تبليغاتX
یادداشت های مهرپویا همت پور

خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد قادمون

درباره وبلاگ
بازديد كننده گرامي.
از اينكه به اين وبلاگ ابراز لطف نموده ايد سپاسگذارم. اين وبلاگ متعلق به اينجانب مهرپويا همت پور مي باشد . اخباري كه از سايت هاي ديگري اقتباس گرديده اند صرفا جهت بهره برداري قانوني و شرعي شما مي باشد.كليه حقوق يادداشت ها و مقالات و اخباري نيز كه با نام بنده در اين وبلاگ قرار دارند نيز منحصرا متعلق اينجانب بوده و هر گونه استفاده بدون اجازه از آنها غيرقانوني و قابل پيگرد مي باشد.
نظرات سازنده شما پله موفقيت اين وبلاگ است. لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب نظرات و انتقادات خود را در وبلاگ اعلام فرماييد.
پیوندهای روزانه
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
تاريج و جغرافياي جنگ به لجن كشيده شده/سعيد قاسمي
رحمت خدا بر سيد مرتضي آويني.امسال بعد از گذشت چهارده سال از شهادت آقا سيد امسال براي من بسيار ملموس تر بعد از اين كه يك عاشوراي فكه را با بچه هاي دانشجو درك كرديم و يك سفر راهيان نور ايام عيد.
آن جا تازه پي بردم كه چرا سيد مرتضي آويني كه هم يك نقشه كش خوب بود، هم يك متن نويس خوب بود، يك فيلم بردار خوب بود،هم كارگردان خوب بود.هم يك نقاش خوب، هم مترجم بود، هم به زبا عربي و هم انگليسي.اما اين آدم چرا دست به دوربين شد؟مي توانست يك آرپيچي زن خوب شود.مي توانست يك تك تيرانداز خوب باشد.يك تخريب چي خوب.امسال فهميدم  كه چرا اين كار را انتخاب كرد.كه در شرايطي به سر مي بريم كه عمدا هم تاريخ جنگ و هم جغرافياي جنگ به لجن كشيده شده است.
يعني او دقيقا مي دانست كه آثار دفاع مقدس را شخم مي زنند.حضرت روح الله در پيامي تاكيد موكد داشتند كه مناطقي را نگه داريد.اما ما چه كرديم و چه بهتر كه بگوييم چه كارهايي كه نكرديم. مي دانست كه اين اتفاق مي افتاد.

دژ در خرمشهر بر اثر عمليات بازسازي شخم زده شد و تمامي تانك هاي آن در كارخانه  نبرد اهواز ذوب شد.

در سنندج باشگاه افسران، باشگاهي كه در آنجا پانزده روز در محاصره بوديم و جنگيديم، در و ديوار آن را كه هنوز آثار جنگ و مرمي ها در آن بود با بلدوزر تخريب كردند و روي آن ساختماني بنا كرده اند به نام مركز حفظ ارزش هاي دفاع مقدس(!)

آويني مي دانست كه به جاي اين كه با آرپيجي تانك بزند كه امروز هيچ آثاري از آن ها باقي نماند كاري كرد كه امروزه كاروان هاي راهيان نور به مناطق جنگي راهي شوند.

شهيد آويني پيشنهاد داده بود كه از خانواده هاي شهداي قتلگاه فكه كه استخوان ها آن جا باقي بمانند تا هر ساله آن جا عاشورايي به پا شود.

سيد مرتضي مي توانست در شهرك سينمايي برود و به ساخت فيلم مشغول شود.اما مي دانست كه امروز از 1300 صفحه در كتاب هاي درسي متوسط از دو تا چهار برگ در باره دفاع مقدس است.وقتي بهترين ساعت ها را براي ترش و شيرين،چيپس و خيار شور مي گذاريد،در شرايطي كه هنوز بچه هاي جنگ هستند و كار مي كنند بهترين تصاوير را از لبنان مي گيرند در بد ترين ساعات پخش مي كنند.ما هنوز دچار آن بحران در قصه خنجرو شقايق هستيم علي رغم تمام مشكلات و معظلات.

من نمي دانم چه كسي مي خواهد جلوي تخريب تاريج و جغرافياي دفاع مقدس را بگيرد؛ علي رغم آن كه همه آن ها نيز عزيزان و رفقاي ما هستند.

پيتزا فروشي در شلمچه درست كرده ايد. سيستم دالبي كه گذاشته ايد با هزينه هاي فراوان تا ايجاد صداي واقعي شود تا خواهران دلشان بلرزد(!) با اين مسائل اين قدر عوامانه برخورد نكنيد.

ما متاسفيم كه در اين شرايط بحراني و دشمن شناسي در همين فرمايش اخير حضرت آقا كه اشاره به دشمن شناسي داشتند عزيزان همان طور در حال خودشان هستند . كار به جايي رسيد كه فشن اسلامي نشان دادند. بعد آقاي ضرغامي نارحت هم مي شوند. فاين تذهبون آقاي ضرغامي. روز اول كه شما روي كار آمديد گفتيد كه جلوي اين تبليغات را خواهي گرفت.روز پنجم گفتيد، اينان تراس هايي پشتشان خوابيده است تا ده سال. نتوانستي حتي يك مفسده را مقابله كني.

امروزه جوانان مشتاق شنيدن روايت هاي دفاع مقدس هستند. هر كجا كتابي در باره دفاع مقدس است به سراغ آن مي روند و راهيان نور نيز هر ساله با استقبال بيشتري رو به رو مي شود و به دنبال راوياني هستند كه از جنگ براي آن ها بگويد.
آقاي ضرغامي! اصلا به اين صورت نيست كه برنامه هاي دفاع مقدس مخاطب نداشته باشد. از محاصره يك ساله آبادان حتي يك مستند ساخته نشده است.

سيد مرتضي يادت مي آيد كه گفتي كار فرهنگي يارانه پذير است؟

بعد از شهادت تو رفتند آقايان راهي را كه رفتند! يكي رفت كارخانه وينيستون را بخرد. يكي رفت سفره خانه سنتي راه انداخت. يكي جوراب استارلايت زد تا با پول اين ها كار فرهنگي مستقل انجام دهند.

بايد چو عمر قرن هايي سر بيايد
تا مثل يك آويني ديگر بيايد

تشكر از همه شهيدان.تشكر از شهيد صياد شيرازي كه همين راه را رفت تا لايه هاي ديگر جنگ را براي شما بگويد كه چرا در فكه شكست خورديم.

اللهم اياك نعبد و اياك نستعين

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
سخنان سيد حسن نصرالله به مناسبت روز مقاومت و آزادي
دبيرکل حزب الله لبنان گفت : نمونه مقاومت اخلاقي و ديني لبنان را کمتر در طول تاريخ مي توان مشاهده کرد .

به گزارش شبکه المنار ، سيد حسن نصرالله درسخناني تلويزيوني به مناسبت روز مقاومت و آزادي پس از درود و سلام به پيامبر ص و اهل بيت پاک و مطهرش و همچنين تبريک روز مقاومت و آزادي به مردم و يادآوري دستاوردهاي شهدا و فداکاري هاي آنان افزود : متاسفانه اوضاع لبنان مانع از ديدار مستقيم با مردم شد و اين سخنراني تلويزيوني که به صورت مستقيم پخش مي شود در واقع تلاشي براي جبران اين امر است .

نصرالله در ادامه خداوند متعال را به سبب پيروزي هاي پي در پي شکر گفت و افزود : برادران و خواهران من در روز مقاومت و آزادي احساس افتخار مي کنم اما به سبب اوضاع کنوني در لبنان و فلسطين از جمله غزه و همچنين اوضاع عراق جاي شادي و خوشحالي به اين مناسبت خاليست . به روان شهدايي که اين پيروزي را براي ما به ارمغان آوردند به خصوص سيد عباس موسوي و شيخ راغب حرب درود مي فرستيم .

نصرالله ادامه داد:  بدون شک روز بيست و پنجم ماه مي دو هزار شاهد پيروزي بزرگ بر دشمن صهيونيستي بود که همه دنيا از جمله رهبران سياسي و نظامي دشمن و نيروهاي سياسي و مردمي آن به اين شکست اعتراف کردند اما متاسفانه حق اين پيروزي آنطور که بايد و شايد ادا نشد .

وي افزود : در اين مناسبت مي خواهم درباره سه موضوع صحبت کنم که يکي از آن ها به شخصيت و ويژگي مقاومت و مساله دوم به ورود حزب الله به حيات سياسي لبنان در دو سال گذشته مربوط است مساله سوم نيز به حوادث اخير در لبنان و پيامدهاي آنان در اين کشور و موضع ما در قبال آن مربوط مي شود .

نصرالله درباره مساله اول يعني شخصيت مقاومت و ويژگي هاي آن پرداخت و ادامه داد : جنبه نظامي مقاومت در لبنان و توانايي آن براي برنامه ريزي و عملکرد خوب در ميدان معروف است اما تعهد يکي ازاصلي ترين ويژگي هاي مقاومت است . ما در لبنان در برابر مقاومتي متعهد قرار داريم . منظور من تعهد انساني ايماني اخلاقي و ملي است . بازپس گيري اراضي اشغال شده لبنان و راندن اشغالگران از آنجا و آزاد کردن اسرا از نظر مقاومت مساله اي مقدس و واجبي ديني و ملي و اخلاقي است به همين سبب مقاومت در عمليات خود بر حفظ جان مردم وجلوگيري از ريخته شدن خون آن ها تاکيد فراواني دارد .
عمليات مقاومت فقط نظاميان صهيونيست را هدف قرار مي داد نه غيرنظاميان لبناني و بي گناهان را بر همين اساس در بسياري از اوقات افراد مقاومت به سبب وجود افراد بي گناه در محل عمليات خود را به تعويق مي انداختند و به مقر خود باز مي گشتند .

وي ادامه داد : اصل مقاومت براساس فرسايش مبتني است و اين امر به زمان زياد نياز دارد تاکيد مقاومت بر حفظ جان مردم بر عملکرد و عمليات آن تاثير مي گذارد . مقاومت حتي بر حفظ جان خانواده هاي مزدوران نيز تاکيد دارد و ماجراي کشتن مزدور معروف عقل هاشم از آن جمله است که به سبب تاکيد بر خودداري از آسيب رسيدن به خانواده اش کشتن وي ماه ها به تعويق افتاد .

نصرالله در ادامه به برخي ديگر از اقدامات مقاومت براي خودداري از آسيب رساندن به بي گناهان اشاره کرد و افزود : حتي مقاومت در انتخاب زمان و مکان عمليات خود نيز اوضاع مردم و تعطيلي ها و مناسبت ها و حضور بچه ها در مدارس را مد نظر قرار مي داد .
نصرالله برنامه ريزي دقيق براي عمليات به منظور اجراي آن با کمترين تلفات و خسارات و تاکيد بر حفظ جان افراد مقاومت را از ديگر ويژگي هاي مقاومت دانست و افزود : درست است که ما عاشق شهادت هستيم اما درست نيست که خود رادر معرص نابودي قرار دهيم اگر عملياتي را مي توان با دو شهيد انجام داد نبايد در آن عمليات سه نفر کشته شوند زيرا اين امر مسووليت شرعي دارد فرماندهي عمليات در اتاق عمليات اينگونه تصور مي کند که افراد مجاهد فرزندان بستگان خودش است به همين سبب در طراحي عمليات نهايت دقت را به کار مي گيرد .

دبير کل حزب الله لبنان رسيدگي به خانواده هاي شهدا و مجروحان و خانواده هاي آنان و تاکيد بر آزادي اسرا و دادن غرامت به خسارت ديدگان از تجاوزات روزانه و تاکيد بر برقراري ارتباط با همه مردم از جمله ديگر اقدامات مقاومت است .

نصرالله پس ازاشاره به ويژگي هاي مقاومت و عملکرد آن واخلاقي خواندن مقاومت لبنان ومتمدنانه دانستن آن به توجه حزب الله به مسائل داخلي لبنان پرداخت و افزود : درماه مي دوهزار درسخناني دربنت جبيل به وضوح آن پيروزي را به همه ملت لبنان و در درجه اول به ملت مظلوم فلسطين هديه کردم و گفتم ما از هيچ کس پاداش نمي خواهيم و براي کاري که کرديم هيچگونه بهايي طلب نکرديم و گفتيم کاري که کرديم وظيفه ما بوده است .
زيرا اگر اين کار را نمي کرديم دچار خفت و خواري مي شديم ما در برابر کاري که کرديم وزارت و مديريت و پول و غرامت نخواستيم بلکه تنها چيزي که خواستم اين بود که خواستار توجه بين المللي به مناطق محروم مرزي قرار دارد شديم زيرا بيشتر افرادي که در آزادسازي جنوب شرکت داشتند اهالي همين مناطق محروم بودند .

ما نمي خواستيم از اين پيروزي که به دست آورده بوديم در داخل لبنان بهره برداري کنيم حتي برخي کارشناسان و ناظران و سياستمداران ما را به سادگي و کم تجربگي سياسي متهم کردند .

نصرالله ادامه داد : در طول سال هاي گذشته اوضاع داخلي لبنان را دنبال مي کرديم و با ان همراه بوديم و از اوضاع داخلي بيگانه و نا آگاه نبوديم اما تلاش اصلي ما حتي پس ازبيست وپنجم ماه مي دو هزار آمادگي براي روزي بود که معتقد بوديم خواهد رسيد زيرا صهيونيست ها مدت زيادي در برابر شکست خود ساکت نمي نشينند و تحمل نمي کنند بنابراين ما مشغول بررسي رفتار و کردار و طرح ها و برنام هاي آن ها بوديم به همين سبب عملکرد ما در سياست داخلي در فاصله دو هزار تا دو هزار و پنج مثل دوران پيش از سال دو هزار بود تا اين که لبنان وارد مرحله جديدي شد .

حزب الله دقيقا در چهاردهم فوريه دو هزار و پنج وارد سياست شد روزي که زلزله اي بزرگ اين کشور کوچک را لرزاند و جنايتي بزرگ که به کشته شدن شهيد رفيق حريري و شماري از شهروندان لبناني انجاميد اتفاق افتاد بدين ترتيب گويا لبنان وارد تونل تاريکي شد که پايان آن معلوم نيست .

دبيرکل حزب الله ادامه داد : در آن زمان حزب الله به اين نتيجه رسيد که وظيفه ما ايجاب مي کند با همه پشتوانه سياسي و مردمي خود که مقاومت آن را براي ما به وجود آورده بود با قدرت وارد صحنه شويم علت حضور ما در صحنه سياسي احساس انجام وظيفه بود نه اينکه ما منفعل شده باشيم يا براي سرگرمي به اين کار روي آورده باشيم زيرا به نظر من مقاومت و مبارزه با اسرایيل پاک تر و شريف تر ومقدس ترکار سياسي درلبنان است زيرا متاسفانه
کار سياسي در لبنان بيشتر بر اساس حيله و نيرنگ و دروغ و خيانت مبتني است .

نصرالله گفت : ما براي کمک به نجات کشورمان از خطري که از همه سو آن را تهديد مي کرد به صحنه آمديم . آمديم تا سخن حق بگوييم حتي اگر گفتن آن دشوار باشد خيلي ها به خاطر لبنان فداکاري کردند و ما هم از جمله کساني هستيم که فداکاري هاي زيادي براي اين کشور کرديم . بنابراين حزب الله نمي تواند براي آزاد کردن لبنان از اشغال اسرایيل اين همه شهيد بدهد و سپس لبنان را به حال خود و در برابر وزش طوفان ها رها کند مساله آزادي استقلال ، عزت ، حاکميت وکرامت به هم گره خورده اند وتفکيک ناپذير هستند و هر جا اين مسائل مطرح باشد وظيفه ماست که حضور داشته باشيم ما بر اساس همين احساس مسووليت وارد حيات سياسي لبنان شديم وحجم مسووليت را احساس کرديم .

وي ادامه داد : از همان لحظه اول اولويت هاي ما روشن بود ما مي خواستيم لبنان را از هرگونه فتنه داخلي که اتهامات بي رويه پس از ترور شهيد رفيق حريري موجب آن مي شود دور نگه داريم اتهامات زيادي در اين خصوص مطرح شد و حتي برخي سعي کردند بگويند شيعيان حريري را کشتند تا فتنه اي بين شيعيان و اهل تسنن ايجاد کنند .
هدف ما اين بود که از هرگونه درگيري داخلي در لبنان اعم از طايفه اي بين مسلمانان و مسيحيان يا مذهبي بين شيعه و سني و دروز جلوگيري کنيم جلوگيري از هرگونه درگيري بين لبنان و فلسطين از ديگر اهداف ما بود زيرا با مطرح شدن بحث اردوگاه هاي فلسطيني در لبنان اگر اين مسئله به درستي حل نمي شد به نزاع مي انجاميد .

نصر الله در ادامه گفت : ما همچنين مي خواستيم از هرگونه نزاع بين سوريه و لبنان به سبب فضايي که پس از ترور حريري ايجاد شده بود جلوگيري کنيم و اجازه ندهيم به سبب اين فضا اقداماتي شتابزده اتخاذ شده و سوريه به دست
داشتن در اين حادثه متهم شود و مسووليت کامل ان بر عهده اين کشور گذاشته شود .

نصر الله افزود : ما همچنين نگران فروپاشي حکومت در نتيجه تحولات داخلي بودين بنابراين حفظ حکومت و نهادهاي ان از جمله ارتش لبنان از جمله اصول ثابتي بود که بر ان تاکيد داشتيم نظر ما هميشه اين بوده و هست که ارتش لبنان ضامن اصلي صلح داخلي و ثبات و وحدت داخلي و بقاي دولت در لبنان است به همين سبب در دو سال گذشته تاکيد داشتيم ارتش وارد منازعات سياسي داخلي لبنان نشود حتي اگر اين منازعات به ضرر ان باشد کنار گذاشتن همه اختلافات گذشته و دعوت به گفت و گو و اعلام آمادگي براي گفت و گو از جمله مسائلي بود که بر آن تاکيد زيادي داشتيم حمايت از مقاومت لبنان که از لبنان حمايت مي کند از ديگر اهداف ورود ما به حيات سياسي لبنان بود .
ما اجازه نمي دهيم اوضاع داخلي لبنان به حد درگيري با مقاومت بيانجامد تلاش ما اين بود که لبنان براي لبناني ها باشد و تحت سلطه آمريکا و ميدان نفوذ اين کشور نباشد .

نصرالله گفت: حزب الله با اين پيش زمينه قدرتمندانه وارد حيات سياسي لبنان شد و هدف ان احراز کرسي هاي پارلمان يا کابينه نبود چه رسد به اينکه هدف حزب الله آن طور که برخي مي گويند تحت سلطه گرفتن حکومت و برقراري نظام ولايت فقيه باشد .
حزب الله با اين پيش زمينه ائتلاف هاي انتخاباتي خود را تشکيل داد زيرا خوشبينانه گمان مي کرد اين ائتلاف ها
اهدافي را که اندکي پيش به آن ها اشاره کردم محقق مي کند ما براي کسب مال و ثروت و قدرت وارد سياست نشديم اما متاسفانه اوضاع کشور رويکرد ديگري در پيش گرفت ما به اين نتيجه رسيديم که طرف ديگر نمي خواهد مساله دادگاه بين المللي به صورت واقعگرايانه و علمي بررسي شود آخرين اشتباه بزرگ اين گروه نيز اين بود که با ارسال نامه اي از شوراي امنيت خواست طرح دادگاه بين المللي را بر اساس بند هفتم و به دور از توافق لبناني ها تصويب کند هرچند که توافق لبنان امکان پذير بود و هنوز هم امکان پذير است .

نصر الله ادامه داد: نتيجه گيري ما اين بود که طرف ديگر نمي خواهد واقعا مشارکت واقعي داشته باشد و بر ناديده گرفتن نيروهاي سياسي اساسي در کشور اصرار مي ورزد و مي کوشد آن ها را از مشارکت در اداره امور کشور دور کند .

بدين ترتيب احساس کرديم لبنان دچار مشکل شده است اما با اين وجود کوشيديم مسائل را سر ميز مذاکره حل کنيم .

سيد حسن نصر الله در ادامه با اشاره به اسارت دو نظامي اسرایيلي در سال گذشته و جنگ اسرایيل بر ضد لبنان که پس از ان اتفاق افتاد و سخنان و تحليل هايي که درباره اين جنگ گفته شد افزود : جنگ با پيروزي ما به پايان رسيد و ديديم که هريک از گروه ها پس از جنگ چه در خصوص پيروزي يا بازسازي و کمک به خسارت ديدگان يا ديگران يا در خصوص مسائل حساس کشور که به مشارکت و توافق نياز دارد چگونه عمل کردند پس از جنگ حزب الله چه جرمي مرتکب شده بود ما خواستار تشکيل دولت وحدت ملي شديم همه جرم ما همين بود اخيرا شنيدم برخي اعضاي گروه ديگر گفته اند مسوولان حزب الله در خلال جنگ آن ها را به خيانت متهم کرده اند . من گروه چهاردهم مارس يا فوريه را در خصوص اينکه خودم يا هر يک از مسوولان حزب الله در خلال جنگ کسي را در لبنان به خيانت مرتکب کرده باشند به چالش مي طلبم به هيچ وجه چنين اتفاقي نيفتاده است زيرا همه سخنان ما مبتني بر اصل همبستگي بوده است .
حتي زماني که درباره اين مساله صحبت کردم درباره همبستگي توافق داشتيم همه سخنان ما بر اساس همبستگي بود اما در طول جنگ ما را به خيانت و ويران کردن کشور متهم کردند .  آن ها ما را متهم کردند که نه براي آزاد کردن اسرا بلکه براي مشکل تراشي در راه تشکيل دادگاه بين المللي و بهبود وضعيت برنامه هسته اي ايران اين جنگ را به راه انداختيم اينها بدترين اتهامات و بدترين خيانت هايي است که ما را به آن متهم مي کنند .
ما در طول جنگ در برابر اين اتهامات سکوت کرديم .

نصر الله گفت : ما به طرف مقابل اعلام کرديم که صرف نظر از جنگ و موضع ما و ارزيابي آن ها از جنگ مساله لبنان هيچ راه حلي جز دولت وحدت ملي ندارد وقتي ما از دولت وحدت ملي سخن گفتيم منظور ما اين نبود که وزراي حزب الله يا امل زياد شود بلکه مي خواستيم ديگر نيروهاي سياسي نيز در آن شرکت کنند تا مشارکت واقعي تر باشد زيرا پس از جنگ لبنان در برابر مسائل مهمي قرار داشت و صحبت ما اين بود که کشور را بازسازي و آباد کنيم حتي من گفتم دولت وحدت ملي را تشکيل دهيد حزب الله در اين دولت وزارت نمي خواهد دولت وحدت ملي را تشکيل دهيد تا مشارکت واقعي باشد .
جرمي که ما مرتکب شديم همين بود که قيامتي هم به پا کرد.
 به گزارش " مبارزین " ، در بخش ديگري از سخنان نصر الله آمده است : در اوضاع معاصر و در تاريخ دولت وحدت ملي دولت نجات و دولت اضطراري بوده است اما در لبنان تشکيل چنين دولتي از نظر اين گروه به منزله خودکشي سياسي و مسئله زندگي و مرگ است من از هر دولت وحدت ملي حتي اگر وزيري از ما در آن نباشد حمايت مي کنم اما آن ها ما را به تلاش براي سلطه بر دولت و تشکيل حکومت ولايت فقيه متهم کردند ما مي گوييم اصلا نمي خواهيم در اين دولت باشيم ولي آن ها ما را به تلاش براي سلطه بر دولت متهم مي کنيم پس از جنگ ژوئيه يکصد هزار خانوار را بدون سرپناه و هرگونه کمک در خيابان ها رها کردند به آن ها گفتيم حالا که دچار بحران سياسي شديم بياييد نظر مردم را جويا شويم حتي درباره سلاح مقاومت همه پرسي يا انتخابات پارلماني پيش از موعد برگزار کنيم ولي ما را به تلاش براي برقراري نظامي تماميت خواه و ديکتاتوري متهم کردند اين امور سبب شد ما و برادران جنبش امل و برخي ديگر از متحدان از دولت خارج شده و گروه مخالفان را تشکيل دهيم اما هنوز چه در دولت باشيم يا نباشيم بر اساس همان اصول ثابتي حرکت مي کنيم که پيش از اين به آن ها اشاره کردم و اين اصول از نظر ما هيچ تغييري نکرده است .

نصرالله ادامه داد : ما هنوز به مسووليت هاي ملي خود در لبنان پايبند هستيم و هيچ چيز اعم از تبليغات و رسانه هاي داخلي و منطقه اي بين المللي نمي توانند اراده ما را سست کنند بلکه ايمان و يقين ما را به وظيفه اي که بر عهده داريم بيشتر مي کنند کاري که ما انجام مي دهيم .
براي تکميل وظايف مقاومت جهادي است که از جايگاه سياسي و با استفاده از ابزارهاي سياسي صورت مي گيرد  .

نصرالله بر همراهي با همه ملي گرايان و دوستداران وطن در لبنان براي بذل تلاش جهت حفظ کشور و استقلال و حاکميت و آزادي و وحدت و صلح ان تاکيد کرد و افزود : ما در اين راه هيچ منصب و مقامي نمي خواهيم زيرا وظيفه خود را انجام مي دهيم تجربه به ما نشان داده است که اگر همکاري کنيم و وظيفه خودمان را صادقانه انجام دهيم همه موانع از پيش پاي ما برداشته مي شود و هيچ دري در برابر ما بسته نخواهد ماند .

دبير کل حزب الله لبنان در ادامه سخنان خود به مناسبت روز مقاومت و آزادي در خصوص حوادث اخير لبنان در طرابلس و داخل و اطراف اردوگاه نهر البارد که هنوز هم ادامه دارد گفت : اين مساله بسيار حساس مهم و پيچيده
است در لبنان همه چيز حساس است درلبنان حساسيت هاي طايفه اي و مذهبي وجود دارد ولي برخي مي گويند مساله ساده است وبه همين سادگي حل مي شود .

پس چرا به اين سادگي حل نشده است لبنان امروز در برابر يک بحران جديد قرار دارد و همه مي گويند بياييد ببينيم چگونه همکاري کنيم تا کشورمان را از اين بحران جديد نجات دهيم .

نصرالله با تاکيد بر اين که حل مشکلات کشور به تامل و صبر وبررسي و در نظر گرفتن همه پيچيدگي ها دارد گفت : ما با صدور بيانيه اي بر مواضع اصولي خود تاکيد کرده ايم تا اين مواضع روشن باشد نظر ما اين است که
مسائل بايد بر اساس اصول ثابت حل وفصل شود حتي اگر اين کار وقت گير باشد اما هرگونه نزاع و ماجراجويي در خارج از چارچوب اين اصول ثابت به زيان همه تمام مي شود .

نصرالله در ادامه به اين اصول پرداخت و گفت:  در درجه اول ارتش لبنان بايد حفظ شود ارتش لبنان اکنون مسئول امنيت و ثبات و وحدت ملي لبنان استاگر ارتش نبود ممکن بود در دو سال گذشته جنگ هاي داخلي و حوادث زيادي به وقوع بپيوندد که پيامدهاي خطرناکي به دنبال داشته باشد به همين سبب امروز همه لبناني ها اعم از موافقان و مخالفان صرف نظر از همه کشمکش هاي سياسي بايد ارتش را تنها نهادي بدانند که مي تواند امنيت و صلح و وحدت ملي را حفظ کند ارتش اخرين نهادي است که در اين شرايط سياسي وخيم براي ما باقي مانده است .

دبيرکل حزب الله لبنان با تاکيد بر ضرورت حفظ ارتش لبنان و دفاع از آن افزود : دو مساله وجود دارد يکي اينکه هرگونه تعرص به ارتش لبنان يا نيروهاي امنيتي اين کشور از طرف هر کس که باشد محکوم است مساله ديگر اين که حفظ عظمت ارتش در واقع به منزله حفظ اين نهاد و نقش و ماموريت آن است .

