 هكرهاي هسته اي ايران سايتهاي ناول را هك كردند!
گروه IHS براي اعتراض به حكم شوراي حكام درباره ايران برخي سايت هاي شركت بزرگ ناول، از جمله سايت لينوكس Suse را هك كرد....
اين گروه هكري ، كه مدتهاست ديگر سايتهاي ايراني را هك نمي كند در عوض سايت رسمي شركت ناول و سايت رسمي لينوكس Suse را هك كردند.
آدرس سايتهاي هك شده به شرح زير است :
http://www.opensuse.org/ http://www.zone-h.org/en/defacements/mirror/id=2917390/
forge.novell.com http://www.zone-h.org/en/defacements/mirror/id=2917402/
wiki.novell.com http://www.zone-h.org/en/defacements/mirror/id=2917409/

مدتيست در بين هكرهاي ايراني ميل به هك كردن هاي حرفه اي رشد يافته و ديگر اخبار هك شدن صدها سايت توسط تيم هاي ايراني به چشم نمي خورد. رويكرد جديد اين افراد آنها را آرام آرام به سمت دنياي بزرگتري رهنمون مي كند به سمت دنياي هكتيويستها ! به جايي كه تمام كارها با برنامه ريزي ، هدف و صرف وقت زياد انجام مي شود ملاك معروف شدن يا ثبت ركورد نيست ملاك برداشتن گامهاي علمي بزرگ و يا حركات سياسي به سمتي كه آنها تمايل دارند است.
يكي از پيشگامان اين روند در ايران تيم اي اچ اس مي باشد. بعد از انجام حركت سياسي در پاسداري از نام خليج فارس و همينطور نفوذ به سايت زندان گوانتانامو بعد از انفجارهاي لندن اينبار و در اعتراض به قطعنامه شوراي حكام بر عليه كشورمان سرورهاي مجهز شركت بزرگ ناول مورد حمله قرار گرفت. در بامداد روز يكشنبه دو دامنه شركت ناول و همينطور سايت رسمي لينوكس سوزي (متعلق به ناول) به صورت كامل تغير چهره داده شدند. در تحقيقات صورت گرفته معلوم شد كه اين سرورها ار سيستم پيشرفته تله آكامي براي محافظت استفاده مي كنند.
در صفحه جايگزين كه توسط هكران ايراني قرار داده شده در زير عكس پرچم ايران كه آرم انرژي اتمي آنرا احاطه كرده متن زير نوشته شده است:
انرژي هسته اي حق ماست
هيچ كس با دادن قطع نامه و استفاده ار تهديد نمي تواند ما را از اين حق محروم كند.
تمام مردم ايران در اين مورد اتفاق نظر دارند كه انرژي اتمي براي كشور ما لازم و ضروريست.
ما از دولتمان مي خواهيم تا هرچه زودتر از معاهده ان پي تي خارج شود و همينطور سفارت انگلستان در ايران كه باعث تمام اين اتفاقات مي باشد را نيز تعطيل كند.
منبع سایت امنیت شبکه
 ساخت مسجد باشكوهی در بحرين بهدست «مايكل جكسون»
«مايكل جكسون» خواننده برجسته پاپ، مبلغ زيادی را برای ساخت مسجدی نزديك قصر باشكوهش در منامه اختصاص داد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، به نقل از «خليج تايمز» سخنگوی مايكل جكسون با اعلام اين خبر گفت: هدف وی از ساخت اين مسجد ترويج اصول و مبانی اسلام است. وی اختصاص سرمايه خود را برای ساخت اين مسجد به نشانه قدردانی از مردم بحرين اعلامكرد كه پس از بحرانهای به وجود آمده برای وی با او بسيار خوشرفتار بودهاند.
 نیروهای تل آویو اقدام به آموزش کردهای شمال عراق میکنند
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت فاش ساخت که نیروهای تل آویو اقدام به آموزش کردهای شمال عراق میکنند.
به گزارش مهر به نقل از روزنامه یدیعوت آحارونوت، تعدادی از شرکتهای اسرائیلی با دولت کرد در شمال عراق توافق کردند تا نیروهای امنیتی آنها را در این منطقه آموزش داده و تجهیز نمایند و اقدام به ساخت فرودگاهی بین المللی برای آنها نمایند.
این افشاگری پس از آن صورت میگیرد که اخیراً نشریه المنار چاپ بیت المقدس از برگزاری نشستهای سری در اربیل در شمال عراق خبر داد که افسران عالی رتبه اسرائیلی، آمریکایی و ترکی و فرمانده نیروهای پیشمرگ کرد در آن شرکت کردند که یکی از محورهای مورد بحث در آن مسئله تشکیل دولت کردستان اعلام شده است.
المنار همچنین به نقل از منابع آگاه اعلام کرد: برگزاری نشست مذکور در دفتر دستگاه امنیتی اسرائیل که چند سال پیش در اطراف اربیل تاسیس شد و در ادامه با توسعه، تبدیل به پایگاه امنیتی بزرگ اسرائیل شد، صورت گرفت و این نشست به مدت سه روز در قالب چند جلسه و کاملا سری برگزار شد.
در همین رابطه، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت فاش ساخت که تعدادی از نخبههای نظامی با سابقه اسرائیلی در زمینه آموزش پیکار نظامی در شمال عراق، برای شرکتهای خصوصی کار میکنند و امیدوارند تا به تاسیس و تشکیل واحد ضد ترور کردها کمک کنند.
بر اساس این گزارش، دولت کرد با شرکتهای امنیتی و مخابراتی اسرائیل قرارداد بسته تا نیروهای امنیتی کردها را آموزش دهند و برای آنها تجهیزاتی پیشرفته تهیه نمایند.
شرکت مخابراتی و کامپیوتری موتوررولا اسرائیل و ماگالکام در مناقصههای دولت کرد به مبلغ صدها میلیون دلار برنده شدند و یکی از مهمترین این قراردادها، ساخت یک فرودگاه بین المللی در شمال شهر اربیل است.
یدیعوت آحارونوت همچنین یکی دیگر از شرکتهای کارآفرین اسرائیلی تحت عنوان شلومی میشلز را - که از سوی دانی یاتوم رئیس سابق موساد و میشلز تاسیس شده است- از شرکای کامل تجاری کردهای شمال اعلام کرده است که به کردها در زمینه اقتصادی و امنیتی مشاورههای استراتژیک ارائه میدهند.
منبع:موعود
 شتر هایی که در خواب پنبه دانه می دیدند و حکایت همچنان باقی...

معين/كاخ رياست جمهوري

انصافا جفت شش
خاتمي و تاج زاده

شيخ مهدي كروبي
مرد پنجاه هزار توماني

مسجد جامعي و وصال
مسجد جامعي هنوز هم نمي داند مسجد جاي ...

خاتمي و تاج زاده
هر دو مرخص
 آمادگي روسيه براي ساخت دومين نيروگاه اتمي ايران
يك مقام مسئول انرژي اتمي روسيه روز دوشنبه اعلام كرد: كشورش در شرايطي است كه ميتواند يك نيروگاه اتمي ديگر در ايران بسازد.
به گزارش ايرنا، «ولاديمير پاولوف» مسئول اداره ساخت نيروگاههاي اتمي ايران در شركت «اتم استروي اكسپورت» روسيه در گفتوگو با خبرگزاري «ريانووستي» گفت: در صورتي كه طرف ايران براي ساخت نيروگاه اتمي مناقصه اعلام شود، اين شركت در آن شركت خواهد كرد. وي گفت: زيرا ما همه امكانات براي احداث نيروگاه اتمي ديگر در ايران را داريم.
به گفته پاولوف، آخرين موفقيتهاي روسيه در زمينه احداث نيروگاه اتمي در خارج از جمله در چين امكان ميدهد كه با اطمينان اعلام نمود كه طرح احداث يك نيروگاه اتمي در ايران بصورت موفقيت آميز عملي خواهد شد.
دولت ايران روز گذشته در جلسهاي به رياست محمود احمدينژاد تصميم به ساخت يك نيروگاه اتمي ديگر در استان خوزستان گرفت.
 محاكمه عامل ترور بوش در تفليس
دادگاه محاكمه عامل ترور ناموفق رئيسجمهوري آمريكا در تفليس پايتخت گرجستان آغازشد. به گزارش ايلنا، امروز دوشنبه دادگاه عليه متهم ترور ناموفق «جورج بوش» رئيسجمهوري آمريكا در ماه مي هنگام برگزاري سخنراني بوش در كنار «ميخائيل ساكاشوئيلي» رئيسجمهور گرجستان در ميدان تفليس، آغازشد.
«آسوشيتدپرس» گزارش داد كه «ولاديمير آروتيونيا» به خاطر تلاش براي ترور رئيسجمهوري آمريكا در ماه مي گذشته سال جاري ميلادي و همچنين قتل يك پليس هنگام دستگيري وي، محاكمه ميشود.
متهم ماه مي گذشته يك نارنجك را به سوي بوش هنگام سخنراني در ميدان تفليس پرتاب كرد، اما اين نارنجك عملنكرد.
متهم در چندين مورد همچنين اعتراف كرده است كه اگر فرصتي ديگر داشتهباشد، بوش را به قتل ميرساند.
 يك چشمه از كلاف پيچيده سياست در لبنان
خصوصيات موضعي و موقعيت جغرافيايي لبنان باعث حضور تاريخي فرقههاي گوناگون مذهبي در لبنان بوده است. كوههاي بلند و ناهموار اين منطقه كه در مركز راههاي تجاري جهان باستان قرار داشته است، پناهگاه مناسبي براي بسياري از فرقههاي شيعه، مسيحي و اهل سنت بوده است تا خود را از امپراتوريهاي بيزانس، عرب و عثماني كه در منطقه حكمروايي داشتند، مصون نگه دارد.

تهاجم اروپا به اين منطقه، عامل جدي در نهادينه ساختن فرقهگرايي به هر دو شكل اقتصادي و اجتماعي و سياسي بوده است. از جمله اعطاي امتيازات بازرگاني ويژه از جانب سلطان عثماني به قدرتهاي اروپايي كه بعدها با تضعيف عثماني، به صورت يك حق براي آنان درآمد. امتياز ديگر، كسب حق حمايت و تنظيم دادگاههاي كنسولي در زمينه امور قانوني مربوط به شهروندان اروپايي مقيم قلمرو عثماني بود كه در قرن 18 به تمام اعراب مسيحي و حتي دروزيها تعميم داده شد. بعدها روسيه تزاري و فرانسه، هر يك داعيه داشتن حق حمايت از فرقههاي نزديك به خود را حق انكارناپذير و مسلم خود ميدانستند.
دخالت قدرتهاي بزرگ در منطقه به بسط فرقهگرايي در لبنان و ايجاد مرزبنديهاي جديد، منجر گرديد به گونهاي كه نظام فرقهگرايي تا به امروز هم پابرجاست. لذا نهادهاي فرقهگرايانه اجتماعي، فرهنگي، رفاهي و خويشاوندي به موازات فرقهگرايي سياسي، از زمان استقلال لبنان در 1943 نه تنها باقي مانده است. بلكه تقويت نيز شده. به اين ترتيب نظام سياسي ـ اجتماعي لبنان در برابر همبستگيهاي ملي و مذهبي و طبقاتي بر فرقهگرايي و همبستگيهاي منطقهاي تأكيد دارد.
در حال حاضر چهار فرقه عمده مذهبي در لبنان وجود دارد: 1ـ مسلمانان (شيعه و سني) 2ـ دروزيها (فرقهاي مانند اسماعيليه، هرچند كه خود را مسلمان ميدانند اما در تحليل نهايي از اسلام و اعتقادات اسلامي و عمل به وظايف و تكاليف مذهبي، فاصله بسياري دارند). 3ـ مسيحيان ماروني كه طبقه ممتاز كشور را تشكيل ميدهند. 4ـ مسيحيان كاتوليك، پروتستان، ارتدوكس و ارامنه
شيعيان با وجود اينكه بزرگترين فرقه كشور را تشكيل ميدهند، در مقايسه با ساير گروهها چه در جنبه سياسي و چه اقتصادي، در محروميت به سر ميبردهاند. مارونيها و اهل سنت دو طايفه بودند كه به خاطر سيطره بر مبازات سياسياي كه به خارج شدن لبنان از قيموميت فرانسه در سال 1943 ميلادي منجر شد، توانستند نفوذ خود را در آرايش سياسي لبنان تا سال 1975 و آغاز جنگهاي داخلي لبنان حفظ نمايند. در اين ميان، شيعيان همانند دروزيها و ديگر طوايف كوچك مسيحي، نقش بازيگران ثانوي را ايفا ميكردند. درواقع ميثاق ملي لبنان، توافقي ميان مارونيها و اهل سنت لبنان بود.
مسيحيان ماروني كه داراي تفوق سياسي در لبنان بودند، گوش شنوايي براي مطالبات موجه مربوط به اصلاحات سياسي نداشتند و نسبت به آنچه كه در جامعه شيعه رخ ميداد، غفلت ميورزيدند. حكومت به جاي استقبال از اصلاحطلبان شيعه، برنامه ارعاب و سلطه را برگزيده بود. لذا ميتوان حضور شيعيان را به تعبير «جان اسپوزيتو» نمادين دانست.
از لحاظ اقتصادي نيز فقر و فلاكت، عنصر جداناشدني از جامعه شيعيان شده بود. به طور عمده، مهمترين موانع پيش روي شيعيان براي شكوفايي در جامعه لبنان را بدينگونه ميتوان برشمرد: 1ـ خودداري دولت مسيحي لبنان از سرشماري جمعيت و عدم آگاهي از جمعيت واقعي شيعيان 2ـ حمايت بيدريغ دول غربي و آمريكا از دولت مسيحي 3ـ ضديت با مسلمانان به ويژه با شيعيان و جلوگيري از گسترش نفوذ آنها در جامعه 4ـ حمايت دول عربي دست راستي از دولتهاي مسيحي و اعطاي كمكهاي مالي به آنان 5ـ حمايت دول عربي دستچپي و راديكال از احزاب سياسي و غيرمذهبي در لبنان كه در نتيجه به ضرر جامعه اسلامي بود. 6ـ رواج تز جدايي دين از مذهب توسط روحانيون دولتي 7ـ تشويق مسلمانان به ويژه شيعيان به اشتغال در كارهاي غيردولتي 8ـ عدم رفع نواقص آموزشي، بهداشتي ـ اقتصادي و سياسي در مراكز شيعهنشين از طرف دولت مسيحي 9ـ جلوگيري از استخدام مسلمانان به ويژه شيعيان در مراكز مهم دولتي مانند ارتش و وزارت خارجه و وزارت كشور
وضعيت موجود در لبنان، بسياري از جوانان شيعه را به اين نتيجه رسانده بود كه ظلمي كه از زمان بنياميه تا به امروز بر آنان و مسلمانان اين منطقه ميرود را در مسلمان بودن خويش جستجو كنند. در نتيجه براي گرفتن انتقام از اين شرايط تاريخي به سوي احزاب غيراسلامي جذب ميشدند.
آنچه به طور مشخص باعث شده بود تا مسلمانان جنوب لبنان و به ويژه شيعيان در تشتت و تفرقه به سر برده و از حقوق اوليه خود محروم باشند، نداشتن يك تشكيلات قوي در برابر احزاب و گروههاي فراواني بودند كه با زور براي خود، كسب قدرت كرده بودند. فقر، جهل، مرض و خلأ فكري در جامعه شيعيان، بستر لازم براي استثمار جوانان شيعه توسط احزاب چپ را فراهم ميكرد. اين در حالي بود كه روزگاري منطقه جبلعامل در جنوب لبنان، مركز تشيع و بزرگترين دانشمندان و رهبران شيعه بوده است.
 به دنبال وفات پيشواي شيعيان لبنان، آيتالله سيدعبدالحسين شرفالدين در 30/12/1975، شيعيان لبنان از سيدموسي صدر براي مهاجرت به لبنان درخواست كردند. وصيت آيتالله شرفالدين مبني بر مهاجرت سيدموسي صدر به لبنان و اصرار آيتالله بروجردي براي پذيرش زعامت شيعيان لبنان و درخواست عمومي باعث اجابت اين دعوت و ظهور امام موسي صدر در سال 1959 در لبنان شد.
امام موسي صدر همزمان با آغاز فعاليتهاي گسترده ديني و فرهنگي خود در مناطق شيعهنشين لبنان، مطالعات عميقي را به منظور ريشهيابي اسباب عقبماندگي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي شيعيان آن سامان، در پيش گرفت. در نيمههاي دهه 60 ميلادي، پيوستن بسياري از جوانان شيعه به سازمانهاي چپگراي لائيك را با نگراني شاهد بود. همچنين ناتواني و عدم تمايل رهبران سنتي شيعه را در رويارويي با مشكلات موجود، مشاهده ميكرد. به همين خاطر، تصميم گرفت خود، زمام امور را به دست گيرد و به عنوان نخستين گام، مجلس اعلاي شيعيان لبنان را تأسيس نمود. تلاشهاي سيدموسي صدر در جهت متحد كردن جامعه شيعيان براي ديگر احزاب نگرانكننده بود زيرا اين امر يك مبارزهطلبي جدي براي رهبري آن تلقي ميشد. اين مخالفتها حتي تا ترور نافرجام سيدموسي صدر نيز پيش رفت. سرانجام سيدموسي صدر در يك مصاحبه مطبوعاتي بزرگ كه در بيروت تشكيل داد، آلام و دردهاي شيعيان را در معرض افكار عمومي قرار داد و انگيزهها و موجبات نياز به يك مجلس را به اثبات رسانيد. نهايتا پارلمان لبنان در دسامبر 1967، تأسيس مجلس اعلاي اسلامي شيعيان لبنان را براي رهبري شئون طائفه شيعه و دفاع از حقوق آنان، تصويب نمود. سيدموسي صدر در مي 1969 به رياست اين مجلس انتخاب و لقب «امام» به وي اعطا شد.
امام سيدموسي صدر در نخستين اطلاعيه خود، برنامههاي عملي براي تحقق اهداف مجلس اعلاي شيعه را اعلام كرد كه خطوط اساسي زير را در بر ميگرفت: 1ـ ظهور شيعيان در لبنان به عنوان يك قدرت سياسي در جامعه و فراهم نمودن امكانات مبارزه و جهاد در راه اسلام 2ـ تنظيم شئون طائفهاي شيعه و بهسازي هرچه بيشتر اوضاع اجتماعي و اقتصادي شيعيان 3ـ همكاري با ساير اديان و طوايف مختلف مذهبي در لبنان 4ـ توجه و ممارست نسبت به مسئوليتهاي ملي و وطني و صيانت از استقلال و آزادي لبنان و حفاظت از سرزمين و مرزهاي كشور 5ـ مبارزه بيامان با جهل، فقر و عقبماندگي و ستم و فساد اجتماعي 6ـ اقدام اساسي جهت عدم تفرقه ميان مسلمانان و تلاش براي وحدت كامل 7ـ ياري و پشتيباني از مقاومت فلسطين و مشاركت با دولتهاي مترقي و برادران عرب به منظور آزادسازي سرزمينهاي غصبشده توسط اسرائيل
بدين ترتيب با ظهور صدر در لبنان، نقش و حضور شيعيان در جامعه لبنان، روز به روز پررنگتر شد. امام موسي صدر، شيوه رهبري جديدي را در ميان شيعيان ابداع نموده و گسترش داد كه ميتوان آن را رهبري مردمي ناميد. رهبران مردمي، رهبراني هستند كه بيشترين تعداد از اقشار مختلف جامعه خود را مورد خطاب قرار داده، حامل يك پيام سياسي ـ ايدئولوژيك باشند. وي با استفاده از اين موقعيت بسياري از اعتصابها را تنظيم و اداره نمود و رهبري بسياري از تظاهراتها را براي دفاع از حقوق شيعيان بر عهده داشت. از سوي ديگر، امام به اين نتيجه رسيده بود كه شيعيان لبنان به حمايت يك قدرت پرتوان خارجي نيز نياز دارند و اين مسئله، هيچ تناقضي با وفاداري نسبت به نظام سياسي لبنان ندارد لذا در سال 1973 جريان ائتلاف سياسي ميان حكومت بعثي حافظ اسد در سوريه و طايفه شيعه لبنان به رهبري امام موسي صدر، آغاز گرديد.
پس از چند سال از تشكيل مجلس اعلاي اسلامي شيعيان و موفقيت نسبي آن در كسب امتيازات براي شيعيان و به موازات گستردهتر شدن دامنه فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي داخلي و خارجي امام موسي صدر، شيعيان كمكم توانستند بر عقده حقارت خود تسلط يابند و جواناني كه در احزاب مختلف پراكنده شده بودند، كمكم به مجلس اعلي و امام موسي صدر پيوستند. به موازات استمرار حملات و تجاوزات اسرائيل به جنوب لبنان از سال 1971، امام موسي صدر با درك اين نكته كه با احساسات نميتوان كاري از پيش برد و نيز با توجه به اين واقعيت كه همه گروهها و سازمانهاي دستراستي و دستچپي مسلح بوده و هر كار كه ميخواستند با مردم فقير و محروم ميكردند، در انديشه ساماندهي اين جمعيت افتاد و سرانجام در سال 1973، سازمان حركتالمحرومين را بنا نهاد. درواقع يك علت عمده تأسيس حركتالمحرومين به عنوان اولين تشكل سياسي ـ نظامي مستقل و غيروابسته به ديگران در نزد امام موسي صدر، ظلم و اجحافي بود كه از ناحيه فلسطينيها نسبت به شيعيان جنوب لبنان روا داشته ميشد. امام موسي صدر گرچه از لحاظ ايدئولوژيكي و سياسي، مبارزات فلسطينيها را مورد تأكيد قرار ميداد، اما ادامه اين وضعيت را نگرانكننده ميديد لذا اقدام به ايجاد حركتالمحرومين كرد كه در سالهاي بعد، شاخه نظامي اين حركت تحت عنوان «افواج المقاومة البنانية» (امل) تأسيس گرديد و از حمايت كشور پراهميتي چون سوريه برخوردار گشت.
هسته اوليه حركتالمحرومين، متشكل از معلمين مؤمني بود كه از هر روستا انتخاب شده بودند و در كلاسهاي ايدئولوژي كه توسط افرادي نظير شهيد مصطفي چمران، سيدمحمد فضلالله و سيدموسي صدر برگزار ميشد، شركت ميكردند. آنان با رهبر خويش همقسم شده بودند تا آنگاه كه مظلومي در لبنان مانده است، مبارزه را ادامه دهند و در اين راه مقدس، هيچگاه سستي و يأس به خود راه ندهند.
امام موسي صدر در ترسيم خطوط كلي اين حركت، اظهار داشت: حركتالمحرومين از ايمان حقيقي به خدا و انسان و آزادي كامل و كرامت وي نشأت گرفته و هرگونه ستم اجتماعي و نظامي سياسي طائفي را طرد نموده و با استبداد و اقطاع و سلطه و تفرقه به جنگ برخاسته است. حركتالمحرومين حركتي است وطني كه متمسك به سيادت و عظمت وطن و سلامت سرزمين ميباشد و با استعمار و تجاوزات و مطامعي كه متوجه لبنان است، مبارزه ميكند.
مرحله بعد از سازماندهي نيروها كه توسط شهيد چمران صورت ميپذيرفت، سازماندهي نظامي بود. اين سازمان از سال 1974 شروع به تعليم جوانان شيعه كرد. اين آموزشها در منطقه بعلبك در كوهستانهاي نزديك به سوريه انجام ميگرفت. تعليماتي كه در آن مقاومت فلسطينيها با سازمان همكاري ميكرد. اولين گروه 70 نفري از اساتيد و شاگردان مؤسسه صنعتي جبلعامل در دهي به نام «يمونه» در بعلبك به مدت يك هفته تعليم ديدند. پس از آن و با توافق سازمان «الفتح»، مركز بزرگ آموزشي نظامي امل در «عينالبينه» حوالي بعلبك زير نظر مربيان فتح براي جوانان امل افتتاح شد. در اين راستا، رهبر شيعيان لبنان در آوريل سال 1975 ضمن خطابه پرشوري كه به مناسبت سالروز عاشوراي حسيني، ايراد نمود، مردم لبنان را به تشكيل يك گروه مقاومت نظامي در برابر تجاوزات اسرائيل و توطئههاي دولت اسرائيل به منظور بيرون راندن لبنانيها از سرزمين خويش فراخواند. اين سخنراني اولين نشانه جدي در تشخيص مسير حركتالمحرومين و آمادهسازي براي ايجاد يك بازوي نظامي ـ امنيتي به شمار ميرفت.
فعاليتها و آموزشهاي نظامي به طور مخفي دنبال ميشد تا اينكه انفجار مين در اردوگاه بعلبك، سروصداي زيادي به پا كرد و باعث شهادت 26 نفر و مجروح شدن بيش از 70 نفر از جوانان ديگر شد. به دنبال اين انفجار امام موسي صدر در 6 ژوئيه 1975 (قريب به هفت ماه بعد از خطابه پيشين) در يك كنفرانس مطبوعاتي به طور صريح تأسيس و ولادت يك گروه مسلح با نام «افواج المقاومة البنانية» (امل) در حيات سياسي مذهبي كشور لبنان را اعلان نمود.
مواضع امل را اينگونه ميتوان برشمرد: 1ـ بهرهگيري از جوانان فداكار و سلحشور 2ـ مقاومت و پافشاري در برابر تجاوزات مكرر اسرائيل 3ـ حمايت از كرامت و حريت مسلمانان جنوب 4ـ رويارويي با دشمنان مسلمين به ويژه شيعيان در امل
احزاب چپ لبنان تا پيش از ساماندهي امل، با امام موسي صدر كاري نداشتند اما هنگامي كه متوجه سازماندهي نيروهاي آن شدند و به تعليمات نظامي جوانان شيعه پي بردند، شروع به كارشكني و كينهتوزي كردند و به خصوص در جنوب لبنان، موانع بسياري را براي امل، به وجود آوردند.
در جريان جنگ داخلي لبنان كه از اواسط سال 1975 آغاز گرديد، احزاب چپ قصد داشتند از جنگ براي تغيير رژيم استفاده كنند و احزاب چپ تندرو و ديگران نيز هر كدام طمعي داشتند. تنها مسلمانان غيرحزبي سني و شيعه بودند كه براي دفاع از مقاومت فلسطيني وارد جنگ شده بودند و تلاش داشتند كه مقاومت فلسطيني وارد بحرانهاي پرتوطئه لبنان نشود. با اين حال، احزاب چپ تندرو و همپيمان فلسطيني ها با رهبري «كمال جنبلاط» و كادرهاي كمونيست سازمان مقاومت فلسطيني با در اختيار داشتن سلاحهايي كه از طرف بلوك شرق به سازمان مقاومت داده ميشد، باعث ورود مقاومت فلسطيني به جنگ شدند.
امام موسي صدر سياست محتاطانهاي را در پيش گرفت به همين خاطر جنبش امل را از ميدانهاي جنگ داخلي، دور نگه داشت. اگرچه گاهي اوقات اعضاي جنبش گرفتار حوادث مسلحانه ميشدند، ولي اين درگيريها به قصد اشغال منطقه خاصي صورت نميگرفت. بلكه صرفا براي حمايت و حفاظت از مناطق شيعهنشين بود. لذا امام موسي صدر به دليل درگيري محدود جنبش امل در جنگهاي داخلي، از لحاظ سياسي نقش ميانجي را ايفا مينمود.
در اواسط سال 1976 به رغم مخالفت شديد سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) و گروههاي چپگراي راديكال لبنان، ارتش سوريه وارد لبنان گرديد. امام موسي صدر و جناحهاي ماروني ورود ارتش سوريه را مورد تأييد قرار دادند. سوريه سعي داشت با كسب توافق كشورهاي عربي، اوضاع داخلي لبنان را سامان دهد.
جنگ داخلي، لبنان را به ورطه تجزيه كشانده بود و در تقسيمبنديهاي جديد شيعيان بيشترين خسارت را متحمل شدند زيرا هيچ منطقه مشخصي در اختيار آنان قرار نميگرفت و از سوي ديگر هم نفوذ چنداني بر قدرت مركزي حاكم كسب نكردند.
پس از جنگ، حضور مسلحانه جنبش امل در روستاهاي جنوب لبنان از حضور ساف هم ضعيفتر بود در حالي كه آنان تا پيش از آغاز جنگ داخلي و ورود قدرت نظامي به معادلات سياسي داراي جايگاهي بودند كه از طريق آن ميتوانستند خواستههاي خود را مطرح كنند. حمله اسرائيل در مارس 1978 به خاك لبنان تحت عنوان «عمليات الليطاني» بر مصائب و رنجهاي شيعيان لبنان افزود و مهاجرتهاي تازهاي از جنوب لبنان به جنوب بيروت را باعث گرديد. امام موسي صدر كه دوران تضعيف جايگاه خود در عرصه سياسي لبنان را سپري ميكرد، در آن هنگام قادر به انجام كاري نبود. در اين مقطع، دو واقعه بسيار مهم اتفاق ميافتاد كه در سمتدهي به حركت جامعه شيعيان، نقش بسيار مهمي داشت. ناپديد شدن امام موسي صدر و پيروزي انقلاب اسلامي در ايران.
 ارتش اسرائيل هداياي خصوصي عرفات را دزديد
نيروهاي ارتش رژيم صهيونيستي هداياي خصوصي ياسر عرفات، رهبر فقيد تشكيلات خودگردان فلسطين را به همراه تسليحات و مهماتي ديگر از انبارهاي تشكيلات خودگردان دزديدهاند.
به گزارش خبرگزاري شينهوا از غزه، رسانههاي اسرائيلي امروز افشا كردند، ارتش اسراييل اسلحه، مهمات و هداياي خصوصي ياسر عرفات را از انبارهاي اين تشكيلات ربوده است.
اين گزارش به نقل از «دانيل موشه»، افسر ارتش اسرائيل ميافزايد: «ارتش اسرائيل شمشيرهاي طلا، تفنگ و تپانچههايي را كه توسط رهبران كشورهاي مختلف جهان به ياسر عرفات هديه شده بود، ربوده است.»
موشه افزود: «در انبارهاي اسرائيل چند هديه متعلق به عرفات وجود دارد كه از طلاي خالص ساخته شدهاند.» به گفته وي ارتش اسرائيل حدود 3 هزار و 615 قطعه اسلحه نيز از انبارهاي تشكيلات خودگردان مصادره كرده است.
 درخواست محاكمه رجوي در دادگاه صدام
اعضاي سابق سازمان منافقين در نشست بررسي نقش گروه تروريستي منافقين در قتل عام كردهاي عراق، خواستار محاكمه مسعود رجوي به عنوان شريك صدام در جنايات رژيم بعثي شدند. به نوشته «كيهان»، اين نشست روز جمعه با شركت جمعي از اعضاي سابق و نادم منافقان و به همت انجمن غير دولتي نجات در باشگاه فرهنگيان سنندج برگزار شد.
در اين نشست 8 ساعته اعضاي سابق اين گروه چگونگي قتل عام كردهاي غير نظامي عراق را در سال هاي 1990 و 91 كه تحت عنوان «عمليات مرواريد» توسط گروه منافقين در مناطق «كفري» و «كلار» عراق در حمايت از رژيم از هم پاشيده صدام صورت گرفته بود، تشريح كردند.
اعضاي سابق سازمان منافقين در سخنانشان بر مشاركت سران اين گروه در جنايات صدام عليه مردم مظلوم عراق تأكيد داشته و اظهار داشتند كه در صورت محاكمه مسعود رجوي، بسياري از زواياي پنهان جنايات رژيم بعثي عراق و صدام حسين براي جهانيان روشن ميشود.
 محاكمه 14مسلمان هلندي به اتهام راهاندازي سايتي اسلامي
چهارده مسلمان هلندي به اتهام راهاندازي سايتي اسلامي به پاي ميز محاكمه كشانده شدند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري «رويترز»، اين افراد كه اكثرا داراي مليت مراكشي هستند، نوامبر گذشته در پي ترور «تئو ونگوك» به دست «محمد بوييري»، توسط پليس هلند دستگير و راهي زندان شدند.
افراد دستگير شده در چهارچوب قانون جديد هلند يعني اتهام «مشاركت در سازمانهاي جنايي با اهداف تروريستي» محاكمه خواهند شد. حداكثر مجازات چنين جرمي 15 سال زندان است.
«تئو ون گوك» كارگردان هلندي در تاريخ دوم نوامبر سال 2004 در پي ساخت فيلم ضد اسلامي و توهين آميز «تسليم» به قتل رسيد. در پي قتل اين كارگردان، يك ميليون مسلمان مستقر در هلند مجبور به تحمل رفتارهاي خشونتآميز و غير انساني بسياري بودند و از اين موج مكانهاي مقدسي چون مساجد، مدارس اسلامي و كليساها نيز در امان نبودند.
«ونگوك» در اين فيلم، ادعا كرده است كه مردهاي مسلمان حق دارند كه در صورتي كه زنانشان بنا به خواسته آنها رفتار نكنند به حد مرگ آنها را زده و بدين صورت آنها را تنبيه كنند.
 قرآن عثمان در روسيه پيدا شد
بنا به ادعاي روزنامه «غازيتا»ي روسيه کاملترين و قديميترين نسخه قرآن کريم که به خط خليفه سوم عثمان است با عنوان قرآن «عثمان» در روسيه نگهداري مي شود.
به گزارش مهر، در تحقيقات علمي که در زمينه قرآن هاي موجود در جهان انجام شده است روزنامه «غازيتا" ي روسيه اعلام کرد: کاملترين و قديمي ترين اثر باستاني مهم جهان نزد آنهاست.
به گزارش روزنامه «الرائد»، اين اثر باستاني دست نوشته اي از قرآن کريم است که از نظر مسلمانان اولين نسخه کامل و قديمي قرآن است که در زمان خليفه سوم عثمان نوشته شده است و نزد روسها موجود است. بر اين اساس، روسها معتقدند عثمان بر روي ورقهاي اين قرآن کشته شد و خونش بر صفحات آن ريخته شد. جلد اين قرآن به شکل خاصي است و از پوست حيواني کوهي درست شده است.
رضوان محقق آثار قرآني با مد نظر قرار دادن همه آثار قرآني گفت که اين نسخه دست نوشته قرآن که به قرآن «عثمان» معروف است قديمي ترين و کاملترين قرآن است و به خط عثمان خليفه سوم مسلمانان است.
آزمايشهاي کربوني که در هلند بر روي اين قرآن انجام شده است، نشان ميدهد قرآن مذکور به قرن دوم هجري و يا قرن هشتم و نهم ميلادي بازمي گردد. قبل از اين قرآن، قديميترين قرآن به قرن سوم هجري ( دهم ميلادي) بازميگشت.
ميان نسخههاي قرآن کريم که پس از مدتي به دست آمدند، اختلافاتي ايجاد شد که علماي مسلمان و برجسته را بر آن داشت تا به منظور تنظيم نسخههاي قرآن و ذکر قدمت هر يک از آنها تحقيقاتي گسترده انجام دهند.
آنها به اين نتيجه رسيدند که در اواخر قرن 19 ديپلماتي روسي جزئي از اين دست نوشته را از اصل عربي آن خريداري کرد و در سال 1937 به کراتشکوفسکي مستشرق آکادمي روسي داد تا تحقيقاتي روي آن انجام دهد. جزء آخر اين دستنوشته در روستاي کوچکي در جنوب ازبکستان در نزديکي مرزهاي افغانستان يافت شد.
در تحقيقات بعدي 50 برگ باقي مانده نزد مردم پيدا شد و بقيه نسخه دست نوشته قرآن «عثمان» در سمرقند نگهداري ميشود.
کساني که در ازبکستان يا فرانسه يا آلمان زندگي مي کنند، تاريخ اين نسخه را به طور کامل و جامع آوردهاند و به انتشار تعدادي از اين نسخه اقدام کردند.
اين کتاب به دو زبان روسي و عربي برگردانده شد و چند سال عنوان بهترين کتاب را از آن خود کرد و از يونسکو گواهي نامه دريافت نمود.
اين کتاب امسال در نمايشگاه قرآن تهران نيز به نمايش گذاشته شد.
 شهيد بهشتي، قرباني انصاف و مردانگي خود شد
معاون امنيتي دولت شهيد رجايي در بخشي از خاطرات خود از واقعه ترور شهيد بهشتي، با اشاره به ملاقات مسعود رجوي، سركرده گروه تروريستي مجاهدين خلق با آيتالله بهشتي، چند هفته قبل از شهادت وي، گفت: در آن زمان كه دامنه عمليات تروريستي سازمان مجاهدين خلق بالا گرفته بود و هر روز خبر ترور چند نفر منتشر ميشد، به دليل حساسيت اوضاع، تصميم بر اين شد كه مسعود رجوي، رهبر اين سازمان، دستگير شود. البته اين كار با توجه به آنكه رجوي در آن شرايط، خود را مخفي كرده بود و حتي پيش از آن با شيوههايي چون ترور با ماشينهاي مختلف و شگردهاي ديگر مخفيكاري، پيگيري نيروهاي امنيتي كشور را ناكام ميگذاشت، بسيار مشكل بود و به سختي ميشد از وي ردپايي پيدا كرد.
در اين گيرودار بود كه به ما اطلاع داده شد، وي از شهيد بهشتي، كه در آن دوران رياست ديوان عالي كشور را بر عهده داشت و عاليترين مقام قضائي كشور بود، تقاضاي وقت ملاقات كرده و زمان ملاقات وي هم مشخص شده بود.
وي افزود: ما با شتاب خدمت آقاي بهشتي رفتيم و گفتيم، مدتهاست كه دنبال ردپايي از رجوي هستيم و اين بهترين فرصت است كه پس از ملاقات با شما، بلافاصله او را دستگير كنيم. آقاي بهشتي پس از شنيدن سخنان ما با لحن قاطع و مطمئن خود فرمودند: نه آقا، اين انصاف نيست، او از من تقاضاي ملاقات كرده و نبايد از اطميناني كه به من كرده است، سوءاستفاده شود و با اين عبارات، راه را بر پيگيري ما بست.
رجوي به ملاقات شهيد بهشتي آمد و پس از ملاقات با وي، دوباره به توطئه شرارت و اختفاي خود ادامه داد. با فاصله كوتاهي پس از اين ملاقات، دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، كه در آن شهيد مظلوم دكتر بهشتي و 72 تن از ياران امام و فرزندان ملت در آن به لقاي حق نايل شدند، توسط گروه منافقين منفجر شد و شهيد بهشتي، جان بر سر پيمان و تعهدي كه از اسلام عزيز فرا گرفته بود، نهاد. روانش شاد باد!
اميد است، مسئولان و حاكمان نظام در انصاف خود با مخالفان و معاندان، به اين سيرهاي كه بوي عدالت و انصاف علوي از آن به مشام جان ميرسد، اقتدا كنند.
 پدر استفان کیست؟!!!× مهرپویا همت پور

