تبليغاتX
یادداشت های مهرپویا همت پور

خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد قادمون

درباره وبلاگ
بازديد كننده گرامي.
از اينكه به اين وبلاگ ابراز لطف نموده ايد سپاسگذارم. اين وبلاگ متعلق به اينجانب مهرپويا همت پور مي باشد . اخباري كه از سايت هاي ديگري اقتباس گرديده اند صرفا جهت بهره برداري قانوني و شرعي شما مي باشد.كليه حقوق يادداشت ها و مقالات و اخباري نيز كه با نام بنده در اين وبلاگ قرار دارند نيز منحصرا متعلق اينجانب بوده و هر گونه استفاده بدون اجازه از آنها غيرقانوني و قابل پيگرد مي باشد.
نظرات سازنده شما پله موفقيت اين وبلاگ است. لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب نظرات و انتقادات خود را در وبلاگ اعلام فرماييد.
پیوندهای روزانه
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
امپراطوري هسته‌اي ايالات متحده×داريل پرس ×

كارشناسان معتقدند امريكا در تلاش است تا با افزايش اين توانمندي‌ها، خود را به عنوان امپراطوري هسته‌اي دنيا معرفي كند.

پس از پايان جنگ جهاني دوم و پيدايش جهان دو قطبي، ايالات متحده تلاش نمود تا با سرمايه گذاري گسترده در بخش تسليحات هسته‌اي و اتمي، از تهديدات احتمالي بلوك شرق جلوگيري نمايد.

هواپيما‌هاي حامل بمب‌هاي هسته‌اي زير دريايي‌هاي حامل كلاهك هسته‌اي و در نهايت موشك‌هاي بالستيك، سه عنصر اساسي كاربرد زردخانه‌هاي كشتار جمعي ارتش آمريكا به شمار مي‌رفتند. اما با پايان جنگ سرد و فروپاشي ابرقدرت‌ شوروي، سرمايه گذاري‌هاي هنگفت اين بخش، با كاهش روبه رو نگرديد، چرا كه كارشناسان معتقدند امريكا در تلاش است تا با افزايش اين توانمندي‌ها، خود را به عنوان امپراطوري هسته‌اي دنيا معرفي كند. براي بيش از نيم قرن، قدرتمندترين كشورهاي هسته‌اي دنيا در وضعيتي نظامي به سر مي‌بردند كه «نابودي متقابل تضمين شده MAD» نام داشت.

در اوائل دهه شصت ميلادي، زرداخانه هسته‌اي دولت ايالات متحده و اتحاد جماهير شوروي چنان گسترش يافته بود كه هيچ يك از دو قدرت توانايي نابودي طرف ديگر را حتي در صورت حمله‌اي غافلگيرانه نداشت. در اين شرايط آغاز نمودن يك جنگ هسته‌اي به معناي انجام خودكشي، تلقي مي‌گرديد.

در طول سال‌هاي جنگ سرد، بسياري از كارشناسان و تحليل گران سياسي معتقد بودند كه بازدارندگي حاصل از سلاح‌هاي اتمي منجر به ايجاد ثبات و صلح در دنيا شده است. چرا كه اين تسليحات در عرصه سياست‌هاي بين المللي علاوه بر تعادل بخشي به مذاكرات كشورها، باعث تعديل رفتار ابرقدرت‌هاي دنيا نيز مي‌گرديد. (هر چند بايد توجه نمود كه همزمان با بحران موشكي كوبا در سال 1962 ميلادي، اين دوره پايان يافت)

به دليل بن بست‌ هسته‌اي آن سال‌ها، كارشناسان خوش‌بين اعتقاد داشتند كه ديگر عصر قدرت‌هاي بزرگ بين‌المللي به پايان رسيده است. اما منتقدان اين وضعيت معتقد بودند كه اين بازدارندگي علي رغم ناتواني‌ در جلوگيري از جنگ افزاري و تهديدات قدرت‌هاي بزرگ در نهايت، تنها با فروپاشي امپراطوري زياده خواه و استبدادي اتحاد جماهير شوروي در پايان دهه هشتاد ميلادي انجاميد.

البته اين مباحث ممكن است امروزه مرور اتفاقات تاريخي سال‌هاي گذشته محسوب گردد، اما سايه آثار اين وقايع هنوز هم بر سر دنيا سنگيني مي‌كند، هر چند ما به پايان اين دوره نزديك شده‌ايم.

امروزه، براي اولين بار در 50 سال اخير، ايالات متحده به جايگاه «رهبري هسته‌اي دنيا» نزديك شده است.

به علاوه احتمالا در آينده‌اي نه چندان دور، دولت اين كشور قادر خواهد بود كه زرداخانه‌هاي هسته‌اي دور برد روسيه و چين را با يك حمله ناگهاني نابود نمايد. اين تغيير عمده در توازن قدرت جهان، ناشي از عواملي به ويژه بهبود سيستم هسته‌اي ايالات متحده، فروپاشي سريع زرداخانه هاي اتمي و هسته‌اي روسيه و در نهايت پيشرفت توسعه سريع نيروهاي هسته‌اي چين مي‌باشد.

در اين ميان تغيير در سياست‌هاي واشنگتن و يا گام نهادن مسكو و پكن در مسير افزايش تسليحات جنگي و آمادگي‌هاي نيروهاي نظامي، مي‌تواند منجر به شكل گيري فردايي گردد كه در آن، روسيه و چين و ساير كشورهاي دنيا، براي سال‌هاي متمادي در سايه امپراطوري هسته‌اي ايالات متحده قرار گيرند.

در اين وضعيت نوين، ديدگاه تئوريك افراد، تعيين كننده چگونگي تبيين اوضاع هسته‌اي جهان خواهد بود. آقاي هاوكس معتقد است كه ايالات متحده به نيروي منعطف در دنياي تبديل گرديده است كه از شكل گيري يك عصر نوين هسته اي استقبال مي‌نمايد، زيرا آنان به سلطه ايالات متحده در دو بخش سلاحهاي هسته‌اي و متداول اتكاء داشته و اين امر به بازداشتن حملات احتمالي ساير كشورها به خاك امريكا كمك خواهد نمود.

به عنوان مثال با توسعه امپراطوري هسته‌اي ايالات متحده، رهبران چين ممكن است با دقت بيشتري در مورد مسائلي نظير تايوان، تصميم گيري نمايند، زيرا معتقدند در صورت دخالت نظامي آمريكا در تايوان و عكس العمل‌ نيروهاي نظامي چين، ممكن است زرداخانه‌هاي هسته‌اي چين مورد حمله ارتش آمريكا قرار گيرد. اما صلح جويانان دنيا كه با كاربرد تهديدات هسته‌اي عليه كشورهاي ديگر مخالفند، از شكل گيري امريكايي جسور و بي‌قيد و بند بيمناكند.

به علاوه شكل گيري اين امپراطوري هسته‌اي ممكن است دولت امريكا را به انجام رفتارهاي تهاجمي در ساير نقاط دنيا سوق دهد كه به ويژه اين وضعيت با توجه به سلطه آمريكا در بسياري از نقاط دنيا دور از انتظار نخواهد بود و در نهايت اينك يك گروه سوم كه از امكان ايجاد يك برخورد غير عمدي هسته‌اي بيمناكند، معتقدند كه امپراطوري هسته‌اي ايالات متحده ممكن است ساير قدرت‌هاي هسته‌اي دنيا را به اتخاذ تصميماتي نسنجيده و خطرناك كه حتي ممكن است به آغاز حملات ناخواسته اتمي عليه ساير دولت‌هاي منجر شود، مجاب نمايد. اين افراد اين وضعيت جديد را «ناپيداري بحراني» نام نهاده‌اند.

 
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
زرداخانه‌هاي نظامي يك دولت مردم‌سالار

براي حدود 50 سال، برنامه‌ريزان جنگي سازمان پنتاگون، مديريت زرداخانه‌هاي هسته‌اي آمريكا را به گونه‌اي طراحي نموده بودند كه مهاجمان احتمالي را از هر گونه اقدامي باز دارد و در صورت لزوم، در يك جنگ هسته‌اي به وجود آمد، نيروهاي تهاجمي اين كشور بتوانند در زماني اندك، اهداف هسته‌اي كشور مهاجم را نابود نمايند. براي دستيابي به اين اهداف، دولت ايالات متحده بر يك مجموعه سه گانه هسته‌اي شامل بمب افكن‌هاي استراتژيك، موشك‌هاي بالستيك بين قاره‌اي و زير دريايي‌هاي داراي موشك‌هاي بالستيك اتكا دارد. بدين ترتيب هيچ مهاجمي نمي‌تواند در يك حمله ضربتي، همه نيروهاي هسته‌اي ارتش ايالات متحده را نابود نمايد. به علاوه، در صورت وقوع احتمالي چنين حمله‌اي، نيروهاي ارتش امريكا قادر خواهند بود به سرعت عكس العمل نشان دهند. البته بايد دانست كه اين نيروهاي سه‌گانه قادر خواهند بود كه در حملات پيش‌دستانه احتمالي ارتش ايالات متحده نيز مشاركت داشته باشند. همچنين بمب‌افكن‌هاي رادار گريز استيلث و زير دريايي‌هاي شناور در اطراف سواحل كشورهاي دشمن، قادر خواهند بود كه در كنار موشك‌هاي ميان قاره‌اي ارتش امريكا نقش مهم در استراتژي‌هاي جنگي اين كشور ايفا نمايند. بدين ترتيب اين تجهيزات پيشرفته به شكل‌گيري امپراطوري هسته‌اي ايالات متحده منجر شده است.

توانمندي‌هاي هسته‌اي ايالات متحده در سال‌هاي جنگ سرد، علاوه بر افزايش قدرت چانه زني سياسي رهبران اين كشور، به برنامه‌ريزي آنان براي مقابله با گسترش نظام‌هاي كمونيستي در اروپا نيز كمك مي‌نمود. اگر اتحاد جماهير شوروي در سال‌هاي دهه پنجاه ميلادي، اروپاي غربي را اشغال مي‌نمود، حمله اتمي ارتش آمريكا به خاك روسيه و كشورهاي اروپايي شرقي و چين مي‌توانست به پيدايش جنگ جهاني سوم منتهي گردد. و البته بايد بدانيم كه طرح اين برنامه نه تنها در سطح مديران مياني اين كشور كه در بالاترين رده‌هاي دولت آمريكا نيز مورد پذيرش قرار گرفته بود.

امپراطوري هسته‌اي ايالات متحده در سال‌هاي دهه شصت ميلادي با پيشرفته‌هاي چشم‌گير نظامي ارتش سرخ رو به افول گذاشت. بدين ترتيب دولت امريكا استراتژي دفاع پيش‌گيرانه هسته‌اي خود را به راهبرد سلطه جهاني هسته‌اي تغيير داد. بدين ترتيب دولت امريكا با گسترش زرداخانه، هسته‌اي خود، بهبود دقت هدف‌گيري و افزايش قدرت تخريب جنگ افزارها، سرمايه‌گذاري در بخش دفاع ضدموشكي، گسيل ضد دريايي‌هاي اتمي به سواحل بلوك شرق و ساخت موشك هاي قاره پيماي چند مرحله‌اي قابل شليك از پايگاه‌هاي زميني و زير دريايي‌ها در كنار توليد بمب افكن‌هاي رادار گريز و موشك‌هاي كروز هسته‌اي رادار گريز، به سوي تحقيق اهداف خويش گام نهاد.

البته در همين حال، اتحاد جماهير شوروي نيز به گسترش جنگ افزاري‌هاي هسته‌اي خود همت گماشت. بدين ترتيب اگر چه هر دو كشور از مزيت‌هاي شكل گيري يك امپراطوري هسته‌اي آگاه بودند. اما هيچ‌ يك نمي‌توانستند ريسك ناشي از قرار گرفتن در جايگاه دوم جهاني را از نظر قدرت هسته اي بپذيرند.