دبيرکل حزب الله لبنان در ادامه با اشاره به حوادث اخير در اردوگاه نهر البارد گفت : برخي گفتند بايد به اردوگاه حمله کرد و افراد مسلح گروه فتح الاسلام را نابود کرد اما آيا اين درست است که براي از بين بردن تعدادي از افراد به اردوگاهي که حدود چهل هزار فلسطيني در آن زندگي مي کنند حمله شود .
نصر الله هرگونه تصميم براي ورود به اردوگاه نهر البارد را اقدامي براي قرباني کردن ارتش لبنان و ملت فلسطين دانست و افزود : اين سخن به منزله دفاع از گروه فتح الاسلام نيست .

نصرالله هرگونه ارتباط حزب الله با گروه فتح الاسلام را تکذيب کرد وبارديگر بر ضرورت توقف درگيري ها تاکيد کرد .

وي به دخالت آمريکا در حوادث اخير شمال لبنان اشاره کرد و درباره دخالت اين کشور در لبنان هشدار داد و افزود:  آمريکا به درخواست کسي که بعدا مشخص مي شود براي ارتش لبنان سلاح مي آورد ولي اين کار بسيار خطرناک
است در روزهاي جنگ بر ضد لبنان تنها چيزي که ما يا دولت لبنان از آمريکا مي خواستيم سلاح و پول نبود بلکه اين بود که براي متوقف کردن جنگ دخالت کند اما آمريکا درخواست از اسرایيل براي متوقف کردن جنگ را رد کرد و حتي از آن خواست به جنگ ادامه دهد اما امروز چه شده است که آمريکا در پي حوادث کنوني لبنان غيرتي شده است اين امر پرسش هايي را به وجود مي اورد .

نصرالله در ادامه به بخشي از سخنان جرج بوش ریيس جمهور آمريکا اشاره کرد و افزود : بوش چندين بار در سخنان خود درباره عراق گفته است وقتي عراق را به اشغال در آورديم و بر ان مسلط شديم القاعده را به عراق کشانديم تا در آنجا با آن مبارزه کنيم کدام يک بهتر است اين که اجازه دهيم القاعده در آمريکا به ما حمله کند يا اينکه جبهه اي ايجاد کنيم و القاعده را به آنجا بکشانيم تا در انجا با آن مبارزه کنيم .

نصرالله ادامه داد : بنابراين بوش مي گويد يکي از اهداف وي از جنگ عراق از بين بردن القاعده بوده است تا آن را در آن جا از بين ببرد اما بهاي اين کار را چه کسي مي پردازد عراق و ملت اين کشور اند که بهاي اين کار بوش
را مي پردازند .

نصرالله گفت : آيا آمريکا مي خواهد لبنان را نيز به صحنه مبارزه خود با القاعده تبديل کند ؟

دبيرکل حزب الله لبنان اعلام کرد :اين کشور در دوره دشوار و خطرناکي قرار دارد و هيچ کس نمي تواند بگويد نخير اوضاع سياسي و امنيتي و اقتصادي خوب است .

وي تشکيل دولت وحدت ملي متشکل از همه گروه هاي لبناني را بهترين راه براي حل مشکلات اين کشور دانست و افزود: اگر مي خواهيم کشور را نجات دهيم بايد بدانيم که اين کار کشور را نجات مي دهد .

وي درپايان سخنان خود از خداوند خواست همه مشکلات و مصائب را از کشورش دور کند .

 

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
متن كامل مصاحبه لاريجاني با نيوزويك
دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان در مصاحبه با يك هفته‌نامه آمريكايي تحريم‌ها عليه ايران را بي‌فايده خواند و تاكيد كرد ايران نيازي به غني‌سازي با غناي بالا نمي‌بيند چرا كه مبناي آن دستيابي به سوخت است. 
   
 
لاريجاني در مصاحبه با "نيوزويك" كه روز گذشته در پايگاه اينترنتي اين هفته‌نامه انتشار يافت به دفاع از برنامه هسته‌اي كشورمان، اتهامات آمريكا به ايران درباره دخالت تهران در عراق و افغانستان و ديگر مسايل پرداخت.

متن كامل اين مصاحبه به شرح زير است:      
 
سوال: انتظار شما از نشستي كه قرار است اوايل هفته با خاوير سولانا [مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا] داشته باشيد، چيست؟
 
لاريجاني: من روز جمعه با آقاي البرادعي از آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ديدار خواهم داشت و روز بعد از آن نيز با آقاي سولانا. آنچه كه اساساً در نشست قبلي ما و آقاي سولانا مورد بحث قرار گرفت اين بود كه اقدامات دقيق كارشناسي درباره ايده‌هايي صورت گيرد كه تا آن زمان ارايه و مطرح شده بودند... مهم اين است كه منطق ايران حكم مي‌كند كه ما نظارت آژانس را بپذيريم.»
 
سوال: همانگونه كه مي‌دانيد مذاكره‌كنندگان اروپايي و آمريكايي از اظهارات اخير البرادعي ناخشنود هستند چرا كه وي اينگونه مطرح كرد برنامه غني‌سازي ايران به قدري پيشرفت داشته كه غرب مجبور است به ايران اجازه دهد برخي از ظرفيت‌ها را حفظ كند. به نظر شما آيا البرادعي در اين رابطه از ايران جانبداري كرد؟

لاريجاني: تنها آقاي البرادعي به امر تاكيد نداشته است. متفكران و انديشمنداني وجود دارند ...كه متمايل به اين رويكرد هستند حتي در داخل آمريكا ... اعتقاد داريم كه ما بايد حق خود را از طريق معاهده منع گسترش هسته‌اي كسب كنيم. ما باور داريم كه كسي نبايد به سوي ساخت بمب منحرف شد... اكنون از شما سوال مي‌‌كنم كه از زمان اجراي معاهده منع گسترش هسته‌اي (ان‌پي‌تي) تاكنون [از دهه 1970] آيا كشورهاي داراي سلاح هسته‌اي اين تسليحات را نابود كرده‌اند؟ آيا اكنون صحبت‌هايي از ساخت نسل جديد تسليحات هسته‌اي به گوش نمي‌رسد كه آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها در حال توسعه و ايجاد آن هستند؟ كشورهايي كه هم‌اكنون سلاح هسته‌اي ساخته‌اند مانند هند و پاكستان آيا ان‌پي‌تي را پذيرفته‌اند؟ ما دوست داريم تا در چارچوب ان‌پي‌تي فعاليت كنيم.
 
سوال: به نظر مي‌رسد كه راهبرد شما براي متقاعد كردن البرادعي و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از طريق رفع نگراني‌هاي وي درباره اين كه همه فعاليت‌هاي غني‌سازي و تجهيزات ايران توسط بازرسان مورد نظارت و بازرسي قرار گرفته باشند، در حال موفقيت است. اين راهي است كه شما مي‌توانيد در غرب اختلاف اندازيد آنها هم‌اكنون عليه شما متحد هستند. آيا منظور شما همين است؟

لاريجاني: ما همواره از نقش فعال آژانس در اين مورد حمايت كرده‌ايم ... ما كاملاً اميدواريم و همواره با آژانس در تماس هستيم. ما مشكلي با آژانس نداريم. ما از نظارت، بازرسي‌‌هاي آژانس استقبال مي‌كنيم و دوربين‌هاي آنها در مراكز ما فعال هستند.
 
سوال:‌ اما همانطور كه آقاي البرادعي نيز به آن اشاره كرده، آژانس بين‌المللي انرژي اتمي همچنان تقاضاهاي ديگري براي رفع نگراني‌ها دارد؟

لاريجاني: ما مشكلي در تاسيسات غني‌سازي اورانيوم نطنز نداريم. آنها مي‌توانند نظارت خود را داشته باشند. آنها مي‌‌توانند بازرسي‌هاي خود را داشته باشند. حتي در بخش‌هايي كه ما تزريق مواد را انجام مي‌دهيم نيز آنها مي‌توانند بر مواد نظارت داشته باشند.»
 
سوال: آيا تحت هر شرايطي تمايل به تعليق برنامه كنوني غني‌سازي خود داريد؟

لاريجاني: ما اساساً نمي‌توانيم عقلانيت نهفته در اين تقاضا را درك كنيم. براي ما مهم است كه بدانيم آيا ديگر طرف‌هاي مقابل ما ... تمايل دارند كه درباره تعليق تحريم‌ها حرفي به ميان آورند. اگر تمايل دارند ببينند كه ما انحرافي به سمت تسليحات نداشته‌ايم ما آماده‌ايم، تضمين دهيم.»
 
سوال: آمريكايي‌ها و اروپايي‌ها اينگونه عنوان مي‌كنند كه اگر ايران غني‌سازي را تعليق نكند آنها قطعنامه سومي را كه در شوراي امنيت سازمان ملل تدوين خواهند كرد كه تحريم‌هاي بيشتري بر ايران اعمال مي‌كند. پاسخ و واكنش ايران به اين امر چگونه خواهد بود؟

لاريجاني: بگذاريد فرض كنيم كه آنها تمايل داشته باشند به اين روند وارد شوند. فايده آن چيست؟ آيا دو قطعنامه پيشين مانع فعاليت‌هاي ما بوده است؟ آنها مي‌توانند قطعنامه ديگري تصويب كنند و ما نيز مي‌توانيم گام بلند ديگري [در برنامه هسته‌اي] برداريم. بنابراين آنها نمي‌‌توانند مسئله برنامه هسته‌اي ايران را حل كنند. ضرب‌المثلي در زبان فارسي است كه مي‌گويد "وقتي مي‌توان گره‌اي را با دست باز كرد چرا بايد با دندان باز كرد"؟
 
سوال: شما گفتيد ايران گام بلند ديگري بر مي‌دارد، منظور چيست؟

لاريجاني: آن را در زمان مقتضي اعلام خواهيم كرد.
 
سوال: معني آن چيست؟ به عنوان مثال در برنامه غني‌سازي اورانيوم تسريع صورت خواهد گرفت.
لاريجاني: ما نيازي به غني‌سازي با غناي بالا نمي‌بينيم. زيرا مبناي ما سوخت هسته‌اي است. ما نيازي به غني‌سازي زياد نمي‌بينيم.
 
سوال: پس چه اقدام و گام بلندي در پيش خواهيد گرفت؟

لاريجاني: زماني كه اين گام برداشته شد، اعلام مي‌كنيم.
 
سوال: اجازه بدهيد به برخي از موضوعات ديگري كه با منافع آمريكا دخيل است بپردازيم. مقامات عاليرتبه آمريكايي اينگونه مطرح مي‌كنند كه ايران آموزش و سلاح در اختيار شيعيان عراقي قرار مي‌دهد. اخيراً نيز اين مقامات اتهامات مشابه‌اي را درباره تجهيز طالبان در افغانستان مطرح مي‌كنند. آيا درست است؟

لاريجاني: به نظر من آمريكايي‌ها گام در روندي اشتباه گذاشته‌اند و اين دروغ‌ها...دير يا زود برملا خواهند شد. شما مي‌دانيد كه چه كسي طالبان را ايجاد كرد. اساساً كشورهايي كه دوست آمريكا به شمار مي‌روند. عقلانيت نهفته در اين كار چيست؟... برخي از اعضاي ناتو پشت پرده طالبان را تامين مي‌كنند. مي‌توان ردپاي اين فعاليت‌ها را در ولاياتي چون "اروزگان" و "هلمند" افغانستان مشاهده كرد.
 
سوال: كداميك از اعضاي ناتو؟ خود ناتو با طالبان در جنگ است.

لاريجاني: اگر مسايل را يك دور بازنگري كنيد به پاسخ صحيح دست خواهيد يافت. آمريكايي‌ها از اين امر آگاه هستند دولت افغانستان نيز همينطور. اين اتهامات صد درصد دروغ هستند. ما هيچ ارتباطي با طالبان نداريم. اكنون درباره عراق نيز اين سوال مطرح است كه آيا شبه‌نظاميان شيعه بودند كه حرم سامراء را منفجر كردند؟ آيا انفجارها و خشونت‌ها در بغداد كار شيعيان است؟ چرا ديگر كشورهاي منطقه اين كار را نكنند؟ ما از قانون اساسي عراق حمايت كرديم. ما از مجمع ملي حمايت كرديم. ما از دولت دموكراتيك عراق حمايت كرديم و به نظر ما مي‌رسد كه ديگر كشورها و رفتار و منش آمريكايي‌ها اين هرج و مرج را ايجاد كرده است.
 
سوال: اما از انجايي كه آمريكا دشمن شما است. آيا به نفع منافع ملي شما [ايران] نيست كه آمريكايي‌ها را در عراق و افغانستان مشغول نگهدارد؟

لاريجاني: دو نكته در اينجا وجود دارد. اول از همه اين است كه ناآرامي‌ در امتداد مرزهاي ما و همسايگانمان به ما فشار وارد مي‌كند. حدود دو ميليون و نيم آواره افغان در ايران حضور دارند. اين بار سنگيني به دوش دولت و ملت ايران است ... اگر اوضاع عراق وخيم شود آنگاه سيل عظيمي از آوارگان به مرزها سرازير خواهند شد. ما هم‌اكنون 500 هزار آواره عراقي داريم. دوم اين كه ايران نشان داده كشوري مسئول است. ما به دنبال ماجراجويي نيستيم و يك قدرت آرام و صلح‌طلب در منطقه هستيم.
 
سوال: بگذاريد درباره رابطه ايران و حزب‌الله سخن برانيم. اين امر به بروز جنگ در تابستان گذشته انجاميد. بعلاوه حمايت ايران از حماس كه هم‌اكنون كنترل غزه را در دست گرفته. بطور حتم بسياري از منتقدان شما بخصوص در واشنگتن عنوان مي‌كنند كه ايران به دنبال ماجراجويي در منطقه است. آنها عنوان مي‌كنند ايران از عوامل خود براي تامين منافعش استفاده مي‌كند.

لاريجاني: وضعيت اين دو قضيه كاملاً متفاوت است. ما از حزب‌الله و حماس حمايت مي‌كنيم. اين امر درست است اما اين دو گروه گروه‌هاي ترويستي نيستند. آنها دو گروهي هستند كه از سرزمين خود دفاع مي‌كنند.
 
سوال: از زمان درگيري‌هاي فتح و حماس به نظر مي‌رسد سياست جديد آمريكا حمايت از محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان در كرانه باختري و منزوي كردن نوار غزه باشد. آيا ايران در اين شرايط حمايت‌هاي خود را از حماس فعال‌تر خواهد كرد؟

لاريجاني: آمريكايي‌ها با اين اقدام تنها خودشان را در مقابل مردم فلسطين قرار مي‌دهند. آيا آمريكايي‌ها از حمايت خود از عباس شاهد معجزه‌اي بوده‌اند؟ ما همواره گفته‌ايم كه حماس به عنوان يك جنبش مردمي از حمايت ما برخوردار است.
 
سوال: آيا اين حمايت تسليحاتي است؟

لاريجاني: خير ما هرگز هيچگونه حمايت تسليحاتي ارايه نكرده‌ايم. تنها حمايت مالي از دولت حماس كرده‌ايم.
 
سوال: به موضوع عراق باز مي‌گرديم. اتهامات فراواني از سوي دستگاه اطلاعاتي آمريكا و مقامات ارتش مطرح شده است. آنها مي‌گويند كه ايران مواد منفجره قوي موسوم به اي‌اف‌پي به شبه‌نظاميان عراقي مي‌دهند. اين مهمات مي‌تواند زرهپوش‌هاي سنگين را نابود كند. دستگاه اطلاعاتي آمريكا مي‌‌گويد طرح آن ايراني است. پاسخ شما چيست؟

لاريجاني: آنها دروغ مي‌گويند. لطفاً اين اطلاعات را در اختيار ما قرار دهند. آيا براي همه فعاليت‌هاي تروريستي كه در عراق انجام مي‌شوند مدركي وجود دارد كه نشان دهد ما در آن دست داشته‌ايم؟ گروه‌هاي مختلف شيعه، سني و كردها در عراق وجود دارند كه با ما در تماس هستند. براي آن دليل وجود دارد. زماني كه صدام در قدرت بود آمريكايي‌ها بطور كامل از وي حمايت مي‌كردند. ما نيز از اين مردم در برابر صدام حمايت كرديم. جلال طالباني [رئيس جمهوري افغانستان] و مسئود بارزاني [رئيس منطقه كردستان عراق] از سوي ما حمايت شدند. عشاير سني از حمايت ما برخوردار بودند. مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق از سوي ما حمايت شد. كدام يك از آنها در تروريسم دست دارند. در همه استان‌هاي همجوار ما در شرق و جنوب عراق فعاليت تروريستي انجام نمي‌شود. فعاليت‌هاي تروريستي بيشتر در غرب عراق است... اين اتهامات دروغ است و آنها مي‌دانند اين تسليحات از كجا مي‌آيد.
 
سوال: از كجا؟

لاريجاني: از آمريكايي‌ها و از كشورهايي كه دوست آمريكا هستند سوال كنيد.
 
سوال: آيا منظور شما كشورهايي مانند اردن و عربستان است؟ جوزف ليبرمان، يكي از سناتورهاي ارشد آمريكايي به تازگي در يك برنامه تلويزيوني ايران را متهم كرد كه اردوگاه‌هاي آموزشي در امتداد مرزهاي عراق دارد. وي اين بهانه را براي حمله به ايران موجه خواند. پاسخ شما به اين اتهامات چيست. پاسخ ايران در صورت حمله چيست؟

لاريجاني: اين اردوگاه‌ها در كجا قرار دارند؟ لطفاً‌از آقاي ليبرمان سوال كنيد و آدرس اين اردوگاه‌هاي آموزشي را به ما بدهيد ... اگر اين اردوگاه‌ها در امتداد مرزها هستند آنگاه اين امر به ناامني در امتداد مرزهاي ما منتهي خواهد شد به نظر مي‌رسد آمريكايي‌ها در چاله‌اي افتاده‌‌اند و مشغول عميق‌تر كردن اين چاله هستند. آنها بايد از اين چاله بيرون آيند.
 
سوال: فرض بر اين است كه اگر آمريكا بخاطر برنامه هسته‌اي ايران به آن حمله كند. پاسخ ايران غيرمستقيم خواهد بود و ارتش آمريكا در عراق را هدف قرار مي‌دهد. آيا مي‌خواهيد پاسخ دهيد؟
لاريجاني: به آن پاسخ خواهيم داد.
 
سوال: بگذاريد مصاحبه را با سوالي بهتر پايان دهيم. مذاكرات مستقيمي ميان "رايان كراكر" سفير آمريكا در عراق و حسن كاظمي قمي،‌ سفير ايران در بغداد برگزار شد. آيا نكته مثبتي از اين امر بر مي‌آيد؟  
                                 
لاريجاني: من در جريان اين گفت‌وگو قرار گرفتم ... نظر ما اين بود كه عراقي آرام و امن داشته باشيم كه فعاليت تروريستي در آن انجام نشود. دمكراسي در آنجا اعمال شود و دولت عراق را يك دولت قوي بر پايه قانون اساسي بدل سازيم. ما در اين چارچوب آماده‌ايم كه كمك خود را به دولت عراق ارايه كنيم. ما در اين رابطه جدي هستيم. ما اين امر را براي امنيت منطقه كاملاً مفيد مي‌دانيم.
 
سوال: پيش‌شرطي نيست؟

لاريجاني: خير. ما كاملاً آماده مذاكره در اين باره هستيم.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
متن كامل گفت ‌و‌گوي رييس‌جمهور با رويترز و العالم

محمود احمدي نژاد ریيس جمهوري اسلامي ايران دوشنبه عصر در مصاحبه با خبرنگاران خبرگزاري رويترز و شبكه تلويزيوني العالم ، ديدگاه‌ها و مواضع جمهوري اسلامي ايران در مسايل منطقه‌اي و بين المللي ازجمله پرونده هسته اي، عراق و فلسطين را تشريح كرد.

متن كامل اين مصاحبه به اين شرح است:

خبرنگار شبكه العالم: در مصاحبه ويژه‌اي با احمدي نژاد رياست محترم جمهوري اسلامي ايران داريم مسائل منطقه‌اي و بين‌المللي و مخصوصا پرونده هسته‌اي ايران را مطرح مي‌كنيم، جناب آقاي رییس جمهور سوال نخست من اين است كه ايران اعلام كرد مسئله متوقف ساختن اورانيوم جزو تاريخ شده و به تاريخ پيوسته؛ دبير شوراي امنيت ملي ايران آقاي لاريجاني در ملاقات با سولانا اين را گفتند. بنابراين اگر اين مسئله درست باشد ملاقات آقاي لاريجاني با سولانا بر چه اساسي استوار خواهد بود؟

رییس جمهور: موضوع هسته‌اي ايران، همانطور كه اطلاع داريد يك موضوع كاملا سياسي است. نه جنبه حقوقي دارد و نه جنبه فني دارد، چرا كه به لحاظ حقوقي اقدامات جمهوري اسلامي ايران بر اساس قوانين و مقررات قطعي بين‌المللي است و جمهوري اسلامي مطلقا از قوانين تخطي نكرده و براساس حقوق قانوني خودش عمل مي‌كند. به لحاظ فني هم كاملا خودكفا است يعني براساس توانمندي‌هاي خودش دارد عمل مي‌كند و براساس علومي كه دارد بخش فني را جلو مي‌برد.
مساله هسته اي ايران يك موضوع كاملا سياسي است كه اين هم از جانب چند كشور خاص مطرح شده كه خودشان حداكثر استفاده را از توليد سوخت و ظرفيتهاي سوخت انجام مي‌دهند اما علاقه ندارند كه كشورهاي ديگر از اين توانمندي استفاده بكنند.
وقتي به لحاظ فني وارد مرحله صنعتي مي‌شويم معني اش اين است كه ما كشوري هستيم كه جزء توليدكنندگان سوخت هسته‌اي هستيم و اين كار براساس قانون و حقوق قطعي ما انجام شده هيچ دليل قانوني و دليل حقوقي براي بازگشت به گذشته وجود ندارد. اما گفتگو هم لازم و هم مفيد است.
بحث‌هايي كه هست سوالاتي كه هست؛ هم ما سوالاتي داريم نسبت به رفتار برخي كشورهاي اروپايي و آمريكا هم ممكن است آن ها  سوالاتي داشته باشند و همينطور ابهاماتي ما داريم و ابهاماتي هم آن ها  دارند. گفتگو بهترين راه رفع ابهامات است بهترين راه تفاهم و بهترين راه پاسخ به سوالات است.
اصولا ما براي رفع همه اختلافات و تنش‌هايي كه در سطح عالم است بهترين راه را گفتگو مي‌دانيم به همين دليل همواره اعلام كرديم آماده گفتگو هستيم و فكر مي‌كنيم گفتگوي جناب آقاي لاريجاني دبير محترم شوراي عالي امنيت ملي با جناب آقاي سولانا بسيار مفيد است و كمك مي‌كند به روشن شدن مسير و رسيدن به يك راه حل قانوني و درست و بر طرف كردن اين مسائل و آغاز همكاري هاي مفيد در زمينه‌هاي مهم است.

خبرنگار خبرگزاري رويترز: جناب آقاي رییس جمهور! فكر مي‌كنيد امكان اين وجود دارد كه طرح تعليق دوجانبه را بپذيرد تا راه حلي براي مسئله هسته‌اي ايران پيدا بشود؟

رییس جمهور: اين تعليق دوجانبه اصولا يك حرفي است كه فاقد مفهوم و فاقد پايه حقوقي است. ما فعاليت هسته‌اي را براساس قانون و حقوقي قانوني خودمان انجام مي‌دهيم اما خوب بعضي ها كه از گذشته اسناد فراواني هست كه با ملت ما دشمن هستند و مخالف پيشرفت هاي ملت ما هستند؛ آن ها  با نفوذي كه دارند به طور يك طرفه در برخي از سازمآن ها ي جهاني اقداماتي كردند كه اين اقدامات پايه قانوني ندارد. اين اصلا برابر با حق قانوني ما نيست كه بگوييم دو تا حق برابر و هر دو را ما تعليق مي‌كنيم. اصلا ارتباطي به هم ندارد آن ها  اشتباه كردند خوب اشتباه خودشان را اصلاح بكنند و حقوق قانوني را براي ملت ايران به رسميت بشناسند؛ مسئله حل مي‌شود. مسئله پيچيده‌اي نيست خودشان مي‌دانند همه دنيا هم مي‌دانند ملت ها و دولت ها و بسياري از سياستمدارها و بسياري از مسئولان مدعي هم مي‌دانند و در گفتگو با ما هم اعلام مي‌كنند كه كار ايران كار قانوني است و كار حق است.
اما اينكه با استفاده ناصحيح از ابزار سازمآن ها ي بين‌المللي بخواهيم حقوق يك ملتي را تضييع بكنيم اين يك كار ناصحيحي است. نمي‌شود يك كار ناصحيحي را در مقابل يك كار صحيح قرار بدهيم و بگوييم اين دو مورد تعليق مي‌شود. اين ها اصلا ارتباطي با هم ندارند و اصلا هم وزن هم نيستند كه بخواهند با هم تعليق بشوند. اصلا تعليق دوجانبه واژه غلطي است اصلا معنا ندارد و به هم ارتباط ندارد.

خبرنگار العالم: ايران وارد مرحله غني‌سازي اورانيوم شده است چه مدت زماني به طول خواهد كشيد تا 50 هزار دستگاه سانتريفيوژ نصب شود و به مرحله توليد سوخت هسته‌اي برسيد؟ آيا ايران در آينده به همان ميزان 5/3 الي 5 درصد خواهد ماند يا خير؟

رییس جمهور: اهداف ما از توليد سوخت هسته‌اي اهداف كاملا روشن و برنامه‌ريزي شده و اعلام شده است و در همان چارچوب هم داريم عمل مي‌كنيم. ما علاقه منديم از ظرفيت هسته‌اي در پزشكي، در صنعت، در كشاورزي و همينطور در توليد نيرو استفاده كنيم. طبق برنامه ميان مدت، ما بايد بيش از 20 هزار مگاوات برق از انرژي هسته‌اي توليد كنيم و سوخت هسته‌اي لازم داريم. اتفاقاتي هم كه در دنيا مي افتد و قبلا افتاده است نشان مي‌دهد كه اگر كسي بخواهد از اين انرژي استفاده كند خودش بايد توليد سوخت داشته باشد و الا اگر وابسته به اين و آن باشد دچار مشكل مي‌شود.

ما طبق قانون برنامه بايد سالانه بيش از 8 درصد رشد اقتصادي داشته باشيم رشد اقتصادي نيازمند انرژي و نيرو است. سوخت فسيلي ما نه تنها پاسخگو نيست بلكه رو به اتمام است. به علاوه به لحاظ زيست محيطي يك سوخت ناپاك است. طبيعي است كه ما برويم به سمت انرژي هسته‌اي؛ مجموعه طراحي هاي ما اصولا براي توليد سوخت است كه زير نظر آژانس است و نظارت مي‌كند و بين 5/3 تا 5 درصد مورد نياز نيروگاه ها است كه ما فقط همان را مي‌خواهيم توليد بكنيم. اما اينكه ما كي به 50 هزارتا مي‌رسيم الان ما آغاز كرديم و به شرايط فني ما بستگي دارد كه اميدواريم با راه اندازي نيروگاه ها بتوانيم سوختمان را هم خودمان تامين بكنيم.

