| یادداشت های مهرپویا همت پور |
خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد قادمون
|
درباره وبلاگ
![]()
بازديد كننده گرامي.
از اينكه به اين وبلاگ ابراز لطف نموده ايد سپاسگذارم. اين وبلاگ متعلق به اينجانب مهرپويا همت پور مي باشد . اخباري كه از سايت هاي ديگري اقتباس گرديده اند صرفا جهت بهره برداري قانوني و شرعي شما مي باشد.كليه حقوق يادداشت ها و مقالات و اخباري نيز كه با نام بنده در اين وبلاگ قرار دارند نيز منحصرا متعلق اينجانب بوده و هر گونه استفاده بدون اجازه از آنها غيرقانوني و قابل پيگرد مي باشد. نظرات سازنده شما پله موفقيت اين وبلاگ است. لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب نظرات و انتقادات خود را در وبلاگ اعلام فرماييد. پیوندهای روزانه
مهندس آبشناس
سید عبدالمجید زواری الفاتح سریر × صبح× فطرس×محمودکریمی× حماقت نوشته ها کنیزان حضرت زهرا ضد صهیون آیت الله نوری همدانی آیت الله جوادی آملی آیت الله صافی آیت الله فاضل لنکرانی آیت الله سیستانی کربلا و نجف تمام پیوندها پیوندها
حزب الله لبنان
شهید مهدی آنیلی مجله بین المللی تهران روایت فتح انصار نیوز روزنامه کیهان باشگاه اندیشه شهید مطهری ایران کاریکاتور استاد حسين انصاريان صبح جامعه شيعيان امريكا موسسه اسلامي نيويورك مركز اسلامي انگليس جنبش عدالتخواه دانشجويي علامه حسن زاده آملي دکتر محمدحسن قدیری ابیانه دکتر حسن عباسی مركز اسناد انقلاب اسلامي اخبار الف پژوهشكده مطالعات راهبردي حميد داوود آبادي موعود نظارت مردمی مردمیار مبارزین رجا نیوز مناظرات مهرپویا همت پور و دگر اندیشان خاطرات یک عضو بریده از سازمان منافقین حمید داود آبادی گروگانها پاره های پولاد شهید "مصطفی مازح" راشل کوری مصلوب خاطرات جبهه پایگاه اطلاع رسانی جامع دفاع مقدس (ساجد) سهیل کریمی :: قالب ساز :: طراح قالب
|
رحمت خدا بر سيد مرتضي آويني.امسال بعد از گذشت چهارده سال از شهادت آقا سيد امسال براي من بسيار ملموس تر بعد از اين كه يك عاشوراي فكه را با بچه هاي دانشجو درك كرديم و يك سفر راهيان نور ايام عيد.
آن جا تازه پي بردم كه چرا سيد مرتضي آويني كه هم يك نقشه كش خوب بود، هم يك متن نويس خوب بود، يك فيلم بردار خوب بود،هم كارگردان خوب بود.هم يك نقاش خوب، هم مترجم بود، هم به زبا عربي و هم انگليسي.اما اين آدم چرا دست به دوربين شد؟مي توانست يك آرپيچي زن خوب شود.مي توانست يك تك تيرانداز خوب باشد.يك تخريب چي خوب.امسال فهميدم كه چرا اين كار را انتخاب كرد.كه در شرايطي به سر مي بريم كه عمدا هم تاريخ جنگ و هم جغرافياي جنگ به لجن كشيده شده است. يعني او دقيقا مي دانست كه آثار دفاع مقدس را شخم مي زنند.حضرت روح الله در پيامي تاكيد موكد داشتند كه مناطقي را نگه داريد.اما ما چه كرديم و چه بهتر كه بگوييم چه كارهايي كه نكرديم. مي دانست كه اين اتفاق مي افتاد. دژ در خرمشهر بر اثر عمليات بازسازي شخم زده شد و تمامي تانك هاي آن در كارخانه نبرد اهواز ذوب شد. در سنندج باشگاه افسران، باشگاهي كه در آنجا پانزده روز در محاصره بوديم و جنگيديم، در و ديوار آن را كه هنوز آثار جنگ و مرمي ها در آن بود با بلدوزر تخريب كردند و روي آن ساختماني بنا كرده اند به نام مركز حفظ ارزش هاي دفاع مقدس(!) آويني مي دانست كه به جاي اين كه با آرپيجي تانك بزند كه امروز هيچ آثاري از آن ها باقي نماند كاري كرد كه امروزه كاروان هاي راهيان نور به مناطق جنگي راهي شوند. شهيد آويني پيشنهاد داده بود كه از خانواده هاي شهداي قتلگاه فكه كه استخوان ها آن جا باقي بمانند تا هر ساله آن جا عاشورايي به پا شود. سيد مرتضي مي توانست در شهرك سينمايي برود و به ساخت فيلم مشغول شود.اما مي دانست كه امروز از 1300 صفحه در كتاب هاي درسي متوسط از دو تا چهار برگ در باره دفاع مقدس است.وقتي بهترين ساعت ها را براي ترش و شيرين،چيپس و خيار شور مي گذاريد،در شرايطي كه هنوز بچه هاي جنگ هستند و كار مي كنند بهترين تصاوير را از لبنان مي گيرند در بد ترين ساعات پخش مي كنند.ما هنوز دچار آن بحران در قصه خنجرو شقايق هستيم علي رغم تمام مشكلات و معظلات. من نمي دانم چه كسي مي خواهد جلوي تخريب تاريج و جغرافياي دفاع مقدس را بگيرد؛ علي رغم آن كه همه آن ها نيز عزيزان و رفقاي ما هستند. پيتزا فروشي در شلمچه درست كرده ايد. سيستم دالبي كه گذاشته ايد با هزينه هاي فراوان تا ايجاد صداي واقعي شود تا خواهران دلشان بلرزد(!) با اين مسائل اين قدر عوامانه برخورد نكنيد. ما متاسفيم كه در اين شرايط بحراني و دشمن شناسي در همين فرمايش اخير حضرت آقا كه اشاره به دشمن شناسي داشتند عزيزان همان طور در حال خودشان هستند . كار به جايي رسيد كه فشن اسلامي نشان دادند. بعد آقاي ضرغامي نارحت هم مي شوند. فاين تذهبون آقاي ضرغامي. روز اول كه شما روي كار آمديد گفتيد كه جلوي اين تبليغات را خواهي گرفت.روز پنجم گفتيد، اينان تراس هايي پشتشان خوابيده است تا ده سال. نتوانستي حتي يك مفسده را مقابله كني. امروزه جوانان مشتاق شنيدن روايت هاي دفاع مقدس هستند. هر كجا كتابي در باره دفاع مقدس است به سراغ آن مي روند و راهيان نور نيز هر ساله با استقبال بيشتري رو به رو مي شود و به دنبال راوياني هستند كه از جنگ براي آن ها بگويد. آقاي ضرغامي! اصلا به اين صورت نيست كه برنامه هاي دفاع مقدس مخاطب نداشته باشد. از محاصره يك ساله آبادان حتي يك مستند ساخته نشده است. سيد مرتضي يادت مي آيد كه گفتي كار فرهنگي يارانه پذير است؟ بعد از شهادت تو رفتند آقايان راهي را كه رفتند! يكي رفت كارخانه وينيستون را بخرد. يكي رفت سفره خانه سنتي راه انداخت. يكي جوراب استارلايت زد تا با پول اين ها كار فرهنگي مستقل انجام دهند. بايد چو عمر قرن هايي سر بيايد تا مثل يك آويني ديگر بيايد تشكر از همه شهيدان.تشكر از شهيد صياد شيرازي كه همين راه را رفت تا لايه هاي ديگر جنگ را براي شما بگويد كه چرا در فكه شكست خورديم. اللهم اياك نعبد و اياك نستعين
دبيرکل حزب الله لبنان گفت : نمونه مقاومت اخلاقي و ديني لبنان را کمتر در طول تاريخ مي توان مشاهده کرد .
به گزارش شبکه المنار ، سيد حسن نصرالله درسخناني تلويزيوني به مناسبت روز مقاومت و آزادي پس از درود و سلام به پيامبر ص و اهل بيت پاک و مطهرش و همچنين تبريک روز مقاومت و آزادي به مردم و يادآوري دستاوردهاي شهدا و فداکاري هاي آنان افزود : متاسفانه اوضاع لبنان مانع از ديدار مستقيم با مردم شد و اين سخنراني تلويزيوني که به صورت مستقيم پخش مي شود در واقع تلاشي براي جبران اين امر است . نصرالله در ادامه خداوند متعال را به سبب پيروزي هاي پي در پي شکر گفت و افزود : برادران و خواهران من در روز مقاومت و آزادي احساس افتخار مي کنم اما به سبب اوضاع کنوني در لبنان و فلسطين از جمله غزه و همچنين اوضاع عراق جاي شادي و خوشحالي به اين مناسبت خاليست . به روان شهدايي که اين پيروزي را براي ما به ارمغان آوردند به خصوص سيد عباس موسوي و شيخ راغب حرب درود مي فرستيم . نصرالله ادامه داد: بدون شک روز بيست و پنجم ماه مي دو هزار شاهد پيروزي بزرگ بر دشمن صهيونيستي بود که همه دنيا از جمله رهبران سياسي و نظامي دشمن و نيروهاي سياسي و مردمي آن به اين شکست اعتراف کردند اما متاسفانه حق اين پيروزي آنطور که بايد و شايد ادا نشد . وي افزود : در اين مناسبت مي خواهم درباره سه موضوع صحبت کنم که يکي از آن ها به شخصيت و ويژگي مقاومت و مساله دوم به ورود حزب الله به حيات سياسي لبنان در دو سال گذشته مربوط است مساله سوم نيز به حوادث اخير در لبنان و پيامدهاي آنان در اين کشور و موضع ما در قبال آن مربوط مي شود . نصرالله درباره مساله اول يعني شخصيت مقاومت و ويژگي هاي آن پرداخت و ادامه داد : جنبه نظامي مقاومت در لبنان و توانايي آن براي برنامه ريزي و عملکرد خوب در ميدان معروف است اما تعهد يکي ازاصلي ترين ويژگي هاي مقاومت است . ما در لبنان در برابر مقاومتي متعهد قرار داريم . منظور من تعهد انساني ايماني اخلاقي و ملي است . بازپس گيري اراضي اشغال شده لبنان و راندن اشغالگران از آنجا و آزاد کردن اسرا از نظر مقاومت مساله اي مقدس و واجبي ديني و ملي و اخلاقي است به همين سبب مقاومت در عمليات خود بر حفظ جان مردم وجلوگيري از ريخته شدن خون آن ها تاکيد فراواني دارد . وي ادامه داد : اصل مقاومت براساس فرسايش مبتني است و اين امر به زمان زياد نياز دارد تاکيد مقاومت بر حفظ جان مردم بر عملکرد و عمليات آن تاثير مي گذارد . مقاومت حتي بر حفظ جان خانواده هاي مزدوران نيز تاکيد دارد و ماجراي کشتن مزدور معروف عقل هاشم از آن جمله است که به سبب تاکيد بر خودداري از آسيب رسيدن به خانواده اش کشتن وي ماه ها به تعويق افتاد . نصرالله در ادامه به برخي ديگر از اقدامات مقاومت براي خودداري از آسيب رساندن به بي گناهان اشاره کرد و افزود : حتي مقاومت در انتخاب زمان و مکان عمليات خود نيز اوضاع مردم و تعطيلي ها و مناسبت ها و حضور بچه ها در مدارس را مد نظر قرار مي داد . دبير کل حزب الله لبنان رسيدگي به خانواده هاي شهدا و مجروحان و خانواده هاي آنان و تاکيد بر آزادي اسرا و دادن غرامت به خسارت ديدگان از تجاوزات روزانه و تاکيد بر برقراري ارتباط با همه مردم از جمله ديگر اقدامات مقاومت است . نصرالله پس ازاشاره به ويژگي هاي مقاومت و عملکرد آن واخلاقي خواندن مقاومت لبنان ومتمدنانه دانستن آن به توجه حزب الله به مسائل داخلي لبنان پرداخت و افزود : درماه مي دوهزار درسخناني دربنت جبيل به وضوح آن پيروزي را به همه ملت لبنان و در درجه اول به ملت مظلوم فلسطين هديه کردم و گفتم ما از هيچ کس پاداش نمي خواهيم و براي کاري که کرديم هيچگونه بهايي طلب نکرديم و گفتيم کاري که کرديم وظيفه ما بوده است . ما نمي خواستيم از اين پيروزي که به دست آورده بوديم در داخل لبنان بهره برداري کنيم حتي برخي کارشناسان و ناظران و سياستمداران ما را به سادگي و کم تجربگي سياسي متهم کردند . نصرالله ادامه داد : در طول سال هاي گذشته اوضاع داخلي لبنان را دنبال مي کرديم و با ان همراه بوديم و از اوضاع داخلي بيگانه و نا آگاه نبوديم اما تلاش اصلي ما حتي پس ازبيست وپنجم ماه مي دو هزار آمادگي براي روزي بود که معتقد بوديم خواهد رسيد زيرا صهيونيست ها مدت زيادي در برابر شکست خود ساکت نمي نشينند و تحمل نمي کنند بنابراين ما مشغول بررسي رفتار و کردار و طرح ها و برنام هاي آن ها بوديم به همين سبب عملکرد ما در سياست داخلي در فاصله دو هزار تا دو هزار و پنج مثل دوران پيش از سال دو هزار بود تا اين که لبنان وارد مرحله جديدي شد . حزب الله دقيقا در چهاردهم فوريه دو هزار و پنج وارد سياست شد روزي که زلزله اي بزرگ اين کشور کوچک را لرزاند و جنايتي بزرگ که به کشته شدن شهيد رفيق حريري و شماري از شهروندان لبناني انجاميد اتفاق افتاد بدين ترتيب گويا لبنان وارد تونل تاريکي شد که پايان آن معلوم نيست . دبيرکل حزب الله ادامه داد : در آن زمان حزب الله به اين نتيجه رسيد که وظيفه ما ايجاب مي کند با همه پشتوانه سياسي و مردمي خود که مقاومت آن را براي ما به وجود آورده بود با قدرت وارد صحنه شويم علت حضور ما در صحنه سياسي احساس انجام وظيفه بود نه اينکه ما منفعل شده باشيم يا براي سرگرمي به اين کار روي آورده باشيم زيرا به نظر من مقاومت و مبارزه با اسرایيل پاک تر و شريف تر ومقدس ترکار سياسي درلبنان است زيرا متاسفانه نصرالله گفت : ما براي کمک به نجات کشورمان از خطري که از همه سو آن را تهديد مي کرد به صحنه آمديم . آمديم تا سخن حق بگوييم حتي اگر گفتن آن دشوار باشد خيلي ها به خاطر لبنان فداکاري کردند و ما هم از جمله کساني هستيم که فداکاري هاي زيادي براي اين کشور کرديم . بنابراين حزب الله نمي تواند براي آزاد کردن لبنان از اشغال اسرایيل اين همه شهيد بدهد و سپس لبنان را به حال خود و در برابر وزش طوفان ها رها کند مساله آزادي استقلال ، عزت ، حاکميت وکرامت به هم گره خورده اند وتفکيک ناپذير هستند و هر جا اين مسائل مطرح باشد وظيفه ماست که حضور داشته باشيم ما بر اساس همين احساس مسووليت وارد حيات سياسي لبنان شديم وحجم مسووليت را احساس کرديم . وي ادامه داد : از همان لحظه اول اولويت هاي ما روشن بود ما مي خواستيم لبنان را از هرگونه فتنه داخلي که اتهامات بي رويه پس از ترور شهيد رفيق حريري موجب آن مي شود دور نگه داريم اتهامات زيادي در اين خصوص مطرح شد و حتي برخي سعي کردند بگويند شيعيان حريري را کشتند تا فتنه اي بين شيعيان و اهل تسنن ايجاد کنند . نصر الله در ادامه گفت : ما همچنين مي خواستيم از هرگونه نزاع بين سوريه و لبنان به سبب فضايي که پس از ترور حريري ايجاد شده بود جلوگيري کنيم و اجازه ندهيم به سبب اين فضا اقداماتي شتابزده اتخاذ شده و سوريه به دست نصر الله افزود : ما همچنين نگران فروپاشي حکومت در نتيجه تحولات داخلي بودين بنابراين حفظ حکومت و نهادهاي ان از جمله ارتش لبنان از جمله اصول ثابتي بود که بر ان تاکيد داشتيم نظر ما هميشه اين بوده و هست که ارتش لبنان ضامن اصلي صلح داخلي و ثبات و وحدت داخلي و بقاي دولت در لبنان است به همين سبب در دو سال گذشته تاکيد داشتيم ارتش وارد منازعات سياسي داخلي لبنان نشود حتي اگر اين منازعات به ضرر ان باشد کنار گذاشتن همه اختلافات گذشته و دعوت به گفت و گو و اعلام آمادگي براي گفت و گو از جمله مسائلي بود که بر آن تاکيد زيادي داشتيم حمايت از مقاومت لبنان که از لبنان حمايت مي کند از ديگر اهداف ورود ما به حيات سياسي لبنان بود . نصرالله گفت: حزب الله با اين پيش زمينه قدرتمندانه وارد حيات سياسي لبنان شد و هدف ان احراز کرسي هاي پارلمان يا کابينه نبود چه رسد به اينکه هدف حزب الله آن طور که برخي مي گويند تحت سلطه گرفتن حکومت و برقراري نظام ولايت فقيه باشد . نصر الله ادامه داد: نتيجه گيري ما اين بود که طرف ديگر نمي خواهد واقعا مشارکت واقعي داشته باشد و بر ناديده گرفتن نيروهاي سياسي اساسي در