تبليغاتX
یادداشت های مهرپویا همت پور

خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد قادمون

درباره وبلاگ
بازديد كننده گرامي.
از اينكه به اين وبلاگ ابراز لطف نموده ايد سپاسگذارم. اين وبلاگ متعلق به اينجانب مهرپويا همت پور مي باشد . اخباري كه از سايت هاي ديگري اقتباس گرديده اند صرفا جهت بهره برداري قانوني و شرعي شما مي باشد.كليه حقوق يادداشت ها و مقالات و اخباري نيز كه با نام بنده در اين وبلاگ قرار دارند نيز منحصرا متعلق اينجانب بوده و هر گونه استفاده بدون اجازه از آنها غيرقانوني و قابل پيگرد مي باشد.
نظرات سازنده شما پله موفقيت اين وبلاگ است. لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب نظرات و انتقادات خود را در وبلاگ اعلام فرماييد.
پیوندهای روزانه
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
در کمین ابلیس

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
مناظره با دگر اندیشان و روشنفکران
با سلام.

در حال حاضر مناظره ای میان بنده و گروهی موسوم به دگراندیشان و روشنفکران در جریان می باشد.

از آنجا که محتویات این مناظره را مباحث ایدئولوژیک روز و مسائل استراتژیک تشکیل می دهند خواهشمند است ضمن بازدید از وبلاگ اختصاصی این مناظره نظرات خودرا اعلام فرمائید.

با تشکر

مهرپویا همت پور

مناظره با دگراندیشان

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
قدمگاه پیامبر مکرم اسلام زیر تازیانه های گروهی نژادپرست

نویسنده : مصطفی ملکی

منبع : sinagency.com  1 / 6 / 85

بخوان سبحان‌الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله

سلام بر معراج پیامبر (ص) در شب تاریخی و جاودانه که محمد امین از قدس شریف به سوی «سدره المنتهی» عروج فرمود و در آنجا با خدای خود ملاقات کرد. درود خدا بر مردان یعقوب نبی (ع) که پس از بازگشت چهل ساله از کنعان پای در سرزمین شیر و عسل نهادند و صحرای سینا را محشر وحدانیت خدا و تقوی الهی کردند و سپاس بر مردان بلند قامت و جنگجو که عرض جغرافیایی 42 درجه شمال غربی دریای مدیترانه شهر قدس با آنان معنا یافت.

شاید روزگار نمی‌دانست روزی قدمگاه پیامبر اسلام شاهد تاخت و تاز جنگ‌های صلیبی قرار گیرد و یا به بهانه وجود هیکل سلیمان در زیر مسجدالاقصی موریانه‌ها به آن هجوم بیاورند. کجایند هفتاد مرد یعقوب نبی (ع) که ببینند گوساله پرستان صهیونیست دوباره داستان گوساله سامری را زنده کرده و درد، رنج و شیون زنان و کودکان بی دفاع را از نیل تا فرات پراکنده‌اند.

در کشاکش نبرد خوبی و بدی در تاریخ، مولودی ناخلف با شعار بازگشت به سرزمین موعود پای در سرزمین بیت‌المقدس نهاد که پایه‌گذار تفکری سخیفتر از این مولود به نام تفکر صهیونیستی شد. توطئه‌ای چند لایه که بر بیشتر اعصاب کشورهای دنیای اسلام نفوذ و حضور دارد. موریانه‌های صهیونیستی در قالب طرح جهانی سازی اقتصاد و سرمایه‌گذاری خارجی چنان شریان‌های نیل تا فرات را نشانه رفته‌‌اند که استقلال اقتصادی کشورهای اسلامی را تهدید می‌کند.

هنگامی که غبار چشمانم را پاک می‌کنم، در داستان‌های دوران کودکی در دنیای وانفسای بدی و تباهی، فضیلتی بود که پشت رذیلت را به خاک می‌مالید. یکی بود یکی نبود. در زمان‌های بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود. فضیلت‌ها و تباهی‌ها در همه جا شناور بودند. آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند. روزی همه فضایل و تباهی‌ها دور هم جمع شدند. خسته‌تر و کسل‌تر از همیشه، ذکاوت پیشنهاد قای باشک بازی را داد و دیوانگی فورا فریاد زد من چشم می‌گذارم. از آنجایی که هیچ کس نمی‌خواست به دنبال دیوانگی بگردد، همه قبول کردند دیوانگی با چشم‌های بسته شروع به شمردن کرد و همه رفتند تا جایی پنهان شوند.