خبرنگار رويترز: جناب آقاي رییس جمهور در صورت افزايش فشار بين المللي روي ايران براي تعليق فعاليت‌هاي هسته‌اي، جنابعالي با توجه به اختياراتي كه مجلس به شما داده مي‌خواستم بدانم كه اگر قطعنامه بعدي صادر بشود و تحريم‌ها افزايش پيدا بكند اقدام عملي ايران چه خواهد بود؟ آيا از اين حيطه خارج مي‌شود؟ آيا از نفت به عنوان سلاح استفاده مي‌كند؟

رییس جمهور: ما تا امروز همه فعاليت هايمان در چارچوب قانون و صلح آميز بوده و علاقه منديم همينطور ادامه پيدا بكند؛ چون ما تنها كشوري هستيم كه بطور كامل زير نظر آژانس كار مي‌كنيم و قانون را رعايت مي‌كنيم و يك ملتي هستيم كه هفت هزار سال سابقه تمدني داريم و در طول اين تاريخ هيچگاه از جانب ملت ايران ظلمي، اجحافي و تجاوزي به حقوق ساير ملت‌ها ثبت نشده است. در دوره اخير بعد از پيروزي انقلاب هم كه خوب مظلوم ترين ملتها، ملت ما است.
ما علاقه نداريم كه وارد اين فضاها بشويم ما فكر مي‌كنيم با گفتگو مي شود؛ اگر هم كساني واقعا ابهامي داشته باشند با گفتگو و براساس منطق و استناد قانوني مي‌تواند ابهامشان حل شود. اما بالاخره اگر عده‌اي اصرار داشته باشند برخلاف قانون حقوق ملت ما را تضييع بكنند خوب ملت ما هم در طول تاريخ ياد گرفته كه چگونه از حقوق خودش دفاع بكند.

البته ما باز علاقه نداريم از نفت يا سوخت يا اين جور چيزها استفاده بكنيم. اميدوارم اصلا به اينجا نرسد. بالاخره ايران هم هسته‌اي شده است. بايد بپذيرند و هرچه زودتر بپذيرند به نفع خودشان است چون تجربه نشان داده در تقابل هايي كه با ما دارند ملت ما در مجموع ضرر نكرده و توانسته از پس حوادث و فشارها به خوبي بيرون بياد و تهديدها را به فرصت تبديل كرده و از اين به بعد هم همين خواهد شد.

خبرنگار العالم: ايالات متحده در برهه اخير اشارات متعددي به منظور اجراي يك گفتگو به ايران ارسال كرد؛ از جمله آمادگي وزير خارجه آمريكا براي گفتگو با آقاي منوچهر متكي همتاي ايشان. نظر حضرت عالي در خصوص اعلام آمادگي براي مذاكره در خصوص عراق يا در خصوص مسائل ديگر چيست ؟
رییس جمهور: ما هميشه براي گفتگو آماده هستيم و فكر مي‌كنيم كه گفتگو بهترين راه براي تفاهم و تعامل در مسائل جهاني است. اگر خاطرتان باشد سال گذشته من قبل از سفر به سازمان ملل اعلام كردم كه آمادگي دارم با جناب آقاي بوش براي مسائل جهاني مناظره بكنم؛ الان هم اعلام مي‌كنم كه من آماده هستم با ايشان گفتگو بكنم در مورد مسائل دوجانبه، مسائل منطقه‌اي و مسائل جهاني كه البته شرطش اين است كه با حضور رسانه‌ها انجام شود براي اينكه ما معتقديم وقتي كه درباره سرنوشت ملت ها و مسائل جهاني مي خواهيم صحبت كنيم اين حق ملت‌ها است كه در جريان كار به طور دقيق باشند. ما چيز پنهاني نداريم. اما در مورد مذاكره خاص وزراي خارجه درباره عراق، نيازمند يك مقدماتي است بايد چارچوب هايي فراهم بشود. محدوده مذاكره، حضور دولت عراق، منافع ملت عراق كه بايد محور تمام اين گفتگوها باشد اينها بايد رويش بحث شود.

خبرنگار رويترز: آقاي رییس جمهور! به طور كلي با توجه به تغيير لحن مقامات آمريكايي آيا ايران اصلا آماده هست كه مستقيما نه تنها در مورد عراق بلكه راجع به كل مسائلي كه بين دو كشور وجود دارد، صحبت كند؟
رییس جمهور: من گفتم. ما آماده هستيم گفتگو بكنيم ولي شرطش حضور رسانه‌ها است، يعني بايد در حضور رسانه‌ها باشد كه ملتها در جريان قرار بگيرند؛ ما تجربيات خوبي نداريم از گفتگوهايي كه دور از نظر مردم انجام شود.
خبرنگار رويترز: اين تصميم نظام هست كه ...
رییس جمهور: اين يك تصميمي است كه هميشه اعلام شده يعني چيز جديدي نيست.

خبرنگار العالم: در اين چارچوب تعدادي از نماينده‌هاي پارلماني آمريكا مانند خانم نانسي پلوسي براي سفر به ايران اعلام آمادگي كردند. آيا شما حاضر هستيد براي شروع اين گفتگو از ايشان استقبال و پذيرايي كنيد؟

رييس جمهور: اينها ضوابط و راه خودش را دارد آن ها  بايد ضوابط و مسير را طي ‌كنند؛ من نمي‌دانم از نمايندگان مجلس كسي آمادگي دارد يا نه؟ منتها سال گذشته ما اعلام كرديم كه پرواز مستقيم بين تهران و نيويورك برقرار شود؛ براي اينكه مردم بتوانند بروند و بيايند؟ به خاطر اينكه ما فكر مي‌كنيم مردم حق دارند كه ارتباط داشته باشند و تعامل داشته باشند منتها پاسخ مثبتي دريافت نكرديم. در تقاضا براي گفتگو نبايد طراحي سياسي بشود. بايد صداقت باشد. اگر صداقت نباشد و برنامه ريزي‌هاي سياسي در آن باشد، اين فايده‌اي ندارد يعني وقت تلف كردن خواهد بود. صداقت بايد ديده شود و حتما از اين طرف هم پاسخ مثبت دريافت خواهد كرد.

خبرنگار رويترز: جناب آقاي رییس جمهور! ايران چه كمكي مي‌تواند براي حل مشكل عراق به آمريكا بكند؟ و آيا ايران در كنفرانس همسايگان عراق در مصر شركت خواهد كرد؟

رییس جمهور: مشكل آمريكا داخل عراق خودش هست يعني خود آمريكا براي خودش مشكل درست مي‌كند. اصلا نگاه آن ها  به مسائل منطقه و مسائل جهاني نگاه اشتباهي است. آن ها  تصور مي‌كنند همه چيز را با بمب و موشك و اسلحه و گروه هاي نظامي مي‌توان حل كرد. اين چيز غلطي است عراق يك ملتي با سابقه تاريخي بيش از هفت هزار سال است؛ ملتي داراي فرهنگ و داراي شخصيت است؛ احساسات انساني و احساسات عاطفي بالايي دارد كه بايد به اين ها احترام گذاشت.

اگر آمريكا رفتار خودش را عوض كند مسائل حل خواهد شد. نگاه آن ها  به مسائل منطقه نگاه غلطي است. ما قبلا هم اعلام كرديم؛ برايشان هم علني گفتيم و هم پيغام داديم. الان هم حاضريم راه‌هاي برون رفت از بحران در عراق را نشان بدهيم. راهها مشخص است منتها شرطش اين است كه آن ها  واقعا ديدگاهشان را عوض بكنند و بپذيرند كه نگاهشان به مسئله عراق يك نگاه انساني باشد؛ آن وقت مسائل به سرعت حل خواهد شد.

خبرنگار العالم: در سايه تغييرات و تحولات جهاني و بعيد ندانستن ايالات متحده براي استفاده از راه حل نظامي، آيا يك نقشه مشخصي براي پاسخگويي به اين راه حل داريد؟ اگر تهاجم نظامي صورت بپذيرد آيا ايران فقط به پايگاه‌هايي كه از آن ها  به ايران حمله مي‌شود پاسخ خواهد داد؟ تنگه هرمز يا راه هاي ديگري را هم پيش بيني كرديد؟ آيا برنامه ريزي مشخصي داريد؟

رییس جمهور: من گفتم كه اين نگاه به مسائل جهان اشتباه است. آن كساني كه فكر مي‌كنند با تهديد مي‌توانند مسائل جهان را به نفع خودشان رقم بزنند اشتباه مي‌كنند. دوران تهديد با بمب و موشك و هواپيما به پايان رسيده است؛ خصوصا عليه ملت ايران. من بعيد مي‌دانم كه چنين اراده‌اي هم در آمريكا وجود داشته باشد. فكر مي‌كنم كه آنقدر انسآن ها ي عاقل در حكومت آمريكا هستند كه مانع چنين تصميماتي شوند. اما خوب ما يك ملتي هستيم كه مستقل و توانمنديم. ما قادريم از تماميت ارضي و از حقوق خودمان به طور كامل دفاع كنيم. طبيعي است كه هر ملتي كه مورد تجاوز قرار بگيرد نحوه پاسخ و دفاع را خودش انتخاب خواهد كرد ما يك طيف وسيعي از پاسخ ها را آماده داريم و متناسب با آن عمل مي‌كنيم اما من بعيد مي‌دانم چنين اتفاقي رخ بدهد. اينها بيشتر جنگ رواني است تا يك واقعيت.

خبرنگار رويترز: آيا ايران در كنفرانس مصر شركت خواهد كرد؟

رییس جمهور: آن را داريم بررسي مي‌كنيم. داريم گفتگو مي‌كنيم با دوستانمان در عراق و اعلام مي‌كنيم به زودي.
خبرنگار رويترز: آقاي رییس جمهور اگر اجازه بدهيد من برگردم به مسئله هسته‌اي ايران. مي خواهم بدانم كه آيا ايران آمادگي دارد براي مقابله با تحريم هاي بيشتر اقتصادي؟ فكر نمي‌كنيد كه باعث شود ايران منزوي شود و فشار بيشتري روي مردم از نظر اقتصادي بيايد؟

رییس جمهور: منزوي بودن يا نبودن به اعلام بعضي از قدرت‌هاي بزرگ نيست. منزوي بودن را بايد در صحنه عمل ديد. الان ملت‌ها بيدار شده‌اند و مناسبات ظالمانه را برنمي‌تابند. ايران يك كشور بسيار بزرگ است و اصلا ادبيات تحريم ادبيات 30 سال قبل است. امروز تحريم يعني چي؟ به چه دليل؟ به چه مناسبت؟ شما هسته‌اي هستيد ما هم هستيم. چرا شما نبايد تحريم بشويد؟ اگر بد است شما چرا داريد؟ اگر خوب است ما چرا نداشته باشيم؟ منطق ايران خيلي منطق روشني است و ملت ها پذيرفته اند حتي ملت آمريكا و ملت هاي اروپا. اينها حتي اگر به مردم خودشان مراجعه بكنند و اگر فكر مي كنند نماينده مردمشان هستند ببينند نظر ملت هاي خودشان هم موافق با ملت ايران است چرا كه قانون حامي ملت ايران است. قانوناً راه ملت ما روشن است ما فكر مي كنيم كساني كه خيال مي كنند ما را منزوي مي كنند خودشان در مرحله اول منزوي خواهند شد؛ الان منزوي شده اند. شما ببينيد در دنيا بعضي از اين كساني كه خيلي عليه ايران حرف مي زنند هيچ جايگاه و پايگاهي ندارند.

ممكن است بعضي ها از ترس يك احترامي به آن ها  بگذارند اما در بين عموم ملت ها و حكومت ها جايگاهي ندارند. در دل ها حضور ندارند. مي‌بينيم؛ خودشان هم اندازه گيري مي كنند دائما دارند نظرات ملت ها را اندازه گيري مي كنند نسبت به خودشان. در ملت هاي خودشان هم جايگاهي ندارند. مي بينيم انتخاباتي كه در كشورهاي مدعي مهد دموكراسي است كمترين ميزان مشاركت است. اين چه معنايي دارد؟ حالا اينها نمايندگان مردمشان هستند؟ با اين حال ما احترام مي گذاريم، ما تعامل مي كنيم ما ظواهر و احترامات را حفظ مي‌كنيم اما اگر بخواهند ادعا كنند آن وقت خواهند ديد كه چه كسي منزوي است ايران هيچ وقت منزوي نخواهد شد. قابل تحريم هم نيست. ايران يك كشور بسيار بزرگ است و مي تواند خودش را اداره كند.

خبرنگار العالم: در ارتباط با ساخت ايستگاه اتمي بوشهر و روابط با روسيه بعضي بر اين عقيده هستند كه روسيه نامه‌اي به ايران فرستاده و اعلام كرده اگر ما سوخت هسته اي به ايران بدهيم بايد ايران غني سازي را متوقف كند. بنابراين ما مي خواهيم بدانيم تا چه حد اين گفتمان صحيح است؟ و آيا شما ديدگاهي و يا تصوري در ارتباط با راه اندازي نيروگاه بوشهر داريد؟

رییس جمهور: قراردادي كه ما با روس ها داريم مشروط نيست يك قرار دادي است كه در حال اجرا است و تغييرات زمانبندي هم در آن دلايل فني اعلام شده نه دلايل سياسي. ما اميدواريم كه طبق همان قرارداد كار به پايان برسد.

خبرنگار رويترز: آقاي رییس جمهور! آيا هيچ پيشنهادي هست كه اگر به ايران بشود ايران حاضر باشد حتي براي يك مدت كوتاهي فعاليت‌هاي هسته‌اي خودش را تعليق بكند؟

رییس جمهور: اين تعليق به نظر شما چقدر مهم است كه آنقدر سخت‌گيري مي‌كنند؟ چه چيزي هست كه اصرار دارند حتي براي يك ماه ايران تعليق بكند؟
خبرنگار رويترز: من خبرنگارم. شما بايد جواب بدهيد.
رییس جمهور: متوجه‌ام اما بالاخره خبرنگاريد بايد بپرسيد از آن ها  كه آنقدر اصرار داريد دليلش چيست؟ واقعا چه نفعي هست برايشان كه مي‌خواهند به هر ترتيب حتي يك مقطع كوتاه اين را متوقف كنند؟ اين يك چيز حقوقي است و يا قانوني است؟ حقوقي كه نيست چون نه در اساسنامه آژانس و نه در معاهده منع گسترش و نه در آيين نامه‌هاي مربوطه چنين چيزي وجود ندارد. اين درخواست غير از اينكه يك درخواست سياسي است درخواست ديگري نيست. هدف از اين درخواست سياسي چيست؟ هدفش بايد روشن باشد ما ترديد داريم نسبت به حسن نيت‌ها چون در گذشته ايران به همين ترتيب تعليق كرد و بعد منجر شد به بسته شدن تمام مراكز تحقيقاتي ايران.
بيش از 5/2 سال ميلياردها سرمايه ملت ايران متوقف شد و ما بيش از 5/2 سال از كاروان علمي در اين بخش عقب مانديم. اين خسارت ملت ايران را چه كسي مي‌خواهد بدهد. به نظر من بهترين پيشنهاد اين است كه حقوق ملت ايران را بپذيرند و ما پيشنهادهاي مختلفي داديم. پارسال گفتيم بيايد شريك بشويد، بيايد حضور پيدا كنيد.
چون ما مطمئنيم؛ اين نكته را هم شما توجه داشته باشيد كه دليل صحت رفتار ايران همين پافشاريش هست اين ايستادگي ايران بهترين دليل بر اين است كه ايران صادق است براي اينكه اگر ايران صادق نبود مي‌توانست اين ها را فريب بدهد و تعطيل بكند و در جاي ديگر كارش را بكند ولي چون ما مي‌خواهيم صادقانه كارمان را انجام بدهيم مي‌گوييم هرچه داريم همين است و قانوني هم هست.

چون صادقيم روي پايمان مي‌ايستيم و روي حرفمان مي‌ايستيم وگرنه كساني كه فريب بدهند ديگران را هستند. ما اهل اين حرف‌ها نيستيم ما چون يك حكومت اعتقادي هستيم حرف‌هايي كه مي‌زنيم همان چيزي است كه اعتقاد داريم وقتي مي‌گوييم كه ما دنبال فناوري صلح‌آميزيم اين اعتقاد ما است وقتي نظام اعلام مي‌كند كه ما دنبال صلح آميزيم ديگر هيچ كس حق ندارد در اين نظام كاري غير از اين انجام بدهد. وقتي مي‌گوييم ما دفاع مي‌كنيم، دفاع مي‌كنيم و شوخي هم با كسي نداريم.

وقتي مي‌گوييم ما اهل تعامل و گفتگو هستيم واقعا اهل گفتگو هستيم اين را براي فريب كسي اعلام نمي‌كنيم تا بخواهيم عده‌اي را فريب بدهيم؛ مي‌گوييم ما اهل گفتگو هستيم مي‌خواهيم گفتگو كنيم. همانطوري كه زمان دفاع مقدس شما ديديد همآن ها يي كه مي‌خواهند ما را تحريم كنند حامي صدام بودند بالاخره از صدام حمايت مي‌كردند در زماني كه ما مي‌خواستيم دفاع كنيم قاطع مي‌گفتيم ما محكم هستيم روزي هم كه آتش بس را پذيرفتيم با همه وجود پذيرفتيم. ما صداقت داريم امروز در مساله هسته‌اي چيزي كه هست همين است محكم ايران پاي اين ايستاده و اين يك چيز ملي است. ميزان انرژي اي كه در ملت ايران در حال غليان هست اين صدها برابر انرژي هست كه در زمان ملي شدن نفت در ايران به حركت درآمد. اصلا هيچ كس نمي‌تواند متوقف كند، هيچ كس اصلا حق ندارد. الان از بچه‌هاي سه تا چهار ساله تا پيرزن و پيرمرد 90 ساله ايراني در هر جاي دنيا كه هستند صاحب اين فناوري هستند اين را مال خودشان مي‌دانند و به كسي اجازه نداده‌اند كه صرف نظر كند. مشكلي هم پيش نمي آيد.

خبرنگار العالم: جناب آقاي رییس جمهور! بعضي از كشورهاي غربي شك دارند در توانمندي‌هاي هسته‌اي ايران. خود شما چگونه راجع به اين شكي كه آن ها  روا مي‌دارند پاسخ مي‌دهيد؟

رییس جمهور: ما در اساسنامه آژانس اتمي و در معاهده منع گسترش هيچ ماده‌اي نداريم كه نوشته اگر يك كشور غربي ترديد داشت نسبت به توانايي عضوي، آن عضو بايد فعاليت‌هايش را متوقف كند، خوب ترديد دارد برود ترديدهايش را برطرف بكند. اين ترديد كه ضابطه‌اي ندارد و رفع ترديد معياري ندارد كه بگوييم كه ترديدش رفع مي‌‌شود شايد 300 سال گذشت و رفع نشد خوب اين كه دشمن ما است.
اصلا نمي خواهد ترديدش رفع بشود خب نشود. ما بايد قانون را اجرا بكنيم ما فكر مي‌كنيم بهترين راه قانون است. همه بايد قانون را بپذيرند.

من فكر مي‌كنم بايد دست از اين كارها بردارند. بالاخره 28 سال مدام عليه ملت ما فعاليت كردند خب چه اتفاقي افتاد؟ حالا يك مدتي هم دوست ملت ايران بشوند و تجربه بكنند من فكر مي‌كنم به نفعشان هست. ملت ايران ملت بزرگ تاريخ ساز است. با اين ملت دوست باشند كه خيلي بهتراست تا مقابل اين ملت باشند. من اين را مي‌گويم قطعا از مقابله با ملت ايران هيچ دستاوردي ندارند اين را من مي‌نويسم در تاريخ ثبت بشود. همه آن ها  هم با هم باشند هيچ دستاوردي نخواهند داشت. اما اگر با ملت ايران دوست بشوند حتماً دستاوردي خواهند داشت. دوست يك ملت بزرگ هستند، دوست يك ملت توانمند هستند، ملت ايران جاي خودش را در دنيا باز كرده و روز به روز هم جايگاهش بهتر و برتر مي‌شود؛ چه بخواهند جه نخواهند آن ها  نمي‌توانند جلويش را بگيرند. چون يك ملت دارد مي‌رود مسير پيشرفت را نمي شود سد كرد. جلوي رشد علمي را نمي‌شود گرفت.

مگر مي شود به مغز آدم ها قفل زد؛ مي شود؟ مي شود به خلاقيت انسآن ها  زنجير زد؟ نمي‌شود. حركت ملت ايران شروع شده و دارد به جلو مي رود. به نفعشان هست دوست ما باشند؛ ديگه كافي است. مي نشينند دور هم قطعنامه صادر ‌مي كنند هي اخم ‌مي كنند هي التهاب درست‌ مي كنند هي بازار نفت را به هم مي‌ريزند خودتان كه مي‌دانيد كارشان غيرقانوني است. اگر بنا باشد كسي ترديد داشته باشد ما بايد ترديد داشته باشيم چون آن ها  همه‌شان رفتند بمب اتمي ساختند. دارند بمب‌هاي جديد مي‌سازند.
ما معترضيم، ما مخالف بمب هستيم، ما مخالف تهديديم. ما مي‌گويم دنيا را به هم ريختيد، دست برداريد بگذاريد كنار، اين چه بساطي است كه درست كرديد. بگذاريد كنار خيالتان راحت مي‌شود همه از فناوري صلح آميز استفاده مي‌كنند چون شماها داريد بعضي كشورهاي ديگر هم رفتند درست كردند؛ شما نداشتيد آن ها  هم نمي‌رفتند درست بكنند.

حالا ما نمي‌خواهيم داشته باشيد چه مشكلي دارد شما خودتان خطاكار هستيد همه را خطاكار مي‌پنداريد؛ اشتباهشان اين است. خودشان خطاكارند خيال مي‌كنند همه خطاكارند. نه، شما خطاكاريد شما خطا را بگذاريد كنار بعد ببينيد چقدر دنيا زيباست. بعد با هم مي‌توانيد دوست باشيد، با هم مي‌توانيد زندگي كنيد، با هم مي‌توانيد تفاهم كنيد.

چرا مي‌خواهيد انحصار طلبي كنيد و مي‌خواهيد بر ملت‌ها مسلط باشيد؟ ملت ايران اين تسلط را نمي‌پذيرد. امتحان هم كرديد 28 سال ديد كه كاري از پيش نبرديد. حالا آمديد در موضوع هسته اي، در آينده اي نزديك پشيمان مي شويد. خوب ما زودتر داريم راه نجات به شما نشان مي دهيم مي‌گوييم از اين دست برداريد ، دوست باشيد همكاري كنيد. ملت ايران ملت بزرگي است توانمند به لحاظ علمي به لحاظ صنعتي به لحاظ اقتصادي و به لحاظ فرهنگي است مي‌كشند اين دوره ها گذشته است جنگ‌هاي قرن بيستم كافي نبود با صد ميليون كشته. همه را به رسميت بشناسيم و حقوق همه ملت‌ها را به رسميت بشناسيم. چرا بايد ملت شما مرفه باشد و بقيه در فقر زندگي كنند خوب همه مرفه باشند چرا شما پيشرفت صنعتي داشته باشيد بقيه نداشته باشند چرا شما نيرو و انرژي داشته باشيد اما بقيه نداشته باشند .

اگر يك منطق و يا يك دليلي بياورند ما قبول مي‌كنيم چون ما تابع منطقيم. ما كه هيچ گزارش منفي نداريم و آژانس هيچ گزارش منفي در مورد فعاليت هاي ايران نداده است. بارها هم گفته كه هيچ نشآن ها ي از انحراف پيدا نشده اما راجع به شما هم همين را گفته؟ حالا شما بايد ترديد داشته باشيد يا ما؟ حالا ملت ايران نجابت به خرج مي دهد و هيچ چيزي نمي‌گويد اما آن ها  طلبكاري مي كنند. اين بد است و با اين اخلاق نمي‌شود دنيا را اداره كرد. بايد رفتارشان را عوض كنند و اوضاع دنيا را درست كنيم هيچ كس احساس آرامش نمي‌كند و هيچ كس احساس امنيت نمي‌كند همه جا نگراني است همه جا درگيري است .
 
ديگر كافي است بگذاريد يك روز هم دنيا روي استراحت ببيند، روي صلح و روي برادري ببيند. همين ها به حكومت قبلي ما مي خواستند چرخه سوخت بدهند خب چرا؟ براي اينكه وابسته به آن ها  بوديم از روزي كه ما مستقل و آزاد شديم، نمي دهند. اين چه معني مي دهد؟ بازي سياسي است و همه مي‌فهمند. به نظر مي رسد بهتر است براي خودشان و براي اينكه منزوي نشوند اين كارها و رفتارها را تعطيل كنند، تمام مي‌شود مي‌رود موضوع حل مي‌شود.

خبرنگار رويترز: جناب آقاي رییس جمهور جنابعالي فرموديد فشارها سياسي در مورد ايران است و ضمن صحبت‌ هاي خود فرموديد كه آمريكا اگر رفتار خودش را عوض كند ايران هم آماده گفتگو هست. خواستم از حضورتان سوال كنم مي‌شود براي ما مثال بزنيد كه چه رفتارهايي را اگر آمريكا عوض بكند ايران آماده است كه سر ميز مذاكره بنشيند؟

رییس جمهور: گفتم، همين كه بيايند هر روز به زبان تهديد با يك ملت صحبت كنند مي‌گويند ما يك چماق به نام قطعنامه درست كنيم بالاي سر ملت ايران تا آن ها  مجبور بشوند حرف ما را بپذيرند، اين يعني چه؟ اين حرف زشتي است و اين رفتار بدي است با يك ملت كردند كه بنشيند بگويند ما يك چماقي درست مي‌كنيم چند قطعنامه صادر مي‌كنيم بعد اين ها مجبور مي‌شوند كه با ما گفتگو بكنند. خب اين را هيچ كس نمي پذيرد، چه كسي مي‌پذيرد؟ شما بياييد صداقت به خرج دهيد چون ملت ايران كه مشكلي نداشته است. از اول شما مشكل درست كرديد. البته گفتم الان هم ما مذاكره مي‌كنيم راجع به مسائل جهاني اما شرطش اين است كه رسانه‌ها باشند و همه ملت‌ها اين گفتگوها را مستقيم بشنوند. براي اين منعي نيست.

خبرنگار العالم: توجيه آمريكا را چگونه ارزيابي مي كنيد راجع به موشك‌هاي ايراني؟ آيا واقعا موشك‌هاي ايران مي‌تواند خطرآفرين باشد براي اروپاي شرقي؟

رییس جمهور: اصولا دكترين امنيت ملي ما دفاعي است يعني ما اصلا برنامه هايمان دفاعي است يعني ابتدا به ساكن از جانب ايران هيچ اقدامي عليه هيچ كس انجام نمي‌‌شود اما خب طبيعي است كه اگر مورد تجاوز قرار بگيريم از خودمان دفاع مي‌كنيم اما فكر مي‌كنم اروپا دوست ماست.

برخي رفتارها از سوي برخي دولت‌هايشان انجام مي‌دهند كه اين رفتارها اصلا خوب نيست. واقعاً اين ها همسايه ما هستند همسايه منطقه ما هستند روابط گسترده اي داريم نمي خواهيم ما آن ها  را محدود كنيم مي‌توانيم اين كار را بكنيم چون خيلي از آن ها  را خودمان توليد مي كنيم و خيلي ديگر از آن ها  را هم مي‌توانيم از جاهاي ديگر فراهم كنيم.

اما فكر مي كنم روابط بايد باشد تا دوستي ها باشد ما براي هيچ كس تهديد نيستيم ايران پيامش، پيام صلح و دوستي است براي همه. پيشنهادهايي هم كه ما در مسائل مختلف جهاني مي دهيم پيشنهادهايي است كه انساني است و عميقاً دنبال صلح، صلح پايدار و صلح ريشه دار است مثلا در مورد فلسطين پيشنهادي كه ما مي دهيم پيشنهاد انساني است ما مي خواهيم ريشه هاي درگيري ها از بين برود وقتي مي‌گوييم ملت فلسطين بيايد نظر بدهد مسئله حل مي‌شود.