از تاسیس و گردهمایی شاخه جوانان نهضت آزادی آنچنان نمی گذرد که کمیته مرکزی جوانان در پی برخورد با انقلاب اسلامی و جریانات سال ۴۲ تصمیم به انشعاب و تاسیس حزبی با نام سازمان مجاهدین خلق ایران می گیرد. تاثیر تفکرات روحانیونی چون شهید والا مقام دکتر بهشتی و استاد شهید مرتضی مطهری بر روی کادر مرکزی سازمان نوپا به حدی است که با وجود تفکرات التقاطی رایج در فضای سیاسی کشور سازمان ایدئولوژی خودرا اسلامی اعلام نموده و مرحوم حضرت آیت الله طالقانی نیز به عنوان پدر معنوی سازمان معرفی گردید. منافقین در ابتدا در هسته های کوچک دانشجویی با رویکرد و گرایش مسلحانه به فعالیت پرداخت و کانون تصمیم گیری سازمان در اختیار کادر مرکزی در دانشگاه پلی تکنیک سابق- امیرکبیر- قرار گرفت. پس از اجرای چند ترور ناموفق توسط سازمان و شناسایی توسط ساواک سران سازمان چون حنیف نژاد که دارای ایده هایی تقریبا اسلامی بودند عملا سازمان به حالت شکست خورده و پراکنده درآمد. سران سازمان تواب شدند!
ساواک مصاحبه ای تلویزیونی ترتیب داده و سران و اعضای مرکزیت سازمان را هدف بازجویی مصاحبه گونه قرار داد. اعترافات تکراری و پشیمانی های تکراری تر. برخی از سوی دادستانی ارتش اعدام و برخی به زندانهای کوتاه و بلند مدت محکوم می شوند. در این میان جوانی که سازمان اورا بعنوان فرصت طلب می شناخت اعلام داشت سازمان تغییر ایدئولوژی داده و مارکسیسم را انتخاب نموده است. این جوان که بعدها بعنوان دشمن ملت ایران مشهور می شود مسعود رجوی است.
مذهبیون سازمان مخالفت نموده و جدا می گردند. کمیته های اعدام و تصفیه تشکیل و بسیاری از اعضا توسط ایشان به شکل فجیعی ترور و به شهادت می رسند.
انقلاب پیروز می شود. دیو و سمبل امپریالیسم که رجوی بارها انزجار خود را از آنها اعلام داشته بود در پی ورود فرشته بیرون رفته و فضای انقلابی بر کشور حاکم می گردد.
فعالیتهای سازمان جدی تر می گردد. سهم خواهی دوم خرداد و اصلاح طلبان امریکایی امروز همان میراث منافقین سالهای ۵۷ تا ۶۰ است. پس از افشای اسناد جاسوسی سازمان برای امریکا! اسراییل! انگلیس! و حتی شوروی و همکاری و خبرچینی مسعود رجوی به نفع ساواک و ترور نخبگان انقلابی سازمان غیرقانونی اعلام شده و اعضای آن از سوی دادگاه انقلاب مورد تعقیب قرار میگیرند.
سازمان در سال ۶۰ اقدام به برپایی راهپیمایی مسلحانه در مسیر خیابان طالقانی می کند. منافقین به کودکان هم رحم نکرده اند. خیابان طالقانی مملو از اجساد عابران بی گناهی است که توسط منافقین گلوله باران شده اند. نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای کمیته های مرکزی انقلاب وارد عمل شده و با منافقین درگیر می شوند. دوره جدید فعالیت منافقین از آنجا شکل می گیرد.
منافقین در خانه های تیمی پنهان می شوند. بنی صدر و بازرگان از سیاستمدارانی هستند که عملا و لفظا آنها را تشویق و حمایت می کنند!
رجوی به خرمشهر می گریزد. خانه ای تیمی به همراه ۷ زن و ۸ مرد یا به عبارتی ۱۵ رفیق سازمانی. در آنجا دختری با چشمان عسلی رنگ که مدتی است ازدواج نموده با مسعود رابطه یرقرار نموده و از وی باردار می گردد. مریم رجوی!

آنها به همراه بنی صدر از ایران می گریزند. هر سه نفر با لباس زنانه از مهرآباد به پاریس می روند! در پاریس مسئاله بارداری مریم و ارتباطش با مسعود رجوی فاش شده و سازمان قصد قصاص آنها را مینماید که مسعود رجوی یا همان رهبر منتخب ملت ایران !!! اعلام می کند سازمان انقلاب ایدئولوژیک نموده و این انقلاب به نفع خلق زن ایران است! تبعیض است مردان بتوانند چند همسر اختیار کنند و زنان تک همسره باشند!!!
مریم رجوی یا رییس جمهور منتخب و محبوب ملت ایران!!! تاکنون ۵ همسر دارد. مسعود رجوی دومین همسر وی بوده و بجز وی ۴مرد دیگر هم مدعی مریم رجوی می باشند! مریم دارای فرزندی پسر به نام استفان است که هنوز هیچ کس نتوانسته دقیقا اعلام کند که این پسر فرزند کدام یک از شوهران مریم می باشد.
ان شاءالله در آینده با تکمیل یادداشتهای خود درباره منافقین آنها را از طریق همین وبلاگ در اختیار شما قرار خواهم داد.
و مکروا مکرالله...

 زندان شیطان
آخرین اثر تحقیقی بنده تحت عنوان زندان شیطان در حال گذراندن مراحل پایانی آماده سازی جهت انتشار می باشد. در این کتاب با افرادی که به صورت مستقیم با عوامل امنیتی و جاسوسی رژیم نامشروع صهیونیستی اسرائیل برخورد داشته اند مصاحبه گردیده و به صورت مستند آماده انتشار شده است.

