تبليغاتX
یادداشت های مهرپویا همت پور

خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد قادمون

درباره وبلاگ
بازديد كننده گرامي.
از اينكه به اين وبلاگ ابراز لطف نموده ايد سپاسگذارم. اين وبلاگ متعلق به اينجانب مهرپويا همت پور مي باشد . اخباري كه از سايت هاي ديگري اقتباس گرديده اند صرفا جهت بهره برداري قانوني و شرعي شما مي باشد.كليه حقوق يادداشت ها و مقالات و اخباري نيز كه با نام بنده در اين وبلاگ قرار دارند نيز منحصرا متعلق اينجانب بوده و هر گونه استفاده بدون اجازه از آنها غيرقانوني و قابل پيگرد مي باشد.
نظرات سازنده شما پله موفقيت اين وبلاگ است. لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب نظرات و انتقادات خود را در وبلاگ اعلام فرماييد.
پیوندهای روزانه
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
ناشنيده‌اي از سيداحمد خميني

rajaee6845@yahoo.com

24 اسفند 1324 متولد شد و 26 اسفند 1373 به ديار يار شتافت. چنان سريع و پرشتاب به پدر پيوست كه معلوم بود، همان چند سال فراق پدر، با او چه كرده است! پس از پدر هرجا مي‌رفت، عطر و بوي خميني از او به مشام مي‌رسيد و گاه كه عرصه خيلي بر او تنگ مي‌شد، فارغ از روال رسمي مجالس سخن و ديدار، آهي مي‌كشيد و غمگينانه مي‌گفت: دلم براي او خيلي تنگ شده است و چه زيبا گفت، همسر فاضله‌اش كه او همچون ماه به دور خورشيد در گردش و طواف بود؛ صادق، صميمي، مخلص، وفادار و امام كه به سختي درباره افراد شهادت مي‌داد و فارغ از رابطه پدر و فرزندي در پيامي درباره وي، چنين شهادت داد: «اينجانب در پيشگاه مقدس حق، شهادت مي‌دهم كه احمد از اول انقلاب تاكنون و از پيش از انقلاب، در زماني كه وارد اين نحو مسائل سياسي شده است، از او رفتار يا گفتاري كه برخلاف ايده انقلاب اسلامي ايران باشد، نديدم و در تمام مراحل از انقلاب پشتيباني كرده و در مرحله پيروزي شكوهمند انقلاب، معين و كمك‌‌كار من بوده است و خود نيز مي‌گفت، از زماني كه خود را شناخته، لحظه‌اي از خدمت به آرمان‌هاي امام سر باز نزده است.

در ماجراي تبعيد امام(ره) از نجف به بصره به قصد كويت، در آن بيابان خشك و برهوت كه امام جز خدا همراهي نداشت، اين او بود كه در آن بيابان غربت و درد، پروانه‌وار به دور شمع امام(ره) مي‌چرخيد و سرانجام همو بود كه با تيزبيني خاص خويش، مهاجرت به فرانسه را به امام(ه) پيشنهاد كرد و امام(ه) هم پذيرفت.

همسر او مي‌گويد، در دوران تبعيد امام(ره) وقتي احمد براي درس به بيرون مي‌رفت، هيچ‌گاه اميد بازگشت او به خانه را نداشته است، زيرا هر لحظه احتمال دستگيري‌اش را مي‌داد.

خود او مي‌گفت: به جاي اين‌كه به درس و مباحث علمي‌ برسم، ترجيح مي‌دهم خود را قرباني انقلاب، امام و مردم كنم و سپر دردها و رنج‌هاي امام باشم.

همو بود كه پس از درگذشت برادر مجتهدش، مرحوم حاج‌آقا مصطفي خميني در آن شرايط سخت نجف، بار سنگيني را به دوش كشيد تا ضربه و فشار كمتري به امام(ه) و اصحاب او وارد آيد.

اين اواخر به روستايي در حواشي قم رفت و در خانه‌اي كاهگلي، سه ماه را با كتاب «اربعين» امام(ه) گذري كرد، چه از عارفي شنيده بود كه چند ماه بيشتر به پايان عمرش باقي نمانده است و او مي‌خواست از همين اوقات، بهترين آمادگي‌ها را براي ديدار يار فراهم كند.

از او كه حقيقتا «آقازاده» و «امام‌زاده» بود، ماترك و ارثي باقي نماند و اين از وصيت‌نامه او روشن است و البته از پدري همچون امام(ه)، عجيب نيست كه چنين فرزندي را در زهد و سادگي تربيت كند كه مثل خود او دار و ندارش را به پاي مردم و نهضت و كشور بريزد و هيچ اندوخته‌اي فراهم نياورد.

به وصيت‌نامه‌اش بنگريد كه سرفرازانه در بندي از آن مي‌نويسد: من شخصا در هيچ بانك و مؤسسه‌ يا شركتي و از اين قبيل، وجهي (مالي) ندارم و اگر مختصر پولي در بانك تعاون اسلامي دارم، شهريه‌هاي مراجع بزرگوار قم است كه بايد صرف فقرا شود.

آقاي طاهري خرم‌آبادي نقل مي‌كرد كه زماني پس از رحلت حاج‌احمد‌آقا، خدمت آيت‌الله وحيد خراساني رسيدم و ديدم بسيار متأثر است. از ايشان علت را كه پرسيدم، گفت: احمدآقا كمي پيش از رحلتش اينجا بود. از ايشان پرسيدم در اين مدت خواب امام(ره) را نديده‌اي، كه گفت، بله، يك بار در خواب، امام(ه) را ديدم و از او پرسيدم، آخرت چگونه است، فرموده بودند: احمد، من گذشتم، ولي بسيار سخت بود. وي مي‌گفت: پدرم در خواب دستش را تكان داد و گفت‌: احمد: حتي اگر دستت را مثل من اين‌طوري حركت بدهي، اين تكان دست در اينجا همراه توست و بايد براي آن پاسخي داشته باشي! او مي‌گفت: وقتي از امام(ه) پرسيدم چه بايد كرد، سه بار به من فرمودند: احمد خوب شو، خوب شو، خوب شو و او كه خوب بود، تصميم گرفت، خوب‌تر شود و خوب‌تر برود و خوب‌تر محشور شود.

او در همان خانه كاهگلي قم، تا پاسي از شب به عبادت مي‌گذرانيد و به عاقبت كار انديشيد و عجب اين‌كه به درستي گفته بود، من سه ماه بيشتر در اين دنيا مهمان شما نيستم. اين اواخر از همه اطرافيان، بي هيچ سابقه‌اي حلاليت مي‌طلبيد و همه در شگفت از اين رفتاري كه براي آنان ابهام داشت و عجيب‌تر از وصيت فرزندان امام، يكي وصيت حاج‌آقامصطفي به پدر است و ديگري وصيت حاج‌احمدآقا به مادرش و چه رازي در اين ارتحال زودهنگام دو برادر است، خدا مي‌داند و بس!