اگر ملت انتخاب كند اين بهترين روش است. چرا جنگ؟بنابراين ما تهديد نيستيم ما انديشه‌ايم راه حل هستيم ما براي دنيا راه حل هاي انساني داريم ما فكر مي‌كنيم اصلا نيازي به جنگ نيست حتي نيازي به پرخاشگري و تهديد هم نيست مي شود با گفتگو مسائل جهان را حل كرد. شرطش اين است كه همه اين را بپذيرند چون تا روزي كه كسي خود را برتر از ديگران بپندارد و بخواهد چپاول بكند و يا تسلط پيدا كند و يا زور بگويد، نمي‌شود. بقيه هم سعي مي‌كنند از خودشان دفاع كنند مشكل پيدا مي‌شود.

خبرنگار العالم: شما براي ملت هاي منطقه تهديد نيستيد؟ طرح امنيتي پيشنهادي ايران باحضور كشورهاي خليج فارس در چه راستايي است؟

رییس جمهور: ما اساس تعاملاتمان با همه دنيا تعاملات دوستانه است به ويژه در منطقه. كشورهاي منطقه داراي تاريخ، فرهنگ و ادبيات مشترك هستند ما با هم برادر و دوست هستيم ما بايد با هم زندگي كنيم ما فكر مي‌كنيم كشورهاي منطقه خودشان مي‌توانند مسائلشان را حل كنند و مي‌توانند امنيت را در منطقه به طول كامل برقرار كنند ما هيچ موضوعي كه موجب اختلاف ريشه‌ و يا دوري و يا فاصله بين ملت‌هاي منطقه باشد نمي‌شناسيم ما فكر مي‌كنيم مي‌توانيم با هم امنيت را در منطقه برقرار كنيم البته مي دانيم كساني كه دنبال نفت منطقه هستند، دنبال تسلط بر منطقه ما هستند از تفاهم و دوستي بين ملت‌هاي منطقه راضي نيستند، مشكلي نيست. خب پيشنهاد جمهوري اسلامي ايران براي يك طرح امنيتي مشترك در همان راستا است كه ما كمك بكنيم براي امنيت جمعي در منطقه تا همه در امنيت باشند. اين هزينه هاي همه را كاهش مي دهد بعضي از كشورها الان در منطقه ما هستند كه سالانه دهها ميليارد دلار خرج تسليحات مي‌كنند اين چيز بدي نيست؟ چرا بد است خب اين را خرج مردمشان بكنند خرج آباداني مردمف خرج بهداشت و رفاه بكنند. وقتي با هم شديم تهديدي وجود ندارد و مي‌توانيم تهديدهاي خارجي را هم دفع بكنيم. آن ها  در فاصله هايي كه خودشان ايجاد مي كنند وارد مي شوند اگر فاصله‌اي نباشد آن ها  هم نيستند.

مردم اين منطقه صدها سال در دوستي با هم زندگي كرده‌اند و اختلافي با هم نداشتند. اما ديگران آمدند اختلاف ايجاد كرده و مي‌خواهند سود ببرند اين طرح امنيتي در جهت تفاهم و صلح دست جمعي است.


 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
حقايق جنايت سامرا - سيد حسين علوى
خبر، بسيار تكان دهنده بود.«حرم شريف امام هادى(ع) و امام حسن عسگرى(ع) هدف توطئه شوم تروريست‏ها قرار گرفت و منفجر شد.»

 خبرى كوتاه اما بسيار تكان دهنده و در عين حال اثرانگيز. تكان دهنده از آن جهت كه به راستى باورمان نشده كه چگونه هنوز عده‏اى جانى در عالم وجود دارند كه چشم ديدن مشتى خشت و گل كه غريبانه در كنار جسم نورانى ائمه حق(ع) جمع شده‏اند را نيز ندارند. اين جماعت بى‏شك وارثان خبيث حراميانى چون هارون‏الرشيدند كه قبر ارباب مظلوممان، حسين بن على(ع) را «شخم» زد!به خيال آنكه «يريدون ليطفئوانورالله بافواههم»

 لكن؛ چراغى را كه ايزد برفروزد  هرآنكس پف كند ريشش بسوزد!

 و تاثرانگيز از آن روى كه شيعه را بين كه چقدر مظلوم است! پس از هزار و چهارصد سال گذر از جفاى به آل‏الله(ص) هنوز بايد مظلومانه شاهد هتك حرمت ايشان باشد.

 اما آنچه نگارنده را بر آن داشت تا دست به قلم شود، نه تاثر بود و نه تعجب.

 چه اينكه اين روزها تاثر و تعجب‏هاى انسان‏هاى وارسته زياد بوده و قلم همچو منى از بيان اين احساسات قاصر است. غرض از نگارش اين مقال بررسى علل «حقيقى» تجاوز به حريم عسگريين(ع) بود.

1- در اينجا خوب است مطلب را با طرح چند سوال آغاز كنيم و آن اينكه؛ چرا سامرا؟چرا كاظمين نه؟ چرا كربلانه؟ چرا نجف نه؟چرا سامرا؟ چرا دوبار سامرا؟! مگر در اين حرم كوچك چه رازى نهفته است كه حقد و كينه حراميان را برانگيخته است؟
2- پاسخ به اين سوالات را بايد در اتفاقات شگرفى جست كه در طول 27 سال گذشته رخ داده است. چه كسى فراموش خواهد كرد كه به رغم دشمنيهاى دو ابرقدرت شرق و غرب انقلاب اسلامى پيروز شد؟ كيست كه فراموش كند، آنگاه كه تمام ملت ايران در خواب بودند ارتش آمريكا گرفتار شنهاى صحراى طبس شد؟ چه كسى فراموش خواهد كرد كه در طول هشت سال دفاع مقدس تمام هيمنه كفار به يكباره شكست و رزمندگان اسلام باز هم به رغم تمام حيوان صفتى آمريكا و شوروى يك وجب از «كلمةالله هى‏العليا» كوتاه نيامدند؟ و بالاخره كيست كه فراموش كند جماعتى دو هزار نفرى از جنودالله چهارمين لشكر جرار و حيوانى عالم را در جنگ 33 روزه ژوئن و جولاى 2006 در هم شكست و بيرق سرخ حزب‏الله را به عنوان قدرت استراتژيك خاورميانه برافراشت.

 كيست كه اين بينات تاريخ قرن روح‏الله را فراموش كند؟ جواب روشن است؛ «ما»!آنكه فراموش كرده است كه چه نيرويى جبهه قليل حق را بر خيل كثير باطل پيروز فرمود، خود مائيم!

 و الا دشمن بيدار است. دشمن مى‏داند كه دست ما به چه منبع نورانى‏اى از قدرت متصل است و ما خود نمى‏دانيم.
 2- پس از اشغال عراق توسط ارتش آمريكا و همپيمانانش در بهار 2003 حداقل شانزده بار خبرى از اين كشور به اقصى نقاط عالم مخابره شد كه اگر كُنه آن را درك مى‏كرديم عبرتش، دنيا و عقباى ما را بس بود. اما آن خبر چه بود؟

 «ارتش آمريكا طى چهار سال اشغال عراق 13 عمليات گسترده براى شناسايى و دستگيرى فردى به نام مهدى در استان صلاح‏الدين عراق انجام داده است!» و مركز استان صلاح‏الدين كجاست؟ «سامرا»!

 حالا كلاهمان را قاضى كنيم و ببينيم؛ما كه هنوز گرفتار خط و خال و ابروى حجت خدا بر عالميانيم (!) وجودش را بهتر درك كرده‏ايم يا خصم جانى؟!
 كلاهمان را قاضى كنيم و ببينيم؛ ما كه هنوز به دنبال اثبات سن و سال و ازدواج و تجرد و فرزند داشتن و نداشتن حضرتيم، ماهيت شمس وراء حجاب بودنش را فهميده‏ايم يا دشمن جرار شيطانى؟!

 كلاهمان را قاضى كنيم و ببينيم ما كه ساخت شانزده مناره‏ى هر كدام يك ميليارد تومانى و صحنهايى با هزينه‏هاى گزاف و سرسام آور بر فراز جمكران، اين تجلى خانه پيغمبران را پيگيرى مى‏كنيم، معناى «و نريد ان من على‏الذين استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين» را به حقيقت يافته‏ايم يا گرگان دار فناى انسانى؟!
كلاهمان را قاضى كنيم و ببينيم...اصلا مگر چيزى نهان است كه ما توصيه به ديدن آن كنيم؟ آيا به راستى ما مى‏دانيم كه چيست «مهدى»؟! آيا به واقع ما مى‏دانيم كه حجت خدا بر عالميان رمز بقاى ما در طول اين جنگ بزرگ با علمداران زر و زور و تزوير بوده است؟! آيا ما به اين باور رسيده‏ايم كه «ملتى كه پشتش به الطاف خفيه و جليه بقيةالله‏الاعظم (روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه فداه) گرم است از تهديد مشتى جانى بين‏المللى چه باك دارد» كه ذليلانه نيشمان را تا بناگوش جلوى وزراى خارجه تروئيكاى اروپا - بخوانيد عمله‏هاى صهيونيست‏ها - باز نكنيم؟!

 آرى، ما را اين همه چراغ هدايت بود و باز نفهميديم. اما براى دشمن جانى - اما هوشيار - يك اشارت بس بود. آنگاه كه پيشانى‏بندهاى «يامهدى(عج) ادركنى» بر جبين فرزندان روح‏الله بسته شد حراميان دانستند كه ماجرا از چه قرار است و از همان زمان عزم خود را جزم كردند تا نورى كه در آينده‏اى نه چندان دور مصداق حقيقى «يملاءالارض قسط و عدل كما ملئت ظلم و جورا» است را از ما بگيرند.

 صدها عنوان پايان‏نامه با موضوع مهدويت در دانشگاههاى آمريكا، هزاران سايت اينترنتى ضد مهدويت، حمله به كشورهاى اسلامى، تهاجم گسترده به شيعيان در اقصى نقاط عالم، چاپ هزاران عنوان كتاب براى هجو مهدويت، اجير كردن برخى سياستمداران واداده در كشورهاى ظلم ستيزى همچون ايران و احمقانه تراز همه تهاجم كور به حرم شريف پدر بزرگوار حجت‏الله البالغه و سرداب مقدس امام عصر(عج) به گمان مضحك اختفاى مهدى موعود(عج) در آن! همه و همه حكايت از پروژه‏اى بزرگ براى محو مهدويت دارد. اما زهى خيال باطل كه «والله متم نوره و لوكره‏المشركون»

 و كلام آخر آنكه؛

 بدا به حال امتى كه امام زمانش را نشناسد كه «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتةالجاهليه»!

 

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
پرسش‌هاي دوستداران امام موسی صدر
پرسش‌هاي دوستداران امام موسی صدر در خصوص آخرين اخبار روند پيگيري ؛ سوالاتی ديرينه که هرگز پاسخي از دولتهاي آقايان خاتمي، هاشمي و موسوي دريافت نداشتند.

در پی حضور نخست وزیر کشور لیبی و دیدار ایشان با آقای دکتر احمدی نژاد ،مجمع دانشجویان حزب الله دانشگاه علم وصنعت ایران با طرح سئولات ذیل ،اعتراض وانتقاد شدید وتاسف انگیز خود را  از عملکرد دولتمردان و نمایندگان مجلس و مسسئولان پی گیری مساله امام موسی صدر اعلام می دارد.

۱- امروز 28 سال از ربوده شدن امام صدر توسط رژيم قذافي مي‌گذرد. چرا جمهوري اسلامي ايران، حتي يک بار سفير ليبي در ايران را به وزارت امور خارجه احضار نکرده و نارضايتي ايران از عملکرد آن رژيم را رسماً بدان ابراز ننموده است؟ چرا جمهوري اسلامي ايران هنوز که هنوز است، رسماً اين پرونده را در محافل بين‌المللي حقوق بشر مطرح نساخته است؟ مجلس هفتم  در اين خصوص از وزارت خارجه چه پاسخي دريافت داشته است؟ آيا مجلس در اين خصوص قانع شده است؟ اگر چنين نيست چه اقدامي جهت رفع اين مشکل انجام داده است؟

۲- مساله امام موسی صدر داراي ابعاد پيچيده امنيتي، سياسي و حقوقي است، که بعد امنيتي آن بر ديگر ابعاد غلبه دارد. وزارت اطلاعات کشور براي کشف حقيقت و تشخيص صحت و سقم دهها سناريوي موجود در خصوص چگونگي اختفاء امام موسی صدر چه کرده است؟ آيا پس از گذشت 28 سال، تصوير روشني از حقيقت ماجرا دارد؟ مجلس  در اين خصوص از وزارت اطلاعات چه پاسخي دريافت داشته است؟ آيا مجلس در اين خصوص قانع شده است؟ اگر چنين نيست چه اقدامي جهت رفع اين مشکل انجام داده است؟

۳- چرا دولت آقاي احمدي‌نژاد در اين مقطع، نارضايتي خود از اصرار دولت ليبي بر استمرار جرم ربودن امام موسی صدر را به طرق متعارف ديپلماتيک ابراز نمي‌دارد؟  آيا تباني اخير رژيم قذافي با برخي محافل قضايي ايتاليا در جعل سناريوي عزيمت امام موسی صدر به رم، کافي نيست تا مسئولان  کشور را به عدم صداقت آن رژيم و ضرورت برخورد ديپلماتيک با آن متقاعد سازد؟ آيا «کميته پيگيري مساله امام موسی صدر» اين شيوه جمهوري اسلامي ايران در تعامل با رژيم رباينده امام موسی صدر را با «عزت ملي» و «مشي حسيني» سازگار مي‌داند؟
۴- مراجع و بزرگان حوزه‌هاي علميه، همگي براي امام موسی صدر جايگاه والايي قائلند و آن بزرگوار را همرديف شهيدان مطهري و بهشتي مي‌دانند. اگر ترور شهيدان مطهري و بهشتي با امنيت ملي ايران و انقلاب ارتباط داشت، آيا غيبت امام موسی صدر با امنيت ملي کشور ارتباط ندارد؟ اگر دارد، چرا کميسيون امنيت ملي مجلس در خصوص اين مساله، رسما از موضع‌گيري و فعاليت نشان نمي‌کند؟ چرا دستگاه قضايي کشور و مدعي العموم آن، جهت رسيدگي به جرم مستمر «در اسارت نگاه داشتن آن بزرگوار»، دادگاهي در داخل تشکيل نمي‌دهند؟ مجلس در اين خصوص چه پاسخي دارد؟

۵- رژيم قذافي به سبب اهميتي که براي مساله امام موسی صدر قائل است، دومين شخصيت قدرتمند خود، يعني سيف‌الاسلام فرزند ارشد قذافي را متولي پيگيري آن ساخته است. در ايران چه کسي مسئوليت اصلي پيگيري پرونده امام موسی صدر را بر عهده دارد؟ آيا اين مسئول محترم، از يک جايگاه اجرايي معادل سيف‌الاسلام برخوردار است؟ بر اساس چه نشانه‌هايي دل خوش داريم، که جمهوري اسلامي ايران همپاي رژيم قذافي، براي مساله امام موسی صدر اهميت قائل است؟

 

۶- عدم پيگيري موثر مساله امام موسی صدر توسط جمهوري اسلامي ايران، 28 سال تمام است که به طول انجاميده است. آيا ممکن است که ربودن امام موسی صدر و اين قصور طولاني مدت، اسباب و دلايل مشترک داشته باشند؟ به عبارت ديگر، آيا ممکن است که همان اراده‌اي که عمليات ربايش را طراحي و اجرا کرد، از پيگيري موثر پرونده توسط ايران نيز ممانعت به عمل آورده باشد؟ اگر چنين است، براي شناسايي اراده مزبور و عوامل نفوذي آن در جمهوري اسلامي ايران، چه اقداماتي صورت گرفته است؟دولت و مجلس در اين خصوص چه پاسخي دارد؟

۷- ايران و لبنان هر دو در بين‌المجالس کشورهاي اسلامي عضويت دارند. با توجه به آنکه مساله امام موسی صدر مساله هر دو کشور است، و با توجه به اينکه غيبت امام موسی صدر از مشکلات جهان اسلام است، و با توجه به علاقمندي اغلب کشورهاي اسلامي بدان، و نيز با توجه به روابط تيره برخي کشورهاي مهم اسلامي چون عربستان سعودي با رژيم قذافي، مجالس ايران و لبنان چه برنامه مشترکي براي طرح اين پرونده در بين‌المجالس کشورهاي اسلامي در نظر گرفته‌اند؟

۸- چرا مجلس يک هيئت تحقيق و تفحص تشکيل نمي‌دهد تا اسباب و عوامل قصور 28 ساله جمهوري اسلامي ايران در پيگيري سياسي، حقوقي و امنيتي پرونده امام موسی صدر را شناسايي و به ملت و رهبري معرفي کند؟

۹- دولت آقاي احمدي‌نژاد و نيز مجلس هفتم، در راستاي تحقق بندهاي چهارگانه نامه تاريخي نخبگان به آقاي خاتمي در خصوص ضرورت ساماندهي روند پيگيري مساله امام موسی صدر چه قدمهايي برداشته‌اند؟ دولت و مجلس کنوني چه اقدامات ويژه‌اي انجام داده‌اند که در دوران موسوم به اصلاحات انجام نگرفته بود؟

۱۰- مجلس هفتم و «کميته پيگيري مساله امام موسی صدر» چه سازکارهايي جهت تسريع و نظارت بر اقدامات دولت در راستاي پيگيري اين پرونده در نظر گرفته‌اند؟

 

والسلام علی من اتبع الهدی


مجمع دانشجویان حزب الله
دانشگاه علم و صنعت ایران

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
انتشار آگهی مریم رجوی در همشهری!

 روزنامه همشهری در سالگرد تاسیس شاخه نظامی سازمان منافقین اقدام به چاپ آگهی تبریک برای همسر سرکرده این گروهک تروریستی کرد.

این  روزنامه  در شماره پنجشنبه ۳۱خرداد، در صفحه هجده با چاپ عکسی از مریم رجوی همسر سوم سرکرده ی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) ، پیام تبریکی را از سوی دوستداران وی درج کرد.

عکس استفاده شده همان عکس زمان انتخابات نخستین دوره ی مجلس شورای اسلامی است که  وی در آن کاندیدا شده بود.این عکس در کتابي كه از سوي موسسه پژوهش های سیاسی به چاپ رسیده، موجود است.

در آگهی یاد شده در این روزنامه آمده است:« مریم جان،ای عزیز و دلبندمان ،موفقیت تو را در کارهایت تبریک می گوییم و منتظر قدم گذاشتن تو به خانه مان هستیم. دخترم چشم به راهیم و آرزوی  دیدن روی ماهت را داریم. خانواده احمری و همه دوست دارانت – خرداد 1386»

گفتنی است ،سي ام خرداد سالگرد تاسیس شاخه نظامی گروهک تروريستي منافقین است.



 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
رویارویی سعید ابوطالب و سهیل کریمی
مصاحبه تخریبی سعید ابوطالب علیه سهیل کریمی با یکی از نشریات،  تنش در روابط بین این دو یار همراه، را در پي داشته است.

پس از آنکه سعید ابوطالب مستند ساز دیروز و نماینده مجلس امروز در گفتگو به یک مجله هفتگی به تخریب شخصیت یار همراه خود در مساله گروگانگیری در عراق پرداخت، اینک سهیل کریمی تصمیم دارد تا لب به حقایقی درباره دوست شفیق خود بگشاید.

ابوطالب در این مصاحبه در پاسخ به اینکه از سهیل کریمی همراهتان در گروگانگیری عراق چه خبر و چرا وارد دنیای سیاست نشد، گفته است: « سهیل کریمی از اول هم کشاورز بود و روی زمینی در شهریار کار می کرد. البته کار روزنامه نگاری هم می کرد. به تور ما خورد و رفتیم فیلم بسازیم که گرفتار شدیم.» وی سپس افزوده است: «اگر دیپلم داشت، نماینده می شد.»

این دو دوست صمیمی که در سال 82 در جریان ساخت مستند در عراق توسط نظامیان انگلیسی به گروگان گرفته شدند، مدت چهار ماه و اندی را در زندان های دیوانیه، بغداد و ام القصر گذراندند تا سرانجام با فشار دیپلماتیک ایران در دوازدهم آبان 82 آزاد شدند. اما این آزادیف جدایی این دویار را به همراه آورد.

تنش بین این دو مستندساز جوان، زمانی آغاز شد که بدرفتاری سعید ابوطالب با دیگر زندانیان ایرانی در اردوگاه ام القصر، حتی باعث کتک خوردن او توسط آنان شد. از آن پس ایرانیان دربند، از جمله سهیل کریمی رابطه خود را با اومحدود کردند، اگرچه به گفته کریمی، تنها این عامل باعث قطع رابطه با او نشد و دلایل دیگری هم در این میان نقش داشتند.

وی در بخشی از اظهاراتش با اشاره به شخصیت دوگانه ابوطالب گفت: « رفتار او با آمریکایی ها در حین اسارت و پس از آن با هم متفاوت بود. ابوطالب پس از رهایی برای مظلوم نمایی بیشتر دروغ های عدیده ای را گفت که در فرصت مناسب به افشای آن خواهد پرداخت.»
وی تصریح کرد: «اگرچه ما از سوی اشغالگران شکنجه های بسیاری شدیم اما برخلاف اظهارات آن زمان ابوطالب، صدمات جبران ناپذیری به ما متحمل نشد.»

اما سهیل کریمی در واکنش به اظهارات اخیر ابوطالب در یک نشریه، گفت:«نقطه ضعف سعید این بوده که همواره در پاسخ به این سوال که چرا سهیل برای نمایندگی مجلس نامزد نشده، جهت کسب وجهه مثبت برای خود، دست به تخریب او، از قبیل کشاورز و کارگر و بی سواد و نابلد بودن در مساله روزنامه نگاری و فیلم سازی می زند.» وی همچنین افزود: « او تلاش کرده تا در همه موقعیت ها ثابت کند که کار درست را خود انجام داده است.»

کریمی به طنز گفت: «سعید ابوطالب برای روشن شدن مدرک تحصیلی من می تواند هیات تحقیق و تفحص کمیسیون فرهنگی مجلس را فعال کند.»

کریمی سپس در خصوص نسبت دادن کشاورز و کارگر به او گفت: « کشاورز و کارگر بودن یک ارزش در این کشور محسوب می شود که با توجه به اینکه هفتاد درصد مردم ما دارای شغل کارگری و کشاورزی هستند، گفته ابوطالب مصداق بارز توهین به این قشر زحمتکش بوده و دور از شان یک نماینده مجلس آنهم عضو کمیسیون فرهنگی است.»

گفتنی است، در زمان برگزاری هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بحث های زیادی در خصوص کاندیدا شدن سعید ابوطالب به میان آمد و برخی از دوستان و همکاران او از اینکه وی از احساسات برای جلب رای مردمی استفاده می کند، به وی انتقاد داشتند.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
«فاحشه صنعتی» وبلاگ ده نمکی را فيلتر كرد
وبلاگ مسعود ده نمکی به دلیل درج مطلب «حالا دیگر من یک فاحشه صنعتی ام» فیلتر شده است.

 وبلاگ کارگردان فيلم اخراجی ها ازهفته گذشته در برخی از شهرستان ها و بخش هایی از تهران مسدود شده است.

اگرچه مسوولان بخش فیلترینگ وزارت ارتباطات و فن آوری ارتباطات از این مساله ابراز بی اطلاعی می کنند اما شنیده ها از یک منبع آگاه حاکی است که مطلبی با عنوان «فاحشه صنعتی» دلیل اصلی فیلتر کردن این وبلاگ است.

ده نمکی چندی پیش در وبلاگ شخصی خود، دردنامه یک دختر در بخش کامنت ها را با عنوان «حالا دیگر من یک فاحشه صنعتی ام» بدون دخل و تصرفی درج کرده بود.

در این دردنامه، دختری وضعیت اسفبار خود را در بخش نظرات این وبلاگ نوشته بود که چگونه توسط پسری به منطقه عسلویه رفته و در آنجا به فساد کشیده شده است. وی در این نامه از اوضاع نابسامان اخلاقی در میان مدیران منطقه ویژه اقتصادی عسلویه و ارتباط آنان با زنان شاغل در این منطقه پرداخته است.

ده نمکی در ابتدای این مطلب آورده بود: «ظاهرا این کامنت، واکنش هایی را به همراه داشته، عده ای بجای همدردی، کاتولیک تر از پاپ شده و اصل نگارش این نامه را زیر سوال برده اند. در وبلاگ آقای استادی برخی مخاطبان نظرات جالبی بود که فکر می کنم این جماعت اصلا عاطفه و احساس ندارند.»
وی سپس افزود: «حضرت علی می فرماید، اگر خلخال از پای پیر زن یهودی کنده شود جا دارد فرد مسلمان دق کند، دق پیشکش حداقل نق نزنید. در طول ساخت فقر و فحشا ده ها از این موارد مقابل دوربین ام قرار گرفتند کاش به جای نقد تکنیکی رگ غیرتشان تکان می خورد(!)»

گفته می شود، منطقه ویژه اقتصادی عسلویه از درج این مطلب در وبلاگ ده نمکی به دادگاه شکایت برده است.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
عبدالمالک ریگی دستگیر شد
یک منبع آگاه اعلام کرد، رهبر گروه تروریستی جنداله بعدازظهر امروز سه شنبه در بیمارستانی در كراچي پاکستان دستگیر شد.


به گزارش مبارزین به نقل از این منبع آگاه، عبدالمالک ریگی که در درگیری با نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران در استان سیستان و بلوچستان زخمی شده بود، بعدازظهر امروز توسط نیروهای امنیتی پاکستان شناسایی و دستگیر شد. این منبع آگاه افزود: قرار است این سرکرده اشرار به زودی به مقامات امنیتی کشورمان تحویل داده شود.


ریگی مسبب بسیاری از قتل و غارت ها و قاچاق مواد مخدر در شرق کشور به شمار می رود.


شایان ذکر است، گروه حرکت جند اله یکی از گروهک های وابسته به گروه تروریستی طالبان است. گفته می شود در درگیری اشرار با نيروهاي نظامي و انتظامي ايران كه چندي پيش عبدالمالك ريگي در آن زخمي شد، برادر وي به هلاکت رسیده بود.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
مرگ فرمانده نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی در فرانسه
فتح اله مین باشیان، ارتشبد بازنشسته ارتش شاهنشاهی که تا دو سال پیش از سرنگونی حکومت شاهنشاهی در ایران به مدت چهار سال فرماندهی نیروی زمینی ارتش را به عهده داشت در سن 92 سالگی در پاریس پایتخت فرانسه درگذشت.

مین باشیان از خانواده ای نظامی - هنری برخاسته بود، پدربزرگ وی، غلامرضا مین باشیان ملقب به سالار معزز از نخستین موسیقیدانان ایرانی بود که موسیقی ایرانی را به نت اروپایی نوشت و در زمان فرمانروایی ناصرالدین شاه قاجار در قرن نوزدهم میلادی، نخستین فرمانده ایرانی رسته موزیک ارتش ایران شد و نخستین ارکستر سمفونیک در این کشور را نیز وی راه اندازی کرد.

آن گونه که پژوهشگران موسیقی نوشته اند، سالارمعزز در هنگام تحصیل در کنسرواتوار سن پترزبورگ در روسیه از شاگردان ریمسکى کورساکوف، موسیقیدان بزرگ روس بود.

نوه پسری وی، فتح اله مین باشیان در دانشکده افسری همکلاسی محمدرضا شاه پهلوی بود و در رشته فوتبال نیز فعالیت داشت تا آنجا که دروازه بان تیم فوتبال ایران شد. وی پس از رسیدن به درجه سروانی برای ادامه تحصیلات نظامی به آمریکا اعزام شد، بعدها فرمانده لشکر فارس شد و در شیراز مستقر گردید.