کشور اصرار مي ورزد و مي کوشد آن ها را از مشارکت در اداره امور کشور دور کند . بدين ترتيب احساس کرديم لبنان دچار مشکل شده است اما با اين وجود کوشيديم مسائل را سر ميز مذاکره حل کنيم . سيد حسن نصر الله در ادامه با اشاره به اسارت دو نظامي اسرایيلي در سال گذشته و جنگ اسرایيل بر ضد لبنان که پس از ان اتفاق افتاد و سخنان و تحليل هايي که درباره اين جنگ گفته شد افزود : جنگ با پيروزي ما به پايان رسيد و ديديم که هريک از گروه ها پس از جنگ چه در خصوص پيروزي يا بازسازي و کمک به خسارت ديدگان يا ديگران يا در خصوص مسائل حساس کشور که به مشارکت و توافق نياز دارد چگونه عمل کردند پس از جنگ حزب الله چه جرمي مرتکب شده بود ما خواستار تشکيل دولت وحدت ملي شديم همه جرم ما همين بود اخيرا شنيدم برخي اعضاي گروه ديگر گفته اند مسوولان حزب الله در خلال جنگ آن ها را به خيانت متهم کرده اند . من گروه چهاردهم مارس يا فوريه را در خصوص اينکه خودم يا هر يک از مسوولان حزب الله در خلال جنگ کسي را در لبنان به خيانت مرتکب کرده باشند به چالش مي طلبم به هيچ وجه چنين اتفاقي نيفتاده است زيرا همه سخنان ما مبتني بر اصل همبستگي بوده است . نصر الله گفت : ما به طرف مقابل اعلام کرديم که صرف نظر از جنگ و موضع ما و ارزيابي آن ها از جنگ مساله لبنان هيچ راه حلي جز دولت وحدت ملي ندارد وقتي ما از دولت وحدت ملي سخن گفتيم منظور ما اين نبود که وزراي حزب الله يا امل زياد شود بلکه مي خواستيم ديگر نيروهاي سياسي نيز در آن شرکت کنند تا مشارکت واقعي تر باشد زيرا پس از جنگ لبنان در برابر مسائل مهمي قرار داشت و صحبت ما اين بود که کشور را بازسازي و آباد کنيم حتي من گفتم دولت وحدت ملي را تشکيل دهيد حزب الله در اين دولت وزارت نمي خواهد دولت وحدت ملي را تشکيل دهيد تا مشارکت واقعي باشد . نصرالله ادامه داد : ما هنوز به مسووليت هاي ملي خود در لبنان پايبند هستيم و هيچ چيز اعم از تبليغات و رسانه هاي داخلي و منطقه اي بين المللي نمي توانند اراده ما را سست کنند بلکه ايمان و يقين ما را به وظيفه اي که بر عهده داريم بيشتر مي کنند کاري که ما انجام مي دهيم . نصرالله بر همراهي با همه ملي گرايان و دوستداران وطن در لبنان براي بذل تلاش جهت حفظ کشور و استقلال و حاکميت و آزادي و وحدت و صلح ان تاکيد کرد و افزود : ما در اين راه هيچ منصب و مقامي نمي خواهيم زيرا وظيفه خود را انجام مي دهيم تجربه به ما نشان داده است که اگر همکاري کنيم و وظيفه خودمان را صادقانه انجام دهيم همه موانع از پيش پاي ما برداشته مي شود و هيچ دري در برابر ما بسته نخواهد ماند . دبير کل حزب الله لبنان در ادامه سخنان خود به مناسبت روز مقاومت و آزادي در خصوص حوادث اخير لبنان در طرابلس و داخل و اطراف اردوگاه نهر البارد که هنوز هم ادامه دارد گفت : اين مساله بسيار حساس مهم و پيچيده پس چرا به اين سادگي حل نشده است لبنان امروز در برابر يک بحران جديد قرار دارد و همه مي گويند بياييد ببينيم چگونه همکاري کنيم تا کشورمان را از اين بحران جديد نجات دهيم . نصرالله با تاکيد بر اين که حل مشکلات کشور به تامل و صبر وبررسي و در نظر گرفتن همه پيچيدگي ها دارد گفت : ما با صدور بيانيه اي بر مواضع اصولي خود تاکيد کرده ايم تا اين مواضع روشن باشد نظر ما اين است که نصرالله در ادامه به اين اصول پرداخت و گفت: در درجه اول ارتش لبنان بايد حفظ شود ارتش لبنان اکنون مسئول امنيت و ثبات و وحدت ملي لبنان استاگر ارتش نبود ممکن بود در دو سال گذشته جنگ هاي داخلي و حوادث زيادي به وقوع بپيوندد که پيامدهاي خطرناکي به دنبال داشته باشد به همين سبب امروز همه لبناني ها اعم از موافقان و مخالفان صرف نظر از همه کشمکش هاي سياسي بايد ارتش را تنها نهادي بدانند که مي تواند امنيت و صلح و وحدت ملي را حفظ کند ارتش اخرين نهادي است که در اين شرايط سياسي وخيم براي ما باقي مانده است . دبيرکل حزب الله لبنان با تاکيد بر ضرورت حفظ ارتش لبنان و دفاع از آن افزود : دو مساله وجود دارد يکي اينکه هرگونه تعرص به ارتش لبنان يا نيروهاي امنيتي اين کشور از طرف هر کس که باشد محکوم است مساله ديگر اين که حفظ عظمت ارتش در واقع به منزله حفظ اين نهاد و نقش و ماموريت آن است . دبيرکل حزب الله لبنان در ادامه با اشاره به حوادث اخير در اردوگاه نهر البارد گفت : برخي گفتند بايد به اردوگاه حمله کرد و افراد مسلح گروه فتح الاسلام را نابود کرد اما آيا اين درست است که براي از بين بردن تعدادي از افراد به اردوگاهي که حدود چهل هزار فلسطيني در آن زندگي مي کنند حمله شود . نصرالله هرگونه ارتباط حزب الله با گروه فتح الاسلام را تکذيب کرد وبارديگر بر ضرورت توقف درگيري ها تاکيد کرد . وي به دخالت آمريکا در حوادث اخير شمال لبنان اشاره کرد و درباره دخالت اين کشور در لبنان هشدار داد و افزود: آمريکا به درخواست کسي که بعدا مشخص مي شود براي ارتش لبنان سلاح مي آورد ولي اين کار بسيار خطرناک نصرالله در ادامه به بخشي از سخنان جرج بوش ریيس جمهور آمريکا اشاره کرد و افزود : بوش چندين بار در سخنان خود درباره عراق گفته است وقتي عراق را به اشغال در آورديم و بر ان مسلط شديم القاعده را به عراق کشانديم تا در آنجا با آن مبارزه کنيم کدام يک بهتر است اين که اجازه دهيم القاعده در آمريکا به ما حمله کند يا اينکه جبهه اي ايجاد کنيم و القاعده را به آنجا بکشانيم تا در انجا با آن مبارزه کنيم . نصرالله ادامه داد : بنابراين بوش مي گويد يکي از اهداف وي از جنگ عراق از بين بردن القاعده بوده است تا آن را در آن جا از بين ببرد اما بهاي اين کار را چه کسي مي پردازد عراق و ملت اين کشور اند که بهاي اين کار بوش نصرالله گفت : آيا آمريکا مي خواهد لبنان را نيز به صحنه مبارزه خود با القاعده تبديل کند ؟ دبيرکل حزب الله لبنان اعلام کرد :اين کشور در دوره دشوار و خطرناکي قرار دارد و هيچ کس نمي تواند بگويد نخير اوضاع سياسي و امنيتي و اقتصادي خوب است . وي تشکيل دولت وحدت ملي متشکل از همه گروه هاي لبناني را بهترين راه براي حل مشکلات اين کشور دانست و افزود: اگر مي خواهيم کشور را نجات دهيم بايد بدانيم که اين کار کشور را نجات مي دهد . وي درپايان سخنان خود از خداوند خواست همه مشکلات و مصائب را از کشورش دور کند .
دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان در مصاحبه با يك هفتهنامه آمريكايي تحريمها عليه ايران را بيفايده خواند و تاكيد كرد ايران نيازي به غنيسازي با غناي بالا نميبيند چرا كه مبناي آن دستيابي به سوخت است.
لاريجاني در مصاحبه با "نيوزويك" كه روز گذشته در پايگاه اينترنتي اين هفتهنامه انتشار يافت به دفاع از برنامه هستهاي كشورمان، اتهامات آمريكا به ايران درباره دخالت تهران در عراق و افغانستان و ديگر مسايل پرداخت. متن كامل اين مصاحبه به شرح زير است: سوال: انتظار شما از نشستي كه قرار است اوايل هفته با خاوير سولانا [مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا] داشته باشيد، چيست؟ لاريجاني: من روز جمعه با آقاي البرادعي از آژانس بينالمللي انرژي اتمي ديدار خواهم داشت و روز بعد از آن نيز با آقاي سولانا. آنچه كه اساساً در نشست قبلي ما و آقاي سولانا مورد بحث قرار گرفت اين بود كه اقدامات دقيق كارشناسي درباره ايدههايي صورت گيرد كه تا آن زمان ارايه و مطرح شده بودند... مهم اين است كه منطق ايران حكم ميكند كه ما نظارت آژانس را بپذيريم.» سوال: همانگونه كه ميدانيد مذاكرهكنندگان اروپايي و آمريكايي از اظهارات اخير البرادعي ناخشنود هستند چرا كه وي اينگونه مطرح كرد برنامه غنيسازي ايران به قدري پيشرفت داشته كه غرب مجبور است به ايران اجازه دهد برخي از ظرفيتها را حفظ كند. به نظر شما آيا البرادعي در اين رابطه از ايران جانبداري كرد؟ لاريجاني: تنها آقاي البرادعي به امر تاكيد نداشته است. متفكران و انديشمنداني وجود دارند ...كه متمايل به اين رويكرد هستند حتي در داخل آمريكا ... اعتقاد داريم كه ما بايد حق خود را از طريق معاهده منع گسترش هستهاي كسب كنيم. ما باور داريم كه كسي نبايد به سوي ساخت بمب منحرف شد... اكنون از شما سوال ميكنم كه از زمان اجراي معاهده منع گسترش هستهاي (انپيتي) تاكنون [از دهه 1970] آيا كشورهاي داراي سلاح هستهاي اين تسليحات را نابود كردهاند؟ آيا اكنون صحبتهايي از ساخت نسل جديد تسليحات هستهاي به گوش نميرسد كه آمريكاييها و انگليسيها در حال توسعه و ايجاد آن هستند؟ كشورهايي كه هماكنون سلاح هستهاي ساختهاند مانند هند و پاكستان آيا انپيتي را پذيرفتهاند؟ ما دوست داريم تا در چارچوب انپيتي فعاليت كنيم. لاريجاني: ما همواره از نقش فعال آژانس در اين مورد حمايت كردهايم ... ما كاملاً اميدواريم و همواره با آژانس در تماس هستيم. ما مشكلي با آژانس نداريم. ما از نظارت، بازرسيهاي آژانس استقبال ميكنيم و دوربينهاي آنها در مراكز ما فعال هستند. لاريجاني: ما مشكلي در تاسيسات غنيسازي اورانيوم نطنز نداريم. آنها ميتوانند نظارت خود را داشته باشند. آنها ميتوانند بازرسيهاي خود را داشته باشند. حتي در بخشهايي كه ما تزريق مواد را انجام ميدهيم نيز آنها ميتوانند بر مواد نظارت داشته باشند.» لاريجاني: ما اساساً نميتوانيم عقلانيت نهفته در اين تقاضا را درك كنيم. براي ما مهم است كه بدانيم آيا ديگر طرفهاي مقابل ما ... تمايل دارند كه درباره تعليق تحريمها حرفي به ميان آورند. اگر تمايل دارند ببينند كه ما انحرافي به سمت تسليحات نداشتهايم ما آمادهايم، تضمين دهيم.» لاريجاني: بگذاريد فرض كنيم كه آنها تمايل داشته باشند به اين روند وارد شوند. فايده آن چيست؟ آيا دو قطعنامه پيشين مانع فعاليتهاي ما بوده است؟ آنها ميتوانند قطعنامه ديگري تصويب كنند و ما نيز ميتوانيم گام بلند ديگري [در برنامه هستهاي] برداريم. بنابراين آنها نميتوانند مسئله برنامه هستهاي ايران را حل كنند. ضربالمثلي در زبان فارسي است كه ميگويد "وقتي ميتوان گرهاي را با دست باز كرد چرا بايد با دندان باز كرد"؟ لاريجاني: آن را در زمان مقتضي اعلام خواهيم كرد. لاريجاني: زماني كه اين گام برداشته شد، اعلام ميكنيم. لاريجاني: به نظر من آمريكاييها گام در روندي اشتباه گذاشتهاند و اين دروغها...دير يا زود برملا خواهند شد. شما ميدانيد كه چه كسي طالبان را ايجاد كرد. اساساً كشورهايي كه دوست آمريكا به شمار ميروند. عقلانيت نهفته در اين كار چيست؟... برخي از اعضاي ناتو پشت پرده طالبان را تامين ميكنند. ميتوان ردپاي اين فعاليتها را در ولاياتي چون "اروزگان" و "هلمند" افغانستان مشاهده كرد. لاريجاني: اگر مسايل را يك دور بازنگري كنيد به پاسخ صحيح دست خواهيد يافت. آمريكاييها از اين امر آگاه هستند دولت افغانستان نيز همينطور. اين اتهامات صد درصد دروغ هستند. ما هيچ ارتباطي با طالبان نداريم. اكنون درباره عراق نيز اين سوال مطرح است كه آيا شبهنظاميان شيعه بودند كه حرم سامراء را منفجر كردند؟ آيا انفجارها و خشونتها در بغداد كار شيعيان است؟ چرا ديگر كشورهاي منطقه اين كار را نكنند؟ ما از قانون اساسي عراق حمايت كرديم. ما از مجمع ملي حمايت كرديم. ما از دولت دموكراتيك عراق حمايت كرديم و به نظر ما ميرسد كه ديگر كشورها و رفتار و منش آمريكاييها اين هرج و مرج را ايجاد كرده است. لاريجاني: دو نكته در اينجا وجود دارد. اول از همه اين است كه ناآرامي در امتداد مرزهاي ما و همسايگانمان به ما فشار وارد ميكند. حدود دو ميليون و نيم آواره افغان در ايران حضور دارند. اين بار سنگيني به دوش دولت و ملت ايران است ... اگر اوضاع عراق وخيم شود آنگاه سيل عظيمي از آوارگان به مرزها سرازير خواهند شد. ما هماكنون 500 هزار آواره عراقي داريم. دوم اين كه ايران نشان داده كشوري مسئول است. ما به دنبال ماجراجويي نيستيم و يك قدرت آرام و صلحطلب در منطقه هستيم. لاريجاني: وضعيت اين دو قضيه كاملاً متفاوت است. ما از حزبالله و حماس حمايت ميكنيم. اين امر درست است اما اين دو گروه گروههاي ترويستي نيستند. آنها دو گروهي هستند كه از سرزمين خود دفاع ميكنند. لاريجاني: آمريكاييها با اين اقدام تنها خودشان را در مقابل مردم فلسطين قرار ميدهند. آيا آمريكاييها از حمايت خود از عباس شاهد معجزهاي بودهاند؟ ما همواره گفتهايم كه حماس به عنوان يك جنبش مردمي از حمايت ما برخوردار است. لاريجاني: خير ما هرگز هيچگونه حمايت تسليحاتي ارايه نكردهايم. تنها حمايت مالي از دولت حماس كردهايم. لاريجاني: آنها دروغ ميگويند. لطفاً اين اطلاعات را در اختيار ما قرار دهند. آيا براي همه فعاليتهاي تروريستي كه در عراق انجام ميشوند مدركي وجود دارد كه نشان دهد ما در آن دست داشتهايم؟ گروههاي مختلف شيعه، سني و كردها در عراق وجود دارند كه با ما در تماس هستند. براي آن دليل وجود دارد. زماني كه صدام در قدرت بود آمريكاييها بطور كامل از وي حمايت ميكردند. ما نيز از اين مردم در برابر صدام حمايت كرديم. جلال طالباني [رئيس جمهوري افغانستان] و مسئود بارزاني [رئيس منطقه كردستان عراق] از سوي ما حمايت شدند. عشاير سني از حمايت ما برخوردار بودند. مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق از سوي ما حمايت شد. كدام يك از آنها در تروريسم دست دارند. در همه استانهاي همجوار ما در شرق و جنوب عراق فعاليت تروريستي انجام نميشود. فعاليتهاي تروريستي بيشتر در غرب عراق است... اين اتهامات دروغ است و آنها ميدانند اين تسليحات از كجا ميآيد. لاريجاني: از آمريكاييها و از كشورهايي كه دوست آمريكا هستند سوال كنيد. لاريجاني: اين اردوگاهها در كجا قرار دارند؟ لطفاًاز آقاي ليبرمان سوال كنيد و آدرس اين اردوگاههاي آموزشي را به ما بدهيد ... اگر اين اردوگاهها در امتداد مرزها هستند آنگاه اين امر به ناامني در امتداد مرزهاي ما منتهي خواهد شد به نظر ميرسد آمريكاييها در چالهاي افتادهاند و مشغول عميقتر كردن اين چاله هستند. آنها بايد از اين چاله بيرون آيند. لاريجاني: خير. ما كاملاً آماده مذاكره در اين باره هستيم.