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد. خیانت داخل انبوهی از زباله‌ پنهان شد. اصالت درمیان ابرها مخفی گشت. هوس به مرکز زمین رفت. طمع داخل کیسه‌ای که خودش دوخته بود مخفی شد. دروغ گفت زیر سنگی پنهان می‌شوم، اما به ته دریا رفت.

و همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمی‌توانست تصمیم بگیرد چون همه می‌دانیم پنهان کردن عشق مشکل است. در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می‌رسید. هنگامی که دیوانگی به صد رسید، عشق پرید و در بین یک بوته گل رز پنهان شد. دیوانگی اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی، تنبلی‌اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.

دروغ ته دریاچه، هوس در مرکز زمین و... یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق. او از یافتن عشق، ناامید شده بود. حسادت در گو‌شهایش زمزمه کرد، تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.

دیوانگی شاخه چنگ مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان دوباره و دوباره آن را در بوته گل رز فرو کرد و با صدای ناله‌ای متوقف شد. عشق از پشت بوته بیرون امد. با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می‌زد. شاخه‌ها به چشمان عشق فرا رفته بودند و او نمی‌توانست جایی را ببیند. او کور شده بود. دیوانگی گفت: «من چه کردم؟ چگونه می‌توانم تو را درمان کنم؟» عشق پاسخ داد: «تو نمی‌توانی مرا درمان کنی اما اگر می‌‌خواهی کاری بکنی، فقط در کنار من باش و این گونه است که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.

نمی‌دانم بر این سرزمین مصیبت چه گذشته است که چنین سرد و بی‌روح شده و فریادرسی نیست. مگر می‌شود تاریخ را حتی فریفته باشند و از میان صدها روایت، تنها روایت صهیون باشد و بس. گویا چشم‌ها کور شده و آیینه‌ها را غبار گرفته است. بادهای مسموم نهال‌ها را شکسته‌اند و آتش صاعقه را در همه وسعت بیشه‌زار گسترده‌اند و دشت، جولانگاه گرگ‌های گرسنه‌ای است که رمه را بی چوپان یافته‌اند. مگر نه این است که برخی کشورهای مسلمان مقهور ادعای واهی آسایش خیالی اسرائیل شده و دیوانه‌وار در حال معامله سرزمین قدس؛ آن هم به ثمن بخس هستند. ای سرزمین پاکترین پیامبران، در آدینه روز مردان و زنانت عاشقانه تو را فریاد خواهند زد زیرا جمال الدوره، پدر شهید محمد الدوره، شکوفه عشق را در روز قدس در نهاد فرزند نورسیده دیگرش محمد نامید تا قدس زنده و جاوید بماند.

اما ای برادر و خواهر مسلمان. آیا اگر امام زمان (عج) در مبارک روزی ظهور فرمایند بر این ظلم صبر خواهند کرد؟ آیا امام منتظران و منتظر امروز، به حال مظلومان فلسطین نمی‌گریند؟ آری ای برادران و خواهران مسلمان، در هر جای جهان که به سر می‌برید بدانید امروز هیچ فریضه‌ای بالاتر از انتظار و در عرصه انتظار نیز هیچ مسئله‌ای واجب‌تر از اجابت ندای «اهل من ناصر ینصرنی» در صحرای فلسطین نیست.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
امام علي(ع) و پيشگويي نابودي اسرائيل

منبع:ماهنامه موعود، شماره 66             

در روايات متعددي ، موضوع تسلط يهود بر سرزمين‌هاي اسلامي و حوادث پس از آن پيشگويي شده است كه در اينجا به مناسبت حوادث جاري در منطقه به دو مورد از آنها اشاره مي‌كنيم:

در روايتي كه از اميرمؤمنان(ع) نقل شده است در اين زمينه چنين آمده است:

يهود براي تشكيل دولت خود در فلسطين، از غرب [ به منطقه عربي خاور ميانه] خواهند آمد.

عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع كجا خواهند بود؟

فرمود: در آن زمان عرب‌ها نيروهايشان از هم پاشيده و ارتباط آنها از هم گسيخته، و متّحد و هماهنگ نيستند.