 موفقيت غرب در اخلال در برنامه هستهاي ايران
تاريخ و سابقه برنامه ايران در زمينه سانتريفيوژ گازي تاريخ و سابقه برنامه سانتريفيوژ ايران، ميتواند از گزارش بررسيهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي درخصوص اعلاميههاي ايران كه از فوريه 2003 صادر شدهاند استخراج و تهيه شود، به ويژه آنكه ايران پس از مقابله آژانس بينالمللي انرژي اتمي با برنامه هستهاي اين كشور، اطلاعات اضافي راجع به برنامه مخفيانه و سري سانتريفيوژ خود ارائه كرده است.
برنامههاي راهبردي تسليحاتي ايران، يك ارزيابي شبكهاي اعلاميهها؛ پس از افشا شدن تجهيزات غنيسازي نطنز از سوي يك گروه مخالف به نام شوراي مقاومت ملي، وابسته به مجاهدين خلق، در آگوست 2002، ايران در فوريه 2003، برنامه سانتريفيوژ خود را به اطلاع آژانس بينالمللي انرژي اتمي رساند. ايران نيز با توجه به موافقتنامه تدابير امنيتي خودش با سازمان مزبور در آن زمان به لحاظ قانوني تا 180 روز پيش از اعلام مواد هستهاي، ملزم به اعلام تجهيزات نطنز نبود و لذا تجهيزات نطنز به خودي خود نقض تدابير امنيتي مزبور تلقي نميشد. با وجود اين، همانگونه كه ديپلماتهاي ايراني طي ساليان دراز به همتايان اروپايي خود گفتهاند، ايران علاقهمند به توسعه فناوري غنيسازي نيست و افشاي تجهيزات هستهاي، موجب ايجاد نگرانيها درخصوص نيات هستهاي ايران شده است. ديگر آنكه ايران در فوريه 2003 مدعي شد كه طراحي و توسعه كار در نطنز در سال 1997 و به طور علني آغاز شده و ايران قادر بوده است، يك ماشين كاري سانتريفيوژ را با تغيير مدل و شبيهسازي، از جمله آزمايشهاي لولههاي سانتريفيوژ با استفاده از گازهاي ساكن و در درجه بعد با استفاده از UF6 بسازد و توسعه دهد. اين ادعاي ايران سريعا بياعتبار تلقي شد، زيرا آژانس بينالمللي انرژي اتمي، باور نداشت كه ايران بدون كمك قابل توجه خارجي و بدون داشتن تجربه درخصوص UF6 بتواند به چنين پيشرفتي نايل شود. ايران در آگوست 2003 اعتراف كرد كه برنامه سانتريفيوژ، درواقع در سال 1985 آغاز شده بود و جمهوري اسلامي، طرحها و قطعات سانتريفيوژ را از يك دلال خارجي (كه اينك شبكه عبدالقديرخان شناخته ميشود) در سال 1987 به دست آورده است. به هر حال، ايران همچنان انجام هرگونه تحقيق مرتبط با عملآوري مواد هستهاي را كه اعلام نكردن آن به آژانس بينالمللي انرژي اتمي نقض آشكار تدابير امنيتي پروتكل الحاقي به شمار ميرود، تكذيب كرد و نيز در راستاي تلاش براي مخفيسازي كار سانتريفيوژ در گذشته، كوشش كرد، دستيابي آژانس بينالمللي انرژي اتمي به يك كارگاه آموزشي در تهران را كه متعلق به شركت كالاي برق بود و در آگوست 2002 از در ارتباط با تجهيزات نطنز نام برده شده بود، محدود سازد.
ايران در مارس 2003 به آژانس بينالمللي انرژي اتمي اجازه داد، از كارگاه آموزشي شركت كالاي برق كه بنا بر گفته ايران براي ساخت قطعات سانتريفيوژ استفاده ميشد، بازديد كند، اما به اين سازمان اجازه نداد، نمونهبرداري محيطي كه ميتوانست وقوع غنيسازي اورانيوم را تشخيص دهد انجام گيرد. پس از آنكه ايران با انجام نمونهبرداري موافقت كرد، بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي فهميدند كه ايران تلاش كرده بود فضاها و اماكن مورد نظر را آلودگيزدايي كند و مثالا اين تلاش را از طريق رنگآميزي همه فضاهاي داخلي، تغيير و جايگزيني پوشش كف اماكن و اتاقها و انتقال همه تجهيزات به شركت پارستراش در تهران كه وابسته به آژانس بينالمللي انرژي اتمي باشد انجام داده است. به رغم اين تلاشها، نمونهبرداريهاي محيطي كه به وسيله آژانس بينالمللي انرژي اتمي انجام شد، آشكار ساخت كه سطوح متفاوتي از غنيسازي؛ از جمله ذرات غنيشده 36 درصدي، 54 درصدي و 70 درصدي كه متعلق به كارگاه آموزشي شركت كالاي برق بود انجام گرفته است. همچنين در نمونهبرداريهاي گرفتهشده از تجهيزات و قطعات در تجهيزات غنيسازي نطنز، پارستراش، فرايند تكنيك و تجهيزاتي در اصفهان كه به عنوان مركز كنترل كيفي قطعات سانتريفيوژ مصرف و براي تجهيزات هستهاي در نطنز ساخته شده بود، ذرات غنيشده ديده شد. ايران در اكتبر 2003 كه اظهارنامه آشكارسازي كامل درخصوص فعاليتهاي هستهاي خودش را به آژانس بينالمللي انرژي اتمي تسليم نمود، سرانجام اعتراف كرد، آزمايشهاي سانتريفيوژ اعلام نشده را با UF6 در كارگاه آموزشي شركت كالاي برق انجام داده و به سطح بالاتر غنيسازي اورانيوم 235 با 2/1 درصد رسيده است. ايران سطوح بالاتر غنيسازي را كه مورد بازرسي آژانس بينالمللي انرژي اتمي قرار گرفت، به عنوان آلودگي ناشي از قطعات سانتريفيوژ وارداتي اعلام كرد كه پيش از جمع شدن و ارسال به ايران از راه دبي در برنامه تسليحات هستهاي پاكستان مورد استفاده قرار گرفته بودند. آژانس بينالمللي انرژي اتمي از نوامبر 2004 به بعد، اينگونه استنتاج كرد كه دادههاي نمونهبرداري محيطي كه تاكنون در دسترس قرار گرفتهاند، به طور كل و با منظور داشتن همه جوانب، نشان ميدهند كه اظهارات ايران درخصوص ريشه بسياري از آلودگيها صحت دارد.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي تشخيص بيشتر منبع ذرات غنيسازي شده نمونهبرداريهاي محيطي از انبارهاي لوازم خانگي در دبي، كه سانتريفيوژها در خلال دوره انتقال آنها از پاكستان به ايران در آنجا انبار شده بودند، انجام داده است. پاكستان در مي 2005 قطعات سانتريفيوژ استفادهشدهاي را كه آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي مقايسه با نمونهبرداريهاي محيطي از ايران از آنها نمونهبرداري محيطي انجام داده بود، به اين سازمان ارائه كرد؛ نتايج اين نمونهبرداريها از جولاي 2005 به بعد اعلام نشدهاند.
اما نتايج مقدماتي گزارش شده ادعاي ايران مبني بر اينكه وجود ذرات غنيشده سطح پايين و سطح بالا در ايران، ناشي از قطعات آلوده دست دوم و مستعمل است، از پاكستان به ايران وارد شدهاند. هرچند ابهامات و پرسشهاي مهم همچنان باقي است، ولي آژانس بينالمللي انرژي اتمي قادر بوده است، بسياري از جوانب اعلاميه ايران مورخ اكتبر 2003 درخصوص تاريخ و سابقه برنامه اين كشور براي توسعه سانتريفيوژ را با انجام بازرسيها، نمونهبرداريهاي محيطي، مصاحبهها و سندسازي تأييد كند.
تهران در سال 1985 گفت كه يك برنامه غنيسازي سانتريفيوژ گازي را مبتني بر تحقيقي درخصوص ادبيات و دانش فني در دسترس آغاز كرده است و بنا بر اطلاع آقاي بوهاري طاهر، دكتر خان كه همپيمان عبدالقديرخان است به همراه يك مهندس آلماني به نام «هينز مبوس» ـ كه اينك فوت كرده و يكي از عرضهكنندگان اصلي تجهيزات به خان بوده ـ آغاز به انجام يكسري ملاقاتها در دبي با نمايندگان برنامه هستهاي ايران جهت مذاكره براي خريد فناوري سانتريفيوژ كردهاند.
بنا بر يك سند دستنويس يك صفحهاي كه در ژانويه 2005 از سوي ايران به آژانس بينالمللي انرژي اتمي نشان داده شد، شبكه عبدالقديرخان، فهرستي از كمكها، شامل قطعات مجزاي يك ماشين سانتريفيوژ مدل «P-1»، طراحي، ويژگيها و محاسبات براي يك كارخانه سانتريفيوژ كامل و مواد براي دو هزار ماشين سانتريفيوژ مدل P-1 را به ايران عرضه كرده بود.
ماشين سانتريفيوژ پاكستاني مدل P-1 عمدتا مبتني بر يكسري ماشينهاي سانتريفيوژ با طرح هلندي است كه به عنوان لوله چرخان علمي و هستهاي و ابرپتيشس (obreptitious) و لوله چرخان تجاري و هستهاي و ابرپتيشس (obreptitious) شناخته ميشوند.
لوله چرخان علمي هستهاي و ابرپتيشس (obreptitious) يك سانتريفيوژ آلومينيومي تكاستوانهاي با حساسيت فرعي و ظرفيت حدود يك بخش كاري تفكيككننده است، در حالي كه لوله چرخان تجاري، هستهاي و ابرپتيشس (obreptitious) كه پيشرفتهتر است، ماشين آلومينيومي ششبخشي با حساسيت فرعي است كه ظرفيت طراحي آن حدود سه واحد كاري تفكيككننده در سال است.
خان، طرحهاي اين دو ماشين را هنگامي كه در نيمه دهه 1970 در هلند براي يك مقاطعهكار فرعي هلندي به نام ultracentrifuge Nederland، طرح هلندي شركت Urenco و كنسرسيوم انگليسي، آلماني و هلندي براي غنيسازي سانتريفيوژ كار ميكرد به سرقت برده است. «خان» در سالهاي اوليه از برنامه تسليحات هستهاي پاكستان، طرحهاي دو ماشين سانتريفيوژ هلندي نامبرده را براي توليد ماشين سانتريفيوژ پاكستاني مدل «P-1» برگزيد؛ اين مدل، تا زماني كه پاكستان موفق به ساخت يك ماشين سانتريفيوژ قويتر (مدل P-2) مبتني بر يك ماشين سانتريفيوژ فولادي محكم با طراحي آلماني موسوم به «G-2» شد، ماشين سانتريفيوژ اصلي در پاكستان بود. ماشين سانتريفيوژ مدل P-1 حساسيت بالايي دارد و حدود دو متر درازا و 100 ميليمتر قطر دارد و مركب از چهار لوله چرخان آلومينيومي است كه توسط بخشهاي زيرين فولادي محكم با يكديگر مرتبط هستند. هر ماشين ميتواند، حدودا دو بخش كاري تفكيككننده را توليد كند، هرچند با برخي تغييرات، قادر است سه بخش كاري تفكيككننده را نيز به دست آورد.
بر پايه اطلاع ايران، محمولهاي كه در سال 1987 توسط عبدالقديرخان به اين كشور عرضه شده نيز حاوي تجهيزات ايجاد خلأ و تجهيزات هدايتگر برقي جهت استفاده در كارخانه سانتريفيوژ و تجهيزات براي كاهش UF6 به فلز و ريختن فلز اورانيوم ـ كه براي ساخت قطعات سلاحهاي هستهاي ضروري هستند ـ بوده است.
ايران در اعلاميهاي كه به آژانس بينالمللي انرژي اتمي ارائه كرد، ميگويد: تنها برخي از تجهيزاتي را كه در سال 1987 به اين كشور ارائه شده، خريده است؛ مانند يكسري طرحها و قطعات نمونه براي ماشين سانتريفيوژ مدل P-1 و لذا تجهيزات كاهش و ريختهگري را كه خواستار آنها نبوده دريافت نكرده است. آژانس بينالمللي انرژي اتمي نيز به منظور تشخيص درستي يا نادرستي ادعاهاي ايران درخصوص اين معاملات اوليه، خواستار اسناد اضافي درباره مذاكرات سال 1987 و هرگونه اسناد حمل بار مرتبط با خريدها و انتقالهاي بعدي شده است. سازمان مزبور به طور ويژهاي در جستجوي تشخيص تعداد قطعات سانتريفيوژ مدل P-1 است كه ايران آنها را از طريق اين معامله اوليه با شبكه عبدالقديرخان به دست آورده و تهران پاسخ داده است كه تنها سند موجود، يك سند دستنويس يك صفحهاي (بدون تاريخ، نام، امضا يا آدرس) است كه پيشتر آن را به آژانس بينالمللي انرژي اتمي نشان داده است.
به نظر ميرسد، ايران پس از دستيابي به طرحهاي P-1 و قطعات آن در اواخر دهه 1980 مبادرت به انجام يك برنامه نافرجام براي توليد سلاحهاي هستهاي نكرده است. تهران متقابلا گزارش ميدهد كه يكسري آزمايشها و تجربيات آزمايشگاهي را در آزمايشگاههاي فيزيك پلاسما طي يك دوره چند ساله در مركز تحقيقات هستهاي تهران انجام داده و ضمن آنها تلاش داشته است تا از سانتريفيوژ مدل P-1 به طور مناسب استفاده كند و يك سانتريفيوژ ايراني با بهرهگيري از ويژگيهاي آن بسازد.
ايران ميگويد: تعدادي از قطعات و برخي وسايل مونتاژ فرعي را از خارج از طريق شبكه عبدالقديرخان يا مستقيما از اشخاص و نهادهاي ايراني دريافت كرده، اما هيچ كمكي براي مونتاژ سانتريفيوژها دريافت نكرده و هيچ نوع سانتريفيوژ كامل نيز وارد نكرده است.
تهران ارتباطات فني گسترده ايران با نمايندگان شبكه خان در اين دوره را تكذيب ميكند، شايد ايران در نتيجه ميگويد كه برنامه فعاليتهاي هستهاي اين كشور به دليل كيفيت ضعيف قطعات مربوطه، دشواريهايي را تجربه كرده است. چون ماشينهاي سانتريفيوژ با سرعت بسيار بالايي و فشارهاي بسيار سخت، ميچرخند، هرگونه نقصان و كمبود در قطعات ميتواند، موجب تغيير رويه حركت و شكستگي در پوشش لوله چرخنده و در نتيجه تخريب ماشين سانتريفيوژ شود.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي، هيچگونه سندي از وجود UF6 يا ذرات اورانيوم غنيشده در نمونهبرداريها در آزمايشگاه فيزيك پلاسما نيافت كه نشان دهد، تحقيقات سانتريفيوژ ايران در آزمايشگاه مزبور به حدي پيشرفت كرده بود كه از مواد هستهاي استفاده كند. ايران در آستانه نيمه دهه 1990، دومين بخش از كمك درخصوص سانتريفيوژ را از شبكه خان دريافت كرد، هرچند ريشهها و جزئيات اين معاملات هنوز مبهم است. بنا بر اطلاع تهران، يك نماينده از شبكه خان تقريبا در سال 1994 با يك شركت ايراني كه با آژانس بينالمللي انرژي اتمي ارتباطي نداشت، تماس گرفت و پيشنهاد عرضه اسناد سانتريفيوژ مدل P-1 و قطعات پانصد ماشين سانتريفيوژ را مطرح كرد. هنگامي كه آژانس بينالمللي انرژي اتمي از تماس و پيشنهاد مزبور آگاه شد، حكم دولتي دريافت كرد كه اين سازمان را منحصرا مجاز به اجراي طرح سانتريفيوژ دانسته بود. نتيجه اينكه آژانس بينالمللي انرژي اتمي، مذاكرات مربوطه را انجام داد و بنا بر اطلاع ايران، يكسري از طرحهاي كپيشده از سانتريفيوژ P-1 و قطعات براي پانصد سانتريفيوژ مستعمل P-1 را خريداري كرد؛ اين موارد خريداريشده طي دو محموله در سالهاي 1994 و 1995 به ايران حمل شدند.
آقاي «بوهاري طاهر» در مقابل مقامات مالزيايي كه مسئوليت رسيدگي و بررسي شبكه عبدالقديرخان را بر عهده داشتند، شهادت داد كه در سالهاي 1994 و 1995 با دريافت سه ميليون دلار نقد، شخصا امور انتقال دو محموله حاوي قطعات مستعمل سانتريفيوژ از پاكستان به ايران از راه دبي را انجام داده است. ايران نيز بنا بر درخواست آژانس بينالمللي انرژي اتمي، اجازه داد تا اين سازمان با برخي ايرانيان كه در اين معاملات دخالت داشتهاند، مصاحبه كند. اين كشور همچنين برخي اسناد و مدارك مرتبط با انتقال محمولههاي يادشده را به سازمان مزبور ارائه كرد.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي اينك در حال بررسي مذاكرات فني متعددي است كه از نيمه دهه 1990 تا پايان اين دهه بين دانشمندان ايراني و افراد مرتبط با شبكه خان انجام گرفته است. اين در حالي است كه هنوز تعدادي از موضوعات مربوط به پس از ژوئن 2005، مورد بررسي قرار نگرفتهاند. شگفتآور نيست كه اسناد و مدارك ارسال محمولهها فاقد شرح مفصل درخصوص محتويات محمولهها هستند، زيرا ايران به دنبال لغو اين محمولهها بود؛ بنابراين، تشخيص اينكه آيا ايران تعداد قطعات سانتريفيوژ را كه در نيمه دهه 1990 دريافت نموده و به طور دقيق گزارش كرده يا خير براي آژانس بينالمللي انرژي اتمي دشوار است!
مضافا اينكه ايران در اصل بيان داشته كه ملاقات اوليه بين نمايندگان آژانس بينالمللي انرژي اتمي و نمايندگان خان در اكتبر 1994 انجام شده است. به هر حال، اسناد و مدارك ارسال محمولههاي فوق كه توسط ايران ارائه شده، نشان ميدهد كه نخستين سري از تحويلهاي قطعات سانتريفيوژ P-1 در ژانويه 1994 آغاز شده است. ايران در پاسخ به پرسشي درخصوص اين اختلاف گفته است كه گذرنامه نماينده سازمان انرژي هستهاي ايران را كه در مذاكرات شركت داشته و مورد بحث است، مورد بررسي قرار داده و دريافته است كه ملاقاتهاي اوليه درواقع، در ماههاي آگوست و دسامبر 1993 انجام شدهاند.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي همچنين در حال بررسي اين مطلب است كه آيا پس از محمولههاي سالهاي 1994 و 1995، محمولههاي ديگري نيز وجود داشته يا خير، زيرا ايران پيشتر بيان داشته بود كه يك محموله از مخازن جديد گاز در سال 1997 دريافت كرده است.
به هر حال، ايران پس از دريافت كمك اضافي از شبكه خان در نيمه دهه 1990 به آژانس بينالمللي انرژي اتمي گفت كه مصمم شده است، سال 1995 تحقيقات سانتريفيوژ خود را از آزمايشگاه فيزيك پلاسما به شركت كالاي برق منتقل كند. اين شركت يك كارگاه آموزشي تحت مالكيت آژانس بينالمللي انرژي اتمي، واقع در يكي از شركتهاي حومه تهران است. البته علت اين انتقال روشن نيست؛ اما به نظر ميرسد، براي هماهنگي با يك تصميم جهت گسترش برنامه هستهاي در يك محل امنتر بوده است.
شركت كالاي برق، برخلاف آزمايشگاه فيزيك پلاسما كه تحت نظارت و بازرسي آژانس بينالمللي انرژي اتمي بود، يكسري تجهيزات مخفي داشت كه به آژانس بينالمللي انرژي اتمي اعلام نشده بود. همچنين برنامه سانتريفيوژ كه شديدا تحت كنترل قرار داشت، پس از انتصاب غلامرضا آقازاده به عنوان رئيس سازمان انرژي هستهاي ايران توسط رئيسجمهور منتخب آقاي خاتمي در آگوست 1997 كه جانشين رضا امراللهي شد، ضمن برخورداري از مديريت قويتر، رشد بيشتري يافت. ايران در شركت كالاي برق دستيابي به پيشرفت قابل را آغاز كرد. اين كشور در اعلاميه مورخ اكتبر 2003 گفت كه آزمايشهاي UF6 را با يك سانتريفيوژ منفرد در سال 1999 آغاز كرده بود و پس از آن در سال 2002، آزمايشهاي UF6 را بر 19 سانتريفيوژ مرتبط با يكديگر انجام داده كه طي آن به غنيسازي اورانيوم 235 در سطح 2/1 درصد دست يافته است. ايران همچنين اعتراف كرد كه مواد اوليه و تغذيهاي UF6 (حدود 2 كيلوگرم) براي اين آزمايشها از مقدار 1005 كيلوگرم UF6 كه از چين در سال 1991 خريده بود، تأمين شده است. ايران پيشتر توضيح داده بود كه اين مقدار UF6 ناپديد شده بود، ولي بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي در ماه مي سال 2003 به هنگام بررسي سيلندرهاي UF6 و خروج و نشت همزمان گاز از دريچه و سوپاپ، مقدار UF6 مزبور را كشف كردند.
كارخانههاي غنيسازي سانتريفيوژ صنعتي و راهنما در نطنز حدود سال 2000 ايران كار تحقيقي موفق خود در شركت كالاي برق ساخت تجهيزات سانتريفيوژ صنعتي و آزمايشي راـ نزديك شهر نطنز كه در 150 كيلومتري شمال اصفهان واقع است ـ آغاز كرد.
طبق اعلام ايران به آژانس بينالمللي انرژي اتمي، كارخانه غنيسازي سوخت آزمايشي كه روي زمين ساخته شده براي استقرار حدود يك هزار ماشين سانتريفيوژ جهت غنيسازي اورانيوم 235 تا سطح 5 درصد در نظر گرفته شده است. ماشينهاي سانتريفيوژ مزبور براي توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين با شش آبشار مستقل از 164ماشين تركيب شدهاند كه هر يك از آنها براي مجموعا 984 سانتريفيوژ تهيه شدهاند. وقتي آژانس بينالمللي انرژي اتمي، اولين بازديد از كارخانه غنيسازي سوخت راهنما را در فوريه 2003 انجام داد، بيش از صد ماشين از حدود يك هزار ماشين ـ كه براي اين كارخانه طراحي شده بودند ـ نصب گرديده بودند و مقامات ايراني گفتند كه قرار بود ماشينهاي باقيمانده تا پايان سال 2003 نصب شوند.
به هر حال، در آستانه اكتبر 2003؛ يعني هنگامي كه ايران با سه كشور اتحاديه اروپا براي پذيرش تعليق در نصب، آزمايش و فعاليت سانتريفيوژها در نطنز توافق كرد، آژانس بينالمللي انرژي اتمي گزارش داد كه نصب نخستين سري 164تايي از آبشارهاي كوچك ماشينها در حال نهايي شدن بودند و اين نشان ميداد كه سرعت نصب، كندتر از سرعت پيشبينيشده بود. آزمايش سانتريفيوژهاي نصبشده با گاز UF6 نيز به كندي پيش رفته بود. بنا بر اعلام آژانس بينالمللي انرژي اتمي، UF6، ابتدا در ژوئن 2003 در يك سانتريفيوژ منفرد در نطنز قرار داده شد و سپس در آگوست 2003 آزمايش UF6 بر ده آبشار كوچك ماشين سانتريفيوژ انجام گرفت. آبشارهاي 164 سانتريفيوژ قبل از اجراي موافقتنامه تعليق مورخ اكتبر 2003 بين سه كشور اتحاديه اروپا و ايران به طور مختصر با UF6 آزمايش شده بودند. بايد گفت كه از آن زمان به بعد، هيچ ماشين سانتريفيوژ ديگري در تجهيزات نطنز فعال، نصب يا آزمايش نشده است.
ايران به رغم توافق تعليق مورخ اكتبر 2003، تلاشهايش براي ساخت قطعات اضافي سانتريفيوژ و مونتاژ لولههاي چرخان را ادامه داده است. اعلاميههاي ارائهشده به آژانس بينالمللي انرژي اتمي، حاكي است كه ساخت قطعات سانتريفيوژ در ايران در كارگاههاي آموزشي خصوصي و كارگاههاي آموزشي كه تحت نظر نظاميان ايران اداره ميشوند، انجام شده است. آژانس بينالمللي انرژي اتمي در دسامبر 2003 به آژانس بينالمللي انرژي اتمي، يادآور شد كه ساخت و مونتاژ سانتريفيوژها با توجه به قراردادهاي موجود ادامه دارند.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي در فوريه 2004، وجود تعداد 855 لوله چرخان مونتاژشده از نوع P-1 را در نطنز تأييد كرد كه شامل تعدادي از پانصد سانتريفيوژ مستعمل دريافت شده از پاكستان ميشدند. تعداد كل لولههاي چرخان مونتاژشده در آوريل 2004 با 285 عدد افزايش به 1140 عدد رسيد. ايران به موجب توافق با سه كشور اتحاديه اروپا، بين آوريل و ژوئن 2004، تعليق مختصري در اغلب فعاليتهاي توليد قطعات سانتريفيوژ ايجاد كرد، اما پس از جلسه شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي، مورخ ژوئن 2004 كه توافق براي تعليق شكسته شد، ساخت و مونتاژ سانتريفيوژها را ادامه داد. آژانس بينالمللي انرژي اتمي گزارش داد كه هفتاد لوله چرخان جديد تا پيش از آگوست 2004 مونتاژ و مونتاژ 135 مورد ديگر نيز تا پيش از اكتبر 2004 تكميل شده است، لذا اين وضع موجب شد، تحليلگران برآورد كنند كه ماهانه بين 30 تا 45 ماشين سانتريفيوژ جديد تكميل ميشوند.
ايران پس از توافق با سه كشور اتحاديه اروپا در نوامبر 2004 بار ديگر ساخت و مونتاژ قطعات سانتريفيوژ را به حال تعليق درآورد و مجموعا 1274 لوله چرخان مونتاژشده را در نطنز رها كرد. آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي نظارت بر اجراي موافقتنامه نوامبر 2004، قطعات ضروري سانتريفيوژ را مهروموم كرد و تنها بيست سري از قطعات سانتريفيوژ را كه ايران اصرار داشت براي اهداف تحقيق و توسعه استفاده ميشود، از مهروموم شدن مستثني كرد. سه كشور اتحاديه اروپا با خواست ايران براي معافيت اين بيست سري از قطعات سانتريفيوژ موافق نبودند ولي پذيرفتند، اين قطعات به جاي اينكه مهروموم شوند، تحت نظارت و در ديد دوربينهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي قرار گيرند.
در حال حاضر نيز اين سازمان از جولاي 2005 به بعد، هيچ نوع فعاليتي مرتبط با اين سانتريفيوژهاي مهرومومشده گزارش نكرده است. سازمان مزبور، علاوه بر سانتريفيوژهاي نامبرده، روي تعدادي از ابزارهاي ماشيني و مواد مرتبط با فعاليتهاي هستهاي در نطنز و در كارگاه آموزشي كه بنا بر اعلام ايران، مرتبط با ساخت قطعات سانتريفيوژ بوده، دستگاههاي نظارتي نصب و آنها را مهروموم كرده است؛ اين تجهيزات شامل ميلهها، كيكها، فولاد سخت و آلومينيوم بسيار قوي، ماشينهاي افقي و عمودي متوازنكننده، حفرههاي آزمايش سانتريفيوژ، پيمانهها و وسايل اندازهگيري مهندسي ميشوند. بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي، همچنين به طور دورهاي از اين كارگاههاي آموزشي اعلامشده بازديد كرده و هيچگونه ازسرگيري ساخت قطعات سانتريفيوژ را مشاهده نكردهاند.
همچنين آژانس در ژانويه 2005 متوجه شد كه ايران در حال انجام آزمايشهاي كنترل كيفي در مركز تكنيك فرآيند در اصفهان روي برخي قطعات سانتريفيوژ است كه تحت مهروموم آژانس بينالمللي انرژي اتمي نيستند. ايران در پاسخ به درخواست سازمان مزبور براي انجام تحقيق در اينباره، پذيرفت كه اين فعاليتها را موقتا به حال تعطيل درآورد. هرچند به گفته تهران، اين فعاليتها مشمول تعليق نوامبر 2004 نميشدند. نظر به اقداماتي كه ايران انجام داده است، آژانس بينالمللي انرژي اتمي نميتواند، اعتماد بالايي داشته باشد كه ايران داراي برخي توانها و ظرفيتها در توليد سانتريفيوژهاي اعلام نشده نباشد، زيرا ابزارهاي ماشيني دقيق كه براي ساخت قطعات سانتريفيوژ استفاده ميشوند، ميتوانند براي ساخت ديگر قطعات نيز مورد بهرهبرداري قرار گيرند. فرضا اگر (ايران) پيشتر ماشينهاي سانتريفيوژ كافي در نطنز براي تكميل يك هزار وسايل ماشيني راهنما داشته، ولي هنوز ممكن است كارخانه غنيسازي سوخت آزمايشي، به دو يا سه سال وقت براي رسيدن به مرحله تكميل و فعاليت كامل نياز داشته باشد. برخي از سانتريفيوژهاي مستعمل پاكستاني كه احتمالا به پايان زندگي عملياتي نزديك شدهاند ـ كه عمر آنها بستگي به طول مدت خدمت و فعاليتهايشان در پاكستان دارد ـ از جمله ماشينهايي هستند كه ايران بايد به بازسازي آنها بپردازد. مضافا اينكه هنوز مشخص نيست، آيا جمهوري اسلامي ميتواند پيوسته به ساخت قطعات سانتريفيوژ با كيفيت بالا بپردازد يا خير؟
برخي از لولهها و پروانههايي كه در داخل ايران توليد و در نطنز انبار شدهاند، داراي استانداردهاي كنترل كيفي نيستند. نكته ديگر آنكه چنانچه ايران بتواند افزايش چشمگير و مهمي در نصب و آزمايش آشكار سانتريفيوژها ايجاد كند، براي به پايان رساندن آزمايش پنج آبشار كوچك ماشين 164 به دو يا سه سال وقت نياز دارد. البته چون اين دستگاه مركب از آبشارهاي كوچك مستقل است، اداره بخشهايي از اين دستگاه، در حالي كه ديگر بخشها در دست ساخت و يا براي تركيب و مونتاژ يا تعميرات بسته هستند، ممكن است.
 افشاي نقش اسرائيل در قتل رئيسجمهور پاكستان
يك نشريه آمريكايي به نقل از سفير سابق آمريكا در هند نوشت: «اسرائيل در قتل «محمد ضياءالحق»، رئيسجمهوري سابق پاكستان دست داشته است».
مجله «ورلد پالسي ژورنال» در شماره اخير خود به نقل از «جان گونتردين» افزود: «سازمان امنيت اسرائيل (موساد) در قتل ضياء الحق دخالت داشته است».
وي كه در سال 1988ميلادي سفير آمريكا در هند بوده است، گفت بعد از قتل رييس جمهوري سابق پاكستان وي اين مطلب را به اطلاع وزارت امور خارجه آمريكا رسانده است اما كاخ سفيد او را به معلوليت ذهني متهم كرده و از مقام سفارت خلع كرد.
ژنرال «محمد ضياء الحق» به همراه تعدادي از افسران بلندپايه ارتش پاكستان 17 آگوست 1988در حادثه سقوط هواپيما نزديك «بهاوالپور» پاكستان كشته شد.
 احمدى نژاد: در اجراى عدالت با دوستان هم برخورد مى كنيم
