئولان هوشمند دانست و گفت: به همين دليل ، صرف تلاش براي کشف عوامل شکست و عبرت گيري، مشکل اسراييل را حل نخواهدکرد بود و مشکل عمده آن است که اين رژيم قدرت کافي براي حل ريشه اي مشکلات خود را ندارد. سيد حسن نصرالله افزود: البته اين بدان معنا نيست که کشف دلايل شکست منجر به تجاوزهاي آينده نخواهد شد زيرا به هر حال خوي رژيم صهيونيستي مبتني بر تجاوزگري است و در هر صورت بايستي جانب احتياط و آمادگي را در برابر تجاوزات احتمالي اين رژيم رعايت کرد. دبيرکل حزب الله، مسئول اصلي آغاز جنگ را آمريکا دانست و گفت: آمريکا براي تحقق بخشيدن به طرح جديد خود در خاورميانه و منطقه، اسراييل را به تجاوز به لبنان وادار کرد و در حقيقت اسراييل ابزار بي اراده آمريکا در آغاز جنگ بود. نصرالله درادامه گفت و گوي خود با العالم بابيان اينکه موانع تحقق طرح آمريکا در منطقه بسيار قوي و جدي است افزود: مقاومت فلسطين ولبنان و نيز سوريه و ايران با قدرت و ايستادگي مانع تحقق اهداف آمريکا شده اند. وي در تشريح مراحل اجراي طرح آمريکا در خاورميانه گفت: اين طرح با فشار و حمله به مردم و مقاومت فلسطين آغاز شد و قبل از تجاوز سال گذشته به لبنان، غزه و ديگر مناطق فلسطين آماج حملات ددمنشانه رژيم صهيونيستي بود. دبيرکل حزب الله لبنان از بين بردن مقاومت و حتي مخالفين دولت لبنان، در هم شکستن مقاومت سياسي سوريه و در نتيجه پيروزي در انتخابات کنگره و آماده سازي زمينه براي به راه انداختن جنگ با ايران در سال 2007 ميلادي از ديگر مراحل طرح آمريکا برشمرد وافزود: در مرحله اول اين طرح، اسراييل به پيروزي نظامي و سياسي بر جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) دست نيافت و پيروزي سياسي حماس در انتخابات و مقاومت در برابر حملات نظامي اسراييل سبب شکست مرحله اول شد و پس از شکست جنگ تابستان 2006 عليه حزب الله، ناتواني اسراييل در مقابله با مقاومت فلسطين و حماس بيشتر شد، عراق نيز به باتلاقي براي آمريکا تبديل شد و مشکلات آمريکا در عراق روز به روز در حال افزايش است از اين رو هيچ توفيقي براي تحقق طرح خاورميانه جديد آمريکاتصور نمي شود . سيد حسن نصرالله با اشاره به اهداف واقعي آمريکا در منطقه خاورميانه باتوجه به وجود منابع بزرگ نفت در اين منطقه، بحران خيزي خاورميانه و وجود رژيم صهيونيستي به عنوان يک پايگاه نظامي و سياسي آمريکا در قلب اين منطقه گفت: بهم خوردن ارايش استقرار نيروهاي آمريکايي در خليج فارس پس از پيروزي انقلاب اسلامي و سقوط پايگاه عمده آمريکا در منطقه يعني رژيم سابق ايران و نگراني از گسترش تفکر مقاومت در برابر قدرت هاي بزرگ و در نهايت سرنگوني رژيم هاي فاسد موجب افزايش بي سابقه حضور نظامي آمريکا در منطقه شد و از اين رو ادعاي آمريکا در زمينه تلاش براي ترويج دمکراسي، دروغي بزرگ است و هدف اصلي آمريکا از حضور در منطقه دستيابي به منابع انرژي و جلوگيري از رواج تفکر انقلابي بود. نصرالله باتاکيد براينکه تمامي پيش بيني هاي آمريکا در منطقه اشتباه از آب درآمده است افزود: حمله به عراق به هيچ وجه اهداف مورد نظر آمريکا را که شامل سيطره سياسي کامل بر اين کشور و ايجاد پايگاههاي نظامي دائمي بود، تامين نکرد. سوريه بر خلاف پيش بيني آمريکا در انزوا قرار نگرفت و بر عکس، نقش مهم سوريه در منطقه مورد تاکيد همه از جمله آمريکايي ها قرار گرفت و سوريه در آينده نزديک رييس کنفرانس سران عرب خواهد شد. وي افزود: طرح حمله به ايران يا انزواي اين کشور نيز متوقف شد ويا حداقل در زمان حاضر در بايگاني قرار گرفت و از دستور کار خارج شده است. بنا بر اين نظام و دولت آمريکا در بن بست قرار دارد، نه مي تواند عقب نشيني کند، نه راه پيش دارد و نه توقف در اين مرحله هم به صلاحش است. لذا اما آمريکا در زمان حاضر به فکر راه حل هاي فوري وخروج از بحران است. دبيرکل حزب الله لبنان، به راه انداختن فتنه مذهبي تنها موفقيت طرح آمريکا دانست و تاکيد کرد که بدين سبب مرحله بعدي تلاش آمريکا براي ايجاد فتنه مذهبي بسيار خطرناکتر از مراحل قبلي است.
سيد حسن نصرالله با تشريح تحولات سياسي در لبنان، طرح آمريکا دراين کشور را نيز شکست خورده توصيف کرد و گفت: خط قرمز مخالفين دولت پس از شکست طرح آمريکا وجناحهاي دنباله رو ان، فتنه مذهبي است. وي گفت: مخالفين دولت در صورت اجبار،از ميان دو گزينه ورود به جنگ داخلي و فتنه مذهبي يا صبر و تحمل تا پايان يافتن طبيعي عمر دولت غيرقانوني کنوني، به طور قطع گزينه دوم را برمي گزينند. سيد حسن نصرالله با يادآوري تحولات سياسي اخير در ترکيه و اوکراين از الگونگرفتن گروه حاکم در لبنان از اين تحولات ابراز شگفتي کرد و گفت: اين گروه به جاي اين کار از اسراييل الگو مي گيرد که رهبرانش با وجود اثبات ناکارآمدي شان و از دست دادن حمايت هاي مردمي همچنان اصرار بر ماندن در مناصب خود را دارند. دبيرکل حزب الله درباره علت شکست مذاکرات ورايزني بين سران سياسي پس از جنگ و نيز شکست گفت و گوهاي اخير بين "نبيه بري" رييس پارلمان و "سعد حريري" رييس گروه مستقبل براي برون رفت از بحران و نيز شکست طرح پيشنهادي اتحاديه عرب براي برقراري اشتي در لبنان گفت: با رسيدن به اين مرحله طبيعي ترين گزينه براي حل بحران کوني مراجعه به افکار عمومي از طريق همه پرسي و يا برگزاري انتخابات زودهنگام است که مخالفين دولت با آن موافقند اما گروه حاکم زير بار اين روند دمکراتيک نمي روند و حاضر به مراجعه به افکار عمومي نيستند. سيد حسن نصرالله پيشنهاد اخير ژنرال "ميشل عون" در خصوص انتخاب رييس جمهوري آينده از طريق راي مستقيم مردم را در همين راستا و صرفا آخرين راه براي حل بحران و برون رفت از بن بست سياسي ارزيابي، و ازواکنش خصمانه جناح 14 مارس به اين پيشنهاد ابراز شگفتي کرد و گفت: با توجه به تجربيات سابق در تعديل قانون اساسي براي خروج از بحران هاي جدي از جمله تعديل قانون اساسي در مرحله انتخاب "الياس هراوي" به عنوان رييس جمهور، پيشنهاد کنوني عون نيز مي تواند برون رفت مناسبي براي پايان دادن به بحران سياسي باشد. دبيرکل حزب الله با محکوم کردن تلاش هاي جاري براي انتخاب رييس جمهوري آينده از طريق کاهش درصد شمار شرکت کنندگان در جلسه پارلمان از دو سوم به نصف به اضافه يک، اين تلاش ها را مغاير با عرف و قانون توصيف کرد و آن را نوعي سوء استفاده گروه حاکم از قدرت دانست. سيد حسن نصرالله درادامه گفت وگو با شبکه خبري العالم با اشاره به اينکه حزب الله نامزد مشخصي را براي رياست جمهوري درنظر دارد و مشورتهايي دراين باره درداخل گروههاي معارضه ادامه دارد گفت: نام اين نامزد در وقت مناسب اعلام خواهد شد . دبير کل حزب الله درپاسخ به سئوالي درمورد مسئله دادگاه بين المللي اظهارداشت: همه جريانهاي سياسي اعم از معارضه و گروهاي حاکم بااصل تشکيل دادگاه بين المللي براي رسيدگي به پرونده ترور رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان اجماع دارند واين مساله در جلسات گفتگوي سال گذشته ميان سران سياسي با اجماع مورد موافقت قرار گرفت اما جزئيات اين دادگاه بايد براساس قانون وحفظ استقلال وحاکميت لبنان شکل مي گرفت که متاسفانه اين اتفاق نيفتاد و با سوء استفاده گروه حاکم از قدرت اين پرونده به شوراي امنيت کشيده شد. سيد حسن نصرالله تاکيد کرد در صورت صدور هر گونه قطعنامه يا تصميمي در خصوص قرار گرفتن اين پرونده در قالب بند هفتم منشور سازمان ملل متحد ما ان را غير قانوني و غير معتبر خواهيم دانست. دبير کل حزب الله باتاکيد بر اينکه مشکل اصلي در بحران سياسي فعلي، شکل و نحوه تصميم گيري در حکومت است و نه مسئله دادگاه بين المللي تاکيد کرد: در خواست و تاکيد اصلي معارضه از ابتدا، تشکيل دولت وحدت ملي ومشارکت همه طرفهاي سياسي در تصميم گيريهاي راهبردي بوده است. وي گفت: گروه حاکم و جريان 14 مارس مسئله دادگاه بين المللي را بدون هيچ دليلي سياسي کردند وموافقت چشم بسته با همه جزئيات ان را شرط مذاکره بر سردولت وحدت ملي عنوان کرده است. نصرالله افزود: اگر گروه حاکم به منطق اکثريت واقليت اعتقاد دارد بايستي پيشنهاد همه پرسي يا انتخابات زود هنگام را بعنوان راه حل بپذيرند و اگر به منطق اطياف ايمان دارد بايد درخواست تشکيل دولت وحدت ملي بامشارکت واقعي همه اطياف را بپذيرند. دبير کل حزب الله با تاکيد بر اينکه لبنان بدون مشارکت کامل همه طيف ها و طايفه ها قابل حکمراني نيست گفت: در صورت مخالفت گروه حاکم با طرح مشارکت ، پيشنهاد موکد معارضه برگزاري همه پرسي است و در همه پرسي مي توان همه نقاط مورد اختلاف اعم از مشارکت ، سلاح مقاومت وغيره را به نظرخواهي گذاشت. سيد حسن نصرالله با رد احتمال بروزدرگيريهاي مذهبي در لبنان، به حوادث اخير از جمله ربوده شدن و قتل دوجوان لبناني اشاره کرد و گفت فتنه مذهبي و جنگ داخلي همواره خط قرمز معارضه ملي لبنان باقي خواهد ماند. وي اتهامات وارد شده به عزمي بشاره نماينده عرب مستعفي کنيست اسرائيل که تحت پيگيري رژيم صهيونيستي قرار گرفته است گفت: دکتر عزمي بشاره بدليل مواضع منطقي خود دردفاع از مقاومت لبنان مورد غضب قرار گرفت و اتهام جاسوسي براي حزب الله دروغي غير قبول است. سيد حسن نصرالله در خصوص حضور حزب الله در جنوب لبنان تصريح کرد که مقاومت و حزب الله گروهي نظامي مانند ارتش نيست بلکه کل ساکنان جنوب لبنان حزب الله هستند و ازاين رو اين حزب در تمامي مناطق جنوب حضور دارد. وي درتشريح راهبرد مقاومت پس از صدور قطعنامه 1701 خاطر نشان کرد که در حال حاضر استراتژي حزب الله دفاع است و نه هجوم و طي 8 ماه پس از پايان جنگ نيز تمامي موارد نقض قطعنامه از سوي اسرائيل بوده و نه مقاومت. دبير کل حزب الله در خصوص روند پيگيري موضوع اسراي لبناني دراسرائيل و نيز دو اسيرنظامي صهيونيستي نزد حزب الله لبنان وگفت گوهاي محرمانه در اين خصوص اظهارداشت : به درخواست حزب الله وبه منظورحصول نتيجه، روند اين گفتگوها با طرفهاي ميانجي تا حل و فصل مسئله کاملا محرمانه برگزار مي شود. نصرالله باتاکيد بر اجماع تمام گروههاي سياسي در لبنان بر لبناني بودن مزارع شبعا گفت: دولت لبنان تا پس از 6 سال از آزادي جنوب اين کشور زمان براي آزاد سازي اين مزارع از طريق سياسي داشت و همچنان اين فرصت فراهم است. اما حزب الله لبنان نسبت به امکان باز پس گيري اين منطقه اشغالي از طريق سياسي بدبين است و حتي اگرمذاکراتي سياسي منجر به آزادي اين مزارع شود قطعا با هدف نابودي مقاومت خواهد بود از اين رو باز هم به برکت مقاومت مزارع شبعا ازاد خواهد شد. سيد حسن نصرالله در بخش پاياني اين گفتگو با تشريح طرح موسوم به "طرح وعدصادق" براي بازساي مناطق آسيب ديده از تجاوز سال گذشته رژيم صهيونيستي باانتقاد ازکم کاري وسهل انگاري دولت لبنان در پرداخت پول به ساکنان مناطق اسيب ديده گفت: با کمک کشورهاي دوست و نيز برنامه ريزي دقيق به زودي اين طرح به صورت رسمي اغاز خواهد شد ومناطق مسکوني آسيب ديده و ساير مناطق بهتر از قبل بازسازي خواهند شد. وي همچنين کم کاري وسهل انگاري دولت لبنان در اين زمينه را تنبيه ملت بخاطر طرفداري از مقاومت و گرايش سياسي آنان دانست. دبير کل حزب الله لبنان همچنين دراين گفتگوي دو ونيم ساعته با شبکه العالم که طولاني ترين مصاحبه وي با رسانه تلقي مي شود از تلاشهاي اين شبکه درپوشش وانعکاس صادقانه عمليات مقاومت لبنان و جانفشاني هاي مردم لبنان قدرداني کرد و گفت: من در طول جنگ با وجود تمام مشکلات به طور دائم شبکه العالم را پيگيري مي کردم واز تلاشهاي اين شبکه تشکر مي کنم .