از آن حضرت سؤال شد: آيا اين بلا و گرفتاري طولاني خواهد بود؟

فرمود: نه، تا زماني كه عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميم‌هاي جدّي آنان دوباره تجديد شود آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پيروز و متّحد خواهند گرديد، ونيروهاي كمكي از [طريق] سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد كه بر روي پرچم‌هايشان نوشته شده است: «القوّة»1. عرب‌ها و ساير مسلمانان همگي مشتركاً براي نجات فلسطين قيام خواهند كرد [و با يهوديان خواهند جنگيد] و چه جنگ بسيار سختي كه در وقت مقابله با يكديگر در بخش عظيمي از دريا روي خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روي اجساد كشته‌ها عبور كنند.آنگاه فرمود:

و عرب‌ها سه بار با يهود مي‌جنگند، و در مرحلة چهارم كه خداوند ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را دانست هماي پيروزي بر سرشان سايه مي‌افكند . بعد از آن فرمود:

به خداي بزرگ سوگند كه يهوديان مانند گوسفند كشته مي‌شوند تا جايي كه حتّي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.2

* * *

آن حضرت در روايتي ديگر كه «عبايد اسدي» آن را نقل كرده است، مي‌فرمايد:

من در آينده در مصر منبري روشني‌بخش بنيان خواهم نمود ...، و يهود و نصاري را از سرزمين هاي عرب بيرون خواهم راند ، و عرب را با اين عصاي خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.

عبايه مي‌گويد: من عرض كردم: يا امير المؤمنين! گويي شما خبر مي‌دهيد كه بعد از مردن بار ديگر زنده مي‌شويد و اين كارها را انجام مي‌دهيد!

فرمود:

هيهات اي عبايه ! مقصود من از اين سخنان آن گونه كه تو خيال كردي نيست؛ مردي از دودمان من اينها را انجام خواهد داد.3

با اميد به آنكه به زودي با ظهور امام مهدي(ع) شاهد نابودي صهيونيسم متجاوز و آزادي كامل سرزمين فلسطين و قدس شريف باشيم.

پي‌نوشت‌ها:

1 .ظاهرا اشاره به آيه «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه» (سورة انفال(8)، آية 60) باشد.

2. عقائد الاماميه، ج1 ، ص270؛ به نقل از هاشمي شهيدي، سيداسداله، ظهور حضرت مهدي(ع) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص .

3. بحارالانوار، ج53، ص59؛ معاني الاخبار، ص407؛ به نقل از همان، ص .

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
حمله به ایران:از حــرف تا عمــل

در پاییز سال گذشته که مقامات امنیتی اسراییل اقدام به برگزاری کنفرانسی در شهر «هرتزلیا» کردند تا مشکلات پیش روی این رژیم را به بررسی بنشینند، رییس موساد و مقامات امنیتی ارتش اسراییل به نتیجه ای واحد دست یافتند: «جمهوری اسلامی ایران بزرگ ترین خطری است که اسراییل از ابتدای تاسیس تا کنون با آن رو به رو بوده است». شاید چند روزی بیشتر از پایان این کنفرانس نگذشته بود که آریل شارون، مایر دوگان، رییس بخش بین الملل موساد را مامور بررسی و ساماندهی استراتژی جنگ با ایران کرد.

برنامه هسته ای ایران و ادعای اسراییل مبنی بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای البته اکنون به محور اصلی بهانه های این رژیم و ایالات متحده برای تهدید علیه ایران تبدیل شده است؛ اما مساله اصلی در این میان چیست: انقلاب اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی به عنوان بروز و ظهور این انقلاب در ایران. با اطمینان می توان گفت اسراییل و آمریکا کمر به نابودی جمهوری اسلامی ایران بسته اند و این نه یعنی این که در 25 سال گذشته چنین عزمی نداشته اند که شاید اکنون دیگر برای تحقق این آرزوی خود تاب از کف داده اند.

بسیار ساده می اندیشند کسانی که این مشکل را در صورت عدم موفقیت بوش در صحنه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا حل شده می بینند. دموکرات ها و جمهوری خواهان بیشتر متفاوت نمایی خود را مدیون اختلاف نظرشان در مسائل داخلی ایالات متحده و نیز رسانه های پر سر و صدا هستند. شاید اکثر مردم و حتی آگاهان سیاسی در مقابل پرسش «تفاوت دموکرات ها و جمهوری خواهان در سیاست خارجی چیست؟» پاسخ رایج دهه اخیر را تکرار کنند: جمهوری خواهان اقتدارگرا و جنگ طلب هستند و دموکرات ها اهداف خود را از راه همکاری و چانه زنی در محافل بین المللی و در یک کلام دیپلماسی پیگیری می کنند.