با پايان جنگ سرد، ارتش ايالات متحده تصميم گرفت كه زرداخانه هسته‌اي و اتمي خود را بازسازي نمايد. لذا اين كشور موشك‌هاي بالستيك موجود در زير دريايي‌هاي خود را با موشك‌هاي بسيار دقيق‌تر و سه مرحله‌اي دي - 5 كه بسياري از آنها كلاهك‌هايي جديدتر و بزرگ‌تر حمل مي‌نمودند، تعويض كرد. نيروي دريايي ايالات متحده نيز بخش قابل توجهي از موشك‌هاي هسته‌اي قابل شليك از زير دريايي‌هاي خود را به موشك‌هاي پاسيفيك تبديل نمود كه دامنه برد آنها مناطق ساحلي چين و روسيه را نيز در بر مي‌گرفت. در بخش نيروي هوايي هم، بمب افكن‌هاي استراتژيك 52_B موشك‌ها قابليت گريز از رادارهاي دفاع هواي كشورهاي چين و روسيه را دارا مي‌باشند. به علاوه، نيروي هوايي با بهبود سيستم‌هاي اويونيك الكترونيك هواپيما بمب افكن‌هاي رادار گريز بي - 2-B قابليت پرواز در ارتفاع پائين و فرار از دين قدرتمندترين رادارهاي كشورهاي متخاصم را به اين نوع هواپيماها افزوده است.

 

عدم توازن در تروريسم

علي رغم اينكه نيروهاي هسته‌اي ايالات متحده در مقايسه با سال‌هاي پاياني جنگ سرد، قدرتمند‌تر شده‌اند، از سوي ديگر، قدرت نظامي روسيه در بخش‌هاي هواپيماهاي دور پرواز، موشك‌هاي بالستيك بين قاره‌اي و زير دريايي‌هاي حامل موشك بالستيك به ترتيب با 39، 58، 80 درصد كاهش رو به رو شده است.

به علاوه از سوي ديگر همين تجهيزات باقيمانده هم قابليت استفاده سريع را ندارد.

مثلا اينك بمب افكن‌هاي استراتژيك ارتش روسيه تنها در دو پايگاه هوايي اين كشور مستقرند كه در صورت وقوع يك حمله ناگهاني، به شدت آسيب پذيرند. به علاوه، با كاهش شديد تعداد رزمايش‌هاي اين نيروها، آمادگي رزمي آنان در هاله‌اي از ترديدي قرار دارد.

از سوي ديگر گفته مي‌شود كه 80 درصد موشك‌هاي بالستيك بين قاره‌اي ارتش روسيه به پايان عمر مفيد عملياتي خويش رسيده‌اند و فعاليت‌هاي مربوط به جايگزيني اين موشك‌ها به نمونه‌هاي جديدتر به دليل ضعف‌هاي موجود و توليد اندك محصولات، به كندي صورت مي‌گيرد.

بدين ترتيب براي تعيين حجم تغييرات در توازن هسته‌اي دنيا از دوره جنگ سرد، ما از يك مدل رايانه‌اي بر مبناي حمله احتمالي ايالات متحده به زرادخانه‌هاي هسته‌اي روسيه بهره گرفتيم مهم‌ترين نتيجه قابل پيش بيني، آسيب پذيري شديد ارتش روسيه، وجود نقاط كور فراوان راداري و تاخير در اعلام هشدار حمله هسته‌اي از سوي دولت روسيه در صورت وقوع حمله‌اي احتمالي بود.

به هر حال، با افول نيروهاي هسته‌اي روسيه، آسيب پذيري اين كور در برابر حملات احتمالي ارتش آمريكا افزايش يافته است. به علاوه بررسي‌هاي ما نشان داد كه برنامه‌ ريزي‌هاي دفاع روسيه در مقايسه با استراتژي‌هاي مدرن هسته‌اي، اثر بخشي كمتري داشته‌اند.

از سوي ديگر، نيروهاي هسته‌اي چين نيز از آسيب‌ پذيري زيادي در صورت حملات ناگهاني و يا از پيش اخطار داده برخوردارند. البته آنان در مقايسه با روسيه زرداخانه‌ كوچك‌تري را در بخش سلاح‌هاي اتمي و هسته‌اي دارا هستند. به علاوه آنان فاقد بمب افكن‌هاي دور برد استراتژيك و زير دريايي‌هاي حامل موشك‌هاي هسته‌اي بالستيك مي‌باشند.

 

طراحي هوشمند

اما آيا به راستي ايالات متحده به دنبال امپراطوري مطلق هسته‌اي است؟ و آيا اين تبليغات به دليل تلاش جهت جذب بودجه بيشتري از سوي پنتاگون همراه با بزرگ‌نمايي خطر حملات تروريستي دولت‌هاي به اصطلاح محور شرارت صورت نمي‌گيرد؟ البته به سهولت نمي‌توان در اين مورد اظهار نظر نمود، اما شواهد بسياري حاكي از آن است كه اين كشور به دنبال دستيابي به يك امپراطوري هسته‌اي در دنياي امروز مي‌باشد. از سوي ديگر، سرمايه گذاري‌هاي هنگفت ايالات متحده در مسير تقويت توان هسته‌اي خود، اين فرضيه را تا حدود زيادي تقويت مي‌نمايد. به عنوان مثال، بهينه سازي كلاهك هسته‌اي 76_W كه قابل پرتاب از زير دريايي‌هاي اين كشورند، با هدف تقويت قابليت‌ تهاجمي اين تسليحات انجام گرديده است. همچنين در سال‌هاي اخير، تحقيقات زيادي در مورد بهبود دقت جنگ‌افزارها و موشك‌هاي هسته‌اي و همچنين قدرت‌ تخريب اهداف زير زميني كشور هدف انجام گرديده است.

البته در اين ميان سوال جديدي به وجود مي‌آيد. اگر دولت آمريكا همواره از خطر دولت‌هاي محور شرارت و يا گروه‌هاي تروريستي ابراز نگراني مي‌نمايد، چرا تاكنون بيش از يك هزار كلاهك هسته‌اي ساخته است؟ و آيا واقعا ابراز نگراني‌هاي آنان در مورد خطرات خارجي تهديد كننده اين كشور، واقعي مي‌باشد؟

لذا در مجموع اين شرايط حاكمي از آن است كه تقويت و شكل گيري امپراطوري هسته‌اي ايالات متحده اهداف مهم‌ترين نظير خلع سلاح داوطلبانه روسيه و چين را نيز در بر مي‌گيرد. هر چند منتقدان معتقدند كه علي رغم سرمايه گذاري‌هاي گسترده ارتش ايالات متحده در بخش‌هاي دفاع زميني، هوايي، دريايي و فضايي، هنوز هم اين كشور در صورت وقوع يك حمله ناگهاني، آسيب پذيري زيادي خواهد داشت. از سوي ديگر اين منتقدان خاطرنشان مي‌نمايند. كه ساختار نظامي ارتش آمريكا، اصولا به صورت تهاجمي و نه تدافعي شكل گرفته است.

 

آيا بايد تهديدات نظامي را متوقف نمود و بمب‌ها را دوست داشت؟

در طول سال‌هاي جنگ سرد، سرمايه گذاري در جهت شكل گيري يك امپراطوري هسته‌اي، تا حدود زيادي غير عقلايي به شمار مي‌رفت، اما با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، روياي يك امپراطوري هسته‌اي در اذهان دولت‌مردان آمريكايي شكل گرفت. به علاوه آنان تلاش نمودند تا آمادگي‌هاي لازم را جهت رويارويي با چند كشور متخاصم به ويژه چين، كره شمالي و ايران به دست آوردند.

البته در اين ميان، تعدادي از كارشناسان سياسي دنيا، نگراني خود را از پيدايش امريكايي‌ كه بدون واهمه از هيچ قدرت و كشوري، به تهديد و يا حتي استفاده از اين سلاح‌ها بر عليه ساير كشورهاي جهان در جهت دستيابي به اهداف سياسي خارجي خويش مي‌پردازند، ابراز نموده‌اند.

دكتر اوول در اين باره مي‌گويد: تلاش و سرمايه گذاري گسترده دولت‌مردان كاخ سفيد و پنتاگون در جهت ايجاد يك امپراطوري هسته‌اي، مي‌تواند باعث به وجود آمدن عكس العمل‌هاي ناخواسته از سوي ساير كشورها عليه منافع دولت ايالات متحده گردد. چرا كه در اين شرايط، چين و روسيه با ساخت تعداد بيشتري موشك‌ و زير دريايي و بمب افكن، عملا به بحراني‌تر نمودن وضعيت سياسي و نظامي دنيا دست مي‌زنند. لذا در اين حالت، امكان وقوع يك جنگ هسته‌اي تصادفي و ناخواسته و يا حتي تعمدي افزايش يافته است.

و در نهايت بايد دانست كه عقلانيت فراسوي تشكيل يك امپراطوري هسته اي را بايد در قالب اهداف سياست خارجي ايالات متحده ارزيابي نمود.

ايالات متحده در چند دهه اخير تلاش مي‌كند كه در هر شرايطي، سلطه جهاني خود را گسترش دهد از سوي ديگر، دولت بوش استراتژي سياسي خود را بر مبناي تضعيف دولت‌هاي مخالف با سياست‌هاي خود كه مي‌توانند منافع اين كشور را به چالش بكشند به ويژه در مناطقي نظير خليج فارس قرار داده است.

امروزه دولت ايالات متحده در شرايطي دوم از گسترش دموكراسي مي‌زند كه با توجه به روز افزون تسليحات كشتار جمعي‌ هسته‌اي، و اتمي، عملا در جهت مخالف با سياست‌هاي اعلام شده خود گام بر مي‌دارد و البته به خاطر داشته باشيد كه گسترش و شكل‌گيري يك امپراطوري هسته‌اي در دنيا، با مخاطرات و چالش‌هاي فراواني رو به رو خواهد بود كه دولت امريكا را نيز از آن گريزي نيست.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
خبرهای مهم از آمریکا در مستند «طالب زاده»
 نادر طالب زاده کارگردان سینما و تلویزیون در مراسم بزرگداشت شهید سید مرتضی آوینی در تالار سید الشهدا (ع) ، گفت : « قصد من در این مستند این است که مردم ایران از آنچه که در داخل آمريكا می گذرد با خبر شوند. » 

وی این مجموعه تلویزیونی را سي يا چهل قسمتی عنوان کرد و افزود : « این فیلم درباره اوضاع و احوال داخلی آمريكا  تهیه شده است و به نوعي ادامه " ساعت بيست و پنج " است كه شانزده سال پيش با آقا مرتضي كار كرديم . »

این کارگردان سینما و تلویزیون گفت: « خبري از اوضاع داخلي آمریکا براي ما نمي آيد و غالبا اخبار دست دوم و سوم به ما مي رسد  و اميدوارم اين فيلم تحولي را در خبررسانی از خاكي كه بيشترين توطئه را بر عليه ما دارد، ایجاد کند . »

وی افزود : « مسوولان در اين زمينه ها هيچ اقدام تهاجمي را انجام نمي دهند و ما هيچ اطلاعي از داخل خاك دشمن نداريم . من  با حدود صد نفر (در داخل آمریکا) مصاحبه كردم ؛ هيچ كدام نظر سویي نسبت به ايران نداشتند. »

وی با تاکید بر اهمیت اطلاع رسانی گفت: « امروزه دوربين و نیروی رسانه ای خيلي موثرتر از مسلسل و بمب اتم است و بسيار جلوتر از نيروي نظامي حركت مي كند .»