در خاطرات ارتشبد حسین فردوست، معاون سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک) آمده که تیمسار مین باشیان در زمان فرماندهی لشکر فارس در سرکوب قیام مسلحانه عشایر فارس شرکت داشته است. این قیام در واقع مقاومت سران عشایر فارس در مقابل اصلاحات ارضی و تقسیم املاک خوانین میان دهقانان بود که از زمستان 1341 خورشیدی (1963 میلادی) آغاز شد.

مین باشیان سپس فرمانده نیروی زمینی ارتش شد و از جمله اقدامات مهمی که در زمان فرماندهی او صورت گرفت رزمایشی نظامی بر ساحل اروندرود در سال 1354 خورشیدی (1975 میلادی) و در زمانی بود که احتمال تحرکات نظامی عراق علیه ایران می رفت.
برخی صاحبنظران بر این عقیده اند که این رزمایش باعث انصراف حکومت وقت عراق از اقدام نظامی علیه ایران شد.

مصطفی الموتی در مقاله ای که درباره خاندان مین باشیان در هفته نامه نیمروز متعلق به منافقین به گفتگوی تند ارتشبد فتح اله مین باشیان جمشید آموزگار وزیردارايى ایران در زمستان 1351 (1973) بر سر بودجه ارتش اشاره کرده است.

در خاطرات اسداله علم، وزیر دربار شاهنشاهی در این باره آمده که ارتشبد مین باشیان در جلسه ای با وزیر دارایی پیشنهاد داده بوده که کمک مالی که به افسران ارتش می شده تا برای مداواهای خاص به خارج بروند افزایش يابد و در بحث بر سر این قضیه گفته بوده: "این کار اگر با هزینه های فسق و فجور اشرف [خواهرشاه] مقایسه شود مثل قطره ای در اقیانوس است".

در این کتاب آمده که تیمسار مین باشیان در توجیه این گفته به اسداله علم گفته بوده که اگر نام خواهر شاه را برده، فقط به این سبب بوده که پیشنهاد کند وی قدری در ولخرجیهایش کوتاه بیاید "وگرنه قصد اسائه ادب نداشته است" اما شاه این توجیه را نمی پذیرد.
با این حال، آن گونه که مصطفی الموتی نوشته، ارتشبد مین باشیان مدتى آجودان نظامى محمدرضا شاه بوده و شاه "به او مرحمت خاصى" داشته است.

فتح اله مین باشیان پس از بازنشستگی به فرانسه مهاجرت کرد که دخترش در آن می زیست و تا پایان عمر در این کشور زندگی کرد.
عبدالمجید مجیدی، وزیرمشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه ایران پیش از انقلاب که از بستگان فتح اله مین باشیان است در گفتگو با بی بی سی گفت که مین باشیان در سال های پس از انقلاب با هیچیک از گروه های سیاسی که علیه حکومت جمهوری اسلامی در ایران فعالیت می کنند، همراهی نکرد و اوقات خود را عمدتاً به ورزش تنیس و فعالیت هنری می گذراند. به گفته مجیدی، فتح اله مین باشیان ویلون می نواخته و آهنگسازی می کرده است.

برادر مین باشیان، عزت اله، که پس از ازدواج با شمس، خواهر محمدرضاشاه، نام خود را به مهرداد پهلبد تغییر داد نیز هنرمند بود و نخستین وزیر فرهنگ و هنر ایران شد که این سمت را تا پایان دوران حکومت پهلوی به عهده داشت.  پهلبد هم اکنون در لس آنجلس سکونت دارد.
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
توقف بازسازی خانه حاج احمد متوسلیان
خانه قدیمی حاج احمد متوسلیان از سرداران جاوید الاثر دفاع مقدس که قرار بود از سوی معاونت اجتماعی شهرداری تهران بازسازی ومرمت شود، از دوسال پیش متوقف شده است.

این ساختمان که در بازار چهل تن محله سید اسماعیل تهران واقع شده، دارای دو طبقه است که در سال 84 از سوی شهرداری وقت دستور بازسازی آن با 35 میلیون تومان داده شد وقرار بود این مبلغ صرف مقاوم سازی این ساختمان شود اما با روی کارآمدن مدیریت فعلی، این طرح از برنامه عمرانی این شهرداری خارج شد.

این در حالی است  شهرداری تهران چندی پیش با هشتصد میلیون تومان خانه شعبان بی مخ (جعفری) در خیابان ابوسعید را بازسازی کرد. این ابنیه هم اینک مرکز مشارکتهای مردمی شهرداری تهران است. شعبان جعفری از اراذل و اوباش رژیم پهلوی بود.

غلامرضا خسروی نژاد هم رزم حاج احمد متوسلیان ومسوول رسیدگی به  خانه سردار فاتح خرمشهر، از علت معطل ماندن این طرح بازسازی توسط شهرداری تهران اظهار بی اعتنایی کرد.

 

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
باورهاي ديپلماتيک ديپلمات نااصولگرا!

مصاحبه اي از آقاي محمد جواد لاريجاني تيتر اول يکي از روزنامه هاي صبح شد که نکات قابل تامل و تازه اي در آن به چشم مي خورد. هر چند سوابق آقاي ديپلمات بر آگاهان آشکار است اما در هر حال به زبان آوردن آشکار منوياتي اين چنين با تيتر" نبايد فقط درباره عراق مذاکره کنيم" آن هم در تقارن با زمزمه هاي دور دوم مذاکرات با آمريکا خبر از بالا گرفتن مجدد شعله گفتماني مي دهد که آتش خرمن سوز آن ارزش هاي گرانسنگ انقلاب را هدف گرفته است.

 

بديهي است سکوت محافل دانشجويي، انديشمندان و رسانه ها در برابر آغاز دور جديد گفتمان وادادگي, خطر فراگير روزمرگي و عادي شدن اين ادبيات را در پي دارد.

 

و اما نکات برجسته مصاحبه کذايي:

 

اول . لاريجاني در جاي جاي مصاحبه به گونه اي سخن گفته که گويا سخنگوي وزارت خارجه و يا حتي وزير سايه است! اين رويکرد که در فرازهاي متعدد متن بروز يافته يا از روياهاي آقاي ديپلمات خبر مي دهد که در ذهن رياضي ايشان جامه واقعيت پوشيده ،   يا از بي خبري ايشان از عرف ديپلماتيک – که تقريبا محال است – و يا آنکه از خيال راحت ايشان از به زبان راندن هرچه که به ذهن مي رسد بدون داشتن عواقب رسمي و غير رسمي! و بدون آنکه کسي از ايشان بپرسد جنابعالي چه کاره وزارت خارجه و دستگاه ديپلماسي کشوريد که از اين موضع سخن رانده ايد؟

 

دوم. لاريجاني که به گفته خود برايش "فرقي نمي کند که چه دولتي بر سر کار باشد"، در مورد ارتباط خود با دولت نهم مي گويد: " در سطوح مختلف کارشناسي، تصميم سازي و سياست خارجي گاهي مورد مشورت قرار مي گيرم و آخرين بار اجلاس اردن بود. در جلسه اي با آقاي متکي، وزير خارجه قرار گذاشتيم که به آنها چه بگوئيم و چه نگوئيم و من هم به عنوان شخص حقيقي در آن اجلاس شرکت کردم..."

 

او که اين گونه از نقش برجسته خود در دستگاه سياست خارجي نظام پرده بر مي دارد، در ادامه گفت : " معتقد نيستم که فقط درباره عراق مذاکره کنيم. کمک به ملت عراق کار بسيار مهمي است. منتها منافع ملي ما ايجاب مي کند ما به حوزه هاي ديگري نيز وارد شويم مثل امنيت منطقه خليج فارس، يا افغانستان يا تنش هاي بزرگي که در منطقه خاورميانه وجود دارد. اينها مي تواند محورهاي ديگري باشد که با آمريکا گفت و گو کنيم."!!

 

او در حالي به اين صراحت در مخالفت قطعي و صد در صدي با اصول مسلم نظام اسلامي سخن مي گويد که تصميم گيران نظام بارها و بارها و به مناسبت هاي گوناگون به رد قاطع اين امر پرداخته اند.

 

رهبر انقلاب اسلامي در مشهد مقدس، گفتگوهاي سه جانبه بغداد را تفهيم اتهام خواندند و از عدم تغيير سياست جمهوري اسلامي مبني بر عدم مذاكره با آمريكا خبر دادند.

 

و البته رهبري معظم ذات اين جريان را نيز را به روشني مشخص فرمودند:

 

" کساني که دم از مذاکره با آمريکا مي زنند يا از الفباي سياست چيزي نمي دانند يا الفباي غيرت را بلد نيستند، يکي از اين دو تاست" (1/3/83) و طبعا آقاي لاريجاني که به اندازه سن انقلاب در عرصه هاي مختلف حضور داشته با الفباي سياست بيگانه نيست.

 

سوم. جناب ديپلمات با پذيرش اين نکته که "برخي مي گويند اگر آمريکا آدم بشود با او مذاکره ميک نيم . اين محال است که آمريکا تغيير کند"، در شگفتي تمام مي افزايد "ما بايد انتظاراتمان از مذاکره با آمريکا را تصحيح کنيم. اين مذاکره به معناي آن نيست که همه مسائل ما بعد از 24 ساعت حل مي شود. اصلا حل مساله ما به دست آمريکا نيست. حل مساله ما به دست خودمان است! منتها ما به عنوان عنصر عامل در صحنه بين المللي بايد روابطمان را بر اساس منافع ملي تنظيم کنيم، نه اينکه بگوئيم تو کار بدي کردي، او نيز بگويد شما هم کار بدي کرديد"!

 

صورت واضح تر اين استدلال آن است که اگر آمريکا اصلاح شدني نيست، ما که اصلاح شدني هستيم!

 

چنانچه ملاحظه مي شود جناب ديپلمات با واقع بيني و انصاف تمام مشکل را نه از جانب آمريکا که از جانب خودي ها مي بيند. از اين منظر اين ماييم که با طرح مسائل خلاف عرف ديپلماتيک و حمايت از گروه هاي تروريستي زمينه رنجش کشور دوست و برادر آمريکا را فراهم مي کنيم. و راه حل مساله هم اين است   که با تعريف مجدد منافع ملي – به گونه اي که با منافع کشورهاي بزرگ نيز همپوشاني نداشته باشد- بر اساس آنها حرکت کرده و از ايراد اتهام به طرف مقابل بپرهيزيم.

 

چهارم. شايد خطرناک ترين بخش اين مصاحبه، نظرات نسبي گرايانه لاريجاني باشد. او با بيان اين که "سياست، بچه زمان است. به زمان و فرصت بستگي دارد" اضافه مي کند "سياست تابع منافع ملي است يعني اينکه پدر و مادر ندارد"!

 

لاريجاني در حالي از مقدمه درست "ضرورت توجه به عنصر زمان" ، نتيجه خطرناک "فرصت طلبي سياسي" را نتيجه مي گيرد که در انديشه اسلامي اصول, کاملا مطلق بوده و تابع عنصر زمان نيستند. اين استدلال که نوعي " ماکياوليسم اسلامي" را تداعي مي کند بيانگر عمق اعتقادات جناب ديپلمات است.

 

حضرت امام نيز در يکي از سخنراني هاي خود به ذکر خاطره اي از مرحوم کاشاني فرمودند : خدمت آقاي کاشاني آمدند و گفتند که آقا به درس و بحثتان برسيد، سياست پدرسوختگي است. مرحوم کاشاني هم رو کردند و گفتند که پدرسوختگي مال شماست. سياست ما پدرسوختگي نيست.

 

ملاحظه مي شود که استدلال "بي پدر و مادري سياست" تا چه اندازه شبيه "پدرسوختگي آن" است.

 

پنجم. وقتي مصاحبه گر هم ميهن مي گويد "برخي در کشور هستند که کلا با هرگونه مذاکره و تعامل با آمريکا مخالف هستند و بلافاصله قلم به دست مي گيرند و مخالفت مي کنند." جناب ديپلمات در بهت مطلق مي گويد "اينها خيلي نيستند. اگرچه برهانشان قابل توجه است اما اکثريت در کشور معتقدند که اين دشمني بايد مديريت شود"!

 

حال سوال اساسي اين است که اصلا مبناي اکثريت در پايبندي به اصول از کجا ناشي شده است و فرزند آيت الله آملي بر پايه کدام يک از منابع معتبر ديني قائل به نظر اکثريت شده است؟

 

آقاي ديپلمات!

 

اولا که قاطبه متدينين و مردم مسلمان ايران ضمن پايبندي به اصول مسلم و قطعي نظام و حرکت در مسير ترسيم شده از معمار انقلاب با فروش انقلاب به اسم منافع ملي مخالف اند و شايد اين توهم اکثريت ناشي از عقل اشرافي جنابعالي است که در انتزاع روشنفکرانه خود بر روياها لباس واقعيت پوشانده ايد.

 

ثانيا حتي اگر اين گروه در اقليت هم باشند اطمينان خاطر داشته باشيد آنچنان در مقابل نشانه هاي انحراف از اصول انقلاب مي ايستند که دودوزگان, فکر استحاله نظام را نيز از ذهن فانتزي خود خارج کنند.

 

ششم. در حالي که دولت نهم به خاطر ايستادگي بر مواضع اصولي نظام از سوي مخالفان خود در عرصه سياست خارجي  به تندروي متهم است، آقاي لاريجاني به ايراد اتهام سنگيني عليه دولت مي پردازد که به طور قطع حتي زمزمه اين وادادگي هاي ديپلماتيک نيز، بر چهره روشن و تابناک انقلاب خدشه جدي وارد کرده و شايسته برخورد جدي مسئولين و جريان دانشجويي به طور توامان است.

 

او با بيان اينکه در دولت احمدي نژاد صحبت بر سر اين است که چگونه روابطمان را با آمريکا تنظيم کنيم مي گويد " الان مسئولان کشور ما به يک حکومتي که در جاهاي مختلف حضور دارد و منافع ما با آنها درگير است، فکر مي کنند"! او در ادامه و در پاسخ به ذوق زدگي خبرنگار هم ميهن مبتني بر روابط با آمريکا مي گويد " روابط به آن صورت(؟!) نه. در واقع نحوه تعامل با دولت آمريکا"

 

و سپس براي اينکه منظور خود را بهتر روشن کرده و مرحله بعدي اين تعامل را واضح سازد مي افزايد " روابط معنايش اين است که ما فردا بايد سفارت باز کنيم!" و با يک درجه ارفاق! اضافه مي کند " راه اندازي سفارت ، خود يک پروسه دارد"

 

آقاي رياضيدان که با اين جملات آخر نشان مي دهد تا چه مرحله اي از عادي سازي روابط را بدون هيچ يک از موانع حقيقي در افکار انتزاعي خود پيموده است! در پاسخ به اين سوال که آيا موافق گشايش سفارت آمريکا در ايران هستيد؟ اين گونه اين فراز از سخنانش را پايان مي دهد که " به نظرم در يک مراحلي(؟!) هيچ اشکالي ندارد. "!

 

گرچه کذب اين سخنان بر علاقه مندان نظام و آگاهان سياسي آشکار است لکن به منظور رفع هر گونه شبهه بر دولت خدمتگزار است تا ضمن تکذيب اين مدعا و رهانيدن خود از موضع تهمت، در دايره اين گونه مشاورين سياست خارجي خود نيز تجديد نظر نمايد.

 

در حالي که کنگره آمريکا در همين هفته اخير بودجه جديدي بر ضد کشورمان تصويب نموده و اتهامات روزمره آنها به ايران در موضوعات مختلف از حقوق بشر گرفته تا حمايت از گروه هاي تروريستي به خبر عادي روزنامه ها مبدل شده است و به شدت مي کوشد با ايجاد همگرايي بين المللي در قعطنامه جديد شوراي امنيت حلقه تحريم هاي کشورمان را تنگ تر نمايد، معلوم نيست سخن از بازگشايي سفارت آمريکا در ايران مطابق با كداميك از اصول ديپلمات اصولگرا است!

 

هفتم. وقتي خبرنگار هم ميهن سخنراني هاي يک مقام اجرايي(؟!) را با تيم هسته اي ناهماهنگ مي داند، برادر مسئول تيم مذاکره کننده هسته اي ايران مي گويد: " منکر تاثير برخي از موضع بر پرونده هسته اي نيستم. ما وقتي هدف بزرگ داريم بايد ساير هدف ها را بر اساس آن تنظيم کنيم. شايد در اين زمينه لازم باشد چرتکه بيشتري انداخته شود و هماهنگي بيشتري داشته باشيم."

 

در اين جملات لاريجاني دست يابي به انرژي هسته اي [که نماد پيشرفت ملت ايران است] را در قله اهداف نظام قرار داده و معتقد است براي دست يابي به اين قله بايد از برخي اهداف کوچک تر صرف نظر نمود.

 

هر چند دست يابي به انرژي هسته اي از معدود مواردي است که در مورد آن تقريبا نوعي اجماع در ميان مسئولين و احزاب و اصناف گوناگون ملت وجود دارد لکن بنا به تجربه و به اعتراف کارشناسان، راه رسيدن به اين هدف نه تنها در قرباني کردن ساير اهداف ايدئولوژيک انقلاب نيست که به عکس آنچه در عملکرد دولت پيشين مشاهده مي شد، پايبندي به اصول و ايستادگي در برابر زورگويي ها، خود اهرم فشار و عامل ياس دشمنان اين ملت است.

 

و اين مساله اي است که خود لاريجاني نيز در مصاحبه به آن اعتراف مي کند "پايه استراتژي دولت نهم را در پرونده هسته اي قبول دارم. من مخالف استراتژي قبلي بودم."

 

در پس اين تناقض، اين سوال مطرح مي شود که در کدام دولت به بهانه پيشرفت، استقلال و عزت ملت زير خنده هاي زهرآلود پس از مذاکرات و تفاهم نامه هاي يک سويه پي در پي زير پا نهاده شد؟

 

و البته ظاهر امر در پاسخ هاي ايشان بيان گر آن است که حمايت ايشان از استراتژي دولت نهم تنها در پرونده هسته اي است نه اصول کلي سياست خارجي.

 

ضمن آنکه اصولاً تفکيک اهدافي چون "دستيابي به پيشرفت" و "ايستادگي در برابر سلطه طلبان" اشتباهي بس بزرگ است که تجربه بيست و هشت ساله گواه آن است. در انديشه ناب انقلاب اسلامي پيشرفت ايران اسلامي تنها در سايه و بستر پافشاري بر مواضع اصولي خود و کوتاه نيامدن در برابر پررويي هاست زيرا اساساً وجود نظام جمهوري اسلامي براي مستکبرين غير قابل تحمل بوده و ايشان از هيچ تلاشي براي ضربه زدن به آن کوتاهي نکرده و نخواهند کرد.

 

هشتم. لاريجاني در مورد اجلاس شرم الشيخ و واکنش اصولي و عزت مدارانه متکي مبني بر ترک سالن اجلاس مراسم معتقد است : "احساسم اين بود که ما با يک شرم زايد الوصفي در اين اجلاس شرکت کرده ايم. سياست خارجي شرم ندارد... اينکه در آنجا خانمي آواز مي خواند يا نمي خواند يا ساز مي زد لباسش خوب بود يا نبود يک مساله حاشيه است. دنياي ديپلماسي امروز، دنياي محتوايي است. بايد حاشيه ها را کنار بگذاريم و بر سر اصل موضوع برويم ."

 

او در حالي ابتدايي ترين اصول مميزه نظام جمهوري اسلامي از ساير حکومت ها را اين گونه به استهزا مي گيرد که با اين استدلال نشستن بر سر ميز شراب نيز نوعي شرم زايد الوصف و فرار از متن به حاشيه به حساب مي آيد!

 

و شايد با همين استدلال است که رئيس جمهور پيشين نيز با لباس روحاني به مصافحه با دختران ايتاليايي مي پردازد چرا که پذيرش بين المللي مستلزم کنار نهادن قواعد دست و پاگير فقهي است!

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
آیا کسی از فعالیتهای این عنصر مشکوک خبر دارد؟

سید سینا حسینی

 

«آنها (بوش و احمدی نژاد) هر دو بي عقل و متكبر هستند و از حرف هاي كنايه دار و از يك زبان عاميانه استفاده مي كنند كه براي روساي جمهور شايسته نيست. آنها اين عادت را دارند كه ضمن بي توجهي به نظريه جهانيان نسبت به اعمالشان، در جهت منافع پايگاه هاي سياسي محافظه كارانه خود تلاش مي كنند آقای بوش احمدي نژاد شما است.»

 

گفته های فوق قسمتی از گفتگوی محمد عطریانفر ، از اعضای حزب کارگزاران است که مايكل هرش خبرنگار هفته نامه نيوزويك در سومين بخش از خاطرات سفر خود به ايران، آنها را نقل کرده است.

 

عطریانفر که در حال حاضر به عنوان یکی از عوامل و بازوهای رسانه ای اصلاح طلبان در ایجاد جنگ روانی بر عیله دولت نهم ایفای نقش می کند، به دلیل نزدیکی و قرابت! خاص خود با برخی نشریات غربی هر از چند گاهی مطالب و نقطه نظرات خود را درباره تمامی مسائل ایران و حتی جهان! به سمع و نظر جهانیان می رساند!

 

وجه مشترک تمامی مصاحبه های عطریانفر با دوستان غربی خود، اظهار نظرهای خارق العاده ای است که در اغلب موارد، نه منعکس کننده دیدگاه منتقدان ایرانی، بلکه آیینه تمام نمای نظریات و اهداف دشمنان جمهوری اسلامی است. مانند گفتگوی دو سال قبل وی با روزنامه فايننشال تايمز که اظهار داشته بود " اگر غرب بر حقوق بشر يا مسئله اسرائيل و فلسطيني ها تمركز كند، مردم ايران هم موافق خواهند بود، همچنان كه قوياً از برنامه صلح آميز هسته اي پشتيباني مي كنند.» .«آيا چرخه توليد سوخت هسته اي در راستاي منافع ملي ايران است؟ در حالي كه كشور با مخالفت گسترده جامعه جهاني روبه روست و اين امكان هست كه آژانس بين المللي انرژي اتمي هم پرونده ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل ببرد و بگويد ايران به تعهداتش به موجب پيمان منع گسترش پاي بند نمانده است». (کیهان، 25 مهر 84) یعنی در بحبوحه پرونده هسته ای ایران، وی که خود را منتقد معروف معرفی کرده می کند، سرنوشت پرونده هسته ایران را از زبان طرف های غربی تحلیل کرده و ایران را به عقب نشینی از مواضعش فراخوانده، روش مقابله با ایران را به دوستان غربی اش آموزش داده است.

 

وی، با بهره گیری از سابقه مودت دیرینه خود! با غلامحسین کرباسچی - مجرم دیروز و مطبوعاتی امروز- در تاسیس و راه اندازی روزنامه همشهری، به عنوان یکی از اصلی ترین پایگاه های هجمه اصلاح طلبان علیه مقدسات و انقلاب اسلامی، در حال حاضر نیز، تبدیل به پیش قراول تخریب ها و تهاجمات، علیه دولت مردمی دکتر احمدی نژاد شده است.

 

چرا که از یک سو با جذب و پرورش جوانان و افراد کم سن و سال در حرفه روزنامه نگاری و فعالیت های رسانه ای مطبوعاتی مانند م.ق – ا.ع – م.ک و ... - که در حال حاضر هر کدام از آنها مسئولیت بخشهایی از زنجیره گسترده پایگاه های مطبوعاتی عطریانفر را بر عهده دارند- برنامه ریزی بلند مدت برای تسخیر آینده تبلیغاتی و رسانه ای کشور کرده، به اصطلاح نخبه پروری می کند؛ و از سوی دیگر با هزینه کردن پولهای هنگفت در نشریات خود (عطریانفر 25 میلیارد در یکسال در روزنامه شرق هزینه کرده است) و با بهره گیری از همه نوع امکانات و ترفندهای جذب مخاطب در نشریات زنجیره ای خود، عملاً روزنامه ها و هفته نامه های دیگر را به حاشیه رانده، با جادوهای بصری تبلیغاتی، مخاطبان را فریب داده، به خود فرا می خواند.

 

نکته شایان توجه در باب گذشته آلوده و مبهم وی اینکه، او در گذشته از اعضای اصلی سازمان منافقین بوده و در حال حاضر نیز یکی از بستگان نزدیکش از کادر مرکزی مجاهدین خلق به حساب می آید، از همین رو مشخص نیست که با سوابق ناپاک و کثیف، وی چگونه توانسته است تا بدین حد در گذشته و حال، در سمت های مختلف دولتی و رسانه ای، که از قضا همگی مسئولیت های حساسی بوده اند، ایفای نقش کند؟

 

و سوال جدی این است که چرا در طول این سالیان، هیچ برخورد و واکنش قاطعی برای مقابله با جریان سازی های رسانه ای این عنصر مشکوک صورت نگرفته است؟ این فرد چه در سالهای دفاع مقدس، چه سالهای ابتدایی دهه هفتاد و چه سالهای حاکمیت اصلاحات تاکنون، در مسئولیت های مختلف، همواره منشا ضربات و خیانتهای متعدد به انقلاب و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی بوده است. در حال حاضر نیز، به شدیدترین وجه، مشغول به تخریب و اهانت به ریاست محترم جمهوری است.

 

حال این که چرا دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور اجازه می دهند که چنین فردی با آنچنان سوابق مشکوک و مسئله دار امنیتی، زنجیره بزرگی از نشریات قارچ گونه را در اختیار داشته، با تامین منابع مالی آنها از منابع نامعلوم! فقط و فقط، خط و خطوط اصیل انقلاب را هدف قرار دهد، سوالی است که شاید با کمی تامل در وابستگی وی به کارگزاران و نزدیکی اش با یکی از مقامات سابق نظام، روشن و هویدا شود.

 

واضح نیست که آیا دوستان مسئول امر، به این نکته توجه ندارند که جایگاه رئیس شورای سیاستگذاری، سمتی است خود ساخته که هیچ هویت خارجی نداشته و صرفاً برای فرار وی از مسئولیت های حقوقی و کیفری مطبوعات تحت نظرش، جعل شده است؟ در جایی که بسیاری از اعضای عادی منافقین که در همان اوایل انقلاب توبه کرده ولی به خاطر برخی دلایل امنیتی، اجازه فعالیت در مشاغل دولتی را نداشته و از تصدی منصب های مهم اجتماعی محرومند، چگونه باید فردی با سوابق روشن ضد امنیتی و ضد ملی، چنین بی محابا به ارزشها تاخته، و هر روز بیشتر از دیروز، هجوم گسترده ای را به اقدامات و عملکرد دولت نهم و شخص آقای رئیس جمهور بیآغازد؟

 

خیانت های او و نشریات وابسته اش، تنها نسبت به رای و حمایت میليون ها ایرانی از آقای احمدی نژاد نیست، بلکه مروری بر جهت گیری و سمت و سوی روزنامه ها و هفته نامه هایی که او سیاست گذاریشان می کند، نشان می دهد که در مقولاتی مانند؛ به رسمیت شناختن اسرائیل و زیر سوال بردن مقاومت حزب الله لبنان و قیام مردم عراق، این نشریات همگام با دشمنان حرکت های فوق حرکت کرده و با حرکتی هدفمند آنها را به سخریه گرفته، زیر سوال برده اند.

 

آیا این وظیفه مدعی العموم نیست، که از رای میلیونها ایرانی دفاع کرده و اجازه هتاکی نسبت به مقام اول اجرایی کشور و اهانت به آرمان ها و اهدافی که صدها هزار خون برای تحقق آنها ریخته شده است، را توسط عناصری چنین معلوم الحال ندهد؟

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
ترجیح نان سنگک ایرانی بر وعده های چند ده هزار دلاری

یهودیان ایرانی علیرغم تبلیغات و وعده های مالی کلان رسانه ها و مقامات صهیونیست حاضر نیستند کشور ایران را ترک کنند.