خبر، بسيار تكان دهنده بود.«حرم شريف امام هادى(ع) و امام حسن عسگرى(ع) هدف توطئه شوم تروريستها قرار گرفت و منفجر شد.»
خبرى كوتاه اما بسيار تكان دهنده و در عين حال اثرانگيز. تكان دهنده از آن جهت كه به راستى باورمان نشده كه چگونه هنوز عدهاى جانى در عالم وجود دارند كه چشم ديدن مشتى خشت و گل كه غريبانه در كنار جسم نورانى ائمه حق(ع) جمع شدهاند را نيز ندارند. اين جماعت بىشك وارثان خبيث حراميانى چون هارونالرشيدند كه قبر ارباب مظلوممان، حسين بن على(ع) را «شخم» زد!به خيال آنكه «يريدون ليطفئوانورالله بافواههم» لكن؛ چراغى را كه ايزد برفروزد هرآنكس پف كند ريشش بسوزد! و تاثرانگيز از آن روى كه شيعه را بين كه چقدر مظلوم است! پس از هزار و چهارصد سال گذر از جفاى به آلالله(ص) هنوز بايد مظلومانه شاهد هتك حرمت ايشان باشد. اما آنچه نگارنده را بر آن داشت تا دست به قلم شود، نه تاثر بود و نه تعجب. چه اينكه اين روزها تاثر و تعجبهاى انسانهاى وارسته زياد بوده و قلم همچو منى از بيان اين احساسات قاصر است. غرض از نگارش اين مقال بررسى علل «حقيقى» تجاوز به حريم عسگريين(ع) بود. 1- در اينجا خوب است مطلب را با طرح چند سوال آغاز كنيم و آن اينكه؛ چرا سامرا؟چرا كاظمين نه؟ چرا كربلانه؟ چرا نجف نه؟چرا سامرا؟ چرا دوبار سامرا؟! مگر در اين حرم كوچك چه رازى نهفته است كه حقد و كينه حراميان را برانگيخته است؟ كيست كه اين بينات تاريخ قرن روحالله را فراموش كند؟ جواب روشن است؛ «ما»!آنكه فراموش كرده است كه چه نيرويى جبهه قليل حق را بر خيل كثير باطل پيروز فرمود، خود مائيم! و الا دشمن بيدار است. دشمن مىداند كه دست ما به چه منبع نورانىاى از قدرت متصل است و ما خود نمىدانيم. «ارتش آمريكا طى چهار سال اشغال عراق 13 عمليات گسترده براى شناسايى و دستگيرى فردى به نام مهدى در استان صلاحالدين عراق انجام داده است!» و مركز استان صلاحالدين كجاست؟ «سامرا»! حالا كلاهمان را قاضى كنيم و ببينيم؛ما كه هنوز گرفتار خط و خال و ابروى حجت خدا بر عالميانيم (!) وجودش را بهتر درك كردهايم يا خصم جانى؟! كلاهمان را قاضى كنيم و ببينيم ما كه ساخت شانزده منارهى هر كدام يك ميليارد تومانى و صحنهايى با هزينههاى گزاف و سرسام آور بر فراز جمكران، اين تجلى خانه پيغمبران را پيگيرى مىكنيم، معناى «و نريد ان من علىالذين استضعفوا فىالارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين» را به حقيقت يافتهايم يا گرگان دار فناى انسانى؟! آرى، ما را اين همه چراغ هدايت بود و باز نفهميديم. اما براى دشمن جانى - اما هوشيار - يك اشارت بس بود. آنگاه كه پيشانىبندهاى «يامهدى(عج) ادركنى» بر جبين فرزندان روحالله بسته شد حراميان دانستند كه ماجرا از چه قرار است و از همان زمان عزم خود را جزم كردند تا نورى كه در آيندهاى نه چندان دور مصداق حقيقى «يملاءالارض قسط و عدل كما ملئت ظلم و جورا» است را از ما بگيرند. صدها عنوان پاياننامه با موضوع مهدويت در دانشگاههاى آمريكا، هزاران سايت اينترنتى ضد مهدويت، حمله به كشورهاى اسلامى، تهاجم گسترده به شيعيان در اقصى نقاط عالم، چاپ هزاران عنوان كتاب براى هجو مهدويت، اجير كردن برخى سياستمداران واداده در كشورهاى ظلم ستيزى همچون ايران و احمقانه تراز همه تهاجم كور به حرم شريف پدر بزرگوار حجتالله البالغه و سرداب مقدس امام عصر(عج) به گمان مضحك اختفاى مهدى موعود(عج) در آن! همه و همه حكايت از پروژهاى بزرگ براى محو مهدويت دارد. اما زهى خيال باطل كه «والله متم نوره و لوكرهالمشركون» و كلام آخر آنكه؛ بدا به حال امتى كه امام زمانش را نشناسد كه «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتةالجاهليه»!
پرسشهاي دوستداران امام موسی صدر در خصوص آخرين اخبار روند پيگيري ؛ سوالاتی ديرينه که هرگز پاسخي از دولتهاي آقايان خاتمي، هاشمي و موسوي دريافت نداشتند.
در پی حضور نخست وزیر کشور لیبی و دیدار ایشان با آقای دکتر احمدی نژاد ،مجمع دانشجویان حزب الله دانشگاه علم وصنعت ایران با طرح سئولات ذیل ،اعتراض وانتقاد شدید وتاسف انگیز خود را از عملکرد دولتمردان و نمایندگان مجلس و مسسئولان پی گیری مساله امام موسی صدر اعلام می دارد. ۱- امروز 28 سال از ربوده شدن امام صدر توسط رژيم قذافي ميگذرد. چرا جمهوري اسلامي ايران، حتي يک بار سفير ليبي در ايران را به وزارت امور خارجه احضار نکرده و نارضايتي ايران از عملکرد آن رژيم را رسماً بدان ابراز ننموده است؟ چرا جمهوري اسلامي ايران هنوز که هنوز است، رسماً اين پرونده را در محافل بينالمللي حقوق بشر مطرح نساخته است؟ مجلس هفتم در اين خصوص از وزارت خارجه چه پاسخي دريافت داشته است؟ آيا مجلس در اين خصوص قانع شده است؟ اگر چنين نيست چه اقدامي جهت رفع اين مشکل انجام داده است؟ ۲- مساله امام موسی صدر داراي ابعاد پيچيده امنيتي، سياسي و حقوقي است، که بعد امنيتي آن بر ديگر ابعاد غلبه دارد. وزارت اطلاعات کشور براي کشف حقيقت و تشخيص صحت و سقم دهها سناريوي موجود در خصوص چگونگي اختفاء امام موسی صدر چه کرده است؟ آيا پس از گذشت 28 سال، تصوير روشني از حقيقت ماجرا دارد؟ مجلس در اين خصوص از وزارت اطلاعات چه پاسخي دريافت داشته است؟ آيا مجلس در اين خصوص قانع شده است؟ اگر چنين نيست چه اقدامي جهت رفع اين مشکل انجام داده است؟ ۳- چرا دولت آقاي احمدينژاد در اين مقطع، نارضايتي خود از اصرار دولت ليبي بر استمرار جرم ربودن امام موسی صدر را به طرق متعارف ديپلماتيک ابراز نميدارد؟ آيا تباني اخير رژيم قذافي با برخي محافل قضايي ايتاليا در جعل سناريوي عزيمت امام موسی صدر به رم، کافي نيست تا مسئولان کشور را به عدم صداقت آن رژيم و ضرورت برخورد ديپلماتيک با آن متقاعد سازد؟ آيا «کميته پيگيري مساله امام موسی صدر» اين شيوه جمهوري اسلامي ايران در تعامل با رژيم رباينده امام موسی صدر را با «عزت ملي» و «مشي حسيني» سازگار ميداند؟ ۵- رژيم قذافي به سبب اهميتي که براي مساله امام موسی صدر قائل است، دومين شخصيت قدرتمند خود، يعني سيفالاسلام فرزند ارشد قذافي را متولي پيگيري آن ساخته است. در ايران چه کسي مسئوليت اصلي پيگيري پرونده امام موسی صدر را بر عهده دارد؟ آيا اين مسئول محترم، از يک جايگاه اجرايي معادل سيفالاسلام برخوردار است؟ بر اساس چه نشانههايي دل خوش داريم، که جمهوري اسلامي ايران همپاي رژيم قذافي، براي مساله امام موسی صدر اهميت قائل است؟
۶- عدم پيگيري موثر مساله امام موسی صدر توسط جمهوري اسلامي ايران، 28 سال تمام است که به طول انجاميده است. آيا ممکن است که ربودن امام موسی صدر و اين قصور طولاني مدت، اسباب و دلايل مشترک داشته باشند؟ به عبارت ديگر، آيا ممکن است که همان ارادهاي که عمليات ربايش را طراحي و اجرا کرد، از پيگيري موثر پرونده توسط ايران نيز ممانعت به عمل آورده باشد؟ اگر چنين است، براي شناسايي اراده مزبور و عوامل نفوذي آن در جمهوري اسلامي ايران، چه اقداماتي صورت گرفته است؟دولت و مجلس در اين خصوص چه پاسخي دارد؟ ۷- ايران و لبنان هر دو در بينالمجالس کشورهاي اسلامي عضويت دارند. با توجه به آنکه مساله امام موسی صدر مساله هر دو کشور است، و با توجه به اينکه غيبت امام موسی صدر از مشکلات جهان اسلام است، و با توجه به علاقمندي اغلب کشورهاي اسلامي بدان، و نيز با توجه به روابط تيره برخي کشورهاي مهم اسلامي چون عربستان سعودي با رژيم قذافي، مجالس ايران و لبنان چه برنامه مشترکي براي طرح اين پرونده در بينالمجالس کشورهاي اسلامي در نظر گرفتهاند؟ ۸- چرا مجلس يک هيئت تحقيق و تفحص تشکيل نميدهد تا اسباب و عوامل قصور 28 ساله جمهوري اسلامي ايران در پيگيري سياسي، حقوقي و امنيتي پرونده امام موسی صدر را شناسايي و به ملت و رهبري معرفي کند؟ ۹- دولت آقاي احمدينژاد و نيز مجلس هفتم، در راستاي تحقق بندهاي چهارگانه نامه تاريخي نخبگان به آقاي خاتمي در خصوص ضرورت ساماندهي روند پيگيري مساله امام موسی صدر چه قدمهايي برداشتهاند؟ دولت و مجلس کنوني چه اقدامات ويژهاي انجام دادهاند که در دوران موسوم به اصلاحات انجام نگرفته بود؟ ۱۰- مجلس هفتم و «کميته پيگيري مساله امام موسی صدر» چه سازکارهايي جهت تسريع و نظارت بر اقدامات دولت در راستاي پيگيري اين پرونده در نظر گرفتهاند؟
والسلام علی من اتبع الهدی
مصاحبه تخریبی سعید ابوطالب علیه سهیل کریمی با یکی از نشریات، تنش در روابط بین این دو یار همراه، را در پي داشته است.