عدم ملاقات وزیر امور خارجه ایالات متحده، رایس، با وزیر امور خارجه ایران، متکی، برای آمریکا تاسف بار است. پیدا کردن راه های دیگری برای آغاز گفتگوها، هرچند به صورت محرمانه، به منظور هموار کردن راه "گشایش استراتژیک" در بازی با ایران حائز اهمیت فراوان است.
استدلال کوتاه مدت برای این امر در گزارش کمیسیون بیکر در دسامبر گذشته ارائه شده بود. همکاری با ایران برای باثبات کردن مرز جنوب شرقی عراق ضروری است. جلوگیری از برخوردهای فرقه ای و محدود کردن اقدامات تروریست ها در عراق بدون کمک ایران ممکن نخواهد بود. موضوعی که هر چه قدر دولت ایالات متحده آن را سریعتر درک کند، بهتر اجرا خواهد کرد. گنجاندن ایران در "محور شرارت" در سخنرانی سالانه بوش در سال 2002، دولتی که در سقوط طالبان به طور فعالانه با ما همکاری کرده بود را شگفت زده کرد. از آن زمان تاکنون، دولت ایالات متحده به تبلیغ علیه ایران ادامه داده است. اما باید توجه داشت که ما منافع مشترکی در افغانستان و عراق داریم، ضمن اینکه ایران از دیرباز در خاورمیانه به عنوان یک قدرت به شمار می رفته است. ایران از قرن هجدهم تاکنون به هیچ کشوری حمله نکرده است. ایران علیه هیچ کدام از همسایگانش ادعای ارضی نداشته است. ایران یکی از دموکراتیک ترین نظام های سیاسی خاورمیانه را داشته است. انتخابات ایران تغییراتی را در دولت به وجود می آورد که بر سیاست های آن کشور موثر است. ایرانیان یهودی ستیز نیستند. 25 هزار یهودی با 20 کنیسه در تهران زندگی می کنند. قانون اساسی ایران یک کرسی نمایندگی مجلس را برای یهودیان تضمین کرده است. مدارک قابل اعتنایی وجود دارد که ایران تصمیم به همکاری دارد. مقاله نیکلاس کریستف در نیویورک تایمز گویای این مطلب است. البته باید توجه داشت که این همکاری می بایستی محدود باشد. همکاری با ایران برای مهار تهدیدات بوجود آمده در عراق برای ما ضروری است، هر چند که ایران نیز به این امر نیاز دارد. هیچ تناقضی در این مساله وجود ندارد. در پیش گرفتن سیاست تعهدآمیز Engagement برای دست یابی به مجموعه ای از اهداف می تواند با در پیش گرفتن سیاست مهار Containment برای نیل به اهدافی دیگر سازگار باشد. یک گشایش استراتژیک به سمت چین به هدف ما در مهار شوروی سابق در دوران جنگ سرد کمک کرد، اما این موضوع مانع از کاهش نیاز به اعمال سیاست مهار علیه چین نشد. مثال چین برای ارائه در مقابل کسانی که به نفع ضرورت حمله به ایران به دلیل توسعه سلاح های هسته ای استدلال می کنند، مفید است. استدلال آنها همانقدر معنی می دهد که بگوییم ما می بایستی در سال های 1950 به چین حمله می کردیم. اگر ما به فشار خود ادامه دهیم، دولت تهران به ادامه فعالیت خود علیه ما در منطقه ادامه خواهد داد. چرا نه؟ نمایش گسترده ضعف نیروهای آمریکایی در عراق، محدودیت ظرفیت ما برای تهدید ایران را آشکار تر می کند. سرباز زدن از همکاری با ایران، این کشور را به جستجوی متحدانی در دیگر مناطق وا خواهد داشت. اگر هیچ کس در واشینگتن به ایران گوش فرا ندهد، شاید کسی در مسکو این کار را بکند. *استاد علوم سیاسی دانشگاه ییل علي منتظري
اما انديشه وحدت سه سال بعد؛ يعني در 1961 از هم فرو پاشيد با اين همه جمال عبد الناصر در مصر و در لباس رئيسجمهور مصر و حافظ الاسد در سوريه در سلک وزير دفاع همچنان انديشه ضربه و جنگ با اسرائيل را در فکر خود داشتند. اما همه اين افکار در مصر و سوريه، با يک عمليات بزرگ جاسوسي اسرائيل در دمشق از بين رفت و موجبات شکست سنگين مصر و سوريه پيش از آغاز جنگ عليه اسرائيل را فراهم نمود.
گفته ميشود، هنگامي که نيروهاي اطلاعات نظامي ارتش سوريه فرکانسهاي يک بيسيم را تا محل اقامت ايلي کوهين پيگيري کردند و پي بردند که اين فرکانسهاي راديويي از منزل کامل امين ثابت يا همان ايلي کوهين در قلب دمشق به خارج سوريه فرستاده ميشود، باز هم جرأت نکردند وارد منزل او شوند چرا که ميدانستند کامل امين ثابت (ايلي کوهين) چقدر به رهبران نظامي و سياسي سوريه نزديک است. آنها با کسب اجازه از فرماندهان عاليرتبه ارتش سوريه وارد منزل وي شدند و او را در حال ارسال پيام به اسرائيل بازداشت کردند.
فؤاد صادقي شاید بسیاری از کارشناسان اعتقاد داشته باشند که قدرتمندان اصلی درهالیوود کارگردانها ، ستارگان و یا حتی تهیه کنندگان هستند اما دراین میان نباید سایه یهودیان را بر پیکره صنعت فیلمسازی نادیده انگاشت.تاریخ سینمای آمریکا هر روزه شاهد شکل گیری فیلمهایی است که به حمایت آشکار از یهودیان می پردازند و به نوعی ادیان دیگر را به سخره می گیرند. دراین مجال به ذکر وقایعی می پردازیم که نمایانگر میزان نفوذ یهودیان در کالبد هالیوود است. پارتن " اعتقاد دارد که درهالیوود همه ازساخت برنامه های مذهبی بیمناک هستند و می گوید :" به نظرمی رسد که تهیه کننده های صنعت فیلمسازی حتی از لمس سوژه هایی که رگه های مذهبی دارند، نیز،رویگردان هستند؛ چرا که همه آنها یهودی هستند و برای آنها ساخت فیلمهایی که به ترویج ادیان دیگر ازجمله مسیحیت بپردازد هراسناک است " .
در خبرها آمده بود که «ملک عبدالله»، سردمدار اسلام اموي ـ وهابي، از يک واعظ وهابي و اموي، که عاشورا را عيد خوانده بود، تشکر نموده و خشم شيعيان را برانگيخته است.
اين بحث در مقالات و کتابهاي مستقل مورد بحث قرار گرفته و نشان داده شده است که بحث روزه گرفتن عاشورا به عنوان عيد، يک ايده متعلق به اسلام اموي است نه اسلام محمدي. در عين حال، براي اين که نکتهاي را براي دوستداران مكتب رسول خدا(ص) روشن کرده باشيم، ابتدا تحليل تاريخي ابوريحان بيروني (360 ـ 440) ناقد و نويسنده بزرگ دنياي اسلام را که دانشمندي سترگ و از چهرههاي بسيار برجسته در تمدن اسلامي و مورد توجه تمام مذاهب است، نقل کرده و توضيح مختصري در باره مطلب وي ارائه ميدهيم.وي در «الاثار الباقيه» که درباره مقايسه دانش تقويم نگاري ميان ملل مختلف و برخي از مسائل نجومي است، درباره روز عاشورا چنين مينويسد: «نخستين روز ماه محرم، روزي بزرگ است، زيرا روز اول سال و تحويل آن است. روز نهم آن ماه را تاسوعا مينامند، به قياس روز عاشورا. اين روز، روزي است که زاهدان شيعه در آن نماز ميگزارند. روز دهم محرم را عاشورا مينامند؛ روزي که فضيلت آن مشهور است. از رسول (ص) روايت شده است: اي مردم! در اين روز به کارهاي خير بشتابيد که روزي بزرگ و مبارک است و خداوند در اين روز به آدم برکت داده است. مسلمانان اين روز را بزرگ ميداشتند تا آن که قتل حسين بن علي در طفّ، در آن روز رخ داد، همراه با اهل بيت رسول الله از آل ابيطالب ـ عليهم السلام اجمعين ـ و کردند با حسين و خاندان رسول کاري که در تمام امتها، حتي با شرورترين مردم نکردند، از کشتن با تشنگي و شمشير و آتش زدن و بر نيزه کردن سرها و راندن اسبان بر اجساد و هتک حرمت آنان با به اسارت گرفتن زنان و کودکان و سوار کردن آنان بر شتران و توهين به آنان. اما بني اميه در اين روز لباس نو ميپوشيدند و آرايش ميکردند و سرمه ميکشيدند و عيد ميگرفتند و وليمه ميدادند و ميهماني ميکردند و شيريني و چيزهاي خوب ميخوردند و اين رسم را در طول حکومتشان در ميان «عامه» رواج ميدادند. بعد از زوال دولتشان هم اين رسم باقي ماند. اما شيعيان، در اين روز نوحه ميخوانند و بر سيد الشهداء گريه ميکنند و اين کار را در بغداد و ديگر شهرها و بلاد انجام ميدهند. آنان در اين روز به زيارت تربت مسعود حسين (ع) در کربلا ميروند و از کارهاي «عامه» ناراحت هستند از اين که لباس و اثاثيه را نو ميکنند. زماني که خبر شهادت حسين به مدينه رسيد، دختر عقيل بن ابي طالب بيرون آمد و اين شعر را خواند: [روز قيامت] چه پاسخي به پيامبر (ص) را خواهيد داد اگر بگويد: شما که آخرين امتها بوديد چه کرديد؟ با عترت و اهل من، وقتي که من ميان شما نبودم، نيمي را اسير و نيمي را خونشان را ريختيد. وقتي من شما را نصيحت ميکردم اين پاداش من نبود که با خويشان من چنين رفتار زشتي داشته باشيد». (آلاثار الباقيه، «متن عربي» ص 420) اما چند نكته: ابوريحان روايت را درباره مبارك دانستن روز عاشورا بر اساس اخبار ساخته و پرداخته بني اميه، نقل کرده است، در حالي که اين روايت پايهاي از صحت ندارد و امويان براي مشروع جلوه دادن سياستهاي تبليغاتي خود عليه عاشورا، دست به جعل اين قبيل احاديث ميزدند. جالب آن که در ادامه كتاب، همين نکته مورد توجه خود ابوريحان قرار گرفته است. زيرا در شرح کلمه عاشورا، حديثي منسوب به رسول الله (ص) را داير بر روزه گرفتن عاشورا در وقت ورود به مدينه نقل کرده است و بلافاصله با محاسبه رياضي ـ نجومي و تعيين وقت دقيق آمدن حضرت و اين که ربطي به محرم نداشته، کذب آن را ثابت کرده است. اين خود نشانگر آن است که روايات مربوط به مبارك دانستن عاشورا و روزه گرفتن آن، از اساس نادرست است. به علاوه ابوريحان در ادامه از نقلهاي ديگري هم که در باره فضليت عاشورا آمده ياد کرده و ميگويد: اينها «عوام از محدثين» روايت کرده و بيشتر براي دلجويي از اهل کتاب آنها را نقل کرده اند! آنچه در نگاه ابوريحان اهميت دارد، نشان دادن تنازع ميان سياستهاي تبليغاتي امويان با رفتار شيعيان به خاطر امام حسين (ع) است و اين که آنچه ميان «عامه» برجاي مانده، همانهاست که امويان رواج دادند. متأسفانه به رغم رفتار بسياري از سنيان که در طول تاريخ در محرم عزاداري ميکردند و مانند بسياري از سنيان هموطن اين ايام را در سوگ مينشستند، اموي مسلکان وهابي همچنان تلاش ميکنند تا دهه نخست محرم و به خصوص روز عاشورا را بزرگ بدانند و جشن بگيرند و شادي کنند.