این اشتباه بزرگی است که در صورت همه گیر شدن می تواند اشتباهی مرگبار در تعیین استراتژی و تاکتیک در پی داشته باشد. آمار نشان می دهد اکثر جنگ های ایالات متحده علیه کشورهای مختلف جهان را دموکرات ها رهبری کرده اند و شاید تنها در دو دهه گذشته باشد که جمهوری خواهان، یعنی بوش پدر و پسر، اکثریت آمار جنگ ها را در دست دارند. این واقعیت یک اصل را روشن می کند و آن بازی خوب و ماهرانه دو حزب حاکم بر آمریکا در جهت اهداف و سیاست های تعیین شده است.

اما در برهه کنونی نیز باید دانست که سیاست آمریکا در صورت پیروزی هر یک از دو رقیب صحنه انتخابات در آمریکا، نابودی جمهوری اسلامی ایران است. اگر به سخنان تبلیغاتی «بوش» و «کری» دقت کنید، به وضوح می بینید که حتی کری، بوش را متهم به مسامحه در مورد ایران می کند و به مردم آمریکا وعده می دهد که در صورت انتخاب شدن سیاست های سختگیرانه تری را در قبال ایران به کار خواهد گرفت. مسابقه کاندیداهای هر دو حزب در تملق گویی رژیم صهیونیستی نیز البته خوانندگان را در فهم بهتر واقعیت های صحنه سیاست در آمریکا یاری خواهد داد. غرض این که منطق صهیونیسم مسیحی در هر دو صورت شکل دهنده رفتار آمریکا در سال ها و حتی دهه های آینده خواهد بود.

اما سوال اصلی این است که آیا فرجام کار تقابل ایران با آمریکا با اسراییل نظامی خواهد بود یا سوال واضح تر این که آیا همان گونه که این روزها اغلب مردم و صاحب نظران می پرسند، اسراییل و یا آمریکا مسایل هسته ای را بهانه تهاجم به ایران و یا لااقل تاسیسات هسته ای ایران قرار خواهند داد؟

اگر بخواهیم تنها با توجه به امکانات، توانا یی ها، شرایط داخلی کشوهای درگیر و موقعیت سرزمینی آن ها به این سوال پاسخ دهیم، جواب حتمی و مسلم این پرسش «نه» خواهد بود.

آمریکا، اسراییل و تمام کشورهای مدعی در این زمینه به خوبی به این حقیقت واقفند که تفاوت ایران با عراق یا افغانستان از زمین تا آسمان است. بگذریم از این که آمریکا در اشغال عراق و افغانستان به هیچ وجه درگیر جنگ نشد (؟) که این خود موضوع نوشتار مفصل دیگری است. اما حمله محدود به تاسیسات هسته ای ایران نیز با موانع بسیار جدی رو به روست. اگر فرض کنیم که اسراییل برای حفظ موجودیت خویش در مقابل انقلاب اسلامی با نادیده گرفتن افکار عمومی جهان دست به انتحار بزند و یک تنه برای تهاجم به ایران اقدام کند عملیاتی غیر ممکن را در مقابل خود خواهد داشت. شاید برخی از موانع را بتوان به این صورت فهرست کرد:

1) تاسیسات هسته ای ایران که تعداد آن ها به 20 مجموعه می رسد، در تمام جغرافیای ایران پراکنده اند.

2) بسیاری از این تاسیسات مخفی و پایین تر از سطح زمین در زیر لایه های حفاظتی بتون قرار دارند و اطلاعات کافی و دقیق از آن ها در دسترس نیست.

3) فاصله اسراییل از ایران بیش از آن است که هواپیماهای اسراییلی قادر باشند پس از هدف قرار دادن تاسیسات ایران به کشور خود بازگردند. بنابراین این رژیم مجبور خواهد بود از پایگاه های نظامی کشورهای اطراف ایران برای مقصود خود بهره گیری نماید. این گزینه نیز عواقب مرگ آوری برای کشور ثالث در پی خواهد داشت. زیرا پاسخ سهمگین ایران متوجه آن کشور نیز خواهد بود و می توان این اشتباه را برای کشور مفروض غیر قابل جبران تلقی کرد.