رييس جمهور با بيان اين كه اجراى عدالت مرزهاى بسيار پيچيده و جبهه اى بسيار گسترده دارد، خاطرنشان كرد: ممكن است عده اى در زمان طاغوت شكنجه هاى بسيار ديده باشند و ۲۵ سال در عرصه هاى مختلف سياسى در كنار انقلاب باشند اما امروز كه بحث اجراى عدالت است در مقابل آن بايستند. به گزارش فارس، محمود احمدى نژاد رييس جمهورى اسلامى ايران روز گذشته با حضور در دانشگاه ايلام و در جمع دانشجويان اين شهر با اشاره به مطالبى كه از سوى نماينده دانشجويان درباره مشكلات آنان عنوان شد گفت: بخش مهمى از جلسه هيات دولت در اين استان مربوط به دانشگاههاى استان ايلام بود كه از مصوبات آن تامين آب براى دانشگاه، محوطه سازى، سالن غذاخورى و كتابخانه مركزى در شأن اين دانشگاه است. وى همچنين توسعه شبكه فيبر نورى و اتصال دانشگاهها به شبكه هاى ارتباطى را از ديگر مسائل در حال پيگيرى عنوان كرد و افزود: قرار شده است وزارت ارتباطات و فناورى اطلاعات هزينه اين كار را به يك سوم كاهش دهد. رييس جمهورى همچنين با اشاره به وضعيت دانشگاه آزاد گفت: در حال كاهش هزينه هاى اين دانشگاه هستيم و با آقاى جاسبى نيز در اين زمينه صحبت كرده ام.
|
|
|
احمدى نژاد با انتقاد از هزينه هاى اين دانشگاه به شوخى به جاسبى گفت كه اگر هزينه دانشگاه را كاهش ندهد مجبورش مى كنم سه فرزندش در دانشگاه آزاد مشغول تحصيل شوند. همچنين احمدى نژاد در خصوص آموزشكده كشاورزى در دهلران اظهار داشت: ۵۰۰ ميليون تومان اعتبارات براى آن تصويب شد. رييس جمهورى با اشاره به اختصاص ۲۵۰ميليون دلار از درآمد نفتى به استان ايلام اظهار داشت: ۱۵۰ ميليارد تومان براى امسال و ۲۵۰ ميليارد تومان براى سال آينده براى اشتغال جوانان ايلامى اختصاص يافت. احمدى نژاد با بيان اين كه عدالت توزيع فقر نيست بلكه توزيع ثروت است از ويژه خوارى هاى صورت گرفته طى ساليان گذشته انتقادكرد و گفت: از نظر ما بايد همگان مشمول خدمات قرار گيرند. آيا اين توزيع فقر است؟ وى تاكيد كرد: نبايد اجازه دهيم شخصى در تهران با يك تماس ۱۵ ميليارد تومان وام بگيرد و براى عدم پرداخت اقساط خود بگويد اين هزينه بازديد فلان مدير از بانك شما بوده است و برخى نيز قيافه دانشمند به خود مى گيرند و مى گويند شما سيستم بانكى را ضعيف مى كنيد. وى با بيان اين كه امروز نظام سلطه نمى خواهد جوانان ما قله هاى پيشرفت علم را تسخير كنند تصريح كرد: كشورى كه به فناورى هسته اى دست يابد در جمع ۱۰ كشور برتر دنياست. امروز جوانان ما با روش بومى به انرژى هسته اى دست يافته اند و اكنون كشورهاى سلطه بسيار از ما عصبانى هستند و به بهانه هاى مختلف نمى خواهند بگذارند كه از اين فناورى استفاده كنيم. احمدى نژاد گفت: تاكنون اين مراكز را ۱۲۰۰ نفر- روز بازرسى كرده اند و بيش از ۱۰۰۰ برگ اسناد هسته اى از ما گرفته اند كه در تاريخ آژانس اين امر بى سابقه بوده است و اكنون نيز كه مى دانند مشكلى نداريم مى گويند به نيت شما شك داريم. رييس جمهورى افزود: يكى از سران مى خواست مرا نصيحت كند و فكر مى كرد من خيلى جوانم اما نمى دانست كه احمدى نژاد يكى از كوچكترين جوانان اين كشور است. مى خواست مقدمه چينى كند كه ما از آنان كمك بخواهيم اما ديد كه ما هيچ تمايلى به درخواست كمك نشان نمى دهيم. بى عدالتى را چنان فرياد كنيد كه صداى شما به گوش من برسد رييس جمهورى خطاب به مردم شهر دهلران نيز گفت: همواره بر مسوولان و دستگاه هاى دولتى نظارت كنيد و انحراف از مسير عدالت را چنان فرياد كنيد كه صداى شما به گوش من به عنوان كوچك ترين خدمتگزار شما برسد. محمود احمدى نژاد صبح پنج شنبه در ادامه سفر خود به ايلام با حضور در ورزشگاه شهر دهلران در جمع مردم اين شهربا تاكيد بر توزيع عادلانه امكانات در سراسر مناطق كشور گفت: اگر امكاناتى در مناطق هست بايد ابتدا همان مناطق از آن امكان بهره مند شوند و پس از آن نوبت به مناطق ديگر برسد. احمدى نژاد خاطرنشان كرد: دولت مصمم به اجراى عدالت است اما در راه برپايى عدالت با موانع سهم خواهى و خودخواهى مواجه است. وى همچنين اجراى عدالت را از سخت ترين و پيچيده ترين مراحل برپايى حاكميت اسلامى دانست و تصريح كرد: چه بسا دوستان، همرزمان و همسنگران قديمى در برابر اجراى عدالت مقاومت كنند و شايد نياز باشد با برادر و دوست سى ساله و نزديكان برخورد شود. بخشى از درآمد نفتى هر استان به همان استان اختصاص مى يابد رييس جمهورى گفت: دولت در حال تنظيم لايحه اى براى ارائه به مجلس است كه طبق آن بخشى از درآمد نفتى هر استان به خود آن استان اختصاص مى يابد. به گزارش فارس، محمود احمدى نژاد صبح پنج شنبه در ادامه سفر خود به استان ايلام با حضور در بين مردم شهر آبدانان با بيان اينكه براى تحقق عدالت قصد داريم بودجه كشور را متناسب با استعدادها و محروميت هاى هر منطقه تقسيم كنيم، تاكيد كرد: دولت متعلق به تمام ايران است و همه مردم ايران بايد به يك ميزان از آن بهره مند شوند به همين جهت دولت قصد دارد با سفر به هر استان برنامه چشم انداز چهارساله آن استان را تصويب كند. رييس جمهورى با بيان اينكه ما منابع بانكى و سود بانكى را سهميه بندى كرده و در اختيار تمام اقشار از صنعتگران و كشاورزان قرار خواهيم داد اظهار داشت: در جلسه هيات دولت در استان خراسان جنوبى نيز تصويب كرديم به كشاورزانى كه از وام هاى بانكى استفاده كرده و نتوانستند بدهى خود را بدهند فرصتى داده شود تا اين پول را بازگردانند. عدالت را از دولت مطالبه كنيد رييس جمهورى اسلامى ايران همچنين از مردم استان ايلام خواست عدالت را فرياد بزنند و از دولت مطالبه كنند. محمود احمدى نژاد در جمع مردم دره شهر با تاكيد بر اينكه همه امكانات، استعدادها و شرايط در اختيار ملت ايران قرار گرفته تا ايران به عنوان كشور نمونه، مقتدر و پيشرفته اسلامى و به عنوان يك الگو در اختيار جامعه بشريت قرار گيرد گفت: مردم بايد دست در دست هم در كنار دولت براى اين مهم تلاش كنند. رييس جمهورى با تاكيد بر اينكه كشور با قدرت بى كران ملت ساخته مى شود گفت: ملت خود را براى يك مجاهدت عظيم و ساختن ايرانى آزاد، آباد و پر از عدالت آماده كند. رييس جمهور همچنين با اشاره به ادامه داشتن سفرهاى استانى خود گفت: دولت هر دو هفته يكبار به استان هاى مختلف سفر مى كند و در طول چهار سال به هر استان سه سفر خواهد داشت. به گفته وى، دفتر رييس جمهورى و يك معاونت در هر كدام از وزارتخانه ها مصوبات دولت در هر يك از استان ها را پيگيرى و بر اجراى اين مصوبات نظارت مى كند. مهران به شهرستانى مترقى تبديل مى شود رييس جمهورى اسلامى ايران در جمع مردم مهران نيز گفت: اميدوارم با تلاش هاى جدى كه دولت خواهد كرد و با كمك مردم منطقه، مهران تبديل به شهرستانى مترقى شود. محمود احمدى نژاد عصر پنج شنبه در ادامه سفر خود به شهرستانهاى استان ايلام در جمع مردم مهران اظهارداشت: قدرت هاى استكبارى كه در نزديكى هاى شهر مهران كشور عراق را اشغال كرده اند و با ماهواره هايشان منتظرند ببينند ما امروز چه مى گوييم بدانند كه مهران اين شهر قهرمان همچنان ايستاده است تا از كيان ملت ايران دفاع كند. اين سخنان رييس جمهور با شعارهاى «مرگ بر آمريكا» و «انرژى هسته اى حق مسلم ماست» از سوى مردم پرشور مهران همراه شد. وى با اشاره به اينكه با دولت عراق توافق هايى در زمينه فعال كردن مرزها داشته ايم گفت: در اين ملاقات ها توافق كرده ايم كه در تمام مرزهاى ايران و عراق به خصوص در مقابل مرز مهران قوى ترين و فعال ترين گمرك و مرز را براى تردد داشته باشيم. برخى در داخل كشور همنوا با دشمنان در حال تضعيف دولت هستند رييس جمهورى در جمع منتخبان استان ايلام نيزتاكيد كرد: برخى در داخل كشور همنوا با دشمنان در حال تضعيف دولت هستند. محمود احمدى نژاد چهارشنبه شب در جمع منتخبان استان ايلام و در سالن اجتماعات اداره كل آموزش فنى حرفه اى اين استان اظهار داشت: نسبت دولت به ملت اين است كه ما خادم ملت ايران هستيم و به آن افتخار مى كنيم و اين دولت عزت، خدمتگزارى و جارو كشى ملت ايران را با بالاترين مقام ها عوض نمى كند. احمدى نژادسياست دولت را حركت مردم اين استان به سمت سازندگى عنوان كرد و يادآور شد: دولت بايد با هموار كردن مسير رفع مشكلات و نشان دادن راه ها از اين حركت حمايت كند. احمدى نژاد همچنين با طرح اين سوال كه كسى كه در مقابل عدالت خاضع نباشد چگونه مى تواند عدالت را اجرا كند، اظهار داشت: اجراى عدالت بايد از خود فرد، اقوام و از نزديك ترين دوستان و خانواده ها و هم حزبى ها شروع شود. وى همچنين پذيرش، تحمل و اجراى عدالت را از اصلى ترين عوامل برپايى حكومت الهى دانست و افزود: پذيرش اين عوامل براى برخى ها سخت است چنانكه كسانى هستند كه بيش از ۲۰ سال همرزم و هم سنگر و هم شعار بودند، ولى وقتى بحث عدالت پيش مى آيد راهشان را جدا مى كنند. رييس جمهورى ادامه داد: كسانى كه دستشان از بيت المال قطع شده است وقتى كه دشمنان عليه دولت ما جوسازى مى كردند به جاى اينكه از آنان انتقاد كنند انتقادات خود را متوجه داخل كشور كردند. احمدى نژاد با اشاره بخشى از سخنان خود در سازمان ملل متحد بيان داشت: ما حرف دل مردم آزاديخواه را زديم ولى اين افراد به جاى حمايت از دولت جمهورى اسلامى و نهادهاى منتخب مردم گفتند تند حرف زده است، بحران ايجاد مى شود و در پرونده هسته اى براى ما مشكل پيدا مى شود. وى افزود: افرادى كه دستشان از بيت المال كوتاه شده به جاى برخورد قاطع با دشمنان گفته اند دولت سياست خارجى بلد نيست و كشور را به سمت جنگ مى برد، شاخص بورس پايين مى آيد و مسايل ديگر از اين قبيل را عنوان كردند. وى ادامه داد: زمانى كه بورس در دست اين افراد بود ناجوانمردانه بازار بورس را شكسته و شاخص بورس را پائين آوردند و گفتند دولت از عهده بورس بر نمى آيد ولى از روزى كه مسووليت بورس به جوانى كوشا سپرده شده وضعيت بورس رو به بهبود است و مى توانيم بگوييم شاخص هاى كلان اقتصادى نيز افزايش يافته است. رييس جمهورى دليل اين امر را جلوگيرى از صرف هزينه هاى نامتعارف عنوان و تاكيد كرد: در اين دولت ديگر اتفاق نخواهد افتاد كه برخى رابطه هاى بانكى و يا كسانى كه خود را مالك كشور مى دانند به بهانه احداث گاودارى ۱۰ ميليارد وام بگيرند ولى آجر روى آجر نگذارند. وى همچنين در مورد اظهارات خود عليه رژيم صهيونيستى تصريح كرد: در آن جلسه تنها كلام امام(ره) عنوان ، ما خواستار برگزارى رفراندوم براى تعيين سرنوشت مردم فلسطين به دست خودشان شده ايم. احمدى نژاد افزود: بعد از آن عده اى مدعى شده و فرياد زدند، در حالى كه ملت ما همين حرفها را سال هاى زيادى است فرياد مى زند ولى چرا آنان برآشفته اند و به جاى اينكه به آنان پرخاشگرى كنند تفنگ ها را به سوى فرزندان شما نشانه رفته اند؟ رييس جمهورى ادامه داد: در جاهاى ديگر نيز برخى گفتند چرا نيروهاى انقلاب را عقب مى زنيد كه در پاسخ گفتيم ما فكر مى كنيم ميليون ها ميليون نيروى انقلابى در كشور داريم و اگر نيروهاى انقلاب همين چند نفر همراه آنان هستند از اين انقلاب چه مى ماند. احمدى نژاد اظهار داشت: آنان مسئوليت ها را قبضه كرده، فاميل و دوستان خود را با سلسله مراتب همراه خود دارند و خود را مالك كشور مى دانند اما اگر كنار بروند خواهند ديد كه مردم چگونه كشور را اداره مى كنند.
 قطع برنامه برخى از شبكههاى ماهوارهاى ضدانقلاب
از نيمه دوم تيرماه سال جارى پخش برنامههاى شبكههاىماهوارهاى پيام تى.وى، رنگارنگ و هخا.تى.وى بهطوركامل قطع شدهاست. پيروز خالقى يزدى معروف به هخا، پس از اعلام نتايج انتخابات نهمرياست جمهورى اعلام كرد براى استراحت و رفع خستگى به مدت دوهفته در تلويزيون نخواهد بود ليكن سعيد شميرانى در برنامه خود پايانفعاليت »هخا.تى.وى« را به علت عدم توان پرداخت بدهى خود بهشبكه »لحظه« اعلام كرد. پس از پايان انتخابات رياست جمهورىتعدادى از مجريان برنامه »هخا.تى.وى« از جمله طاهر ممتاز وصباحت در شبكه مذكور حاضر نشدهاند. حضور حماسى و پرشكوه مردم ايران در انتخابات نهم رياستجمهورى، ضدانقلاب خارج از كشور را به حالت انفعالى كشانده است بهطورى كه در سالگرد 18 تير ماه برخلاف سالهاى گذشته تنها دوشبكه به صورت يادبود برنامههايى اجرا كردند و همانند قبل، درخواستتجمع نداشتند.
 افشای نوار ویدیویی تیرباران مسلمانان بوسنیایی
در پی انتشار یك نوار ویدیویی تحت عنوان «كژدمها» كه زوایایی از جنایات صربها علیه مسلمانان منطقهی صربرنیتسا را به تصویر كشیده است، موجی از ناآرامی در صربستان و مونتهنگرو فرا گرفته است. به گزارش ایسنا به نقل از روزنامهی داناس (Danas) (چاپ بلگراد)، در این نوار ویدیویی كه توسط یكی از سازمانهای مدافع حقوق بشر در صربستان منتشر شده، شش غیر نظامی كه دستانشان از پشت بسته و به صف شدهاند، به قتل میرسند. این نوار روز چهارشنبه پس از نمایش در دادگاه میلوشویچ در لاهه از تلویزیون صربستان و مونته نگرو پخش شد. نوار ویدیویی مذكور با دعای یك كشیش ارتودكس كه پیش از حركت شبه نظامیان به سوی میدان جنگ، برای آنان دعا میخواند، آغاز و با شلیك مسلسل شبه نظامیان مذكور به زندانیان غیرنظامی كه دستهایشان از پشت بسته بود، به پایان میرسد. در این نوار، شبه نظامیان لباسهای یگانی تحت عنوان «عقرب» را به تن دارند و به گفتهی منابع آگاه این یگان تحت فرمان وزارت كشور صربستان بوده است. علاوه بر اختصاص تیتر نخست بسیاری از روزنامههای صربستان به این جریان، رییس جمهوری صربستان نیز در این رابطه به اظهار نظر پرداخته است. برخی از مطبوعات صربستان انتشار این فیلم ویدئویی را باعث وارد آمدن شوك به مردم صربستان و حتی منطقهی بالكان در آستانهی سالگرد كشتار مسلمانان صربرنیتسا دانستهاند. بوریس تادیچ، رییس جمهور صربستان و مونتهنگرو ضمن اظهار تعجب از انتشار چنین تصاویری تاكید كرد كه صربستان با مشاهدهی این فیلم عمیقا متاثر و شوكه شده و تحت تاثیر قرار گرفته است. وی كه با رادیو و تلویزیون دولتی صربستان (RTS) سخن میگفت، افزود: این تصاویر نمایانگر عمق جنایاتی است كه در گذشته علیه پیروان عقاید دیگر صورت میگرفته و تاسفبارترین مساله آنست كه عاملان این جنایات تا امروز همچون مردم عادی آزادانه در رفت و آمد هستند. همچنین روزنامهی بلیتس (Blic) نوشته است، رییس جمهور صربستان همچنین برای سفر به صربرنیتسا و ادای احترام به قربانیان وقایع صورت گرفته در آن اعلام آمادگی كرده است. ووك دراشكوویچ، وزیر امور خارجهی صربستان و مونتهنگرو نیز در این رابطه تاكید كرده كه عاملان اصلی وقوع این جنایات بالاخره در محضر دادگاه بینالمللی پاسخگوی اعمالشان خواهند بود. وزیر امور خارجهی صربستان و مونتهنگرو در همین رابطه میافزاید: كسانی كه در این فیلم غیرنظامیان صربرنیتسا را به گلوله میبندند، طراحان و نقشه پردازان سایر جنایات صورت گرفته علیه غیرنظامیان بیگناه در صربستان و مونتهنگرو هستند. راسم لیاییچ، وزیر امور اقلیتهای صربستان و مونتهنگرو نیز در این رابطه با اشاره به این كه دولت چند روز قبل از پخش این نوار ویدیویی از وجود آن اطلاع داشته، گفت: این نوار نشان میدهد كه بسیاری از اتهامات مطرح شده در خصوص جنایتكاران صرب در دادگاه لاهه به واقع حقیقی بودهاند. پایگاه اطلاع رسانی اروپای جنوب شرقی با اشاره به اینكه دهمین سالگرد كشتار غیرنظامیان صربرنیتسا اواسط ماه جولای سال جاری میلادی برگزار خواهد شد، مینویسد: چشمهای بسیاری در انتظاراند تا ببینند كه آیا سرانجام رادوان كاراجیچ، رهبر صربهای بوسنی و راتكو ملادیچ، فرماندهی جنگیاش كه تا به امروز متواری بودهاند، بالاخره بازداشت خواهند شد یا خیر؟ |
 نصرالله: شيفته حمل سلاح نيستيم
دبير کل حزبالله لبنان با تاکيد بر اينکه نيروهاي مقاومت شيفتگان حمل سلاح نيستند، ادامه مقاومت را تنها تضمين حمايت لبنان در مقابل تجاوزهاي احتمالي رژيم صهيونيستي دانست.
به گزارش مهر به نقل از روزنامه «الخليج» امارات، سيدحسن نصرالله، دبير کل حزبالله لبنان تاکيد کرد: درخواست شوراي امنيت براي خلع سلاح گروههاي لبناني هيچ ارتباطي به حزبالله ندارد زيرا اين جنبش، شبهنظامي نيست. وي گفت: حزبالله تا زماني که خطر اسرائيل عليه لبنان وجود داشته باشد، سلاح خود را زمين نخواهد گذاشت. سيدحسن نصرالله در واکنش به اظهارات جورج بوش، رئيسجمهور آمريکا که خواستار خلع سلاح حزبالله شد، گفت: لبنانيها جنبش حزبالله را يک جنبش مقاومت مشروع و نه شبه نظامي که در قطعنامه 1559 شوراي امنيت آمده است، ميدانند.
به گفته وي، دولت و مجلس و اغلب مردم لبنان نيز به حزبالله به عنوان شبه نظامي نگاه نميكنند. وي پرسيد که اگر عملياتي در داخل فلسطين اشغالي يا درهر نقطه از مکان روي دهد و انجامدهنده آن مشخص نباشد و رژيم اسرائيل اين را براي حمله به لبنان بهانه قرار دهد چه کسي از لبنان در مقابل تهديدهاي اسرائيل دفاع خواهد کرد؟ وي تاکيد کرد: براي مقابله با تهديدهاي اسرائيل به مقاومت نيازمند هستيم.
سيدحسن نصرالله بر ادامه مبارزه تا زماني که اسرائيل به اشغال مزارع شبعا و بلنديهاي جولان سوريه تداوم بخشد، تعهد داد. دبير کل حزبالله درعين حال آمادگي اين جنبش را براي بررسي موضوع خلع سلاح با جريانهاي لبناني اعلام کرد و آن را يک موضوع داخلي دانست. وي گفت : مسائل حساس زيادي به گفتوگو و بررسي و توافق نياز دارد و حزبالله گفتوگوي داخلي را رد نميکند.
سيدحسن نصرالله تاکيد کرد که نيروهاي مقاومت شيفتگان حمل سلاح نيستند، بدست گرفتن سلاح براي ما شغل نيست بلکه ما آن را به خاطر مسئوليت و پيام حمل مي کنيم ارتش به تنهايي نمي تواند در مقابل تجاوز اسرائيل ايستادگي کند مقاومت و ارتش بايد با کمک يکديگر تلاشهاي زيادي انجام دهند تا بتوانند درمقابل تجاوز ايستادگي کنند.
سيدحسن نصرالله با رد قطعنامه 1559 شوراي امنيت آن را به مثابه دخالت آشکار بيگانگان در امور داخلي لبنان و سوريه توصيف کرد که اسرائيل خواهان اجراي آن است زيرا خواهان آن است که لبنان از سلاح ومقاومت خالي شود تا اين رژيم هر اقدامي که دوست داشته باشد، انجام دهد. سيدحسن نصرالله از تشکيل دولت جديد لبنان استقبال کرد و گفت: اين مسئله به حل بحران سياسي کشور کمک مي کند.
به گفته وي، حزبالله پيوسته به وجود خلاء در لبنان هشدارداده بود و براي اولين بار در ماههاي گذشته براي کمک به تشکيل دولت تلاشهاي سياسي در سطح داخلي انجام داد. وي افزود: دولت جديد گام مناسبي است که در حل بسياري از بحرانهاي موجود و ايجاد راههايي براي حل برخي پروندههاي پيچيده به لبنانيها کمک ميکند. وي ابراز اميدواري کرد که انتخابات پارلماني در نزديکترين زمان ممکن برگزار شود.
 وزیر خارجه لبنان: تا شبعا در تصرف است،حزب الله مسلح می ماند
وزیر خارجه لبنان در مصاحبه با تلویزیون ان. ای . ان لبنان فاش ساخت که کوندلیزا رایس وزیر خارجه امریکا در دیدار اخیر خود از لبنان به دولتمردان این کشور قول داده است موضوع مزارع شبعا را بزودی حل و فصل کند.
فوزی صلوخ وزیر خارجه لبنان در این گفتگو تأکید کرد اگرچه کوندلیزا رایس برای متقاعد ساختن مسؤولین لبنانی جهت خلع سلاح حزب الله به بیروت آمده بود اما به وی اطلاع داده شد که خلع سلاح حزب الله لبنان یک موضوع داخلی است و تا زمانی که اسرائیل مزارع شبعا را در اشغال خود دارد ، بیشتر گروه های سیاسی لبنان با خلع سلاح حزب الله مخالفت میکنند. او با اشاره به نقش ارتش لبنان در منطقه مرزی جنوب، اظهار داشت که نیروهای ارتش هم اکنون در این مناطق حضور داشته و از حفظ آرامش در این مناطق پاسداری مینمایند. وزیر خارجه لبنان اضافه کرد تا زمانیکه مسأله فلسطین و مزارع شبعا حل نشده باشد، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ای برای خروج نیروهای این سازمان از جنوب لبنان صادر نخواهد کرد. در موضوعی دیگر فوزی صلوخ تأکید کرد که هیچگونه رابطه ای میان تعلیق کمکهای خارجی به لبنان و خلع سلاح حزب الله لبنان وجود ندارد. اخیرا در لبنان شایع شده بود که کشورهای بزرگ صنعتی ارائه کمکهای خود به لبنان را منوط به خلع سلاح حزب الله لبنان نموده بودند
 درخواست شيراک از خاتمی در مورد حزب الله
سخنگوي ژاك شيراك در مورد نشست شيراك با حجتالاسلام و المسلمين خاتمي گفت: شيراك بر اهميت مذاكره بين طرفهاي لبناني تاكيد كرد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روزنامهي السفير - چاپ لبنان - با مخابرهي اين خبر افزود: گيروم بونافون، سخنگوي رييس جمهور فرانسه گفت: شيراك خواست كه حزبالله به عنوان يك حزب سياسي بزرگ در مسير دموكراسي لبنان قرار بگيرد و افزود كه فرانسه دوست دارد قطعنامه 1559 به صورت كامل اجرا شود و لبنان به دموكراسي قبلي خود باز گردد.
 پيامدهاي انتقال فلهاي اطلاعات محرمانه به بيگانگان-1
انتشار كتاب «برنامه سلاحهاي استراتژيك ايران» كه در انستيتو مطالعات استراتژيك لندن و زير نظر «گري سيمور»، چهره متنفذ و عضو سابق شوراي روابط خارجي ايالات متحده، تدوين شده است، با واكنشهاي كنترلشده از سوي رسانههاي غربي، به ويژه «BBC» روبهرو شد. نظر به اهميت كتاب نامبرده و ارائه اطلاعات و ارزيابيهاي منتشرنشده درباره فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي، «بازتاب»، متن كامل فصول مهم اين كتاب را منتشر ميكند. در بخش نخست گزارش اين مركز مطالعاتي استراتژيك بريتانيا در رابطه با آغاز فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي به ويژه در رابطه با حلقه اول چرخه سوخت هستهاي، استخراج و فراوري اورانيوم و توليد كيك زرد بررسي شده است.
مسير ايران براي توسعه هستهاي راه مستقيم و مشخصي نبوده است. اين كشور به عنوان يك متحد مهم براي غرب در خلال جنگ سرد در دهه 1960 با استفاده از كمكهاي آمريكا، تجهيزات و تأسيسات هستهاي اساسي در مركز تحقيق هستهاي تهران نصب و مجموعهاي از دانشمندان سطح بالاي هستهاي را كه در آمريكا و اروپا آموزش ديده بودند، گردآوري كرد. به اين ترتيب، بحران نفتي در سال 1974 ايران، برنامه بلندپروازانهاي براي توسعه تجهيزات نيرو و سوخت هستهاي جهت غنيسازي و عملآوري مجدد سوخت هستهاي را آغاز كرد كه كاربردي دوگانه داشت؛ يكي حفظ استقلال در زمينه تهيه انرژي به منظور ابقاي صنايع نفتي و گازي ايران و ديگري كسب توان براي توليد سلاحهاي هستهاي جهت فراهم شدن زمينه ظهور و تبديل ايران به عنوان يك قدرت مسلط در منطقه خليج فارس.
وقوع انقلاب ايران در سال 1979، موجب از هم گسيختگي برنامههاي هستهاي شاه شد، به طوري كه دانشمندان سطح بالاي خارجي از ايران فرار و منابع غربي از عرضه كمكهاي هستهاي به ايران خودداري كردند و آيتالله روحالله خميني، رهبر عالي جمهوري اسلامي ايران با توسعه فناوري هستهاي مخالفت كرد. به رغم اين موانع، برخي از جديدترين فعاليتهاي هستهاي آزمايشگاهي در خلال دهه 1980 ادامه يافت كه شامل تجارب و آزمايشهاي اعلامنشده با استفاده از فناوريهاي به دست آمده از پاكستان ميشد. اما اين آزمايشها و تجارب، موفقيت كمي در راستاي كسب توان توليد مواد هستهاي داشتند.
پس از درگذشت آيتالله خميني(ره) در سال 1989، فعاليتهاي ايران براي گسترش برنامه آشكار و غيرنظامي و تجارب اعلامنشده در زمينه تبديل، عملآوري مجدد و غنيسازي مواد و سوخت هستهاي در دوران رياستجمهوري آقاي رفسنجاني و تحت رهبري عالي آقاي خامنهاي ادامه يافت. ايران در اين دوره كوشش كرد تا رآكتور نيروگاه هستهاي بوشهر را تكميل كند و در اين راستا از مساعدت منابع روسي و منابع مستقل خارجي براي حمايت از تلاشهاي داخلي خود جهت طراحي و ساخت تجهيزات عملآوري اورانيوم و تأسيس كارخانههاي توليدي و رآكتورهاي تحقيقي آب سنگين بهرهمند شد؛ اگرچه فشارهاي واشنگتن موجب قطع و مسدود شدن كمكهاي بيشتر براي فعاليتهاي هستهاي نظير ساخت يك تجهيزات مركزي غنيسازي ليزري راهنما شد. همچنين واشنگتن در سال 1997 مانع از فعاليتهاي هستهاي ايران شد و آنها را مختل كرد ولي پيش از اين اقدام، ايران موفق شده بود از كمكهاي خارجي براي آمادهسازي اورانيوم، غنيسازي ليزري، رآكتورهاي تحقيقي و به ويژه ساخت تجهيزات تبديل اورانيوم در مقياس صنعتي بهره بگيرد و سرانجام توانست با استفاده از كمك اضافي مرتبط با فعاليتهاي سانتريفيوژ كه از شبكه عبدالقديرخان در نيمه دهه 1990 كسب كرده بود، فعاليتهاي ساخت تجهيزات و تأسيسات غنيسازي راهنما در شهر نطنز در حدود سال 2000 را آغاز كند.
به رغم پيشرفتهاي فوق، برنامه هستهاي ايران از زماني كه گروه مخالف دولت ايران (شوراي مقاومت ملي ايران ـ مجاهدين خلق) به افشاي علني برنامههاي هستهاي و ديگر تجهيزات و تأسيسات هستهاي اعلامنشده ايران در ماه اوت 2002 پرداختند، با تأخيرها و موانعي روبهرو شد. ايران براي جلوگيري از ارجاع پرونده هستهاي خود به شوراي امنيت سازمان ملل متحد در اكتبر 2003 با سه كشور اروپايي (انگليس، فرانسه و آلمان) موافقت كرد كه فعاليتهاي هستهاي اعلامنشده قبلي خود را به اطلاع آنان برساند و به آژانس بينالمللي انرژي اتمي اجازه دهد كه به موجب پروتكل الحاقي، بازرسيهاي بيشتري از فعاليتها و امكانات هستهاي ايران انجام دهد و ديگر آنكه برنامه غنيسازي خود را موقتا به حال تعليق درآورد. تعريف تعليق واضح نبود، اما به هر حال، ايران در آستانه نيمه سال 2004، توليد قطعات سانتريفيوژ را از سر گرفت و سلسله فعاليتهايي را در تجهيزات تبديل مواد هستهاي در اصفهان آغاز كرد، اما ايران پس از روبهرو شدن با يك تهديد جديد درخصوص ارجاع پرونده هستهاي اين كشور به شوراي امنيت سازمان ملل متحد به توافق جديدي با سه كشور اروپايي (انگليس، آلمان و فرانسه) در نوامبر 2004 دست يافت كه به موجب آن، فعاليتهاي غنيسازي ايران، از جمله فعاليتهاي تبديل و توليد قطعات سانتريفيوژ و نصب و آزمايش و فعاليت سانتريفيوژها در مجتمع هستهاي نطنز، بار ديگر به حالت تعليق كامل درآمد.