پس از آنکه سعید ابوطالب مستند ساز دیروز و نماینده مجلس امروز در گفتگو به یک مجله هفتگی به تخریب شخصیت یار همراه خود در مساله گروگانگیری در عراق پرداخت، اینک سهیل کریمی تصمیم دارد تا لب به حقایقی درباره دوست شفیق خود بگشاید. ابوطالب در این مصاحبه در پاسخ به اینکه از سهیل کریمی همراهتان در گروگانگیری عراق چه خبر و چرا وارد دنیای سیاست نشد، گفته است: « سهیل کریمی از اول هم کشاورز بود و روی زمینی در شهریار کار می کرد. البته کار روزنامه نگاری هم می کرد. به تور ما خورد و رفتیم فیلم بسازیم که گرفتار شدیم.» وی سپس افزوده است: «اگر دیپلم داشت، نماینده می شد.» این دو دوست صمیمی که در سال 82 در جریان ساخت مستند در عراق توسط نظامیان انگلیسی به گروگان گرفته شدند، مدت چهار ماه و اندی را در زندان های دیوانیه، بغداد و ام القصر گذراندند تا سرانجام با فشار دیپلماتیک ایران در دوازدهم آبان 82 آزاد شدند. اما این آزادیف جدایی این دویار را به همراه آورد. تنش بین این دو مستندساز جوان، زمانی آغاز شد که بدرفتاری سعید ابوطالب با دیگر زندانیان ایرانی در اردوگاه ام القصر، حتی باعث کتک خوردن او توسط آنان شد. از آن پس ایرانیان دربند، از جمله سهیل کریمی رابطه خود را با اومحدود کردند، اگرچه به گفته کریمی، تنها این عامل باعث قطع رابطه با او نشد و دلایل دیگری هم در این میان نقش داشتند. وی در بخشی از اظهاراتش با اشاره به شخصیت دوگانه ابوطالب گفت: « رفتار او با آمریکایی ها در حین اسارت و پس از آن با هم متفاوت بود. ابوطالب پس از رهایی برای مظلوم نمایی بیشتر دروغ های عدیده ای را گفت که در فرصت مناسب به افشای آن خواهد پرداخت.» اما سهیل کریمی در واکنش به اظهارات اخیر ابوطالب در یک نشریه، گفت:«نقطه ضعف سعید این بوده که همواره در پاسخ به این سوال که چرا سهیل برای نمایندگی مجلس نامزد نشده، جهت کسب وجهه مثبت برای خود، دست به تخریب او، از قبیل کشاورز و کارگر و بی سواد و نابلد بودن در مساله روزنامه نگاری و فیلم سازی می زند.» وی همچنین افزود: « او تلاش کرده تا در همه موقعیت ها ثابت کند که کار درست را خود انجام داده است.» کریمی به طنز گفت: «سعید ابوطالب برای روشن شدن مدرک تحصیلی من می تواند هیات تحقیق و تفحص کمیسیون فرهنگی مجلس را فعال کند.» کریمی سپس در خصوص نسبت دادن کشاورز و کارگر به او گفت: « کشاورز و کارگر بودن یک ارزش در این کشور محسوب می شود که با توجه به اینکه هفتاد درصد مردم ما دارای شغل کارگری و کشاورزی هستند، گفته ابوطالب مصداق بارز توهین به این قشر زحمتکش بوده و دور از شان یک نماینده مجلس آنهم عضو کمیسیون فرهنگی است.» گفتنی است، در زمان برگزاری هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بحث های زیادی در خصوص کاندیدا شدن سعید ابوطالب به میان آمد و برخی از دوستان و همکاران او از اینکه وی از احساسات برای جلب رای مردمی استفاده می کند، به وی انتقاد داشتند.
وبلاگ مسعود ده نمکی به دلیل درج مطلب «حالا دیگر من یک فاحشه صنعتی ام» فیلتر شده است.
وبلاگ کارگردان فيلم اخراجی ها ازهفته گذشته در برخی از شهرستان ها و بخش هایی از تهران مسدود شده است. اگرچه مسوولان بخش فیلترینگ وزارت ارتباطات و فن آوری ارتباطات از این مساله ابراز بی اطلاعی می کنند اما شنیده ها از یک منبع آگاه حاکی است که مطلبی با عنوان «فاحشه صنعتی» دلیل اصلی فیلتر کردن این وبلاگ است. ده نمکی چندی پیش در وبلاگ شخصی خود، دردنامه یک دختر در بخش کامنت ها را با عنوان «حالا دیگر من یک فاحشه صنعتی ام» بدون دخل و تصرفی درج کرده بود. در این دردنامه، دختری وضعیت اسفبار خود را در بخش نظرات این وبلاگ نوشته بود که چگونه توسط پسری به منطقه عسلویه رفته و در آنجا به فساد کشیده شده است. وی در این نامه از اوضاع نابسامان اخلاقی در میان مدیران منطقه ویژه اقتصادی عسلویه و ارتباط آنان با زنان شاغل در این منطقه پرداخته است. ده نمکی در ابتدای این مطلب آورده بود: «ظاهرا این کامنت، واکنش هایی را به همراه داشته، عده ای بجای همدردی، کاتولیک تر از پاپ شده و اصل نگارش این نامه را زیر سوال برده اند. در وبلاگ آقای استادی برخی مخاطبان نظرات جالبی بود که فکر می کنم این جماعت اصلا عاطفه و احساس ندارند.» گفته می شود، منطقه ویژه اقتصادی عسلویه از درج این مطلب در وبلاگ ده نمکی به دادگاه شکایت برده است.
یک منبع آگاه اعلام کرد، رهبر گروه تروریستی جنداله بعدازظهر امروز سه شنبه در بیمارستانی در كراچي پاکستان دستگیر شد.
فتح اله مین باشیان، ارتشبد بازنشسته ارتش شاهنشاهی که تا دو سال پیش از سرنگونی حکومت شاهنشاهی در ایران به مدت چهار سال فرماندهی نیروی زمینی ارتش را به عهده داشت در سن 92 سالگی در پاریس پایتخت فرانسه درگذشت.
مین باشیان از خانواده ای نظامی - هنری برخاسته بود، پدربزرگ وی، غلامرضا مین باشیان ملقب به سالار معزز از نخستین موسیقیدانان ایرانی بود که موسیقی ایرانی را به نت اروپایی نوشت و در زمان فرمانروایی ناصرالدین شاه قاجار در قرن نوزدهم میلادی، نخستین فرمانده ایرانی رسته موزیک ارتش ایران شد و نخستین ارکستر سمفونیک در این کشور را نیز وی راه اندازی کرد. آن گونه که پژوهشگران موسیقی نوشته اند، سالارمعزز در هنگام تحصیل در کنسرواتوار سن پترزبورگ در روسیه از شاگردان ریمسکى کورساکوف، موسیقیدان بزرگ روس بود. نوه پسری وی، فتح اله مین باشیان در دانشکده افسری همکلاسی محمدرضا شاه پهلوی بود و در رشته فوتبال نیز فعالیت داشت تا آنجا که دروازه بان تیم فوتبال ایران شد. وی پس از رسیدن به درجه سروانی برای ادامه تحصیلات نظامی به آمریکا اعزام شد، بعدها فرمانده لشکر فارس شد و در شیراز مستقر گردید. در خاطرات ارتشبد حسین فردوست، معاون سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک) آمده که تیمسار مین باشیان در زمان فرماندهی لشکر فارس در سرکوب قیام مسلحانه عشایر فارس شرکت داشته است. این قیام در واقع مقاومت سران عشایر فارس در مقابل اصلاحات ارضی و تقسیم املاک خوانین میان دهقانان بود که از زمستان 1341 خورشیدی (1963 میلادی) آغاز شد. مین باشیان سپس فرمانده نیروی زمینی ارتش شد و از جمله اقدامات مهمی که در زمان فرماندهی او صورت گرفت رزمایشی نظامی بر ساحل اروندرود در سال 1354 خورشیدی (1975 میلادی) و در زمانی بود که احتمال تحرکات نظامی عراق علیه ایران می رفت. برخی صاحبنظران بر این عقیده اند که این رزمایش باعث انصراف حکومت وقت عراق از اقدام نظامی علیه ایران شد. مصطفی الموتی در مقاله ای که درباره خاندان مین باشیان در هفته نامه نیمروز متعلق به منافقین به گفتگوی تند ارتشبد فتح اله مین باشیان جمشید آموزگار وزیردارايى ایران در زمستان 1351 (1973) بر سر بودجه ارتش اشاره کرده است. در خاطرات اسداله علم، وزیر دربار شاهنشاهی در این باره آمده که ارتشبد مین باشیان در جلسه ای با وزیر دارایی پیشنهاد داده بوده که کمک مالی که به افسران ارتش می شده تا برای مداواهای خاص به خارج بروند افزایش يابد و در بحث بر سر این قضیه گفته بوده: "این کار اگر با هزینه های فسق و فجور اشرف [خواهرشاه] مقایسه شود مثل قطره ای در اقیانوس است". در این کتاب آمده که تیمسار مین باشیان در توجیه این گفته به اسداله علم گفته بوده که اگر نام خواهر شاه را برده، فقط به این سبب بوده که پیشنهاد کند وی قدری در ولخرجیهایش کوتاه بیاید "وگرنه قصد اسائه ادب نداشته است" اما شاه این توجیه را نمی پذیرد. با این حال، آن گونه که مصطفی الموتی نوشته، ارتشبد مین باشیان مدتى آجودان نظامى محمدرضا شاه بوده و شاه "به او مرحمت خاصى" داشته است. فتح اله مین باشیان پس از بازنشستگی به فرانسه مهاجرت کرد که دخترش در آن می زیست و تا پایان عمر در این کشور زندگی کرد. عبدالمجید مجیدی، وزیرمشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه ایران پیش از انقلاب که از بستگان فتح اله مین باشیان است در گفتگو با بی بی سی گفت که مین باشیان در سال های پس از انقلاب با هیچیک از گروه های سیاسی که علیه حکومت جمهوری اسلامی در ایران فعالیت می کنند، همراهی نکرد و اوقات خود را عمدتاً به ورزش تنیس و فعالیت هنری می گذراند. به گفته مجیدی، فتح اله مین باشیان ویلون می نواخته و آهنگسازی می کرده است. برادر مین باشیان، عزت اله، که پس از ازدواج با شمس، خواهر محمدرضاشاه، نام خود را به مهرداد پهلبد تغییر داد نیز هنرمند بود و نخستین وزیر فرهنگ و هنر ایران شد که این سمت را تا پایان دوران حکومت پهلوی به عهده داشت. پهلبد هم اکنون در لس آنجلس سکونت دارد.
خانه قدیمی حاج احمد متوسلیان از سرداران جاوید الاثر دفاع مقدس که قرار بود از سوی معاونت اجتماعی شهرداری تهران بازسازی ومرمت شود، از دوسال پیش متوقف شده است.
این ساختمان که در بازار چهل تن محله سید اسماعیل تهران واقع شده، دارای دو طبقه است که در سال 84 از سوی شهرداری وقت دستور بازسازی آن با 35 میلیون تومان داده شد وقرار بود این مبلغ صرف مقاوم سازی این ساختمان شود اما با روی کارآمدن مدیریت فعلی، این طرح از برنامه عمرانی این شهرداری خارج شد.
مصاحبه اي از آقاي محمد جواد لاريجاني تيتر اول يکي از روزنامه هاي صبح شد که نکات قابل تامل و تازه اي در آن به چشم مي خورد. هر چند سوابق آقاي ديپلمات بر آگاهان آشکار است اما در هر حال به زبان آوردن آشکار منوياتي اين چنين با تيتر" نبايد فقط درباره عراق مذاکره کنيم" آن هم در تقارن با زمزمه هاي دور دوم مذاکرات با آمريکا خبر از بالا گرفتن مجدد شعله گفتماني مي دهد که آتش خرمن سوز آن ارزش هاي گرانسنگ انقلاب را هدف گرفته است.
بديهي است سکوت محافل دانشجويي، انديشمندان و رسانه ها در برابر آغاز دور جديد گفتمان وادادگي, خطر فراگير روزمرگي و عادي شدن اين ادبيات را در پي دارد.
و اما نکات برجسته مصاحبه کذايي:
اول . لاريجاني در جاي جاي مصاحبه به گونه اي سخن گفته که گويا سخنگوي وزارت خارجه و يا حتي وزير سايه است! اين رويکرد که در فرازهاي متعدد متن بروز يافته يا از روياهاي آقاي ديپلمات خبر مي دهد که در ذهن رياضي ايشان جامه واقعيت پوشيده ، يا از بي خبري ايشان از عرف ديپلماتيک – که تقريبا محال است – و يا آنکه از خيال راحت ايشان از به زبان راندن هرچه که به ذهن مي رسد بدون داشتن عواقب رسمي و غير رسمي! و بدون آنکه کسي از ايشان بپرسد جنابعالي چه کاره وزارت خارجه و دستگاه ديپلماسي کشوريد که از اين موضع سخن رانده ايد؟
دوم. لاريجاني که به گفته خود برايش "فرقي نمي کند که چه دولتي بر سر کار باشد"، در مورد ارتباط خود با دولت نهم مي گويد: " در سطوح مختلف کارشناسي، تصميم سازي و سياست خارجي گاهي مورد مشورت قرار مي گيرم و آخرين بار اجلاس اردن بود. در جلسه اي با آقاي متکي، وزير خارجه قرار گذاشتيم که به آنها چه بگوئيم و چه نگوئيم و من هم به عنوان شخص حقيقي در آن اجلاس شرکت کردم..."
او که اين گونه از نقش برجسته خود در دستگاه سياست خارجي نظام پرده بر مي دارد، در ادامه گفت : " معتقد نيستم که فقط درباره عراق مذاکره کنيم. کمک به ملت عراق کار بسيار مهمي است. منتها منافع ملي ما ايجاب مي کند ما به حوزه هاي ديگري نيز وارد شويم مثل امنيت منطقه خليج فارس، يا افغانستان يا تنش هاي بزرگي که در منطقه خاورميانه وجود دارد. اينها مي تواند محورهاي ديگري باشد که با آمريکا گفت و گو کنيم."!!
او در حالي به اين صراحت در مخالفت قطعي و صد در صدي با اصول مسلم نظام اسلامي سخن مي گويد که تصميم گيران نظام بارها و بارها و به مناسبت هاي گوناگون به رد قاطع اين امر پرداخته اند.
رهبر انقلاب اسلامي در مشهد مقدس، گفتگوهاي سه جانبه بغداد را تفهيم اتهام خواندند و از عدم تغيير سياست جمهوري اسلامي مبني بر عدم مذاكره با آمريكا خبر دادند.
و البته رهبري معظم ذات اين جريان را نيز را به روشني مشخص فرمودند:
" کساني که دم از مذاکره با آمريکا مي زنند يا از الفباي سياست چيزي نمي دانند يا الفباي غيرت را بلد نيستند، يکي از اين دو تاست" (1/3/83) و طبعا آقاي لاريجاني که به اندازه سن انقلاب در عرصه هاي مختلف حضور داشته با الفباي سياست بيگانه نيست.
سوم. جناب ديپلمات با پذيرش اين نکته که "برخي مي گويند اگر آمريکا آدم بشود با او مذاکره ميک نيم . اين محال است که آمريکا تغيير کند"، در شگفتي تمام مي افزايد "ما بايد انتظاراتمان از مذاکره با آمريکا را تصحيح کنيم. اين مذاکره به معناي آن نيست که همه مسائل ما بعد از 24 ساعت حل مي شود. اصلا حل مساله ما به دست آمريکا نيست. حل مساله ما به دست خودمان است! منتها ما به عنوان عنصر عامل در صحنه بين المللي بايد روابطمان را بر اساس منافع ملي تنظيم کنيم، نه اينکه بگوئيم تو کار بدي کردي، او نيز بگويد شما هم کار بدي کرديد"!