 

روزنامه صهیونیستی معاريو در گزارش مفصلی که آن را به وضعیت یهودیان ایرانی اختصاص داده بود نوشت: اسرائيل20 هزار يهودي مقيم ايران را تشويق مي كند تا فورا از ايران به اسرائيل مهاجرت كنند و براي اين منظور مشوقهاي مالي  هنگفتي براي آنان در نظرگرفته است.

 

این روزنامه که به زبان عبری و در تل آویو  منتشر می شود ،در ادامه در باره وعده های مالی رژیم صهیونیستی به یهودیان ایرانی نوشت: اسرائيل به هر يهودي پنچ هزار دلار آمريكا خواهد پرداخت.علاوه بر این يهوديان متمول نيز به هر خانواده اي كه به اسرائيل سفر كند هزاران دلار پرداخت خواهند كرد.

 

معاریو تاکید کرد که این کمکها تنها به یهودیان ایرانی اختصاص دارد و یهودیان سایر کشورها در صورت مهاجرت،تنها از کمکهای مالی عادی برخوردار خواهند شد.

 

این روزنامه در ادامه گزارش خود ،پس از آنکه وعده های کلان رژیم صهیونیستی به یهودیان ایرانی الاصل مهاجر به فلسطین اشغالی را برشمرد،تاکید نمود: اما در عین حال يهوديان ايران چندان اشتياقی به خروج از ميهن خود ندارند و ترجيح مي دهند که با فرهنگ ايرانی و در کنارهم ميهنان مسلمان خود زندگی کنند و زندگی در ايران را به رفتن به اسراییل برتری مي دهند.

 

معاريو می نویسد: یهودیان ایرانی نان سنگک و لواش ايرانی و سلام وعليک روزانه با همسايگان مسلمان را حتی بر زندگی در کشوری ديگر ترجيح مي دهند. آنان در مدارس ويژه خود زبان عبری را نيز می آموزند و کنيساهای يهوديان ايران نيز آزادانه به فعاليت ادامه می دهند.

 

این روزنامه صهیونیستی،در ادامه به سخنان یهودیان ایران که با خبرنگار معاریو مصاحبه کرده اند استناد می کند و می نویسد: در سال های اخير شمار زيادی از يهوديان ايرانی نيزکه اکنون سال هاست در ايالات متحده زندگی مي کنند، برای بازديد از وطن خود آزادانه به ايران سفر کرده اند و کسی مزاحم آنها نشده وسپس با سهولت، به محل کار و زندگی خود در آمريکا بازگشته اند.

 

معاریو در پایان گزارش مفصل خود پس از آنکه به دلبستگی یهودیان ایرانی به کشورشان اذعان می کند، می نویسد: يهوديان ايران اکنون بيش از ۲۸ سال است که در پی روی کار آمدن جمهوری اسلامی، مرتبا توصيه هایی از خارج دریافت می کنند مبنی بر اينکه اگر در ايران بمانند ممکن است با خطراتی روبرو شوند و وضع زندگيشان بد شود، اما در صحنه عمل، اين پيش بيني ها بر عکس از آب در آمده و وضع زندگی يهوديان باقيمانده درايران همواره سير صعودی داشته و از نظر مالی با امکانات بهتری روبرو شده اند.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
شكايت بيش از 5 هزار طلبه از خاتمي

بيش از 5 هزار نفر از طلاب حوزه علميه قم با امضا طوماري خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت، خواستار واكنش اين 2 نهاد نسبت به بدعت گزاري سيد محمد خاتمي در مصافحه با زنان نامحرم شدند.

 

به گزارش رجانيوز، در اين طومار كه پس از نماز جماعت مدرسه فيضيه در معرض امضاء طلاب قرار گرفته است، با اشاره به نقش ويژه و بازدارنده علماي شيعه در طول تاريخ اسلام در مقابل انحرافات و بدعت ها، افزوده شده است: «تاريخ اسلام گواهي مي‌دهد كه علماء شيعه در هر زمان با بصيرت، غيرت و اقدامات مناسب معارف ناب اهل‌بيت را پاسداري نموده و در مقابل اهل تحريف، بدعت‌گذاران و نفوذي‌ها با كمال اقتدار ايستادگي نمودند چرا كه آنان خطر نوكران شيطان در لباس روحانيت را به خوبي درك كرده بودند. در چند دهه‌ي گذشته اگر بخواهيم تشكلي كارشناس و شجاع و مبارز را نام ببريم، بهترين مصداق آن جامعه مدرسين و فقهاي آگاه آن بوده است. اكنون اين مجموعه‌ي پربركت بايستي به وظيفه‌ي ديني و انقلابي خويش بيش از پيش عمل نموده و حساسيت لازم را نسبت به انحراف‌ها و توهين‌ها به احكام و فقه مقدس اسلامي نشان دهد.»

 

امضا كنندگان اين طومار همچنين دست‌دادن خاتمي با چند زن و دختر ايتاليايي و نشستن تنگاتنگ و تقريباً مماس با خبرنگار زن به نحو بسيار زننده و نيز فشردن بازوي دختر جوان ايراني و... را وهني مسلم و بدعتي آشكار تلقي كرده اند.

 

در اين طومار به اظهار نظرهاي برخي افراد همچون فاضل ميبدي (از جايگاه يك اسلام‌شناس) در توجيه رفتارهاي خاتمي نيز اشاره و خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، افزوده شده است:«اكنون مردم مسلمان و حوزه‌هاي علميه در انتظار واكنش علني و مقتدارنه از جامعه محترم مدرسين هستند. آيا وقت آن نرسيده كه جامعه‌ي مدرسين از دادگاه ويژه و مدعي‌العموم بخواهند تا در قبال اين مسائل كه وهن مسلم به جامعه روحانيت و بدعت آشكار در دين اسلام است به وظيفه خود عمل كند؟»

 

در بخش ديگري از اين طومار خطاب به دادگاه ويژه روحانيت آمده است: «همانگونه كه مستحضريد دادگاه ويژه روحانيت از سوي حضرت امام (ره) در جهت حفظ شأن و جايگاه روحانيت و مبارزه با منحرفان و افراد فاسدي كه در اين لباس به دين و ارزش‌ها خيانت مي‌كنند، تأسيس شده است، اين حركت در برهه‌اي توانسته است با افراد فاسدي چون يوسفي اشكوري و عبدالله نوري و... برخورد مناسبي داشته باشد ولي مع‌الاسف مدتي است كه نسبت به انحرافات و بدعت‌ها سكوت كرده و هيچ اقدامي صورت نمي‌دهد. براستي دادگاه ويژه در برابر بدعت‌گزاران در دين وظيفه‌اي ندارد؟»

 

اين طومار در ادامه به مصاديقي كه از دادگاه ويژه نسبت به آنها واكنشي نشان نداده اشاره كرده است: «آيا مقاله محسن كديور با عنوان «اسلام تاريخي و اسلام معاصر» كه در دانشگاه مفيد قم ارائه شد و صريحاً اعلاميه حقوق بشر مبتني بر الحاد را بر اسلام برخاسته از كتاب و سنت، ارجح و به عقل و عدالت نزديك‌تر دانست!! توهين به اسلام و معارف اهل بيت‌ عليهم‌السلام نيست؟
آيا مقالات فاضل ميبدي در روزنامه‌هاي مدعي اصلاح‌طلبي مبني بر اينكه تاريخ مصرف برخي احكام اسلام تمام شده! از جمله مقاله‌ي اخير وي در روزنامه هم‌ميهن با عنوان جواز «مسأله دست‌دادن با نامحرم» تحريف و بدعت نيست؟!
آيا دادگاه نسبت به دست‌دادن آقاي خاتمي با چهار زن نيمه‌عريان ايتاليايي در سفر اخير به ايتاليا و فشردن بازوي يك دختر ايراني وظيفه‌اي ندارد؟ و آيا اين گونه تحركات، وهن به روحانيت و اسلام نيست و دادگاه نمي‌بايست در قبال هتك حيثيت اسلام، تشيّع، لباس مقدس روحانيت واكنش نشان دهد؟ آيا مدعي‌العموم براي گروهي خاص مصونيّت قائل است؟!

 

امضاكنندگان اين طومار در پايان، با ابراز تنفر از اقدامات خاتمي، حداقل برخورد را تعزير و خلع دائم لباس روحانيت دانسته و به مسئولين دادگاه ويژه روحانيت هشدار داده اند كه در صورت تقصير و كوتاهي در محضر دادگاه الهي مي‌بايست پاسخگو باشند.

 

گفتني است گروهي از نمايندگان طلاب امضاكننده اين نامه قصد دارند، طي روزهاي آينده طومارهاي امضاشده را به جامعه مدرسين و دادگاه ويژه روحانيت تقديم كنند.

 

پيش از اين نيز تعدادي از طلاب مشهد با تجمع مقابل دادگاه ويژه روحانيت خواستار رسيدگي به موارد منتسب به خاتمي و برخورد با وي شده بودند.

 

اخبار مرتبط:

دست دادن خاتمي با دختران ايتاليايي

تصاوير جديد منتشر شده از خاتمي در انتظار تكذيب!

خاتمي اين بار به نعل زد: شايد در آن شلوغيها اتفاقي افتاده باشد!

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
چگونه يك رزمنده تنها، اشك يك لشگر را درآورد

«در گیری مارون الراس» در بین درگیری های جنگ 33 روزه؛ به سنگینی «درگیری وادی الحجیر» نبود؛ نه از حیث مدت یا وسعت جغرافیایی درگیری، نه از نظر خسارتهای انسانی كه مقاومت به اسرائیلی ها وارد كرد و نه خصوصاً، به لحاظ تعداد تانكهایی كه منهدم شدند.

 

شكست در درگیری مارون الراس – كه اولین رویارویی زمینی در داخل اراضی لبنان و به فاصله چند متر از مركز فرماندهی اسرائیل در داخل سرزمینهای اشغالی فلسطین محسوب می شد – مانند صاعقه ای بر روحیه سربازان اسرائیلی فرود آمد و حالتی از بحت و ناباوری را در فرماندهان آنان ایجاد كرد و ارتش اسرائیل، با بخشی از آتشی كه نیروهای مقاومت برای آنان آماده كرده بودند آشنا شدند.

 

به گزارش سايت اخبار شيعيان به نقل از روزنامه السفير لبنان، شرایط جنگ، این توهم را برای اسرائیلی ها ایجاد كرده بود كه حزب اللهی ها در اعماق جبهه مستقر هستند در حالی كه مقاومین تنها چند متر با مرز فاصله داشتند. نیروهای ارتش اسرائیل توقع نداشتند كه دشمن در زمینهایی كه آنان اشغال كرده بودند حتی در آن تمركز یافته و پایگاه نظامی خود حتي «مركز فرماندهی شمال» را در آن بنا كرده بودند انتظار آنان را بكشد؛ بلكه تصور می كردند بمجرد حركت تانكهای آنها به سمت شمال (جنوب لبنان) این منطقه خالی از هر عنصر انساني غير اسرائيلي شود.

 

مارون – با ارتفاع 917 متر از سطح دریا – موقعیت استراتژیك بسیار مهمی دارد. در یك سوی آن «جلیل» و روستاهای آن در فلسطین قرار دارد و در دیگر سو «بنت جبیل»، «عتيرون»، «یارون» و دیگر نقاط جنوب لبنان گسترده شده است. این موقعیت به هر كس كه بر آن تسلط داشته باشد سیطره كامل به این مناطق مسكونی را می بخشد ضمن آنكه اگر اسرائیل بر آن دست می یافت می توانست مانع از دسترسی مستقیم نیروهای مقاومت به شهركهای صهیونیستی شود كه بر دامنه آن قرار دارند. اضافه بر تمام اینها، مارون اهمیت دیگری هم دارد: خط مقدم لبنان با فلسطین اشغالی است.

 

در هشتمین روز تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان – در تابستان 2006 – هنگامی كه نیروهای اسرائیلی از شهرك صهیونیست نشین «افیفیم» واقع در جلیل، برای انجام مأموریتی كه آنرا «ساده» می پنداشتند خارج شدند، پایان دادن به موشك باران این شهرك و نیز شهرك های زنجیره ای اطراف آن را هدف گرفته بودند.

 

آنان به سوی «جل الدیر» در مارون الراس حركت كردند؛ منطقه ای كه فاصله بسیار كمی با پایگاه نظامی اسرائیل و مركز فرماندهی شمال فلسطین اشغالی دارد و به دلیل شرایط طبیعت آن، معبری صعب العبور و نوعی پناهگاه طبیعی محسوب می شود.

 

«ابو حیدر» یكی از مردان مقاومت، داستان اولین رویارویی زمینی با اسرائیل را كه به فاجعه ای برای آنان و عزل تعداد زیادی از افسران ارتش اسرائیل انجامید را اینچنین تعریف می كند:

 

صهیونیست ها این بار هم شگرد همیشگی خود را به كار بستند و قبل از گسیل نیروها، زمینه را با بارش آتشی سنگین آماده كردند؛ «جبل الباط»، «جل الدیر» و «جنگل مارون» را بمباران كردند و به خیال خود مسیر عبورشان كه حدود یك كیلومتر می شد را پاكسازی كردند … در حالی كه نیروهای مقاومت در پناهگاههای خود ورود آنان را انتظار می كشیدند...

 

پس از حمله هوایی، نیروی زمینی حركت خود را شروع كرد... تا اینكه به كمین نیروهای مقاومت نزدیك شد … در اين هنگام از مقر فرماندهي حزب الله دستور رسید كه: «فقط یكی از این نیروها وارد عمل شود» … و وی جنگ را آغاز كرد در حالیكه اسرائیلی ها را در فاصله دو تا پنج متری خود به دام انداخته بود.

 

وی از این فاصله نزدیك اولین سرباز اسرائیلی را با اسلحه اش – مسلسل كلاشینكف – هدف قرار داد وبه خاك انداخت... اسرائیلی ها كه بشدت غافلگیر شده بودند بدون اینكه بدانند از كجا مورد هجوم قرار گرفته اند شروع به شلیك به اطراف خود كردند...

 

چند دقیقه ای گذشت تا دوباره به رزمنده مقاومت دستور رسید كه از اوضاع اسرائیلی ها كسب اطلاع كند. پس وی به جایی برگشت كه سرباز بخت برگشته اسرائیلی را هدف قرار داده بود و مشاهده كرد كه سه نفر از همقطاران او در حال كشیدن وی به سمت عقب هستند؛ رزمنده بهترين كار ممكن، كه آسان ترين كار هم بود را انتخاب كرد: هر سه نفر را درو كرد و به پناهگاه خود برگشت...

 

اسرائیلی ها انواع و اقسام سلاح هایشان را بی هدف به كار انداختند اما پس از اینكه پی به بی فایده بودن این كار بردند، سكوت بر منطقه حاكم شد. تا این لحظه گروه مقاومت مستقر در جل الدیر وارد معركه نشده بود و همان یك رزمنده بود كه بتنهایی جبهه شمالی را كن فیكون نموده و چهار اسرائیلی را درو كرده بود و بسلامت به مكان خود بازگشته بود.

 

نتیجه اینكه: تمامی واحد مسلح اسرائیلی كه با دبدبه و كبكبه قصد تصرف بی دغدغه مارون الراس را داشت عقب نشسته بود و رزمنده ای كه باعث این عقب نشینی مفتضحانه بود در بازگشت دوباره اش به مكان درگیری با پنج كوله پشتی جنگی مواجه شد و مطابق دستور، آنها را به غنیمت برداشت و به كمینگاه خود بازگشت.

 

كسانی كه چندي بعد در روزنامه های صهیونیستی خواندند كه چگونه سربازان اسرائیلی، از ناراحتی این شكست خود را پشت لانه مرغ و خروس ها در شهرك افیفیم پنهان كردند و بر سرنوشت دوستانشان كه تنها چند متر پس از گذر از مرز لبنان به خاك و خون كشیده شده بودند می گریستند، به مخیله شان خطور نمی كرد كه یك «رزمندهء تنها» تمام آن كارها را كرده باشد؛ اما فقط چند ساعت وقت لازم بود تا «شبكه المنار» غنایمی را كه این رزمنده از سربازان تار و مار شده اسرائیلی به چنگ آورده و – علیرغم آتش سنگین دشمن – آنها را به پشت جبهه رسانده بود را بر صحفه تلویزیون به جهانیان نشان دهد.

 

*****

 

اگرچه چند روز بعد و با ايراد تلفات سنگين به ارتش اسرائيل، بالاخره مارون سقوط كرد ؛ اما اینگونه بود كه یك حزب اللهی تنها، با قدرت ایمان و ذكاوت مجاهدانهء خويش، توانست اشك یك لشگر تا بن دندان مسلح را درآورد و باعث عزل افسران متعدد اسرائیلی گردد.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
جامعه جهاني متحير از مقايسه خاتمي با نصرالله

ماجراي دست دادن سيد محمد خاتمي با تعدادي از دختران و زنان ايتاليايي در جريان سفر وي به اين كشور، سرانجام با واكنش گسترده طلاب قم مواجه گرديد. اين در حاليست كه پس ازانتشار تصاوير و فيلم هايي از خاتمي كه در حال دست دادن با زنان و يا هم نشيني تنگاتنگ با يك گزارشگر زن تلويزيوني با ظاهري زننده مشاهده مي شد، بسياري از كاربران در پيامهاي ارسالي از عدم واكنش روحانيت در قبال اين قضيه اظهار تأسف مي كردند.

 

با اين حال، پس از تجمع طلاب مشهدي مقابل دادگاه ويژه روحانيت، در قم نيز طومارهايي خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت با امضا بيش از 5 هزار تن از طلاب و فضلاي حوزه آماده تقديم است. اين درحاليست كه اين اقدام گسترده از سويي با "بايكوت رسانه اي" روزنامه هاي طيف دوم خرداد مواجه شده و از سوي ديگر برخي سايتها كه تبحر ويژه اي در چرخش هاي ناگهاني داشته و اغلب مي كوشند جهتگيريهاي رسانه اي را با سياست "يكي به نعل و يكي به ميخ" تنظيم كنند، با اهانت به هزاران نفر از طلاب امضاكننده طومارها، از آنان به "تندرو" ياد كرده اند.

 

يكي از امضاكنندگان اين نامه در گفتگو با رجانيوز، ضمن تأكيد بر اينكه در تهيه و امضاء اين طومارها، هيچ  غرض سياسي وجود نداشته و تنها انگيزه موجود اداي تكليف ديني و فرهنگي است، افزود: اگر در پس زمينه اين حركت، سياسي كاري نهفته بود، صدها مشكل سياسي و فرهنگي در دولت گذشته موجود بود كه تنها براي حفظ نظام، سكوت به خرج داده بوديم كمااينكه، اكثر شخصيت هاي نظام نيز به همين دليل از علني كردن مكرر انتقادات موجود، پرهيز مي كردند.

 

حجت الاسلام حسين دوست با اشاره به اينكه آقاي خاتمي در حال حاضر مسئوليت خاصي ندارد و بنابراين دليلي براي سكوت نيز وجود ندارد، خاطرنشان ساخت: ما تنها مي خواهيم شأن روحانيت كه در طول تاريخ اسلام، محفوظ مانده، همچنان محفوظ بماند اما جاي تعجب و تأسف عميق از عدم برخورد با دست اندازان به اين جايگاه از سوي مراجع ذيصلاحي كه در قبال آن سكوت كرده اند، وجود دارد.

 

وي با تأكيد بر اينكه هيچ مبلغ، كشيش و حتي موبد زرتشتي نيز حاضر نيست در كنار يك زن با آن وضع زننده بنشيند، اظهار داشت: آيا نبايد يك روحاني احترام لباس خود را حفظ كند؟ آيا اين فرد مصونيت ويژه اي دارد؟

 

حسين دوست همچنين با مبهم دانستن انگيزه خاتمي از سفر به كشورهاي خارجي و منابع مالي تأمين كننده مخارج اين سفرها، افزود: اگر كسي توان صيانت از لباس مقدس روحانيت را ندارد يا بايد از اين سفرها پرهيز كند و يا بدون لباس روحانيت در اين مجامع حاضر شود.

 

اين امضاكننده طومار 5 هزار نفره، با اشاره مجدد به هم نشيني زننده خاتمي با گزارشگر زن ايتاليايي و وجود تعداد زيادي دوربين در مقابل وي و مخابره اين تصاوير به دنيا، اظهار داشت: جامعه جهاني متحير است كه آيا سيد حسن نصرالله را بايد در اين لباس ببيند يا كسي كه با زنان مصافحه مي كند و در وضعيتي زننده كنارشان مي نشيند.

 

وي همچنين گفت: آقاي خاتمي از اين رفتار خود اظهار تأسفي نكرده اما اگر چنين كاري هم انجام دهد، آبرويي كه از لباس تشيع رفته را باز نمي گرداند. اين لباس به اندازه كافي در ميان دنياي استكبار و وهابيت دشمن دارد.

 

حسين دوست با اظهار تعجب از سخنان خاتمي در شيراز كه نسبت به برهنگي زنان در غرب انتقاد كرده بود، گفت: اين اظهارات كه در تغاير با رفتار گوينده آن است، چه معنا و مصرفي مي تواند داشته باشد؟ آيا پس از 8 سال رياست جمهوري متوجه اين مسائل شده اند يا طي اين مدت اخير، وجود و ماهيت ز زنان تغيير پيدا كرده است؟!

 

اين امضاكننده طومار با انتقاد از روزنامه هايي مثل جمهوري اسلامي، حزب الله و سايت بازتاب كه در مقابل بوسيدن دست معلم 70 ساله كلاس اول رئيس جمهور از روي دستكش، فرياد "وااسلاما" سر داده ولي در قبال قضيه اخير سياست سكوت و يا دفاع را برگزيده اند، تأكيد كرد: گاهي اوقات افرادي كه ملبس به اين لباس نيستند در تقيد به ارزشها بسيار پايبندتر عمل مي كنند. اطرافيان آقاي احمدي نژاد و روحانيون مرتبط با وي چنانچه خطايي نيز سر بزند، داعيه دفاع از آن را ندارند و اين نشانه ولايت پذيري آنان است اما "فاضل ميبدي" براي توجيه و تطهير خاتمي، دست به كار تغيير احكام الهي شد.

 

وي با اشاره به عكسي از رئيس جمهور كه در آن يك زن اندونزيايي عضو دولت قصد دست دادن با وي را دارد، اظهار داشت: رئيس جمهور، هم اظهار احترام كرده و هم به طرف مقابل فهمانده است كه چنين چيزي در آداب ما نيست. اين درحاليست كه در يكي از 4 مورد، زن ايتاليايي براي مصافحه با خاتمي دست دراز مي كند و وي نيز با وي دست مي دهد اما در ساير موارد، وي خود به استقبال زنان مي رود.

 

حسين دوست در پايان با تأكيد بر اينكه، اين اعتراض رنگ سياسي ندارد و با موارد مشابه در هر پست و مقامي نيز برخورد خواهد شد، افزود: تصور مي كنم هيچ روحاني و مسلماني نمي تواند نسبت به اينگونه حركات اباحي گرانه كه از چندين سال قبل آغاز شده بي تفاوت باشد و اعتراضي نداشته باشد و دادگاه ويژه روحانيت و جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم نيز بايد به طريق اولي اقدام كرده و نظرات خود را به صورت شفاف و قاطعانه اعلام كنند.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
حزب الله؛ عمق استراتژيك ايران

خبرگزاري امريكايي يونايتدپرس در گزارشي با عنوان "اسرائيل و حزب الله، دور دوم؟"، از احتمال درگيري قريب الوقوع ميان رژيم صهيونيستي و حزب الله لبنان، خبر داد.

 

به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس، يكي از محتمل ترين سناريوهاي مطرح در اين زمينه را گسيل شدن نيروهاي نظامي اسرائيل به سمت سوريه از طريق بلندي هاي جولان و سپس راه اندازي جنگي "سرنوشت ساز" با ارتش سوريه در جاده منتهي به دمشق دانسته كه مرحله بعدي اين تهاجم، حمله اي سريع به لبنان با يورشي از جناح خارجي بر ضد حزب الله است.

 

گزارش يونايتدپرس با ذكر جملاتي از رئيس جمهوري اسلامي ايران درباره رژيم صهيونيستي، امريكا و ظهور امام دوازدهم شيعيان، آغاز شده و حزب الله لبنان عمق استراتژيك و نمونه كوچك شده ايران معرفي مي شود كه با شكست آن، راه ايالات متحده براي حمله به تأسيسات هسته اي ايران را هموار مي كند.

 

گزارشگر يونايتدپرس، مي افزايد: اگرچه حتي آمريكايي هاي ايراني تبار مخالف حكومت روحاني ايران، هنوز بر سر اين مساله كه "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري ايران گفته باشد خواستار نابودي اسرائيل از روي نقشه (زمين) است، بحث و مناقشه دارند اما در اينكه وي خواستار نابودي اين دولت يهود است، ترديدي نمي تواند وجود داشته باشد.

 

يونايتدپرس در اين گزارش، با استناد به منابع مختلفي مانند ديلي تلگراف لندن، زويچه زايتونگ آلمان، لوموند و ليبراسيون فرانسه كه اظهارات احمدي نژاد را در سفرهاي استاني جمع آوري كردند، مي نويسد كه رييس جمهوري ايران، اين هدف و اين راهبرد را نشانه رفته است:

 

- اين رژيم (اسرائيل)، يك روز نابود خواهد شد.
- اين رژيم صهيونيست، درخت پوسيده يي است كه با وزش يك باد فرو خواهد افتاد.
- شمارش معكوس نابودي اسرائيل آغاز شده است.
- صهيونيست ها، مظهر شيطان هستند.
- در صورت انجام هرگونه حركت و اقدام غيرعاقلانه از سوي رژيم جعلي اسرائيل، پاسخ ايران به قدري ويرانگر و سريع خواهد بود كه اين رژيم براي هميشه از اقدام خود پشيمان خواهد شد.
- غرب، افسانه قتل عام يهوديان (در جنگ جهاني دوم) را اختراع كرده و جايگاهي فراتر از خدا، اديان و پيامبران براي آن تعيين كرده است.

 

اين خبرگزاري در ادامه "دستورالعمل راهبردي" احمدي نژاد براي تحقق هدف نابودي رژيم صهيونيستي را برشمرده است. اين خبرگزاري به همراه روزنامه هايي كه از آن اين نقل قول ها مطرح شده است، با تحريف سخنان رئيس جمهور ايران، "شهادت" را به "انتحار (خودكشي)" و "شهادت طلبي" را به "بمبگذاري انتخاري" ترجمه كرده است. اين تحريف نمايانگر رويكرد رسانه هاي بيگانه در مخابره اخبار ايران است:

 

- ما از اعلام اين مطلب كه اسلام براي حكومت بر جهان آماده است، ابايي نداريم.
- اين موج انقلاب اسلامي به زودي به همه دنيا خواهد رسيد.
- ماموريت اصلي انقلاب ما، هموار كردن راه ظهور امام مهدي، امام دوازدهم ماست.(امام مهدي (عج)، 1100 سال پيش، در سن 5 سالگي غايب شد و كسي است كه جهان را قبل از آنكه مرگ و نابودي كره زمين را در هم بريزد، به دوران صلح و سعادت رهنمون خواهد كرد.)
- اسلام به زودي به نيروي مسلط و حاكم بر دنيا بدل خواهد شد و مقام اول را در ميان پيروان ساير اديان پيدا خواهد كرد.
- آيا كاري زيباتر، والاتر و الهي تر از به شهادت رسيدن و مقدس شدن وجود دارد؟ شكي نيست كه خدا پيروز خواهد شد و اسلام سراسر جهان را تسخير خواهد كرد.
- ايران مي تواند در يك روز صدها بمب گذار انتحاري (!) استخدام كند.
انتحار يك سلاح شكست ناپذير است. بمب گذاران انتحاري راه را در اين سرزمين به ما نشان دادند و آينده ما را روشن كردند(!)
- تمايل براي انجام انتحار (!)، يكي از بهترين راه هاي زندگي است.
- به لطف و عنايت خداوند ما يك قدرت هسته اي خواهيم شد و ايران به خواسته هاي (آژانس بين المللي انرژي اتمي در زمينه تعليق غني سازي سوخت هسته اي) اصلا توجهي نمي كند.
- ايران اصلا به قطعنامه ها توجهي نمي كند.
- جمهوري اسلامي ايران توانايي تبديل سريع به يك ابرقدرت جهاني را دارد.
- دشمنان ايران از شجاعت، اعتقاد و تعهد شما به اسلام آگاهند و...
- ايران ارتش قدرتمندي دارد كه مي تواند با قدرت از مرزهاي سياسي و از اصالت و تشخص ملت ايرات دفاع و دست هر مهاجمي را قطع و داغ رسوايي را بر پيشاني آنها بگذارد.
- جنگي غيرعلني همراستا با اين جنگ سياسي رسمي در جريان است و كشورهاي اسلامي بايد با بهره برداري از توان اقتصادي خود، دست دشمنان را قطع كنند.