وی در ادامه با انتقاد از صدا وسیما افزود: « در ساخت اين فيلم كه بخشي از آن در حال حاضر آماده شده است، شروع كرده اند به ايراد گرفتن، در آن زمان هم همين مشكل بود و نيمي از فيلم "خنجر و شقایق " را حذف كردند که جار و جنجال شد اما امروز ديگر مرتضي(آويني) نيست كه جار و جنجال كند . گفتيم بگذاريد اين كار پخش شود ولي نه در زمان هاي بيست دقيقه! شما در تلوزيون زمان هاي بيشتري براي مستندها مي گذاريد. وقتي صحبت از آمريكا، بحران، مردمان و متفكرين آن است مردم حوصله ندارند! اما در مورد مار و پلنگ و ملخ زماني طولاني اختصاص مي دهيد. اين ذائقه خراب شده است . »

طاللب زاده گفت: « به آن ها مي گوييم كه زياد با صبر و تحمل ما بازي نكنند(!) »

وی گفت : «حرف امروز ما این است كه تلويزيون بايد وسيله اي براي انتقاد ، وسيله اي براي اصلاح ، یك رسانه واقعي و شمشير صالحي باشد . »

اين مستند ساز، اطلاع رساني را مانند اطلاعات عمليات دانست و افزود : « بايد از پشت خاكريز دشمن خبر داشته باشیم كه چه كسي در كجاست و چه مي كند و به نظر من رسانه هاي ما نسبت به اين قضيه كمي غافل هستند  و اميدوارم كه اين عقب ماندگي جبران شود. »

طالب زاده با اعلام خبر "مرتضي از چند ماه پيش به خارج از ايران صادر شد "گفت: « چند وقت پيش در لندن در تالار باربي كن كه یکی از بزرگترين مراكز فرهنگي انگليس و اروپا است، بخشي را به شهيد آويني اختصاص دادند و احتمالا چند ماه ديگر هم چنين محفلي در پاريس ايجاد مي شود. »

وي در پايان تاكيد كرد: «شبيه مرتضي هنوز نیامده است و او بهترين در روزگار خود بود . »

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
تاريخ و جغرافياي جنگ به لجن كشيده شده/سعيد قاسمي
رحمت خدا بر سيد مرتضي آويني.امسال بعد از گذشت چهارده سال از شهادت آقا سيد امسال براي من بسيار ملموس تر بعد از اين كه يك عاشوراي فكه را با بچه هاي دانشجو درك كرديم و يك سفر راهيان نور ايام عيد.
آن جا تازه پي بردم كه چرا سيد مرتضي آويني كه هم يك نقشه كش خوب بود، هم يك متن نويس خوب بود، يك فيلم بردار خوب بود،هم كارگردان خوب بود.هم يك نقاش خوب، هم مترجم بود، هم به زبا عربي و هم انگليسي.اما اين آدم چرا دست به دوربين شد؟مي توانست يك آرپيچي زن خوب شود.مي توانست يك تك تيرانداز خوب باشد.يك تخريب چي خوب.امسال فهميدم  كه چرا اين كار را انتخاب كرد.كه در شرايطي به سر مي بريم كه عمدا هم تاريخ جنگ و هم جغرافياي جنگ به لجن كشيده شده است.
يعني او دقيقا مي دانست كه آثار دفاع مقدس را شخم مي زنند.حضرت روح الله در پيامي تاكيد موكد داشتند كه مناطقي را نگه داريد.اما ما چه كرديم و چه بهتر كه بگوييم چه كارهايي كه نكرديم. مي دانست كه اين اتفاق مي افتاد.

دژ در خرمشهر بر اثر عمليات بازسازي شخم زده شد و تمامي تانك هاي آن در كارخانه  نبرد اهواز ذوب شد.

در سنندج باشگاه افسران، باشگاهي كه در آنجا پانزده روز در محاصره بوديم و جنگيديم، در و ديوار آن را كه هنوز آثار جنگ و مرمي ها در آن بود با بلدوزر تخريب كردند و روي آن ساختماني بنا كرده اند به نام مركز حفظ ارزش هاي دفاع مقدس(!)

آويني مي دانست كه به جاي اين كه با آرپيجي تانك بزند كه امروز هيچ آثاري از آن ها باقي نماند كاري كرد كه امروزه كاروان هاي راهيان نور به مناطق جنگي راهي شوند.

شهيد آويني پيشنهاد داده بود كه از خانواده هاي شهداي قتلگاه فكه كه استخوان ها آن جا باقي بمانند تا هر ساله آن جا عاشورايي به پا شود.

سيد مرتضي مي توانست در شهرك سينمايي برود و به ساخت فيلم مشغول شود.اما مي دانست كه امروز از 1300 صفحه در كتاب هاي درسي متوسط از دو تا چهار برگ در باره دفاع مقدس است.وقتي بهترين ساعت ها را براي ترش و شيرين،چيپس و خيار شور مي گذاريد،در شرايطي كه هنوز بچه هاي جنگ هستند و كار مي كنند بهترين تصاوير را از لبنان مي گيرند در بد ترين ساعات پخش مي كنند.ما هنوز دچار آن بحران در قصه خنجرو شقايق هستيم علي رغم تمام مشكلات و معظلات.

من نمي دانم چه كسي مي خواهد جلوي تخريب تاريج و جغرافياي دفاع مقدس را بگيرد؛ علي رغم آن كه همه آن ها نيز عزيزان و رفقاي ما هستند.

پيتزا فروشي در شلمچه درست كرده ايد. سيستم دالبي كه گذاشته ايد با هزينه هاي فراوان تا ايجاد صداي واقعي شود تا خواهران دلشان بلرزد(!) با اين مسائل اين قدر عوامانه برخورد نكنيد.

ما متاسفيم كه در اين شرايط بحراني و دشمن شناسي در همين فرمايش اخير حضرت آقا كه اشاره به دشمن شناسي داشتند عزيزان همان طور در حال خودشان هستند . كار به جايي رسيد كه فشن اسلامي نشان دادند. بعد آقاي ضرغامي نارحت هم مي شوند. فاين تذهبون آقاي ضرغامي. روز اول كه شما روي كار آمديد گفتيد كه جلوي اين تبليغات را خواهي گرفت.روز پنجم گفتيد، اينان تراس هايي پشتشان خوابيده است تا ده سال. نتوانستي حتي يك مفسده را مقابله كني.

امروزه جوانان مشتاق شنيدن روايت هاي دفاع مقدس هستند. هر كجا كتابي در باره دفاع مقدس است به سراغ آن مي روند و راهيان نور نيز هر ساله با استقبال بيشتري رو به رو مي شود و به دنبال راوياني هستند كه از جنگ براي آن ها بگويد.
آقاي ضرغامي! اصلا به اين صورت نيست كه برنامه هاي دفاع مقدس مخاطب نداشته باشد. از محاصره يك ساله آبادان حتي يك مستند ساخته نشده است.

سيد مرتضي يادت مي آيد كه گفتي كار فرهنگي يارانه پذير است؟

بعد از شهادت تو رفتند آقايان راهي را كه رفتند! يكي رفت كارخانه وينيستون را بخرد. يكي رفت سفره خانه سنتي راه انداخت. يكي جوراب استارلايت زد تا با پول اين ها كار فرهنگي مستقل انجام دهند.

بايد چو عمر قرن هايي سر بيايد
تا مثل يك آويني ديگر بيايد

تشكر از همه شهيدان.تشكر از شهيد صياد شيرازي كه همين راه را رفت تا لايه هاي ديگر جنگ را براي شما بگويد كه چرا در فكه شكست خورديم.

اللهم اياك نعبد و اياك نستعين
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
حاشيه‌اي انتقادي بر سخنان هاشمي در كنفرانس وحدت اسلامي

حجت الاسلام علي جعفري*

 اتحاد واجب، وحدت محال، استحاله انتحار

 1- مسأله‌ي همگرايي و پيوستگي امت اسلامي همواره يكي از مطالبات اصلي علماء شيعه و بدنه اجتماعي فعال همراه ايشان بوده است. شايد هيچ فقيه و رجل مذهبي شيعي را نتوان يافت كه افكار، فعاليتها و ايده هايي را در اين باب دنبال نكرده باشد. تاريخ يكصدسال اخير پر افت و خيز تشيع، كه در مجموع افزايش تدريجي انسجام اجتماعي – سياسي جمعيت‌هاي عمده‌ي شيعي و اتقان هويت مذهبي فرد‌‌فرد آنها را بدنبال داشته، همواره با ضرباهنگ اتحاد اسلامي شيعه و سني پيش رفته است. بي‌ترديد حيات اين گفتمان معنايي قدرتمند و رشد و نمو تشيع در پرتو آن از يكطرف مديون تلاشها و دورانديشي‌هاي علماء بزرگ بلاد و فقهاء عظيم‌الشأن اين مكتب و از طرف ديگر محصول اطاعت و حمايت پيروان و هواداران سترگ ايشان از اين جهت گيري استرات‍ژيك بوده است. به استثناء برخي وقايع و مواقع خاص دشمن هنوز نتوانسته است به تسلط گفتمان «اتحاد» خدشه اي وارد كند و تعادل فرهنگي- اجتماعي روابط ميان شيعه و سني را به هم زند، چه اينكه؛ هر نوع بي ثباتي مقطعي كه در اثر فتنه‌گري موذيانه دشمن مشترك شكل گرفته است با خاصيت خودترميمي فضاي معنايي اتحاد، بلافاصله به وضعيت تعادلي و ثبات بازگشته است. بي‌ترديد ادامه اين شرايط به نفع اسلام خواهد بود و قدرت مسلمين را در برابر جبهه كفر استكبار جهاني و صهيونيسم ملحد روزافزون خواهد ساخت.

 2- استمرار حدوداً صدساله گفتمان پيوند و همبستگي اسلامي به تولد نوعي «فرهنگ اتحاد» انجاميده است. يعني پافشاري شيعيان بر استراتژي «اتحاد فرهنگي» ميان امت اسلامي، خودموجد «فرهنگ اتحاد» شده است. مؤلفه‌هاي اين فرهنگ را بايد اولاً؛ در عمل و عكس‌العمل توليدكنندگان گفتمان اتحاد و انسجام اسلامي (علما و فقها شيعه) و ثانياً؛ در رفتارهاي فردي و حركتهاي اجتماعي مصرف كنندگان آن (پيروان و مقلدان علماء) جستجو كرد. ارتباط متقابل اين دو نيرو چرخه‌اي فرهنگي بوجود آورده كه برآيند تاريخي آن بازتوليد دائمي آداب، رسوم، هنجارها و سياستگذاريهاي ميان فرهنگي با هدف انسجام امت اسلامي است.

 3- پس از اينكه شيعيان توانستند در پرتو استراتژي «تقيه» حيات فردي- اجتماعي حداقلي خود را حفظ كنند و جان خود را از سياهچاله‌هاي دوران حاكميت مطلق دژخيمان اموي و عباسي به سختي نجات دهند، فعاليتها و زندگي ايشان به نسبت بسيار زيادي علني و آشكار شد. اين ظهور با توسعه جمعيتهاي متراكم شيعي و تشكيل حوزه‌هاي علميه در آنها جلوه‌ي بيشتري يافت تا اينكه در بخشهايي از قلمرو حضور و نفوذ شيعيان موضوعيت استراتژي تقيه بالكل از بين رفت و شيعيان بتدريج به عنوان بدنه اجتماعي قدرتمندي در جهان اسلام شناخته و پذيرفته شدند. اين قدرت با سركارآمدن حكومتهاي علوي آل بويه و صفويه به اوج خود رسيد و از درون آن استراتژي «اتحاد اسلامي» توليد گشت. اينك كه هويت و فرهنگ شيعه با مدلولات منطقي مبتني بر كتاب و سنت شناخته و به پا داشته شده است،‌ پيروان اين مكتب مي‌توانند به عنوان بخش مهمي از امت اسلامي و سهامداران سرزمينهاي جهان اسلام وارد گفتگو و تعاملات ميان فرهنگي رسمي و غيررسمي با ساير بدنه‌هاي اسلامي شوند.

 دقيقاً؛ اينجا بود كه علماء «نظريه‌ي اتحاد» را به عنوان عامل تنظيم كننده مناسبات شيعه و سني جايگزين نظريه "تقيه" نمودند. اگرچه هدفگيري هر دو نظريه همواره يكي بوده است ولي علماء با توجه به شرايط زماني و مكاني، دستيابي به هدف واحد را با استراتژيهاي مختلف دنبال كرده‌اند. در حقيقت استراتژي تقيه بدنبال حفظ تشيع از طريق عدم اظهار عقايد و مكنونات قلبي است و استراتژي اتحاد بدنبال حفظ تشيع در عين علني شدن هويت و فرهنگ شيعه است. توجه داشته باشيم كه مراتب اعلام و اظهار عقايد، مناسك و هنجارهاي تشيع را هميشه علماء عظام و زعماي عاليقدر آن تعيين كرده اند و البته اين امر بسته به شرايط فرهنگي- اجتماعي- رواني موقعيت‌هاي حضور شيعه بسيار متفاوت بوده است. چنانچه امروز هم در بخشهايي از جمعيت شيعي، استراتژي كتمان و تقيه دستور اول علما به پيروان خويش است در عين اين كه در بخشهايي ديگر استراتژي اظهار و تعظيم شعائر موردنظر مي باشد.

