| یادداشت های مهرپویا همت پور |
خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد قادمون
|
درباره وبلاگ
![]()
بازديد كننده گرامي.
از اينكه به اين وبلاگ ابراز لطف نموده ايد سپاسگذارم. اين وبلاگ متعلق به اينجانب مهرپويا همت پور مي باشد . اخباري كه از سايت هاي ديگري اقتباس گرديده اند صرفا جهت بهره برداري قانوني و شرعي شما مي باشد.كليه حقوق يادداشت ها و مقالات و اخباري نيز كه با نام بنده در اين وبلاگ قرار دارند نيز منحصرا متعلق اينجانب بوده و هر گونه استفاده بدون اجازه از آنها غيرقانوني و قابل پيگرد مي باشد. نظرات سازنده شما پله موفقيت اين وبلاگ است. لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب نظرات و انتقادات خود را در وبلاگ اعلام فرماييد. پیوندهای روزانه
مهندس آبشناس
سید عبدالمجید زواری الفاتح سریر × صبح× فطرس×محمودکریمی× حماقت نوشته ها کنیزان حضرت زهرا ضد صهیون آیت الله نوری همدانی آیت الله جوادی آملی آیت الله صافی آیت الله فاضل لنکرانی آیت الله سیستانی کربلا و نجف تمام پیوندها پیوندها
حزب الله لبنان
شهید مهدی آنیلی مجله بین المللی تهران روایت فتح انصار نیوز روزنامه کیهان باشگاه اندیشه شهید مطهری ایران کاریکاتور استاد حسين انصاريان صبح جامعه شيعيان امريكا موسسه اسلامي نيويورك مركز اسلامي انگليس جنبش عدالتخواه دانشجويي علامه حسن زاده آملي دکتر محمدحسن قدیری ابیانه دکتر حسن عباسی مركز اسناد انقلاب اسلامي اخبار الف پژوهشكده مطالعات راهبردي حميد داوود آبادي موعود نظارت مردمی مردمیار مبارزین رجا نیوز مناظرات مهرپویا همت پور و دگر اندیشان خاطرات یک عضو بریده از سازمان منافقین حمید داود آبادی گروگانها پاره های پولاد شهید "مصطفی مازح" راشل کوری مصلوب خاطرات جبهه پایگاه اطلاع رسانی جامع دفاع مقدس (ساجد) سهیل کریمی :: قالب ساز :: طراح قالب
|
آن زمان كه امام حسين (ع) در سال 61 قمري نداي «هل من ناصر ينصرني» را فرياد زد، نه براي اينكه در محشر كربلا منتظر ياري كسي باشد، چه اينكه خوب ميدانست كسي ديگر از مردان بنيهاشم باقي نمانده است و اميدي هم به توبه و بازگشت كسي از لشگر دشمن نداشت.
او اين دعوت را براي امتهاي بعد، براي اقتدا به سيره و روشي كه تمام انسانيت انسان را در بر داشت و نه فقط براي مسمانان يا شيعيان، با تقاضاي «كونوا احرارا في دنياكم» براي همه ـزادمرادان جهان، فرياد زد. آيا كسي هست همچون او، خون به جگر شود و چون باباي مظلومش، خار در چشم و استخوان در گلو، ذرهاي از انسانيت عدول نكند؟ حتي اگر بدترين و زشتترين كنايهها را بر او بر منبر وكوچه و بازار فرياد بزنند و نسبت دهند. خواست بگويد تا آخرين لحظه و دم، دشمنم را به صلاح و فلاح دعوت ميكنم و نه با شمشير و خشونت، كه با قول احسن، آنگونه كه حتي در شب نبرد نا برابر با دشمن، نشست و گفت و شنيد و مهلت داد تا شايد از آنها ـ ولو يك نفر ـ به راه راست و مرام انسانيت، هدايت شود. وقتي دشمن، آب را سه شبانهروز بر حريم و حرم او بست، ميتوانست با قدرت الهيِ امامتش، همه سرزمين كربلا را از آب سيراب كند و فرزندان خردسال او نيز سيراب شوند، چه كه او كمتر از «هاجر»، همسر ابراهيم، نبود. اما با اين حال با صبر و مقاومتي مظلومانه، ايستاد تا به همه دنيا ثابت كند كه آنچه او از طرف خدايش مأمور به انجام آن است، زمين تا آسمـان با آنچه سيره دشمن مقابل است، فاصله دارد. و اينك تو اي نصرالله! كه سيادت جدت امام حسين(ع) را بر نام و مرام خود يدك داري، آري تو! بايد «هل