درود و رحمت خدا بر او و پدر و برادرش باد كه تا عالم و آدم است، از خاندان خميني، جز به عظمت و اخلاص و پاكي و نيكي ياد نخواهد شد.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
گفتگوی خواندني جام جم با شاهد «s»
شاهد S ذکر نام خود را در اين مصاحبه بلامانع دانست. وي 3 دادخواست به دادستان فدرال امريکا ، عليه سازمان جاسوسي امريکا سيا ، FBI و پنتاگون ، عليه جورج بوش و نيز عليه همسر سابقش نوشته است.
او از اين که به زور فرزندانش توسط همسر سابقش به اسرائيل منتقل شده اند، سخت رنج مي برد. مصاحبه شونده از اين که دخالت موساد و سيا در وقوع 11 سپتامبر توسط دولتمردان امريکايي به عمد ناديده انگاشته مي شود، نگران است. او آنچه در سرزمين هاي اشغالي مي گذرد را هولوکاستي براي فلسطينيان مي داند و جزييات دقيقي که ارائه مي کند ، جالب و خواندني است. با هم مي خوانيم:
?
خودتان را معرفي کنيد.
من آندرياس سزکلي هستم.
?
مي خواهيم به دليل موضوعات سه دادخواست شما به دادستان فدرال امريکا چند سوال از شما بکنيم ، موافقيد.
موافقم.
?
ما مطلع شديم شما درباره حادثه يازدهم سپتامبر شواهد و مدارک بسيار محرمانه اي به دست آورده ايد و حتي شنيده ايم يکي از سناتورهاي امريکايي را نيز در جريان آن قرار داده ايد. ممکن است براي ما درباره اين شواهد و نحوه دست يافتنتان به آنها بگوييد.
بله ، من درباره حوادث يازدهم سپتامبر اطلاعات بسيار خوب و محرمانه اي به دست آوردم ، اما متاسفانه کسي گوش شنوايي براي آنها نداشت. من نه تنها با سناتور شومر درباره اين اطلاعات سخن گفتم بلکه دومامور عاليرتبه اف.بي.آي را نيز در جريان آن قرار دادم اما آنها نيز به آن توجهي نکردند.
?
ممکن است بگوييد دقيقا چه اطلاعاتي درباره حوادث يازدهم سپتامبر داشتيد و چگونه آنها را به دست آورديد؟
در اکتبر سال 2000 زماني که مشغول جمع آوري گل براي مغازه گلفروشي ام از يک قبرستان دور افتاده به نام گومل چسد در نيوآرک ان.جي بودم ، مکالمه دو نفر به عبري توجه مرا به خود جلب کرد. آنها در کنار ديوار قبرستان در حال گفتگو بودند. بدون آن که توجه کسي را جلب کنم ، خود را کنار ديوار قبرستان که 8 فوت بلندتر از سطح زمين بود ، رساندم و از آن بالا شخصي را ديدم که از ماشين پياده شد و با 2 نفري که به ديوار قبرستان تکيه داده بودند ، به زبان عبري مشغول صحبت شد. فرد تازه رسيده پس از احوالپرسي با آن دونفر ديگر که فکر مي کنم ماموران موساد يا سازمان سيا بودند ، گفت : بعد از اين که هواپيماها در سپتامبر به دوقلوها که به عبري مي شود teumim خوردند ، مردم امريکا درخواهند يافت که زندگي در کنار تروريست ها چه مزه اي دارد. بعد يکي از آن دونفر درباره موفقيت اين طرح ابراز نگراني کرد اما ديگري به او پاسخ داد: نگران نباش ، ما افرادي در پست هاي بالا داريم و فرقي نمي کند چه کسي (به رياست جمهوري امريکا) انتخاب شود ، ما ترتيب همه چيز را خواهيم داد. عربها آنقدر نادان هستند که حتي به فکرشان هم نخواهد رسيد که ما از آنها سوءاستفاده کرده ايم. اگر نتوانستيم مردم امريکا را مجاب کنيم پودرهايي را داخل بسته هاي پستي مي فرستيم تا تشنج عمومي ايجاد کنيم. اگر ال گور انتخاب شد ، او را بر مي اندازيم و آدم خودمان را روي کار مي آوريم.
?
شما بلافاصله مقامات را در جريان اين اطلاعات قرار داديد؟
بلافاصله نه ، فکر مي کنم خودم هم اول باورم نمي شد اما بعد ترسيدم و احساس خطر کردم. سر انجام در اوت سال 2001 ، سناتور شومر را در جريان اين موضوع قرار دادم.
?
به او نامه داديد؟
خير با او حضوري ملاقات کردم و همه چيز را برايش تعريف کردم.
?
او چه گفت؟
جدي نگرفت. مانند خيلي هاي ديگر.
?
مگر به کس ديگري هم گفتيد؟
بله ، حداقل يادم هست موضوع را به 2 مامور عاليرتبه اف.بي.آي هم گفتم ، اما آنها هم باور نکردند و جدي نگرفتند.
?
چگونه موضوع را مطرح کرديد؟
همه چيز را ، مشخصات ظاهري آنها را ، لهجه و زباني که با هم صحبت مي کردند ، موقعيت مکاني و زماني و حتي چندين سناريوي مختلفي که مي شد از حرفهاي آنها در ذهن و يا روي کاغذ آورد ، برايشان کشيدم. درباره سياه زخم که متاسفانه آن هم رخ داد ، به آنها توضيح دادم اما آنها هيچ توجهي نکردند.
?
در اين باره آيا با سناتورهاي ديگر هم تماس گرفتيد ، يا فقط با سناتور شومر صحبت کرديد؟
من با تلفن و با ارتباطات مطمئني که داشتم با چندين سناتور و چندين جمعيت سياسي ديگر تماس برقرار کردم و به آنها اين موضوع را گوشزد کردم.
?
وقتي حملات يازده سپتامبر رخ داد چه کرديد؟ ادعا نکرديد که من به شما گفته بودم و شما توجه نکرديد؟
آه تو را به خدا بس کنيد. در جامعه امريکا صداي شما به هيچکس نمي رسد.
?
به رسانه ها رجوع کرديد؟
بارها. من حتي چندين بار به مطبوعات و تلويزيون ها رجوع کردم حتي به سي.بي.اس رفتم و در آنجا اين موضوع را مطرح کردم اما هيچکس حاضر نشد به حرف من گوش کند.
?
يعني حرف شما را باور نمي کردند؟
اساسا گوش نمي دادند! هيچکس به حرف من گوش نمي داد. مي دانيد چرا؟ چون نمي خواستند اين حرف به گوش مردم برسد. آنها نمي خواستند مردم به اين فکر بيفتند که نکند دولت از موضوع خبر داشته و اقدامي نکرده است هيچکس حتي به من تلفن نکرد که بپرسد چه مي گويي. مي دانيد چرا؟ چون خودشان از قبل مي دانستند. حرف من ممکن بود براي مردم جالب باشد اما براي مقامات نه ! آن وقت خانم کاندوليزا رايس ، مشاور امنيت ملي بوش در ديدار با رهبران اروپايي با وقاحت تمام گفت ماموران امنيتي و اطلاعاتي امريکا حتي تصور چنين حملاتي را هم نمي کردند ، يعني حتي به ذهنشان هم چنين چيزي خطور نمي کرد که بخواهند از وقوع آن جلوگيري کنند. به نظر من خانم کاندوليزا رايس يک دروغگوي بزرگ است. چون من به آنها اطلاع داده بودم که چنين خطري در راه است.
?
به نظر شما حملات يازده سپتامبر را چه کساني انجام دادند اعضاي القاعده يا ماموران موساد؟
مي دانم که نه تنها ماموران سازمان سيا و اسرائيل از اين حملات مطلع بوده اند بلکه در آن دخالت نيز داشته اند.
?
اما بوش در سخنراني سالانه خود که هنگام حمله به افغانستان ايراد کرد ، تقصير اين حملات را به گردن دشمنان امريکا انداخت.
بله من حتي به ياد دارم که کشورهاي جهان را بصراحت به دو دسته تقسيم کرد و گفت آنها يا با ما هستند يا بر ضد ما! به نظر شما اين جمله شما را ياد هيتلر نمي اندازد؟
?
بله ، در تاريخ شواهدي هست که هيتلر نيز اينگونه مي انديشيده و گويا چنين جمله اي را هم گفته است.
بله. اين جمله دقيقا جمله هيتلر است. به نظر من بوش ، هيتلر جهان امروز ماست. او دائما به فکر جنگ افروزي است و هيچ برنامه اي براي صلح و آرامش در جهان ندارد. يک ضرب المثل انگليسي است و آن اين که تاريخ خودش را تکرار مي کند و حالا اين آقاي بوش نماد روشني از حماقت و سبوعيت رهبران سابق نازي است.
?
يک موضوع ديگر ، مي دانيد که بسياري از افراد خصوصا انديشمندان هولوکاست را باور ندارند و معتقدند چنين اتفاقي هرگز نيفتاده است؟
بله ، چه قبول داشته باشيم و چه نداشته باشيم ، معتقدم صهيونيست ها حداکثر استفاده را براي منافع خودشان از آن برده اند.
?
خوب ، چرا مردم فلسطين اينک بايد تاوان سياست غرب را بپردازند؟
لطفا از يک واقعيت غفلت نکنيد. ببينيد هميشه اينطور بوده که در جنگها ، فاتحان جنگ تعيين کننده همه اتفاقات بعد از جنگ هستند. خواسته کشورهاي فاتح اين بود که يهوديان به فلسطين بروند ، پس اين اتفاق افتاد. کسي هم در آن زمان ياراي مخالفت با قواي فاتح ، خصوصا امريکا و انگليس را نداشت.
?
شما اين خواسته را منطقي مي دانيد؟
بگذاريد برايتان صريح تر صحبت کنم. شما که از مفاد دادخواست هاي من آگاهيد ، من در جنگ 1973يعني همان جنگ يوم کيپور به عنوان عضو ارتش اسرائيل بوده ام ، پس آنچه مي گويم را از زبان يک فرد مطلع مي شنويد. من مي توانم بگويم شاهد هولوکاستي بوده ام که فلسطيني ها قرباني آن هستند. در حالي که آنها هرگز دخالتي در آنچه به نام هولوکاست مطرح است و اروپايي ها به راه انداختند ، نداشتند اما اين قانون جنگ است که هميشه فاتح جنگ نظريات خودش را اعمال مي کند.
?
پس چرا اروپايي ها جنايت خود را در قبال يهودي ها جبران نکردند؟
البته اروپايي ها تا الان خيلي پول خرج کرده اند.منظور ما زمين است نه پول.(خنده) شما صحبت از زمين مي کنيد؟ آيا نمي دانيد که کسي به کسي زمين نمي بخشد بلکه زمين را به زور از صاحبش مي گيرند. همه جنگهاي عالم هم بر سر زمين بوده است. مبارزه فلسطيني ها با صهيونيست هم براي زمين است.
?
پس قبول داريد که سر زمين فلسطين به زور و به ناحق توسط صهيونيست ها غصب شده است؟
بله ! مسلما همين طور است و اين فقط يکي از بهره برداري هاي غرب و صهيونيسم از تحريف حادثه هولوکاست است.
?
شما اسرائيلي هستيد؟
بله من يک يهودي اسرائيلي هستم که زندگي در امريکا را به زندگي در اسرائيل ترجيح داده ام.
?
شما باور داريد که هيتلر واقعا ميليون ها يهودي را کشته است؟
ببينيد ، در اين باره تحريف هاي بزرگي صورت گرفته است. اينگونه نبوده که 6 ميليون يهودي کشته شوند. غرب و صهيونيست ها به شدت اين حادثه را بزرگنمايي کرده اند.
?
شما مي گوييد حقيقت ، تحريف شده ؟ شما بگوييد حقيقت چيست؟
من نمي دانم. هيچکس حقيقت را نمي داند. فقط بايد به دنبال مدارکي بود که با استناد به آن بتوان تخمين درست و واقعي زد.
?
به نظر شما چه کسي مي تواند حقيقت ماجرا را براي جهانيان و ما بگويد؟
تنها کساني که مي توانند تعداد کشته شدگان را درست تخمين بزنند ، اعضاي قديمي صليب سرخ امريکا هستند که در آن زمان در بطن ماجرا بوده اند. مستنداتي از آنها هم اکنون در سازمان صليب سرخ امريکا وجود دارد که از دست ما خارج است و بسيار محرمانه و طبقه بندي شده است. بدون شک اگر کسي به دنبال دست يافتن به تخمين درستي از کشته شدگان است بايد به آن اسناد دسترسي پيدا کند. هرچند چنين چيزي ممکن نخواهد بود.
?
ولي قبول داريد که طرح هولوکاست بيشتر از آنکه براي احقاق حقوق يهوديان باشد ، يک جريان سياسي و هدفمند است؟
بله يقينا اين طور است. امريکا و اسرائيل با طرح هولوکاست ، تحريف و بزرگنمايي آن دنبال دستيابي به مقاصد خود بوده و هستند.
?
از شما که در گفتگويي ويژه با روزنامه جام جم ، پرتيراژترين روزنامه ايران شرکت کرديد ، تشکر مي کند.
من هم از شما متشکرم.
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
تحركات منافقين براي حضور فعال در مسابقات فوتبال ايران در آلمان

گروهك منافقين براي حضور فعال در محل مسابقات تيم ملي فوتبال جمهوري اسلامي ايران در جام جهاني فوتبال 2006 در كشور آلمان ، با تشكيل ستاد ويژه اي در صدد سوء استفاده سياسي – تبليغاتي از اين فرصت است .

به گزارش سايت خبري تحليلي "خدمت"?خبرهاي واصله حاكي است موارد ذيل از جمله برنامه هاي اين گروهك براي جام جهاني است :
1- تهيه برآوردي از وضعيت تيم ملي فوتبال و مشكلات فدراسيون فوتبال ايران
2- سياستگذاري چگونگي شركت در مسابقات و تبليغات هواداران
3- ساخت نماهنگ و سرودي در تشويق تيم ملي فوتبال بر ضد جمهوري اسلامي ايران
4- توليد برنامه ويژه تلويزيون ماهواره اي و مطبوعاتي در نشريات منافقين
5- بسيج نيرو و امكانات براي استقرار نيروها در آلمان
6- راه اندازي نمايشگاه و برگزاري كنفرانس مطبوعاتي بر عليه نظام
7- تلاش براي اخراج تيم ملي فوتبال از كميته جام جهاني
8- تلاش براي انصراف تيم هاي فوتبال از مسابقه با تيم ملي فوتبال ايران
9- تلاش براي جذب و بكارگيري بازيكنان و ستاره هاي فوتبال ايران
10- خريد بليت براي ارائه به هواداران و تعدادي افاغنه و اعراب ماجراجو توسط منافقين (تاكنون هزينه خريد پانصد بليت از سوي منافقين به تصويب رسيده است)

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
تبليغ براي جذب سرمايه گذاري ايرانيان

به گزارش سايت خبري تحليلي "خدمت" در "نمايشگاه بازرگاني و صنعتي inter2000 كيش" ، افراد حاضر در غرفه "منطقه آزاد راس الخيمه" ضمن تشويق به سرمايه گذاري در اين منطقه ، فعاليت اقتصادي در ايران را براي بازديدكنندگان كم صرفه عنوان كرده و بدين ترتيب از فرصتي كه ميزبان در اختتيارشان گذاشته بود ، سوء استفاده كرده اند .

بنابراين گزارش آنان مدتي نيز از نام مجعول "خليج" به جاي "خليج فارس" استفاده كرده اند ، كه انتظار مي رفت مسئولين نمايشگاه بلافاصله برخورد مي كردند .

شايان ذكر است نمايشگاه مذكور از تاريخ 20بهمن لغايت 27بهمن ماه در محل دايمي نمايشگاه كيش برگزار شد كه در غرفه مربوط به "منطقه آزاد راس الخيمه" ، متصديان با ارائه بروشورهايي ضمن تبليغ ، سرمايه گذاران ايراني را به سرمايه گذاري در منطقه راس الخيمه تشويق كرده اند .

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
ورود سرمايه‌دار اماراتي به ايران براي نهايي كردن خريد رايگان گاز


حميد جعفر، سرمايه‌دار عمده اماراتي و صاحب اصلي شركت «كرسنت»، وارد ايران شد تا قرارداد ظالمانه خريد گاز ايران را نهايي كند.

بنا بر اطلاعات رسيده به «بازتاب»، وي صبح روز سه‌شنبه، وارد ايران شده و تاكنون، با برخي مقامات بانفوذ سياسي غيرنفتي ديدار كرده است.

اين دلال اماراتي كه در زمان مقامات گذشته وزارت نفت، با مبالغ كلان رشوه، قرارداد خريد گاز ايران را به بهاي تقريبا رايگان بسته بود، هم‌اكنون كه اين معامله با برخي افشاگري‌ها، تحت فشار قرار گرفته، به ايران آمده است، تا با برقرار كردن ارتباطات عميق‌تر با مسئولان كنوني كشور، قرارداد خود را تثبيت كند؛ از جمله برنامه‌هاي در سفر اخير وي، ديدار با يك نماينده بانفوذ مجلس است.

گفتني است، وي پيش از اين هم چندين بار به ايران سفر داشته و در جريان انتخابات رياست‌جمهوري نيز 360 ميليون تومان از طريق فرزند يكي از اعضاي بانفوذ مؤتلفه، به ستاد انتخاباتي يك كانديدا كمك كرده و نامبرده به مسئول رايزني براي وي تبديل شده است.