 4- براين اساس سخن گفتن از اتحاد و انسجام اسلامي بايد با ملاحظه چند اصل مهم صورت پذيرد:

 اولاً؛ تصور اينكه «آنچه تاكنون صورت پذيرفته بيشتر به سمت تجزيه و انشقاق گرايش داشته واز امروز بايد جهت را به سمت انسجام عوض كرد» نمي تواند با واقعيت منطبق باشد. اتحاد و انسجام با اهل سنت هماره چاشني حركتهاي هويتي شيعيان در صد سال اخير بوده است و البته امسال به فرموده‌ي زعيم عالقيدر جهان تشيع حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با شدت و غلظت بيشتري دنبال خواهد شد وگرنه هرسال بايد سال انسجام اسلامي قلمداد شود.

 ثانياً؛ سخن گفتن از اتحاد اسلامي بدون توجه به فرهنگ توليد شده اتحاد در طي اين ساليان طولاني، احتمال خطاي ديد و انحراف از اهداف اصلي اين سياستگذاري استراتژيك و در نتيجه نقض غرض را بسيار افزايش خواهد داد. شكي نيست كه رمز ادامه حيات تشيع تاكنون و راز حضور ميليونها شيعه در سراسر جهان امروز را بايد در «فرهنگ صدساله اتحاد و انسجام» جستجو كرد. طبيعي است كه عبوردادن قافله شيعه از تمام گردنه‌هاي سهمگين تاريخي و صيانت از تك‌تك آنها در برابر هيمنه و سيطره‌ي مطلق دشمنان اسلام و سپس رشد و نمو كمي و كيفي جمعيت‌هاي كلان شيعه نمي‌تواند محصول چيزي جز همان فرهنگ اتحادي باشد كه علماء شيعه مولدان آن بوده‌اند. وضعيت امروز تشيع، كارآمدي فرهنگ مذكور را اثبات مي‌كند و تمسك بدان را به‌عنوان مهمترين گزاره‌ي علمي پيش پاي ما مي‌نهد. به زعم اين قلم «سال انسجام اسلامي» بايد سال بازخواني و سپس بازتوليد فرهنگ صد ساله انسجام خصوصاً در ايران اسلامي باشد. هرگونه فاصله گرفتن از اين ميراث ارزشمند ما را به دام تلقيات تجربه نشده و انديشه‌هاي خام بي‌اصل و نسب كه محصولي جز افراط و تفريط نخواهند داشت، خواهد انداخت.

 5- يكي از مؤلفه‌هاي حياتي فرهنگ اتحاد اسلامي، استفاده‌ي از آن براي حفظ هويت تام و تمام شيعي بوده است. يعني اتحاد، ابزاري براي تقويت و توسعه فرهنگ و جمعيت شيعه محسوب شده است نه بهانه‌اي براي تنزل از مواضع عقيدتي و تاريخي! جالب اينكه صيانت از تشيع و رساندن آن به اين موقعيت برتر و قدرتمند هيچگاه با پافشاري بر اصول و هنجارهاي مسلم مكتب اهل بيت عليهم السلام منافاتي نداشته است. علماء شيعه كه پاسداران هماره و جانفشان حريم اهل بيت عليهم السلام و حق ولايت الهي ايشان بوده‌اند،‌بزرگترين مناديان پيوستگي امت اسلامي نيز به شمار آمده‌اند و البته تشيع را نيز تا به امروز به كارآمدترين وجه حفظ كرده‌اند.

 عده‌اي كه اتخاذ استراتژي اتحاد را با ايستادگي بر مسلمات فرهنگ تشيع قابل جمع و يا حداقل كارآمد نمي‌دانند بايد به اين سئوال مهم پاسخ دهند كه: «پس چگونه تشيع تاكنون باقي‌مانده است و روز بروز بر قدرت و عزت او افزوده مي‌شود در حاليكه رهبران و پيروان اين مكتب در طول تاريخ، ذره‌اي از عقب نشيني‌هاي پيشنهادي شما را نپذيرفته و اعمال نكرده اند؟!»

 آيا ادامه حيات شيعه از اعماق قرون و اعصار تا به امروز بزرگترين دليل كارآمدي فرهنگ اتحاد صدساله اصولگرايانه ايشان نيست؟ آيا تشيع با حذف زيارت عاشورا از فرهنگ مناسكي خود يا با فراموش كردن حق علي(ع) از ذهنيت تاريخي خود اين پرچم خونين رابه دست ما سپرده است كه ما امروز بدنبال سانسور و فراموش كردن مسلمات فرهنگ تشيع باشيم يا آن را به بقيه توصيه كنيم؟! جالب اينكه شيعه در سالهاي سهمگين غلبه اموي و عباسي كه افراد را فقط به جرم محبت علي‌(ع) و‌ آل او زنده زنده مي سوزاندند دچار اين خبط عظيم نشد، ولي امروز عده‌اي در قله قدرت شيعه ما را به بازگشت به دوران پست‌تر از تقيه توصيه مي‌كنند!!

 6- امروز كه امواج الهام بخش انديشه‌ و عاطفه شيعه، جهان را به خود متوجه كرده است نه‌تنها بايد استراتژي اتحاد و انسجام را براساس فرهنگ اتحاد اصولگرايانه شيعه با شهامت بيشتري دنبال كرد بلكه بايد نيم نگاهي نيز به استراتژي دعوت داشت. اكنون نوبت خواندن جهان به مكتب رهايي‌بخش اهل بيت عليهم السلام فرارسيده است. افسوس كه تشنگي برخي از ما براي دعوت ديگران به مكتب اهلبيت عليهم السلام كمتر از حرص جهان براي دعوت شدن به اين مكتب سعادتمند است. آيا سرافكندگي فرهنگي بيش از اين را مي توان متصور بود؟

 

دانشجوي دوره دكتراي فرهنگ و ارتباطات

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
ناتواني اسرائيل در مقابل حمله احتمالي حزب الله

گزارش اخير انتشار يافته در سرزمينهاي اشغالي موسوم به وينوگراد كه در آن ايهود اولمرت (نخست وزير)، عمير پرتز (وزير جنگ) و حالوتص (رئيس سابق ستاد مشترك ارتش)، به عنوان عاملان شكست اسرائيل در جنگ 33 روزه لبنان معرفي شده اند، ضمن افزايش پيامدهاي سياسي كه حتي به موضع گيري ليووني وزير امورخارجه رژيم اشغالگر عليه نخست وزير نيز انجاميد، نگراني هاي فزاينده اي درباره، افسانه برتري نظامي اين رژيم و توانايي مقابله با عمليات شبه نظاميان فلسطين و لبنان ايجاد كرده است.

 به گزارش رجانيوز، هفته نامه انگليسي اكونوميست در يادداشتي با عنوان "جنگ بعدي كجاست؟" به تشريح وضعيت رژيم صهيونيستي پيش و پس از جنگ 33 روزه پرداخته و به نگراني مقامات رژيم صهيونيستي از آغاز جنگي ديگر تأكيد مي كند.

 در اين نوشته به درگيريهاي نظاميان صهيونيست با فلسطينيان در غزه پيش از جنگ لبنان، كه با اسارت گرفتن گلعاد اشميت، سرباز اسرائيلي آغاز شد، اشاره شده است: در هياهو و جنجال ناشي از جنگ تابستان گذشته با چريك هاي اسلامگراي حزب الله در لبنان عمليات نظامي در نوار غزه كه اسرائيل آن را دو هفته قبل از جنگ لبنان و در واكنش به اسارت يكي از سربازانش آغاز كرده بود و در جريان آن بيش از 400 فلسطيني كشته شدند، تقريباً فراموش شده است اما مدت زيادي از پايان هر دو درگيري نگذشته بود كه برخي مقامات اسرائيلي پيش بيني جنگي ديگر را آغاز كردند.

 در ادامه اين يادداشت به حملات موشكي اخير شاخه نظامي حماس به غزه در واكنش به قتل فلسطينيان اشاره شده و آمده است: هفته گذشته پس از آنكه شاخه نظامي جنبش حماس، حمله با موشك هاي خانگي موسوم به قسام و حملات خمپاره اي خود را از غزه به اسرائيل آغاز كرد، هشدارها درباره حمله جديد اسرائيل با فوريت بيشتري مطرح شد. مدت شش ماه است كه حماس عمدتاً از شليك موشك خودداري و اسرائيل نيز عمدتا از واكنش نشان دادن امتناع كرده است هرچند كه هنوز هم به دنبال ترور مبارزان فلسطيني در كرانه باختري رود اردن است. حماس كه شاخه نظامي اش مستقل از دمشق عمل مي كند، اعلام كرد حمله موشكي اش فقط براي واكنش نشان دادن به قتل چندين فلسطيني بوده است. اين حملات طبق معمول تلفاتي در پي نداشت اما يك ضربه مستقيم نادر مثل يك عمليات بمب گذاري انتحاري در قلب اسرائيل يا يك آدم ربايي ديگر، ممكن است همانطوري كه "گابي اشكنازي" رئيس ستاد مشترك ارتش اسرائيل گفته هيچ راه ديگري براي تل آويو جز پاتك زدن باقي نگذارد.

 اكونوميست ادعاي پاتك زدن رژيم صهيونيستي را نوعي بلوف دانسته و تأكيد مي كند بازگشت به غزه مطلوب اسرائيل نيست: با اين حال بدون يك عمليات نظامي گسترده مشابه عمليات سپر دفاعي سال 2002 در كرانه باختري معلوم نيست اسرائيل چه مي تواند بكند. يك مقام امنيتي ارشد گفت: نيروهاي حماس در كرانه باختري نتوانستند از آن ضربه خود را ترميم كنند اما هيچگاه شور و شوق زيادي براي چنين حمله اي در نوار غزه ديده نشده است و يكي از دلايلش نيز اين است كه در آن صورت ارتش اسرائيل مجبور خواهد شد بار ديگر در نوار غزه مستقر شود و اين چيزي نيست كه تل آويو پس از خروج نيروهايش از اين منطقه در سال2005 خواهان آن باشد.

 يك ژنرال سابق ارتش اسرائيل نيز گفت: براي موشك هاي قسام هيچ راه حل نظامي وجود ندارد. با اين حال موشك هاي قسام كه ممكن است سياستمداران اسرائيلي را براي صدور دستور حمله اي بزرگ تحريك كند، چيزي نيست كه مقامات امنيتي اسرائيل را نگران كرده باشد. "انات كورتز" از موسسه مطالعات امنيت ملي گفت: «اين موشك هاي ساده، بيش از آنكه ابزاري براي مقاومت در برابر اسرائيل باشند، براي ابراز وجود برخي از فلسطيني ها در جنگ قدرت داخلي شبه نظاميان رقيب هستند اما تهديد واقعي اين است كه حماس، حزب الله و سوريه كه حامي آنهاست، سرگرم انبار كردن سلاح هاي سنگين تر هستند. در عين حال به قول مقامات امنيتي اسرائيل كه مشي فريبنده اي در پيش گرفته اند، نيروهاي سازمان ملل كه بر آتش بس در لبنان نظارت دارند نتوانسته اند جلوي رسيدن سلاح هاي جديد ايران به حزب الله را از طريق سوريه بگيرند.

 اكونوميست در به ادعاي مقامات رژيم صهيونيستي درباره ارسال سلاح براي مبارزان لبنان و فلسطين پرداخته و مي نويسد: مقامات اسرائيلي حالا بطور علني مي گويند ايران بطور قاچاقي از راه مصر به شبه نظاميان فلسطيني سلاح و مشاور مي رساند. سخنگويان حماس مي گويند مبارزان فلسطيني حالا موشك هايي دارند كه برد آنها از موشك هاي قسام بيشتر است. بنابراين همه طرف ها علاقه مند هستند كه فعلا اوضاع را آرام نگه دارند. با اين حال هميشه اين خطر هست كه مثلا پس از يك حمله مرگبار با موشك قسام كه پاي حزب الله را مجدداً به وسط بكشد، غزه بار ديگر منفجر شود و اگر بار ديگر جنگ آغاز شود و اگر گزارش اخير وينوگراد درباره جنگ در لبنان درست باشد، سياستمداران اسرائيلي توانايي چنداني براي اداره آن نخواهند داشت.