 

يونايتدپرس به بخشي از سخنان رئيس جمهور در همايش "جهان بدون صهيونيزم" (تهران- آبانماه 84) اشاره كرده و به نقل از وي مي افزايد: من مي گويم كه تحقق جهاني بدون آمريكا و اسرائيل، هم امكان پذير و هم شدني است.

 

اين خبرگزاري با بكار بردن تعبيراتي مانند گزافه گويي، بزرگ نمايي، لئامت و حقه بازي در قبال اين اظهارات، چنين رؤيايي را دست نايافتني مي داند اما تأكيد مي كند: با اين حال، اطلاعات روزانه ي دريافتي حاكي از تلاش هاي ايران براي تضعيف اقدامات آمريكا در عراق و افغانستان و همچنين تلاش هاي سازمان ملل براي ريشه كني خشونت در لبنان يعني كشوري است كه شش صلح بان اين سازمان بر اثر انفجار يك بمب كنار جاده اي كشته شدند. در گزارش "بان كي مون" دبير كل سازمان ملل آمده است:

 

براساس باوري رايج در لبنان و همچنين در ميان دولتمردان اين كشور، تقويت پايگاه هاي مرزي فلسطيني ها بدون اطلاع و حمايت ضمني دولت سوريه محقق نمي شود. بان همچنين به اين ادعاي اسرائيل اشاره كرد كه انتقال تسليحات پيشرفته از سوي سوريه و ايران در مرز لبنان-سوريه، هر هفته صورت مي گيرد و اين تسليحات راكت هاي دوربرد و سيستم هاي ضدتانك و ضدهوايي را در بر دارد. اسرائيل همچنين مي گويد كه عوامل مسلح حزب الله در دره بقاع سرگرم احداث تاسيسات جديدي همچون مراكز فرماندهي و كنترل كننده و توانمندي هاي پرتاب موشك و همچنين مشغول اجراي رزمايش هاي آموزشي هستند.

 

بخش پاياني گزارش يونايتدپرس از آمادگي رژيم صهيونيستي و حزب الله لبنان براي دور دوم درگيريها خبر مي دهد. خبري كه رئيس جمهور ايران، حدود يك ماه قبل در مراسم سالگرد امام راحل (ره) و مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران خارجي اعزامي براي پوشش اين رويداد، به آن اشاره كرده و با تأكيد بر شمارش معكوس براي نابودي رژيم صهيونيستي، اين رژيم را تهديد كرد كه اگر به چنين خطايي دچار شويد و بخواهيد جنگي دوباره در منطقه عليه ملت مظلوم لبنان به راه بيندازيد بدانيد اين‌بار اقيانوس خشم ملت‌هاي منطقه طوفاني مي‌شود و ريشه‌ پوسيده شما را از منطقه برخواهند كند.

در اين بخش از گزارش يونانيتدپرس به تمهيدات رژيم صهيونيستي براي آغاز دور جديد جنگ و اقدامات بازدارنده متقابل سوريه و حزب الله لبنان اشاره شده است: در اين كه اسرائيل و حزب الله آماده ازسرگيري مبارزه خود پس از جنگ 34 روزه تابستان سال گذشته مي شوند، ترديد چنداني وجود ندارد. در جريان جنگ ياد شده، نيروهاي اسرائيلي به خاطر رهبري سياسي و نظامي ضعيف خود در جايگاه دوم قرار گرفتند.

 

حزب الله همچنين نمونه اي كوچك شده از سوريه و ايران است. تهران تجهيزات و منابع مالي را تامين مي كند و سوريه به عنوان نقطه انتقال عمل مي كند و خدماتش نيز با دست و دلبازي تلافي مي شود.

 

دمشق به وضوح به اين نتيجه رسيده است كه اسرائيل به زودي از سوي بلندي هاي جولان حمله خواهد كرد. براي نخستين بار در 40 سال گذشته، سوريه مراكز ايست بازرسي نظامي خود در جاده منتهي به "قنيطره" در طرف سوري جولان را برچيد. روزنامه نگاران خارجي از پوشش خبري مانورهاي اسرائيل در ارتفاعات جولان منع شدند. "تسيپي ليوني" وزير خارجه اسرائيل بدون ذكر جزئيات بيشتر، صرفا گفت كه نيروهاي اسرائيلي سرگرم انجام مانورهاي نظامي هستند.

 

يكي از محتمل ترين سناريوهاي مطرح نيز اين است كه اسرائيل براي گسيل داشتن نيروهايش به سمت سوريه از طريق بلندي هاي جولان و سپس راه اندازي جنگي "سرنوشت ساز" با ارتش سوريه در جاده منتهي به دمشق آماده مي شود و پس از آن، حمله اي سريع و قاطع به لبنان خواهد داشت تا يورشي را از جناح خارجي بر ضد حزب الله انجام دهد.

 

تحقق چنين سناريويي، به لحاظ راهبردي لحظه ي ميموني براي اقدام آمريكا بر ضد ايران خواهد بود. در اين ميان، صرفا بررسي اين امر باقي مي ماند كه آيا نقش آفرينان كليدي در "شوراي امنيت ملي" آمريكا با اجماع آرا فرارسيدن چنين لحظه اي را فرصتي براي زدودن گرد و غبار از يك طرح احتمالي نيروي هوايي و دريايي براي تصرف23 تاسيسات هسته اي ايران تلقي مي كنند و يا خير.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
چهارآزاده در بند!
« سيد ابوطالب سيد محمدي»



اين روزها مصادف است با بيست و پنجمين سالگشت ربوده شدن چهار تن از عزيزان وطن  در پوشش ديپلماتيك و در جريان ماموريت خود در لبنان، توسط عوامل و اذناب رژيم صهيونيستي كه تا كنون از سرنوشت آنان خبري بدست نيامده است.


 نگارنده به يا مي آورد يازده سال پيش سمير جعجع فرمانده نيروهاي لبناني وابسته به صهيونيست ها به اتهام ترور شخصيت هاي مسيحي و منفجر كردن كليساي حضرت مريم (س) در لبنان دستگير و در زندان بسر مي برد ، خانواده اين چهار عزيز ربوده شده براي اتمام حجت به زنداني كه سمير در آن زنداني بود رفته و با وي ملاقات ومذاكره نمودند.

در اين جريان همسر سمير جعجع نيز حضور داشت . يكي از فرزندان آقا سيد محسن موسوي كاردار ربوده شده ما، دست نوشته اي را خطاب به سمير جعجع با لحن كودكانه و معصومانه اش قرائت كرد كه همگي بويژه خود جعجع را به گريه انداخت .

اين طفل معصوم در نامه اش نوشته بود : آقاي جعجع چگونه است كه خانواده تو فراق چند روزه ات را تحمل نكرده و به بهانه هاي مختلف به ملاقاتت مي ايند ، آيا ما حق نداريم به عنوان فرزندان پدري كه پانزده ، شانزده سال است از سرنوشت شان خبر نداشته و گل رويشان را نديده ايم به ملاقاتشان برويم ؟ چگونه زن و بچه هاي شما حق دارند بابايشان را ببينند ولي ماها اين حق را نداريم ؟

سمير جعجع در حالي كه اشك مي ريخت گفت : خدالعنت كند ايلي حبيقه را كه آن موقع از فرماندهان تحت امر من بود و من فرمانده قوات لبنانيه در كل كشور بودم و ايشان فرمانده گردان قوات در منطقه شوف، همانجائي كه پدران شما در جريان يك  كمين دستگير شدند.

آن زمان حبيقه طي گزارشي به من نوشته بود كه ما در ارتفاعات شوف و مشخصا فالوغا چند نفر ايراني را كه با ماشين ديپلماتيك و بهمراه محافظين لبناني عبور ميكردند متوقف و چهار ايراني را بلافاصله اعدام و جنازه هاي آنها را جلوي حيوانات انداختيم و محافظين را با خودروي سياسي آزاد كرديم در حالي كه ايلي حبيقه اين ادعاي مرا رد مي كند و ميگويد من چهار نفر ايراني را تحويل تو داده و تو آنها را به صهيونيستها تحويل داده اي !

باري اگر چه اين عزيزان در راه ماموريتي كه انتخاب كرده بودند جان كمترين بهائي بود كه براي آن قائل بودند و به قول مشهور، سرشان را در كف دستشان گرفته و تقديم خالق خود كرده بودند . ولي بالاخره مسئولان كشور نيز وظيفه دارند كه ضمن گراميداشت ياد ونام آن عزيزان ، تلاشهاي بي وقفه و موثر خود را تا روشن شدن وضعيت و سرنوشت آنان دنباله گيري نمايند.

اگر چه دشمن و طرف مقابل اين جريان، از عنود ترين و كينه توز ترين مخلوقات خدا در روي زمين هستند و چيزي به نام عاطفه ، انسانيت ، منطق در وجودشان جريان ندارد، ولي جا دارد كه مسئولان ذي ربط با تلاشهاي خستگي ناپذير و همه جانبه در بازگشائي اين گره كمك موثر نمايند و اضطراب و نگراني را از قلب هاي خانواده  و ملت ايران بزدايند . بدان اميد .
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
شناسايي و دستگيري اعضاي 5 شبكه جاسوسي در غرب كشور

مدير كل اطلاعات استان كرمانشاه : با هوشياري مردم و كوشش سربازان گمنام امام زمان (عج)، 5 شبكه جاسوسي شامل 20 نفر، شناسايي و متلاشي شد كه كار رسيدگي به پرونده آنها در دست پيگيري است

به گزارش اداره كل اطلاعات استان كرمانشاه، كريمي به تشريح عملكرد اين اداره كل پرداخت و افزود: اعضاي اين باندها از عناصر داخلي و خارجي بودند كه توسط سرويس‌هاي اطلاعاتي دشمن، تطميع و توجيه شده و براي اهداف اقتصادي، نظامي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي در داخل كشور آموزش داده شده بودند.
وي با بيان اين مطلب كه در مقطع فعلي بنا به مصلحت‌هاي اطلاعاتي و امنيتي از معرفي افراد دستگير شده به مردم معذور است، گفت: سربازان گمنام امام زمان (عج) همواره در راستاي تحقق اهداف و آرمان‌هاي بلند نظام اسلامي، همچون كوه ثابت و استوار ايستاده و همچون صاعقه بر سر معاندين، جاسوس‌ها و دست پروردگان استكبار جهاني فرود مي‌آيند.
مدير كل اطلاعات استان با اشاره به كشف و انهدام بزرگ‌ترين شبكه قاچاق كالاي غرب كشور در استان كرمانشاه تصريح كرد: قاچاق كالا معضلي اقتصادي است كه علاوه بر لطمه‌هاي فراوان مالي به كشور، باعث ايجاد اختلال در اقتصاد مملكت در ساير حوزه‌هاي سياسي، اجتماعي، امنيتي، فرهنگي و ... نيز خواهد شد، بنابراين با توجه به تأكيد مسئولين ارشد نظام اسلامي، مصمم به برخورد اصولي با اين پديده شوم هستيم.
كريمي، يكي از مهم‌ترين وظايف وزارت اطلاعات را مبارزه با مفاسد اقتصادي برشمرد و افزود: بر همين اساس، اقدامات اطلاعاتي در مورد يكي از شبكه‌هاي مهم داخلي قاچاق در دستور كار اين اداره كل قرار گرفت و نهايتاً در سال 85 مورد هدف قرار گرفتند كه ارزش كالاهاي قاچاق مكشوفه بر اساس اعترافات و اسناد موجود، بالغ بر 166 ميليارد تومان است و حداقل جريمه مترتب بر آن، بيش از 332 ميليارد تومان برآورد شده است كه در اين زمينه تاكنون حدود 35 نفر شناسايي و اعضاي اصلي آن با يك اقدام هماهنگ و منسجم در استان‌هاي تهران، كرمانشاه، كردستان دستگير شده‌اند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به دستگيري 18 باند قاچاق سلاح و مهمات و كشف و ضبط بالغ بر 600 قبضه انواع سلاح و مواد منفجره توسط نيروهاي اين اداره اشاره كرد و گفت: قاچاق سلاح و مهمات از جمله اقداماتي است كه طي چند سال اخير براي برهم زدن آسايش مردم و امنيت كشور از سوي دشمنان ما صورت مي‌گيرد.
مدير كل اطلاعات استان كرمانشاه، پشتيباني و حمايت جدي دشمنان از قاچاقچيان، سود سرشار حاصل از قاچاق سلاح، شرايط جغرافيايي و مشكلات موجود در مرزهاي غربي را از عمده عوامل و علل قاچاق سلاح و مهمات برشمرد و خاطرنشان كرد: مردم بايد بدانند كه سلاح غيرمجاز نه تنها امنيت نمي‌آورد، بلكه داشتن آن خود موجب ناامني است و راه مقابله با آن نيز مرهون مساعدت و همياري بيش از پيش مردم با دستگاه‌ها و نهادهاي ذيربط مانند نيروي انتظامي، اداره كل اطلاعات و بسيج است.
وي فعاليت اداره كل اطلاعات را در زمينه كاهش ورود سلاح به استان تاثيرگذار دانست.
مديركل اطلاعات استان كرمانشاه درباره هويت عوامل بمب‌گذار ارديبهشت 85 در كرمانشاه اظهار داشت: گروهك تروريستي پژاك با هدايت دشمنان قسم خورده نظام و با اهداف ايجاد رعب و وحشت و بر هم زدن امنيت عمومي مردم اقدام به بمبگذ‌اري در 18 ارديبهشت 85 در محل سازمان بازرگاني و فرمانداري كردند، ولي غافل از آن كه مردم آگاه ما هوشيارتر از آن هستند كه دشمنان تصور آن را دارند و اعترافات اعضاي دستگير شده، پژاك در يك عمليات متحورانه توسط سربازان گمنام آقا امام زمان (عج) خود گوياي اين عمل ددمنشانه آنها بوده و اميد دشمنان قسم خورده نظام يعني آمريكا و اسرائيل را به يأس بدل كرد.
كريمي گفت: 3 نفر از اعضاي پژاك در اين خصوص دستگير و بيش از 10 كيلوگرم مواد منفجره از آنها كشف شده كه پرونده آنها در حال طي مراحل قضايي است.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
آمادگی سردار نظری برای مناظره با سيد محمد خاتمي و دولتمردان وي

سردار نظری پیش از این نیز پس از برگزاری دادگاه کوی دانشگاه ضمن شکایت از رئیس جمهور سابق از سید محمد خاتمی و یاران او خواسته بود با وی درباره حادثه 18 تیر مناظره کنند تا حقایق نا گفته را برای افکار عمومی بازگو نماید اما این کار تا کنون صورت نگرفته است

سردار فرهاد نظری که در زمان وقوع حادثه 18 تیر 78 فرماندهی انتظامی تهران را بر عهده داشت، آمادگی خود را جهت مناظره با رئیس جمهور سابق و اعضای دولت او درباره وقایع کوی دانشگاه، اعلام کرد.

به گزارش مهر، فرمانده انتظامی اسبق تهران در واکنش به برخی مسائل درباره حوادث کوی دانشگاه که در روزهای اخیر با عنوان کالبد شکافی واقعه 18 تیر در برخی رسانه ها مطرح شد، آمادگی خود را برای انجام مناظره برای روشن شدن حقایق اعلام کرد.

از نظر سردار فرهاد نظری آنچه که در روزهای اخیر در برخی رسانه ها مطرح گردیده، با حقیقت فاصله فراوانی دارد و کسانی که دانستن را حق مردم می دانند، از طریق شرکت در مناظره در رسانه ملی یا مجامع عمومی و بررسی مدارک و اسناد منتشر نشده، به روشن شدن افکار عمومی کمک کنند.

این فرمانده اسبق ناجا که دادگاه بررسی حوادث تیر ماه 78 کوی دانشگاه از اتهامات وارده تبرئه شده، از رئیس جمهور سابق و تنی چند از اعضای کابینه سید محمد خاتمی از جمله رئیس دفتر رئیس جمهور سابق، وزیر کشور سابق و معاون سیاسی او و وزیر علوم سابق یا فعالان سیاسی دوم خردادی که خود را در این زمینه صاحب نظر می دانند، خواست که با او در رسانه ملی یا مجامع عمومی به مناظره بنشینند.

وی همچنین به عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی نامه نوشته و از او خواسته است زمینه برگزاری این مناظره را در راستای روشن شدن حقایق مربوط به حوادث کوی دانشگاه در 18 تیر 78 فراهم نماید.

لازم به ذکر است؛ سردار نظری پیش از این نیز پس از برگزاری دادگاه کوی دانشگاه ضمن شکایت از رئیس جمهور سابق از سید محمد خاتمی و یاران او خواسته بود با وی درباره حادثه 18 تیر مناظره کنند تا حقایق نا گفته را برای افکار عمومی بازگو نماید اما این کار تا کنون صورت نگرفته است.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
ضرب و شتم مسافران ايراني در فرودگاه دبي

برخي از اقدامات ماموران فرودگاه دبي مغاير با روند همكاري‌هاي نزديك دو كشور بوده و موجب رنجش خاطر مسافرين مي‌شود.

به گفته رودكي نايب رييس كميسيون امنيت ملي مجلس تعدادي از مسافران ايراني طي روزهاي گذشته مورد بد رفتاري ،توهين و حتي ضرب و شتم مسوولان فرودگاه دبي قرار گرفته اند...

محمد نبي رودكي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران تاكيد كرد: گزارشات رسيده حاكي است مسوولان فرودگاه دبي اين رفتار را فقط با مسافران ايراني انجام داده اند.

وي تاكيد كرد: در حال بررسي و تحقيقات در اين زمينه هستيم تا بتوانيم واكنش متناسب تري در اين زمينه داشته باشيم.

درهمين حال به گزارش باشگاه خبرنگاران مديركل كنسولي وزارت خارجه در ديدار سفير امارات در تهران رفتار كاركنان فرودگاه دبي در قبال ايرانيان را مغاير روند همكاري‌هاي دو كشور خواند.


«خليفه شاهين ‌المري» سفير امارات متحده عربي در تهران روز گذشته با مديركل كنسولي وزارت امور خارجه ملاقات و ضمن مرور مناسبات كنسولي بين دو كشور پيرامون رفتار كاركنان فرودگاه دبي در قبال ايرانيان بحث و تبادل نظر كرد.

در بخشي از اين گفتگو مديركل كنسولي وزارت امور خارجه با اشاره به اينكه استفاده از فناوري‌هاي جديد در فرودگاه‌ها بايد در راستاي افزايش آسايش و راحتي مسافران باشد، گفت: برخي از اقدامات ماموران فرودگاه دبي مغاير با روند همكاري‌هاي نزديك دو كشور بوده و موجب رنجش خاطر مسافرين مي‌شود.


سفير امارات نيز ارائه خدمات به مسافران و احترام به آنها را از سياست‌هاي دولت متبوعش خواند و گفت: ضمن انتقال نظر بخش كنسولي وزارت خارجه ايران به دولت امارات، از ابوظبي خواهد خواست تا با اتخاذ تدابير مناسب در فرودگاه دبي، مانع از آزردگي خاطر مسافران شود.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
انجمن کلیمیان تهران : هویت ایرانیان یهودی با هیچ مبلغی قابل معامله نیست.
در واکنش به خبر تشویق اسرائیل برای مهاجرت ایرانیان یهودی؛
انجمن کلیمیان تهران : هویت ایرانیان یهودی با هیچ مبلغی قابل معامله نیست.

ایرانیان یهودی از قدیمی ترین ایرانیان هستند و چنانچه گروهی نیز اقدام به مهاجرت کرده اند این روند جدا از مهاجرت دیگر ایرانیان نبوده است.

انجمن کلیمیان تهران در واکنش به خبر مندرج در برخی روزنامه های روز دوشنبه درباره پرداخت مبالغی از دولت اسرائیل برای تشویق ایرانیان یهودی برای مهاجرت به اسرائیل تاکید کرد: بار دیگر با صدای رسا اعلام می کنیم هویت ایرانیان یهودی با هیچ مبلغی قابل معامله نیست.
  
 
در اطلاعیه این انجمن که به امضای موریس معتمد نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی و سیامک مره صدق رییس انجمن کلیمیان تهران رسیده ،‌ آمده است : ایرانیان یهودی از قدیمی ترین ایرانیان هستند و چنانچه گروهی نیز اقدام به مهاجرت کرده اند این روند جدا از مهاجرت دیگر ایرانیان نبوده است.


در این اطلاعیه خاطرنشان شده است : یهودیان ایران به فرهنگ اصیل و هویت ایرانی خود عشق می ورزند و تهدیدها و تطمیع های ناپخته سیاسی هیچ گاه در هویت زدایی از ایرانیان یهودی راه به جایی نخواهد برد.
 

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
دبيركل جمعيت امت اسلامي: غفلت از شخصيت و اهداف متوسليان ظلم به اين چهره تاريخي است

دكتر رامين : ما احمد متوسليان را نمي‌شناسيم نمي‌دانم كه او بالاخره يك بسيجي بود يا ديپلمات؟ به زعم عده‌اي او براي گفت‌وگو و مذاكره به لبنان رفته بود! حتماً كردستان و خرمشهر هم براي مذاكره و گفت‌وگو رفته بود! اين چه ظلمي است كه ما به احمد متوسليان كرده‌ايم؟ اگر احمد متوسليان متعلق به هر ملت ديگري غير از ايران بود، الان به بزرگترين الگوي بخش بزرگي از جهان تبديل شده بود

به گزارش فارس، بيست و پنجمين سالگرد ربايش 4 ديپلمات ايران در لبنان توسط عوامل رژيم صهيونيستي، با حضور تني چند از مسئولان، همكاران و همرزمان اين 4 ديپلمات و خانواده‌هاي آن‌ها در سالن‌ اجتماعات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات برگزار شد.
محمد علي رامين در اين مراسم با بيان اين‌كه در تاريخ بشر در همه ملت‌ها و اديان الهي، به الگوهاي انساني احساس نياز شده است، گفت: هيچ مذهب و انديشه‌اي بدون داشتن الگو پيش نرفته است. به همين خاطر است كه اسلام نيز پيامر اكرم (ص) را به عنوان الگوي مردم معرفي مي‌كند.
به گفته رامين، معتقدان به صهيونيسم نيز كه امروز جهان را به نابودي مي‌كشانند الگوي قهرمانشان شخصي به نام سامسون است. اين فرد در يك عمليات به اصطلاح استشهادي خود را به كشتن داده تا دشمنان يهود را نابود كند و الان به عنوان الگوي يهوديان مطرح است.
دبيركل جمعيت امت اسلامي اظهار داشت: در همه اديان و ملت‌ها، مسئله الگو مسئله بسيار مهمي است. برخي ملت‌ها كه داراي چنين شخصيت‌هايي نيستند نمادي در شهر درست مي‌كنند و مي‌گويند اين براي بزرگداشت سرباز گمنامي است كه براي نجات ميهن جانفشاني كرده است.
وي با بيان اين‌كه جوامع بشري فقط و فقط با قهرمانان خود زنده‌اند، اظهار داشت: اما ما احمد متوسليان را نمي‌شناسيم نمي‌دانم كه او بالاخره يك بسيجي بود يا ديپلمات؟ به زعم عده‌اي او براي گفت‌وگو و مذاكره به لبنان رفته بود! حتماً كردستان و خرمشهر هم براي مذاكره و گفت‌وگو رفته بود! اين چه ظلمي است كه ما به احمد متوسليان كرده‌ايم؟ اگر احمد متوسليان متعلق به هر ملت ديگري غير از ايران بود، الان به بزرگترين الگوي بخش بزرگي از جهان تبديل شده بود.
رامين با بيان اين‌كه ما در كوچك كردن آدم‌هاي بزرگ توانايي خاصي داريم، اظهار داشت: اين 4 نفر ديپلمات‌هاي اسلام بودند و نه جمهوري اسلامي. اين‌ها پيامبران پيامبر اعظم(ص) بودند. زماني كه امثال بنده مي‌ترسيديم و جبهه را ترك كرديم، احمد متوسليان خرمشهر را آزاد كرد.
دبيركل جمعيت امت اسلامي اظهار داشت: بعد از خرمشهر، احمد متوسليان براي آزاد كردن مردم لبنان و نه فقط شيعيان به لبنان رفت. متوسليان در بند مذهب نيست متوسليان كسي است كه خود را قرباني مي‌كند تا مردم اهل تسنن كردستان را نجات دهد.
به گفته وي، براي او حرف خدا و پيغمبر ملاك بود. پيامبر مي‌گفت كسي كه صبح از خواب بلند شود و به كمك مسلمين فكر نكند مسلمان نيست؛ اينجا نه بحث مذهب مطرح است و نه بحث مليت.
رامين با تأكيد بر لزوم شناساندن اين 4 نفر به ملت ايران تصريح كرد: ‌اگر سيد محسن موسوي را به عنوان يك الگو به ديپلمات‌ها معرفي مي‌كرديم، سيد حسين موسويان سربر نمي‌آورد كه بخواهد اطلاعات سري كشور را بفروشد. اگر اسرائيل ديپلمات مي‌خواهد ما چنين ديپلمات‌هايي را حاضريم با طيب خاطر به آن‌ها بدهيم.
وي خطاب به مسئولين تصريح كرد: اگر براي آزادي اين افراد تلاش كنيد، نيمه گمشده خود را پيدا خواهيد كرد.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
دختران جوان ایرانی، زینت دهنده بزم های سفارت ونزوئلا در تهران

هنوز آثار اقدامات کنسول سابق ونزوئلا در تهران که پس از رسوايي اخلاقي رابطه وي با يک زن شوهردار ايراني اخراج و موجب تغيير ناگهاني تمام اعضاي اين سفارتخانه شد، باقي مانده است.

در حالي که رئيس‌جمهور، ايران را خانه دوم هوگو چاوز رئيس‌جمهور ونزوئلا خوانده بود و وي با چفيه بر مزار شهداي دفاع مقدس حضور پيدا کرد، گوشه‌هايي از فساد اخلاقي موجود در سفارت ونزوئلا در تهران افشا شد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، پس از تغيير کنسول سفارت ونزوئلا در تهران، به دليل يک رسوايي اخلاقي، تعداد زيادي از دختران جوان زير ۲۵ سال ايراني در اين سفارت استخدام و هرچند توانايي زيادي در مترجمي و انجام فعاليت‌هاي ديپلماتيک ندارند، در عوض زينت‌دهنده مجالس و ميهماني‌ها و بزم‌هاي شبانه کارکنان اين سفارتخانه شده‌اند.