مركز فناوري هستهاي اصفهان
به رغم تهديداتي كه عليه نقض تعليق وجود داشت، جمهوري اسلامي در ماه مي 2005 موافقت كرد كه تعليق را در دوران انتخابات رياستجمهوري ايران در ماه ژوئن رعايت كند، به شرط آنكه مذاكرات با سه كشور اروپايي فوق در آگوست 2005؛ يعني پس از استقرار دولت جديد ايران به رياستجمهوري آقاي احمدينژاد از سر گرفته شود. تلاشهاي كنوني هستهاي ايران به طور ويژهاي براي حمايت از يك برنامه نيروي هستهاي مستقل طراحي شدهاند كه شامل توانايي براي غنيسازي اورانيوم جهت تهيه سوخت هستهاي ميشوند، اما اين برنامه تا دستيابي به هدف اعلامشدهاش چندين سال فاصله دارد.
انتهاي جلويي چرخه سوخت، تجهيزات معدنكاري و آسياب سنگهاي معدني به منظور توليد اورانيوم طبيعي در شكل كيك زرد در منطقه ساغند و قچين در دست توليد هستند. ايران در تجهيزات تبديل اورانيوم (UCF) واقع در مركز فناوري هستهاي اصفهان، آزمايش توانايي براي تبديل كيك زرد به هگزافلورايد اورانيوم را آغاز كرده كه به عنوان مواد تغذيهاي و اوليه براي تجهيزات غنيسازي سانتريفيوژ آزمايشگاهي و در مقياس صنعتي ـ كه در مركز غنيسازي نطنز در دست ساخت است ـ مورد استفاده قرار ميگيرد.
بنابراين، چنانچه تعليق كنوني برداشته شود، آزمايشگاهي غنيسازي راهنما در نطنز ميتواند طي دو يا سه سال تكميل شود، اما يك كارخانه و مجتمع غنيسازي بزرگتر در مقياس صنعتي احتمالا، حدود ده سال تا فعاليت كامل فاصله دارد. تجهيزات نطنز پس از تكميل ميتواند اورانيوم غنيشده سطح پايين براي سوخت رآكتورهاي نيروگاهي آب سبك يا اورانيوم غنيشده سطح بالا جهت توليد سلاحهاي هستهاي توليد كند. ايران به منظور حمايت از برنامه نيروي هستهاي خود طرحهايي را براي ساخت يك كارخانه تهيه و توليد سوخت در اصفهان جهت تبديل دانههاي سوختي «UF6» به «UF2» آغاز فعاليت كرده، اما اين كارخانه براي تكميل به سالهاي زيادي نياز دارد.
ايران در زمينه فناوري رآكتور، داراي چند رآكتور تحقيقي كوچك واقع در مراكز تحقيق هستهاي تهران و اصفهان است كه براي توليد مقادير قابل توجهي از پلوتونيوم بسيار كوچك هستند. به اين ترتيب، جمهوري اسلامي، ساخت رآكتور تحقيقي آب سنگين 40 مگاواتي در شهر اراك (IR-40) را آغاز كرده است. اين رآكتور كه قرار است در سال 2014 تكميل شود، ميتواند پلوتونيوم كافي براي كاربردهاي نظامي توليد كند؛ البته چنانچه ايران توانايي خود براي عملآوري مجدد را توسعه دهد. سوخت اورانيوم طبيعي براي رآكتور تحقيقي آب سنگين 40 مگاواتي (IR-40) قرار است در كارخانه طراحي شده براي توليد سوخت در اصفهان ساخته شود، همچنين ايران در سال 2004، يك سلسله فعاليتهايي را در نيروگاه هستهاي آب سنگين شهر اراك آغاز كرده كه آب سنگين براي رآكتور تحقيقي آب سنگين 40 مگاواتي (IR-40) عرضه خواهد كرد.