 

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
فقط به درد گاوداری می خوری ده نمکی! - حميد داودآبادي

- مسعود ... آهای مسعود ...
نه بابا ... مثل این که یک عمره که خوابه!
کجایی بچه جون؟
توی کدام عالم سیر می کنی؟
نکنه باورت شده که این جا هم مثل شلمچه است و همه صاف و صادق هستند؟
آخه پدر آمرزیده، تو که این همه صابون چپ و راست به تنت خورده، توقع داری باهات چیکار کنند؟
اگر بگذارند روی سرشان و حلوا حلوات کنند خوبه؟
اصلا هیچ فرقی نکردی!
اون وقت ها هم که نشریه می زدی همین جوری بودی.
مثل این که توی این یکی دو سالی که سرگرم کار فیلمت بودی، یادت رفته که با تند بادهایی که آمد، فقط فلش نشانه احزاب این ور و اون ور شده و بس!
چقدر بازی را جدی می گیری.
اگر هدفت انجام تکلیف و وظیفه است، گور پدر جشنواره و سیمرغ و خروس!
اگر هم نه، که جای خود دارد.
فقط جان اون دختر کوچولوت "حاتمی کیا" بازی در نیاری که دیگه فیلم نمی سازم و از این حرف ها.
این آتشی است که دودش فقط به چشم خودت می رود. وگرنه حضرات اون قدر توی این 28 ساله پوست کلفت شدن که حد نداره!
اصلا هدف اصلی حضرات جشنواره ای همین بود که تو را از فیلم ساختن پشیمان کنند تا بروی مثل گذشته سراپا فرهنگی ات، گاوداری یا مرغداری بزنی!
برو دیگه.
برو و خیال همه را راحت کن.
شرت از مطبوعات کم شد، حالا زدی توی فاز سینما و هنر؟
این وادی فقط برای از ما بهتران است و بس.
آن هم فصلی و نوبتی.
فلانی یک روز ده تا سیمرغ می بره، دور بعد میشه اخ و اه!
مسعود!
مثل این که به اخبار هواشناسی گوش نمیدی!
هوا خیلی آلوده است.
خیلی.
تازه اگر سابقه جبهه داشته باشی و گاز سیانور و خردل هم تناول فرموده باشی، نورعلی نور است.
وقتی گاز می زدند، چیکار می کردیم؟
می رفتیم به جایی بلند بر روی قله و تپه؟
ماسک می زدیم؟
چفیه خیس می کردیم و جلوی صورتمان می گرفتیم؟
منطقه را خالی می کردیم و در می رفتیم؟
یا ...
یا این که ماسک رو از صورت خودمون برمی داشتیم و یواشکی که کسی متوجه نشه، می زدیم روی صورت اونی که ماسکش فیلتر نداشت!
ببین ماسکت فیلتر داره یا نه!
راستی خردل خوردی یا سیانور؟
برو نماز قضاهات رو بخون که وقت خیلی تنگه!
فیلتر بدم خدمتت شیمیایی!

 

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
طرح محرمانه سرويس هاي اطلاعاتي كشورهاي عربي خاورميانه عليه ايران

مرگ مشكوك "اردشير حسين پور"، دانشمند ايراني كه در مجتمع غني سازي اورانيوم اصفهان كار مي كرد و ناپديد شدن علي عسگري، معاون سابق وزير دفاع ايران در تركيه را نيز مي توان به اين طرح نسبت داد. گفته مي شود هزينه "بخش پنهان" اين فعاليت شامل تامين مالي حركت هاي سياسي فرقه اي و گروه هاي شبه نظامي در عراق، ايران، لبنان و سرزمينه هاي اشغالي فلسطين بيش از 300 ميليون دلار بوده كه اين مبلغ توسط عربستان سعودي و ساير دولت هاي عربي حاشيه خليج فارس تامين شده است.

يك ماهنامه آمريكايي فاش كرد كه آمريكا و عربستان با همراهي ساير دولت هاي منطقه خاورميانه از يك "جريان پنهان" عليه ايران حمايت مي كنند.

به گزارش عصر ايران
، ماهنانه "آتلانتيك" در تازه ترين شماره خود به قلم "ديويد ساموئل" از طرح پنهان آمريكا و دولت هاي عربي عليه ايران پرده برداشت.


ساموئل در اين مقاله با اشاره به اقدامات ديپلماتيك وزير خارجه آمريكا در خاورميانه نوشت: خانم رايس و همكاران وي در دولت آمريكا از پاييز گذشته تصميم گرفتند كه يك مسير سوم پرمخاطره و جسورانه را آغاز كنند؛ يك طرح هماهنگ شده با كمك سرويس هاي اطلاعاتي عربستان، مصر، اردن، اسرائيل و امارات متحده عربي.


گفته مي شود هزينه "بخش پنهان" اين فعاليت شامل تامين مالي حركت هاي سياسي فرقه اي و گروه هاي شبه نظامي در عراق، ايران، لبنان و سرزمينه هاي اشغالي فلسطين بيش از 300 ميليون دلار بوده كه اين مبلغ توسط عربستان سعودي و ساير دولت هاي عربي حاشيه خليج فارس تامين شده است.


به نوشته آتلانتيك، ايران پيش از اين با انواعي از "حملات داخلي" مواجه شده كه اين اقدامات پيامدي از طرح پنهان آمريكا به شمار مي رود.


ساموئل ادامه داد: بخشي از جريان پنهان آمريكا مربوط به فعاليت "شبه نظاميان ضد دولتي" در داخل ايران است كه از آن جمله مي توان به بمب گذاري روز 14 فوريه در زاهدان كه به كشته شدن 11 نظامي عضو سپاه منجر شد، اشاره كرد.


مرگ مشكوك "اردشير حسين پور"، دانشمند ايراني كه در مجتمع غني سازي اورانيوم اصفهان كار مي كرد و ناپديد شدن علي عسگري، معاون سابق وزير دفاع ايران در تركيه را نيز مي توان به اين طرح نسبت داد.


در همين حال آتلانتيك هشدار داد كه اين "اقدامات پنهان" ممكن است به زودي بخش نفتي ايران را نيز هدف قرار دهد.


"ساموئل" به نقل از جرج شولتز، وزير خارجه سابق آمريكا از احتمال خرابكاري در پالايشگاه هاي نفتي ايران خبر داد و نوشت: در مجموع مردم بر روي تاسيسات هسته اي تمركز مي كنند و حمله به اين تاسيسات مشكل است اما انجام فعاليت هاي خرابكارانه در پالايشگاه ها كار دشواري نيست.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
چگونه دستگیر شدیم
شش نفر از 15 نظامي انگليسي عفو و آزاد شده روز جمعه در كنفرانسي خبري در  پايگاه هوايي چيونر در جنوب غرب انگليس ، با قرائت متني به نمايندگي از همقطاران خود جزئيات دستگيري و نگهداري خود در ايران را تشريح كردند.

به گزارش تلويزيون بي بي سي،  در ابتداي اين كنفرانس خبري كاپيتان كريس اير به خانواده 5 انگليسي كشته شده در عراق در همان روز تسليت گفت و از تلاشهاي دولت و نيروي دريايي سلطنتي انگليس براي آزاديش قدرداني كرد.

پس از اظهارات مقدماتي كاپيتان كريس اير، يكي ديگر از نظاميان انگليسي به نام فليكس كارمن به تشريح اين جريان پرداخت ناوگان يكم فليكس كارمن در اين خصوص گفت: در روز جمعه 23 ماه مارس من به همراه چهارده تن از همقطارانم مشغول گشت زني هاي مرزي معمولي  بوديم. ما از ناو اچ ام اس كورنول در قالب دو قايق عازم اين گشت زني شديم اين دو قايق از نوع قايقهاي بادي بودند ما به سوي نقطه اي در جنوب آبراه شط العرب حركت كرديم. اين گشت زني از اقدامات معمولي بود كه در پي شصت و شش عمليات مرزي مشابه در چهار هفته پيش از ان انجام مي شد.

Image
ناو  HMS corn_wall ؛ 15 نظامی انگلیسی دستگیر شده در اروندرود، در این ناو خدمت می کنند. 

فليكس كارمن در ادامه خاطر نشان كرد ما به يك شناور تجاري ناشناس نزديك شديم كه بالگرد پشتيباني ما تشخيص داده بود ارزش بازرسي را دارد. ما با همكاري كامل و رضايت كامل فرمانده خدمه شناور مذكور وارد آن شديم. تفنگداران سلطنتي بر اين شناور تسلط پيدا كردند. پس از آن بخشي از نيروهاي بازرسي به آن نقطه رسيدند و بازرسي كامل از اين شناور را آغاز كردند. اين اقدام كاملا با اختيارات تفويضي به ما از سوي UN سازگار بود و به عنوان بخشي از ائتلاف بين المللي انجام مي شد.

ناوگان يكم فليكس كارمن در ادامه افزود ما به پشتيباني با دستگاههاي جي پي اس دستي و دستگاه هاي موقعيت ياب  مجهز بوديم و بالگرد پشتيباني ما تاييديه هاي موقعيت ياب را به صورت مداوم به ما اطلاع مي داد. علاوه بر اين ما به ناو  كورنول متصل بوديم كه همواره موقعيت دقيق ما را كنترل مي كرد.

من مي خواهم اين نكته را كاملا روشن كنم كه قطع نظر از مطالبي كه در گذشته گفته شده است، وقتي نيروهاي سپاه پاسداران ما را بازداشت كردند ما در داخل آبهاي بين المللي شناخته شده سرزميني عراق بوديم. من به صراحت مي توانم بگويم كه ما يك مميز هفت مايل دريايي از ابهاي ايران دور بوديم.

در ادامه اين كنفرانس خبري كاپيتان كريس اير ماجراي بازداشت خود و همقطارانش را چنين شرح داد: ما در زمان وارد شدن به اين شناور متوجه شديم كه اين بالگرد به كشتي مادر بازگشت. ما از طريق وي اچ اف علت اين قضيه را پرسيديم.

پس از مدت كوتاهي درحالي كه سرگرم بازرسي كشتي بوديم، ناگهان دو قايق سريع السير ايراني را ديديم كه با سرعت در فاصله چهارصد متري به ما نزديك مي شدند، من به همه دستور دادم سلاح هايشان را آماده كنند و به قايق بازگردند. وقتي همه ما به قايقهايمان بازگشتيم دو قايق ايراني به ما رسيده بودند، يكي از افسران ايراني انگليسي را به خوبي صحبت مي كرد.

من به وي توضيح دادم كه عمليات معمولي را انجام ميدهيم كه براساس اختيارات سازمان ملل متحد اجازه داده شده است. وقتي سعي كرديم آن نقطه را ترك كنيم آنها با سد كردن مسير ما مانع حركتمان شدند. آن موقع براي ما به صورت روزافزوني روشن شد كه آنها با نيت از پيش برنامه ريزي شده به آن نقطه رسيده اند برخي از ملوانهاي ايراني به صورت عمدي تهاجمي و پرخاشگرمي شدند. آنها به قايق ما برخورد كردند و مسلسلهاي سنگين و ار پي جي و تسليحاتشان را به سمت ما نشانه گرفتند. وقتي شش قايق ديگر به ما نزديك مي شدند دريافت كرديم كه تلاشهاي ما براي استدلال كردن با اين افراد هيچ نتيجه اي نخواهد داشت و نمي توانيم برخي از اين اشخاص را آرام كنيم. در اين مقطع فهميديم كه اگر ما مقاومت كنيم درگيري بزرگي روي خواهد داد كه ما نخواهيم توانست در اين پيروز شويم و پيامدهايي خواهد داشت كه آثار استراتژيك مهمي به همراه خواهد داشت.

ما آگاهانه تصميم گرفتيم با ايراني ها درگير نشويم و كاري را انجام بدهيم كه آنها از ما مي خواستند. كاپيتان كريس اير در ادامه خاطر نشان كرد آنها سوار قايقهاي ما شدند. تسليحات ما را جمع آوري كردند و قايقها را به سوي سواحل ايران هدايت كردند.

ناوگان يكم فليكس كارمن در ادامه اين كنفرانس خبري تصريح كرد پس از آنكه ما به يك پايگاه دريايي ايران وارد شديم به ما چشم بند زدند همه وسايلمان را از ما گرفتند و ما را به سوي اتاقي هدايت كردند كه در آنجا من خودم را افسر مسوول اين گروه معرفي كردم و به فرماندهي محلي آنها معرفي شدم. دو ساعت بعد ما به يك مكان ديگر منتقل شديم. در طول شب به صورت تصادفي از ما بازجويي شد. پرسشهاي مطرح شده پرخاشگرانه و برخورد شديد بود اما از اين وضع بدتر نبود.