صورت واضح تر اين استدلال آن است که اگر آمريکا اصلاح شدني نيست، ما که اصلاح شدني هستيم!
چنانچه ملاحظه مي شود جناب ديپلمات با واقع بيني و انصاف تمام مشکل را نه از جانب آمريکا که از جانب خودي ها مي بيند. از اين منظر اين ماييم که با طرح مسائل خلاف عرف ديپلماتيک و حمايت از گروه هاي تروريستي زمينه رنجش کشور دوست و برادر آمريکا را فراهم مي کنيم. و راه حل مساله هم اين است که با تعريف مجدد منافع ملي – به گونه اي که با منافع کشورهاي بزرگ نيز همپوشاني نداشته باشد- بر اساس آنها حرکت کرده و از ايراد اتهام به طرف مقابل بپرهيزيم.
چهارم. شايد خطرناک ترين بخش اين مصاحبه، نظرات نسبي گرايانه لاريجاني باشد. او با بيان اين که "سياست، بچه زمان است. به زمان و فرصت بستگي دارد" اضافه مي کند "سياست تابع منافع ملي است يعني اينکه پدر و مادر ندارد"!
لاريجاني در حالي از مقدمه درست "ضرورت توجه به عنصر زمان" ، نتيجه خطرناک "فرصت طلبي سياسي" را نتيجه مي گيرد که در انديشه اسلامي اصول, کاملا مطلق بوده و تابع عنصر زمان نيستند. اين استدلال که نوعي " ماکياوليسم اسلامي" را تداعي مي کند بيانگر عمق اعتقادات جناب ديپلمات است.
حضرت امام نيز در يکي از سخنراني هاي خود به ذکر خاطره اي از مرحوم کاشاني فرمودند : خدمت آقاي کاشاني آمدند و گفتند که آقا به درس و بحثتان برسيد، سياست پدرسوختگي است. مرحوم کاشاني هم رو کردند و گفتند که پدرسوختگي مال شماست. سياست ما پدرسوختگي نيست.
ملاحظه مي شود که استدلال "بي پدر و مادري سياست" تا چه اندازه شبيه "پدرسوختگي آن" است.
پنجم. وقتي مصاحبه گر هم ميهن مي گويد "برخي در کشور هستند که کلا با هرگونه مذاکره و تعامل با آمريکا مخالف هستند و بلافاصله قلم به دست مي گيرند و مخالفت مي کنند." جناب ديپلمات در بهت مطلق مي گويد "اينها خيلي نيستند. اگرچه برهانشان قابل توجه است اما اکثريت در کشور معتقدند که اين دشمني بايد مديريت شود"!
حال سوال اساسي اين است که اصلا مبناي اکثريت در پايبندي به اصول از کجا ناشي شده است و فرزند آيت الله آملي بر پايه کدام يک از منابع معتبر ديني قائل به نظر اکثريت شده است؟
آقاي ديپلمات!
اولا که قاطبه متدينين و مردم مسلمان ايران ضمن پايبندي به اصول مسلم و قطعي نظام و حرکت در مسير ترسيم شده از معمار انقلاب با فروش انقلاب به اسم منافع ملي مخالف اند و شايد اين توهم اکثريت ناشي از عقل اشرافي جنابعالي است که در انتزاع روشنفکرانه خود بر روياها لباس واقعيت پوشانده ايد.
ثانيا حتي اگر اين گروه در اقليت هم باشند اطمينان خاطر داشته باشيد آنچنان در مقابل نشانه هاي انحراف از اصول انقلاب مي ايستند که دودوزگان, فکر استحاله نظام را نيز از ذهن فانتزي خود خارج کنند.
ششم. در حالي که دولت نهم به خاطر ايستادگي بر مواضع اصولي نظام از سوي مخالفان خود در عرصه سياست خارجي به تندروي متهم است، آقاي لاريجاني به ايراد اتهام سنگيني عليه دولت مي پردازد که به طور قطع حتي زمزمه اين وادادگي هاي ديپلماتيک نيز، بر چهره روشن و تابناک انقلاب خدشه جدي وارد کرده و شايسته برخورد جدي مسئولين و جريان دانشجويي به طور توامان است.
او با بيان اينکه در دولت احمدي نژاد صحبت بر سر اين است که چگونه روابطمان را با آمريکا تنظيم کنيم مي گويد " الان مسئولان کشور ما به يک حکومتي که در جاهاي مختلف حضور دارد و منافع ما با آنها درگير است، فکر مي کنند"! او در ادامه و در پاسخ به ذوق زدگي خبرنگار هم ميهن مبتني بر روابط با آمريکا مي گويد " روابط به آن صورت(؟!) نه. در واقع نحوه تعامل با دولت آمريکا"
و سپس براي اينکه منظور خود را بهتر روشن کرده و مرحله بعدي اين تعامل را واضح سازد مي افزايد " روابط معنايش اين است که ما فردا بايد سفارت باز کنيم!" و با يک درجه ارفاق! اضافه مي کند " راه اندازي سفارت ، خود يک پروسه دارد"
آقاي رياضيدان که با اين جملات آخر نشان مي دهد تا چه مرحله اي از عادي سازي روابط را بدون هيچ يک از موانع حقيقي در افکار انتزاعي خود پيموده است! در پاسخ به اين سوال که آيا موافق گشايش سفارت آمريکا در ايران هستيد؟ اين گونه اين فراز از سخنانش را پايان مي دهد که " به نظرم در يک مراحلي(؟!) هيچ اشکالي ندارد. "!
گرچه کذب اين سخنان بر علاقه مندان نظام و آگاهان سياسي آشکار است لکن به منظور رفع هر گونه شبهه بر دولت خدمتگزار است تا ضمن تکذيب اين مدعا و رهانيدن خود از موضع تهمت، در دايره اين گونه مشاورين سياست خارجي خود نيز تجديد نظر نمايد.
در حالي که کنگره آمريکا در همين هفته اخير بودجه جديدي بر ضد کشورمان تصويب نموده و اتهامات روزمره آنها به ايران در موضوعات مختلف از حقوق بشر گرفته تا حمايت از گروه هاي تروريستي به خبر عادي روزنامه ها مبدل شده است و به شدت مي کوشد با ايجاد همگرايي بين المللي در قعطنامه جديد شوراي امنيت حلقه تحريم هاي کشورمان را تنگ تر نمايد، معلوم نيست سخن از بازگشايي سفارت آمريکا در ايران مطابق با كداميك از اصول ديپلمات اصولگرا است!
هفتم. وقتي خبرنگار هم ميهن سخنراني هاي يک مقام اجرايي(؟!) را با تيم هسته اي ناهماهنگ مي داند، برادر مسئول تيم مذاکره کننده هسته اي ايران مي گويد: " منکر تاثير برخي از موضع بر پرونده هسته اي نيستم. ما وقتي هدف بزرگ داريم بايد ساير هدف ها را بر اساس آن تنظيم کنيم. شايد در اين زمينه لازم باشد چرتکه بيشتري انداخته شود و هماهنگي بيشتري داشته باشيم."
در اين جملات لاريجاني دست يابي به انرژي هسته اي [که نماد پيشرفت ملت ايران است] را در قله اهداف نظام قرار داده و معتقد است براي دست يابي به اين قله بايد از برخي اهداف کوچک تر صرف نظر نمود.
هر چند دست يابي به انرژي هسته اي از معدود مواردي است که در مورد آن تقريبا نوعي اجماع در ميان مسئولين و احزاب و اصناف گوناگون ملت وجود دارد لکن بنا به تجربه و به اعتراف کارشناسان، راه رسيدن به اين هدف نه تنها در قرباني کردن ساير اهداف ايدئولوژيک انقلاب نيست که به عکس آنچه در عملکرد دولت پيشين مشاهده مي شد، پايبندي به اصول و ايستادگي در برابر زورگويي ها، خود اهرم فشار و عامل ياس دشمنان اين ملت است.
و اين مساله اي است که خود لاريجاني نيز در مصاحبه به آن اعتراف مي کند "پايه استراتژي دولت نهم را در پرونده هسته اي قبول دارم. من مخالف استراتژي قبلي بودم."
در پس اين تناقض، اين سوال مطرح مي شود که در کدام دولت به بهانه پيشرفت، استقلال و عزت ملت زير خنده هاي زهرآلود پس از مذاکرات و تفاهم نامه هاي يک سويه پي در پي زير پا نهاده شد؟
و البته ظاهر امر در پاسخ هاي ايشان بيان گر آن است که حمايت ايشان از استراتژي دولت نهم تنها در پرونده هسته اي است نه اصول کلي سياست خارجي.
ضمن آنکه اصولاً تفکيک اهدافي چون "دستيابي به پيشرفت" و "ايستادگي در برابر سلطه طلبان" اشتباهي بس بزرگ است که تجربه بيست و هشت ساله گواه آن است. در انديشه ناب انقلاب اسلامي پيشرفت ايران اسلامي تنها در سايه و بستر پافشاري بر مواضع اصولي خود و کوتاه نيامدن در برابر پررويي هاست زيرا اساساً وجود نظام جمهوري اسلامي براي مستکبرين غير قابل تحمل بوده و ايشان از هيچ تلاشي براي ضربه زدن به آن کوتاهي نکرده و نخواهند کرد.
هشتم. لاريجاني در مورد اجلاس شرم الشيخ و واکنش اصولي و عزت مدارانه متکي مبني بر ترک سالن اجلاس مراسم معتقد است : "احساسم اين بود که ما با يک شرم زايد الوصفي در اين اجلاس شرکت کرده ايم. سياست خارجي شرم ندارد... اينکه در آنجا خانمي آواز مي خواند يا نمي خواند يا ساز مي زد لباسش خوب بود يا نبود يک مساله حاشيه است. دنياي ديپلماسي امروز، دنياي محتوايي است. بايد حاشيه ها را کنار بگذاريم و بر سر اصل موضوع برويم ."
او در حالي ابتدايي ترين اصول مميزه نظام جمهوري اسلامي از ساير حکومت ها را اين گونه به استهزا مي گيرد که با اين استدلال نشستن بر سر ميز شراب نيز نوعي شرم زايد الوصف و فرار از متن به حاشيه به حساب مي آيد!
و شايد با همين استدلال است که رئيس جمهور پيشين نيز با لباس روحاني به مصافحه با دختران ايتاليايي مي پردازد چرا که پذيرش بين المللي مستلزم کنار نهادن قواعد دست و پاگير فقهي است! سید سینا حسینی
«آنها (بوش و احمدی نژاد) هر دو بي عقل و متكبر هستند و از حرف هاي كنايه دار و از يك زبان عاميانه استفاده مي كنند كه براي روساي جمهور شايسته نيست. آنها اين عادت را دارند كه ضمن بي توجهي به نظريه جهانيان نسبت به اعمالشان، در جهت منافع پايگاه هاي سياسي محافظه كارانه خود تلاش مي كنند آقای بوش احمدي نژاد شما است.»
گفته های فوق قسمتی از گفتگوی محمد عطریانفر ، از اعضای حزب کارگزاران است که مايكل هرش خبرنگار هفته نامه نيوزويك در سومين بخش از خاطرات سفر خود به ايران، آنها را نقل کرده است.
عطریانفر که در حال حاضر به عنوان یکی از عوامل و بازوهای رسانه ای اصلاح طلبان در ایجاد جنگ روانی بر عیله دولت نهم ایفای نقش می کند، به دلیل نزدیکی و قرابت! خاص خود با برخی نشریات غربی هر از چند گاهی مطالب و نقطه نظرات خود را درباره تمامی مسائل ایران و حتی جهان! به سمع و نظر جهانیان می رساند!
وجه مشترک تمامی مصاحبه های عطریانفر با دوستان غربی خود، اظهار نظرهای خارق العاده ای است که در اغلب موارد، نه منعکس کننده دیدگاه منتقدان ایرانی، بلکه آیینه تمام نمای نظریات و اهداف دشمنان جمهوری اسلامی است. مانند گفتگوی دو سال قبل وی با روزنامه فايننشال تايمز که اظهار داشته بود " اگر غرب بر حقوق بشر يا مسئله اسرائيل و فلسطيني ها تمركز كند، مردم ايران هم موافق خواهند بود، همچنان كه قوياً از برنامه صلح آميز هسته اي پشتيباني مي كنند.» .«آيا چرخه توليد سوخت هسته اي در راستاي منافع ملي ايران است؟ در حالي كه كشور با مخالفت گسترده جامعه جهاني روبه روست و اين امكان هست كه آژانس بين المللي انرژي اتمي هم پرونده ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل ببرد و بگويد ايران به تعهداتش به موجب پيمان منع گسترش پاي بند نمانده است». (کیهان، 25 مهر 84) یعنی در بحبوحه پرونده هسته ای ایران، وی که خود را منتقد معروف معرفی کرده می کند، سرنوشت پرونده هسته ایران را از زبان طرف های غربی تحلیل کرده و ایران را به عقب نشینی از مواضعش فراخوانده، روش مقابله با ایران را به دوستان غربی اش آموزش داده است.
وی، با بهره گیری از سابقه مودت دیرینه خود! با غلامحسین کرباسچی - مجرم دیروز و مطبوعاتی امروز- در تاسیس و راه اندازی روزنامه همشهری، به عنوان یکی از اصلی ترین پایگاه های هجمه اصلاح طلبان علیه مقدسات و انقلاب اسلامی، در حال حاضر نیز، تبدیل به پیش قراول تخریب ها و تهاجمات، علیه دولت مردمی دکتر احمدی نژاد شده است.
چرا که از یک سو با جذب و پرورش جوانان و افراد کم سن و سال در حرفه روزنامه نگاری و فعالیت های رسانه ای مطبوعاتی مانند م.ق – ا.ع – م.ک و ... - که در حال حاضر هر کدام از آنها مسئولیت بخشهایی از زنجیره گسترده پایگاه های مطبوعاتی عطریانفر را بر عهده دارند- برنامه ریزی بلند مدت برای تسخیر آینده تبلیغاتی و رسانه ای کشور کرده، به اصطلاح نخبه پروری می کند؛ و از سوی دیگر با هزینه کردن پولهای هنگفت در نشریات خود (عطریانفر 25 میلیارد در یکسال در روزنامه شرق هزینه کرده است) و با بهره گیری از همه نوع امکانات و ترفندهای جذب مخاطب در نشریات زنجیره ای خود، عملاً روزنامه ها و هفته نامه های دیگر را به حاشیه رانده، با جادوهای بصری تبلیغاتی، مخاطبان را فریب داده، به خود فرا می خواند.
نکته شایان توجه در باب گذشته آلوده و مبهم وی اینکه، او در گذشته از اعضای اصلی سازمان منافقین بوده و در حال حاضر نیز یکی از بستگان نزدیکش از کادر مرکزی مجاهدین خلق به حساب می آید، از همین رو مشخص نیست که با سوابق ناپاک و کثیف، وی چگونه توانسته است تا بدین حد در گذشته و حال، در سمت های مختلف دولتی و رسانه ای، که از قضا همگی مسئولیت های حساسی بوده اند، ایفای نقش کند؟
و سوال جدی این است که چرا در طول این سالیان، هیچ برخورد و واکنش قاطعی برای مقابله با جریان سازی های رسانه ای این عنصر مشکوک صورت نگرفته است؟ این فرد چه در سالهای دفاع مقدس، چه سالهای ابتدایی دهه هفتاد و چه سالهای حاکمیت اصلاحات تاکنون، در مسئولیت های مختلف، همواره منشا ضربات و خیانتهای متعدد به انقلاب و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی بوده است. در حال حاضر نیز، به شدیدترین وجه، مشغول به تخریب و اهانت به ریاست محترم جمهوری است.