مصاحبه ملک عبدالله با «السياسه» کويت نشان از نوعي فريبکاري و همزمان سادهانديشي و خلاف واقع گويي است. معلوم نيست چه کسي گفته است که شيعه قصد آن دارد تا سنيان را شيعه را کند؟ آيا دولت ايران دنبال اين کار است يا کساني ديگر در نقاطي ديگر؟
به نظر ميرسد اين اظهار نظر براي محو کردن نکته مهم ديگري است و آن حقيقتي است که ملک عبدالله قصد سرپوش نهادن بر روي آن را دارد. مسأله اين است که شيعيان عراق اکثريت اين کشور را تشکيل ميدهند و حق خويش را ميخواهند. اين چه ربطي به تبليغات شيعي دارد؟ مگر حزب الله در مبارزه با اسرائيل تبليغ شيعه ميکند؟ جز آن است که رزمندگان اين جنبش به خاطر فلسطينيهاي مسلمان سني كه به مرحلهاي بحراني رسيده بودند، جان خود را بر كف دست گرفته و سربازان اسرائيلي را كشته و اسير كردند؟همه ميدانيم دهها، بلکه صدها سال است که از روزگار عثمانيها و تا دوره صدام خبيث و فاسق و فاجر، شيعيان زير فشار و ستم قرار داشته و از حقوق اوليه شان محروم بوده اند. در اين کشور يک اقليت کمتر از 20 درصد عرب سني، کردهاي سني و شيعيان جنوب را تحت فشار گذاشته و آنان را از ساده ترين حقوق هم محروم کرده بودند. چيزي که امروز شيعه در عراق ميخواهد اين است نه چيزي بيشتر. اين ديگران هستند که تحمل از دست دادن امتيازات خود را که همراه با قتل عام شيعيان و کردها بوده است ندارند. طرح مسأله صفويان و بازگشت آنان و شيعه کردن اجباري مردم، دروغهايي است که از سران کشورهاي عربي شروع شده و امروز به سرمقالههاي روزنامه الاهرام و ديگر مطبوعات عربي رسيده است، جز براي ايجاد انحراف در اذهان عمومي مسلمانان سني نيست. شگفت آن که صدام که خود روزگاري به کويت و عربستان هم آن چنان حمله ميکرد، امروز توسط همين دولتها ـ منهاي مجلس کويت که موضع معقولي گرفت ـ ابزاري براي کوبيدن شيعه شده است. يعني از هر وسيله اي براي ايجاد تفرقه استفاده ميکنند تا شيعه را از حقوق قطعي خود در عراق محروم کنند. هر روز در اخبار انفجارهاي مهيب بغداد در محلات شيعه نشين از رسانههاي جهاني منتشر ميشود و باز هم تبليغات سعودي و اسلام اموي بر اين مطلب پاي ميفشرند که در عراق، سنيان از بين ميروند. بدون شک اين دروغها جز براي تحريک توده سني در سراسر جهان اسلام عليه شيعيان و کشاندن آنان به دام آمريکا نيست. مطلب بسيار روشن است و همه بايد از آن آگاه باشند. امروز شيعيان عراق با داشتن اکثريت در عراق، ديگر فرصت را از دست نخواهند داد. آنان نيازي به حمايت ايران ندارند، زيرا وقتي نزديک به 80 درصد از محلات بغداد شيعه نشين است، دليلي ندارد که آنان از ديگران کمک بخواهند. آمريکا و جريان اسلام اموي و سلفي و وهابي نمي تواند خواست اکثريت را ناديده بگيرند. نکته شگفت آن است که آمريکا با سياست احمقانه اي که براي راضي نگه داشتن اعراب در پيش گرفته و يا براي تحميق دمکراتها، بي دليل بر طبل مخالفت با ايران و شيعه ميکوبد و امنيت شهرهايي چون کربلا و نجف و جنوب را هم که خود مردم برقرار کرده بودند، خدشه دار ميکند. سياستمداران نادان کاخ سفيد که نتوانستند ترويستهاي عراق را که حداكثر حاميان 18 درصد هستند، آرام کنند چگونه ميتوانند در صورت بروز نبردي ميان آنان و شيعيان 60ـ70 درصدي اوضاع را آرام کنند؟ براي ملک عبدالله حتي اگر به فکر حفظ سلطنت سعودي باشد، مصلحت در آن است که اوضاع جهان اسلام آرام بوده و حقوق اکثريت و اقليت در هر نقطه اي حفظ شود. اگر مبنا همين امر باشد که هست، در آن صورت شيعيان سعودي هم حاضر به همراهي با دولت خودشان هستند. اين درايتي است که در حال حاضر شيعيان سعودي دارند. اما اگر قرار بر دشمني با شيعه باشد، روشن است که تشيع يک امر قومي نيست بلکه مذهبي است و در آن صورت شيعيان در هر کجا باشند، از منافع هم مذهبان خود دفاع خواهند کرد. در شرايط حساس کنوني، هيچ راهي براي مبارزه با سلطه آمريکا و بيرون کردن آن از منطقه بهتر از وحدت شيعه و سني نيست. ممکن است حاميان اسلام اموي و وهابي اين سخن را نفهمند اما حاميان اسلام محمدي از شيعه و سني، آن را به خوبي درک خواهند کرد. اين تنها راهي است که منافع آن براي همه مسلمانان بوده و همه گروهها و دولتهاي مسلمان اگر طالب عزت اسلام و مسلمين باشند، بايد از آن حمايت کنند.
آن زمان كه امام حسين (ع) در سال 61 قمري نداي «هل من ناصر ينصرني» را فرياد زد، نه براي اينكه در محشر كربلا منتظر ياري كسي باشد، چه اينكه خوب ميدانست كسي ديگر از مردان بنيهاشم باقي نمانده است و اميدي هم به توبه و بازگشت كسي از لشگر دشمن نداشت.
او اين دعوت را براي امتهاي بعد، براي اقتدا به سيره و روشي كه تمام انسانيت انسان را در بر داشت و نه فقط براي مسمانان يا شيعيان، با تقاضاي «كونوا احرارا في دنياكم» براي همه ـزادمرادان جهان، فرياد زد. آيا كسي هست همچون او، خون به جگر شود و چون باباي مظلومش، خار در چشم و استخوان در گلو، ذرهاي از انسانيت عدول نكند؟ حتي اگر بدترين و زشتترين كنايهها را بر او بر منبر وكوچه و بازار فرياد بزنند و نسبت دهند. خواست بگويد تا آخرين لحظه و دم، دشمنم را به صلاح و فلاح دعوت ميكنم و نه با شمشير و خشونت، كه با قول احسن، آنگونه كه حتي در شب نبرد نا برابر با دشمن، نشست و گفت و شنيد و مهلت داد تا شايد از آنها ـ ولو يك نفر ـ به راه راست و مرام انسانيت، هدايت شود. وقتي دشمن، آب را سه شبانهروز بر حريم و حرم او بست، ميتوانست با قدرت الهيِ امامتش، همه سرزمين كربلا را از آب سيراب كند و فرزندان خردسال او نيز سيراب شوند، چه كه او كمتر از «هاجر»، همسر ابراهيم، نبود. اما با اين حال با صبر و مقاومتي مظلومانه، ايستاد تا به همه دنيا ثابت كند كه آنچه او از طرف خدايش مأمور به انجام آن است، زمين تا آسمـان با آنچه سيره دشمن مقابل است، فاصله دارد. و اينك تو اي نصرالله! كه سيادت جدت امام حسين(ع) را بر نام و مرام خود يدك داري، آري تو! بايد «هل من ناصر ينصرني» او را با همان سيره و روشي كه او ميخواست، امروزه در عمل پاسخ دهي! مبادا از كوره صبر به در شوي و آنچه را مولاي تو در مدارا و لطف به دشمن ـ تا پيش از اتمام حجت ـ از تو خواسته است، فراموش كني! نصرالله! تو ميتواني به يك اشاره، صدها هزار، سرباز جان بر كف خود را ـ كه فقط من و تو ميدانيم واژه «شهادت» را به چه صبري به لجام كشيدهاند و نه تنها از كشته شدن نميهراسند، بلكه در آرزوي آن خواب و قرار ندارند ـ به خيابانها بريزي و آنچنان پوزه آمريكا و اسرائيل و سرسپردگانشان را بر خاك بمالي كه براي هميشه، كوس رسواييشان در همه تاريخ به صدا درآيد، اما تو صبر كن و بگذار حجت بر همه تمام شود. نصرالله! تو اينك از خودت نيستي؛ تو! اينك پرچمدار مظلوميت ميليونها مسلمان عاشقي هستي كه به خاطر حماقت و جهالت عدهاي مسلماننما كه دستپرورده واقعي شيطان بزرگند، به تروريست و خونريـزي متهم ميشوند و خانه و كاشانهشان را در بلاد مدعي دمكراسي، مورد حمله قرار ميدهند و از حقوق اوليهشان محروم ميشوند و با حقد و كينهاي كه از اسلام واقعي در دل دارند و هراسي كه از گرايش مردم به آن دارند، ميخواهند همه اسلام را در آن عده خلاصه كنند و چهرهاي زشت به جهانيان معرفي كنند. تو اينك نماد خونخواهي مظلوماني هستي كه كاسه صبرشان لبريز شده و چون چارهاي نداشتند و دنيا را براي آنها به جهنمي از شكنجههاي روحي و جسمي تبديل كردند، خود را با بمب و نارنجك در قلب سربازان كثيفترين مخلوقات زمين منفجر ميكنند تا به جهانيان شدت سختي خود را به اثبات برسانند؛ گرچه بوقهاي استكباري با صدها حيله و تزوير، اينـان را نيز با همان دسته اول متعصب نادان و دستپرورده آمريكا در يك رديف قرار ميدهند. نصرالله! بايد با صبر و نرمش خود ثابت كني كه فرهنگ اسلام واقعي ـ كه شيعه آينه تمامنماي آن است ـ چيزي جز آن است كه امروزه مدعيان دروغين حقوق بشر به او نسبت ميدهند. مبادا روشي كه در جنگ 33 روزه با دشمن تا بن دندان مسلحت در پيش گرفتي، فراموشت شود و امروز با عدهاي فريبخورده در قلب ميهن مظلومت روشي متفاوت در پيش گيري! شايد جهاد اكبر تو تازه آغاز شده است. تو بايد ثابت كني كه پيرو آن امامي هستي كه گفت: «خون بر شمشير پيروز است»؛ گرچه يزيديان اين زمان نيز اين جمله را بارها از شنيدهاند و باز هم ميگويند كه پيروان آن امام، تشنه خون هستند! حسين (ع) فرمود: فياسيوف خذيني» يعني با خون من كه شمشيرها يزيديان آن را در مييابند، درخت اسلام و آزادگي بارور ميشود، اما هر گز مدعيان دروغين حقوق بشر از خود سؤال نميكنند كه اين خوني كه امام حسين و پيروانش گفتهاند، آيا جز به دست يزيديان بر زمين ميريزد و آن شمشيري كه از نيام كشيده ميشود، ديروز و امروز در دست كه بود و هست؟ تو پيرو آن كسي هستي كه در نمازهاي جمعه همراه گرفتن اسلحه را نيكو دانست و اينك پيروان يزيد، اين عمل را نوعي خشونت و كاري تروريستي قلمداد ميكنند؛ اما هيچگاه نميپرسند و اجازه نميدهند پرسيده شود كه در حكومت اسلامي ايران ـ كه امروز بارزترين مصداق حكومت انقلابي امام حسين(ع) است و بيش از ربع قرن از عمر آن ميگذرد ـ چند بار از اسلحه براي حمله به ديگران استفاده شده است و آيا وقتي گرگهاي در لباس ميشي همچون اينان وجود دارند، ما حق نداريم دستكم در ظاهر براي ترساندن آنها، اسلحه را به رخشان بكشيم؟ و باز كسي نميپرسد و اجازه پرسيدن به بشريت را نميدهند كه در اين چند سال، چه دايههاي دلسوزتر از مادري كه دهها جنگ بزرگ و كوچك و كودتاهاي خونين را در جهان به راه نيانداخته و يا رهبري نكردند! گرچه ظاهري اتوكشيده و ادكلنزده و شيك دارند، اما در پشت پرده تزوير و فريبشان، زرادخانههاي اتمي را براي نابودي بشر، روز به روز توسعه ميدهند و در برابر دوربينهاي تلويزيون، در دست خود گل و شيريني و اسباببازي و... براي فريب بزرگ و كوچك به نمايش ميگذارند. نصرالله! مبادا از كوره در بروي و به سلاح متوسل شوي؛ كه همه آرزوي اينان در دل، همين است. نصرالله! بدان، تو، متعلق به اين عصر و اين نسل نيستي؛ تو متعلق به آينده اسلام و همه آزاديخواهان جهاني؛ بايد جهانيان و مردم مظلوم دنيا كه زير بمباران ديوانهكننده تبليغاتي بوقها و يوغهاي غرب در حال غرق شدن هستند، ببينند كه اين اسلام واقعي با آن اسلام آمريكايي كه خودشان ساخته و پرداختهاند و آن را به عنوان اسلام اصيل، مورد حمله رسانه بيرحم و ناجوانمردشان قرار دادهاند، زمين تا آسمان فاصله دارد. نصرالله! وقتي درست در بحبوحه آتشافروزيهاي اسرائيل و آمريكا در خاورميانه، آقاي پاپ كه داعيه طلايهداري دين مسيح(عليهالسلام) را دارد، پيامبر اعظم(ص) را به خشونت متهم ميكند، البته بايد شك نكني كه همه با هم دست به دست هم دادهاند تا ديگر بار، خشونت را از حساسترين خاكريز مقاومت اسلام بلكه انسانيت انسان، يعني لبنان، به نظاره بنشنينند و سندي بر ادعاي خود رو كنند. حالا كه گفتي برخي از دولتيان كنوني، از آمريكا و اسرائيل براي حمله به كشور عزيز و مظلوم تو دعوت كردهاند، انسان ميتواند شك كند كه شايد آقاي پاپ نيز آن سخنان را در راستاي به تصوير كشيدن چهرهاي خشن در عمل از اسلام گفته است و شايد او به اين انتظار بوده است تا تو در لبنان، حمام خون راه بيندازي؛ اما ميدانم كه همه آزادمردان كه از مشي و مرام شيعه خبر دارند، به او و همپيمانانش خواهند فهماند كه «زهي خيال باطل»! نصرالله! وقتي آن حرفهاي آتشين اما مظلومانه را در صفحه تلويزيون از تو شنيدم، بياختيار اشك ريختم! يادم آمد كه در سال 60 قمري نيز عدهاي از مولا و جد تو؛ امام حسين(ع) دعوت كردند و بعد با او بيعت شكستند و با او آنچنان كردند كه همه ميدانند ... اما فراموش نكن كه آنان خود از حسين(ع) دعوت كردند و او را به مسلخ كشيدند، اما اينك در كشور تو، عدهاي نادان، دستكم از بيگانكان دعوت كردهاند، پس تو ميتواني با اقتداي به جدت، صبر را تا آخرين دم پيشه خود سازي. سيد جان! وقتي در احاديث شيعه ميخواندم كه بسياري از سربازان آن حضرت پس از ظهور، از همين غيرهمكيشان تو يعني مسيحي و... هستند، كمي تعجب ميكردم؛ اما وقتي ديدم در ميدان شهداي لبنان چگونه همين برادران مسيحي، پرچمهاي لبنان را در دست دارند و عليه زور و تزوير شعار ميدهند و از تو و مرام تو به نيكي ياد ميكنند، دلم و ايمانم محكمتر شد و هم دانستم كه نداي «هل من ناصر ينصرني» امام حسين(ع) و هم نداي «كونوا احرارا في دنياكم» در حال محقق شدن است؛ حريت و آزادگي كه نه تنها براي پيروان ابوسفيان كه براي همه آزادگان جهان، صلا زده شد. تو نيز بدان و خوب ميداني كه بسياري از ياران امام موعود السرورت را همينان تشكيل ميدهند. پس با دلي محكم و صبري علوي و شجاعتي حسيني صبر را پيشه كن و بدان پيروزي نهايي، از آن مرام و روش توست كه آيندگاني نه چندان دير و دور، آن را به خوبي خواهند فهميد و بر تو آفرين خواهند گفت. پس نصرالله! از كوره در مرو! تفکرات انحرافي مسيحيان صهيونيست و ضديت با اسلام و مسلمانان که در سخنان و عملکرد بوش، رئيسجمهور آمريکا به وفور پيدا ميشود، با توجه به اسناد موجود ارثي بوده و خاندان بوش از ابتدا با التقاط و تزوير سعي در قلب حقايق و مخالفت با اسلام داشتهاند. بوش بر اين اساس، به بررسي موقعيت مسيحيت و کليسا همزمان با ظهور اسلام پرداخته است. 1. کشيش جرج بوش کتابي با عنوان زندگي محمد در سال 1830 نوشته و در اين ترديدي نيست.
هرچند چالش دنياي غرب و اسلام پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تحولات پس از آن، موضوعي محوري در سياست غرب شده است، ولي به نظر ميرسد اين چالش، که ناشي از گسترش رويكرد به اسلام بوده است، نبايد تنها با واکنش انفعالي مسلمانان روبه شده و نبايد آنان با موضعي تدافعي به آن بينديشند.
در ربع قرن گذشته که اسلام حضور توانمند خويش را در جامعه و حل مشکلات بنيادين بشر امروز نشان داده و حضوري جدي در جوامع گوناگون يافته، توانسته است توجه بسياري را به خود جلب کند؛ از يک سو، غرب با غير مسلمانان بسياري روبهروست که با اقرار به توان اسلام در حل مشکلات بشر امروز، به دين اسلام رو ميکنند و از سوي ديگر، با انبوه نسلهاي جديدي از مسلمانان روبهرو ميشوند که از اسلام اسمي و شناسنامهاي دوري گزيده و با تأکيد بر پايبندي به اسلام در همه ابعاد زندگي فردي و اجتماعي به گروههايي قوي در جامعه جهاني به ويژه در غرب تبديل شدهاند. انواع واکنشهاي غرب در ساليان گذشته، نشان از ضربهپذيري آن از اين جريان رو به گسترش دارد. غرب که در صدد بود تا نگاه سکولار خويش را حاکميت جهاني بخشد، در رويارويي با اين جريان رو به رشد، از انواع حيلهها همچون استفاده از غولهاي رسانهاي خود و تضييقات براي هرگونه حضور اجتماعي اسلام تا ساختن و پرداختن گروههايي چون ««القاعده»» و «طالبان» استفاده کرد تا به نحوي مسير اين جريان قوي را تغيير دهد. هرچند غرب سکولار چند قرن در صدد بوده است تا حضور مسيحيت در نظام سياسي جوامع خويش را حذف کند و حتي علاوه بر سعي در حذف دينمداري، از زندگي شخصي مردم به بيرنگ کردن همان مسيحيت شخصي نيز همت گماشته است، ولي با تهديدي که از ناحيه اسلام احساس ميکند، راهي جز به صحنه در آوردن مسيحيت براي مقابله با اسلام نديده است. رفتار پاپ در ادامه اين جريان قابل درک است، اما اين نوع مقابلهها که يقينا واكنشهاي آن توسط صحنهگردانان ـ و نه چندان از سوي دستگاه پاپ ـ از پيش مشخص بود و شايد به شکاف متخاصمانه اسلام و مسيحيت دلخوش کرده بودند، نبايد ما مسلمانان را فقط در موضع انفعالي قرار داده و صرفا آن را تهديدي عليه خود قلمداد كنيم، بلكه به نظر ميرسد در تعاملات اسلام و مسيحيت، اين حركت، فرصت تاريخي بسيار مناسبي را براي اسلام به وجود آورده که تا کنون اين امکان براي آن فراهم نبوده است. تأکيد پاپ به عنوان بالاترين شخصيت مسيحي، بر نفي عقلانيت در اسلام او را مجبور به پذيرش ملاک عقل براي ارزيابي اديان و حقانيت آنان كرده است. اين ملاک در تاريخ مسيحي که با تکيه بر ايمانگرايي در بسياري از آموزههاي خود، حساب عقل را از ايمان مسيحي جدا ميکرد، محک خوبي براي توانايي يا ناتواني مسيحيت در پاسخ به نياز ديني بشر امروز خواهد بود. آموزههاي بنيادين مسيحي همچون تجسد، گناه ذاتي بشر، مرگ فديه وار مسيح و تثليث که در 20 قرن با نفي امکان دستيابي عقل به حقانيت آن به مسيحيان القا ميشد، اگر بتواند فرصت ارزيابي عقلاني را پيدا کند، چالشهاي جدي براي مسيحيت خواهد داشت. از سوي ديگر، تأکيد اسلام بر ملاک عقل در ارزيابي حقانيت بنيادهاي ديني خود، ميتواند در چالش بين اسلام و مسيحيت، نقطه برتري آن را به خوبي نشان دهد. تفاوت اساسي مسيحيت و اسلام در اين است که مسيحيت، ذاتا ديني تاريخي و اسلام، اساسا ديني گزارهاي است. مسيحيت با برداشت خاص خود از تاريخ بشريت که آن را در هبوط آدم و گناه ذاتي بشر و تجسد خداوند به صورت مسيح و زندگي پر از رنج او و سرانجام مرگ فديهوار او بر صليب براي پاک کردن گناه بشر ميبيند و تنها اين تاريخ را بدون هرگونه مبناي عقلاني براي بشريت مسلم ميداند، نميتواند درباره اين آموزهها، پاي بحث عقلي را پيش بکشاند و اصلا اگر براي ديگر اديان هم جايگاهي قايل باشد، در اين تحليل تاريخي خواهد بود. به همين جهت است که هرگونه بحث عقلي بين مسلمانان و مسيحيان براي آنان معني نداشته و ميز مذاکرهاي براي تشخيص حقانيت يک دين بر اساس مباني عقلي قايل نبوده است. هرچند ما تاکنون گفتوگوهاي بسياري بين مسيحيت و اسلام داشتهايم، اين گفتوگوها براي پيدا کردن نوعي همزيستي مسالمتآميز و همکاري در تحقق اهداف مشترک بوده است و نه فرصتي براي ارزيابي حقانيت. اکنون فرصت بسيار خوبي پيش آمده است که اين گفتوگوها در فضايي سالم و منطقي، بدون پيش داوري برتري حق را نشان دهد. اصول بنيادين دين اسلام که گزارههاي ناظر به توحيد و نبوت و معاد است، از اساس تنها مبنايي عقلي را براي حقانيت خويش ميپذيرد و تقليد را ملاکي براي پذيرش آن نميداند. در اين ميان، نگرش اشعري که در ميان برخي اهل تسنن، همچون وهابيان رواج دارد، نيز در بسياري امور، راه عقل را بسيار محدود ميسازد. شيعه که با اعتقاد خويش به اصل «عدل»، حسن و قبح عقلي را مبناي آموزههاي ديني خويش قرار ميدهد و در بسياري از فروعات نيز قايل به مستقلات عقليه است، فرصت مناسبتري را در اين نوع گفتوگوها خواهد يافت. اميد است اين مسير همچون دوران حضرت رضا ـ عليهالسلام ـ که مناظرات بسياري را بين اديان فراهم آورد، فرصتي براي نشان دادن عقلانيت اسلام فراهم آورد. بدين جهت توصيه ميشود، پذيرش عقل را براي ارزيابي حقانيت اديان از سوي پاپ با جديت و سرعت پيگيري کرده و مبنايي براي مناظرات جدي بعدي قرار داد. بدين ترتيب، قطعا گفتوگوي اديان، وارد مرحلة فعال و عملي جديدي خواهد شد.