صبح فرداي آن روز ما با هواپيما به تهران انتقال داده شديم و در آنجا به زنداني منتقل شديم كه فضا كاملا تغيير كرد. به چشمان ما چشم بند زده شد، دستان ما بسته شد ما مجبور شديم رو به ديوار بايستيم. در طول اين تجربه سخت ما با فشارهاي رواني مداوم مواجه بوديم پس از آن لباسهاي ما را درآوردند و يك دست بيژامه به ما دادند شبهاي بعد را در سلولهاي سنگي سپري كرديم كه مساحت آن هشت در شش فوت بود. ما روي چند پتو خوابيديم همه ما به صورت مجزا از ديگران نگه داشته شده بوديم.

اكثر شبها از ما بازجويي مي شد كه در آن به ما دو گزينه پيشنهاد مي شد. نخست انكه اگر ما بپذيريم كه وارد آبهاي ايران شده ايم خيلي سريع به هواپيما سوار و به انگليس بازگردانده خواهيم شد و اگر اين مساله را نپذيريم با هفت سال زندان مواجه خواهيم بود. همه ما به تدريج هوشيارانه تصميم گرفتيم تا اطلاعات غيرعملياتي را به صورت كنترل شده منتشر كنيم .

ناوگان يكم فليكس كارمن ادامه داد: ما تا شبهاي آخر به صورت جدا از يكديگر نگاه داشته مي شديم، اما بعد به ما اجازه داده شد در برابر شور و هيجان رسانه هاي ايران به مدت چند ساعت گردم هم جمع شويم.

Image

ناوگان يكم فليكس كارمن افزود، در روز دوازدهم ما در حاليكه به چشمان چشم بند زده بودند به يك مجتمع دولتي انتقال داده شديم و به هر يك از ما يك دست كت و شلوار داده شد.

ما اظهارات رئيس جمهور ايران را به صورت زنده از تلويزيون تماشا كرديم و آن زمان بود كه فهميديم به خانه باز گردانده خواهيم شد. نيازي به بيان اين مطلب نيست كه در آن زمان خوشحالي بسيار زيادي ما را در برگرفت. پس از ان ما مجبور شديم به صف بايستيم و با رئيس جمهور ايران به صورت تك تك ملاقات كنيم. توصيه من به همه اين بود كه اوضاع را به هم نزنند. چرا كه ما مي خواهيم به خانه باز گرديم پس از اين مرحله كه هنوز هم بر چشمان ما چشم بند بود دوباره به هتل باز گردانده شديم كه در آنجا با نمايندگان انگليس از جمله سفير انگليس در تهران پيش از عزيمت به سوي فرودگاه هيترو ملاقات كرديم.

كاپيتان كريس اير در ادامه اين كنفرانس خبري گفت: در مدت كوتاهي كه به كشور بازگشته ايم نتوانسته ايم همه مطالبي كه درخصوص تجربه سخت ما نوشته يا پخش شده است را بخوانيم و ببينيم. ما مي دانيم بسياري اين پرسش را مطرح كرده اند كه چرا در ابتدا اجازه داديم ما را دستگير كنند و چرا اجازه داديم مقامات ايراني تصاوير ما را از طريق تلويزيون پخش كنند، اجازه بدهيد كاملا به صراحت بگويم از همان ابتدا كاملا روشن بود كه رويارويي با ايراني ها گزينه مناسب نيست اگر ما تصميم مي گرفتيم اين كار را انجام بدهيم بسياري از ما امروز زنده نبوديم . من هيچ ترديدي دراين خصوص ندارم. نيروي دريايي ايران وقتي ما مسلح بوديم ظاهر نشدند. آنها با نيت قبلي و تسليحات سنگين آمدند و به سرعت ما را محاصره كردند. ما براي انجام بازرسي در آبهاي عراق مجهز و مسلح بوديم و مقررات براي تعامل با نيروهاي ايراني داشتيم ، ما براي جنگيدن با نيروهاي مسلح با سلاحهاي سنگين آماده نبوديم كه به نظر ما به صورت عمدي به آبهاي عراق امده بودند تا ما را دستگير و زنداني كنند.

كاپيتان كريس اير در ادامه افزود ايرانيها دشمن ما نيستند. ما با آنها در جنگ نيستيم مقررات نوع تعامل ما در ان زمان به ما مي گفت كه شما فقط زماني مي توانيد از نيروي مرگبار استفاده كنيد كه احساس خطر قريب الوقوع كنيد يا احساس كنيد جانتان در معرض خطر است. وقتي نيت واقعي ايراني ها مشخص شد و ما مي توانستيم به صورت قانوني با انها مقابله كنيم ديگر براي اقدام خيلي دير شده بود. ما كاملا محاصره شده بوديم و هرگونه تلاش براي مقابله علاوه بر به مخاطره انداختن جان سبب بروز رويداد بين المللي مهمي خواهد شد و به تشديد تنش در منطقه خواهد انجاميد. گروه ما در تصميم گيري انديشه به خرج داد و ما بر اين باوريم كه تصميم درستي گرفتيم. هنوز هم بر اين باوريم كه اين كار درست بود.

در ادامه اين كنفرانس خبري كارمن گفت : برخي اين مساله را زير سوال برده اند كه چرا ناو اچ ام اس كورنول محافظت بيشتري از گروه ما نكرد. اچ ام اس كورنول در آنجا حضور دارد تا از سكوهاي نفتي حياتي محافظت كند و نيروهاي ائتلاف را فرماندهي كند. اين شناور سكويي است كه گروههاي بازرسي مي توانند از آنجا عزيمت كنند و در منطقه به گشت زني بپردازند اين شناور نه تنها به ما نزديك نبود بلكه از نظر فيزيكي نيز نمي توانست در آنجا باشد، چراكه آب در منطقه اي كه ما بازداشت شديم بسيار كم عمق بود .

ناوگان يكم فليكس كارمن در ادامه افزود من مي خواهم اينجا برسه نكته تاكيد كنم. نخست انكه وقتي نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ما را بازداشت كردند ما كاملا در آبهاي سرزميني عراق بوديم. نكته دوم اينكه بازداشت ما كاملا غيرقانوني بود و تجربه خوشايندي نبود. نكته سوم اينكه ما به عنوان يك گروه تا زماني كه فكر مي كرديم مناسب باشد ايستادگي كرديم تا سطحي كه با بازداشت كنندگانمان درگير نشويم. ما به شدت به تيممان مباهات مي كنيم شجاعت و شان آنها در كل زمان بازداشت غيرقانوني كاملا با دستور العملهاي خدمت همخواني داشت. ما در طول اين تجربه سخت تلاش كرديم يك گروه باقي بمانيم و تلاش كرديم كه با هيچ فردي به صورت خاصي برخورد نشود. اما هم اكنون اطلاع پيدا كرده ايم كه با في ترني به صورت خاصي رفتار شد. في ترني مادري جوان است و همسر دارد.

Image

في ترني به صورت داوطلبانه به نيروي دريايي  پيوست . او بسيار مباهات مي كند كه به خدمتش ادامه بدهد. في ترني يك نيروي بسيار حرفه اي است و ما بسيار افتخار مي كنيم كه وي را به عنوان بخشي از تيم خود در كنار خودمان داشته باشيم .

اين واقعيت كه وي يك زن است به عنوان ابزاري تبليغاتي از سوي ايران مورد استفاده قرار گرفته است كه اين مساله بسيار تاسف بار است. نه تنها في و خانواده اش بلكه همه ما تمركز رسانه ها را بسيار ناخوشايند و دشوار مي دانيم و به صورت خاص مي خواهيم كه هنگام بازگشت به خانه هايمان به همه ما فرصت و خلوت كافي داده شود و از كنجكاوي خبرنگاران در امان باشيم.
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
تشریح مواضع حزب الله در گفتگوی العالم با سید حسن نصرالله
"سيد حسن نصرالله" دبيرکل حزب الله لبنان  در يک گفت و گوي اختصاصي طولاني با شبکه خبري العالم ديدگاههاي خود را درباره مسائل مختلف بين المللي، منطقه اي و داخلي تشريح کرد.
 
به گزارش "العالم"  ، نصرالله درابتداي اين مصاحبه با اشاره به گزارش کميته وينوگراد گفت : آنچه منتشر شد تنها بخش کوچکي از اين گزارش است که مانند زلزله سياسي رژيم صهيونيستي را به لرزه درآورد و در صورت انتشار ساير بخش هاي آن که همچنان محرمانه باقي مانده، بسياري از اسرار مرتبط با حمايت هاي منطقه اي و حتي لبناني از تجاوز اسراييل به لبنان برملا خواهد شد.

دبيرکل حزب الله اظهارداشت، گزارش وينوگراد به روشني بر شکست رژيم صهيونيستي در تجاوز به لبنان تاکيد دارد و اين شکست سنگين آثار مستقيمي بر تمامي ارکان اين رژيم بر جاي خواهد گذاشت.
سيد حسن نصرالله با اشاره به اينکه دولت اولمرت نماينده مهمترين احزاب و جريان هاي سياسي داخل اسراييل بوده و شکست رژيم صهيونيستي در تجاوز به لبنان، شکست دولت اسراييل و همه ارکان آن است، افزود: مسئوليت شکست تنها به عهده اولمرت، پرتز و حالوتس نيست بلکه تمام ارکان دولت اولمرت در آن سهيم هستند.

وي مشکل کنوني رژيم صهيونيستي را فقدان رهبر و مسئولان هوشمند دانست و گفت: به همين دليل ، صرف تلاش براي کشف عوامل شکست و عبرت گيري، مشکل اسراييل را حل نخواهدکرد بود و مشکل عمده آن است که اين رژيم قدرت کافي براي حل ريشه اي مشکلات خود را ندارد.

سيد حسن نصرالله افزود: البته اين بدان معنا نيست که کشف دلايل شکست منجر به تجاوزهاي آينده نخواهد شد زيرا به هر حال خوي رژيم صهيونيستي مبتني بر تجاوزگري است و در هر صورت بايستي جانب احتياط و آمادگي را در برابر تجاوزات احتمالي اين رژيم رعايت کرد.

دبيرکل حزب الله، مسئول اصلي آغاز جنگ را آمريکا دانست و گفت: آمريکا براي تحقق بخشيدن به طرح جديد خود در خاورميانه و منطقه، اسراييل را به تجاوز به لبنان وادار کرد و در حقيقت اسراييل ابزار بي اراده آمريکا در آغاز جنگ بود.

نصرالله درادامه گفت و گوي خود با العالم بابيان اينکه موانع تحقق طرح آمريکا در منطقه بسيار قوي و جدي است افزود: مقاومت فلسطين ولبنان و نيز سوريه و ايران با قدرت و ايستادگي مانع تحقق اهداف آمريکا شده اند.

وي در تشريح مراحل اجراي طرح آمريکا در خاورميانه گفت: اين طرح با فشار و حمله به مردم و مقاومت فلسطين آغاز شد و قبل از تجاوز سال گذشته به لبنان، غزه و ديگر مناطق فلسطين آماج حملات ددمنشانه رژيم صهيونيستي بود.

دبيرکل حزب الله لبنان از بين بردن مقاومت و حتي مخالفين دولت لبنان، در هم شکستن مقاومت سياسي سوريه و در نتيجه پيروزي در انتخابات کنگره و آماده سازي زمينه براي به راه انداختن جنگ با ايران در سال 2007 ميلادي از ديگر مراحل طرح آمريکا برشمرد وافزود: در مرحله اول اين طرح، اسراييل به پيروزي نظامي و سياسي بر جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) دست نيافت و پيروزي سياسي حماس در انتخابات و مقاومت در برابر حملات نظامي اسراييل سبب شکست مرحله اول شد و پس از شکست جنگ تابستان 2006 عليه حزب الله، ناتواني اسراييل در مقابله با مقاومت فلسطين و حماس بيشتر شد، عراق نيز به باتلاقي براي آمريکا تبديل شد و مشکلات آمريکا در عراق روز به روز در حال افزايش است از اين رو هيچ توفيقي براي تحقق طرح خاورميانه جديد آمريکاتصور نمي شود .