حال این که چرا دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور اجازه می دهند که چنین فردی با آنچنان سوابق مشکوک و مسئله دار امنیتی، زنجیره بزرگی از نشریات قارچ گونه را در اختیار داشته، با تامین منابع مالی آنها از منابع نامعلوم! فقط و فقط، خط و خطوط اصیل انقلاب را هدف قرار دهد، سوالی است که شاید با کمی تامل در وابستگی وی به کارگزاران و نزدیکی اش با یکی از مقامات سابق نظام، روشن و هویدا شود.
واضح نیست که آیا دوستان مسئول امر، به این نکته توجه ندارند که جایگاه رئیس شورای سیاستگذاری، سمتی است خود ساخته که هیچ هویت خارجی نداشته و صرفاً برای فرار وی از مسئولیت های حقوقی و کیفری مطبوعات تحت نظرش، جعل شده است؟ در جایی که بسیاری از اعضای عادی منافقین که در همان اوایل انقلاب توبه کرده ولی به خاطر برخی دلایل امنیتی، اجازه فعالیت در مشاغل دولتی را نداشته و از تصدی منصب های مهم اجتماعی محرومند، چگونه باید فردی با سوابق روشن ضد امنیتی و ضد ملی، چنین بی محابا به ارزشها تاخته، و هر روز بیشتر از دیروز، هجوم گسترده ای را به اقدامات و عملکرد دولت نهم و شخص آقای رئیس جمهور بیآغازد؟
خیانت های او و نشریات وابسته اش، تنها نسبت به رای و حمایت میليون ها ایرانی از آقای احمدی نژاد نیست، بلکه مروری بر جهت گیری و سمت و سوی روزنامه ها و هفته نامه هایی که او سیاست گذاریشان می کند، نشان می دهد که در مقولاتی مانند؛ به رسمیت شناختن اسرائیل و زیر سوال بردن مقاومت حزب الله لبنان و قیام مردم عراق، این نشریات همگام با دشمنان حرکت های فوق حرکت کرده و با حرکتی هدفمند آنها را به سخریه گرفته، زیر سوال برده اند.
آیا این وظیفه مدعی العموم نیست، که از رای میلیونها ایرانی دفاع کرده و اجازه هتاکی نسبت به مقام اول اجرایی کشور و اهانت به آرمان ها و اهدافی که صدها هزار خون برای تحقق آنها ریخته شده است، را توسط عناصری چنین معلوم الحال ندهد؟ یهودیان ایرانی علیرغم تبلیغات و وعده های مالی کلان رسانه ها و مقامات صهیونیست حاضر نیستند کشور ایران را ترک کنند.
روزنامه صهیونیستی معاريو در گزارش مفصلی که آن را به وضعیت یهودیان ایرانی اختصاص داده بود نوشت: اسرائيل20 هزار يهودي مقيم ايران را تشويق مي كند تا فورا از ايران به اسرائيل مهاجرت كنند و براي اين منظور مشوقهاي مالي هنگفتي براي آنان در نظرگرفته است.
این روزنامه که به زبان عبری و در تل آویو منتشر می شود ،در ادامه در باره وعده های مالی رژیم صهیونیستی به یهودیان ایرانی نوشت: اسرائيل به هر يهودي پنچ هزار دلار آمريكا خواهد پرداخت.علاوه بر این يهوديان متمول نيز به هر خانواده اي كه به اسرائيل سفر كند هزاران دلار پرداخت خواهند كرد.
معاریو تاکید کرد که این کمکها تنها به یهودیان ایرانی اختصاص دارد و یهودیان سایر کشورها در صورت مهاجرت،تنها از کمکهای مالی عادی برخوردار خواهند شد.
این روزنامه در ادامه گزارش خود ،پس از آنکه وعده های کلان رژیم صهیونیستی به یهودیان ایرانی الاصل مهاجر به فلسطین اشغالی را برشمرد،تاکید نمود: اما در عین حال يهوديان ايران چندان اشتياقی به خروج از ميهن خود ندارند و ترجيح مي دهند که با فرهنگ ايرانی و در کنارهم ميهنان مسلمان خود زندگی کنند و زندگی در ايران را به رفتن به اسراییل برتری مي دهند.
معاريو می نویسد: یهودیان ایرانی نان سنگک و لواش ايرانی و سلام وعليک روزانه با همسايگان مسلمان را حتی بر زندگی در کشوری ديگر ترجيح مي دهند. آنان در مدارس ويژه خود زبان عبری را نيز می آموزند و کنيساهای يهوديان ايران نيز آزادانه به فعاليت ادامه می دهند.
این روزنامه صهیونیستی،در ادامه به سخنان یهودیان ایران که با خبرنگار معاریو مصاحبه کرده اند استناد می کند و می نویسد: در سال های اخير شمار زيادی از يهوديان ايرانی نيزکه اکنون سال هاست در ايالات متحده زندگی مي کنند، برای بازديد از وطن خود آزادانه به ايران سفر کرده اند و کسی مزاحم آنها نشده وسپس با سهولت، به محل کار و زندگی خود در آمريکا بازگشته اند.
معاریو در پایان گزارش مفصل خود پس از آنکه به دلبستگی یهودیان ایرانی به کشورشان اذعان می کند، می نویسد: يهوديان ايران اکنون بيش از ۲۸ سال است که در پی روی کار آمدن جمهوری اسلامی، مرتبا توصيه هایی از خارج دریافت می کنند مبنی بر اينکه اگر در ايران بمانند ممکن است با خطراتی روبرو شوند و وضع زندگيشان بد شود، اما در صحنه عمل، اين پيش بيني ها بر عکس از آب در آمده و وضع زندگی يهوديان باقيمانده درايران همواره سير صعودی داشته و از نظر مالی با امکانات بهتری روبرو شده اند. بيش از 5 هزار نفر از طلاب حوزه علميه قم با امضا طوماري خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت، خواستار واكنش اين 2 نهاد نسبت به بدعت گزاري سيد محمد خاتمي در مصافحه با زنان نامحرم شدند.
به گزارش رجانيوز، در اين طومار كه پس از نماز جماعت مدرسه فيضيه در معرض امضاء طلاب قرار گرفته است، با اشاره به نقش ويژه و بازدارنده علماي شيعه در طول تاريخ اسلام در مقابل انحرافات و بدعت ها، افزوده شده است: «تاريخ اسلام گواهي ميدهد كه علماء شيعه در هر زمان با بصيرت، غيرت و اقدامات مناسب معارف ناب اهلبيت را پاسداري نموده و در مقابل اهل تحريف، بدعتگذاران و نفوذيها با كمال اقتدار ايستادگي نمودند چرا كه آنان خطر نوكران شيطان در لباس روحانيت را به خوبي درك كرده بودند. در چند دههي گذشته اگر بخواهيم تشكلي كارشناس و شجاع و مبارز را نام ببريم، بهترين مصداق آن جامعه مدرسين و فقهاي آگاه آن بوده است. اكنون اين مجموعهي پربركت بايستي به وظيفهي ديني و انقلابي خويش بيش از پيش عمل نموده و حساسيت لازم را نسبت به انحرافها و توهينها به احكام و فقه مقدس اسلامي نشان دهد.»
امضا كنندگان اين طومار همچنين دستدادن خاتمي با چند زن و دختر ايتاليايي و نشستن تنگاتنگ و تقريباً مماس با خبرنگار زن به نحو بسيار زننده و نيز فشردن بازوي دختر جوان ايراني و... را وهني مسلم و بدعتي آشكار تلقي كرده اند.
در اين طومار به اظهار نظرهاي برخي افراد همچون فاضل ميبدي (از جايگاه يك اسلامشناس) در توجيه رفتارهاي خاتمي نيز اشاره و خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، افزوده شده است:«اكنون مردم مسلمان و حوزههاي علميه در انتظار واكنش علني و مقتدارنه از جامعه محترم مدرسين هستند. آيا وقت آن نرسيده كه جامعهي مدرسين از دادگاه ويژه و مدعيالعموم بخواهند تا در قبال اين مسائل كه وهن مسلم به جامعه روحانيت و بدعت آشكار در دين اسلام است به وظيفه خود عمل كند؟»
در بخش ديگري از اين طومار خطاب به دادگاه ويژه روحانيت آمده است: «همانگونه كه مستحضريد دادگاه ويژه روحانيت از سوي حضرت امام (ره) در جهت حفظ شأن و جايگاه روحانيت و مبارزه با منحرفان و افراد فاسدي كه در اين لباس به دين و ارزشها خيانت ميكنند، تأسيس شده است، اين حركت در برههاي توانسته است با افراد فاسدي چون يوسفي اشكوري و عبدالله نوري و... برخورد مناسبي داشته باشد ولي معالاسف مدتي است كه نسبت به انحرافات و بدعتها سكوت كرده و هيچ اقدامي صورت نميدهد. براستي دادگاه ويژه در برابر بدعتگزاران در دين وظيفهاي ندارد؟»
اين طومار در ادامه به مصاديقي كه از دادگاه ويژه نسبت به آنها واكنشي نشان نداده اشاره كرده است: «آيا مقاله محسن كديور با عنوان «اسلام تاريخي و اسلام معاصر» كه در دانشگاه مفيد قم ارائه شد و صريحاً اعلاميه حقوق بشر مبتني بر الحاد را بر اسلام برخاسته از كتاب و سنت، ارجح و به عقل و عدالت نزديكتر دانست!! توهين به اسلام و معارف اهل بيت عليهمالسلام نيست؟
امضاكنندگان اين طومار در پايان، با ابراز تنفر از اقدامات خاتمي، حداقل برخورد را تعزير و خلع دائم لباس روحانيت دانسته و به مسئولين دادگاه ويژه روحانيت هشدار داده اند كه در صورت تقصير و كوتاهي در محضر دادگاه الهي ميبايست پاسخگو باشند.
گفتني است گروهي از نمايندگان طلاب امضاكننده اين نامه قصد دارند، طي روزهاي آينده طومارهاي امضاشده را به جامعه مدرسين و دادگاه ويژه روحانيت تقديم كنند.
پيش از اين نيز تعدادي از طلاب مشهد با تجمع مقابل دادگاه ويژه روحانيت خواستار رسيدگي به موارد منتسب به خاتمي و برخورد با وي شده بودند.
اخبار مرتبط: دست دادن خاتمي با دختران ايتاليايي تصاوير جديد منتشر شده از خاتمي در انتظار تكذيب! خاتمي اين بار به نعل زد: شايد در آن شلوغيها اتفاقي افتاده باشد! «در گیری مارون الراس» در بین درگیری های جنگ 33 روزه؛ به سنگینی «درگیری وادی الحجیر» نبود؛ نه از حیث مدت یا وسعت جغرافیایی درگیری، نه از نظر خسارتهای انسانی كه مقاومت به اسرائیلی ها وارد كرد و نه خصوصاً، به لحاظ تعداد تانكهایی كه منهدم شدند.
به گزارش سايت اخبار شيعيان به نقل از روزنامه السفير لبنان، شرایط جنگ، این توهم را برای اسرائیلی ها ایجاد كرده بود كه حزب اللهی ها در اعماق جبهه مستقر هستند در حالی كه مقاومین تنها چند متر با مرز فاصله داشتند. نیروهای ارتش اسرائیل توقع نداشتند كه دشمن در زمینهایی كه آنان اشغال كرده بودند حتی در آن تمركز یافته و پایگاه نظامی خود حتي «مركز فرماندهی شمال» را در آن بنا كرده بودند انتظار آنان را بكشد؛ بلكه تصور می كردند بمجرد حركت تانكهای آنها به سمت شمال (جنوب لبنان) این منطقه خالی از هر عنصر انساني غير اسرائيلي شود.
مارون – با ارتفاع 917 متر از سطح دریا – موقعیت استراتژیك بسیار مهمی دارد. در یك سوی آن «جلیل» و روستاهای آن در فلسطین قرار دارد و در دیگر سو «بنت جبیل»، «عتيرون»، «یارون» و دیگر نقاط جنوب لبنان گسترده شده است. این موقعیت به هر كس كه بر آن تسلط داشته باشد سیطره كامل به این مناطق مسكونی را می بخشد ضمن آنكه اگر اسرائیل بر آن دست می یافت می توانست مانع از دسترسی مستقیم نیروهای مقاومت به شهركهای صهیونیستی شود كه بر دامنه آن قرار دارند. اضافه بر تمام اینها، مارون اهمیت دیگری هم دارد: خط مقدم لبنان با فلسطین اشغالی است.
در هشتمین روز تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان – در تابستان 2006 – هنگامی كه نیروهای اسرائیلی از شهرك صهیونیست نشین «افیفیم» واقع در جلیل، برای انجام مأموریتی كه آنرا «ساده» می پنداشتند خارج شدند، پایان دادن به موشك باران این شهرك و نیز شهرك های زنجیره ای اطراف آن را هدف گرفته بودند.
آنان به سوی «جل الدیر» در مارون الراس حركت كردند؛ منطقه ای كه فاصله بسیار كمی با پایگاه نظامی اسرائیل و مركز فرماندهی شمال فلسطین اشغالی دارد و به دلیل شرایط طبیعت آن، معبری صعب العبور و نوعی پناهگاه طبیعی محسوب می شود.
«ابو حیدر» یكی از مردان مقاومت، داستان اولین رویارویی زمینی با اسرائیل را كه به فاجعه ای برای آنان و عزل تعداد زیادی از افسران ارتش اسرائیل انجامید را اینچنین تعریف می كند:
صهیونیست ها این بار هم شگرد همیشگی خود را به كار بستند و قبل از گسیل نیروها، زمینه را با بارش آتشی سنگین آماده كردند؛ «جبل الباط»، «جل الدیر» و «جنگل مارون» را بمباران كردند و به خیال خود مسیر عبورشان كه حدود یك كیلومتر می شد را پاكسازی كردند … در حالی كه نیروهای مقاومت در پناهگاههای خود ورود آنان را انتظار می كشیدند...
پس از حمله هوایی، نیروی زمینی حركت خود را شروع كرد... تا اینكه به كمین نیروهای مقاومت نزدیك شد … در اين هنگام از مقر فرماندهي حزب الله دستور رسید كه: «فقط یكی از این نیروها وارد عمل شود» … و وی جنگ را آغاز كرد در حالیكه اسرائیلی ها را در فاصله دو تا پنج متری خود به دام انداخته بود.
وی از این فاصله نزدیك اولین سرباز اسرائیلی را با اسلحه اش – مسلسل كلاشینكف – هدف قرار داد وبه خاك انداخت... اسرائیلی ها كه بشدت غافلگیر شده بودند بدون اینكه بدانند از كجا مورد هجوم قرار گرفته اند شروع به شلیك به اطراف خود كردند...