محل اصليترين پايگاههاي هستهاي ايران
نخستين نيروگاه هستهاي ايران در بوشهر، قرار است در نيمه سال 2006 فعاليتش را آغاز كند، البته با اين فرض كه روسيه، محموله اوليه سوخت تازه را به ايران ارائه كند كه در اين صورت، سوخت مصرفشده به روسيه بازگردانده خواهد شد. ايران اينك برخلاف دوران شاه اعلام كرده كه هيچ طرحي براي عملآوري مجدد سوخت مصرفشده ندارد. اورانيوم طبيعي در شكل كيك زرد (0308) به عنوان مواد خام براي برنامههاي نيروي هستهاي به شمار ميرود.
اورانيوم در تعدادي از مواد معدني مختلف كه همراه با عناصر ديگر هستند و نيز در انواعي از اكسيد، سيليكات و فسفات يافت ميشود. مواد معدني حاوي اورانيوم، نوعا با استفاده از فنون معدنكاري زيرزميني و روزميني استخراج ميشوند و سپس اورانيومها طي روندي مكانيكي و شيميايي موسوم به «آسياب كردن» و «كوبيدن» از ديگر عناصر جدا ميشوند. اورانيومهاي تفكيكشده، آنگاه در تجهيزات آسياب و كوبيدن، خرد و كوبيده و به نوعي از پودر عالي تبديل ميشوند و سپس اورانيومهاي خالص، طي يك سري عملآوري شيميايي طراحي شده براي تفكيكسازي، استحصال و پس از آن براي توليد غلظتهاي اورانيوم جامد موسوم به كيك زرد، خشك ميشوند.
كيك زرد در اين مرحله، نوعا هنوز داراي ناخالصيهايي است كه بايد در روند تبديلسازي برطرف شود. براي مثال؛ بزرگترين ذخاير اورانيوم شناختهشده در ايران نيز داراي عناصري از «موليبدنوم» است كه اگر برطرف نشوند، موجب آلودگي در هگزافلورايد اورانيوم ميشود. سازمان انرژي هستهاي ايران در سال 1974 كه ايران يك برنامه نيروي هستهاي بلندپروازانه را آغاز كرد، انجام يك بررسي ملي براي كشف ذخاير اورانيوم را شروع كرد. ايران اينك ادعا ميكند كه ذخاير ملي تثبيتشدهاي بالغ بر حدود سه هزار تن اورانيوم دارد و ذخاير اورانيوم بالقوه نيز بين 20 تا 30 هزار تن است. به هر حال تواناييهاي واقعي ايران براي استخراج مواد اورانيومي و توليد كيك زرد در كوتاه مدت، محدود به عمليات معدنكاري و آسياب كردن ميشود كه در منطقه «ساغند» يزد و «قچين» بندرعباس در دست ساخت هستند. دوم آنكه ذخاير ساغند كه در سال 1985 كشف شدهاند، در صحراي مركزي ايران و نزديك به شهر ساغند در استان يزد است. بزرگترين ذخيره مواد اورانيومي در صخرههاي سخت كه 200 تا 300 متر زير زمين قرار دارد، شناسايي شده است.
بنا بر تازهترين برآوردهاي سازمان انرژي هستهاي ايران، ذخاير ساغند حاوي حدود 55/1 ميليون تن از مواد داراي اورانيوم سطح پايين هستند كه 05/0 درصد آن اورانيوم است. به اين ترتيب، يك تن از مواد اورانيومي ميتواند به طور متوسط، حدود نيم كيلوگرم اورانيوم داشته باشد و مجموعا ذخيره برآورده شده، بالغ بر حدود 775 تن اورانيوم ميشود.
سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (OECD) در گزارشي كه مشتركا با آژانس بينالمللي انرژي اتمي تهيه كرده، برآورد پايينتري اعلام نموده و گفته است، 491 تن ذخيره اورانيوم به طور معقول در ساغند وجود دارد و منابع ديگر نيز حدود 876 تن ذخاير اورانيوم دارند. با توجه به عمق ذخاير سنگ معدن و محتواي كم اورانيوم در آنها، هزينه كيك زرد توليدشده از معدن ساغند احتمالا چند برابر بيشتر از قيمتهاي كنوني در بازار جهاني است. با اين حال ايران در معدن ساغند سرمايهگذاري كرده تا يك منبع مستقل اورانيوم براي نيازهاي هستهاي خود توسعه دهد، هرچند توسعه اين طرح، رشد بسيار كندي دارد.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي، در اصل وقتي به منظور بررسي گزارشهايي كه حاكي از تلاش ايران براي ساخت يك كارخانه آسياب مواد در ساغند بود، از فعاليتها در ساغند بازديد ميكرد، چند دكل حفاري اكتشافي در آنجا يافت. به هر حال، هماينك اين معدن با كمك يك شركت معدنكاري چيني، در آستانه تكميل شدن است.
بنا بر اطلاع كارشناسان و متخصصان آژانس بينالمللي انرژي هستهاي كه دوباره در اكتبر 2004 از معدن مزبور بازديد كردند، زيرساختار و مراحل فرو كردن ميلهها تكميل و عمليات تونلزني به طرف بدنههاي اصلي سنگهاي معدني آغاز شده است. سازمان انرژي هستهاي ايران، پيشبيني ميكند كه توليد سنگهاي معدني در اواخر سال 2006 آغاز شود و 100 تا 120 هزار تن سنگ معدن اورانيوم در سال توليد كند، كه مرتبط با برنامه هستهاي ايران هستند.
بنا بر طراحي موجود، بايد حدود 50 تا 60 تن اورانيوم طبيعي كه معادل 59 تا 70 تن كيك زرد هستند و سنگهاي معدني حاوي اورانيوم پس از استخراج از معادن، با پيمودن مسافت حدود 130 كيلومتر، به كارخانه آسيابي كه در «اردكان» در دست ساخت است، منتقل شوند. همانگونه كه در سال 1989 اعلام شده، اين طرحها در معرض چند تأخير فني قرار گرفتهاند و علت آنها، تلاشهاي ديپلماتيك آمريكا براي ايجاد مانع عليه عرضه كمك خارجي به ايران بوده است، زيرا گمان ميرفت كه مقاديري از مواد هستهاي دريافتشده از خارج، در زمره ميزان كل اورانيوم در اين كارخانه محسوب شوند كه از طريق اضافه كردن وزن اورانيوم و وزن ديگر عناصر در كارخانه حاصل ميشود. براي مثال؛ آمريكا در سال 1991 با فشار از آرژانتين خواست تا يك قرارداد با ايران براي ساخت يك كارخانه آسياب راهنما در اردكان را لغو كند. به هر حال، ايران در خلال نيمه دهه 1990 فناوري طراحي و تهيه اسناد را از منابع روسي دريافت كرد تا به ساخت يك كارخانه آسياب كمك كند.
بنا بر اطلاع آژانس بينالمللي انرژي هستهاي كه بازرسان آن در اكتبر 2004 از كارخانه اردكان بازديد كردهاند، ساخت آسياب صنعتي هنوز در مرحله اوليه قرار دارد، هرچند ايران ميگويد كه در نظر دارد اين كارخانه را پيش از اواخر سال 2006 و همزمان با آغاز عمليات در معدن ساغند تكميل كند؛ آسياب اردكان در رابطه با استخراج سالانه سنگ معدن از معدن ساغند طراحي شده است.
هماينك ايران علاوه بر ساغند، در حال توسعه يك معدن اورانيوم باز و يك كارخانه آسياب در قچين، نزديك بندرعباس واقع در جنوب ايران است. اين معدن شامل سطوح متعددي از سنگهاي معدني اورانيوم سطح پايين در ذخاير نزديك به سطح زمين است كه در مقايسه با معادن عميق و ذخاير موجود در صخرههاي سخت، راحتتر استخراج ميشود. برآوردها درخصوص مجموع ذخاير اورانيوم در قچين به طور عمومي شناخته شده نيستند، اما بنا بر گفته مقامات ايراني، معدن و آسياب قچين براي توليد حدود 21 تن اورانيوم در سال، معادل 24 تن كيك زرد طراحي شدهاند. بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي در جولاي 2004 از اين محل ديدن كردند و اظهار داشتند كه عمليات معدنكاري آغاز شده بوده و آسياب، فعاليتهاي آزمايشي با اورانيوم را آغاز كرده و حدود 40 تا 50 كيلوگرم كيك زرد توليد ميكند.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي از جولاي 2005 از ايران خواسته اطلاعات مربوط به قرارداد اصلي بين سازمان انرژي هستهاي ايران و شركت مهندسي كه آسياب قچين را ساخته ارائه كند. بنا بر اطلاع آژانس بينالمللي انرژي اتمي، علايمي از معدنكاري يا فعاليتهاي آسيابي اعلام نشده در قچين وجود ندارد، اما آژانس بينالمللي انرژي اتمي، در حال بررسي اين مطلب است كه چرا فعاليت طرح اميدبخش قچين از سال 1994 تا سال 2000 از سوي سازمان انرژي ايران به حالت تعليق درآمده تا بر ذخاير سنگهاي معدني ساغند كه اميد كمتري به آنها هست، تمركز كند.
چنانچه مشكلات فني عمدهاي وجود نداشته باشد، فعاليتهاي ايران درخصوص معدنكاري و آسياب كردن در ساغند و قچين بايد براي توليد حدود 70 تا 80 تن اورانيوم در سال، كه معادل حدود 83 تا 94 تن كيك زرد است، كافي باشد؛ البته در صورتي كه كارخانهها فعاليت كامل داشته باشند، اين فعاليتها براي تأمين نيازهاي هستهاي غيرنظامي كوتاهمدت ايران كافي نيستند، بلكه بيش از دو برابر كيك زرد موجود، يعني حدود 235 تن نياز است تا تنها به عنوان مواد خام براي تهيه سوخت سالانه رآكتور نيروگاه هستهاي بوشهر مورد استفاده قرار گيرد. به هر حال، ايران علاوه بر توليد كيك زرد داخلي، يك ذخيره بزرگ از اورانيوم طبيعي وارداتي تهيه كرده كه عمده آن 531 تن كيك زرد خريداري شده از آفريقاي جنوبي در سال 1982 است كه در سال 1990 به آژانس بينالمللي انرژي اتمي گزارش شده است. به هر حال، حتي با در نظر گرفتن اين مقدار از كيك زرد وارداتي، توان ايران براي عرضه سوخت به نيروگاه هستهاي بوشهر طي چند سال آينده، نارسا و ناكافي خواهد بود، مگر آنكه بتواند كيك زرد اضافي از منابع خارجي، تهيه و وارد كند يا توان معدنكاري و آسياب كردن داخلي خودش را توسعه دهد.
منبع: www.taylorandfrancis.com
 پيامدهاي انتقال فلهاي اطلاعات محرمانه به بيگانگان-2
تبديل و كاهش اورانيوم «تبديل»، روندي كلي است كه شامل تعدادي از مراحل شيميايي براي تصفيه كيك زرد (براي رفع ناخالصيهاي به جاي مانده پس از آسياب كردن) و تبديل اورانيوم به تنوعي از تركيبهاي اورانيوم ميشود كه براي تهيه سوخت يا غنيسازي ضروري هستند. تعدادي از روندهاي متفاوت تبديل توسط صنعت هستهاي توسعه داده شدهاند. با توجه به وضعيت ايران، جهت عرضه مواد لازم براي غنيسازي كيك زرد كه به عنوان سنگ معدن اورانيوم غليظ نيز شناخته ميشود، ابتدا به كربنات آمونيوم اورانيل تبديل ميشود، سپس كربنات آمونيوم اورانيل به دياكسيد اورانيوم و پس از آن به تترافلورايد اورانيوم (UF4) و سرانجام به هگزا فلورايد اورانيوم (UF6) تبديل خواهد شد.
UO2 طبيعي يا غنيشده ميتواند جهت توليد عناصر سوخت براي برخي انواع رآكتورهاي تحقيقاتي و نيروگاهي مانند رآكتور نيروگاه هستهاي بوشهر مورد استفاده قرار گيرد. هگزا فلورايد اورانيوم كه به طور رايج Bex ناميده ميشود، به عنوان مواد تغذيهاي براي تعدادي از فناوريهاي غنيسازي مورد استفاده قرار ميگيرد؛ مانند فناوريهايي كه براي انتشار گازي و سانتريفيوژ گاز مورد بهرهبرداري قرار ميگيرند. UF6 به محض غني شدن ميتواند دوباره به UO2 براي عناصر سوخت يا به فلز اورانيوم تبديل شود؛ اين روندي است كه به عنوان «كاهش» شناخته ميشود. فلز اورانيوم براي ساخت برخي انواع عناصر سوخت، اجزا و قطعات رآكتور و سلاحهاي هستهاي يا ماده تغذيهاي در غنيسازي ليزري مناسب است و به اين ترتيب، تبديل و كاهش كاربردهاي هستهاي غيرنظامي و نظامي دارند. فرايندي اساسي كه براي تبديل اورانيوم طبيعي به ديگر اجزا و قطعات و كاهش اجزا و قطعات اورانيوم به فلز اورانيوم مورد استفاده قرار ميگيرد، به خوبي شناخته شده است.