سيد حسن نصرالله با اشاره به اهداف واقعي آمريکا در منطقه خاورميانه باتوجه به وجود منابع بزرگ نفت در اين منطقه، بحران خيزي خاورميانه و وجود رژيم صهيونيستي به عنوان يک پايگاه نظامي و سياسي آمريکا در قلب اين منطقه گفت: بهم خوردن ارايش استقرار نيروهاي آمريکايي در خليج فارس پس از پيروزي انقلاب اسلامي و سقوط پايگاه عمده آمريکا در منطقه يعني رژيم سابق ايران و نگراني از گسترش تفکر مقاومت در برابر قدرت هاي بزرگ و در نهايت سرنگوني رژيم هاي فاسد موجب افزايش بي سابقه حضور نظامي آمريکا در منطقه شد و از اين رو ادعاي آمريکا در زمينه تلاش براي ترويج دمکراسي، دروغي بزرگ است و هدف اصلي آمريکا از حضور در منطقه دستيابي به منابع انرژي و جلوگيري از رواج تفکر انقلابي بود.

نصرالله باتاکيد براينکه تمامي پيش بيني هاي آمريکا در منطقه اشتباه از آب درآمده است افزود: حمله به عراق به هيچ وجه اهداف مورد نظر آمريکا را که شامل سيطره سياسي کامل بر اين کشور و ايجاد پايگاههاي نظامي دائمي بود، تامين نکرد. سوريه بر خلاف پيش بيني آمريکا در انزوا قرار نگرفت و بر عکس، نقش مهم سوريه در منطقه مورد تاکيد همه از جمله آمريکايي ها قرار گرفت و سوريه در آينده نزديک رييس کنفرانس سران عرب خواهد شد.

وي افزود: طرح حمله به ايران يا انزواي اين کشور نيز متوقف شد ويا حداقل در زمان حاضر در بايگاني قرار گرفت و از دستور کار خارج شده است. بنا بر اين نظام و دولت آمريکا در بن بست قرار دارد، نه مي تواند عقب نشيني کند، نه راه پيش دارد و نه توقف در اين مرحله هم به صلاحش است. لذا اما آمريکا در زمان حاضر به فکر راه حل هاي فوري وخروج از بحران است.
 
دبيرکل حزب الله لبنان، به راه انداختن فتنه مذهبي تنها موفقيت طرح آمريکا دانست و تاکيد کرد که بدين سبب مرحله بعدي تلاش آمريکا براي ايجاد فتنه مذهبي بسيار خطرناکتر از مراحل قبلي است.
سيد حسن نصرالله با تشريح تحولات سياسي در لبنان، طرح آمريکا دراين کشور را نيز شکست خورده توصيف کرد و گفت: خط قرمز مخالفين دولت پس از شکست طرح آمريکا وجناحهاي دنباله رو ان، فتنه مذهبي است.

وي گفت: مخالفين دولت در صورت اجبار،از ميان دو گزينه ورود به جنگ داخلي و فتنه مذهبي يا صبر و تحمل تا پايان يافتن طبيعي عمر دولت غيرقانوني کنوني، به طور قطع گزينه دوم را برمي گزينند.
سيد حسن نصرالله با يادآوري تحولات سياسي اخير در ترکيه و اوکراين از الگونگرفتن گروه حاکم در لبنان از اين تحولات ابراز شگفتي کرد و گفت: اين گروه به جاي اين کار از اسراييل الگو مي گيرد که رهبرانش با وجود اثبات ناکارآمدي شان و از دست دادن حمايت هاي مردمي همچنان اصرار بر ماندن در مناصب خود را دارند.

دبيرکل حزب الله درباره علت شکست مذاکرات ورايزني بين سران سياسي پس از جنگ و نيز شکست گفت و گوهاي اخير بين "نبيه بري" رييس پارلمان و "سعد حريري" رييس گروه مستقبل براي برون رفت از بحران و نيز شکست طرح پيشنهادي اتحاديه عرب براي برقراري اشتي در لبنان گفت: با رسيدن به اين مرحله طبيعي ترين گزينه براي حل بحران کوني مراجعه به افکار عمومي از طريق همه پرسي و يا برگزاري انتخابات زودهنگام است که مخالفين دولت با آن موافقند اما گروه حاکم زير بار اين روند دمکراتيک نمي روند و حاضر به مراجعه به افکار عمومي نيستند.

سيد حسن نصرالله پيشنهاد اخير ژنرال "ميشل عون" در خصوص انتخاب رييس جمهوري آينده از طريق راي مستقيم مردم را در همين راستا و صرفا آخرين راه براي حل بحران و برون رفت از بن بست سياسي ارزيابي، و ازواکنش خصمانه جناح 14 مارس به اين پيشنهاد ابراز شگفتي کرد و گفت: با توجه به تجربيات سابق در تعديل قانون اساسي براي خروج از بحران هاي جدي از جمله تعديل قانون اساسي در مرحله انتخاب "الياس هراوي" به عنوان رييس جمهور، پيشنهاد کنوني عون نيز مي تواند برون رفت مناسبي براي پايان دادن به بحران سياسي باشد.

دبيرکل حزب الله با محکوم کردن تلاش هاي جاري براي انتخاب رييس جمهوري آينده از طريق کاهش درصد شمار شرکت کنندگان در جلسه پارلمان از دو سوم به نصف به اضافه يک، اين تلاش ها را مغاير با عرف و قانون توصيف کرد و آن را نوعي سوء استفاده گروه حاکم از قدرت دانست.

سيد حسن نصرالله درادامه گفت وگو با شبکه خبري العالم با اشاره به اينکه حزب الله نامزد مشخصي را براي رياست جمهوري درنظر دارد و مشورتهايي دراين باره درداخل گروههاي معارضه ادامه دارد گفت: نام اين نامزد در وقت مناسب اعلام خواهد شد .

دبير کل حزب الله درپاسخ به سئوالي درمورد مسئله دادگاه بين المللي اظهارداشت: همه جريانهاي سياسي اعم از معارضه و گروهاي حاکم بااصل تشکيل دادگاه بين المللي براي رسيدگي به پرونده ترور رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان اجماع دارند واين مساله در جلسات گفتگوي سال گذشته ميان سران سياسي با اجماع مورد موافقت قرار گرفت اما جزئيات اين دادگاه بايد براساس قانون وحفظ استقلال وحاکميت لبنان شکل مي گرفت که متاسفانه اين اتفاق نيفتاد و با سوء استفاده گروه حاکم از قدرت اين پرونده به شوراي امنيت کشيده شد.

سيد حسن نصرالله تاکيد کرد در صورت صدور هر گونه قطعنامه يا تصميمي در خصوص قرار گرفتن اين پرونده در قالب بند هفتم منشور سازمان ملل متحد ما ان را غير قانوني و غير معتبر خواهيم دانست.
دبير کل حزب الله باتاکيد بر اينکه مشکل اصلي در بحران سياسي فعلي، شکل و نحوه تصميم گيري در حکومت است و نه مسئله دادگاه بين المللي تاکيد کرد: در خواست و تاکيد اصلي معارضه از ابتدا، تشکيل دولت وحدت ملي ومشارکت همه طرفهاي سياسي در تصميم گيريهاي راهبردي بوده است.

وي گفت: گروه حاکم و جريان 14 مارس مسئله دادگاه بين المللي را بدون هيچ دليلي سياسي کردند وموافقت چشم بسته با همه جزئيات ان را شرط مذاکره بر سردولت وحدت ملي عنوان کرده است.
نصرالله افزود: اگر گروه حاکم به منطق اکثريت واقليت اعتقاد دارد بايستي پيشنهاد همه پرسي يا انتخابات زود هنگام را بعنوان راه حل بپذيرند و اگر به منطق اطياف ايمان دارد بايد درخواست تشکيل دولت وحدت ملي بامشارکت واقعي همه اطياف را بپذيرند.

دبير کل حزب الله با تاکيد بر اينکه لبنان بدون مشارکت کامل همه طيف ها و طايفه ها قابل حکمراني نيست گفت: در صورت مخالفت گروه حاکم با طرح مشارکت ، پيشنهاد موکد معارضه برگزاري همه پرسي است و در همه پرسي مي توان همه نقاط مورد اختلاف اعم از مشارکت ، سلاح مقاومت وغيره را به نظرخواهي گذاشت.

سيد حسن نصرالله با رد احتمال بروزدرگيريهاي مذهبي در لبنان، به حوادث اخير از جمله ربوده شدن و قتل دوجوان لبناني اشاره کرد و گفت فتنه مذهبي و جنگ داخلي همواره خط قرمز معارضه ملي لبنان باقي خواهد ماند.
وي اتهامات وارد شده به عزمي بشاره نماينده عرب مستعفي کنيست اسرائيل که تحت پيگيري رژيم صهيونيستي قرار گرفته است گفت: دکتر عزمي بشاره بدليل مواضع منطقي خود دردفاع از مقاومت لبنان مورد غضب قرار گرفت و اتهام جاسوسي براي حزب الله دروغي غير قبول است.

سيد حسن نصرالله در خصوص حضور حزب الله در جنوب لبنان تصريح کرد که مقاومت و حزب الله گروهي نظامي مانند ارتش نيست بلکه کل ساکنان جنوب لبنان حزب الله هستند و ازاين رو اين حزب در تمامي مناطق جنوب حضور دارد.

وي درتشريح راهبرد مقاومت پس از صدور قطعنامه 1701 خاطر نشان کرد که در حال حاضر استراتژي حزب الله دفاع است و نه هجوم و طي 8 ماه پس از پايان جنگ نيز تمامي موارد نقض قطعنامه از سوي اسرائيل بوده و نه مقاومت.

دبير کل حزب الله در خصوص روند پيگيري موضوع اسراي لبناني دراسرائيل و نيز دو اسيرنظامي صهيونيستي نزد حزب الله لبنان وگفت گوهاي محرمانه در اين خصوص اظهارداشت : به درخواست حزب الله وبه منظورحصول نتيجه، روند اين گفتگوها با طرفهاي ميانجي تا حل و فصل مسئله کاملا محرمانه برگزار مي شود.
نصرالله باتاکيد بر اجماع تمام گروههاي سياسي در لبنان بر لبناني بودن مزارع شبعا گفت: دولت لبنان تا پس از 6 سال از آزادي جنوب اين کشور زمان براي آزاد سازي اين مزارع از طريق سياسي داشت و همچنان اين فرصت فراهم است.

اما حزب الله لبنان نسبت به امکان باز پس گيري اين منطقه اشغالي از طريق سياسي بدبين است و حتي اگرمذاکراتي سياسي منجر به آزادي اين مزارع شود قطعا با هدف نابودي مقاومت خواهد بود از اين رو باز هم به برکت مقاومت مزارع شبعا ازاد خواهد شد.

سيد حسن نصرالله در بخش پاياني اين گفتگو با تشريح طرح موسوم به "طرح وعدصادق" براي بازساي مناطق آسيب ديده از تجاوز سال گذشته رژيم صهيونيستي باانتقاد ازکم کاري وسهل انگاري دولت لبنان در پرداخت پول به ساکنان مناطق اسيب ديده گفت: با کمک کشورهاي دوست و نيز برنامه ريزي دقيق به زودي اين طرح به صورت رسمي اغاز خواهد شد ومناطق مسکوني آسيب ديده و ساير مناطق بهتر از قبل بازسازي خواهند شد.

وي همچنين کم کاري وسهل انگاري دولت لبنان در اين زمينه را تنبيه ملت بخاطر طرفداري از مقاومت و گرايش سياسي آنان دانست.
 