گفته مي‌شود، برخي مسئولان سابق نفتي، پس از قطع ارتباط حميد جعفر با آنان، او را تهديد و درخواست كرده‌اند تا سالانه صدها هزار دلار از وي دريافت كنند.
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
لحظه‌شماري براي حمله آمريکا!
آمريکا مي‌خواهد به ايران حمله کند؛ اين شايعه را سال‌هاست که شنيده‌ايد و اين روزها بيشتر از پيش. شايعه‌اي که ممكن است رنگ و بوي حقيقت هم بيابد، به ويژه وقتي وزير خارجه آنان مي‌گويد: «ما از سوي هيج کشوري به‌اندازه ايران به چالش کشيده نشده‌ايم. ايران با سياست‌هايش خاورميانه‌اي را توسعه مي‌دهد که 180 درجه با آنچه ما مي‌خواهيم تفاوت دارد...» احتمال حمله نظامي آن‌ها و متحدانشان را بايد جدي گرفت؛ جديتي بيش از شايعاتي که اين روزها در افواه عمومي شنيده مي‌شود.

راه طي شده
آمريکا در گذشته نيز به ايران حمله کرده است؛ آنچنان که تاريخ و اعترافات رسمي گواهي مي‌دهد حداقل در دو مورد، سربازان ايالات متحده به رويارويي مستقيم با سربازان پارسي آمده‌اند: اول حمله به طبس و دوم حمله به سکوهاي نفتي، کشتي‌ها و هواپيماهاي ايران در خليج فارس.
اين دو مورد بدون درنظر گرفتن طراحي ده‌ها شبکه جاسوسي، حمايت از کودتاهاي نظامي، پشتيباني از گروه‌هاي برانداز و... است، که مي‌توان به آن فهرست بلند فشارهاي سياسي و اقتصادي سالهاي گذشته را افزود.
اين همه در حالي است که جز ماجراي گروگانگيري، که صدمه‌اي به آمريکاييان در بند نزد، هيچ استناد محکمه پسندي درباره حمله متقابل ايران به آمريکا وجود ندارد و در ‌اندک مواردي هم که آنها کوشيده‌اند رد ايراني‌ها در حملات به برج‌ها و پادگان‌هايشان بجويند، چندان کاري نتوانسته‌اند از پيش ببرند.

شعله‌اي قديمي
جنگي که اين روزها صجبت از وقوعش مي‌رود، اگر نگوييم آتش زير خاکستري است که ردش به روزهاي کودتاي 28 مرداد مي‌رسد، لااقل واضح است که روايت جدالي بيست و هفت ـ هشت ساله است. گلوله‌اي که در بهمن 57 شليک شد، بارها کمانه کرده است و به نظر مي‌رسد چون بهمني بزرگ در حال بزرگ و بزرگتر شدن است تا از اوج کوه، فرود آيد.

ايرانيان دژ ژاندارم آمريکا را ويران کرده و برخلاف نظر وزير خارجه خوشبين کارتر (سايرونس ونس)، برژينسکي زيرک (مشاور امنيت ملي کارتر) درست مي‌ديد که اين انقلاب نه تنها شاه، بلکه موجوديت آمريکا را نشانه رفته بود.

سيرت و صورت
جوهره انقلاب اسلامي، ستيزي آشکار با صورت نظام سلطه را آغاز کرده و همه نظرسنجي‌ها در ممالک مختلف شرقي نشان مي‌دهد که صدها ميليون نفر از مردم جهان، آمريكا را شيطان بزرگ مي‌دانند.

شايد برخي بگويند: اما در خود ايران چنين نيست، آمريکايي‌ها که بيايند، همه برايشان کف خواهند زد و ميدان محسني را گلباران خواهند کرد و... ميدان محسني همه ايران نيست، ايرانيان هم مي‌دانند که دواي دردشان را کاخ سفيدي‌ها نمي دانند و همان‌ها که مي‌دانند، مي‌پذيرند که انقلاب چنين سيرتي داشت و دارد؛ و فرق است ميان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي؛ که اگر چنين نبود، همه در شعارهايشان بازگشت به ارزشهاي آن انقلاب را فرياد نمي کردند.

روز نبرد
آنچه را رايس عيان گفته، بازتابي است از سه دهه ستيزه جويي انقلاب اسلامي با نظم نوين. ستيزه‌اي که به ما آموخته که اگر به‌اندازه کافي در برابر آمريکا بايستيم، آن کشور از موضعش کوتاه خواهد آمد و ديگر آنکه به معاهده‌هاي بين‌المللي چندان نبايد دل بست، چرا که «آمريکا در تعامل با کشورهايي که برايش مهم هستند، تعهدات خود را ناديده مي‌گيرد» (اين حرف‌ها را جوزف سيريسيونه از اعضاي مؤسسه صلح بين‌المللي کارنگي در واشنگتن بر زبان آورده است).

جنگ حقيقي؟
آن پير چيزهايي را مي‌ديد شفاف و باز مي‌گفت: «آنچه كه من مي‌فهم و احتمال زياد مي‌دهم اين است كه آمريكا نه دخالت نظامي در ايران مي‌خواهد بكند و نه حصر اقتصادي ... لكن از راه اساسي‌تر پيش آمدند و آن راه اين است كه ما را از باطن خودمان آسيب‌پذير كند و ما را بگنداند از باطن خودمان؛ از اول هم بنايشان بر همين معناست ... شايد اين صحبت‌هايي كه در خارج مي‌كنند به اين كه ما دخالت نظامي مي‌كنيم يا حصر اقتصادي مي‌كنيم شايد براي اين معنا باشد كه اذهان ما را منحرف كنند آن طرف و از آن چيزي كه در كشور خودمان دارد مي‌گذرد غافل كنند. شما غافل از اين شياطين نباشيد كه اينها مطالعه كرده هستند... اينها مطالعه كردند نه ده سال و نه نه سال، در طول تاريخي كه راه پيدا كردند، مطالعه كردند... اين (حرف‌ها)مال حالا نيست، اين‌ها از سابق كه راه باز كردند دنبال اين قضيه هستند».

او (حدود بيست سال پيش) معتقد بود: از خارج هيچ ترسي نداشته باشيد، از داخل خودمان بترسيد از اين كه با توطئه‌ها شما‌ها را از هم جدا كنند.
حواسمان باشد، چه بسيار دام‌ها نهاده و دانه‌ها پاشيده شده؛ بايد سخت مراقب تنگه احد بود
فرشاد مهدي‌پور
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
پنتاگون اتهام بوش به ايران را پس گرفت
مقامات ارشد وزارت دفاع و ارتش آمريكا، ادعاي اخير بوش درباره ارسال بمب از ايران به عراق را رد كردند.
به گزارش سايت وزارت دفاع آمريكا، پس از آن‌كه جورج بوش، رئيس‌جمهور آمريكا، ادعا كرد كه ايران، بمب‌هاي دست‌ساز در اختيار گروه‌هاي شيعه عراقي قرار مي‌دهد، دو مقام ارشد ارتش و وزارت جنگ آمريكا، صراحتا اين ادعاي او را پس گرفتند.

بنا بر اين گزارش، روز گذشته، تنها چند ساعت پس از ادعاي بوش، «پيتر پيس»، رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا، اعلام كرد: هيچ مدركي مبني بر مسئوليت ايران در عمليات نظامي و قاچاق اسلحه به عراق وجود ندارد.
روز دوشنبه رئيس‌جمهور آمريكا گفته بود: بمب‌هاي كنار جاده‌اي و دست‌ساز عراق، داراي تركيبات ايراني است.


«پيس» كه در پنتاگون صحبت مي‌كرد، در يك جلسه مطبوعاتي و در پاسخ به پرسش خبرنگاري مبني بر اين‌كه آيا مدركي دال بر دخالت ايران وجود دارد، گفت: نمي‌دانم.
در اين جلسه، رامسفلد نيز اعلام كرد كه هيچ‌گونه مدركي دال بر دخالت ايران در عراق وجود ندارد.

او گفت: تا زماني كه شما به صورت فيزيكي، هيچ يك از نيروهاي نزديك به ايران را در عمليات‌هاي تروريستي عليه نيروهاي آمريكايي نديده‌ايد، نمي‌توانيد از چيزي كه نمي‌دانيد، سخن بگوييد.

وزير جنگ آمريكا با هشدار درباره سخناني كه مردم ايران را عصباني مي‌كند، افزود: با اين وصف، بسيار مشكل است كه اتهام دقيقي را به جمهوري اسلامي نسبت دهيم.

هرچند صرف شنيدن اظهارات عجيب عالي‌ترين مقام آمريكا، بي‌اساس بودن آنها را روشن مي‌كرد، تكذيب صريح آن از سوي دو مقام ارشد نظامي اين كشور هم غيرمنتظره است.

برخي تحليلگران، علت اين تكذيب صريح را مخالفت مقام‌هاي نظامي آمريكا با درگير شدن با جمهوري اسلامي به ويژه با توجه به شرايط آنان در عراق و افغانستان، ارزيابي مي‌كنند
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
طرح روسيه شوراي حكام را دچار اختلاف كرد
روز گذشته دومين روز نشست شوراي حكام در وين در حالي آغاز شد كه ديپلمات ها از بروز يك شكاف در شوراي حكام بر سر نوع برخورد با پرونده ايران خبر دادند.
روزنامه نيويورك تايمز نوشت: اين شكاف به اين دليل به وجود آمده كه روس ها در دقيقه 90 پيشنهادي را روي ميز گذاشته اند كه به ايران اجازه مي دهد به فعاليت غني سازي درحد تحقيق و توسعه در خاك خود ادامه دهد. روس ها اگرچه به مقامات غربي اطمينان داده اند چنين پيشنهادي هنوز «به طور رسمي» روي ميز قرار نگرفته اما به آنها تفهيم كرده اند آماده مصالحه بر سر چنين پيشنهادي با ايران هستند. به نوشته اين روزنامه، جزئيات دقيق پيشنهاد روس ها كه در سفر اخير علي لاريجاني به مسكو توافق اصولي بر سر آن حاصل شد، چنين است: ايران بايد تعليق تمامي فعاليت هاي خود در نطنز را هنگامي كه درباره بسته پيشنهادي روسيه مذاكره مي شود بپذيرد. بعد كه توافق حاصل شد ايران مجاز خواهد بود فعاليت هاي محدود غني سازي را تحت برنامه آزمايشگاهي (pilot) انجام دهد و در عوض توليد اورانيوم غني شده در سطح صنعتي را بين 7 تا 9 سال به حال تعليق در آورد. ايران سپس بايد بلافاصله پروتكل الحاقي را امضاء نمايد و براي تأسيس يك كنسرسيوم مشترك غني سازي در خاك روسيه فعاليت كند. به نوشته نيويورك تايمز اين جزئيات را سرگي كيسلياك معاون خلع سلاح وزير خارجه روسيه براي همتايان اروپايي خود تشريح كرده ولي وقتي يكي از آنها از او پرسيد مقصودش از غني سازي پايلوت چيست، گفت: «تعريف واقعي براي آن ندارم.»
ارائه چنين پيشنهادي از جانب روسيه كه علي الظاهر چين نيز حامي آن است، آلمان از آن حمايت مي كند و فرانسه هم مخالفتي با آن ندارد، به بروز شكاف ميان اين كشورها از يك سو و آمريكا و انگليس از سوي ديگر در شوراي حكام انجاميده است.
«سرگي لاوروف» اكنون در واشنگتن درصدد است با مقامات آمريكايي درباره ايده خود براي مصالحه با تهران گفت وگو كند. در همين حال مقامات آمريكايي از جمله نيكلاس برنز معاون خلع سلاح رايس، تأكيد مي كند هيچ گونه پيشنهادي كه مستلزم پذيرش غني سازي به هر شكلي در ايران باشد را خط قرمز خود مي دانند و نخواهند پذيرفت. نگراني مقامات آمريكايي عمدتاً از اين بابت است كه اگر به ايران جازه غني سازي در هر شكل آن داده شود، به معناي مسلط شدن ايران به فناوري هسته اي و تبديل آن به يك قدرت هسته اي است.
بنابر اخبار موجود ارائه همين ايده از جانب روس ها بود كه موجب شد البرادعي نسبت به حل پرونده ايران ظرف يك هفته آينده ابراز خوش بيني كند در حالي كه آمريكا عقيده دارد پرونده بايد ظرف يك هفته در شوراي امنيت مطرح و در قبال آن با صدور يك بيانيه موضع گيري شود.
به گزارش روزنامه نيويورك تايمز ديپلمات ها عقيده دارند چاره اي جز پيمودن اين راه وجود ندارد چرا كه ايران به صراحت اين موضوع را روشن كرده است كه غني سازي در مقياس كوچك را حتي اگر به شوراي امنيت برود رها نخواهد كرد. به گفته اين ديپلمات ها «روسيه و چين از هم اكنون با اعمال هرگونه تحريم در شوراي امنيت عليه ايران مخالفند و برخي كشورهاي اروپايي نيز آمادگي دارند هر لحظه به آنها بپيوندند. بروز اين وضعيت در شوراي حكام و تشديد اختلافات ميان اعضاي مؤثر آن- كه پيش از اين هم حدس زده مي شد در صورت تمايل آمريكا به تندكردن بحران رخ خواهد داد- باعث ايجاد وضعيتي در وين شده كه روزنامه آلماني تاگس اشپيگل آن را «ابهام» مي نامد. يك مقام آگاه در گفت وگو با ايسنا بروز وضعيت ابهام و انتظار را تأييد كرده است، «در حال حاضر روسيه، چين و برخي اروپايي ها منتظرند تا تفاهمات به دست آمده در آژانس از سوي آمريكا و متحدانش پذيرفته شود. در اين صورت پرونده ايران درون آژانس باقي خواهد ماند.
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
محافظ رییس جمهور سابق محاکمه می شود
پرونده اتهامی م.ص یکی از محافظان ارشد رییس جمهور سابق که در زمان وزرات فرهنگ خاتمی نیز عضو تیم حفاظت وی بوده است ، اکنون در شعبه بازپرسی ویژه ای در سازمان قضایی نیروهای مسلح در مرحله تحقیقات مقدماتی قرار دارد