در ميهماني‌هاي اين سفارتخانه که با سرو مشروبات الکلي همراه است، دختران ايراني با وضع زننده‌اي حضور پيدا مي‌کنند. کارکنان سفارت ونزوئلا همچنين دختران جوان ايراني را طبق رسم خاصي بين خود قرعه‌کشي مي‌کنند.

اين در حالي است که هنوز آثار اقدامات کنسول سابق ونزوئلا در تهران که پس از رسوايي اخلاقي رابطه وي با يک زن شوهردار ايراني اخراج و موجب تغيير ناگهاني تمام اعضاي اين سفارتخانه شد، باقي مانده است.

گفته مي‌شود ديپلمات‌هاي جديد سفارت ونزوئلا که اکثرا بدون سابقه ديپلماتيک هستند، با انداختن چفيه و گرفتن تسبيح، به مزاح مي‌پردازند.



دبير اول سفارت نيز که از کارکنان لجستيک شرکت HP در ونزوئلا بوده، فاقد هرگونه سابقه ديپلماتيک مي‌باشد و گفته مي‌شود اين وضعيت حتي مورد طعنه ديگر ديپلمات‌هاي کشورهاي آمريکاي لاتين شده است.

 

((تصوير معني دار و مربوط به هتل دولف در دوبي است ))
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
« رويترز » و خبر ترور مسئول بازسازي حرمين عسگريين (ع)

صالح 47 ساله، متأهل و داراي چهار فرزند بود و خانواده وي هنگام وقوع اين جنايت در منزل حضور داشته‌اند اما تروريست‌ها به سوي آنها شليكي نكرده‌اند و تنها پس از اطمينان از كشته‌شدن صالح، از محل گريخته‌اند.

تروريست‌هاي مسلح بعد از ظهر امروز با يورش به منزل هماهنگ‌كننده سازمان‌هاي مردمي براي بازسازي حرم امامين عسگريين(ع) در سامرا وي را به رگبار گلوله بسته و به قتل رساندند. 
  
به گزارش خبرگزاري رويترز، افراد مسلح ناشناس در يورش به منزل "عبود حميد صالح" جانشين فرماندار سامرا و هماهنگ‌كننده سازمان‌هاي مردمي براي بازسازي حرم امامين عسكريين(ع) در منطقه "السكك" سامرا، با شليك ده‌ها گلوله به پيكر وي، او را به قتل رسانده و از محل گريختند.


وي از ارديبهشت‌ماه گذشته در پي دومين حمله به حرم امامين عسگريين(ع) و ويراني گلدسته‌هاي اين آرامگاه و نيز بركناري جانشين پيشين فرماندار سامرا،‌ به اين سمت گماشته شده بود.


صالح 47 ساله، متأهل و داراي چهار فرزند بود و خانواده وي هنگام وقوع اين جنايت در منزل حضور داشته‌اند اما تروريست‌ها به سوي آنها شليكي نكرده‌اند و تنها پس از اطمينان از كشته‌شدن صالح، از محل گريخته‌اند.


تا لحظه مخابره اين خبر، هيچ گروهي مسئسوليت اين ترور را بر عهده نگرفته است.

اين در حالي است كه منابع خبري، امروز از تخريب برج ساعت حرم مطهر عسگريين(ع) در سامرا خبر داده‌اند.


يك سرگرد عضو واحد حراست ارتش عراق با اعلام اين خبر، تصريح كرد: اصابت يك فروند موشك آر.پي.جي به اين برج، به تخريب شديد آن انجاميد.


برج ساعت تنها بناي به جا مانده از عمليات‌هاي اخير عليه اين مرقد مطهر به شمار مي‌رفت كه در تصاوير منتشر شده از حرمين عسگريين(ع) همچنان قابل رؤيت بود.


اين مقام افزود: نظاميان عراقي حاضر در محل به محض شليك اين موشك، عامل اين اقدام را به قتل رساندند.


اين عمليات، سومين اقدام تروريست‌هاي تندرو در هتك حرمت حرمين عسگريين(ع) در سامرا به شمار مي‌رود.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
تصرف پايگاه هاي اطلاعاتي ابومازن در غزه فاجعه قرن براي اسرائيل

منابع اطلاعاتي صهيونيستي تصرف پايگاه هاي دستگاه اطلاعات فلسطيني درغزه به دست حماس را بزرگترين فاجعه قرن براي موساد دانستندكه درتاريخ دستگاههاي اطلاعات جهان بي سابقه است.


به گزارش رجانيوز، اين منابع تاكيد كردند ، عظمت اين فاجعه به حدي است كه حتي از دستيابي به  اطلاعات نازي ها پس از جنگ جهاني دوم و اطلاعات حزب كمونيست در آلمان شرقي در دهه نود نيز بزرگتر است.

 
به گفته اين منابع اطلاعاتي كه به دست حماس افتاده است براي حماس و  به زودي براي ايران و سوريه عمليات موساد، شاباك و آژانس هاي اطلاعاتي برخي از كشورهاي غربي را فاش خواهد كرد كه در اين ميان نام نمايندگان مخفي و برخي از شخصيت هاي اسرائيلي كه با فلسطينيان همكاري مي  كنند، نيز وجود دارد.


يك منبع صهونيست ديگر نيز اطلاعات جا گذاشته شده در پايگاه هاي دستگاه اطلاعات ابومازن  و دحلان در غزه كه به دست حماس افتاده است، چنان خطرناك است كه در مقايسه با آن اطلاعات جا مانده از صدام حسين در جنگ2003 بازيچه اي بيش به شمار نمي رود.


اين منبع تاكيد كرد، در پايگاه دستگاه امنيت پيشگيرانه در «تل الهوا» و پايگاه اطلاعات فلسطين در نزديكي ساحل غزه اطلاعاتي درحد بمب ساعتي نگه داري مي شد كه حماس، سوريه، ايران و حزب الله به مرور زمان از آن بهره برداري خواهند كرد.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
از توجيه تا دستور به مراجع، از تکذيب خاتمي تا توضيحات فيلم بردار!

ماجراي تعجب آور دست دادن خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي با تکذيب امروز خاتمي در روزنامه کرباسچي ابعاد جديدي به خود گرفت.

 

به گزارش رجانيوز، در حالي که يش از اين صادق خرازي با توجيه اين مساله ،دست دادن خاتمي را به دليل از دست دادن کنترل و ازدحام جمعيت ذکر کرده بود، محمد خاتمي اين مساله را به کلي تکذيب کرد!

خاتمي همچنين فيلم منتشر شده را مونتاژ خواند.

 

گفتني است، تصویر بردار صحنه دست دادن محمد خاتمي با زنان ايتاليايي که براي اولين باراین تصاویر را او در اينترنت منتشر كرده است، در وبلاگ شخصي خود به تشريح اين ماجرا پرداخت.

 

اين فرد ايتاليايي كه "اورما" نام دارد در وبلاگ خود نوشته است:

«من در شهر اودين كه شهري كوچك در شمال شرقي ايتاليا است زندگي مي كنم. از قضا اين مكاني است كه حدود يك ماه پيش به صحنه دست دادن هاي معروف آقاي خاتمي تبديل شد، اما در آن زمان هيچ كسي به اين موضوع توجه نكرد تا زماني كه توجه روزنامه هاي ايران و مطبوعات جهان را به خود جلب كرد.

 

در روز مورد نظر چندين فيلمبردار و عكاس روي آقاي خاتمي زوم كرده بودند. گزارشگران، سياستمداران، اشخاصي گمنام و چهار زن در صف بدرقه آقاي خاتمي حضور داشتند.

 

همه حاضران در محل و حتي خود من كه چند سانتيمتر دورتر از آقاي خاتمي بودم حركات وي را مشاهده كرديم و از اين صحنه ها فيلمبرداري شد.

 

زماني كه ويدئوهاي خود را براي اولين بار تماشا كردم و تصميم گرفتم كه آن را بر روي يوتيوب (سايت اشتراك قطعات ويدئويي) قرار دهم از اين موضوع خبر داشتم كه اين يك نوع ريسك است اما فكر نمي كردم كه واكنش ها تا به اين حد باشد.

 

هم اكنون سخت در تلاشم همه فيلم هايي كه در جريان ديدار خاتمي از ايتاليا و بعد از آن جمع آوري كرده ام در اينترنت قرار دهم.»

 

 

همچنين يش از تکذيب رسانه اي خاتمي، برخي برتن کنندگان لباس روحانيت با ارائه نظرياتي از فقها خواسته بودند تا به حليت دست دادن با نامحرمان حکم کنند!

 

در اين باره محمد تقی فاضل میبدی(از مرتبطان باند مهدی هاشمی)در یادداشتی که در روزنامه ی"هم میهن" متعلق به غلامحسین کرباسچی آن را به چاب رساند ،نوشت:جا دارد فقهای شیعه در امثال چنین مسائلی با در نظر داشتن موضوع و حفظ آداب و رسوم مجددا بازنگری کنند!

 

وی با لحنی معترضانه خطاب به فقها افزود:اگر مصافحه با زنان نه از نگاه جنسی که از نگاه آداب و رسوم اجتماعی لحاظ شود چرا باید حرام شود؟!

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
چالش‌هاي امنيتي جمهوري اسلامي ايران

رئيس مركز بررسي‌هاي استراتژيك رياست جمهوري در اين گفت‌و‌گو به بررسي چالش‌ها و تهديدات نظام و بحث انرژي هسته‌اي و تهديدات و فشارهاي آمريكا در اين رابطه پرداخته است .آشنايي هر چه بيشتر با چالش‌ها و تهديداتي كه مي‌تواند نظام مقدس جمهوري اسلامي را با مشكل مواجه كند، براي علاقمندان به نظام بسيار مفيد خواهد بود.
آشنايي هر چه بيشتر با چالش‌ها و تهديداتي كه مي‌تواند نظام مقدس جمهوري اسلامي را با مشكل مواجه كند، براي علاقمندان به نظام بسيار مفيد خواهد بود.تهديد نظامي آمريكا يكي از چالش‌هايي است كه ذهن اكثر ايرانيان را به خود مشغول كرده است، در اين گفت‌و‌گو به طور مبسوطي به اين چالش پرداخته شده است.


 

* هرگاه صحبت از تهديدات و چالش‌هاي جمهوري اسلامي مي‌شود، بحث آمريكا و مشكلاتي كه از ابتدا براي جمهوري اسلامي بوجود آورده است ، مطرح مي‌گردد.به نظر شما علت اين تهديدات از جانب آمريكا چيست؟

 

مشكل آمريكا با نظام جمهوري اسلامي ايران از فرداي پيروزي انقلاب آغاز شده است و بدون توقف ادامه دارد.ما در مركز بررسي‌هاي استراتژيك در حال مطالعه يكي از طرح‌هاي جورج بوش تحت عنوان PSI هستيم.اين طرح در سال 2003 توسط رييس جمهور آمريكا مطرح شده است و در حال اجراي آن نيز هستند.در واقع با اجراي اين طرح رفتارهاي ساير كشورها توسط آمريكا و هم‌پيمانانش كنترل خواهد شد. هدف اصلي اين طرح متوقف ساختن محموله‌هاي سلاح‌هاي كشتار جمعي در هر نقطه از جهان است.نهايت اين طرح نيز ، كنترل به ويژه در عرصه‌هاي سياسي در كشورهايي است كه در مقابل آمريكا و سياست‌هايش مقاومت مي‌كنند.به زودي و پس از اتمام مطالعات توسط اين مركز ، جزئيات بيشتري از طرح را در اختيارتان قرار خواهيم داد.


گرچه مشكل آمريكا نه تنها با ايران بلكه با دنياي اسلام است، آنها اسلام را به عنوان يك چالش اساسي در مقابل خود مي‌دانند.مشكل آمريكا فراتر از مباحث جاري است، مشكل آمريكا با اسلام بر سر مساله هويت است.به نظر من مشكل فراتر از مسائل استراتژيك است و به نوعي فوق استراتژيك به شمار مي‌رود. در واقع آمريكا با انديشه‌اي در حال چالش است كه بروز و ظهورش در انقلاب اسلامي است. غرب از سالها قبل با اسلام به عوان يك مدعي دچار چالش شده است.زيرا اسلام به لحاظ هويتي و تفكري مي‌تواند بنيان غرب را متزلزل كند،با وقوع انقلاب اسلامي با رهبري امام خميني ، اين چالش بيشتر هم شده است. براي اينكه متوجه مشكل غرب با اسلام شويد ، كافي است به وضعيت تركيه براي پيوستن به اتحاديه اروپا دقت كنيد،مشكل فراتر از مباحثي است كه اتحاديه اروپا اعلام مي‌كند. اروپايي‌ها از روزي مي‌ترسند كه هويت اسلامي مردم تركيه برايشان مشكل ساز شود.

 

بحث حمله نظامي آمريكا و سياست‌هايي كه در قبال جمهوري اسلامي در پيش گرفته است را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

 

موضوعي كه اين روزها بسيار مي‌شنويم ، بحث حمله آمريكاست، چند سالي است كه اين تبليغ به منظور جنگ رواني توسط آمريكايي‌ها مطرح مي‌شود، هرچند اين مساله توسط اين مركز به صورت جدي در حال بررسي و مطالعه است.اما آمريكا با اين بحث ، اتحاد و انسجام مردم و نيروهاي نظام را از بين مي‌برد.نيروهاي درون نظام دچار پراكندگي مي‌شوند و حساسيت مردم نيز نسبت به مسائل انقلاب و كشور كاهش مي‌يابد و مردم منافع شخصي را بر منافع ملي ترجيح خواهند داد. آمريكا براي مقابله با جمهوري اسلامي از سياست‌هاي خاصي پيروي مي‌كند ، كه برخورد نظامي هم يكي از اين سياست‌هاست.اما ، بررسي‌ها نشان مي‌دهد هدف اصلي آمريكا استفاده از استراتژي نرم و هوشمند است . آمريكايي‌ها با توجه به شرايطي كه در منطقه خاورميانه دارند ترجيح مي‌دهند از استراتژي‌هاي نرم به جاي جنگ و برخورد سخت بهره ببرند.در برخوردنظامي طرفين جنگ حركات يكديگر را زير نظر دارند و در آمادگي بسر مي‌برند. اما در استراتژي‌نرم ، شرايط متفاوت است و هر آن امكان شكست وجود دارد. در اين استراتژي بحث تغيير رژيم در آخرين مرحله است و به طور كلي اين نوع برخورد خطر بيشتري دارد.


آمريكايي‌ها اقدامات خود جهت جنگ_ استفاده از لفظ جنگ به دليل برخورد فيزيكي جالب نيست استفاده از مقابله بهتر است_ با ايران را شروع كرده‌اند، اولين اقدام آنان استفاده از تحريم‌هاي پلكاني است ، هر چند قطعنامه‌هاي مختلفي نيز عليه جمهوري اسلامي به تصويب رسانده‌اند و فشارها بيشتر شده و از اين بيشتر نيز خواهد شد.هدف آمريكايي‌ها از اعمال تحريم ، بيشتر اثرگذاري بر دولتمردان است اين مقابله مدت‌هاست كه شروع شده و از نظر آمريكايي‌هاي نتيجه اقدامات‌شان كه فروپاشي جمهوري اسلامي است جواب خواهد داد.

 

* با توجه به تحولات اخير منطقه، جمهوري اسلامي ايران در شرايط فعلي و در آينده با چه چالش‌هايي مواجه خواهد بود؟

 

_ در خصوص چالش‌هايي كه جمهوري اسلامي ايران با آن مواجه است مي‌توان به تهديدات و چالش‌هاي خارجي و ديگر چالش‌ها و تهديدات دروني اشاره كرد.در بخش تهديدات خارجي با شرايط و گزينه‌هايي مختلفي مواجه هستيم، تحريم و انزوا ، تهديد نظامي‌، تنش‌هاي فرقه‌اي در منطقه، اوضاع لبنان و روند صلح خاورميانه مسائلي هستند كه در اين زمينه قابل بحث و بررسي هستند.

 

* چگونگي تاثير اين چالش‌ها را برايمان شرح دهيد؟

 

_ من سعي مي‌كنم ، هركدام از چالش‌هاي فوق را به طور جداگانه تحليل كنم:

 

تحريم و انزواي بين‌المللي: پس از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل و به بن بست كشاندن مذاكرات ايران و اروپا، غرب به طور جدي به منظور مهار فعاليت‌هاي هسته‌اي- نظامي ايران و كاهش قدرت آن در منطقه به طور جدي مكانيسم فشارهاي بين‌المللي و انزواي ايران در جهان را در دستور كار خود قرار داده است. اگر چه دامنه تحريم كم شدت است، اما با تداوم روند كنوني امكان گسترش جدي آن وجود دارد. بصورتي كه اردوگاه دشمن بر اين باور است كه اگر دامنه تحريم‌ها گسترش يابد و مسائلي مانند توليد، صادرات نفت و سرمايه‌گذاري خارجي در كشور بويژه در صنعت نفت را در بر گيرد، كشور با مشكلات گسترده‌تري روبرو خواهد شد. حداقل آن است كه ميزان تمايل كشورها و شركت‌ها جهت سرمايه‌گذاري خارجي دشوار و امكان دسترسي ايران به تكنولوژي غرب محدود خواهد شد.


چرا كه ايران به دليل نيازي كه به سرمايه‌گذاري خارجي و روابط با دنياي غرب دارد؛يكي دستيابي به تكنولوژي كه منبع عمده آن غرب است و ديگري توسعه زير بنايي مانند صنعت نفت كه نيازمند سرمايه‌گذاري است.


اين سرمايه‌گذاري گذشته از آن كه به توسعه بخش‌هايي از صنعت كمك خواهد كرد به كاهش بيكاري و كنترل آن نيز خواهد انجاميد.احتمال دارد با گسترش دامنه تحريم‌ها و ايجاد فضاي نامناسب عليه كشور تمايل به سرمايه‌گذاري در كشور كاهش پيدا كند.
آنچه كه مدنظر غرب و در راس آن ايالات متحده است، اين است كه علاوه بر تحريم بين‌المللي ،كشور به لحاظ سياسي نيز دچار انزوا شود. چنين انزوايي به اين صورت ايجاد محدوديت خواهد كرد كه كشورهاي ديگر ايران را به عنوان بازيگري تعيين كننده قبول نخواهد داشت ، افزون بر اين غرب تلاش دارد تا با تاكيد بر غيرصلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران؛ تهديد‌زا بودن ايران براي كشورهاي عرب منطقه، دخالت بي‌ثبات‌سازي در عراق، لبنان و منطقه خليج فارس و اصرار بر احتمال فعال شدن شكاف ميان شيعه و سني، كشورهاي منطقه را عليه ما متحد كند. پس از جنگ لبنان، آمريكا به همراهي كشورهاي عرب منطقه يعني عربستان، اردن، مصر و كشورهاي كوچك خليج‌فارس سعي كرد، يك ائتلاف ضد ايراني در منطقه ايجاد كند، چنين ائتلافي با تاكيد بر خطرآفرين بودن ايران، در صدد مقابله با آن برآمد. امريكا سعي داشت با تاكيد مكرر مقامات عربستاني،‌ اردني و مصري بر دخالت‌هاي بي‌ثبات‌ساز ايران در منطقه اين استراتژي را دنبال كند.

تهديد نظامي عليه ايران:


ايالات متحده در طول دو سال گذشته بر احتمال به كارگيري نيروي نظامي عليه ايران تاكيد داشته است. اگر چه كاخ سفيد در حال حاضر راهبرد خود را بر «اقدام سياسي متمركز» بين‌المللي تمركز داده است، اما گزينه نظامي هم مي‌تواند بعنوان يك خطر مورد لحاظ قرار گيرد. گزينه نظامي به دو صورت امكان تحقق دارد: يكي حمله نظامي گسترده، يعني اشغال سرزميني مثل؛ عراق و افغانستان و ديگري حمله محدود به اين معنا كه تاسيسات هسته‌اي و بخشي از پايگاه‌هاي نظامي و يا تاسيسات زير ساختي كشور مورد هدف قرار مي‌گيرد.


به نظر مي‌رسد حمله نظامي- اعم از گسترده و محدود- تا زماني كه تلاش‌هاي آمريكا در شوراي امنيت به بن بست نرسيده باشد منتفي است. آمريكايي‌ها زماني كه به اين جمع‌بندي برسند كه فعاليت ديپلماتيك بين‌المللي‌شان بي‌فايده و حركت ايران به سوي تكميل فعاليت‌هاي هسته‌ايش ادامه دارد، احتمالاً وارد فاز نظامي شوند. در حال حاضر به نظر مي‌رسد بنا به دلايل متعدد آمريكا در صدد حمله نظامي عليه ايران نيست. اما آن را هم از دستور كار خود خارج نكرده است.

تنش‌هاي فرقه‌اي در منطقه:


بسياري از تحليل‌گران، درگيري فرقه‌اي در عراق و گسترش آن به ديگر كشورهاي منطقه را تهديدي براي ثبات خاورميانه ارزيابي مي‌كنند.


گذشته از اين كه بي‌ثباتي در منطقه امنيت كشور را درخطر مي‌اندازد، متاسفانه ايالات متحده و برخي از كشورهاي عرب سعي كردند ايران را به دست داشتن در چنين ناآرامي‌ها متهم كنند.تا قبل از سفر اخير كه دكتر احمدي‌نژاد به دو كشور عربي منطقه‌اي اين موضوع شدت زيادي داشت.اين نگراني نه تنها درباره اتهام دخالت در عراق بلكه در مورد ديگر كشورها نيز وجود دارد. اردن، ايران را متهم به تشكيل هلال شيعي كرد و عربستان سعودي ادعا مي‌كند، ايران در صدد تغيير جغرافيايي مذهبي منطقه‌ است و مصر شيعيان را متهم به وفاداري به ايران به جاي پايبندي به منافع كشورهاي متبوعشان كرده است.اين نگراني كه گويا در طول جنگ لبنان و پس از آن جدي‌تر شده، مايه دلمشغولي رژيم‌هاي حاكم عرب گرديده است و به نظر مي‌ر‌سد ايالات متحده سعي دارد جمهوري اسلامي ايران را هم از اين منظر تحت فشار قرار دهد.
يكي از دلايل نامگذاري سال 1386 به نام «انسجام اسلامي» ناظر بر چنين شرايطي است. جمهوري اسلامي ايران در مواجهه با چنين پديده‌اي سياسي خود را در چارچوب «تنش‌زدايي» و در راستاي «انسجام اسلامي» سمت‌گيري كرد و در صدد اعاده و بازسازي روابط خود با كشورهاي عربي بر آمد. بنظر مي‌رسد كه ايران و عربستان و حتي ساير كشورهاي اسلامي بايد از خطر ايجاد اختلافات فرقه‌اي خودداري كنند. چون دامن زدن به كشمكش‌هاي فرقه‌اي منافع همه را تهديد مي‌كند و قطعا سود چنين اختلافات را رژيم صهيونيستي و ايالات متحده خواهند برد.

اوضاع لبنان:


به نظر مي‌رسد، وضع حزب‌الله در لبنان پس از جنگ با دشواري‌هايي روبرو شده باشد. در حالي كه گروه مخالف دولت در صدد تجديد نظر در ساختار كنوني قدرت در لبنان است، غرب به دنبال خلع سلاح حزب الله و نابودي آن مي‌باشد. اگر چه لبنان اهميتي به اندازه عراق براي ايالات متحده ندارد اما از آنجا كه چنين كشوري در همسايگي رژيم صهيونيستي قرار دارد،داراي اهميت زيادي است. از سوي ديگر قدرت‌هاي رقيب منطقه‌اي نيز تلاش دارند تا نفوذ حزب الله را كاهش دهند. اين كاهش نفوذ گذشته از آن كه مي‌تواند منجر به كنترل ايران گردد، مي‌تواند به ايجاد فضاي مناسب‌تري براي صلح اعراب با اسرائيل منجر شود. از اين منظر ، تحولات لبنان براي جمهوري اسلامي ايران كليدي است.

روند صلح خاورميانه:


ايالات متحده به همراه برخي از كشورهاي منطقه پس از جنگ 12 جولاي لبنان در سال 2006 ،تلاش‌هايي را براي صلح در خاورميانه آغاز كرده‌اند. آن چه در اين روند احتمال دارد براي ما تهديدزا باشد، تلاش اعراب براي ورود سوريه به روند صلح خاورميانه است. اعراب از اين منظر به دنبال اين هدف هستند تا سوريه را از انزوا خارج كنند. استدلال اين كشورها بر اين پايه استوار است: پيشرفت هرگونه روند صلح و توافقي بين اعراب و رژيم صهيونيستي بدون سوريه امكان‌پذير نيست، با خروج سوريه از انزوا، اين كشور مسئوليت و تعهد بين‌المللي را پذيرا خواهد شد و در نتيجه به ائتلاف و اتحاد خود با ايران پايان خواهد داد. با ورود سوريه به اين روند ائتلاف سه گانه ايران- سوريه- حزب الله از هم فرو خواهد پاشيد. نفوذ ايران در لبنان، فلسطين و منطقه كاهش خواهد يافت و امكان خلع سلاح حزب الله ميسرتر مي‌باشد.
سفر پلوسي به دمشق را بايد در اين چارچوب ارزيابي كرد.

 

* پس از بحث درباره چالش‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي ، درباره تهديدات و چالش‌هاي داخلي نيز توضيح دهيد؟

 

در بحث تهديدات داخلي شرايط متفاوت است و با چالش‌هاي گوناگوني روبه‌رو هستيم.در يك تقسيم‌بندي كلان اين تهديدات در دو لايه نخبگان فكري سياسي و قوميت‌ها كه هركدام زيرمجموعه‌هايي دارند ، برنامه ريزي شده است.تحركاتي مثل جنبش‌هاي كارگري و زنان از اين جا منشا مي‌گيرد.مسائل قوميتي هم كه بخشي از آن در داخل و بخش عمده‌ آن در خارج انجام مي‌شود.در واقع چالش‌هاي قومي - فرقه‌اي ، كه مي‌تواند اتحاد ملي و يكپارچگي كشور را تحت تاثير قرار دهد. گسترش دامنه تحريم‌هاي بين‌المللي و افزايش نارضايتي داخلي شكاف دولت مليت گرچه تهديدات روز به روز بيشتر مي‌شود ولي توان ملت ما و قدرت و نفوذ آن هم در داخل و هم خارج افزايش مي‌يابد.گسست بين ‌مردم و حاكميت در حوزه‌هايي اتفاق مي‌افتد كه به عموم مردم مربوط مي‌شود مثل معيشت مردم و كالاهاي اساسي و مسكن اگر چه بعدي اقتصادي در دارد ولي مي‌تواند تلقي ناكارآمدي از حاكميت را القا كند.بيكاري و تورم: بحران‌هاي كه براي جامعه عموميت داشته باشد بتواند شكننده باشد و مقام را آسيب‌پذير كند.هر چند به مواردي چون نفوذ پذيري مرزهاي ايران در غرب و شرق كشور نيز مي‌توان اشاره كرد.

 

*با توجه به مطالبي كه مطرح كرديد، آيا در مركز بررسي‌هاي استراتژيك ، اقدامات ، مطالعات و يا سياست‌هايي براي كمك به دولت جهت مقابله با اين تهديدات انجام شده است؟

 

اين مركز به دليل وظايفي كه دارد، تمامي مسائلي كه به لحاظ استراتژيك براي كشور مهم باشد ، بررسي خواهد كرد و كارشناسان مركز به تجزيه و تحليل خواهند پرداخت.در همين راستا براي اولين بار سند امنيت ملي كشور در اين مركز تدوين شده است و به‌زودي جهت تصويب تقديم هيات دولت خواهد شد.در اين سند كه كشورهاي معدودي در جهان از آن بهره مي‌برند ، وضعيت كشور در شرايط فعلي ،‌آينده و چالش‌ها و تهديدات و راه‌هاي مقابله و برون رفت از آنها اشاره شده است.
 

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS
حاج محمد کوثری