دبير کل حزب الله لبنان همچنين دراين گفتگوي دو ونيم ساعته با شبکه العالم که طولاني ترين مصاحبه وي با رسانه تلقي مي شود از تلاشهاي اين شبکه درپوشش وانعکاس صادقانه عمليات مقاومت لبنان و جانفشاني هاي مردم لبنان قدرداني کرد و گفت: من در طول جنگ با وجود تمام مشکلات به طور دائم شبکه العالم را پيگيري مي کردم واز تلاشهاي اين شبکه تشکر مي کنم .
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
موسویان آزاد شد
يك منبع موثق گفت: معاون امنيت دادستان تهران باصدور قرار قبولي وثيقه 200 ميليون توماني دستور ازادي موسويان را صادر كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، اين منبع موثق در گفتگو با خبرنگار سياسي فارس گفت: قرار بازداشت موسويان به قرار وثيقه تبديل و نامبرده ساعت يك امروز آزاد شد.
وي، گفت: قرار وثيقه حسين موسويان عضو ارشد تيم مذاكره كننده هسته‌اي سابق عصر ديروز ساعت چهار بعد از ظهر صادر شده بود و امروز خانواده ايشان درباره توديع و سپردن وثيقه اقدام كرد.
وي گفت: با توجه به اينكه توديع وثيقه نيازمند كارشناسي و انجام كارهاي اداري بود، امكان آزادي در ساعت يك فراهم شد.
اين منبع موثق تصريح كرد: طبق روال قانوني وثيقه پس از ارزيابي و كارشناسي توسط كارشناسان بايد مورد قبول بازرس پرونده قرار گيرد تا ايشان با صدور قرار قبولي وثيقه دستور آزادي موسويان را به زندان بدهد.
وي تصريح كرد: تحقيقات مقدماتي در مورد موسويان به پايان رسيده ولي تحقيقات همچنان از ايشان پس از آزادي نيز ادامه خواهد يافت.
وي گفت: اتهامات وارده بر موسويان بحث امروز و ديروز نبوده بلكه مربوط به سال‌هاي گذشته مي‌باشد.
اين منبع موثق همچنين در خصوص بازداشت دو نفر ديگر در اين ارتباط گفت: اين دو نفر از كارمندان مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي عالي امنيت بودند كه يكي از آنها ديروز با سپردن وثيقه آزاد شد.
وي در خصوص ساير اتهامات موسويان از جمله مسايل اقتصادي گفت: تنها در خصوص اتهامات امنيتي ايشان وارد رسيدگي شديم و در خصوص اتهامات ديگر از جمله مسايل اقتصادي ورود نكرده‌ايم.
اين منبع موثق در خصوص ارتباط پرونده ايشان با شركت هاليبرتون نيز گفت: پرونده موسويان هيچ ارتباطي با اين مسئله ندارد.
وي تاكيد كرد: با آزادي ايشان تحقيقات همچنان ادامه خواهد يافت.
اين منبع موثق همچنين گفت: دستگيري موسويان به اتهام مسايل امنيتي بر اساس اسناد معتبر بوده است.
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
12 غواص ایرانی آزاد شدند
سفير ايران در امارات با اشاره به ملاقاتش با نخست‌وزير امارات و حاكم دبي، از آزادي 12 غواص ايراني بازداشت شده در امارات خبر داد.
حميدرضا آصفي سفير ايران در امارات متحده عربي در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس، با اعلام اين خبر به ملاقات امروز با «شيخ محمدبن راشد آل مكتوم» نخست وزير امارات و حاكم دبي اشاره كرد و گفت: نخست‌وزير امارات در اين ملاقات عنوان كرد كه دستور آزادي 12 غواص را صادر كرده و آنها امروز آزاد مي‌شوند.
آصفي روز گذشته نيز در گفت‌وگو با فارس با بيان اين كه سفارت از ابتداي كار موضوع را با جديت دنبال كرد، گفت: قائم مقام وزير خارجه امارات موضوع را پيگيري و قول داد اين 12 نفر در اسرع وقت و ظرف يكي دو روز آينده آزاد شوند.
حسن نوري‌پور مدير عامل شركت غواصي صدف سفيد خارك پيش از اين از بازداشت و زنداني شدن 12 غواص ايراني اين شركت كه در آب‌هاي بين‌المللي فعاليت مي‌كردند توسط نيروهاي گشتي و دريايي كشور امارات خبر داده بود.
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
گشایش استراتژیک ×ایان شاپیرو*×
عدم ملاقات وزیر امور خارجه ایالات متحده، رایس، با وزیر امور خارجه ایران، متکی، برای آمریکا تاسف بار است. پیدا کردن راه های دیگری برای آغاز گفتگوها، هرچند به صورت محرمانه، به منظور هموار کردن راه "گشایش استراتژیک" در بازی با ایران حائز اهمیت فراوان است.

استدلال کوتاه مدت برای این امر در گزارش کمیسیون بیکر در دسامبر گذشته ارائه شده بود. همکاری با ایران برای باثبات کردن مرز جنوب شرقی عراق ضروری است. جلوگیری از برخوردهای فرقه ای و محدود کردن اقدامات تروریست ها در عراق بدون کمک ایران ممکن نخواهد بود. موضوعی که هر چه قدر دولت ایالات متحده آن را سریعتر درک کند، بهتر اجرا خواهد کرد.

گنجاندن ایران در "محور شرارت" در سخنرانی سالانه بوش در سال 2002، دولتی که در سقوط طالبان به طور فعالانه با ما همکاری کرده بود را شگفت زده کرد. از آن زمان تاکنون، دولت ایالات متحده به تبلیغ علیه ایران ادامه داده است.

 اما باید توجه داشت که ما منافع مشترکی در افغانستان و عراق داریم، ضمن اینکه ایران از دیرباز در خاورمیانه به عنوان یک قدرت به شمار می رفته است. ایران از قرن هجدهم تاکنون به هیچ کشوری حمله نکرده است. ایران علیه هیچ کدام از همسایگانش ادعای ارضی نداشته است. ایران یکی از دموکراتیک ترین نظام های سیاسی خاورمیانه را داشته است. انتخابات ایران تغییراتی را در دولت به وجود می آورد که بر سیاست های آن کشور موثر است. ایرانیان یهودی ستیز نیستند. 25 هزار یهودی با 20 کنیسه در تهران زندگی می کنند. قانون اساسی ایران یک کرسی نمایندگی مجلس را برای یهودیان تضمین کرده است.

مدارک قابل اعتنایی وجود دارد که ایران تصمیم به همکاری دارد. مقاله نیکلاس کریستف در نیویورک تایمز گویای این مطلب است. البته باید توجه داشت که این همکاری می بایستی محدود باشد. همکاری با ایران برای مهار تهدیدات بوجود آمده در عراق برای ما ضروری است، هر چند که ایران نیز به این امر نیاز دارد. هیچ تناقضی در این مساله وجود ندارد. در پیش گرفتن سیاست تعهدآمیز Engagement برای دست یابی به مجموعه ای از اهداف می تواند با در پیش گرفتن سیاست مهار Containment برای نیل به اهدافی دیگر سازگار باشد.

یک گشایش استراتژیک به سمت چین به هدف ما در مهار شوروی سابق در دوران جنگ سرد کمک کرد، اما این موضوع مانع از کاهش نیاز به اعمال سیاست مهار علیه چین نشد. مثال چین برای ارائه در مقابل کسانی که به نفع ضرورت حمله به ایران به دلیل توسعه سلاح های هسته ای استدلال می کنند، مفید است. استدلال آنها همانقدر معنی می دهد که بگوییم ما می بایستی در سال های 1950 به چین حمله می کردیم.

اگر ما به فشار خود ادامه دهیم، دولت تهران به ادامه فعالیت خود علیه ما در منطقه ادامه خواهد داد. چرا نه؟ نمایش گسترده ضعف نیروهای آمریکایی در عراق، محدودیت ظرفیت ما برای تهدید ایران را آشکار تر می کند. سرباز زدن از همکاری با ایران، این کشور را به جستجوی متحدانی در دیگر مناطق وا خواهد داشت. اگر هیچ کس در واشینگتن به ایران گوش فرا ندهد، شاید کسی در مسکو این کار را بکند.

*استاد علوم سیاسی دانشگاه ییل
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
سخنگوی دولت: مسیر ایران برگشت ناپذیر است
غلامحسين الهام تاكيد كرد:موضع جمهوري اسلامي ايران در خصوص تعليق تغييرنكرده است و مسير ايران برگشت‌پذير نيست.
   
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس؛ غلامحسين الهام سخنگوي دولت بعد ظهر امروز چهارشنبه در نشست هفتگي خود با خبرنگاران در پاسخ به سوالي در خصوص مذاكره ايران با امريكا، اظهار داشت: ما بارها اعلام كرده ايم عراق داراي يك دولت قانوني و راه حل مشكلات عراق تقويت دولت قانوني اين كشور است.
وي با بيان اين كه هر تصميمي با محوريت دولت عراق در اين كشور نتيجه بخش خواهد بود، بيان داشت: جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه آمده است تا به اين كشور براي سازندگي و بيرون رفتن اشغالگران كمك كند و هر گونه‌ مذاكره اي صرفا مربوط به مسائل عراق و دولت اين كشور با رعايت كامل وصول و ضوابيط ديپلماتيك با محوريت حل مشكلات عراق خواهد بود.
سخنگوي دولت در پاسخ به سوالي ديگر در خصوص اظهارات خاورير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در مورد شرط تعليق براي ادامه مذاكرات با ايران، گفت: موضع ما هيچ تغيير نكرده و مسير ما برگشت ناپذير است.
وي تاكيد كرد: مسئله مذاكرات در مسائل رو به توافق طرفين بدون پيشرفت قابل پيگيري خواهد بود.
سخنگوي دولت در پاسخ به سوال ديگر در خصوص راهكارهاي دولت براي اجرايي كردن لايحه اصل 44 تصريح كرد: اجراء سياستها شروع شده در بخشهايي نياز به قانونمندي داشته كه يكي از آنها پيش بيني راهكارهاي است كه در حوزه قانون بوده است.
وي اضافه كرد: توضيح سهام عدالت مطابق اين سياستها مي‌باشد كه اين امر ادامه خواهد داشت.
غلامحسين الهام همچنين در پاسخ به سوالي ديگر در خصوص اين كه گفت مي‌شود رئيس جمهوري با استيضاح فرشيدي وزير آموزش و پرورش موافق مي‌باشد، بيان داشت: اين حرف بسيار جالب و طنز گونه است كه رئيس جمهور خود موافق استيضاح وزير كابينه اش باشد.
وي با اشاره به اختيارات و قدرت رئيس جمهور براساس قانون براي تغيير وزراء، تصريح كرد: روش دولت، روشي شفاف روشن و صادقانه با مجموعه خود و جامعه است و ميثاق معيني كه بين رئيس جمهور و وزراء با معيار اخلاق، صداقت و خدمت به مردم پايه گذاري شده است.
الهام با تاكيد بر اين كه اين شيوه اخباري كه منتشر مي‌شود غير قابل دفاع در اخلاق مي‌باشد گفت: منش و روش رئيس جمهور اين گونه نمي‌باشد و نگرش دولت نسبت به عملكرد دولت نهم مثبت مي‌باشد.
سخنگوي دولت با تاكيد بر اين كه رئيس جمهور حامي وزراء است،تاكيد كرد: رئيس جمهور اگر عقيده‌اي به توانمندي وزراء نداشته باشد از ظرفيت و توانمندي خود استفاده مي‌كند.
الهام با بيان اين كه وزراء با همه قدرت مورد حمايت رئيس جمهور و مجموعه دولت هستند، اظهار داشت: اين مطالب كه مطرح مي‌شود شايعاتي است كه از اساس نادرست بوده و حتما هدف خاصي را دنبال مي‌كند.
الهام همچنين با اشاره به عملكرد مثبت وزرات آموزش و پرورش خاطر نشان كرد: اين وزارتخانه در بخش‌هاي مختلف رشد مطلوب و مناسبي داشته است.
وي ادامه داد: شرايط تحصيلي بهبود پيدا كرده، حدود 4 هزار 176 واحد آموزشي افزايش پيدا كرده و مجوز تاسيس 60 آموزشگاه شاهد صادر شده است.
سخنگوي دولت در ادامه اظهار داشت: اعتبارات عمراني آموزش و پرورش رشدي 26 درصدي داشته و 20 ميليارد تومان مطالبات معلمان خارج از كشور پرداخته شده و بالغ بر صد در صد معوقات معلمان پرداخته شده است.
وي تاكيد كرد: وزارت آموزش و پرورش از نظر خدمات آموزشي و رفاهي ارتقاء كيفيت آموزشي رشد قابل قبولي داشته و دولت از عملكرد و كيفيت كار آموزش و پرورش حمايت مي‌كند.
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS
حاج محمد کوثری