چند تن از اعضاء و رابطان گارد حفاظت ریاست جمهوری در دوران حجت السلام سید محمد خاتمی در دادسرای نظامی تهران محاکمه خواهند شد.

به گزارش خبرنگار [ دپارتمان ] مستقر در سازمان قضایی نیروهای مسلح پرونده اتهامی م.ص یکی از محافظان ارشد رییس جمهور سابق که در زمان وزرات فرهنگ خاتمی نیز عضو تیم حفاظت وی بوده است ، اکنون در شعبه بازپرسی ویژه ای در سازمان قضایی نیروهای مسلح در مرحله تحقیقات مقدماتی قرار دارد. این تحقیقات از هنگامی آغاز شده است که فردی به نام لیلا.ز از محمد.ش یکی از وابستگان و رابطان این محافظ رییس جمهور به اتهام کلاهبرداری ، غصب عنوان و تهدید در دادسرای عمومی سعادت آباد تهران شکایت کرد و با توجه به اینکه بخش مهمی از تحقیقات از حیث صلاحیت مرجع قضایی ، لازم به احاله به دادسرای نظامی تهران بود ، قاضی ویژه ای مامور رسیدگی به اتهامات انتسابی گشت.

بر اساس اطلاعات خبرنگار [ دپارتمان ] ، با استمرار تحقیقات قضایی محتمل است این محافظ ریاست سابق جمهوری در کیفرخواست دادستان نظامی پایتخت متهم به سوء استفاده از عنوان دولتی ، مشارکت در تهدید و اخاذی و ... گردد. پیش از این گفته می شد م.خ یکی از مرتبطین مطبوعاتی و حزبی با تیم حفاظت خاتمی که در یکی از خانه های تیمی توسط اداره مبارزه با مفاسد اجتماعی بازداشت شده ، در اعترافات خود پرده از فساد [...] یک محافظ عالی رتبه برداشته است.
 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
واقعا او رییس جمهور دولتی اسلامی بود؟!!!

خاتمی در اسپانیا

تصویر مونتاژ نبوده و منبع عکس یک نشریه اسپانیاییست. صحت این ادعا در گوشه پایین عکس مشهود است.

وای از آن روز که گدا معتبر شود...

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
خطرناک‌ترين روزهاي آمريكا در عراق و جايگاه ايران×عادل رحمتي×

حقيقت آن است که تحولات به وجود آمده در عراق، امروز آمريكا را در چالشي گرفتار كرده است که بدون همياري کشورهاي همسايه اين کشور، قادر به درآمدن از آن نيست. اين امر دلايل خاص خود را دارد و کساني هم در پي آن هستند تا آمريكا را بيشتر در اين چالش فرو برده و اسطوره ابرقدرتي آن را به چالش کشيده و در صورت فراهم شدن شرايط لازم، آن را خرد کنند. اکنون چه کسي است که نداند آمريكا نتوانسته حرکت‌هاي تروريستي را در عراق سرکوب کند. با اين حساب، اين مسئله تا اندازه‌اي شگفت‌آور تلقي مي‌شود که برخي در باره نقش خود آمريكا در اين قضايا گمانه‌زني مي‌کنند.

بدون ترديد نه تنها کشورهايي چون روسيه و چين در اين آرزو هستند، بلکه حتي بسياري از اروپائيان هم از اين امر استقبال کرده و در پي به دست آوردن قدرت و عظمت ديرينه خود که در قرن 19 و اوائل قرن 20 داشتند، هستند. در واقع اين برآمدن آمريكا در صحنه جهاني بود که آنان را از صحنه خارج کرد و اکنون اين چنين زبون و ذليلشان کرده است.

از سوي ديگر، کشورهاي عربي هم حتي اگر سرانشان همآوايي با آمريكا داشته باشند، ساکنانشان، به هيچ روي دل‌خوشي از آمريكا ندارند. آمارها نشان مي‌دهد که کمترين ميزان محبوبيت براي آمريكا در خاورميانه، در کشور مصر و عربستان سعودي و ديگر طبعا کشورهاي عربي همجوار است. اين خطر بالقوه اي است که آمريكا را تهديد مي‌کند و اين كشور بايد بداند که چه بسا اين جريان به سرنگوني دولت‌هاي حاکم بر اين مناطق انجاميده و مشکلي را براي آنان پديد آورد که با سرنگوني شاه در منطقه خليج فارس پديد آمد.

اکنون که آمريكا در چالش عراق گرفتار است، بهترين فرصت براي زدن ضربه بر سر اوست. گو اين که هنوز وقت آن نرسيده، اما دير يا زود، و در صورت ادامه يافتن اين رويه، اين فرصت به دست چين و روسيه و عرب و عجم خواهد افتاد و در آن صورت است که آمريكا نه تنها با ذلت از عراق بيرون مي‌رود که بايد امتيازات بيشترو بيشتري در كل منطقه، به دشمنان و رقباي خود بدهد و شايد چنان که برخي حدس مي‌زنند، پاياني بر ابرقدرتي آمريكا باشد.

در چنين شرايطي، آمريكا مي‌داند چه کساني مي‌توانند در اين بحران بزرگ که آينده آن کاملا نامعلوم و در عين حال خطرناک است، طرف مشورت باشد. به همين دليل تلاش مي‌کند تا با فراهم کردن زمينه‌هاي گفت‌وگو با کشورهاي همسايه و از جمله ايران، راه حلي براي وضعيت عراق به دست آورد. سخنان صريح اخير خليل زاد براي گفت‌وگو با ايران، نشان دهنده مشکل بودن شرايط براي آمريكا و درک درستي است که از نقش ايران در فرونشاندن اين بحران وجود دارد.

از سوي ديگر، ادامه بحران در عراق، به طور قطع به ضرر ملت مظلوم عراق از يک طرف و ايران به عنوان همسايه‌اي که سال‌ها با اين کشور مشکل داشته است، خواهد بود. اگر اوضاع عراق نابسامان بماند، نه تنها ايران به لحاظ مالي و اقتصادي و سياسي، بلکه حتي به لحاظ امنيتي دچار مشکلات جدي خواهد بود. هم اکنون با حضور انگليسي‌ها در جنوب عراق، شاهديم که آنان بر اساس رويه گذشته خود، در ايجاد اختلافات قومي و طائفي تلاش مي‌کنند تا ناامني را در ايران گسترش دهند.

طي دو سال و اندي که از بحران جديد عراق مي‌گذرد، هدف اصلي ايران، ايجاد آرامش در عراق بوده است. اکنون هم اين امر يکي از اهداف اصلي سياست خارجي ايران در مورد کشور همسايه است.

در اين صورت بايد آنچه که تاکنون در غالب «پيغام‌هاي واسطه‌اي» توسط برخي دولت‌ها وجود داشته، جاي خود را به «گفت‌وگوهاي جدي تر» بدهد. براي اين امر هيچ نيازي به برقراري رابطه با آمريكا نيست، بلکه هدف فراهم آوردن نوعي شرايط بهتر براي تفهيم و تفاهم متقابلي است که مي‌بايست در ارتباط با وضعيت پديد آمده در عراق و مسائل مهم ديگر ايجاد شود. اشکال مهم آن است که دو طرف در حال حاضر در شرايطي هستند که نمي توانند به درستي خواسته‌هاي يکديگر را درک کنند و معمولا درباره مواضع طرف مقابل به اشتباه مي‌افتند.

به نظر مي‌رسد شرايط تبديل وضعيت «پيغام رساني» به نوعي «گفت‌وگوي صريح‌تر»، ضرورتي است که مي‌بايست به آن توجه بيشتري صورت گيرد. اين امر در شرايط جديد که ايران از ثبات كم‌نظيري برخوردار است، نياز به يک اراده جدي دارد. به خصوص که در اين گفت‌وگوها، ايران مي‌تواند نه تنها در باره عراق بلکه مباحث و موضوعات ديگري که مورد علاقه ايران است گفت‌وگو کند؛ از جمله موضوعي مانند انرژي هسته‌اي که عملا به اراده آمريكا حرکت مي‌کند و اروپايي‌ها نقش اساسي در آن ندارند. اين مسئله همچنين مي‌تواند به بهبود موضع روسيه و چين هم در باره ايران کمک کند.

اقدام رياست‌جمهوري ايران در ارسال نامه و طرح مسئله پروازهاي مستقيم ميان ايران و ايالات متحده آمريكا، گامي براي حل مشكل ايرانيان مقيم آمريكا و درک بهتر شرايط جديد بود. مسئله‌اي که تاکنون و پس از گذشت حداقل يک ماه از طرح آن توسط دولت ايران و با تصويب رياست جمهوري ايران، به دليل بي‌توجهي آمريكايي‌ها، نتوانست جايگاه و اعتبار شايسته خود را به دست آورد و نشان داد با وجود آنكه آمريكايي‌ها مدعي‌اند تحريم‌ها عليه دولت است، نه ملت ايران، اين نمونه واضحي بر عدم صداقت دولتمردان آمريكاست.

بدون ترديد، اين قبيل گفت‌وگوها مي‌بايست بر اساس اصول قطعي سياست خارجي ايران يعني حکمت، مصلحت و عزت و صلاحديد بالاترين مراجع تصميم گيرنده باشد.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
رابطه با اسرائيل، شرط معامله آمريكا با امارات

در شرايطي كه قرارداد هنگفت بندري آمريكا با شركت اماراتي، با مخالفت شديد نخبگان و مقامات آمريكا به شدت زير سؤال رفته، برخي مقامات ايالات متحده، شرط اين روابط را عادي‌سازي روابط اين كشور با رژيم اسرائيل دانسته‌اند، امري كه احتمال مي‌رود برخي شيوخ پول‌دوست دبي، به آن رضايت دهند.

به گزارش «نيويورك‌تايمز» : با كمك آمريكا، امارات متحده عربي به شهرت رسيد، آمريكا! متشكريم.
از نويسنده در ادامه آورده است: از هنگامي كه سناتورهاي ايالات متحده آمريكا، دبي را به عنوان عضوي از خانواده خود در آمريكا پذيرفتند، زندگي در اين شهر بياباني، به نحو شديدي تغيير و تحول يافته است.

اسكي‌بازها از زمين‌هاي يخي مصنوعي در بزرگ‌ترين بازارهاي خريد منطقه استفاده كرده و كاركنان و كارگران نيز خستگي خود را در جزاير ساخته دست بشر، رفع مي‌كنند. تعجب‌انگيزترين بعد قضيه بنادر آمريكايي، نبودن روزنامه‌ها و مجلات نيشدار و منتقد، تظاهرات و صحبت‌هاي مخالف عليه اسرائيل است.