چند دقیقه ای گذشت تا دوباره به رزمنده مقاومت دستور رسید كه از اوضاع اسرائیلی ها كسب اطلاع كند. پس وی به جایی برگشت كه سرباز بخت برگشته اسرائیلی را هدف قرار داده بود و مشاهده كرد كه سه نفر از همقطاران او در حال كشیدن وی به سمت عقب هستند؛ رزمنده بهترين كار ممكن، كه آسان ترين كار هم بود را انتخاب كرد: هر سه نفر را درو كرد و به پناهگاه خود برگشت...
اسرائیلی ها انواع و اقسام سلاح هایشان را بی هدف به كار انداختند اما پس از اینكه پی به بی فایده بودن این كار بردند، سكوت بر منطقه حاكم شد. تا این لحظه گروه مقاومت مستقر در جل الدیر وارد معركه نشده بود و همان یك رزمنده بود كه بتنهایی جبهه شمالی را كن فیكون نموده و چهار اسرائیلی را درو كرده بود و بسلامت به مكان خود بازگشته بود.
نتیجه اینكه: تمامی واحد مسلح اسرائیلی كه با دبدبه و كبكبه قصد تصرف بی دغدغه مارون الراس را داشت عقب نشسته بود و رزمنده ای كه باعث این عقب نشینی مفتضحانه بود در بازگشت دوباره اش به مكان درگیری با پنج كوله پشتی جنگی مواجه شد و مطابق دستور، آنها را به غنیمت برداشت و به كمینگاه خود بازگشت.
كسانی كه چندي بعد در روزنامه های صهیونیستی خواندند كه چگونه سربازان اسرائیلی، از ناراحتی این شكست خود را پشت لانه مرغ و خروس ها در شهرك افیفیم پنهان كردند و بر سرنوشت دوستانشان كه تنها چند متر پس از گذر از مرز لبنان به خاك و خون كشیده شده بودند می گریستند، به مخیله شان خطور نمی كرد كه یك «رزمندهء تنها» تمام آن كارها را كرده باشد؛ اما فقط چند ساعت وقت لازم بود تا «شبكه المنار» غنایمی را كه این رزمنده از سربازان تار و مار شده اسرائیلی به چنگ آورده و – علیرغم آتش سنگین دشمن – آنها را به پشت جبهه رسانده بود را بر صحفه تلویزیون به جهانیان نشان دهد.
*****
اگرچه چند روز بعد و با ايراد تلفات سنگين به ارتش اسرائيل، بالاخره مارون سقوط كرد ؛ اما اینگونه بود كه یك حزب اللهی تنها، با قدرت ایمان و ذكاوت مجاهدانهء خويش، توانست اشك یك لشگر تا بن دندان مسلح را درآورد و باعث عزل افسران متعدد اسرائیلی گردد. ماجراي دست دادن سيد محمد خاتمي با تعدادي از دختران و زنان ايتاليايي در جريان سفر وي به اين كشور، سرانجام با واكنش گسترده طلاب قم مواجه گرديد. اين در حاليست كه پس ازانتشار تصاوير و فيلم هايي از خاتمي كه در حال دست دادن با زنان و يا هم نشيني تنگاتنگ با يك گزارشگر زن تلويزيوني با ظاهري زننده مشاهده مي شد، بسياري از كاربران در پيامهاي ارسالي از عدم واكنش روحانيت در قبال اين قضيه اظهار تأسف مي كردند.
با اين حال، پس از تجمع طلاب مشهدي مقابل دادگاه ويژه روحانيت، در قم نيز طومارهايي خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت با امضا بيش از 5 هزار تن از طلاب و فضلاي حوزه آماده تقديم است. اين درحاليست كه اين اقدام گسترده از سويي با "بايكوت رسانه اي" روزنامه هاي طيف دوم خرداد مواجه شده و از سوي ديگر برخي سايتها كه تبحر ويژه اي در چرخش هاي ناگهاني داشته و اغلب مي كوشند جهتگيريهاي رسانه اي را با سياست "يكي به نعل و يكي به ميخ" تنظيم كنند، با اهانت به هزاران نفر از طلاب امضاكننده طومارها، از آنان به "تندرو" ياد كرده اند.
يكي از امضاكنندگان اين نامه در گفتگو با رجانيوز، ضمن تأكيد بر اينكه در تهيه و امضاء اين طومارها، هيچ غرض سياسي وجود نداشته و تنها انگيزه موجود اداي تكليف ديني و فرهنگي است، افزود: اگر در پس زمينه اين حركت، سياسي كاري نهفته بود، صدها مشكل سياسي و فرهنگي در دولت گذشته موجود بود كه تنها براي حفظ نظام، سكوت به خرج داده بوديم كمااينكه، اكثر شخصيت هاي نظام نيز به همين دليل از علني كردن مكرر انتقادات موجود، پرهيز مي كردند.
حجت الاسلام حسين دوست با اشاره به اينكه آقاي خاتمي در حال حاضر مسئوليت خاصي ندارد و بنابراين دليلي براي سكوت نيز وجود ندارد، خاطرنشان ساخت: ما تنها مي خواهيم شأن روحانيت كه در طول تاريخ اسلام، محفوظ مانده، همچنان محفوظ بماند اما جاي تعجب و تأسف عميق از عدم برخورد با دست اندازان به اين جايگاه از سوي مراجع ذيصلاحي كه در قبال آن سكوت كرده اند، وجود دارد.
وي با تأكيد بر اينكه هيچ مبلغ، كشيش و حتي موبد زرتشتي نيز حاضر نيست در كنار يك زن با آن وضع زننده بنشيند، اظهار داشت: آيا نبايد يك روحاني احترام لباس خود را حفظ كند؟ آيا اين فرد مصونيت ويژه اي دارد؟
حسين دوست همچنين با مبهم دانستن انگيزه خاتمي از سفر به كشورهاي خارجي و منابع مالي تأمين كننده مخارج اين سفرها، افزود: اگر كسي توان صيانت از لباس مقدس روحانيت را ندارد يا بايد از اين سفرها پرهيز كند و يا بدون لباس روحانيت در اين مجامع حاضر شود.
اين امضاكننده طومار 5 هزار نفره، با اشاره مجدد به هم نشيني زننده خاتمي با گزارشگر زن ايتاليايي و وجود تعداد زيادي دوربين در مقابل وي و مخابره اين تصاوير به دنيا، اظهار داشت: جامعه جهاني متحير است كه آيا سيد حسن نصرالله را بايد در اين لباس ببيند يا كسي كه با زنان مصافحه مي كند و در وضعيتي زننده كنارشان مي نشيند.
وي همچنين گفت: آقاي خاتمي از اين رفتار خود اظهار تأسفي نكرده اما اگر چنين كاري هم انجام دهد، آبرويي كه از لباس تشيع رفته را باز نمي گرداند. اين لباس به اندازه كافي در ميان دنياي استكبار و وهابيت دشمن دارد.
حسين دوست با اظهار تعجب از سخنان خاتمي در شيراز كه نسبت به برهنگي زنان در غرب انتقاد كرده بود، گفت: اين اظهارات كه در تغاير با رفتار گوينده آن است، چه معنا و مصرفي مي تواند داشته باشد؟ آيا پس از 8 سال رياست جمهوري متوجه اين مسائل شده اند يا طي اين مدت اخير، وجود و ماهيت ز زنان تغيير پيدا كرده است؟!
اين امضاكننده طومار با انتقاد از روزنامه هايي مثل جمهوري اسلامي، حزب الله و سايت بازتاب كه در مقابل بوسيدن دست معلم 70 ساله كلاس اول رئيس جمهور از روي دستكش، فرياد "وااسلاما" سر داده ولي در قبال قضيه اخير سياست سكوت و يا دفاع را برگزيده اند، تأكيد كرد: گاهي اوقات افرادي كه ملبس به اين لباس نيستند در تقيد به ارزشها بسيار پايبندتر عمل مي كنند. اطرافيان آقاي احمدي نژاد و روحانيون مرتبط با وي چنانچه خطايي نيز سر بزند، داعيه دفاع از آن را ندارند و اين نشانه ولايت پذيري آنان است اما "فاضل ميبدي" براي توجيه و تطهير خاتمي، دست به كار تغيير احكام الهي شد.
وي با اشاره به عكسي از رئيس جمهور كه در آن يك زن اندونزيايي عضو دولت قصد دست دادن با وي را دارد، اظهار داشت: رئيس جمهور، هم اظهار احترام كرده و هم به طرف مقابل فهمانده است كه چنين چيزي در آداب ما نيست. اين درحاليست كه در يكي از 4 مورد، زن ايتاليايي براي مصافحه با خاتمي دست دراز مي كند و وي نيز با وي دست مي دهد اما در ساير موارد، وي خود به استقبال زنان مي رود.
حسين دوست در پايان با تأكيد بر اينكه، اين اعتراض رنگ سياسي ندارد و با موارد مشابه در هر پست و مقامي نيز برخورد خواهد شد، افزود: تصور مي كنم هيچ روحاني و مسلماني نمي تواند نسبت به اينگونه حركات اباحي گرانه كه از چندين سال قبل آغاز شده بي تفاوت باشد و اعتراضي نداشته باشد و دادگاه ويژه روحانيت و جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم نيز بايد به طريق اولي اقدام كرده و نظرات خود را به صورت شفاف و قاطعانه اعلام كنند. خبرگزاري امريكايي يونايتدپرس در گزارشي با عنوان "اسرائيل و حزب الله، دور دوم؟"، از احتمال درگيري قريب الوقوع ميان رژيم صهيونيستي و حزب الله لبنان، خبر داد.
به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس، يكي از محتمل ترين سناريوهاي مطرح در اين زمينه را گسيل شدن نيروهاي نظامي اسرائيل به سمت سوريه از طريق بلندي هاي جولان و سپس راه اندازي جنگي "سرنوشت ساز" با ارتش سوريه در جاده منتهي به دمشق دانسته كه مرحله بعدي اين تهاجم، حمله اي سريع به لبنان با يورشي از جناح خارجي بر ضد حزب الله است.
گزارش يونايتدپرس با ذكر جملاتي از رئيس جمهوري اسلامي ايران درباره رژيم صهيونيستي، امريكا و ظهور امام دوازدهم شيعيان، آغاز شده و حزب الله لبنان عمق استراتژيك و نمونه كوچك شده ايران معرفي مي شود كه با شكست آن، راه ايالات متحده براي حمله به تأسيسات هسته اي ايران را هموار مي كند.
گزارشگر يونايتدپرس، مي افزايد: اگرچه حتي آمريكايي هاي ايراني تبار مخالف حكومت روحاني ايران، هنوز بر سر اين مساله كه "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري ايران گفته باشد خواستار نابودي اسرائيل از روي نقشه (زمين) است، بحث و مناقشه دارند اما در اينكه وي خواستار نابودي اين دولت يهود است، ترديدي نمي تواند وجود داشته باشد.
يونايتدپرس در اين گزارش، با استناد به منابع مختلفي مانند ديلي تلگراف لندن، زويچه زايتونگ آلمان، لوموند و ليبراسيون فرانسه كه اظهارات احمدي نژاد را در سفرهاي استاني جمع آوري كردند، مي نويسد كه رييس جمهوري ايران، اين هدف و اين راهبرد را نشانه رفته است:
- اين رژيم (اسرائيل)، يك روز نابود خواهد شد.
اين خبرگزاري در ادامه "دستورالعمل راهبردي" احمدي نژاد براي تحقق هدف نابودي رژيم صهيونيستي را برشمرده است. اين خبرگزاري به همراه روزنامه هايي كه از آن اين نقل قول ها مطرح شده است، با تحريف سخنان رئيس جمهور ايران، "شهادت" را به "انتحار (خودكشي)" و "شهادت طلبي" را به "بمبگذاري انتخاري" ترجمه كرده است. اين تحريف نمايانگر رويكرد رسانه هاي بيگانه در مخابره اخبار ايران است:
- ما از اعلام اين مطلب كه اسلام براي حكومت بر جهان آماده است، ابايي نداريم.
يونايتدپرس به بخشي از سخنان رئيس جمهور در همايش "جهان بدون صهيونيزم" (تهران- آبانماه 84) اشاره كرده و به نقل از وي مي افزايد: من مي گويم كه تحقق جهاني بدون آمريكا و اسرائيل، هم امكان پذير و هم شدني است.
اين خبرگزاري با بكار بردن تعبيراتي مانند گزافه گويي، بزرگ نمايي، لئامت و حقه بازي در قبال اين اظهارات، چنين رؤيايي را دست نايافتني مي داند اما تأكيد مي كند: با اين حال، اطلاعات روزانه ي دريافتي حاكي از تلاش هاي ايران براي تضعيف اقدامات آمريكا در عراق و افغانستان و همچنين تلاش هاي سازمان ملل براي ريشه كني خشونت در لبنان يعني كشوري است كه شش صلح بان اين سازمان بر اثر انفجار يك بمب كنار جاده اي كشته شدند. در گزارش "بان كي مون" دبير كل سازمان ملل آمده است:
براساس باوري رايج در لبنان و همچنين در ميان دولتمردان اين كشور، تقويت پايگاه هاي مرزي فلسطيني ها بدون اطلاع و حمايت ضمني دولت سوريه محقق نمي شود. بان همچنين به اين ادعاي اسرائيل اشاره كرد كه انتقال تسليحات پيشرفته از سوي سوريه و ايران در مرز لبنان-سوريه، هر هفته صورت مي گيرد و اين تسليحات راكت هاي دوربرد و سيستم هاي ضدتانك و ضدهوايي را در بر دارد. اسرائيل همچنين مي گويد كه عوامل مسلح حزب الله در دره بقاع سرگرم احداث تاسيسات جديدي همچون مراكز فرماندهي و كنترل كننده و توانمندي هاي پرتاب موشك و همچنين مشغول اجراي رزمايش هاي آموزشي هستند.
بخش پاياني گزارش يونايتدپرس از آمادگي رژيم صهيونيستي و حزب الله لبنان براي دور دوم درگيريها خبر مي دهد. خبري كه رئيس جمهور ايران، حدود يك ماه قبل در مراسم سالگرد امام راحل (ره) و مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران خارجي اعزامي براي پوشش اين رويداد، به آن اشاره كرده و با تأكيد بر شمارش معكوس براي نابودي رژيم صهيونيستي، اين رژيم را تهديد كرد كه اگر به چنين خطايي دچار شويد و بخواهيد جنگي دوباره در منطقه عليه ملت مظلوم لبنان به راه بيندازيد بدانيد اينبار اقيانوس خشم ملتهاي منطقه طوفاني ميشود و ريشه پوسيده شما را از منطقه برخواهند كند. در اين بخش از گزارش يونانيتدپرس به تمهيدات رژيم صهيونيستي براي آغاز دور جديد جنگ و اقدامات بازدارنده متقابل سوريه و حزب الله لبنان اشاره شده است: در اين كه اسرائيل و حزب الله آماده ازسرگيري مبارزه خود پس از جنگ 34 روزه تابستان سال گذشته مي شوند، ترديد چنداني وجود ندارد. در جريان جنگ ياد شده، نيروهاي اسرائيلي به خاطر رهبري سياسي و نظامي ضعيف خود در جايگاه دوم قرار گرفتند.
حزب الله همچنين نمونه اي كوچك شده از سوريه و ايران است. تهران تجهيزات و منابع مالي را تامين مي كند و سوريه به عنوان نقطه انتقال عمل مي كند و خدماتش نيز با دست و دلبازي تلافي مي شود.