علاقه اصلي ايران براي توسعه تواناييهاي تبديل، به نيمه دهه 1970 بازميگردد؛ زماني كه سازمان انرژي هستهاي ايران با چند شركت هستهاي فرانسوي براي احداث مركز فناوري هستهاي اصفهان به توافق رسيد. حتي پس از انقلاب كه اغلب همكاريهاي هستهاي بين ايران و فرانسه قطع شد، كمكهاي فني و محدود فرانسويها و عرضه تجهيزات توسط آنان به ايران ادامه يافت. در سال 1981 ايران قراردادي را با يك شركت فرانسوي براي خريد آزمايشگاه تبديل اورانيوم براي مركز فناوزي هستهاي اصفهان امضا كرد. ايران در سال 1998 به آژانس بينالمللي انرژي هستهاي گزارش داد كه يك سري تجارب و آزمايشهاي محدود در آزمايشگاه تبديل اورانيوم بين سالهاي 1983 تا 1987 انجام داده است و طي آن مقاديري از U3O8 وارداتي را ـ كه از تدابير حفاظتي آژانس بينالمللي انرژي اتمي معاف بودهاند ـ به ADU و سپس از ADU به UO2 تبديل كرده است. ايران ميگويد كه آزمايشگاه تبديل اورانيوم در سال 1987 بسته شده است. روند تهيه AUC براي توليد UF6 سطح بالا براي غنيسازي، بازدهي پايينتري نسبت به روند ADU دارد، اما گويا ايران، AUC را برگزيده، زيرا از آن براي طرحهاي اصلي چين جهت كارخانه «UCF» استفاده شده است.
از فعاليتهاي ايران در زمينه تبديل و كاهش اورانيوم، تصوير كاملي اعلام نشد تا اينكه سرانجام شوراي مقاومت ملي ايران (وابسته به مجاهدين خلق)، در آگوست 2002 برنامه تهران براي غنيسازي را فاش ساخت. ايران در فوريه 2003 به سازمان آژانس بينالمللي انرژي اتمي اطلاع داد كه بين سالهاي 1995 تا 2000 با استفاده از حدود 8/1 تن اورانيوم كه پيشتر در سال 1991 به شكل UF6 (100 كيلوگرم)، UF4 (402 كيلوگرم) و UO2 (401 كيلوگرم) از كشور چين خريده بود، فعاليتها و آزمايشهايي درخصوص تبديل و كاهش در آزمايشگاههاي چندمنظوره جابربنحيان، واقع در مركز تحقيقات هستهاي تهران انجام داده است. ايران اعلام نمود كه حدود 45 كيلوگرم UO2 خريداري شده از چين را براي انجام آزمايشها و تجارب جهت حل كردن اورانيوم و تصفيه آن با ستونهاي ضرباني، مورد استفاده قرار داده و در سال 2000، توانسته است بخش عمده «UF4» را در يكسري آزمايشها و تجارب كاهش و اين فعاليتها را به عنوان بخشي از مقاصدش جهت طراحي خط توليد فلز اورانيوم براي كارخانه تبديل اورانيوم در اصفهان انجام داده است.
ايران طي اعلاميه فوريه 2003 خود، انجام هرگونه آزمايش و تجارب مرتبط با روندهاي تبديل پيچيدهتر مانند تبديل UO2 به UF4 يا تبديل UF4 به UF6 را تكذيب كرد. به هر حال، پس از آنكه بازرسيهاي بيشتر توسط آژانس بينالمللي انرژي اتمي، تناقضهاي اعلاميه ايران را مشخص ساخت، اين كشور در آگوست 2003 پذيرفت كه در سالهاي 1989 تا 1993 آزمايشها و تجاربي را در آزمايشگاه راديوشيمي مركز تحقيقات هستهاي تهران جهت تبديل UO2 به UF4 با استفاده از UO2 تهي شده كه ايران قبلا آن را به عنوان يك ضايعه روند كار به آژانس بينالمللي انرژي اتمي اعلام كرده بود، انجام داده است. ايران هنگامي كه در اكتبر 2003، اعلاميه كامل خود را به آژانس بينالمللي انرژي اتمي ارائه كرد، پذيرفت كه آزمايشها و تجارب گستردهتر آزمايشگاهي در مقياس گرم و كيلوگرم؛ شامل تبديل U3O8 به UO2 طي يك سري فعاليت در آزمايشگاه تبديل اورانيوم در مركز تحقيقات هستهاي تهران انجام داده كه سابقه آن به سال 1981 بازميگردد و در سالهاي 1991 تا 1993 نيز طي يك سري آزمايشها و تجارب در آزمايشگاه راديوشيمي مركز تحقيقات هستهاي تهران، اقدام به تبديل UF4 به UF6 كرده است. ايران براي پنهانسازي اين فعاليتها از اورانيومهاي وارداتي اعلام نشده و اورانيومهايي كه به گفته اين كشور در جريان فرآوري مفقود شدهاند، استفاده كرده است.

براي مثال؛ در مارس 2003 ايران پذيرفت كه از سال 1995 تا 2000 يك سري آزمايشها و تجارب قبلي اعلام نشده را براي كاهش زماني كه چينيها براي عملآوري اورانيوم مصرف ميكنند، انجام داده است. ترتيب دورههاي زماني براي تبديل مواد هستهاي UOC به aDU، 1983 تا نيمه 1987 ـ از 49 كيلوگرم U3O8 وارداتي براي 36 كيلوگرم aDU و تبديل آن به UO2 استفاده شده است. (entc)
در اوايل سال 1985 تا نيمه 1987؛ از 34 كيلوگرم از 36 كيلوگرم aDU موجود، براي توليد 28 كيلوگرم UO2 استفاده شده و 2 كيلوگرم aDU بدون استفاده مانده است. 12 كيلوگرم از 28 كيلوگرم UO2 در آزمايشها و تجارب بعدي مورد استفاده قرار گرفته و 16 كيلوگرم UO2 باقي مانده است. كل 7/6 كيلوگرم U به عنوان ضايعات مايع از عمليات تبديل UOC به aDU و تبديل aDU به UO2 در حوالي قم رها شده است. تبديل UOC به aDU) entc)
در سال 1986 تا نيمه 1987؛ حدود 5/5 كيلوگرم UOC وارداتي براي توليد حدود 7 كيلوگرم aUC براي تبديل UOC به aUC مورد استفاده قرار گرفته است. (entc) 5/4 كيلوگرم aUC، توليد روند مرطوب UF4 مورد استفاده قرار گرفته است.
در سال 1990 تا نيمه 1991؛ 8/12 كيلوگرم UOC وارداتي براي توليد 10 كيلوگرم UF4 مورد استفاده قرار گرفته است؛ ضايعات حوالي در قم رها شده است.
توليد روند خشك UF4) tnrc) پايان سال 1991 تا اوايل 1992 حدود 7/2 كيلوگرم UO2 وارداتي براي توليد حدود 3 كيلوگرم UF4 مورد استفاده قرار گرفته و 5/2 كيلوگرم UF4 در انبار باقي مانده؛ نيم كيلوگرم ضايعات در قم رها شده است.
تبديل UF4 به UF6) Tnrc) در نيمه سال 1991 تا نيمه 1993؛ 8/9 كيلوگرم UF4 وارداتي براي توليد 9/6 كيلوگرم UF6 مورد استفاده قرار گرفته و 7/2 كيلوگرم U به عنوان ضايعات رها شده است.
تبديل Un به Uo3) Tnrc) در نيمه دوم سال 1992؛ 2/2 كيلوگرم Uoc وارداتي براي توليد 3/0 كيلوگرم UO3 مورد استفاده قرار گرفته؛ ضايعات در قم رها شده است.
آزمايشهاي ستون ضرباتي (Tnrc) در اوايل سال 1997 تا اوايل 2002؛ 5/22 كيلوگرم UO2 براي آزمايشها و تجارب مورد استفاده قرار گرفته و 6/8 كيلوگرم UO2 به عنوان ضايعات مايع باقي مانده و 14 كيلوگرم UO2 به عنوان ضايعات در قم رها شده است.
تبديل UF4 به فلز اورانيوم (Tnrc) در سال 1995 تا اوايل 2002؛ 7 كيلوگرم UF4 (كه عمدتا وارداتي بوده) مورد استفاده قرار گرفته و 3 كيلوگرم فلز اورانيوم از ضايعات استحصال شده است.

تجارب و آزمايشهاي ايران براي تبديل و كاهش اورانيوم ايران ادعا كرد كه مقدار كمي (حدود 9 كيلوگرم) UF4 در روند تبديل آن به فلز مفقود شده است. در حقيقت ايران در اكتبر 2003 پذيرفت كه اين مقدار UF4 مفقود شده، واقعا در تجارب براي تبديل UF4 به UF6 در اوايل دهه 1990 مورد استفاده قرار گرفته است. بنا بر اطلاع تهران، اغلب تجهيزات به كار گرفته شده در اين تجارب تبديل و كاهش در سال 1999 از فعاليت خارج شده و به مركز انبار ضايعات در كرج منتقل شده است. آژانس بينالمللي انرژي اتمي در راستاي تلاش براي تشخيص صحت و سقم اعلاميههاي ايران، اجازه داد كه تجهيزات مزبور در ژانويه 2004 مورد بررسي قرار گيرند كه پس از اين بازديد و بررسي، بسياري از اين تجهيزات در راستاي بازيافت ضايعات موجود در آنها، تخريب شدند.
ايران همچنين اسناد و مدارك مفصلي درباره تجارب و آزمايشهاي خود عرضه نمود و به آژانس بينالمللي انرژي اتمي اجازه داد كه با دانشمندان و افراد فني مرتبط با تحقيقات هستهاي، مصاحبه كند. آژانس بينالمللي انرژي اتمي، با توجه به اينكه حجم، كيفيت و توانايي تجهيزات، ميتوانسته مقادير بسيار بيشتري از مواد هستهاي در مقايسه با آنچه ايران اعلام كرده، توليد و عملآوري كرده باشد، اعلام نمود كه شرايط نسبتا جديد تجهيزات، با مفاد اعلاميه ايران درباره استفاده سبك و پراكندگي، منطبق بوده است.
هرچند آژانس بينالمللي انرژي اتمي تأكيد كرده است كه محاسبه مقادير دقيق اورانيوم مرتبط با اين آزمايشها و تجارب كه به سال 1981 بازميگردد، دشوار بوده، ولي صحت و سقم اعلاميه اكتبر 2003 ايران درباره تجارب و آزمايشهاي تبديل و كاهش در گذشته را مورد بررسي قرار نداده است.
بنا بر اعلام تهران، بيشتر تجارب و آزمايشهاي داخلي ايران در مورد تبديل اورانيوم، پس از توافق با پكن براي ساخت يك تجهيزات تبديل صنعتي كليدي جهت نصب در اصفهان در سال 1990، متوقف و از رده خارج شدند. به هر حال، چين مداخله خود در اين طرح را در سال 1997 و پيش از تكميل تجهيزات مزبور به موجب بخشي از توافق با ايالات متحده آمريكا براي آغاز همكاري دوجانبه در زمينه نيروي هستهاي قطع كرد، اما ايران، با وجود اين، ساخت تجهيزات يادشده را بنا بر طرحهاي مهندسي و نتايج آزمايشهاي عرضهشده توسط چين از سر گرفت و سرمايهگذاري دوباره نسبتا كمي به آن اختصاص داد؛ اين اقدامات پس از توافق دو كشور براي پايان دادن به طرح مزبور انجام گرفتند.
اغلب تجهيزات لازم براي تكميل خطوط تبديل اصلي در داخل ايران ساخته شده و با استفاده از برخي لوازم وارداتي مانند حرارتسنج استاندارد و اندازهگير فشار كه به طور رايج در بسياري از مراكز توليد زيركونيوم استفاده ميشدند، تبديل شدند.

تونلهاي تجهيزات تبديل اورانيوم، در مركز فناوري هستهاي اصفهان (entc) تأسيسات صنعتي: ايران در جولاي 2000، تجهيزات تبديل اورانيوم خود (UCF) را به آژانس بينالمللي انرژي اتمي اعلام كرد و آژانس نيز بنا بر مقايسهاي از طراحي مهندسي تجهيزات مزبور (UCF)، ادعاي ايران مبني بر اينكه تجهيزات «UCF» را بنا بر اسناد چيني ساخته و با استفاده از نتايج آزمايشهاي ايران تكثير شدهاند، قبول كرد. آژانس بينالمللي انرژي اتمي، هيچ سندي مبني بر اينكه ايران تجهيزات «UCF» را بنا بر تجهيزات اعلامنشده تبديل راهنماي ساخت ايران بنيان نهاده، پيدا نكرده است، ولي در مقابل، بنا بر اعلام سازمان مزبور، تجهيزات «UCF» با طرح اصلي چيني تطابق دارند، به استثناي تغييرات روند تصفيه U3o8 و روند توليد فلز.
ايران در اين زمينهها، تجهيزات و روندهاي توسعهداده شده در داخل اين كشور را برگزيده است (كه در مركز تحقيقات هستهاي تهران از نيمه دهه 1990 تا آخر اين دهه توسعه داده شدهاند) و در مقايسه با تجهيزات اصلي چيني هرچند كارآيي كمتري دارند، ولي راحتتر و سادهتر هستند، همانگونه كه ايران در جولاي 2000 اعلام كرده بود كه تجهيزات «UCF» شامل چند مسير عملآوري براي توليد UO2، UF6 (معادل تقريبا 295 تن UF6) طراحي شده كه مستلزم به كارگيري سالانه 235 تن كيك زرد است.
ايران در اعلام فوق بيان كرد كه UF6 توليدشده، پس از غني شدن در خارج از ايران به اين كشور برگردانده ميشود تا براي تبديل دوباره به UO2 در مجتمع «UCF» و تغيير شكل آن به صورت دانههاي سوختي براي تأمين سوخت نيروگاهها و رآكتورهاي هستهاي، مورد استفاده قرار گيرد. به هر حال، ايران به وجود مجتمع غنيسازي نطنز در فوريه 2003 اعتراف كرد و گفت كه UF6 براي تأمين مواد اوليه جهت توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين در مجتمع نطنز منظور شده بود.
به منظور تهيه مواد تغذيهاي براي تأمين نيازهاي سوختي سالانه نيروگاه هستهاي بوشهر، 200 تن اورانيوم در قالب UF6 يا حدود 25 تن اورانيوم غنيشده سطح پايين مورد نياز است. بنا بر اعلاميه ايران، اين اورانيوم غنيشده و سطح پايين در قالب UF6 ميتواند به «UCF» برگردانده و دوباره به دانههاي سوختي UO2 غنيشده سطح پايين تبديل شود و سالانه 30 تن اورانيوم (معادل 34 تن UO2 در سال) توليد كند. اين مقدار اورانيوم براي رفع نيازهاي سوختي يك سال رآكتور بوشهر كافي است. مسير عملآوري براي تبديل UF6 به UO2 هنوز در دست ساخت است. ايران در آوريل 2003 اعلام نمود كه همچنين در نظر دارد، مسير ديگري در مجتمع «UCF» براي توليد تقريبا بيش از 11 تن UO2 طبيعي در سال كه براي تأمين سوخت جهت رآكتور طراحي شده تحقيقاتي آب سنگين 40 مگاواتي (IR-40) كافي است، بسازد. ديگر آنكه، طرح «UCF» شامل مسيرهاي توليدي براي فلز طبيعي و تهيشده اورانيوم غنيشده كه در مراحل مختلف ساخت هستند، ميشود. ضايعات ناشي از روند عملآوري اورانيوم كه تقريبا 250 تن UF6 تهي شده در سال است، بايد به مجتمع «UCF» برگردانده شده و به UF4 تبديل شود و سپس براي نگهداري بلندمدت در انبار به فلز اورانيوم تهيشده كاهش يابد.