«راشد سوخاش»، رئيس سازمان طراحي و برنامه‌ريزي شهري دبي، مي‌گويد: مردم دبي تاجرند. ما مي‌دانيم كه در معامله يا سود مي‌كنيم و يا ضرر. دبي با مسئله حفظ خود از مسائل و مشكلات جهان عرب درگير شده است و اعتراضات اين مسئله را تأييد كرده كه اين شهر، تا مدتي طولاني تحت فشارهاي اين كشورها قرار خواهد گرفت.

«غسان تحبوب»، مدير رسانه‌اي دفتر اجرايي حاكم در دبي مي‌گويد: اين آزمايشي است كه بايد مدتي را با آن سپري كنيم يا برنده شويم و از آن درس مي‌گيريم.

«شيخ محمد بن رشيد آل‌مكتوم»، مدير اجرايي دبي، گفته است: اينجا آمريكاست. لابي‌ها و گروه‌‌هاي سياسي و اقتصادي در آن وجود دارند و دبي، خود را در وسط يك جنگل يافته است و من از همه به خاطر چنين تجربه‌اي تشكر مي‌كنم.

«عبدالخالق عبدالله»، استاد علوم سياسي دانشگاه امارات، با اشاره به دولت امارات اظهار مي‌دارد: ما افراد لايق و شايسته‌اي نداريم كه حرفي براي گفتن داشته باشند. دولت، كارشناس و نظريه‌پرداز ندارد. هيچ سخنراني و گفتمان سياسي در اين شهر وجود ندارد و اين كاملا آشكار است.

يك جامعه‌شناس برجسته به دولت امارات توصيه كرده كه اين شهر نيازمند آن است كه موقعيت خود را در بين شهرها و كشورهاي عربي پيدا كند.

اين كشور، بهشت كويتي‌هايي شد كه از دست صدام حسين فرار كردند.
از سوي ديگر، امارات متحده عربي از سوي دولت آمريكا تحت فشار قرار دارد كه از تحريم‌هاي اقتصادي خود عليه اسرائيل دست بردارد و اين را عاملي اساسي در وانهادن بنادر كليدي آمريكا به دست شركت‌هاي اماراتي دانسته‌ است.

«آدام ارلي»، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا تأكيد مي‌كند. ما مي‌‌خواهيم تحريم‌ها اسرائيل از سوي هر كشوري باشد به طور كامل برداشته شود؛ موضوع ما اين‌گونه است.

سناتور دمكرات «فرانك. آر. لوتنبرگ» مي‌گويد: اين حقيقت را نمي‌پذيريم كه امارات، كشوري ‌باشد كه مستقيم يا غيرمستقيم، دست به تحريمات عليه اسرائيل بزند، چراكه غيرقانوني و خلاف تمامي توافق‌هاي بين‌المللي است.

مدير اتحاديه ضد هتك حرمت آمريكا در نامه‌اي به وزارت خزانه‌‌داري اين كشور آورده است: اگر دبي به فعاليت ضداسرائيلي‌اش ادامه دهد، بايد خود را براي فسخ قراردادها حاضر كند.

سناتور «چارلز شومبر» نيز افزود: امنيت، مسئله شماره يك است، اما مسئله تحريم‌‌ها نيز بايد به عنوان عاملي مهم مورد توجه قرار گيرد.

بنابراين، شركت‌هايي كه با آمريكا همكاري مي‌كنند بايد در مورد اعمال محدوديت‌ها و تحريم‌هاي خاص خود، وزارت بازرگاني آمريكا را آگاه كنند.

سال گذشته، دو شركت به خاطر درخواست برخي اشخاص حقيقي امارات متحده در حمايت از اعمال تحريم اتحاديه عرب عليه اسرائيل، از سوي وزارت بازرگاني آمريكا جريمه شدند.

اين در حالي است كه مذاكره‌كنندگان آمريكايي، دولت‌هاي عربي را در مسير گفت‌وگوهاي دوجانبه تجاري، به رفع تحريم وادار كرده‌اند.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
متن كامل نامه وزارت خارجه خاتمی به تلويزيون براي پخش نكردن فيلم ادواردو
در تهيه فيلم مستند ادواردو نه تنها وزارت امور خارجه و سفارتخانه هاي ايران در رم و واتيكان همكاري نكردند،‌ بلكه تا توانستند كارشكني نمودند. وزارت امور خارجه و كميسيون خارجه مجلس ششم هم تمام سعي خود را براي ممانعت از پخش اين فيلم به كار بستند. حتي برخي از مقامات وزارت امور خارجه در برخي محافل ادواردو را فردي مونگل ،‌عرق خور و معتاد مطرح ساختند، بدون اينكه حتي او را ديده باشند و از آن مطلع باشند. صرفا به دليل اينكه يك فرد غربي و از خانواده اي ثروتمند بوده!!

وقتي از مقامي كه ادواردو را فردي مونگل معرفي كرده بود پرسيده مي شود كه از كجا فهميده است كه ادواردو مونگل است،‌او پاسخ داده بود كه ادواردو را از طريق همين فيلم شناخته و در فيلم مشهود بود كه او مونگل است!
يكي از مقامات وزارت امور خارجه كه ملبس به لباس روحانيت نيز هست و با توليد فيلم ادواردو نيز مخالفت كرده بود، وقتي عكس ادواردو در نماز جمعه تهران را ديده بود گفته بود كه قيافه او داد مي زند كه او معتاد بوده است.
اين عكس و در حقيقت حضور او در نماز جمعه تهران يك روز بعد از ديدار با حضرت امام (ره) بوده است. در اين ملاقات كه حضرت آيت الله خامنه اي و هاشمي رفسنجاني و مرحوم حاج احمد آقا و اقاي فخرالدين حجازي حضور داشتند، حضرت امام پيشاني ادواردو را مي بوسد.
حال چگونه است كه چهره ادواردو فرياد مي زند كه او معتاد است ولي حضرت امام پيشاني او را مي بوسد.؟!! چگونه است كه اين همه مردم با ديدن فيلم ادواردو شيفته او مي شوند و تحت تاثير شخصيت برجسته او قرار مي گيرند ولي اين مقام وزارت امور خارجه به مونگل بودن او پي مي برد؟!
شايد دليل مونگلي او اين بوده كه در مقابل آنهمه ثروت حاضر نشده است كه دست از اسلام بكشد؟!
اما متن نامه وزارت امور خارجه به صدا و سيما براي عدم پخش فيلم مذكور كه به سال 1382 مربوط است و البته مورد بي توجهي جناب آقاي دكتر علي لاريجاني رياست محترم وقت صدا و سيما قرار مي گيرد به شرح زير است:
---------------------------
جناب آقاي دكتر علي لاريجاني
پيرو مكالمه تلفني احتراماً بر اساس اخبار واصله مقرر شده است كه فيلم ادواردو از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شود. با عنايت به حساسيت شديد دولت ايتاليا نسبت به فيلم ادواردو و نظر به اينكه ايتاليا از ماه آينده رياست اتحاديه اروپا را بر عهده خواهد گرفت و در حال حاضر روابط جمهوري اسلامي ايران و اتحاديه اروپا در مرحله بسيار حساسي است و پخش اين فيلم پيامدهاي منفي نسبت به مناسبات جمهوري اسلامي ايران و اتحاديه اروپا در پي خواهد داشت.
خواهشمند است دستور فرماييد از پخش اين فيلم از سيماي جمهوري اسلامي ايران جدا اجتناب شود.

حميد رضا آصفي
سخنگو و دستيار ويژه وزير

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
مردم دانمارك بدون اينكه ضربه‌اي جدي بخورند، پيروز اولين دور يك جنگ فرهنگي شده‌اند!

اخیرا اشپيگل آن لاين با آندرس فوگ رامسموسن نخست وزير دانمارك مصاحبه ای را انجام داده است که از لابلای این گفتگو مطالب زیر استخراج می گردد:

1)  "برايان مكلسن"، وزير فرهنگ دانمارک از اينكه «مردم دانمارك بدون اينكه ضربه‌اي جدي بخورند، پيروز اولين دور يك جنگ فرهنگي شده‌اند،» ابراز خوشحالي كرده‌است.

اظهارات فوق نشان می دهد که آنها یک جنگ فرهنگی را آغاز کرده اند که اهانت به ساخت پیامبر گرامی اسلام اولین دور این جنگ بوده است. تازه دانمارک خود را پیروز این دوره از جنگ میداند و باید منتظر دوره های بعدی این جنگ بود.

2) ايران و سوريه بيش از همه سود بردند

3) دو سال پيش نخست وزیر دانمارک به "وان‌گوگ" هلندي كه به خاطر نوشتن فيلمنامه تسليم و اهانت به فرآن به شدت مورد انتقاد مسلمانان قرار گرفته بود، جايزه آزادي اعطا كرده بود.

3) نخست وزیر می گوید: تمامي هم پيمانان ما در اتحاديه اروپا، ناتو و آمريكا با ما ابراز همبستگي كرده‌اند. جهان اسلام بايد اين مساله را كه ما تحت هيچ شرايطي منزوي نشده‌ايم، تحت نظر داشته باشد. موضوع بر سر چند تصوير چاپ شده نيست؛ بلكه برسر ارزش‌هاي بنيادين دموكراسي است.

4) وی در رابطه با احتمال حملات انتحاری علیه دانمارک می گوید: دانمارك از اين پس از جمله كشورهاي مقصد براي ترويست‌ها خواهد بود.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
تهدید چریک های فدایی به ترور دکتر قدیری ابیانه به نقل از سایت ایشان
گروهکی موسوم به "سازمان مخفی جوانان مسلح چریکهای فدایی" که قبلا دکتر قدیری ابیانه را به ترور تهدید کرده بود، مجددا تهدید خود را تکرار کرده است و اعلام داشته است که در برنامه حضور وی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات (تپه های پونک) به مناسبت 16 آذرماه روز دانشجو و سخنرانی در مورد شهید مهدی ادواردو آنیلی،
هسته های چریکی خود را به جلسه سخنرانی برای گوشمالی اعزام خواهد کرد.
این گروهک هتاک، لاف زت و دروغگو قبلا به اراجیفی روی آورده بود که توسل به آن موجب مضجکه قرار گرفتن آن سازمان شده بود. موضوع تهدید عینا به نقل از سایت دکتر قدیری ابیانه ذیلا منعکس می گردد:

گروهکی موسوم به "سازمان مخفی جوانان مسلح چریکهای فدایی" که قبلا اینجانب (قدیری ابیانه) را به ترور تهدید کرده بود و مدعی شده بود که روستای ابیانه در استان کرمان واقع شده است، مجددا تهدید خود را تکرار کرده است و اعلام داشته است که در برنامه حضور اینجانب (قدیری ابیانه) در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات (تپه های پونک) به مناسبت 16 آذرماه روز دانشجو و سخنرانی در مورد شهید مهدی ادواردو آنیلی
هسته های چریکی خود را به جلسه سخنرانی برای گوشمالی اعزام خواهد کرد.
متن تهدید این گروهک که در سایت آن سازمان منعکس شده است با حذف بخشی از فحاشی ها به شرح زیر است:
"جهت گوش مالی جیره خوار و مزدور رژیم قدیری ابیانه .:(16 آذر برنامه سخنرانی در دانشگاه آزاد و نمایش فیلم ادواردو منگول).
مزدور کثیف و جیره خوار جهت اطلاع ( تو ) و ارباب (ددمنشت) اعلام می کنیم
که در تاریخ ۱۶ اذر تعدادی از رفقا در هسته های چر یکی مسلح وابسته به کمیته شمال سازمان مخفی جوانان مسلح در دانشگاه ازاد حضور خواهند یافت .
تصویر مزدور جیره خوار و همدست قاتلین هزاران ایرانی بیگناه .