به نظر ميرسد، روزهاي آخر جنگ اسرائيل عليه مردم لبنان نزديک ميشود و اسرائيل، ناچار است به عمليات جنگي خود در روزهاي آينده پايان دهد، زيرا:
كارهاي شما با آموزههاي مسيح تناقض دارد
«آقاى جورج بوش
نويسنده: ميشل كوزودوسكي ترجمه: مجتبي شريفي منبع: باشگاه انديشه 19/1/85
برنامهريزي براي انجام يك حملهي هستهاي عليه ايران در مراحل آخر خود قرار گرفته است. اعضاي ائتلافي كه شامل ايالات متحده، اسرائيل و تركيه ميشوند در مراحل پيشرفتهي آمادگي به سر ميبرند. از آغاز سال 2005 چندين تمرين نظامي صورت گرفت. در عوض نظاميان ايران نيز در ماه دسامبر در خليج فارس يك مانور بزرگ با هدف مقابله با حملاتي كه ايالات متحده رهبري آن را بر عهده دارد، انجام دادند. از ابتداي سال 2005، مذاكرات بسياري بين واشنگتن، آنكارا، تلآويو و سران ناتو، در بروكسل صورت گرفت. در آخرين تحركات، رئيس Cia، پورت گاس در جريان يك مانور در خاك تركيه، از نخستوزير تركيه (اردوغان) درخواست كرد كه از آمريكا هم از لحاظ لجستيك و هم از لحاظ سياسي در مورد حمله هوايي به تأسيسات هستهاي ايران حمايت كند. گاس «كمك مخصوص جاسوسان ترك در مراحل آمادهسازي و ديدهباني عمليات» را درخواست كرد. (30 دسامبر 2005، DDP) جيمز پتراس، در ماه دسامبر 2005، در سايت گلوبال ريسرچ، چنين مينويسد: «تمام مقامات بلندپايهي اسرائيل اواخر مارس 2006 را زمان حمله به ايران مشخص كردهاند. همچنين پايان مارس، زمان گزارش آژانس بينالمللي انرژي اتمي به شوراي امنيت سازمان ملل در مورد برنامههاي اتمي ايران ميباشد. سياستمداران اسرائيلي معتقدند كه تهديد آنها ميتواند بر گزارش تأثير گذاشته و يا حداقل موجب بروز يكسري ابهامات و هراسها شود كه همپيمانان اسرائيل به وسيله آنها بتوانند در شوراي امنيت براي ايران تحريم وضع كرده و يا عمليات نظامي اسرائيل را توجيه كنند. هر چند كه هنوز نقش ناتو در برنامهي نظامي تحت رهبري ايالات متحده كاملاً مخفي نيست ولي ناتو اين طرح را پذيرفته است. شوك و بيم اجزاء متعدد عمليات نظامي تحت فرمان ايالات متحده بوده و توسط پنتاگون هماهنگي ميشوند. البته در اين جريان فرماندهي استراتژيك ايالات متحده (VSSTRATCOM) در پايگاه هوايي «آفات» مستقر در بزاسكا، نيز مشاركت دارد. حتماً عملياتي كه توسط اسرائيل اعلام شده، نيز توسط پنتاگون هدايت خواهد شد. ساختار دستورات عمليات به صورت مركزي شده بوده و تصميم انجام يا عدم انجام عمليات نظامي بر عهده واشنگتن خواهد بود. منابع نظامي ايالات متحده معتقدند، حملهي هوايي به ايران در مقايسه با حملهي ماه مارس 2003 به عراق، نياز به تجهيزات بيشتر و برنامهريزي دقيقتري دارد. سايت globalsecurity.org چنين مينويسد: حملهي هوايي آمريكا به ايران از نظر مقياس بسيار بزرگتر از حملهي سال 1981 اسرائيل به تأسيسات هستهاي عراق خواهد بود و بيشتر شبيه حمله هوايي سال 2003 به عراق خواهد بود. به نظر ميرسد استفاده از تمام بمبافكن پنهان B-2، حركت از پايگاه ديگوگارسيا و يا مستقيماً از ايالات متحده، حمايت كامل به وسيلهي جنگندههاي F=117 كه از پايگاه العضيه در قطر و يا مناطق ديگر همجواري برخواهد خواست و البته انهدام حدود 24 سايت مشكوك به فعاليت هستهاي در خاك ايران از اجزاي اين نقشه خواهد بود. در ماه نوامبر، فرماندهي استراتژيك ايالات متحده (US Stratgic Command) يك مانور ترتيب داد كه موضوع آن «طرح حملهي جهاني» و عنوان آن «صاعقهي جهاني» بود. اين مانور دربردارندهي تمرين استفاده از تسليحات مرسوم و تسليحات هستهاي بر عليه دشمن فرضي بود. علاوه بر اين مانور، فرماندهي استراتژيك ايالات متحده، اقدامات ديگري را نيز در جهت آمادگي بيشتر انجام داده است. در حالي كه روزنامههاي آسيايي گزارش دادند كه دشمن فرضي مانور «صاعقهي جهاني» كرهي شمالي است ولي زمانمندي مانور نشان ميداد كه تمارين براي حمله به ايران برنامهريزي شده بودند. توافق بر سر جنگ هستهاي موافقتهاي سياسي نيز از برخي اعضاي اتحاديه اروپا به گوش ميرسد. در زمان حملهي نظامي آمريكا به عراق مخالفتهاي ديپلماتيكي توسط فرانسه و آلمان با سياستهاي آمريكا صورت گرفت اما اكنون برخلاف مارس 2003 ايالات متحده مذاكرات موفقيتآميزي هم با اعضاي پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) و هم با اعضاي شوراي امنيت انجام داده است. اين مذاكرات حول يك سري اقدامات نظامي هستهاي تعريف شده بود كه ميتوانند تأثيرات زيادي روي بخش آسياي ميانه و خاورميانه داشته باشد. به علاوه اكنون تعدادي از دولتهاي فعال در خط مقدم جبهه اعراب، شركاي تاكتيكي ايالات متحده و اسرائيل در پروژههاي نظامي شدهاند. افسر ارشد نظامي اسرائيل، حدود يك سال قبل (نوامبر 2004) با رئيس ناتو در بروكسل ملاقات كرد. در اين ملاقات شش افسر نظامي از كشورهاي حوزهي مديترانه حاضر بودند كه از ميان آنها ميشود به مصر، اردن، مراكش، الجزاير و موريتاني اشاره كرد. در جريان اين جلسه يك پيمان بين ناتو و اسرائيل منعقد شد. پس از آن يك مشاركت نظامي براي تحت نظر داشتن سواحل سوريه توسط اسرائيل، ايالات متحده و تركيه صورت گرفت. سپس در فوريهي 2005، اسرائيل به همراه چندين كشور عربي، يك سري مانورهاي «ضد تروريسم» انجام داد. از طرف ديگر رسانههاي جهاني در اقدامي صريح و هماهنگ ايران را به عنوان «تهديدي براي صلح جهاني» معرفي كردند. از طرف ديگر جريانهاي ضدجنگ دروغهاي رسانهاي را پذيرفته و زواياي ديگر حادثه از چشم اين جريانات دور ماند. در اصل اين حقيقت كه طرح اسرائيل و آمريكا، در حال برنامهريزي براي يك هولوكاست هستهاي در خاورميانه هستند، از دستورات كار جريانات ضدجنگ / ضدجهاني سازي خارج شد. در اصل به مردم قبولانده شده كه اين يك «عمل جراحي» است كه از گسترش تسليحات هستهاي توسط ايران جلوگيري ميكند. به ما اين گفته شد كه اين يك جنگ نيست، بلكه يك عمليات نظامي است كه حافظ صلح خواهد بود و فقط شامل حملهي هوايي به سايتهاي هستهاي ايران ميشود. موشكهاي نيمههستهاي: «امن براي مردم شهرها» مطبوعات و رسانههاي خبري در كنار فاش كردن بخشهاي مختلف برنامهي نظامي، به صورت گسترده اقدام به تحريف حقايق مربوط به عمليات نظامي كردند. گفتني است كه اين عمليات بر اساس نظريه پيشدستي در استفاده از تسليحات هستهاي ميباشد. دستور كار اين عمليات بر اساس دكترين بوش مبتني بر «پيشدستي» در استفاده از تسليحات هستهاي كه در سال 2002 مطرح شده بود، تعريف شد. تحريفات اطلاعات توسط رسانهها به صورت گسترده ابعاد وخيم و مخرب استفاده از تسليحات هستهاي در حمله به ايران را پنهان ميكرد و اين حقيقت كه در اين عمل جراحي هم از تسليحات مرسوم و هم از تسليحات هستهاي استفاده خواهد شد، كمتر موضوع مباحثات قرار ميگرفت. بر اساس مصوبهي سنا در سال 2003، نسل جديد تسليحات تاكتيكي هستهاي يا «كمتر مخرب» نيمههستهاي كه ظرفيت انفجاري آنها بيش از 6 برابر بمب هيروشيما ميباشد، تسليحات امن براي شهروندان محسوب ميشود و اجازهي استفاده از آنها صادر ميشود چرا كه اين تسليحات در زيرزمين منفجر ميشوند. طبق نظر يكي از رسانهها كه خود را داوطلبانه حامي و پشتيبان دانشمندان هستهاي ميداند بمبهاي نيمههستهاي نه تنها يك سلاح جنگي نيستند بلكه به عنوان يك وسيلهي حافظ صلح محسوب ميشوند. بمبهاي هستهاي با قدرت تخريب پايين نيز اجازهي كاربرد در ميدان جنگ را پيدا كردند و در اقدام بعدي آمريكا در سري اقدامات «جنگ عليه تروريسم» در كنار تسليحات مرسوم مورد استفاده قرار خواهند گرفت. اين رسانه اينگونه ميگويد: مقامات رسمي عقيده دارند تسليحات هستهاي ضعيف شده ميتوانند به عنوان يك عامل بازدارنده، «در مقابل دولتهاي خشن و خطرناك [ايران، كره شمالي] به كار روند. منطق آنها اين است كه تسليحات هستهاي موجود بسيار خطرناكتر هستند و فقط بايد در جنگهاي تمام عيار هستهاي به كار روند. دشمنان احتمالي ما اين مسائل را ميدانند، براي همين آنها به فكر انتقامگيري هستهاي نخواهند افتاد. در هر حال تسليحات ضعيفشدهي، هستهاي تخريب كمتري به همراه دارند و ممكن است مورد استفاده قرار بگيرد. اين تسليحات براي بازدارندگي مؤثر خواهند بود (طرفداران با شنيدن حذف بودجهي تحقيقات دفاعي هستهاي غافلگير شدند) (29 نوامبر 2004)». در يك منطق كامل وارونه، تسليحات هستهاي به عنوان عوامل سازندهي صلح نشان داده ميشوند. در همين رابطه، پنتاگون اعلام كرد كه تسليحات ضعيف شدهي هستهاي (با قدرت انفجاري كمتر از 5000 تن) براي ساكنان شهرها بيخطر است چرا كه انفجارات در زيرزمين صورت خواهد گرفت. با اين حال هر كدام از اين بمبها از نظر انفجار و تشعشعات راديواكتيو – شباهت زيادي به بمب هيروشيما دارند. تخمينهاي صورت گرفته از انفجارات هيروشيما و ناكازاكي بيان ميكند كه آن بمبها 19000 و 21000 تن بودند (www.warbirdforum.com/hiroshima.htm) به عبارت ديگر اين تسليحات كه پنتاگون آنها را كمخطر ميداند، از نظر تخريب تقريباً يك سوم بمبهاي هيروشيما و ناكازاكي ميباشند. تعاريف جديد از تسليحات هستهاي مرز بين تسليحات مرسوم و تسليحات هستهاي را كمرنگ كرده است. به صورتي كه اكنون تسليحات به صورت يك پكيج (بسته) متشكل از تسليحات مرسوم و نيز تسليحات هستهاي در نظر گرفته ميشوند. سناتور ادوارد كندي طي سخناني كه مربوط به گسترش تسليحات نيمههستهاي و عاديسازي كاربرد آنها ايراد كرده بود، دولت بوش را متهم كرد كه نسل جديدي از تسحيلات اتمي قابل استفاده را گسترش دادهاند. ماردوخ ونون (كارمند اخراجي تأسيسات اتمي اسرائيل) اينگونه ميگويد: حفظ صلح و توازن فقط يك توجيه براي انجام عملياتي است كه ممكن است تبديل به يك هولوكاست هستهاي بشود. ولي رسانهها با مفهوم هولوكاست هستهاي هنوز بيگانهاند. دولت اسرائيل در نظر دارد تا در جنگ بعدي خودش با دنياي اسلام، از تسليحات هستهاي