دمشق به وضوح به اين نتيجه رسيده است كه اسرائيل به زودي از سوي بلندي هاي جولان حمله خواهد كرد. براي نخستين بار در 40 سال گذشته، سوريه مراكز ايست بازرسي نظامي خود در جاده منتهي به "قنيطره" در طرف سوري جولان را برچيد. روزنامه نگاران خارجي از پوشش خبري مانورهاي اسرائيل در ارتفاعات جولان منع شدند. "تسيپي ليوني" وزير خارجه اسرائيل بدون ذكر جزئيات بيشتر، صرفا گفت كه نيروهاي اسرائيلي سرگرم انجام مانورهاي نظامي هستند.
يكي از محتمل ترين سناريوهاي مطرح نيز اين است كه اسرائيل براي گسيل داشتن نيروهايش به سمت سوريه از طريق بلندي هاي جولان و سپس راه اندازي جنگي "سرنوشت ساز" با ارتش سوريه در جاده منتهي به دمشق آماده مي شود و پس از آن، حمله اي سريع و قاطع به لبنان خواهد داشت تا يورشي را از جناح خارجي بر ضد حزب الله انجام دهد.
تحقق چنين سناريويي، به لحاظ راهبردي لحظه ي ميموني براي اقدام آمريكا بر ضد ايران خواهد بود. در اين ميان، صرفا بررسي اين امر باقي مي ماند كه آيا نقش آفرينان كليدي در "شوراي امنيت ملي" آمريكا با اجماع آرا فرارسيدن چنين لحظه اي را فرصتي براي زدودن گرد و غبار از يك طرح احتمالي نيروي هوايي و دريايي براي تصرف23 تاسيسات هسته اي ايران تلقي مي كنند و يا خير.
« سيد ابوطالب سيد محمدي»
اين روزها مصادف است با بيست و پنجمين سالگشت ربوده شدن چهار تن از عزيزان وطن در پوشش ديپلماتيك و در جريان ماموريت خود در لبنان، توسط عوامل و اذناب رژيم صهيونيستي كه تا كنون از سرنوشت آنان خبري بدست نيامده است. نگارنده به يا مي آورد يازده سال پيش سمير جعجع فرمانده نيروهاي لبناني وابسته به صهيونيست ها به اتهام ترور شخصيت هاي مسيحي و منفجر كردن كليساي حضرت مريم (س) در لبنان دستگير و در زندان بسر مي برد ، خانواده اين چهار عزيز ربوده شده براي اتمام حجت به زنداني كه سمير در آن زنداني بود رفته و با وي ملاقات ومذاكره نمودند. در اين جريان همسر سمير جعجع نيز حضور داشت . يكي از فرزندان آقا سيد محسن موسوي كاردار ربوده شده ما، دست نوشته اي را خطاب به سمير جعجع با لحن كودكانه و معصومانه اش قرائت كرد كه همگي بويژه خود جعجع را به گريه انداخت .
اين طفل معصوم در نامه اش نوشته بود : آقاي جعجع چگونه است كه خانواده تو فراق چند روزه ات را تحمل نكرده و به بهانه هاي مختلف به ملاقاتت مي ايند ، آيا ما حق نداريم به عنوان فرزندان پدري كه پانزده ، شانزده سال است از سرنوشت شان خبر نداشته و گل رويشان را نديده ايم به ملاقاتشان برويم ؟ چگونه زن و بچه هاي شما حق دارند بابايشان را ببينند ولي ماها اين حق را نداريم ؟ سمير جعجع در حالي كه اشك مي ريخت گفت : خدالعنت كند ايلي حبيقه را كه آن موقع از فرماندهان تحت امر من بود و من فرمانده قوات لبنانيه در كل كشور بودم و ايشان فرمانده گردان قوات در منطقه شوف، همانجائي كه پدران شما در جريان يك كمين دستگير شدند. آن زمان حبيقه طي گزارشي به من نوشته بود كه ما در ارتفاعات شوف و مشخصا فالوغا چند نفر ايراني را كه با ماشين ديپلماتيك و بهمراه محافظين لبناني عبور ميكردند متوقف و چهار ايراني را بلافاصله اعدام و جنازه هاي آنها را جلوي حيوانات انداختيم و محافظين را با خودروي سياسي آزاد كرديم در حالي كه ايلي حبيقه اين ادعاي مرا رد مي كند و ميگويد من چهار نفر ايراني را تحويل تو داده و تو آنها را به صهيونيستها تحويل داده اي ! باري اگر چه اين عزيزان در راه ماموريتي كه انتخاب كرده بودند جان كمترين بهائي بود كه براي آن قائل بودند و به قول مشهور، سرشان را در كف دستشان گرفته و تقديم خالق خود كرده بودند . ولي بالاخره مسئولان كشور نيز وظيفه دارند كه ضمن گراميداشت ياد ونام آن عزيزان ، تلاشهاي بي وقفه و موثر خود را تا روشن شدن وضعيت و سرنوشت آنان دنباله گيري نمايند. اگر چه دشمن و طرف مقابل اين جريان، از عنود ترين و كينه توز ترين مخلوقات خدا در روي زمين هستند و چيزي به نام عاطفه ، انسانيت ، منطق در وجودشان جريان ندارد، ولي جا دارد كه مسئولان ذي ربط با تلاشهاي خستگي ناپذير و همه جانبه در بازگشائي اين گره كمك موثر نمايند و اضطراب و نگراني را از قلب هاي خانواده و ملت ايران بزدايند . بدان اميد . مدير كل اطلاعات استان كرمانشاه : با هوشياري مردم و كوشش سربازان گمنام امام زمان (عج)، 5 شبكه جاسوسي شامل 20 نفر، شناسايي و متلاشي شد كه كار رسيدگي به پرونده آنها در دست پيگيري است
به گزارش اداره كل اطلاعات استان كرمانشاه، كريمي به تشريح عملكرد اين اداره كل پرداخت و افزود: اعضاي اين باندها از عناصر داخلي و خارجي بودند كه توسط سرويسهاي اطلاعاتي دشمن، تطميع و توجيه شده و براي اهداف اقتصادي، نظامي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي در داخل كشور آموزش داده شده بودند. سردار نظری پیش از این نیز پس از برگزاری دادگاه کوی دانشگاه ضمن شکایت از رئیس جمهور سابق از سید محمد خاتمی و یاران او خواسته بود با وی درباره حادثه 18 تیر مناظره کنند تا حقایق نا گفته را برای افکار عمومی بازگو نماید اما این کار تا کنون صورت نگرفته است
سردار فرهاد نظری که در زمان وقوع حادثه 18 تیر 78 فرماندهی انتظامی تهران را بر عهده داشت، آمادگی خود را جهت مناظره با رئیس جمهور سابق و اعضای دولت او درباره وقایع کوی دانشگاه، اعلام کرد. برخي از اقدامات ماموران فرودگاه دبي مغاير با روند همكاريهاي نزديك دو كشور بوده و موجب رنجش خاطر مسافرين ميشود.
به گفته رودكي نايب رييس كميسيون امنيت ملي مجلس تعدادي از مسافران ايراني طي روزهاي گذشته مورد بد رفتاري ،توهين و حتي ضرب و شتم مسوولان فرودگاه دبي قرار گرفته اند... «خليفه شاهين المري» سفير امارات متحده عربي در تهران روز گذشته با مديركل كنسولي وزارت امور خارجه ملاقات و ضمن مرور مناسبات كنسولي بين دو كشور پيرامون رفتار كاركنان فرودگاه دبي در قبال ايرانيان بحث و تبادل نظر كرد. سفير امارات نيز ارائه خدمات به مسافران و احترام به آنها را از سياستهاي دولت متبوعش خواند و گفت: ضمن انتقال نظر بخش كنسولي وزارت خارجه ايران به دولت امارات، از ابوظبي خواهد خواست تا با اتخاذ تدابير مناسب در فرودگاه دبي، مانع از آزردگي خاطر مسافران شود.
در واکنش به خبر تشویق اسرائیل برای مهاجرت ایرانیان یهودی؛
انجمن کلیمیان تهران : هویت ایرانیان یهودی با هیچ مبلغی قابل معامله نیست. ایرانیان یهودی از قدیمی ترین ایرانیان هستند و چنانچه گروهی نیز اقدام به مهاجرت کرده اند این روند جدا از مهاجرت دیگر ایرانیان نبوده است.
انجمن کلیمیان تهران در واکنش به خبر مندرج در برخی روزنامه های روز دوشنبه درباره پرداخت مبالغی از دولت اسرائیل برای تشویق ایرانیان یهودی برای مهاجرت به اسرائیل تاکید کرد: بار دیگر با صدای رسا اعلام می کنیم هویت ایرانیان یهودی با هیچ مبلغی قابل معامله نیست. در این اطلاعیه خاطرنشان شده است : یهودیان ایران به فرهنگ اصیل و هویت ایرانی خود عشق می ورزند و تهدیدها و تطمیع های ناپخته سیاسی هیچ گاه در هویت زدایی از ایرانیان یهودی راه به جایی نخواهد برد. دكتر رامين : ما احمد متوسليان را نميشناسيم نميدانم كه او بالاخره يك بسيجي بود يا ديپلمات؟ به زعم عدهاي او براي گفتوگو و مذاكره به لبنان رفته بود! حتماً كردستان و خرمشهر هم براي مذاكره و گفتوگو رفته بود! اين چه ظلمي است كه ما به احمد متوسليان كردهايم؟ اگر احمد متوسليان متعلق به هر ملت ديگري غير از ايران بود، الان به بزرگترين الگوي بخش بزرگي از جهان تبديل شده بود
به گزارش فارس، بيست و پنجمين سالگرد ربايش 4 ديپلمات ايران در لبنان توسط عوامل رژيم صهيونيستي، با حضور تني چند از مسئولان، همكاران و همرزمان اين 4 ديپلمات و خانوادههاي آنها در سالن اجتماعات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات برگزار شد. هنوز آثار اقدامات کنسول سابق ونزوئلا در تهران که پس از رسوايي اخلاقي رابطه وي با يک زن شوهردار ايراني اخراج و موجب تغيير ناگهاني تمام اعضاي اين سفارتخانه شد، باقي مانده است.
در حالي که رئيسجمهور، ايران را خانه دوم هوگو چاوز رئيسجمهور ونزوئلا خوانده بود و وي با چفيه بر مزار شهداي دفاع مقدس حضور پيدا کرد، گوشههايي از فساد اخلاقي موجود در سفارت ونزوئلا در تهران افشا شد. صالح 47 ساله، متأهل و داراي چهار فرزند بود و خانواده وي هنگام وقوع اين جنايت در منزل حضور داشتهاند اما تروريستها به سوي آنها شليكي نكردهاند و تنها پس از اطمينان از كشتهشدن صالح، از محل گريختهاند.
تروريستهاي مسلح بعد از ظهر امروز با يورش به منزل هماهنگكننده سازمانهاي مردمي براي بازسازي حرم امامين عسگريين(ع) در سامرا وي را به رگبار گلوله بسته و به قتل رساندند. وي از ارديبهشتماه گذشته در پي دومين حمله به حرم امامين عسگريين(ع) و ويراني گلدستههاي اين آرامگاه و نيز بركناري جانشين پيشين فرماندار سامرا، به اين سمت گماشته شده بود. صالح 47 ساله، متأهل و داراي چهار فرزند بود و خانواده وي هنگام وقوع اين جنايت در منزل حضور داشتهاند اما تروريستها به سوي آنها شليكي نكردهاند و تنها پس از اطمينان از كشتهشدن صالح، از محل گريختهاند. تا لحظه مخابره اين خبر، هيچ گروهي مسئسوليت اين ترور را بر عهده نگرفته است. يك سرگرد عضو واحد حراست ارتش عراق با اعلام اين خبر، تصريح كرد: اصابت يك فروند موشك آر.پي.جي به اين برج، به تخريب شديد آن انجاميد. برج ساعت تنها بناي به جا مانده از عملياتهاي اخير عليه اين مرقد مطهر به شمار ميرفت كه در تصاوير منتشر شده از حرمين عسگريين(ع) همچنان قابل رؤيت بود. اين مقام افزود: نظاميان عراقي حاضر در محل به محض شليك اين موشك، عامل اين اقدام را به قتل رساندند. اين عمليات، سومين اقدام تروريستهاي تندرو در هتك حرمت حرمين عسگريين(ع) در سامرا به شمار ميرود. منابع اطلاعاتي صهيونيستي تصرف پايگاه هاي دستگاه اطلاعات فلسطيني درغزه به دست حماس را بزرگترين فاجعه قرن براي موساد دانستندكه درتاريخ دستگاههاي اطلاعات جهان بي سابقه است.
ماجراي تعجب آور دست دادن خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي با تکذيب امروز خاتمي در روزنامه کرباسچي ابعاد جديدي به خود گرفت.
خاتمي همچنين فيلم منتشر شده را مونتاژ خواند.
گفتني است، تصویر بردار صحنه دست دادن محمد خاتمي با زنان ايتاليايي که براي اولين باراین تصاویر را او در اينترنت منتشر كرده است، در وبلاگ شخصي خود به تشريح اين ماجرا پرداخت.
اين فرد ايتاليايي كه "اورما" نام دارد در وبلاگ خود نوشته است: «من در شهر اودين كه شهري كوچك در شمال شرقي ايتاليا است زندگي مي كنم. از قضا اين مكاني است كه حدود يك ماه پيش به صحنه دست دادن هاي معروف آقاي خاتمي تبديل شد، اما در آن زمان هيچ كسي به اين موضوع توجه نكرد تا زماني كه توجه روزنامه هاي ايران و مطبوعات جهان را به خود جلب كرد.
در روز مورد نظر چندين فيلمبردار و عكاس روي آقاي خاتمي زوم كرده بودند. گزارشگران، سياستمداران، اشخاصي گمنام و چهار زن در صف بدرقه آقاي خاتمي حضور داشتند.
همه حاضران در محل و حتي خود من كه چند سانتيمتر دورتر از آقاي خاتمي بودم حركات وي را مشاهده كرديم و از اين صحنه ها فيلمبرداري شد.
زماني كه ويدئوهاي خود را براي اولين بار تماشا كردم و تصميم گرفتم كه آن را بر روي يوتيوب (سايت اشتراك قطعات ويدئويي) قرار دهم از اين موضوع خبر داشتم كه اين يك نوع ريسك است اما فكر نمي كردم كه واكنش ها تا به اين حد باشد.
هم اكنون سخت در تلاشم همه فيلم هايي كه در جريان ديدار خاتمي از ايتاليا و بعد از آن جمع آوري كرده ام در اينترنت قرار دهم.»
همچنين يش از تکذيب رسانه اي خاتمي، برخي برتن کنندگان لباس روحانيت با ارائه نظرياتي از فقها خواسته بودند تا به حليت دست دادن با نامحرمان حکم کنند!
در اين باره محمد تقی فاضل میبدی(از مرتبطان باند مهدی هاشمی)در یادداشتی که در روزنامه ی"هم میهن" متعلق به غلامحسین کرباسچی آن را به چاب رساند ،نوشت:جا دارد فقهای شیعه در امثال چنین مسائلی با در نظر داشتن موضوع و حفظ آداب و رسوم مجددا بازنگری کنند!
وی با لحنی معترضانه خطاب به فقها افزود:اگر مصافحه با زنان نه از نگاه جنسی که از نگاه آداب و رسوم اجتماعی لحاظ شود چرا باید حرام شود؟!
|
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
شهریور 1388
مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 امکانات
|
||||||||||||||||||||||||
Copyright © 2006 All Rights Reserved by mehrpouya.Blogfa.com