ايران همچنين در سال 2000 اعلام كرد كه قصد دارد، يك خط توليد فلز اورانيوم غنيشده سطح پايين (كه طي آن 30 كيلوگرم فلز اورانيوم در سال تا سطح 7/19 درصد غنيسازي ميشود) را راهاندازي كند، چراكه ميتواند، براي انواع مشخصي از سوخت رآكتور هستهاي مانند رآكتور تحقيقاتي تهران، مورد استفاده قرار گيرد. ايران سرانجام، در آوريل 2003 اعلام نمود كه يك خط تبديل UF4 به فلز اورانيوم طبيعي خواهد ساخت كه بنا بر گفته اين كشور به عنوان سپر براي رآكتورهاي هستهاي مورد استفاده قرار خواهد گرفت. ايران در اكتبر 2003 وقتي براي نخستين بار به وجود برنامه تفكيك ايزوتوپ ليزري در اين كشور اعتراف كرد، گفت: فلز اورانيوم طبيعي همچنين براي عرضه مواد تغذيهاي جهت برنامه غنيسازي ليزري كه از آن زمان لغو گرديده، منظور شده بود. ايران در سپتامبر 2004، فعاليت حفر يك تونل نزديك مجتمع هستهاي اصفهان را به منظور تهيه يك انبار امن و سالم براي مواد هستهاي آغاز كرد؛ هرچند ايران در ابتدا از گزارش اين فعاليت به آژانس بينالمللي انرژي اتمي كوتاهي كرد (كه به موجب مقررات پروتكل الحاقي، موظف به گزارشدهي بود) ولي بعدها اسناد و مدارك مناسبي از فعاليت حفاري تونل را به سازمان مزبور ارائه و به بازرسان اين سازمان نيز اجازه داد تا در دسامبر 2004 از تونلهاي يادشده بازديد كنند.
هرچند مقامات هستهاي ايران بيان كردهاند كه هماينك تجهيزات تبديل، ضرورتا تكميل و راهاندازي شدهاند، ولي تعدادي از واحدها و بخشها ناتمام هستند و به نظر ميرسد، تجهيزات هستهاي در روند راهاندازي با مشكلاتي كه نوعا مربوط به تجهيزات بزرگ شيميايي ميشوند مواجه شوند. نكته ديگر آنكه چون ايران ظاهرا بدون بهرهگيري از تجهيزات راهنمايانه و بدون همكاري كامل عرضهكنندگان و طرفهاي چيني، تجهيزات تبديل صنعتي را ساخته، بروز چنين مشكلاتي قابل انتظار است؛ مضافا اينكه فعاليت و عمليات اين تجهيزات هستهاي با تلاشهايي كه توسط ديپلماتهاي اروپايي جهت تحميل يك تعليق بر فعاليتهاي ايران در زمينه غنيسازي انجام گرفته، محدود شدهاند. ايران اساسا به آژانس بينالمللي انرژي اتمي، يادآور شد كه قصد دارد در نوامبر 2003 نخستين خط تبديل U3O8 به AUC را راهاندازي كند. به هر حال، ايران پس از توافق با فرانسه، آلمان و انگليس كه در اكتبر 2003 انجام شد، آزمايشهاي شديد اوليه تجهيزات هستهاي را تا مارس 2004 به تعويق انداخت. ايران ضمن ادعاي اينكه چنين آزمايشهايي، مشمول تعويق نميشوند، آزمايش تجهيزات هستهاي را آغاز و طي آن، اقدام به تبديل AUC به UO2، UO2 به UF4 و UF4 به UF6 كرد. ايران جمعا حدود 143 كيلوگرم UF4 توليد كرد كه 60 كيلوگرم آن براي توليد 40 تا 45 كيلوگرم UF6 تا پيش از ژوئن 2004 مورد استفاده قرار گرفت. به هر حال، مقدار اين UF6 ضعيف و كم و حاوي ناخالصيها و آلودگيهايي بود كه در روند اوليه تصفيهسازي اورانيوم، كاملا برطرف نشده بودند. مضافا اينكه به نظر ميرسد، خط و مسير عملآوري اورانيوم كارآمد نبوده و داراي ميزان بالايي از ضايعات به هنگام تبديل باشد.
60 كيلوگرم از UF4 كه در آزمايش مورد استفاده قرار ميگيرد، حاوي 45 كيلوگرم اورانيوم است، اما توليد نهايي 40 تا 45 كيلوگرم UF6 تنها داراي 27 تا 30 كيلوگرم اورانيوم بود، لذا به نظر ميرسد كه 13 تا 15 كيلوگرم اورانيوم در چرخه ضايعات مفقود شده باشد كه در اين صورت، ميزان فوقالعاده بالاي ضايعات؛ يعني 33 تا 40 درصد است. ميزان ضايعات معمولا بايد حدود 1 درصد باشد.
 نقشه ترور بهشتي در سال 54
کتاب «شرح تاريخچه سازمان مجاهدين خلق ايران و مواضع آن» که اخيرا منتشر شده، در اصل مجموعه دستنوشتههاي احمدرضا کريمي، از اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق است که در سال 1364 نوشته شده است. نويسنده، تلاش کرده است تا جريان پيدايش سازمان را از ابتدا دنبال کرده و تحولات آن را در هر مرحله نشان دهد. اطلاعات ريز و جالبي در اين متن آمده که ميتواند به شناخت وضعيت اين سازمان کمک کند. اين نوشتار نگاهي دارد به بخشهايي از اين دستنوشتهها که روايت دسته اولي از سازمان مجاهدين خلق ميباشد.
احمدرضا کريمي، در طول سالهاي 48-51 تماسهاي غير تشکيلاتي و بعضا تشکيلاتي با برخي از مجاهدين خلق داشت، از تابستان 1351 همراه با يک دانشجوي عراقي، گروهي مستقل به راه انداخت. اين گروه در اوايل سال 1352 توسط ساواک کشف شد. کريمي در يک مصاحبه تلويزيوني شرکت کرد و از آن پس، به همکاري با رژيم متهم شد. در ماههاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي، به زندان افتاد که چند ماه از اين دوران را در در سال 1358 با محمدتقي شهرام بسر برد. او زماني هم در زندان، هم بند دکتر علي شريعتي بودده و پس از جدا شدن از سلول وي به دستور ساواک گزارشي سي صفحهاي درباره دکتر شريعتي نوشت که در پرونده وي به چاپ رسيده است.
کريمي دوران جواني و نوجواني و پيش از زنداني شدن را در قم بوده و به همين دليل، مسائل مربوط به قم در اين نوشته منعکس شده است. وي بعد از انقلاب تا سال 1365 در زندان بسر برده و بعد از آزادي از او خبري در دست نيست.
در بخش ابتدايي اين كتاب، نويسنده به نحوه شكل گيري سازمان اشاره كرده است؛ از جمله اينكه پس از چند سال بحث و بررسي كه بين عدهاي از تحصيل كردههاي مسلمان سالهاي اول دهه 40 در مورد نحوه مبارزه صورت گرفت، عناصر اصلي اين بررسي، يعني محمد حنيفنژاد، سعيد محسن و عبدي نيكبين، نتيجه گرفتند كه مبارزات مسالمت آميز فايدهاي ندارد و بايد مبارزه در چارچوب ايدئولوژي مدرن و رهبري استراژيك قوي به شكل مسلحانه صورت گيرد.
«در پاييز 1347 ضمن نشستي در تبريز، تشكيلاتي مبتني بر آنچه بيان شد، بنيانگذاري گرديد. مؤسسين اين تشكيلات همان سه نفري بودند كه از آنها نام برديم [سازمان به دليلي كه اشاره خواهد شد نام نيكبين را حذف كرد و در تبليغات خود علياصغر بديعزادگان را يكي از سه تن بنيانگذار بر شمرد؛ چون اعدام شده بود و در قبلا در دانشگاه درس ميداد و شهرت داشت. با اينكه بديع زادگان حتي پس از روحاني و ميهندوست با اين جمع مربوط شد. ضمنا سال تاسيس را سازمان، 1344 عنوان ميكند و علتش اين است كه در سال 45 گروه جزني كه نطفه چريكهاي فدايي خلق بود تشكيل شد و سازمان، براي اينكه در صحنه تاريخي خود را پيشتاز تر عنوان كند، چنين كرد».
افراد برجسته نشست تبريز عبارت بودند از: 1. محمد حنيف نژاد (از بنيانگذاران سازمان مجاهدين خلق) 2. سعيد محسن (از بنيانگذاران سازمان مجاهدين خلق) 3. عبدي نيك بين (از بنيانگذاران سازمان مجاهدين خلق) 4. حسين احمدي روحاني 5. علي ميهن دوست 6. ناصر صادق 7. تراب حق شناس 8. عبدالرسول مشكين فام 9. محمد بازرگاني 10. بهمن بازرگاني 11. علي باكري 12. محمود عسكريزاده
(علي اصغر بديع زادگان، بعدها به عللي که در متن بالا بيان شد، توسط سازمان مجاهدين خلق به عنوان يکي از پايه گذاران سازمان معرفي شد) سازمان، نام نداشت و بعدا در پاييز 50 در زندان نام «سازمان مجاهدين خلق ايران» براي آن برگزيده شد ... » (1) در ادامه اين کتاب، نويسنده در چندين بخش به ايدئولوژي، تشكيلات، ارتباطات داخلي و خارجي سازمان، عملياتهاي سازمان بر ضد رژيم شاه و برخوردهاي ساواك با اين سازمان اشاره كرده است. (2) احمدرضا كريمي، در بخش ديگري از يادداشتهاي خود به شرح مراحل تغيير ايدئولوژي سازمان مجاهدين خلق پرداخته است: «براي ماركسيست كردن اعضا، مراحل جالب و قابل تاملي طي شد كه به عمدهترين آنها اشاره ميكنيم و نمونههايي ارائه ميدهيم:
مرحله 1؛ تخليه رواني در اين مرحله، مسئول ماركسيست شده با ظرافت و بتدريج، حساسيتهاي مذهبي اعضا را از بين ميبرد. مثلا پس از يك نشست ناگهاني اظهار ميكرد كه نمازش قضا شده و پس از چند بار تكرار، كاري ميكرد كه اعضا از او توضيح بخواهند و او در جواب ميگفت كه به جاي آن كارهاي مثبت انجام داديم و ضمنا قضاي نماز را هم خواندهام ... دركنار اين برخوردها، فرازي نيز از جزوه «مبارزه چيست» نوشته نيك بين در سال 46، توسط مسئول تفسير ميشد؛ در اين فراز قيد شده بود كه «خودسازي تا زماني مفيد است كه مانعي براي مبارزه نباشد» و در تفسير خودسازي، نماز و روزه را مطرح ميكرد و در همين راستا در طول سالهاي 52 و 53 اكثر بچههاي مذهبي سازمان به دستور مسئولشان، روزه نگرفتند؛ چون استدلال ميشد كه توان و انرژي مبارزه را از آنها ميگيرد... در آخر اين مرحله، عضو مذهبي به طور عملي و رواني نسبت به انجام اعمال عبادي بي تفاوت شده بود.
مرحله 2؛ قطع آموزشهاي مذهبي با طرح اين مسأله كه ما در كليت امر اسلام و قرآن و نهج البلاغه را پبذيرفتهايم؛ ولي در مورد متون مربوط به مبارزه ضعف داريم بتدريج آموزشهاي مذهبي به طور كلي قطع گرديد.
مرحله 3؛ جايگزيني متون ماركسيستي همزمان با قطع آموزشهاي مذهبي، آموزش متون ماركسيستي كه بعضا جديد بود جاي بيشتري اشغال كرد. در اين دوره آموزش و كار بخصوص روي «چه بايد كرد (لنين)»، «تاريخ مختصر حزب كمونيست شوروي (تصويب شده استالين)»، «مسائل لنينيسم (استالين)» متمركز شد.
مرحله 4؛ طرح شبهات بوسيله جزوههاي سبز از همان اوائل پائيز 52 تقي شهرام، سلسله مقالات و سؤالاتي را در نشريه داخلي سازمان نوشت. شهرام در اين جزوهها، سوالاتي را همراه با توضيحي مختصر مطرح ميكرد كه قصدشان ويران كردن بنياد مذهبي بود.
مرحله 5؛ اعلام ماركسيسم مسئول، پس از طي شدن مراحل قبلي و وجود زمينه مستعد در عضو، اظهار ميكرد كه سازمان ماركسيست شده و تو بايد تصميم بگيري. نتيجه معلوم بود و تقريبا همه اعضا قبول ميكردند. (3)
كريمي در صفحه 97 اين كتاب در همين مورد اشاره ميكند كه: «از سال 52 كه تقي شهرام، پس از ماركسيست شدن در مركزيت سازمان قرار گرفت، تنها تلاشي كه او كرد اين بود كه فضاي غالب ماركسيستي حاكم بر ايدئولوژي سازمان را كه آميخته با بعضي آيات و اشارات مذهبي بود، به طور يك دست به ماركسيسم خالص تبديل كند؛ بنابراين تعبير اينكه تقي شهرام در سازمان، كودتا كرده است، صحيح نيست. زير بناي ايدئولوژيك سازمان از ابتدا ماركسيستي بوده است و تنها لعاب كم رنگي از عناوين اسلامي و نه خود اسلام روي آن كشيده شده بود ؛ اين لعاب را تقي شهرام كنار زد».
در بخش ديگري از اين كتاب، نويسنده به شرح ملاقات اعضاي مجاهدين با سه تن از روحانيون (مرحوم طالقاني، مرحوم لاهوتي و آقايهاشمي رفسنجاني) و اعلام مواضع جديد سازمان به آنها پرداخته است. در مورد ملاقات با آقايهاشمي رفسنجاني نوشته است:
«بهرام آرام در منزل حاج مهدي غيوران با آقايهاشمي رفسنجاني ملاقات كرد و ماجراي تغيير ايدئولوژي را در ميان گذاشت؛ جواب آقاي رفسنجاني در مورد ادامه حمايت منفي بود... پس از دستگيري وحيد ]افراخته[ و بازگشت آقاي رفسنجاني از خارج، ايشان دستگير شد.
نكته مهمي كه در ارتباط با مسائل فوق نبايد از نظر دور بماند، اعترافي است كه وحيد [افراخته] در مورد مرحوم شهيد بهشتي دارد: در تك نويسي وحيد براي تقي شهرام، آخرين عبارت آن اين است كه شهرام و دار و دسته اش قصد داشتند در سال 1354 دكتر بهشتي را ترور كنند (حتما براي اين احتمال كه مخالفت و عدم حمايت روحانيون را ناشي از ايشان ميدانستند): اين اعتراف را در سال59، من در پرونده تقي شهرام ديدم و متاسفانه روي آن كار نشد؛ بالاخره تروري كه توسط مركزيت سال 54 سازمان طراحي شده بود در 7 تير 1360 توسط مركزيت سال 60 سازمان به اجرا در آمد.»(5)
در بخش ديگري از كتاب، نويسنده به روابط نامشروع و ازدواجهاي تشكيلاتي منافقين اشاره كرده است: «سازمان منافقين، از ابتدا (يعني 47) تا سال 51 يك تشكيلات مذكر بود و هيچ عضو مؤنث نداشت نياز به تدارك خانههاي تيمي با پوشش مناسب، سازمان را بر آن داشت كه از زنان و دختران استفاده كند. اولين عناصر مؤنثي كه ميتوانستند عضو گيري شوند بستگان اعضاي اعدام شده يا كشته شده و زنداني سازمان بودند... در آن دوران، رضا رضايي دو ازدواج در داخل تشكيلات صورت داد كه در واقع آغاز فسادهاي اخلاقي بود: ازدواج اول با ليلا زمرديان (همسر بعدي شريف واقفي) بود و ازدواج دوم با سيمين صالحي كه كه اين فرد پس از مخفي شدنش در اواخر 51، حتي به طور شرعي از همسر سابقش جدا نشده بود...
... عدهاي از زنان و دختران حتي هيچگونه ظرفيت سياسي و تشكيلاتي نداشتند و صرفا براي توجيه خانه و نيز بهرهوري جنسي در سازمان نگه داشته ميشدند. (عنصري چون ليلا زمرديان كه پس از همسري رضا رضايي و شريف واقفي، مدت كوتاهي، همسر تقي شهرام ميشود و پس از او نيز بارها، با هر بار تعويض خانه تيمي، شوهر سازمانياش را برايش عوض ميكنند، از نمونههاي روشن است ...). ... انحصار طلبي رهبران سازمان در زمينه جنسي نيز از عوارض مهم اينگونه فساد است. تقي شهرام در طول فعاليتش، پنج همسر داشت ... از عوارض ديگر فساد اخلاقي در تشكيلات، خودكشيهايي است كه انگيزه جنسي داشته و ناشي از ناكاميها و سرخوردگيهاي اخلاقي و جنسي است ...". (6) «جنايات دروني منافقين»، عنوان بخش ديگري از يادداشتهاي احمدرضا كريمي است كه در آن به شرح ترورهاي درونسازماني به علت تصفيهحسابهاي گروهي توسط سازمان مجاهدينخلق پرداخته است؛ از جمله به ترور جواد سعيدي (مهرماه 52)، مجيد شريفواقفي (ارديبهشت 54)، ترور ناكام مرتضي صمديه لباف (ارديبهشت 54)، ترور حسن حسنان (اواخر ارديبهشت يا اوايل خرداد 54)، عليميرزا جعفر علاف ( پاييز 54) و محمد يقيني، رفعت افراز و محبوبه افراز اشاره كرده است. (7)
مجيد شريف واقفي، پس از تغيير ايدئولوژي سازمان مجاهدينخلق به دست اين گروهک ترور شد(دانشگاه صنعتي شريف به نام اين شهيد نامگذاري شده است). در بخش بعدي به شرح علل گرايش به ماركسيسم توسط مركزيت سازمان مجاهدين خلق و انحراف تشكيلات (تا سال 1354) پرداخته است. (8)
جعل اسناد ساواك توسط سازمان مجاهدين در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي، همكاري با ساواك توسط اعضاي منافقين، صورت كامل اسامي افراد در كتابهاي تحليلي آموزشي، توجيه و توضيح باند شهرام از تغيير ايدئولوژي، مبارزه ايدئولوژيك و مراحل مختلف آن، مقاومتها، مشكلات و موانع راه، علل مسألهدار شدن اعضا و جذب افراد در تشكيلات در قبل و بعد از پيروزي انقلاب، از ديگر سرفصلهاي يادداشتهاي احمدرضا كريمي است كه در اين كتاب آمده است.
همچنين نظرات منافقين و مواضع آنها نسبت به امپرياليسم (آمريكا و ...) اردوگاه سوسياليسم ( شوروي و ...)، چين، عراق و بعثيها، گروهكهاي چپ و راست، روحانيت، امام خميني، قشرهاي مختلف آماده جذب، جنگ با عراق، دكتر شريعتي و ... شرح داده شده و در انتها نيز علل و دلايل پيوستن منافقين به كشورهاي امپرياليستي آمده است:
هر جريان و فردي كه قدرتمدار باشد، در راه رسيدن به اهداف خود به طور فصلي و مقطعي ارتباطهايي را با قدرتمندان برقرار ميكند ... منافقين در دورهاي از تجديد حيات خود پس از پيروزي انقلاب به خاطر فضاي ضد امپرياليستي حاكم بر كشور، حتي رابطه اطلاعاتي با شوروي برقرار كردند. از سال 60 به بعد كه از يك طرف شوروي نميتوانست به طور كامل عليه جمهوري اسلامي موضع بگيرد و از سوي ديگر كشورهاي غربي و در رأس آنها آمريكا و فرانسه نيز اهتمام عمده خود را براندازي و سقوط جمهوري اسلامي ايران متمركز كرده بودند، منافقين زمينههاي مناسبتر براي ارتباط و حمايت را در غرب يافتند. نكته ديگر آنکه، از دست رفتن پايگاههاي داخلي و نيروهاي سمپاتيك منافقين در داخل كشور، آنان را بر آن داشت كه پيروزي احتمالي خود را در يك معامله و رابطه بينالمللي به دست آورند، سكوت تاكتيكي شرق سوسياليست در امر براندازي جمهوري اسلامي، تسريع ارتباط با غرب و جلب حمايت آنها را از منافقين ضروريتر ساخت. مجموعه نيروهاي سياسي غرب كه از منافقين حمايت كردهاند، دقيقا وابسته به محافل اصلي صهيونيستياند كه سرمايهگذاري عمده تبليغاتي، سياسي و نظامي عليه جمهوري اسلامي را از ابتداي پيروزي انقلاب (حتي پيش از آن) بر عهده داشته اند. از نظر اين نيروها، منافقين يك آلترناتيو احتمالي و در نهايت آلت دست و اهرم اجرايياند كه ميتوانند اهداف دراز مدت آنها را اجرا كند. بخصوص كه از رجوي نيز دارند يك امام معصوم ميسازند و مانند همه مهدي سازيهاي تاريخ، نظر دراز مدت در اين خصوص دارند. (9)
پي نوشتها: 1ـ صفحه 11 2ـ صفحات 12 تا 44 3ـ صفحه 44 4ـ صفحه 97 5ـ صفحه 74 6ـ صفحه 92 7ـ صفحه 94 8ـ صفحه 96 9ـ صفحه 133 منبع: سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي
 چاوز: ونزوئلا برادر ايران است
«هوگو چاوز» رئيسجمهوري ونزوئلا گفت: ايران امروز به الگوي توسعه براي ملتهاي مستقل و كشورهاي جنوب تبديل شده است.
وي جمعهشب به وقت محلي (روز شنبه به وقت تهران) در مراسم پايان سومين كميسيون مشترك بلندپايه اقتصادي دو كشور در شهر كاراكاس، پايتخت ونزوئلا افزود: «ايران امروز ديگر به يك قدرت بزرگ تبديل شده است. ايران براي ما يك الگو است كه از وابستگي جدا شده و دست خود را به ملت ونزوئلا ميدهد همانطور كه دست دوستي به همه ملتها داده است».
چاوز با اشاره به قراردادهاي گسترده ميان دو كشور از جمله فعاليت كارخانه مشترك تراكتورسازي ايران و ونزوئلا موسوم به «ون ايران» در كشورش براي توليد سالانه چهارهزار دستگاه تراكتور افزود: ايرانيها فقط به دنبال بازار نيستند. آنها برادراني هستند كه ميخواهند به توسعه ما كمك كنند.
وي تصريح كرد: ما در اينجا تراكتور مونتاژ ميكنيم تا از اين طريق آن را به كشورهاي ديگر هم بدهيم. روابط ما يك الگو است. ما ميتوانيم موفق شويم و با تلاشهايمان آمريكا و ديگراني را كه ميخواستند مانع از روابط كشورهاي جنوب بشوند، شكست بدهيم.
رئيسجمهوري ونزوئلا تاكيد كرد: ونزوئلا و ايران، «برادران واقعي» در نبرد عليه امپرياليسم آمريكا و تلاش براي ايجاد يك «دنياي برابر و عادلانه» هستند.
وي در ادامه سخنانش گفت: امروز ميتوانيم بگوييم كه ايران و ونزوئلا، انقلاب ايران و انقلاب ونزوئلا، واقعا برادر هستيم و اين برادري، بخشي از آرزوي ما را براي تحقق يك دنياي عادلانه تشكيل ميدهد.
رئيسجمهوري ونزوئلا با اشاره به شكست توطئههاي واشنگتن عليه انقلاب اسلامي ايران گفت: آمريكا در اوايل انقلاب، صدام را مسلح كرد تا انقلاب ايران را شكست دهد و آن را متوقف كنند، ولي روند تحولات ثابت كرده است كه هيچ بدي پايدار نيست و من فكر ميكنم شماره معكوس براي امپرياليسم آمريكا نيز آغاز شده است.
وي تصريح كرد: جدا از مسائل داخلي عراق، امروز ما از اينكه دو كشور ايران و عراق به يكديگر نزديك شدهاند، بسيار خوشحاليم.
چاوز گفت: ما همچنين از اينكه روزانه دهها انسان بيگناه در عراق كشته ميشوند، متاسفيم و آمريكا را مسوول اين وضعيت ميدانيم.
رئيسجمهوري ونزوئلا همچنين به مخالفتهاي آمريكا با برنامه هستهاي صلحآميز ايران اشاره كرد و اظهار داشت: ما از حق كامل ايران براي جست وجوي منابع جايگزين انرژي ازجمله انرژي هستهاي، دفاع و رفتار كشورهايي را كه ميكوشند مانع دستيابي ملتهاي در حال توسعه به آن شوند، محكوم ميكنيم.
وي گفت: چه كسي ميتواند مانع اعمال حق ملتها براي توسعه بشود؟ چرا آمريكا با استفاده صلحآميز ايران از انرژي هستهاي مخالفت ميكند؟! چاوز افزود: كشورهايي مانند ايالات متحده آمريكا انرژي هستهاي را توسعه ميدهند اما نه براي استفاده صلحآميز بلكه براي ساخت بمب اتمي، اما همانها كه فناوري دست آنها است، ميخواهند مانع آن شوند كه ما حتي بصورت صلح آميز به اين فناوري دست يابيم. چه كار غيراخلاقي بزرگي!
وي گفت: من در اينجا از فرصت استفاده ميكنم تا بار ديگر حمايت خود را از طرح ايران اعلام نمايم. ما همبستگي خود را با ايران در برابر فشارها و تجاوزات امپرياليستي كه از سوي آمريكا صورت ميگيرد، اعلام ميداريم.
چاوز با دفاع از رأي ونزوئلا در شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي مبني بر مخالفت با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمانملل خاطرنشان كرد: ما خلاف آنها (قدرتهاي غربي) راي داديم زيرا اين موضوع مربوط به همه ما (كشورهاي در حال توسعه) ميشود و موضع ما در اين زمينه ثابت است.
رئيسجمهوري ونزوئلا همچنين از اينكه بوش ايران را «محور شرارت» خوانده است، به شدت انتقاد كرد و اظهار داشت: ما با آنها (حاكمان آمريكا) مخالفيم. ما در كنار ايران خواهيم بود و در هر شرايطي به اين سياست خود ادامه خواهيم داد و امپرياليسم را تحمل نميكنيم.
وي در همين راستا از سفر خود در ماههاي اول سال آينده ميلادي (۲۰۰۶) به تهران با هدف «تقويت روند همكاري و همگرايي دوجانبه» و افزايش تلاشها عليه امپرياليسم و يكجانبهگرايي آمريكا خبر داد.
چاوز گفت: ونزوئلا اگرچه از نظر سياسي، كشور مستقلي است اما در زمينه فناوري و اقتصادي بسيار وابسته است و به همين دليل، نياز دارد تا همكاري تنگاتنگ و نزديك خود را در عرصه روابط دوجانبه ادامه دهد.
وي با همين هدف در طول شش سال حكومت خود در ونزوئلا، روابط با ايران را بسيار گسترش داده است، به گونهاي كه علاوه بر امضاي ۲۶توافقنامه همكاري ميان دو كشور در شش بار سفرهاي متقابل چاوز و سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهوري سابق ايران به تهران و كاراكاس، ديروز نيز ۲۱سند همكاري تازه ميان دو كشور به امضا رسيد.
اين اسناد در جريان برگزاري سومين كميسيون مشترك بلندپايه اقتصادي دو كشور به رياست عليرضا طهماسبي، وزير صنايع و معادن ايران و «ويكتور آلوارز» همتاي ونزوئلايي وي امضاشد.
در چهارچوب توافقهاي دو كشور، طهماسبي ديروز كلنگ احداث ده هزار واحد مسكوني و يك كارخانه سيمان توسط ايران در ونزوئلا را به زمين زد و از كارخانه تراكتورسازي «ون ايران» كه سالانه چهار هزار دستگاه تراكتور توليد ميكند، بازديد به عمل آورد.
 حكم اعدام روحاني شيعه در يمن به اتهام جاسوسي براي ايران
دادگاه تجديدنظر يمن حكم اعدام يك روحاني شيعه و هشت سال زندان براي يك روحاني ديگر را به اتهام آنچه «جاسوسي براي ايران با هدف حمايت از شورش حسين الحوثي» خوانده شده، تاييد كرد.
به گزارش خبرگزاري آلمان از صنعا، دادگاه تجديدنظر يمن امروز (شنبه) حكم اعدام «يحيي حسين الديلمي» از روحانيون شيعه اين كشور و هشت سال زندان براي «محمد احمد مفتاح» را تأييد كرد. دادگاه امنيت دولت در صنعا، 29 مي گذشته اين حكمها را براي ديلمي و مفتاح صادر كرده بود.
دادگاه امنيت دولت يمن اتهام اين افراد را تلاش براي جاسوسي به نفع ايران با هدف ضربهزدن به جمهوري يمن اعلام كرد.
بنا بر اين حكمها، اين دو در تلاش بودند به مقامات و ادارات دولت يمن حمله كنند و دست به كودتا بزنند و به همين خاطر تشكيلات جوانان صنعا را تشكيل دادند كه از حوثي تبعيت ميكرد.
مقامهاي يمني همچنين ادعا كردند، ديلمي با سفير ايران در صنعا در ارتباط بوده تا زمينه حمايت از تشكيلات جوانان صنعا را فراهم كند.
به ادعاي مقامهاي يمني، تشكيلات جوانان صنعا از تشكيلات تحريمشده «جوانان مومن» كه حوثي آن را در كوههايي در استان «صعده» در شمال اين كشور تاسيس كرده بود، تبعيت ميكرد.
در حكم دادگاه عليه ديلمي ادعا شده، وي به ايران سفر كرده و با دولت اين كشور ارتباطي جاسوسي داشته و قصد داشته زمينه را براي حمايت از هممسلكان شيعه خود فراهم آورد تا آنها دست به كودتايي اسلامي بزنند و حتي گروهي را براي آموزش آنها و ترسيم سياستهاي تشكيلات به وجود آورده بود.
«حسين بدرالدين الحوثي» از روحانيون يمني و پسر رهبر طائفه فرقه مذهبي «الزيديه» كه اكثريت شمال اين كشور را تشكيل ميدهد، از سال 1993 تا سال 1997 نماينده مجلس يمن بود و رياست گروه جوانان مومن را بر عهده داشت كه در سال 1997 از يك گروه اسلامي به نام «الحق» جدا شده بود.
الحوثي سال گذشته با اعتراض به حمايت دولت يمن از آمريكا عليه آن وارد جنگ شد و دولت يمن نيز كه براي دستگيري يا كشتن وي 54 هزار دلار جايزه تعيين كرده بود، پس از مدتها درگيري با طرفدارانش او را به همراه تني چند از يارانش در غاري در منطقه كوهستاني «مران» نزديك منطقه مرزي با عربستان سعودي به قتل رساند.
دولت يمن اين روحاني يمني را كه سه ماه رهبري مبارزه را در دست داشت به برپايي مراكز ديني غير مجاز در منطقه صعده و ديگر استانهاي اطراف و تاسيس يك گروه مسلح زير زميني و برپايي تظاهرات ضد آمريكايي و ضداسراييلي در اين منطقه متهم كرده بود.
 الحيات: آزمايش موشكي اسرائيل، پيامي به ايران بود
محافل رژيم صهيونيستي آزمايش موشكي اين رژيم را پيامي به ايران تلقي كردند.
روزنامه فرامنطقهاي «الحيات» با اعلام اين خبر نوشت، يك روز پس از اينكه آريل شارون نخست وزير اسرائيل به راهكار نظامي ضد ايران تلويحا اشاره كرد و هشدار داد كه اسرائيل اجازه نخواهد داد ايران سلاح هستهاي در اختيار داشته باشد، ارتش اسرائيل از آزمايش موفقيتآميز موشك ضد موشك «حيتس» خبر داد.
به نوشته اين روزنامه، آزمايش اين موشك با هدف قرار دادن موشكي مانند «شهاب 3» ساخت ايران كه قادر به حمل كلاهك هسته اي است، صورت گرفت. محافل رژيم صهيونيستيي اين آزمايش را به منزله پيامي به ايران توصيف كردند.
پروژه موشك «حيتس» تاكنون 2/4ميليارد دلار هزينه داشته كه دو سوم آن را آمريكا تامين كرده است. رژيم صهيونيستي آخرين بار در جولاي سال 2004 اين موشك را آزمايش كرده بود، اما موفقيت آميز نبود.
پروژه ساخت موشك «حيتس» براي نخستين بار در سال 1988با ابتكار آمريكا و در چهارچوب طرح جنگ ستارگان رونالد ريگان، رئيسجمهوري اسبق آمريكا آغاز شده بود.
 كردها، تهديد يا فرصت؟
محمد هادي تا پيش از تحولات اخير خاورميانه، كردها به عنوان قومي سرگردان و فاقد حاكميت مطرح بودند. در اين تحولات، آمريكا به اهداف زير دست يافت: ـ حذف صدام با پايان مأموريت آن. ـ سيطره بر عمده چاههاي نفت منطقه خاورميانه. ـ بينيازي آمريكا از پايگاههاي پرهزينه خود در خاك تركيه و دولتهاي خليج. ـ ايجاد سپري محافظ جهت اسرائيل و اصلي ترين دشمن حكومتي آن يعني ايران. ـ تكميل حلقه محاصره ايران. ـ ايجاد ميدان وسيع عملياتي در كنار ستادهاي فرماندهي در خاورميانه.
در كنار دستاوردهاي آمريكا، اين كردها بودند كه بيشترين سود را از اين تحولات در شمال عراق به دست آوردند و اين در حالي بود كه اعراب با از دست دادن قهرمان پوشالي خود، يعني صدام، آخرين ديوارههاي مقاومت آنها فروريخت و شرايط نامطلوبي را براي آنان به وجود آورد. در ابتداي سقوط صدام به زعم آمريكاييها سيطره كامل بر عراق را به دست آورده بودند و مأموريت كردها را در شمال اين كشور، پايانيافته تلقي كرده و به همين خاطر، خلع سلاح و بيتوجهي به رهبران كردها را در دستور كار خود قرار دادند. ولي پس از شروع عملياتهاي وسيع هستههاي مقاومت اعراب تندرو و بروز ناآراميهاي شديد در جنوب و مركز عراق بلافاصله آمريكاييها را متوجه اهميت كردها در شمال اين كشور نمود و رهبران باتجربه كردها، با اخذ ضمانت اجرايي در منطقه، به همپيمان غيررسمي خوبي براي آمريكاييها تبديل شدند.
خدمات متقابل آمريكاييها و كردها شرايط جديدي را در منطقه رقم زد. اتحاد و يكپارچگي كردها در مقابل موضع گيري اعراب به هويت يابي آنها و رسيدن به مناصب بالاي حاكميتي در عراق و تصويب حكومت فدرالي از جمله پيروزيهايي بود كه كردها با پشتيباني آمريكا به آن رسيدند. زمينههاي اتحاد قومي در ميان كردها و اختلاف بين اعراب و هم پيماني با آمريكا، حكومت فدرالي را در قانون اساسي عراق به تصويب رسيد. قانون اساسي كه در آن نقاط مبهم و اختلافبرانگيز و چالشزا در آن فراوان وجود دارد. در اين قانون اساسي كردها مخير به مشاركت در حاكميت عراق ميباشند و در آن بيشتر به سلامت سرزمين اشاره گشته نه به وحدت ارضي عراق و طبق اين مواد كردها هر آن، به تجزيه و جدايي ميتوانند مبادرت ورزند. در حقيقت كردها با اين دست آورد تا تشكيل حكومت آرماني مستقل راهي ندارند و ظهور يك حكومت مستقل كردي اجتنابناپذير و دور از تصور نخواهد بود و اگر چنانچه در حال حاضر آنان به جدايي اقدام نميكنند زمينههاي كامل جدايي مهيا نگرديده است كه از جمله اين زمينهها ميتواند مسئله كركوك باشد كه تعيين تكليف آن تا سال 2007 ميلادي به تعويق افتاده است. در واقع تجزيه و استقلال حركت مختوم و قطعي و قريبالوقوع آينده كردها خواهد بود. اگر چه آنان با توجه به حساسيتهاي موجود در ميان كشورهاي همجوار عراق و نيز اعراب فدرالي را فقط در چارچوب عراق مطرح ميكنند ولي شمال عراق را به هسته اصلي حكومت مستقل كردي تبديل خواهند كرد و در صورت تحقق آرمانهاي آنان، پيوستن ديگر كردها به آنان بديهي است.
تحولات شمال عراق بر اساس همگرايي قومي و قانوني النتيسم تاثير مستقيم بر مناطق كردنشين كشور ما خواهد داشت و تعاملات مقطعي رهبران كردهاي عراق با ايران و ديگر كشورهاي همجوار يك تاكتيك است در صورتي كه به شهادت اسناد و مدارك بحرانهاي غرب كشور به نوعي با تحولات عراق مرتبط ميباشد. با نگرشي به مطبوعات كردي و تحولات فرهنگي در داخل كشور از يك نوع پيوستگي قومي به شمال عراق حكايت مي كند. كردها در راه رسيدن به يك حكومت آرماني از تمامي ظرفيتهاي خود نهايت استفاده را نمودهاند. رسانههاي كردي با حجم بالاي توليدات و بسط و گسترش مسائل قومي بالاترين نقش را در اين راستا ايفا نموده اند و شكي نيست كه كردها در ديگر كشورهاي همجوار به دنبال رسيدن به يك حكومت آرماني واحد ميباشند.
كردهاي عراق با توجه به امتياز فدرالي، بزرگترين حامي كردها و نيز رهبر ديگر جوامع كردي را در اختيار خود دارند. كردهايي ايران هنوز به قطعي بودن موفقيت كردهاي عراق يقين حاصل نكردهاند وگرنه در بحرانهاي مقطعي نهايت استفاده را ميبرند و در رسيدن به اهداف آرماني و تقليد از كردهاي شمال عراق خطرپذير مينمايند.
در حال حاضر مناطق كردنشين ايران داراي شرايط ويژه اي است. از طرفي با موفقيت قطعي كردها در شمال عراق يقين ندارند و از طرفي با توجه به خدمات و پيشرفتهاي فراوان اقتصادي و فرهنگي و توسعه نسبي همه جانبه را در مقايسه با قبل غيرقابلاغماض مي دانند و عدهاي نيز نوع رفتار حكومتي را در ايران با روح حاكم بر فرهنگ خود سازگارتر ميدانند. به همين دليل بحرانها از پشتيباني تودهاي و همگاني جامعه كردها برخوردار نميباشد. ريشههاي اين بحرانها، معلول گِلهها و كدورتهاي گذشته و همچنين كم مهرباني و كم مشاركتي در توسعه همهجانبه مناطق كردنشين ميباشد كه مانع اتحاد واقعي بين حاكميت و بدنه جامعه كردها ميشوند.
تحولات پيش روي مديريت كشور كه پس از يك دوره 8 ساله اصلاحات, آحاد جامعه را منتظر تحولات اساسي از جمله اجراي عدالت در همه زمينهها نگه داشته است. كردها نيز به مشاركت كم در انتخابات نهم رياست جمهوري چشم به كرم رياست جمهوري دوختهاند و چشم به راه عدالت اجتماعي ميباشند.
اگر عدالت را كه ارمغان دولت جديد مي باشد در اين زمينه در نظر بگيريم سهم مديريت محلي و منطقهاي به نسبت شايستگي سزاوار مرتبه بالاتري است و بها دادن به روحيات وطن پرستانه رشتههاي تعلق و مودت بين حاكميت و مردم را مستحكمتر خواهد نمود.
اگر چه مطالبات به صورت قومي و اجتماعي و به انواع مختلف ابراز ميشود ليكن در نظر داشته باشيم كه اگر بخواهيم تن به تجزيه و جدايي در مناطق كردنشين ندهيم بهتر است كه به مطالبات اجتماعي تمكين نماييم و بدانيم كه مطالبات در دايره خودي و خانواده بزرگ ايران مطرح است و هر آنقدر عادلانه به مطالبات تمكين شود يقيناً روح همبستگي و اتحاد در جامعه افزوده خواهد شد و مطالبات اجتماعي را به فال نيك گرفته و از آنها به طرح مطالبات خانوادگي نام ببريم.
سكوت را در مناطق كردنشين دليل بر رضايت آنها ندانيم چون در سكوت معاني زيادي نهفته است كه در فرياد نيست. در سكوت همه چيز متصور است و استعدادهاي پنهاني سكوت را سهمگين و خطرناك مينمايد. از منظر ديگر هر آنچه در فرهنگ و جامعه كردي عميق تر گرديم قطعاً به سرچشمههاي فرهنگ اصيل ايراني نزديكتر شدهايم و هر آنقدر كه به هويت كردها در چهارچوب ايران اهميت داده شود به همان اندازه به گسستگي و واگرايي قومي از شمال عراق كمك كردهايم.
جوانان مناطق كردنشين همانند ديگر جوانان اين سرزمين در تمامي زمينههاي علمي, رشد و شكوفايي خاصي را داشتهاند و حضور آنان در مراكز آموزشي سراسر كشور و بالطبع حضور آنان در محافل و تشكلهاي دانشجويي محسوس ميباشد. بنابراين همگرايي آنان با فضاهاي فكري و فرهنگي اجتنابناپذير است كه بيشتر جذب محافل منتقد حاكميت خواهند شد كه يكسان نگري مديريتي به اين بخش از سرزمين ايران اسلامي آسيبهاي اجتماعي محفلي علمي را ترميم خواهد بخشيد.
حقيقتاً به كارگيري كردها در پستهاي محلي و منطقه اي و ملي سبب دلگرمي و گرايش قلبي آنان به حاكميت خواهد شد. كردها در مديريت دقت زيادي را به خرج مي دهند تا بتوانند لياقت و شايستگي خود را اثبات نمايند و از طرف ديگر راه به كار گيري مديران بومي را توسعه بخشند. اگر در مقاطع اندكي در مناطق كردنشين مديران بومي گرايشات ناهمگوني داشتند ناشي از حزب سالاري دولت اصلاحات بود كه آنان نيز به خواست دولت تن دادند به عبارتي ميتوان گفت اطاعتپذيري مديران كرد تاثير مستقيم از حاكميت دارد و انعطاف پذيري آنها غير قابل انكار است.
آرايش سياسي در جامعه كردها چندان معني ندارد. برداشتهاي غلط بعضيها بود كه صف آرايشهاي سياسي را مدتي به درون محافل كردي كشانيد. يقيناً چپ و راست سياسي در مناطق كردنشين وجود ندارد. وابستگي به نظام و مخالفت با آن به تشكيك وجود دارد. و تصور چپ و راست يك توهم مي باشد. كالبد شكافي مديريت محلي كردي نشان مي دهد كه اين قشر بيشتر خدمت و ماندگاري را مد نظر دارند تا ورود به گرايشات سياسي كه عمر بقا آنان را محدود مي كند. آنان بيشتر به ماندن ميانديشند نه شكل و نوع ماندن. دغدغه بيشتر آنان استمرار و توسعه حضور آيندگان آنان در مديريت ميباشد.
به رغم همه همگراييهاي قومي كه براي كردها مهيا گرديده و بنا به ملاحظاتي كه اشاره نموديم ميل چنداني به بيرون ندارند. و اين مستلزم توجه جدي از داخل مي باشد. توجه نه معني حقالسكوت بلكه بر حسب روح عدالت محوري دولت جديد كه مستوجب ترميم كه حد بانيهاي گذشته خواهد بود و فرآيند آن استحكام پايههاي امنيت ملي را به دنبال خواهد داشت.
انتظاراتي كه كردها از دولت جديد دارند را مي توان به صورت زير فهرست نمود: ـ حذف نگاه امنيتي از مناطق كردنشين. ـ سهم مشاركت در مديريت محلي و منطقهاي به صورت معقول و متناسب با شايستگيها و تخصصها. ـ توجه جدي به توسعه زير ساختهاي اقتصادي و صنايع بنيادين در مناطق كردنشين. ـ تامين نيازمنديهاي رفاهي و آسايش عمومي جامعه و گسترش فضاهاي گردشي كه اقبال عمومي را به دنبال خواهد داشت. ـ ايجاد تسهيلات جهت مشاركت عمومي جامعه در راستاي اشتغالزايي. ـ توجه به دغدغههاي فرهنگي فرهيختگان و انديشمندان. ـ توسعه زير ساختهاي فرهنگي و ايجاد سرگرميهاي سالم جهت اوقات فراغت جوانان. ـ ايجاد تسهيلات لازم و تشويق جوانان وطن پرست جهت ورود به سازمانهاي نظامي و انتظامي. ـ به كارگيري كردها در پستهاي مديريتي متناسب با تخصص آنان در ديگر شهرهاي كشور كه اين گام بعدي رفع كدورتها خواهد بود و از اين مجرا اعتمادسازي بين حاكميت و جامعه كردي رو به تكميل خواهد بود و اين وظيفه سنگين دولت عدالت محور است كه با شايسته سالاري اميد است كه به انجام برسد.
وحدت بين مناطق كردنشين و دولت جديد بيش از هر زماني ضروريست. ظهور حاكميت فدرالي در همسايگي غربي ما و همزماني آن با آغاز دولت جديد در ايران و با شعارهاي عدالت محور مردم اين مناطق را منتظر رويكرد و توجه خاص نموده است. در دولت اصلاحات با بكارگيري مديران بومي در مناطق كردنشين هر چند با مصالح حزب سالاري بود ولي تاثيرات چنداني نداشت، اما در دولت جديد انتظارات جدي مردم اين است كه از كميت مديران دولت گذشته نه اينكه كمتر نباشد بلكه با كميت بيشتر و با كيفيت بالاتري به كار گمارده شوند و بايد دانسته شود كه در ميان كردها مديران لايق و شايسته اي بودند كه از گردونه حزب سالاري دولت اصلاحات خارج گشته و به جرم اصولگرايي منزوي گشتند و حال نيز حجب و حياي اجتماعي آنان اجازه طرح خودشان را نميدهد و نيازمند شناسايي و معرفي به مسئولان ذيربط ميباشد.
 پشت پرده اين 200 ميليارد دلار
«اقتصاد»، پديدهاي است كه صرفا از واقعيتها اثر نميپذيرد، بلكه در بسياري از موارد، تأثيرات رواني و تبليغاتي بر اقتصاد، بسيار بيشتر از مسائلي چون ميزان تورم، حجم سرمايهگذاري، توليد ناخالص ملي، موازنه تجاري و... است. مصداق بارز اين تأثيرگذاري را ميتوان در بازارهاي بورس سراغ گرفت كه در آنها، يك «شايعه» ميتواند، سهامداراني را به اوج ثروت ببرد و يك «گمانهزني»، بسياري از صاحبان سهام را به خاك سياه بنشاند، در حالي كه نه آن شايعه درست بوده و نه اين گمانهزني مقرون به صحت.
از سوي ديگر، همواره بين بورسهايي كه قابليت جذب سرمايههاي مشترك را دارند، نوعي رقابت وجود دارد. بورس امارات و بورس تهران، از جمله اين بازارهاست كه هر دوي آنها، اين امكان را دارند كه نقدينگيهاي كلان سرمايهگذاران را به خود جذب كنند. از اين رو، شاهديم كه هرگاه بورس تهران دچار تشتت و خروج سرمايه شده، بورس امارات توانسته است، بخشي از اين سرمايهها را جذب كند. از اين رو، در همريختگي اوضاع در بورس تهران، آرزوي مديران و سهامداران بورس امارات است.
شايد به همين دليل است كه در هفتهها و ماههاي گذشته، برخي نشريات اماراتي به انتشار اخبار كذب درباره حجم خروج سرمايه از ايران پرداختهاند تا بلكه بتوانند، فضاي رواني سرمايهگذاري در كشورمان را تحت تأثير قرار دهند.
متأسفانه، بسياري از مسئولان و رسانههاي ايراني هم در اين ميان بازي خورده و به نقل مكرر آمار خلقشده توسط منابع ناشناخته و رسانههاي عربي پرداختهاند. مهمترين رقمي كه طي هفتههاي اخير مورد توجه قرار گرفته و در محافل سياسي، رسانهاي و مردمي با آميزهاي از تأسف پيدرپي نقل ميشود، اين است كه در نيمه نخست سال جاري، دويست ميليارد دلار از كشور خارج شده و به امارات رفته و بخش بزرگي از اين سرمايه جذب بورس اين كشور شده است.
براي اينكه بدانيم رقم دويست ميلياردي ذكر شده كه توسط برخي مقامات قضائي نيز تكرار شده، تا چه اندازه اغراقآميز و نادرست است، كافي است، يادآور شويم كه ميزان كل نقدينگي كشور، 760 هزار ميليارد ريال است كه اگر اين رقم را بر قيمت كنوني دلار تقسيم كنيم، به عدد 83 ميليارد و 516 ميليون خواهيم رسيد كه نشان ميدهد، حجم كل نقدينگي در كشور، معادل 5/83 ميليارد دلار است.
حال چگونه ميتوان از اين 5/83 ميليارد دلار، دويست ميليارد دلار استخراج كرد و آن را به امارات فرستاد، پرسشي است كه لابد عربهاي حاشيه جنوب خليج فارس و نيز مسئولان و رسانهداران ايراني ـ كه خروج دويست ميلياردي لقلقه زبانشان شده است ـ پاسخي براي آن دارند!!
گذشته از اين، خروج سرمايه از ايران، مستلزم آن است كه صاحبان سرمايه، ثروتهاي خود، اعم از املاك، طلا، سهام و... را به پول نقد تبديل و آن را از كشور خارج كنند. لذا بايد در مقابل اين فروشندگان ميلياردي، خريداران ميلياردي هم وجود داشته باشند تا بتوانند، ظرف اين مدت، دويست ميليارد دلار پول نقد به فروشندگان بدهند و كالا و املاك آنان را خريداري كنند كه البته با توجه به ابعاد كوچك اقتصاد ايران و نقدينگي 5/83 ميليارد دلاري آن، چنين خريد و فروش كلاني با منطقهاي اقتصادي بازار ايران همخواني ندارد. همچنين بد نيست بدانيد، ارزش جاري بورس تهران با صدها شركت عظيم در گروههاي مختلف خودروسازي، بانك، بيمه، پتروشيمي، سيمان، ساختمان و... بين چهل تا پنجاه ميليارد دلار است (با توجه به نوسان قيمت سهام). حال آيا منطقي است بپذيريم، ظرف مدت شش ماه، چهار الي پنج برابر ارزش كل بورس تهران از كشور خارج شده است؟
البته در اينكه خروج سرمايه از كشور، يك «واقعيت تلخ» است، شكي نيست. در درستي اين گزاره هم ترديدي نيست كه بسياري از رويكردهاي نادرست سياسي و اقتصادي در فرار «آهوي ترسان سرمايه» مؤثر است و نميتوان همه چيز را به گردن شايعهسازيها انداخت، ولي از اينكه بسياري از مديران ردهبالاي نظام و صاحبان تريبون و رسانه، بيآنكه در گفتههاي خويش تأمل كنند و دستكم به مدد ماشينحساب، ضرب و تقسيمي انجام دهند، هر عددي كه ميشنوند تكرار ميكنند، نميتوان متأسف نبود.
راستي، وقتي مسئولان ارشد نظام، در اظهارنظرات رسمي، از خروج دويست ميليارد دلاري سرمايه از كشور خبر ميدهند و فضاي سرمايهگذاري را تا به اين اندازه مشوش ميكنند، چگونه ميتوان از صاحبان سرمايه انتظار داشت، باور داشته باشند، اوضاع آنطورها هم كه ميگويند «قمر در عقرب» نيست؟! و هنگامي يك مقام ارشد، نميانديشد كه نميتوان از 5/83 ميليارد دلار، دويست ميليون دلار استخراج كرد و به خارج فرستاد از صاحب سرمايه چه انتظاري است؟
در همين حال، كساني كه ادعاي خروج دويست ميليارد دلار سرمايه از كشور را در چند ماه اخير دارند، هرگز منبع اين اطلاعات دستاول خود را بيان نميكنند و باز نميگويند كه چرا پيش از اين نگران خروج سرمايه نشده بودند تا اين شائبه تقويت شود كه تمسك به اين اعداد و ارقام نادرست و افسانهاي، صرفا براي دست يازيدن به يك سري اهداف سياسي از رهگذر تخريب دولت جديد است و در صورت تحقق، منافع بسياري از «مفتخواران» را به خطر مياندازد.
كساني كه از شعار مبارزه با رانت و فساد اقتصادي هراس دارند و ميكوشند هرگونه فرار سرمايهاي را به اين مسئله نسبت دهند، بدانند كه مبارزه با رانت و فساد اقتصادي، نه تنها باعث فرار سرمايه نميشود، بلكه جذبكننده سرمايههاي خارجي و حافظ سرمايههاي داخلي نيز هست. اگر مبارزه با فساد اقتصادي به درستي صورت بگيرد، زمينههاي رانتخواري از بين ميرود و با از بين رفتن رانتهاي خاص، شرايط برابر جهت رقابتهاي اقتصادي پيدا ميشود و بديهي است كه سرمايهگذاران نيز صرفا سرمايههاي خود را در بسترهايي به كار ميبرند كه در آنها، همه رقبا، از شرايط يكساني برخوردار ميباشند نه اينكه يك نفر از دهها عامل رانتزا و برتريآور بهرهمند شود و ديگري، جز اندوخته مالياش چيزي نداشته باشد كه اگر چنين باشد، دومي ترجيح ميدهد سرمايهاش را از خطر بلعيده شدن توسط صاحبان رانت و مفسدان اقتصادي نجات دهد و آن را از كشور خارج كند.
|