محمد حسن قدیری ابیانه که سالهای سال نیز در سفارت خانه های تروریستی جمهوری اسلامی علیه ملت ایران به توطئه مشغول بود. چریک های مسلح"

گرچه با شناختی که از این نوع گروهک دارم مطمئنم آنها از اعزام نیرو به جلسه خودداری می کنند و بعد از جلسه نیز مدعی خواهند شد که:
"وحشت سراپای مرا فراگرفته بود و دانشگاه غرق در نیروهای امنیتی بوده و لذا چریکها امکان عملیات را نیافتند، گرچه وحشت از چریک ها سراپای عناصر رژیم را فراگرفته بود."
شاید هم ادعا کنند که:
"چریکها یک یا چند بمب صوتی بی صدا!!! را در دانشگاه منفجر کردند به نحوی که صدای آن تا آنسوی مرزها نیز شنیده شد، گرچه چون بمب صوتی بی صدا بود، حتی نیروهای امنیتی نیز نتوانستند صدای آن را بشنوند و لذا ماموران از تاکتیک چریکها مبنی بر انفجار بمب صوتی بی صدا غافلگیر شدند و اصلا متوجه این اقدام چریکها، نه قبل و نه بعد از انفجار نشدند و این هم از اوج توانایی چریکی این چریک ها است."

در ارتباط با این تهدید لازم به ذکر است که امیدوارم این اعضا با حضور در جلسه راه را برای هدایت خویش فراهم نمایند. شاید به این واسطه از راه انحرافی ای که در پیش گرفته اند رهایی یابند.
ضمنا برای اینکه بتوانند بهتر هدف را شناسایی کنند آنها با به این آدرس در سایت خودم راهنمایی می کنم تاعکس رنگی مرا نیز داشته باشند تا بتوانند بهتر هدف گیری کنند.

اما یک نکته قابل توجه است و آن اینکه اگر علی رغم این تهدید چریکها آنها در دانشگاه حضور نیابند و مرا به قول خودشان تنبیه نکنند، نشاندهنده ضعف آنها و بلکه این موضوع خواهد بود که آنها اصولا نیرویی ندارند که بخواهند عملیات چریکی انجام دهند و تنها در حد تعداد اندکی وبلاگ نویس مقیم خارج خواهند بود و کارشان این است که ترورهایی را که دیگران انجام می دهند بر عهده بگیرند، مثل بر عهده گرفتن ترور شهید قاضی مقدس.

ظاهرا آغایان چرک ها خیلی به قبایشان برخورده که چرا علیرغم تهدید آنها به ترور اینجانب، بنده برنامه های عمومی خویش را از قبل در سایتم اعلام می کنم و تهدیدهای آنها هیچ حللی در برنامه های اینجانب نداشته است. کافی است نگاهی به برنامه های آبان ماه اینجانب بیاندازید.
این گوی و این میدان. وعده ما در 16 آذر در دانشگاه آزاد اسلامی.
ضمنا در آینده به دعوت از اینجانب برای حضور در مراسم در شمال کشور بیش از پیش لبیک خواهم گفت تا چرکها زحمت سفر به تهران را هم برای ترور اینجانب به خود ندهند.

مطالب موجود در سایت اینجانب در ارتباط با تهدید چرکها به شرح زیر است:
شايعه پراكني هوشنگ بوذري مهره سوخته سازمان جاسوس بيگانه عليه خانواده هاشمي رفسنجاني 22/3/84
فدائيان خلق يا فدائيان غرب؟! 25/4/84
تهديد اينجانب و خانواده به ترور توسط سازمان جوانان مسلح چريكهاي فدائي خلق 2/5/84
آخرين هشدار چريكهاي فدائي بري ترور اينجانب و پاسخي به اين تهديد 12/5/84
o حبرگزاري آنا: چريك هاي فدايي اعلام كرد: ترور بعدي قاضي مرتضوي و قديري ابيانه 12/5/84
درباره سازمان مخفي جوانان مسلح چريک هاي فدايي خلق 21/5/84
جنگ چريكي يا جنگ چريك ها؟ بيانيه هاي ضد و نقيض! 22/5/84
طرح شكايت من عليه گروهك به اصطلاح چريكهاي فدايي به دستگاه قضايي 24/5/84
پرسش و پاسخي پيرامون ادعاهاي گروهك چريكهاي فدائي عليه خودم 24/5/84
چريكها: تو به عنوان يك مزدور گردن كلفت شناخته شده اي و بايد به سزاي عملت برسي و مي رسي. 25/5/84
افشاگري جديد چريكها فدايي عليه اينجانب و پاسخ من 29/5/84

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
مرگ و میر در خانواده اوناسیس، میلیاردر یونانی.آیا این جریان همانند ادواردو آنیلی می باشد؟
در خبری مربوط به عروسی نوه میلیاردر یونانی اوناسیس از مرگ و میر های مشکوک دراین خانواده مطلع شدم. آیا باز هم ماجرای نفوذ صهیونیستها در خانواده میلیاردها مطرح است؟!
آیا کشته شدن فرزندان میلیاردر یونانی و رسیدن ارث به نوه ای از او با پدر فرانسوی به ورود یک یهودی به خانواده اوناسیس مربوط است؟ مشابه آنچه در خانواده آنیلی های ایتالیا رخ داد؟
ضمن جلب توجه شما به این خبر خواهش می کنم که اگر کسی از این ماجرا و مذهب این نوه و پدر و یا مادرش اطلاع دارد مراتب را در وبلاگ مطرح نماید.

___________________________________
عروسي نوه ميلياردر مرد اول يونان تحت تدابير امنيتي

۱۳ آذر ۱۳۸۴
يکی از اشرافی‌ترين جشن‌های عروسی ساليان اخير را «آتينا روسل اوناسيس»، نوه غول کشتيرانی يونان و يک قهرمان سوارکاری، در برزيل برگزار کرده‌اند.

به گزارش «بي.بي.سي»، عروس يک ميلياردر ۲۰ ساله است و داماد به نام «آلوارو آلفونسو دميراندا»، ۳۲ ساله، با تيم ملی برزيل در مسابقات المپيک شرکت کرده بود. خانم اوناسيس که ثروتش حدود دو ميليارد و ۷۰۰ ميليون دلار تخمين زده می شود، در يک آکادمی سوارکاری در بلژيک در سال ۲۰۰۲ با آقای دميراندا ملقب به دودا آشنا شده است.

«دودا» هنگام اين آشنايی متاهل بود ولی بعدا همسرش را طلاق داد.
عروس، نوه و تنها وارث اريستوتل (ارسطو) اوناسيس است که زمانی ژاکلين کندی، همسر سابق رئيس‌جمهور پيشين آمريکا، به ازدواجش درآمده بود.

برای عروسی «آتينا اوناسيس»، در باغ دل‌انگيز يک موزه هنری در شهر سائوپائولو، تدابير امنيتی کم نظيری اتخاذ شده بود. بسياری از ۷۰۰ ميهمان در ابتدای مراسم در ورودی باغ به دليل اجرای اين تدابير با تاخير مواجه شدند.

برای هر مهمان يک کارت شناسايی دارای عکس و بارکد صادر شده بود. همچنين بايد مهمانان از ميان دستگاه فلزياب می‌گذشتند و کليه دوربين‌های عکاسی خود را تحويل می‌دادند.

عکاس-پيشخدمت
اما يک عکاس فرانسوی توانست با لباس پيشخدمت وارد محل برگزاری مراسم شود. هنگامی که هويتش لو رفت، دوربين وی مصادره شد، ولی ظاهرا وی توانسته است کارت حافظه دوربين ديجيتالی خود را به بيرون انتقال دهد که احتمالا حاوی تنها تصاوير موجود از اين عروسی مجلل است.

سازمان‌دهندگان حاضر نشده‌اند جزييات آن را در اختيار رسانه‌ها قرار دهند و ادعا می‌کنند برای حفظ اسرار اين زوج سوگند ياد کرده‌اند. اما شايعات مربوط به ولخرجی برای اين عروسی در رسانه های برزيل پخش شده است.

گفته می‌شود هزار بطری شامپاين سفارش داده شده و سنگهای مرمر ايتاليايی بصورت موقت در محل برگزاری جشن نصب شده است. از مهمانان خواسته شده بود که هديه نياورند، ولی در عوض نقدا به يک يتيم خانه محلی کمک کنند.

خاندان اوناسيس يکی از معروفترين خانواده های يونان است. اين عروسی همچنين از آن جهت جالب توجه شده است که خاندان اوناسيس با وجود ثروت افسانه ای با جنجال و مرگهای هولناک دست و پنجه نرم کرده است.
در تازه ترين جنجال به نظر می رسد خانم اوناسيس بر سر نگهداری بنياد خيريه خانواده اش بايد به دادگاه برود. اين صندوق يک ميليارد دلار دارايی دارد.

اين گزارش مي‌افزايد: انتظار می‌رفت وقتی خانم اوناسيس در آغاز سال نو ۲۱ ساله می شود، رياست اين بنياد، بنا به وصيت مادرش، خود به خود به وی واگذار شود، ولی مديران اين خيريه در آتن که هيچکدامشان از بستگان وی نيستند، گويا مقررات را تغيير داده‌اند.

اوناسيس بزرگ
اريستوتل (ارسطو) اوناسيس يکی از بزرگترين و معروفترين کشتی داران مستقل دنيا، بخصوص در زمينه نفتکش، بود. وی در ۱۹۰۶ در يک خانواده متوسط يونانی در ازمير کنونی ترکيه به دنيا آمد و بعد از جنگ جهانی اول با خانواده اش به آرژانتين رفت.

او نخستين کشتی‌های خود را در اوايل دهه ۱۹۳۰ خريد. در سال ۱۹۵۶ شرکت هوايی المپيک را داير کرد که در سال ۱۹۷۵ به دولت يونان واگذار کرد.

آقای اوناسيس در سال ۱۹۴۶ با آتينا استاورو ليوانو ازدواج کرد که از وی صاحب دو فرزند شد. پسرشان آلکساندر در سال ۱۹۴۸ به دنيا آمد و در ۲۵ سالگی در سانحه هوايی مرد. دخترشان کريستيانا نيز در ۳۸ سالگی در پايتخت آرژانتين جان سپرد و ثروتش به آتينا رسيد که توسط پدر فرانسوی‌اش تيری روسل پرورش يافت.

وي اوناسيس در سال ۱۹۶۳ جزيره ای کوچک به نام اسکورپيوس را خريد و به تفرجگاه تابستانی خود تبديل کرد. وی پنج سال بعد با ژاکلين بووير، بيوه جان اف کندی عروسی کرد.
اين غول کشتيرانی در ۱۵ مارس ۱۹۷۵ در پاريس درگذشت. وی و فرزندانش در جزيره اسکورپيوس دفن شده‌اند

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
لیبرالیسم به سبک یهودی!

اثر محمدرضا دوست محمدی

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
اوج‌گيري جنگ ايران و آمريكا بر سر قلب‌ها و مغزها

شايد در نگاه نخست، بسياري، تخصيص بودجه تازه براي برنامه‌هاي راديو تلويزيوني آمريكا عليه ايران و افزايش تلاش آمريكا در استفاده از قدرت رسانه عليه ايران را توجه اين كشور به آخرين دستاوردهاي بشر در زمينه ارتباطات، ارزيابي كنند، اما آيا اين سؤال پيش نمي‌آيد كه آمريكا در نبرد رسانه‌اي خود عليه ايران، تاكنون ناكام مانده و در انديشه رفع ناكامي خود با ابزار و برنامه‌هاي جديد است؟ صحنه نبردي كه آمريكا، به دنبال سلطه و غلبه بر شعرها و قلب‌هاي ايرانيان است، هرچند به نظر مي‌رسد تاكنون جواب «نه» به آمريكا داده‌اند.

 نشريه «گاردين» با عنوان «صحنه نبرد رسانه‌اي ايران و آمريكا» به قلم «فيليپ فيسكه»، مدير برنامه ديپلماسي عمومي در مركز سياستگذاري‌هاي خارجي آمريكا، نوشته است: افزايش بودجه جديد پنجاه ميليون دلاري در بخش راديو و تلويزيون دولتي آمريكا، براي پخش برنامه در ايران است. نظير چنين افزايش بودجه‌ها تقريبا به اندازه يك‌چهارم بودجه، سرانه سرويس جهاني «بي.بي.سي» و حاكي از گسترش اين‌گونه فعاليت‌ها، از سوي آمريكاست. در سال‌هاي اخير، بخش راديويي و تلويزيوني، عاملي كليدي در سياستگذاري‌هاي واشنگتن در قبال ايران بوده است.