استفاده كند. در اينجا كه من زندگي ميكنم، مردم هميشه از هولوكاست سخن ميگويند ولي آنها نميدانند كه هر بمب هستهاي به نوبهي خود ميتواند يك هولوكاست به وجود بياورد. واحد فرماندهي حملات هوايي و زميني يك حمله پيشدستي در استفاده از تسليحات تاكتيكي هستهاي با هماهنگي فرماندهي استراتژيك مستقر در پايگاه هوايي آفات، بزاسكا و در ارتباط با ستاد فرماندهي نيروهاي ائتلاف كه در خليج فارس و پايگاه نظامي ديگو گارسيا مستقر است و نيز تركيه و اسرائيل خواهد بود. طبق توافقات جديد، فرماندهي استراتژيك ايالات متحده (USTRATCOM) مسووليت سرپرستي و هدايت طرح عملياتهاي جهاني كه شامل استفاده مشترك از سلاحهاي مرسوم هستهاي ميباشد را بر عهده دارد. به زبان فني، اين واحد سرپرستي و هماهنگي عملياتهاي جهاني كه حاوي بخشهاي پيشرفتهي نظامي مثل عملياتهاي فضايي، عمليات اطلاعات، دفاع ضدموشكي، حملات جهاني، جاسوسي، بازجويي و شناسايي نيز بازدارندگيهاي استراتژيك، را انجام ميدهد. در آغاز تحركات نظامي و آمادهسازي به منظور اقدام نظامي عليه ايران، در ژانويه 2005، USTRATCOM به عنوان واحد رهبري و هماهنگي عملياتهاي انهدام تسليحات كشتار جمعي انتخاب شد. كه بر اساس نيازها يك واحد فرماندهي جديد به اسم اجزاء ادغام شده مربوط به حملات فضايي و جهاني (JFCCSGS) به وجود آمد. JFCCSGS وظيفهي سرپرستي حملات هستهاي (البته با توجه به شروط و قواعد ذكر شده در بازبيني موقعيت هستهاي (NPR) كه در سال 2002 توسط كنگره تصويب شد) را بر عهده دارد در NPR سال 2002، بر حملهي پيشگيرانهي هستهاي نه تنها عليه كشورهاي خطرناك و بلكه حتي كشورهايي مثل چين و روسيه نيز تأكيد شده است. از ماه نوامبر، JFCCSGS اعلام كرده است كه در آمادگي گستردهاي به سر ميبرد و در حال انجام تمرينات نظامي ميباشد. اين اطلاعيه در اوايل ماه دسامبر و توسط فرمانده يگان فرماندهي استراتژيك ايالات متحده ايراد شد. اين اطلاعيه حاكي از اين بود كه واحد مذكور به تواناييهاي بسياري در زمينهي تهاجم سريع به اهداف مشخصي در سرتاسر جهان و استفاده از تسليحات مرسوم و هستهاي رسيده است. مانور نظامي كه در ماه نوامبر صورت گرفت يك كشور فرضي به عنوان هدف انتخاب كرده بود كه برخي از صاحبنظران معتقدند، منظور كره شمالي بوده است. رئيس يگان فرماندهي استراتژيك ايالات متحده چنين بيان كرد كه: واحد جديد JFCCSGS در مانور ماه نوامبر به تمام اهداف پيشبيني شده دست يافت. اين مانور كه متشكل از دو تمرين نظامي با نامهاي صاعقهي جهاني و سپر هوشياري بود يك هفته پيش به پايان رسيد. در اين مانور يگان فرماندهي دفاع فضايي آمريكايي شمالي يا همان NORAD نيز به منظور تمرين دفاع ضدموشكي آمريكا شمالي مشاركت داشت. افسر نيروي دريايي، كاپيتان جيمز گرابيل كه سخنگوي STRATCOM ميباشد اعلام كرد: «پس از طرحريزي تمرينات نظامي متعدد، فرماندهي استراتژيك ايالات متحده اقدام به سازماندهي دوبارهي خود و بهبود هماهنگي بين اجزاء نمود. در ماه مي سال 2005 JFCCSGS يك جزوه با عنوان اصول عمليات را تهيه كرده و روز به روز نيازهاي عملياتي و فرايندهاي برنامهريزي خود را بهبود ميبخشد.» او همچنين افزود: «اقدامات يگان، در خلال مانور صاعقهي جهاني به گونهاي هدايت شد تا عمليات زمينهساز بهبود تواناييهاي مشترك فضايي و جهاني به منظور بازداشتن دشمن و شكست قطعي آنها باشد.» اما او به جزئيات عملياتهاي جديد واحد تازهكار كه در حدود 250 نفر پرسنل دارد، هيچ اشارهاي نكرد. روزنامهي اقتصاد ژاپن در تاريخ 30 دسامبر 2005 نوشت: «كارشناسان هستهاي و منابع دولتي اشاره كردهاند كه يكي از بخشهاي مهم اين عملياتها به كاربري استراتژي هستهاي سال 2001 كه شامل اقدام پيشگيرانهي هستهاي عليه كشورهاي دشمن داراي تسليحات كشتار جمعي ميشود». طرح اصول كار 8022 JFCCSGS يك واحد پيشرفته و آماده است كه مسووليت آن رهبري حملهي هستهاي به ايران و كره شمالي ميباشد. پيادهسازي عملياتي حملهي جهاني، طرح مفاهيم يا طرح اصول كار 8022 نام نهاده شده است. اين طرح يك نقشه مشخص ميباشد كه نيروي هوايي و نيروي دريايي آن را در غالب يك حملهي مشترك براي زيردرياييها و بمبافكنها تفسير و ترجمه ميكنند. CONPLAN 8022 يك چتر برنامهريزي براي هماهنگي سناريوي استراتژيك مربوط به بهكارگيري تسليحات هستهاي ميباشد. هانس كريستين در روزنامه اينترنتي اقتصادي ژاپن اشاره كرد كه اين طرح عمليات نظامي را فقط محدود به چين و روسيه نكرده و در مورد بهكارگيري طرح 8022 عليه ايران و كره شمالي، هيچ منعي وجود ندارد. مأموريت JFCCSGS استفاده از طرح 8022 و به عبارت ديگر انجام عمليات نظامي هستهاي عليه ايران ميباشد. جورج بوش وزير دفاع را تعيين كرده و وزير دفاع اعضاي هيئت اجراي طرح 8022 را معرفي ميكند. طرح 8022 با نقشههاي ديگر جنگي متفاوت است و برخلاف آنها، هيچ نگاهي به اقدام نيروهاي نظامي از راه زمين ندارد. ويليام آركين در ماه مي سال 2005 به روزنامه واشنگتن پست گفت: «طرح 8022 با ديگر نقشههاي جنگي متفاوت است، اين طرح شامل يك عمليات كوچك بوده و يكي از اصول آن اين است كه هيچ چكمهاي روي زمين نخواهد آمد. نقشههاي معمولي جنگ شامل نيروهاي نظامي (هوايي، زميني، دريايي) ميشوند و بايد در مورد پشتيباني لجستيك و سياسي در صورت طولاني شدن مدت حضور نيروهايش، انديشيده باشد. ... حملهي جهاني به سرعت و مخرب بوده و نيروها پس از انهدام اهداف، با فرمان رئيس جمهور از ميدان خارج ميشوند.) نقش اسرائيل اسرائيل از اواخر سال 2004 بسياري از تسليحات مرسوم و هستهاي ساخت آمريكا را به منظور انتظار براي حمله به ايران، انباشته كرده است. اين تسليحات كه به وسيله كمكهاي نظامي ايالات متحده خريداري شده بود، در ماه ژوئن 2005 تقريباً كامل شدند. در ميان اين تسليحات ميتوان به چندين هزار «مهمات هوشمند هوايي»كه شامل 500 بمب بانكر – باستر نيز ميباشد (اين بمبها قابليت حمل مهمات هستهاي را دارند) اشاره كرد. مهمات B61-11 كه نسخهي هستهاي مهمات مرسوم BLV113 ميباشد قابليت حمل توسط بمبهاي بانكر – باستر را دارد. براي اطلاع بيشتر به آدرسهاي زير مراجعه كنيد: www.globalresearch.ca/articles/cho112c.html www.thebulletin.org/article-nn.php?art-ofn=j703norri به علاوه در اواخر سال 2003 گزارش داده شد كه زيردرياييهاي كلاس دلفين اسرائيلي با موشكهاي هاريون آمريكا و كلاهك هستهاي مجهز شده و هدفشان ايران ميباشد www. Globalresearc.ca/articles/TH311A.html گسترش جنگ در تاريخ 8 فوريه 2005، خبرگزاري CNN به نقل از ايران گزارش داد: «تهران اين مطلب را پذيرفته كه در صورت حمله، ايران نيز توسط موشكهاي بالستيك اسرائيل را مورد حمله قرار خواهد داد.» امكان دارد اين حملهها به تأسيسات نظامي ايالات متحده در عراق و خليج فارس نيز كشيده شود كه نتيجهاي جز گسترش دامنهي جنگ نخواهد داشت. با توجه به وجود جنگ استعداد جنگ و ناآرامي در افغانستان، عراق، فلسطين، حملهي نظامي به ايران، منطقهي خاورميانه و آسياي ميانه را در شرايط نامتعادل امنيتي قرار خواهد داد. به نظر ميرسد فشار ايالات متحده بر سوريه و در مورد خروج نيروهاي نظامي سوري از لبنان براي اين است كه اسرائيل جاي بيشتري براي كار داشته و نيروهاي اسرائيل با خيال راحتتر در حمله شركت كنند. با توجه به پيمانهاي نظامي سال گذشته آنكارا – تلآويو، نقش تركيه در حملهي احتمالي نيز نقش مهمي خواهد بود. از آن طرف نيز ايران در حال تجهيز نظامي گسترده ميباشد. به گزارش ساندي تايمز در ماه دسامبر سال 2005 يك قرارداد 1 ميليارد دلاري بين ايران و روسيه امضا شد كه طي آن روسيه قول فروش يك سيستم پيشرفتهي دفاعي به ايران داده است. اين سيستم قابليت تخريب موشكهاي هدايت شونده و بمبهاي هدايتشوندهي ليزري را دارد. جنگ زميني: با اينكه در قالب طرح 8022، استفاده از پياده نظام در نظر گرفته نشده ولي بمباران هوايي فرآيند جنگ را به سمت دخالت پياده نظام و جنگ زميني خواهد كشيد. نظاميان ايران توانايي مقابله با نيروهاي ائتلاف را هم در مرز ايران – عراق و هم در خاك عراق دارند و سربازان اسرائيلي نيز توانايي عمليات در خاك لبنان و سوريه را دارا هستند. البته طي تمرينات اخير، هدايت نيروها و برنامهها به گونهاي صورت گرفت كه يك سري مانور نظامي توسط نيروهاي اسرائيل در مناطق كوهستاني بين ايران و تركيه و عراق صورت گرفت كه توسط دولت تركيه پشتيباني ميشد. آنكارا و تلآويو موافقتنامهاي امضا كردهاند كه بر طبق آن، اسرائيل ميتواند در مناطق كوهستاني تركيه كه مرز بين ايران و تركيه ميباشد، تمرينات نظامي انجام دهد. يك روزنامهي كشور امارات متحده عربي نوشت: «بر اساس اين توافقنامه كه بين رئيس ستاد ارتش اسرائيل، دن هالوتز و مقامات رسمي ترك امضا شد، اسرائيل چند مانور نظامي در مناطق مشترك مرزي با ايران و سوريه انجام خواهد داد». اين روزنامه بدون ذكر منبع خود اضافه كرد، اسرائيل به خاطر وجود مشكلات در عبور از مناطق كوهستاني در فصل زمستان، درخواست انجام اين مانورها را دارد. واحدهاي هاكاري و بولو در اين مانورها شركت خواهند داشت. اين واحدها مهمترين واحدهاي نيروهاي مخصوص نظامي اسرائيل و متخصص در جنگهاي چريكي ميباشند. پيشتر تركيه پذيرفته بود كه خلبانان اسرائيل در مناطق مشترك مرزي با ايران، آموزش داده شوند. اين اخبار در زماني فاش شده است كه تركيه در تلاش است تا از اتهام همكاري با آمريكا در جاسوسي از ايران خود را تبرئه كند. وب سايت اعتماد در 28 دسامبر 2005 با بيان اين مطلب اضافه كرد كه مطبوعات عربي با اشاره به آمادگي نظامي تركيه اعلام كردهاند كه حداقل تركيه در مورد اجازه به اسرائيل براي استفاده از خاك و هواي تركيه عليه ايران قانع شده است. اين مقاله توسط دكتر ميشل كوزو دوسكي، استاد اقتصاد دانشگاه اتاوا و رئيس مركز تحقيقات جهانيسازي نوشته شده است. آدرس سايت: www.globalreserch.ca نکته : جنگ هسته اي آمريكا ايران اسرائيل خاورميانه بمب هسته اي جنگ زميني جنگ هوايي