من ناصر ينصرني» او را با همان سيره و روشي كه او ميخواست، امروزه در عمل پاسخ دهي! مبادا از كوره صبر به در شوي و آنچه را مولاي تو در مدارا و لطف به دشمن ـ تا پيش از اتمام حجت ـ از تو خواسته است، فراموش كني! نصرالله! تو ميتواني به يك اشاره، صدها هزار، سرباز جان بر كف خود را ـ كه فقط من و تو ميدانيم واژه «شهادت» را به چه صبري به لجام كشيدهاند و نه تنها از كشته شدن نميهراسند، بلكه در آرزوي آن خواب و قرار ندارند ـ به خيابانها بريزي و آنچنان پوزه آمريكا و اسرائيل و سرسپردگانشان را بر خاك بمالي كه براي هميشه، كوس رسواييشان در همه تاريخ به صدا درآيد، اما تو صبر كن و بگذار حجت بر همه تمام شود. نصرالله! تو اينك از خودت نيستي؛ تو! اينك پرچمدار مظلوميت ميليونها مسلمان عاشقي هستي كه به خاطر حماقت و جهالت عدهاي مسلماننما كه دستپرورده واقعي شيطان بزرگند، به تروريست و خونريـزي متهم ميشوند و خانه و كاشانهشان را در بلاد مدعي دمكراسي، مورد حمله قرار ميدهند و از حقوق اوليهشان محروم ميشوند و با حقد و كينهاي كه از اسلام واقعي در دل دارند و هراسي كه از گرايش مردم به آن دارند، ميخواهند همه اسلام را در آن عده خلاصه كنند و چهرهاي زشت به جهانيان معرفي كنند. تو اينك نماد خونخواهي مظلوماني هستي كه كاسه صبرشان لبريز شده و چون چارهاي نداشتند و دنيا را براي آنها به جهنمي از شكنجههاي روحي و جسمي تبديل كردند، خود را با بمب و نارنجك در قلب سربازان كثيفترين مخلوقات زمين منفجر ميكنند تا به جهانيان شدت سختي خود را به اثبات برسانند؛ گرچه بوقهاي استكباري با صدها حيله و تزوير، اينـان را نيز با همان دسته اول متعصب نادان و دستپرورده آمريكا در يك رديف قرار ميدهند. نصرالله! بايد با صبر و نرمش خود ثابت كني كه فرهنگ اسلام واقعي ـ كه شيعه آينه تمامنماي آن است ـ چيزي جز آن است كه امروزه مدعيان دروغين حقوق بشر به او نسبت ميدهند. مبادا روشي كه در جنگ 33 روزه با دشمن تا بن دندان مسلحت در پيش گرفتي، فراموشت شود و امروز با عدهاي فريبخورده در قلب ميهن مظلومت روشي متفاوت در پيش گيري! شايد جهاد اكبر تو تازه آغاز شده است. تو بايد ثابت كني كه پيرو آن امامي هستي كه گفت: «خون بر شمشير پيروز است»؛ گرچه يزيديان اين زمان نيز اين جمله را بارها از شنيدهاند و باز هم ميگويند كه پيروان آن امام، تشنه خون هستند! حسين (ع) فرمود: فياسيوف خذيني» يعني با خون من كه شمشيرها يزيديان آن را در مييابند، درخت اسلام و آزادگي بارور ميشود، اما هر گز مدعيان دروغين حقوق بشر از خود سؤال نميكنند كه اين خوني كه امام حسين و پيروانش گفتهاند، آيا جز به دست يزيديان بر زمين ميريزد و آن شمشيري كه از نيام كشيده ميشود، ديروز و امروز در دست كه بود و هست؟ تو پيرو آن كسي هستي كه در نمازهاي جمعه همراه گرفتن اسلحه را نيكو دانست و اينك پيروان يزيد، اين عمل را نوعي خشونت و كاري تروريستي قلمداد ميكنند؛ اما هيچگاه نميپرسند و اجازه نميدهند پرسيده شود كه در حكومت اسلامي ايران ـ كه امروز بارزترين مصداق حكومت انقلابي امام حسين(ع) است و بيش از ربع قرن از عمر آن ميگذرد ـ چند بار از اسلحه براي حمله به ديگران استفاده شده است و آيا وقتي گرگهاي در لباس ميشي همچون اينان وجود دارند، ما حق نداريم دستكم در ظاهر براي ترساندن آنها، اسلحه را به رخشان بكشيم؟ و باز كسي نميپرسد و اجازه پرسيدن به بشريت را نميدهند كه در اين چند سال، چه دايههاي دلسوزتر از مادري كه دهها جنگ بزرگ و كوچك و كودتاهاي خونين را در جهان به راه نيانداخته و يا رهبري نكردند! گرچه ظاهري اتوكشيده و ادكلنزده و شيك دارند، اما در پشت پرده تزوير و فريبشان، زرادخانههاي اتمي را براي نابودي بشر، روز به روز توسعه ميدهند و در برابر دوربينهاي تلويزيون، در دست خود گل و شيريني و اسباببازي و... براي فريب بزرگ و كوچك به نمايش ميگذارند. نصرالله! مبادا از كوره در بروي و به سلاح متوسل شوي؛ كه همه آرزوي اينان در دل، همين است. نصرالله! بدان، تو، متعلق به اين عصر و اين نسل نيستي؛ تو متعلق به آينده اسلام و همه آزاديخواهان جهاني؛ بايد جهانيان و مردم مظلوم دنيا كه زير بمباران ديوانهكننده تبليغاتي بوقها و يوغهاي غرب در حال غرق شدن هستند، ببينند كه اين اسلام واقعي با آن اسلام آمريكايي كه خودشان ساخته و پرداختهاند و آن را به عنوان اسلام اصيل، مورد حمله رسانه بيرحم و ناجوانمردشان قرار دادهاند، زمين تا آسمان فاصله دارد. نصرالله! وقتي درست در بحبوحه آتشافروزيهاي اسرائيل و آمريكا در خاورميانه، آقاي پاپ كه داعيه طلايهداري دين مسيح(عليهالسلام) را دارد، پيامبر اعظم(ص) را به خشونت متهم ميكند، البته بايد شك نكني كه همه با هم دست به دست هم دادهاند تا ديگر بار، خشونت را از حساسترين خاكريز مقاومت اسلام بلكه انسانيت انسان، يعني لبنان، به نظاره بنشنينند و سندي بر ادعاي خود رو كنند. حالا كه گفتي برخي از دولتيان كنوني، از آمريكا و اسرائيل براي حمله به كشور عزيز و مظلوم تو دعوت كردهاند، انسان ميتواند شك كند كه شايد آقاي پاپ نيز آن سخنان را در راستاي به تصوير كشيدن چهرهاي خشن در عمل از اسلام گفته است و شايد او به اين انتظار بوده است تا تو در لبنان، حمام خون راه بيندازي؛ اما ميدانم كه همه آزادمردان كه از مشي و مرام شيعه خبر دارند، به او و همپيمانانش خواهند فهماند كه «زهي خيال باطل»! نصرالله! وقتي آن حرفهاي آتشين اما مظلومانه را در صفحه تلويزيون از تو شنيدم، بياختيار اشك ريختم! يادم آمد كه در سال 60 قمري نيز عدهاي از مولا و جد تو؛ امام حسين(ع) دعوت كردند و بعد با او بيعت شكستند و با او آنچنان كردند كه همه ميدانند ... اما فراموش نكن كه آنان خود از حسين(ع) دعوت كردند و او را به مسلخ كشيدند، اما اينك در كشور تو، عدهاي نادان، دستكم از بيگانكان دعوت كردهاند، پس تو ميتواني با اقتداي به جدت، صبر را تا آخرين دم پيشه خود سازي. سيد جان! وقتي در احاديث شيعه ميخواندم كه بسياري از سربازان آن حضرت پس از ظهور، از همين غيرهمكيشان تو يعني مسيحي و... هستند، كمي تعجب ميكردم؛ اما وقتي ديدم در ميدان شهداي لبنان چگونه همين برادران مسيحي، پرچمهاي لبنان را در دست دارند و عليه زور و تزوير شعار ميدهند و از تو و مرام تو به نيكي ياد ميكنند، دلم و ايمانم محكمتر شد و هم دانستم كه نداي «هل من ناصر ينصرني» امام حسين(ع) و هم نداي «كونوا احرارا في دنياكم» در حال محقق شدن است؛ حريت و آزادگي كه نه تنها براي پيروان ابوسفيان كه براي همه آزادگان جهان، صلا زده شد. تو نيز بدان و خوب ميداني كه بسياري از ياران امام موعود السرورت را همينان تشكيل ميدهند. پس با دلي محكم و صبري علوي و شجاعتي حسيني صبر را پيشه كن و بدان پيروزي نهايي، از آن مرام و روش توست كه آيندگاني نه چندان دير و دور، آن را به خوبي خواهند فهميد و بر تو آفرين خواهند گفت. پس نصرالله! از كوره در مرو! |
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
شهریور 1388
مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by mehrpouya.Blogfa.com