در دسامبر سال 2002، آمريكا راديو فردا را در پخش برنامه‌هايش روي امواج كوتاه و متوسط و ماهواره، مورد حمايت مالي قرار داد. هرچند راديو از قديم، به عنوان ابزار ديپلماسي عمومي آمريكا، مدنظر بوده، تلويزيون نيز نقش خاص خود را داشته است. در سال 2003، دولت آمريكا، شروع به پخش برنامه هفتگي ماهواره‌اي با عنوان «Views» و «NEWS» كرد كه در ارتباط با تظاهرات دانشجويان تابستان همان سال بود.

«كنث تاميلسون»، رئيس شوراي مديران راديو و تلويزيون آمريكا، گفت: با گزارش آنچه امروز در ايران در حال وقوع است، مي‌توانيم به نبرد آزاديخواهي و خودمختاري در ايران كمك كنيم. حتي شواهدي مبني بر كمك‌هاي مالي سياستمداران آمريكايي به برخي ايستگاه‌هاي تلويزيوني مستقل خارج از ايران كه در لوس‌آنجلس مستقرند، نيز ديده شده است؛ موردي كه كنگره آمريكا تا پيش از اين، آن را ممنوع كرده بود.

تمامي اين موارد، جنگ تازه تهران و واشنگتن را در صحنه نبرد امواج مخابراتي بين‌المللي نشان مي‌دهند. ايران هم به نوبه خود عقب‌نشيني نكرده و دست «صداي آمريكا» و همكارانش را باز گذاشته است تا به همان نحوي كه مي‌خواهند فعاليت كنند. ايران به مانند شوروي دوران جنگ سرد، با استفاده از تكنولوژي پارازيت‌اندازي ـ كه از كوبا تهيه كرده است ـ با برنامه‌هاي آمريكايي مقابله مي‌كند.

شبكه ماهواره‌اي 24 ساعته «العالم» كه بيشتر بخش‌هاي اروپا، خاورميانه و آسيا را تحت پوشش دارد، برنامه‌هاي خود را از طريق يك فرستنده قوي، كه در فاصله 150 كيلومتري از بغداد قرار گرفته است، پخش مي‌كند؛ اين تنها كانال تلويزيوني خارجي است كه بدون يك آنتن ماهواره‌اي، تمامي برنامه‌هاي آن در عراق قابل دريافت هستند.

در حالي كه رايس در جهت گسترش ديپلماسي رايج آمريكايي در ايران تلاش مي‌كند، مي‌بينيم كه يك جنگ رسانه‌اي بين ايران و آمريكا در حال وقوع است. در جهاني كه قدرت‌ تأثيرگذاري داراي نشانه‌هاي سياسي جدي و واقعي است، دو دشمن قديمي ايران و آمريكا را مي‌بينيم كه با استفاده از قدرت ابتكار و تخيل خود، تلاش مي‌كنند، يكديگر را در جنگ طولاني‌مدتي كه بر سر غلبه بر مغزها و قلب‌هاست، شكست دهند.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
ساخت بمب اتم پنهاني در ايران ممكن نيست

آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از مارس 2005 تاكنون، تجزيه و تحليل نمونه‌برداري‌هاي محيطي براي تشخيص وجود يا نبود مواد هسته‌اي در محل يادشده را تكميل نكرده است. در هر صورت، برخي مواد هسته‌اي مانند اورانيوم تخليه‌شده، مي‌تواند براي توليد سلاح‌هاي قراردادي يا سلاح‌هاي هسته‌اي مورد استفاده قرار گيرد. ايران تا زمان انتشار اين گزارش، تقاضاهاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي براي دستيابي بيشتر به پارچين را نپذيرفته است.

و در پايان اين‌كه، گزارش‌هاي مطبوعاتي اعلام كردند، آمريكا و آلمان در اواخر سال 2004 به تعداد زيادي از سوابق رايانه‌اي، از جمله نمودارها و طرح‌ها و داده‌هاي آزمايشي دست يافته‌اند كه نشان مي‌دهند ايران بين سال‌‌هاي 2001 تا 2003، تلاش‌هايي براي توسعه و توليد يك كلاهك اتمي جهت نصب روي موشك «شهاب 3» انجام داده است.

سوابق و اطلاعات گزارش‌شده، اندازه و وزن يك شيء كروي‌شكل در دماغه مخروطي موشك «شهاب 3» را نشان مي‌دهند كه به نظر مي‌رسد، ابزاري انفجاري باشد، هرچند اطلاعات مربوط به جزييات اين ابزار در دسترس نيست.

گفته مي‌شود، ابزار مزبور كوچك‌تر از طرحي است كه عبدالقديرخان به ليبي داده (كه وزن آن حدود 500 كيلوگرم و قطر آن حدود يك متر است) و براي يك كلاهك كوچك‌تر كه بر موشك‌هاي «شهاب 3» نصب مي‌شود، مناسب است. به نظر مي‌رسد، طرح اين كلاهك جديد با توسعه‌هاي انجام‌شده در برنامه آزمايش موشكي ايران، منطبق است (به فصل «برنامه موشك بالستيك ايران» مراجعه شود) چون اسناد مربوط به كلاهك مزبور علني نشده‌اند، انجام تحليل بيشتر ممكن نيست. چنانچه سوابق و اطلاعات در دسترس موثق باشند، قويا نشان مي‌دهند كه ايران به دنبال دستيابي به برخي جوانب توسعه تسليحات هسته‌اي است، اما مشخص نيست كه آيا كلاهك هسته‌اي فوق صرفا طرحي نظري است يا اين‌كه ايران واقعا به دنبال توسعه و توليد چنين كلاهكي است. چون اطلاعات علني بسيار كمي درخصوص تلاش‌هاي احتمالي ايران براي توسعه و توليد سلاح‌هاي هسته‌اي وجود دارد، دسترسي به ميزان پيشرفت ايران در اين زمينه و نيز اطلاع از زمان قادر شدن اين كشور براي ساخت يك سلاح هسته‌اي قابل پرتاب، ناممكن است. به هر حال، به عنوان يك قاعده كلي اين احتمال وجود دارد كه تلاش‌هاي فني براي توليد مقدار كافي از اورانيوم غني‌شده، سطح بالا براي يك برنامه تسليحات هسته‌اي در مقايسه با دشواري‌هاي توسعه و توليد يك ابزار انفجاري ساده، گران‌تر و مشكل‌تر باشد.

نتيجه‌گيري
ايران در حالي كه با تهديد ارجاع پرونده هسته‌اي خود به شوراي امنيت سازمان ملل روبه‌رو است، اعتراف داشته‌اند كه مدت‌هاي طولاني در گذشته، تدابير حفاظتي را نقض كرده و نزديك به بيش از بيست سال فعاليت‌هاي هسته‌اي اعلام‌نشده داشته كه شامل واردات اورانيوم، دستيابي به فناوري و قطعات سانتريفيوژ و آزمايش‌ها و تجارب درخصوص تبديل، كاهش، عمل‌آوري مجدد و غني‌سازي مي‌شوند. آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از فوريه 2003 به بعد كه ايران اعتراف و پذيرش فعاليت‌هاي مزبور در گذشته را آغاز كرده، رسيدگي‌هاي فشرده‌اي را براي تشخيص درستي و نادرستي محتواي اعلاميه‌هاي ايران انجام داده است.

اين رسيدگي‌ها شامل موارد زير است؛ بازرسي‌ها از جايگاه‌هاي هسته‌اي، بازديدهاي شفاف از جايگاه‌هاي غيرهسته‌اي، مصاحبه‌ها با دانشمندان و پيمانكاران ايراني و بررسي اسناد و نمونه‌برداري‌هاي محيطي. رسيدگي‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر اساس اطلاعات ارائه‌شده توسط كشورهاي غربي انجام شده‌اند. اين كشورهاي غربي از برخي جوانب، فعاليت‌هاي هسته‌اي اعلام‌نشده ايران پيش از اين‌كه شوراي مقاومت ملي ايران در آگوست 2002 اقدام به افشاي علني اطلاعات مربوط به تأسيسات هسته‌اي اعلام‌نشده قبلي كند، آگاه بودند. اطلاعات كشورهاي غربي و اطلاعات افشاشده توسط شوراي مقاومت ملي ايران، تصويري جامع از توانايي‌هاي هسته‌اي پنهان ايران در گذشته و وضعيت كنوني اين توانايي‌ها ارائه مي‌كنند، ولي هنوز تعدادي از ابهامات مهم، باقي مانده است، مانند جزييات تماس‌هاي ايران با شبكه عبدالقديرخان و گستره تحقيق و توسعه در ارتباط با سانتريفيوژ P-2. به هر حال، در اين مرحله به نظر نمي‌رسد كه ايران بتواند امكانات و دارايي‌هاي هسته‌اي عمده خود همچون انبارهاي مواد قابل استفاده در سلاح‌هاي هسته‌اي يا تجهيزاتي كه قادر به توليد مقادير مهمي از اورانيوم غني‌شده يا پلوتونيوم براي كاربرد نظامي را از آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، عوامل اطلاعاتي غربي منتقدان داخلي و گروه‌‌هاي مخالف، پنهان سازد. چنانچه اين مطلب صحت داشته باشد، ايران هنوز چند سال با زمان دستيابي به توانايي رسيدن به سلاح‌هاي هسته‌اي و قادر شدن براي توليد مقادير كافي از مواد قابل استفاده در سلاح‌هاي هسته‌اي (پلوتونيوم يا اورانيوم غني‌شده سطح بالا) جهت تهيه و ساخت سلاح‌هاي هسته‌اي فاصله دارد. به نظر مي‌رسد، مسير دستيابي ايران به پلوتونيوم طولاني‌ترين راه باشد.

رآكتورهاي تحقيقاتي موجود در ايران، بسيار كوچك‌تر از آن هستند كه توليد نظامي داشته باشند و رآكتور تحقيقاتي آب سنگين طراحي‌شده 40 مگاواتي (كه بنا بر محاسبات موجود، منبع خوبي براي توليد پلوتونيوم تسليحاتي است) احتمالا بيش از ده سال تا فعاليت كامل فاصله دارد. ديگر آن‌كه ايران، نياز به ساخت تجهيزات عمل‌آوري مجدد جهت تفكيك پلوتونيوم از سوخت مصرف‌شده خواهد داشت.

فرضا كه روسيه سوخت مورد نياز براي رآكتور نيروگاه بوشهر را عرضه كند، اين نيروگاه بنا بر محاسبات موجود، مي‌تواند مقادير زيادي از پلوتونيوم را در دو يا سه سال آينده ارائه كند، اما اين سناريوهاي نقض شرايط عادي، مستلزم اين است كه تحليلگر فرضيه‌هاي شجاعانه‌اي درخصوص اراده و خواست ايران براي پذيرفتن خطر واكنش بين‌المللي مطرح كند؛ خطري كه در صورت اقدام ايران براي منحرف ساختن مسير سوخت مصرف‌شده در رآكتور متوجه اين كشور خواهد شد.

همچنين تحليلگر فعاليت‌هاي ايران بايد فرضيه‌‌هايي نيز درخصوص توانايي اين كشور براي عمل‌آوري مجدد سوخت مصرف‌شده جهت استخراج پلوتونيوم مطرح كند. بنا بر اطلاعات موجود، تبديل آزمايش‌ها و تجارب ايران در زمينه عمل‌آوري مجدد آزمايشگاهي به توانايي و ظرفيت عمل‌آوري مجدد صنعتي، فوق‌العاده دشوار خواهد بود.