1. مقدمه وزیر - نقشه راهنمای عملیات اطلاعات مجموعه ای از نقطه نظرات وزارتخانه به همراه یک برنامه را ارائه میدهد که قصد دارند تا هدف عملیات اطلاعات را به عنوان یک هسته نظامی پیشرفته تدوین کنند. این راهنما شامل یک چهار چوب عمومی برای فهم عملیات اطلاعات و سیاست ها وروند های آن میشود که هدف آن نیرومند سازی نیروهای مسئول در برنامه ریزی و هماهنگ سازی عملیات اطلاعات می باشد. این امر مستلزم وجود نیروهای خاص کاری و نیز آموزش پیشرفته برای عملیات اطلاعات می باشد. در آخر، این راهنما از یک سری ساختار های سازمانی جدید استفاده می کند که این ساختار ها با پیشرفته سازی امکانات عملیاتی در کنار نیازهای جنگی و حمایت دگر گونی های دفاعی، اقدام به حفاظت از شرایط صلح می کنند. این راهنما نیز مثل هر نقشه دیگر در طول زمان و از طریق تجربیات اجرایی تغییر کرده و بهبود خواهد یافت. به همین دلیل، پس از گذشت یک سال مطالعات و آزمایشات تجربی و بررسی نتایج، نقشه به طور مناسب تغییر پیدا خواهد کرد. - این راهنما نمونه دیگری از مصوبات وزارتخانه (وزارت دفاع) در جهت تغییر وضعیت امکانات نظامی در جهت حفاظت از صلح در زمان پیدایش تهدیدات و نیز بکارگیری فرصت های جدید در اختیار گذاشته شده به خاطر رشد و توسعه سریع فناوری اطلاعات می باشد. جریان پیشنهادات ارائه شده در راهنمای عملیات اطلاعاتی آغازگر فرایند توسعه آن در زمینه امکانات جنگی می باشد که نیروهای جنگنده را قادر خواهد ساخت تا در اقدامات حفاظتی از نیروهای خودی در مورد تهاجمات نظامی، تصمیم سازی کنند. - من با پیشنهادات این راهنما موافقت می کنم و بخش های خدمات، نیروهای رزمنده و عوامل وزات دفاع را جهت حمایت همه جانبه از اجرای این نقشه، مدیریت و هماهنگی خواهم کرد. امضا دونالد رامسفلد وزارت دفاع 2. منشور راهنمای IO (عملیات اطلاعات) - جزوه بازبینی وزارت دفاع در سال 2001، عملیات اطلاعات را به عنوان یکی از 6 هدف اصلی که توسط وزارت دفاع برای اصلاحات ملاحظه شده اند بیان کرد. این جزوه از وزارت دفاع خواست که در مورد عملیات اطلاعات از عوامل جاسوسی و تجهیزات فضایی نهایت استفاده را ببرد و نه تنها آن را به عنوان یک عامل مجهز کننده برای نیروهای نظامی فعلی بداند، بلکه آن را به عنوان یک توانایی حیاتی برای نیروهای آینده نیز قلمداد کند. - متعاقباً، راهنمای برنامه ریزی دفاعی (DPG ) برای سالهای 2004 تا 2009 تلاش کرد تا عملیات اطلاعات تبدیل به یک تخصص نظامی مرکزی و کاملاً در هماهنگی با مدیریت بحران باشد که بتواند هم به خوبی در اجرا مورد حمایت قرار گیرد و هم از عملیات های دیگر حمایت کند. راهنمای برنامه ریزی دفاعی نتایج مورد انتظار از راهنمای عملیات اطلاعات را به شرح زیر خلاصه می کند: ] *نکات حذف شده اند[* A. رویکرد -دستور. راهنمای برنامه ریزی دفاعی بخش سیاستگزاری وزارت دفاع [USD(P)] را مامور ساخته است تا در کنار بخش معاونت وزارت دفاع (فرمان، کنترل و ارتباطات) و نیز ریاست ستاد مشترک (CJCS) راهنمای جامع عملیات اطلاعات را برای ارئه به وزارت دفاع آماده کند. راهنمای جامع عملیات اطلاعات با فرض قبول IO به عنوان یک تخصص مرکزی نظامی بوجود آمده و شامل حمایت از مطالعات مربوطه به سیاست، برنامه ها، سازماندهی، آموزش، نیروهای وظیفه، حمایت تحلیلی، عملیات روانی (PSYOP)، امنیت عملیات (OPSEC)، جنگ افزار های الکترونیک (EW) حقه های نظامی و عملیات شبکه کامپیوتری (CNO) می با شد. -رهبری. بخش سیاستگزاری وزارت دفاع اقدام به تشکیل یک هیات مرتبط با راهنمای عملیات اطلاعات کرده که توسط معاونت وزارت دفاع (منابع و بر نامه ها) [DASD (R&P)] اداره می شود. معاونت (امنیتی و عملیات اطلاعات) وزارت دفاع [DASD(S&IO)] ومعاونت مسئول در عملیات اطلاعات (DDIO) با هم اقدام به ایفای نقش مدیریت ارشد در مورد سازمانهای مرتبط خود می کنند.این هیات، شامل نمایندگانی از دفاتر دیگر نظیر دفتر وزارت دفاع (OSD) عوامل خدمات و دفاعی ونیز شامل نمایندگانی از یگان عملیاتی مخصوص و یگان فضایی می شود. مسئولیت های یگان فضایی در تاریخ 1 اکتبر 2002 به یگان استراتژیک انتقال یافت. - روش. کار اساسی هیات مذکور راهنمایی 15پروژه مطالعاتی پشتیبانی است که نتایج مطالعات خود را به صورت خلاصه و مفصل به اعضای هیات ارائه می دهند.پس از موافقت با نتایج مطالعات هر گروه مطالعاتی اقدام به تحقیق در مورد موضوع خود کرده و نکات مختلف را از منابع متعدد و مطالعات صورت گرفته در گذشته جمع آوری می کند. سپس گروه مطالعاتی، یک سری ارزیابی هایی را در مورد عواملی که در حالت کنونی می توانند با تکیه بر عملیات اطلاعات کمک زیادی برای تشکیل یک هسته تخصصی نظامی برای عملیات اطلاعات باشند، انجام می دهد.سپس گروه، نتایج محصولات را به صورت مستند و مدون، برای تصحیح محدودیت های شناخته شده و گسترش پیشنهادات اولویت بندی شده به طوری که برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده کفایت کند، آماده می کند. - رهبران گروههای مطالعاتی که برای انجام این 15 مطالعه و مراحل برجسته مطالعاتی انتخاب شده بودند، مشخص شدند و گروه های مطالعاتی مذکور تا سپتامبر و اکتبر 2002 مهلت داشتند تا مراحل مطالعات خود را تکمیل کنند.این مهلت از سوی راهنمای برنامه ریزی دفاعی برای تاثیر گزاری در برنامه و بازبینی بودجه آن تعیین شده بود که این اقدامات نیز صورت گرفت. تقریباً 383 میلیون دلار در سالهای 2004تا 2009 توسط مدیران هیات مذکور و به منظور اساسنامه تصمیمات برنامه که از پیشنهادات راهنمای موقت عملیات اطلاعات حمایت می کرد، تصویب و تامین اعتبار شد. - رهبران تیم های مطالعاتی نتیجه بازبینی های ضمن تحقیق و نیز گزارشات نهایی را به هیات مذکور ارائه کردند. در حد فاصل ماه ژوئن تا دسامبر2002، هیات مذکور به صورت هفتگی یک سری جلسات را برای بررسی نتایج ارائه شده برگزار می کرد. معاونت منابع و برنامه ریزی وزارت دفاع و معاونت امنیت و عملیات اطلاعات وزارت دفاع و معاونت مسئول در عملیات اطلاعات وزارت دفاع طی جلسات هفتگی در مورد اینکه کدام یک از پیشنهادهای مطالعات باید در خلاصه راهنمای عملیات اطلاعات وارد شود، تصمیم گیری می کردند. - مدیریت ارشد در مورد پیشنهادات تصمیم گیری می کند. در مواردی که توافق اعضا ممکن نباشد، بخش سیاستگزاری وزارت دفاع به عنوان مدیر اجرایی راهنمای برنامه ریزی دفاعی، اختلاف نظرات را رفع می کند و یا اینکه موارد را برای تصمیم گیری به وزیر ارائه میکند. B. اهداف و فرضیات کلیدی - فرضیات کلیدی. همیشه اطلاعات مربوط به جنگ افزارها برای رسیدن به موفقیت های نظامی حیاتی است و اکنون اهمیت این اطلاعات در رسیدن به اهداف مورد نظر بیشتر شده است. سه فرض حیاتی که اهمیت روزافزون اطلاعات را گوشزد می کند عبارت اند از: 1. توانایی های دولت ایالات متحده با اهداف مورد نظر ارتباط موثر داشته باشند. این یک نکته مهم برای مقابله با دشمنان می باشد. توانایی انتشار اطلاعاتی که مخاطبان را در مورد برنامه ها متقاعد و تشویق خواهد کرد می تواند تاثیر زیادی روی تصمیم سازی مخاطبان داشته و یکی از وسائل مهم جلوگیری از مخالفتها و اعتراضات به حساب آید. به علاوه، این می تواند از قدرت رهبران تروریست و مجامع حامی تروریست در استخدام افراد و بکارگیری تسلیحات کشتار جمعی بکاهد. 2. سیستم شبکه ای C4ISR می تواند عامل مهمی در تبدیل و تطبیق نیروها، شفاف سازی فضای جنگ، تصمیم سازی سریع و موثر و نیز عملیات های سریع، موازی و موثر به حساب آید. 3_سیستم شبکه ای C4ISR به عواملی چون تصمیم سازی اتوماتیک، شبکه های با پهنای باند زیاد و امکانات الکترو مغناطیسی وابسته بوده و البته دارای یک سری نقاط ضعف است که باید با برنامه ریزی و مدیریت رفع شوند. - اهداف: عملیات اطلاعات تبدیل به یک تخصص مرکزی شود.اهمیت تسلط بر طیف اطلاعات، موضوع تبدیل عملیات اطلاعات به یک هسته تخصصی نظامی در تمام بخشهای هوا، زمین، دریا و عملیات های مخصوص را توضیح می دهد. وظیفه هیات ناظر بر راهنمای عملیات اطلاعات نیز تلاش برای توسعه عملیات اطلاعات و تمرکز آن بر روی مجموعه ای از اقدامات که تبدیل عملیات اطلاعات به یک هسته تخصصی نظامی را ممکن می سازد، می باشد. در مقابل این اقدامات نیازهای ضروری برای تبدیل عملیات اطلاعات به یک هسته تخصصی نظامی را شناسایی میکنند. - عملیات اطلاعات به عنوان یک هسته تخصصی نطامی نیاز به یک فهم عمومی و ارتقاع سطح در خلال سلسله مراتب دفتری وزارت دفاع، خدمات و یگان های رزمنده دارد. همچنین این مجموعه نیازمند: 1. سیاست ها و راهکارهایی که: *به وضوح عملیات اطلاعات را معرفی کرده و حدود اختیارات و محدودیت های اجرایی آن را مشخص کند. *حداکثر اختیارات ممکن را به نیروهای رزمنده در برنامه ریزی و اجرای عملیات اطلاعات به طورت های ترکیبی، اعطا کند. 2. برنامه ها، عملیات ها و آزمایشهایی که: *عملیات اطلاعات را در برنامه ریزی های مشترک با تمام فرماندهی های نیروها مشارکت دهد. *مفاهیم عملیات اطلاعات را نیز در جریان توسعه راهکارهای عملیاتی جدید، گسترش دهد. *تمام تمرین ها و دوره های آموزشی بلند مرتبه را نیز شامل آموزش های عملیات اطلاعات کند. 3. توسعه نیروی عملیات اطلاعات به وسیله عوامل زیر ممکن می باشد. *مشارکت نیروهای رزمنده چهار ستاره وحمایت آنها از آزمایشات مربوط به عملیات اطلاعات، گسترش راهکارها و معرفی امکانات مورد نیاز را بیشتر کند. * روابط سازمانی، فرامین و کنترل آسان و موثر سازد. *نیروهای آموزش دیده و آگاه تربیت کند. *برنامه های مشترک به منظور گسترش امکانات نیروهای موجود در راه تبدیل عملیات اطلاعات به یک هسته مرکزی نظامی می باشد را ایجاد کند. 3. خلاصه اجرائیات A. نتیجه گیری - صاحب نظران عملیات اطلاعات به اتفاق 3 موضوع کلیدی را مشخص کردند که باید فوراً مورد توجه قرار گیرد. 1. ما باید با شبکه (NET )مقابله کنیم. وزارت دفاع درحال ساخت یک نیروی اطلاعات میانی می باشد.