4) تعدد و پراکندگی تاسیسات هسته ای ایران عملیات یک روزه را نیز برای اسراییل غیر ممکن ساخته است.

5) آن چه که مطمئنا بیش از هر چیز ذهن تصمیم گیران اسراییلی را به خود مشغول داشته است، پاسخی است که ایران به این تجاوز رژیم صهیونیستی خواهد داد. پاسخی که مسئولان ایرانی اعلام کرده اند «جهان را غافلگیر خواهد کرد» مسلما اصلی ترین مانع این حمله است. ضمن این که حتی اگر آمریکا نیز مستقیما در این تهاجم دخالت نداشته باشد به عنوان اصلی ترین حامی اسراییل و نیز تجهیز کننده این رژیم به انواع سلاح های فوق مدرن از جمله 5000 بمب هوشمندی که دو هفته پیش در اختیار اسراییل قرار داد، باید انتظار دریافت پاسخی غافل گیر کننده را از سوی ایران داشته باشد. به دور از شعار می توان از هم اکنون تمامی نیروها و تجهیزات آمریکا در عراق، افغانستان و تمام خاورمیانه را گروگانی در دست ایران تلقی کرد.

نکته بسیار قابل تامل دیگر در این زمینه رفتار پیچیده اسراییل است. در چند ماه گذشته که مساله حمله به تاسیسات هسته ای ایران مطرح شده است اسراییل بارها و از زبان مسئولان مختلف خود مواضع مختلف و گاه متناقضی را اتخاذ نموده است. یک بار در یک بازه زمانی چند روزه تمامی مسئولان سیاسی، نظامی و امنیتی اسراییل ایران را تهدید به حمله می کنند و بار دیگر در حالی که رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل با لحنی تند احتمال تهاجم به ایران را مطرح می کند، آریل شارون، نخست وزیر این رژیم، هرگونه احتمال این امر را مردود می شمارد. در برهه زمانی که اجلاس عمومی سازمان ملل در حال برگزاری بود نیز مسئولان اسراییلی تمام تلاش خود را برای تحریک کشورهای جهان به برخورد با ایران به کار بردند. برای نمونه می توان به اظهارات هفته پیش رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اسراییل (کنست) اشاره نمود که خطاب به کشورهای جهان گفته بود: «جهان نباید از اسراییل کوچک انتظار خنثی کردن خطر هسته ای ایران را داشته باشد.» واقعیت این است که اسراییل ترجیح می دهد حتی الامکان بار این اقدام بر دوش دیگر کشورها به خصوص آمریکا قرار گیرد.

اما راه حل های دیگری نظیر فشار سیاسی بر تهران، تهدید به کشاندن پرونده ایران به شورای امنیت و تحریم اقتصادی نیز برای به تسلیم واداشتن ایران مطرح می شود که به نظر می رسد چندان باب طبع صهیونیست ها نباشد. از سوی دیگر تحریم اقتصادی و یا نفتی ایران نیز همان طور که به وخیم شدن اوضاع اقتصادی ایران می انجامد عواقب ناگواری نیز برای کشورهای اروپایی که در حال حاضر در حجم بالایی مشغول مبادله اقتصادی با ایران هستند، خواهد داشت. همچنین تحریم نفتی ایران قیمت نفت را به طور سرسام آوری افزایش خواهد داد که قطعا برای هیچ یک از طرف های درگیر با ایران مطلوب نخواهد بود.

***

این ها همه که نگاشته شد البته واقعیاتی بود که ایران و دشمنانش با آن درگیرند، اما حرف اصلی نگارنده را شاید نتوان در سطور بالا یافت. آن چه که اکنون باید مورد توجه بیش از پیش قرار گیرد این است که مولفه های حاکم بر اصول سیاست خارجی اسراییل و آمریکا برگرفته از عقاید مذهبی و باورهای دینی است. شاید بر اساس واقعیات مذکور اسراییل و حتی آمریکا باید اندیشه تهاجم به ایران را از مخیله خویش دور کنند، اما اگر از اندیشه های آخرالزمانی صهیونیست های حاکم بر تل آویو و کاخ سفید آگاه باشیم احتمال این امر را چندان هم اندک نمی شماریم. آن ها آرماگدون را انتظار می کشند و البته خود نیک می دانند که در این سو منتظران بسیارند.

 

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS
حاج محمد کوثری