برنامه سانتريفيوژ در مقايسه با ديگر مسيرها و شيوه‌هاي متنوعي كه ايران ممكن است براي توسعه توانايي جهت توليد مواد مورد نياز براي سلاح‌هاي هسته‌اي به آنها دست يافته باشد، جدي‌ترين احتمال و امكان در كوتاه مدت است. به هر حال، اين برنامه سانتريفيوژ به خاطر وجود برخي فشارها و محدوديت‌هاي سياسي و فني متحمل رنج و زحمت شده است. ايران از اكتبر 2003 براي خودداري از ارجاع پرونده فعاليت‌هاي هسته‌اي خود به شوراي امنيت سازمان ملل با گرفتن تصميم سياسي، جنبه‌هاي كليدي از برنامه غني‌سازي خود را به حالت تعليق درآورده است. اين تصميم موجب محدود شدن يا تعليق اغلب فعاليت‌ها در توليد UF6 به عنوان مواد اوليه و تغذيه‌اي، ساخت و تهيه قطعات سانتريفيوژ و گردآوري و مونتاژ، نصب و آزمايش‌ ماشين‌هاي سانتريفيوژ در تأسيسات نطنز شده است. حتي اگر ايران تصميم مي‌گرفت تعليق را نقض كند، براي تكميل و راه‌اندازي و فعال‌سازي تجهيزات، آزمايش راهنماي چند هزار سانتريفيوژ احتمالا به دو يا سه سال وقت نياز داشت. اين برآورد مبتني بر توانايي نشان داده شده ايران براي توليد، گردآوري و مونتاژ و نصب سانتريفيوژها در نطنز است و با توجه به مشكلات پيش‌بيني‌شده به هنگام راه‌اندازي و آغاز فعاليت تجهيزات كه نوعا فعاليت‌هاي مربوط به نخستين راه‌اندازي سانتريفيوژها را با دشواري و زحمت روبه‌رو مي‌كند، تهيه شده است.

يك كارخانه راهنما با دو يا سه هزار سانتريفيوژ، پس از آغاز فعاليت، نياز به فرصت اضافي براي توليد اورانيوم غني‌شده سطح بالا جهت يك سلاح هسته‌اي دارد؛ بنابراين، كارخانه‌اي با اين امكانات، براي آن‌كه مستقيم، اورانيوم غني‌شده سطح بالا را از مواد اوليه و تغذيه‌اي اورانيوم طبيعي توليد كند، دست‌كم به يك سال فعاليت نياز دارد و به احتمال بيشتر، براي توليد مقدار كافي از اورانيوم غني‌شده سطح بالا براي يك سلاح هسته‌اي منفرد، دو يا سه سال زمان مي‌خواهد و يا اين‌كه اگر يك كارخانه راهنما با داشتن دو يا سه هزار ماشين سانتريفيوژ به مدت دو يا سه سال براي جمع‌آوري و انباشت اورانيوم غني‌شده و سطح پايين به عنوان مواد اوليه و تغذيه‌اي جهت شروع اقدامات براي توليد اورانيوم غني‌شده سطح بالا فعاليت كند، دست‌كم به يك تا سه ماه وقت براي توليد مقدار كافي از اورانيوم غني‌شده سطح بالا جهت يك سلاح هسته‌اي منفرد نياز دارد. مضافا اين‌كه زمان مورد نياز براي تركيب مجدد اين امكانات براي به حداكثر رساندن توليد اورانيوم غني‌شده سطح بالا، دست‌كم شش ماه به زمان اجراي هر سناريوي نقض‌كننده شرايط عادي مي‌افزايد.

به اين ترتيب، قابل‌باورترين گزينه ايران براي نقض شرايط عادي؛ يعني استفاده از كارخانه سانتريفيوژ غيرنظامي راهنما براي توليد مواد لازم جهت سلاح‌هاي هسته‌اي، در دو يا سه سال آينده، به احتمال زياد موجب مخاطره‌آميز شدن انجام بازرسي‌ها و نظارت‌ها توسط آژانس بين‌المللي انرژي اتمي شده و نتيجه ممكن اين مي‌شود كه پيش از وقوع اين نقض، از فشار بين‌المللي يا اقدام نظامي عليه ايران براي متوقف ساختن توليد اورانيوم غني‌شده سطح بالا استفاده شود.

با در نظر داشتن اين سناريوها، رهبران ايران نياز به اين تصميم‌ دارند كه آيا دستيابي به يك سلاح هسته‌اي با استفاده از مسير فوق، ارزش پذيرش خطر واكنش بين‌المللي يا اقدام نظامي را دارد، يا خير. تهران در حقيقت، ممكن است طي چند سال آينده به يك گزينه محاسبه‌شده نقض با استفاده از كارخانه سانتريفيوژ راهنما دست يابد، اما اين را نيز بداند كه انجام نقض مزبور، بسيار خطرناك است، مگر آن‌كه تصميمات افراطي در پيش بگيرد. اگر تهران اجباري براي دستيابي فوري به سلاح‌هاي هسته‌اي احساس نمي‌كند يا قضاوتش اين است كه خطر نقض با استفاده از حداكثر توانايي و ظرفيت بسيار زياد است، مي‌تواند ـ احتمالا ده سال يا بيشتر ـ صبر كند تا يك كارخانه سانتريفيوژ صنعتي را با استفاده از ده‌ها هزار ماشين سانتريفيوژ تكميل كند. ايران با بهره‌گيري از چنين كارخانه‌اي، مي‌تواند به توانايي و ظرفيت جهت نقض سريع شرايط عادي دست يابد، به گونه‌اي كه طي دو يا سه هفته يا حتي دو يا سه روز، مقدار كافي از اورانيوم غني‌شده سطح بالا براي يك سلاح هسته‌اي توليد كند و به اين ترتيب، فرصت لازم را از كشورهايي كه قصد هرگونه اقدام براي متوقف ساختن نقض مزبور دارند بگيرد و پيش از اقدام آنها، نقض را انجام دهد.

چنانچه ايران احساس مي‌كند، دستيابي به سلاح هسته‌اي، فوريت بيشتري دارد يا خطرات يك نقض آشكار بسيار زياد است، مي‌تواند با تلاش مخفيانه، اقدام به دستيابي پنهاني به توانايي غني‌سازي كند. چند گزينه مخفيانه وجود دارد؛ بنا بر يك گزينه، ايران مي‌تواند برنامه غني‌سازي تحت حفاظت خود را از سر بگيرد و به موازات آن، به ساخت تجهيزات و امكانات سانتريفيوژ و تبديل به صورت مخفي بپردازد و در اين راستا از تجربه‌اي كه از طريق اداره تجهيزات تبديل در اصفهان و اداره كارخانه سانتريفيوژ در نطنز به دست آورده، بهره‌گيري كند. گزينه ديگر آن است كه ايران با تقاضاهاي بين‌المللي جهت ترك برنامه غني‌سازي موافقت نمايد و سپس با بي‌توجهي به اين موافقت، مخفيانه، اقدام به ساخت تجهيزات تبديل و غني‌سازي كند و در پايان اين‌كه با استفاده از تركيبي از دو گزينه نام‌برده، برنامه غني‌سازي آشكار را از سر بگيرد و ذخيره و انباري از اورانيوم غني‌شده سطح پايين تحت حفاظت توليد كند و سپس با منحرف ساختن اورانيوم غني‌شده سطح پايين به طرف كارخانه غني‌سازي مخفي و آماده به كار ـ كه قادر به توليد اورانيوم غني‌شده سطح بالا در يك مدت كوتاه است ـ مرتكب نقض شرايط عادي شود.

چنانچه ايران با استفاده از هر گزينه مخفيانه UF6 را به عنوان مواد اوليه و تغذيه‌اي از منابع خارجي تهيه كند و به اين ترتيب، از ساخت تجهيزات تبديل مخفي بي‌نياز شود، آن‌گاه انجام بررسي و نظارت درخصوص اين فعاليت‌ها بسيار دشوارتر خواهد شد. همه اين گزينه‌هاي مخفي، مستلزم آن است كه ايران اين‌گونه تشخيص دهد كه مي‌تواند به طور موفقيت‌آميز، تجهيزات و امكانات عمده خود را از ديد و نظارت آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و عوامل اطلاعاتي غربي پنهان كند.

سازمان و عوامل مزبور، تلاش‌هاي قاطعانه و مصممي براي جستجو و كشف هر نوع محلي كه داراي تجهيزات و امكانات فوق باشد، انجام خواهند داد و چنانچه اين تجهيزات و امكانات پيش از آمادگي ايران براي پنهان‌سازي آنها كشف و مشخص شوند، به ارزيابي پيامدهاي احتمالي آن مي‌پردازند.

عامل كليدي «انگيزه» است. اگر تهران معتقد است كه دستيابي به سلاح‌هاي هسته‌اي در سريع‌ترين زمان ممكن براي دفاع ملي و بقاي حكومت ايران ضرورت دارد، با انگيزه بيشتري جهت خطر كردن براي آغاز يك برنامه مخفيانه توليد اورانيوم غني‌شده سطح بالا و پذيرش تبعات بين‌المللي پس از افشا شدن برنامه مزبور خواهد بود. از سوي ديگر، اگر ايران تشخيص دهد كه دستيابي به يك گزينه سلاح هسته‌اي، «هدف مهم بلندمدتي» است، آن‌گاه ممكن است، انگيزه بيشتري براي دوري از خطرات ناشي از پيگيري يك برنامه مخفي در تهيه اورانيوم غني‌شده سطح بالا و تمركز بر توسعه يك صنعت غني‌سازي آشكار داشته باشد. اين مورد سرانجام ايران را به گزينه ساخت سلاح‌هاي هسته‌اي با خطرات كمتر براي بازرسي و نظارت مي‌رساند؛ اما به نظر نمي‌رسد كه ايران قادر به پنهان‌سازي تجهيزات و وسايل و دارايي‌هاي هسته‌اي عمده مانند انبارهاي مواد قابل استفاده در تهيه سلاح‌هاي هسته‌اي يا تجهيزات توليدي بوده باشد.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
از بغض «صهيونيسم» در دام «نازيسم» گرفتار نشويم!

يك پژوهشگر تاريخ جهان با اشاره به محاكمه «ديويد اروينگ»، مورخ انگليسي درباره قهرمان‌سازي از شخصيت اين نويسنده نازي در ميان مسلمانان و ايرانيان هشدار داد.

وي در گفت‌وگو با «بازتاب» اظهار داشت: آنچه رئيس‌جمهور ايران به درستي از آن انتقاد كرد، سوءاستفاده غرب از هولوكاست و تحميل عواقب سخت اين جريان بر مسلمانان فلسطين بود. از همين رو، اصحاب رسانه‌ها، مطبوعات و صداوسيما بايد مراقب باشند ميدان دفاع از حقوق مسلمانان با جريان نازيست‌ها كه سابقه آدمكشي و جنايات آنان بر همه مشخص است، خلط نشود.

اين پژوهشگر تاريخ ادامه داد: نازيسم و صهيونيسم، دو جريان وحشت‌آفرين هستند كه در سابقه تاريخي خود، همواره در جنايت عليه بشريت بر هم سبقت گرفته‌اند و نبايد از بعض صهيونيسم جنايتكار به دامن ناپاك نازيسم افتاد.

وي گفت: بررسي سوابق ديويد اروينگ نشان از ارتباط گسترده او با نازي‌ها و دفاع از هيتلر دارد. با اين حال، او سعي دارد افكار عمومي مسلمانان را به سوي خود جلب كرده و در سايت شخصي خود، از اين جمعيت گسترده تقاضاي كمك مالي كرده است.

اروينگ كه چندي پيش در آپارتماني در «ميفر»‌ ـ منطقه اعيان‌نشين لندن ـ سكونت داشت، در سال 2000 و پس از آن‌كه دعوي خود عليه خانم «دبورا ليپشتادت» و انتشارات پنگوئن باخته، دارايي‌ها و از جمله منزل مسكوني خود را از دست داده است.

در كشور انگلستان، قانون انكار هولوكاست وجود ندارد. اما كشورهاي اتريش، بلژيك، جمهوري چك، فرانسه، آلمان، اسرائيل، ليتواني، لهستان، اسلواكي و سوئيس به دليل وجود نازي‌ها و احزاب دست‌راستي داراي قانون ضد هولوكاست هستند.

«جيمز ليبسون»، وكيل خانم «دبورا ليپشتادت» كه عليه «اروينگ» در دادگاه حضور داشت، مي‌گويد: اين بسيار مضحك است كه در انگلستان قانوني عليه منكرين هولوكاست وجود داشته باشد و هيچ‌وقت در اين كشور اينچنين قانون مضحكي تأييد نخواهد شد.

اروينگ در كتاب خود با نام «جنگ هيتلر» ادعا كرده بود كه تا اواخر سال 1943، آدولف هيتلر هيچ چيز در مورد هولوكاست نمي‌دانست و او دستور نابودي فيزيكي يهوديان اروپا را صادر نكرد. او همچنين بعدا در سال 1989 ادعا كرد كه هيچ اتاق گازي در اردوگاه آشويتس وجود نداشت.

 نوشته شده توسط مهرپویا همت پور |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS
حاج محمد کوثری