شبکه های داخلی یکی از مراکز ثقل بوده و وزارتخانه باید برای حمله به (NET )آماده باشد. 2. در هر حال شبکه های داخلی آسیب پذیرند وعدم توجه به این امر می تواند موجب آسیب پذیری بیشتر آنها شود. 3. پیشنهادات این گزارش می تواند نقطه شروعی برای اقدامات درمانی امنیت شبکه های داخلی به منظور حفظ اولویت تصمیم گیری باشد.گام ضروری بعدی ایجاد یک استراتژی تنومند و لایه لایه دفاع در عمق می باشد تا نیروهای رزمنده را در حفظ امکانات و تجهیزات جنگی کمک کند. - ما باید عملیات های روانی را بهبود بخشیم. نیروهای نظامی باید آمادگی بیشتری در بکارگیری جنگ روانی در پشتیبانی از عملیات های نظامی بدست آورند. مقالات وپیام های به کارگرفته شده در جنگ های روانی باید حاوی اهداف امنیت ملی بوده و موضوعات و پیام ها در سطح ملی باشند. در هر حال اکنون جبهه های ما در جنگ روانی به حد اکثر تاثیر گذاری و سودمندی خود نرسیده است. - پیشنهادات مربوط به گسترش و توسعه امکانات و قابلیت های جنگ های روانی که در این گزارش آمده است و روشن سازی مسئولیت ها و وظایف موجود در زمینه جنگ های روانی، در کنار حمایت های وزارت دفاع از دیپلماسی عمومی و تلاش های عمومی می تواند، توانایی وزارت دفاع در هدایت عملیات اطلاعات به سمت اجرای بسیار موفق اهداف همسو با امنیت ملی را بیشتر کند. - جنگ روانی مشخصاً باید در مخاصمات علیه دشمن و برنامه ریزی دقیق برای اصلاح راههای مقابله در زمان تعارضات متمرکز شود. محصولات جنگ روانی بر پایه آگاهی های عمیق از روندهای تصمیم سازی مخاطبان و عوامل موثر بر تصمیمات آنها بنا شده و به سرعت و در بالاترین استاندارد تولید و با شدت و قدرت زیاد وبه طور مستقیم در فضای عملیات و در بین مخاطبان منتشر شود. اتخاذ پیشنهادات این گزارش می تواند سرعت ما را در توسعه توانایی های موجود در حملات شبکه ای کامپیوتری (CNA)بسیار زیاد کند.به علاوه راهنمای مجزای جنگ افزارهای الکترونیک باید یک استراتژی سرمایه گزاری عمومی، برای وزارتخانه معرفی کند. - روی هم رفته پیشنهادات موجود در این گزارش شروعی است برای اینکه عملیات اطلاعات تبدیل به یک هسته تخصصی نظامی برای نیروهای رزمنده شود. اگر در زمان تهاجم این پیشنهادات بکار گرفته شود می تواند فوائد زیر را به طور عمومی برای وزارتخانه و مشخصاً برای نیروهای رزمنده به همراه داشته باشد. 1. یک دایره لغات و دیدگاههای مربوط به عملیات اطلاعات که شامل اطلاعات مشترک با زمینه بر نامه ریزی نیز می باشد به وجود خواهد آمد. 2. اختیارات اجرایی بیشتر به نیروهای رزمنده اعطا خواهد شد. 3. یک دوره آموزش دیده از نیروهایی که در مورد برنامه ریزی و اجرای عملیات اطلاعات توانایی دارند،به دست خواهد آمد. 4. برنامه ریزی عملیات اطلاعات و ایجاد حمایت های مشترک اجرایی و تحلیلی، توسط یگان فرماندهی استراتژیک مرکزی سازی خواهد شد. 5. همچنین توانایی های گسترده عملیات اطلاعات در مورد رزمندگان فوایدی به همراه خواهد داشت که از جمله آن می توان به موارد زیر اشاره کرد: *افزایش توانایی در انتشار نیرومند پیام ها ومطالب در مقابله با تحرکات دشمنان. *محافظت از شبکه ها از طریق استراتژی دفاع واقعی در عمق. *به دست آوردن بسیاری از امکانات نیرومند و مخرب که می توانند برای انجام یک حمله همه جانبه شبکه کامپیوتری و الکترونیکی کافی باشد. البته میزان اعتبار این امکانات در فرایند های فرمان، کنترل/ آزمایش های تضمینی و پالایش تاکتیک ها و راهکارها افزایش پیدا خواهد کرد. B. بنیان ساخت یک تخصص مرکزی نظامی - یک مفهوم مشترک وتعریف مشخص برای عملیات اطلاعات باید بر پایه چارچوب عمومی وزارت دفاع و شا مل طیف کامل مفاهیم مرتبط با عملیات اطلاعات باشد که این مفاهیم با توجه به 3 تابع اصلی عملکرد عملیات اطلاعات و همچنین تعاریف پشتیبان که در زیر خو اهند آمد، ساخته می شوند. - 3 تابع تعریف شده عملیات اطلاعات. مفاهیم تعریف شده برای عملیات اطلاعات توسط وزارتخانه باید موجب تسهیل تمام انواع عملیات اطلاعات که می تواند کمک بزرگی در انجام عملیات های نظامی چه در دوران صلح و چه در بحران و چه در جنگ باشد، شود. این مفاهیم شامل 3 تابع بسیار مهم می باشند: 1. در مقابل دشمن بازدارنده، ترساننده و مانع بوده و اینگونه وحدت فرمان نیروهای دشمن را بر هم زند و در عین حال موجب اتحاد نیروهای خود می شود. 2. از نقشه های ما محافظت کرده و در عین حال نقشه های دشمن را منحرف و بی اثر کند که از این طریق نیروهای ما حداکثر تاثیر را داشته و نیروهای آنها در حداقل بازده عمل کنند. 3_ ارتباطات و شبکه های دشمن را کنترل کرده و در عین حال از ارتباطات و شبکه های ما محافظت کند. این گونه توانایی دشمن در اداره یک دفاع سازمان داده شده را سلب کرده واز طرف دیگر قدرت و هماهنگی ما را بیشتر کند. به عبارت دیگر در زمان جنگ همه جانبه، در دست گرفتن کنترل ارتباطات وشبکه های دشمن، نیروهای رزمنده ما را قادر می سازد تا کنترل تسلیحات وابسته به ارتباطات و شبکه دشمن را از دست دشمن خارج کنند که البته زیر ساخت های شبکه ای، فرامین و کنترل و مدیریت جبهه نیز از دست حریف خارج خواهد شد. - آماده سازی در زمان صلح. خط مشی عملیات اطلاعات که توسط وزارت دفاع و برای تسهیل تمام انواع عملیات اطلاعات تعیین می شود، برای همه زمان ها جاری بوده و در زمان صلح نیز باید عملیاتهایی برای آماده سازی و گسترش آن وجود داشته باشد. *در زمان قبل از ایجاد بحران، منطقه مورد نظر برای عملیات اطلاعات باید از طریق جاسوسی، تجسس، شناسایی و اقدامات پیشرفته برنامه ریزی آماده شود. 1. [حذف شده است] 2 .به همین دلیل تلاش های جدی باید در جهت شناسایی دشمنان آینده، رهبران و اشخاص تعیین کننده آنان و روند تصمیم سازی و اولویت های تصمیم گیری آنان صورت گیرد. اگر این آنالیز عوامل انسانی به خوبی انجام نشود، انتقال پیام ها و مطالب جنگ روانی برای تغییر رفتار دشمن در زمان جنگ به خوبی و با حداکثر بازده انجام صورت نخواهد گرفت. 3. دفاع شبکه ای کامپیوتری CND)) و امنیت عملیات در تمام ابعاد جنگ یک توانایی حیاتی به شمار می روند ولی باید در زمان صلح نیز به آنها توجه زیادی شود تا از دشمن در قبال انجام عملیات های اطلاعات واستفاده از نقاط آسیب پذیر نیروهای ما جلوگیری کند. محافظت از برنامه ها و شبکه ها می تواند تصمیم گیری موثر و انجام بدون اشتباه برنامه ها را تضمین کند. - پنج قابلیت مرکزی. در یک عملیات اطلاعات همه جانبه 5 قابلیت اصلی به منظور به دست آوردن اثرات مورد نظر و یا جلوگیری از دشمن در بدست آوردن نتایج مطلوبش بکارگرفته می شود: جنگ افزارهای الکترونیک، جنگ روانی، امنیت عملیات، فریب نظامی و عملیات شبکه ای کامپیوتری. تمرکز بر روی 5 قابلیت اصلی یک تغییر مهم است که عملیات اطلاعات از دسامبر سال 1996 به سمت آن حرکت کرد چرا که قبل از آن 13 قابلیت اصلی تعریف شده بود. برای تمرکز کاری عملیات اطلاعات از 13 قابلیت به 5 قابلیت،3 دلیل قابل ذکر است: 1. این 5 قابلیت در برخورد اول عملیاتی و در عمل نیز نتایج عملیاتی به همراه دارند و یا اینکه دشمن را از رسیدن به آن نتایج باز می دارند. 2. آنها مستقل بوده و برای رسیدن به اهداف مورد نظر باید با هم ترکیب شوند.برای مثال: [مثال های موجود در این بخش حذف شده اند] *یکی از کارکرد ها کاهش اعتماد دشمن به قابلیت های خودش می باشد. 3. آنها به طور مشخص قابلیت هایی که یگان های خدمات و عملیات مخصوص باید به دست آورده، سازماندهی شده و به نیروهای رزمنده آموزش دهند را معرفی می کنند. مفهوم سازی جدید، تمرکز عملیات اطلاعات بر روی تصمیم سازی را کاهش داد و سه هدف اولیه عملیاتی که برای رزمندگان اهمیت زیادی دارند را جدا کرد. - شناسایی توانایی های مرتبط و پشتیبان. تمام اعضای مشارکت کننده در تهیه راهنمای عملیات اطلاعات بر ضرورت شناسایی قابلیت های مرتبط و پشتیبان تاکید کردندو پذیرفتند که مانند دیگر قابلیت های اساسی نظامی، عملیات اطلاعات نیزبدون امکانات پشتیبانی گوناگون موفق نخواهد بود. توانایی هایی نظیر امنیت فیزیکی، تضمین اطلاعات، ضد جاسوسی و حمله فیزیکی؛ کمک های مهمی به عملیات اطلاعات می کنند. این توانایی ها نیز مانند بخشهای دیگری نظیر لجستیک، شناسایی و تجسس در کنار عملیات اطلاعات، برای بخشهای دیگر نظامی نیز خدمت می کنند. از طرف دیگر تلاشهای عمومی و عملیات های نظامی شهری فعالیت های مرتبطی را برای عملیات اطلاعات بوجود آورد که اولین بار در سال 1996 مطرح شدند : 1. این توانایی ها به گونه ای با عملیات اطلاعات مرتبط بودند که بسیاری از نتایج بدست آمده توسط آنها با اهداف بدست آمده توسط برخی از جنبه های عملیات اطلاعات مثلاً جنگ روانی مشابه بود. 2. یکی از نتایج تلاشهای عمومی و عملیات های نظامی شهری حمایت بیشتر از تلاشهای نظامی بود که متقابلاً این تلاشها موجب بازداشتن و ترساندن دشمن می شد. از طرف دیگر جنگ روانی نیز نتایجی مشابه به همین به همراه دارد. - عملیات اطلاعات نیاز به هماهنگی با اقدامات عمومی و عملیات های نظامی شهری دارد تا بتواند اهداف فعالیت های مرتبط را با موفقیت تکمیل کرده و پیامها و مطالب مشخص را منتشر کند. نکته : آمريكا عمليات اطلاعات راهنمای IO وزارت دفاع حمله جنگ |
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
شهریور 1388
مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by mehrpouya.Blogfa.com