- منوي اصلي
- نمايش تمامي مطالب

به گزارش اخلاق نیوز به نقل از ایرنا، 26 سپتامبر 1988 بزرگ ترين اهانت به مقدسات مسلمانان رقم خورد؛ انتشار آيات شيطاني به قلم سلمان رشدي از سوي انتشارات وايکينگ. سلمان رشدي عضو "انجمن سلطنتي ادبيات انگلستان" بوده و کتاب مذکور را به سفارش "گيلون ريتکن" (رييس صهيونيست انتشارات وايکينگ) با دستمزد بي سابقه 850 هزار پوند به رشته تحرير درآورد.
کتاب آيات شيطاني بر خلاف آن چه گفته مي شود، يک کتاب علمي و نظري نيست؛ بلکه داستاني است بلند در 9 فصل که شخصيت هاي آن را حضرت رسول اکرم (صلوات الله عليه)، همسرانش و صحابي شناخته شده اش و حضرت جبرئيل (فرشته وحي) تشکيل مي دهند.
اين اقدام نابخردانه و کينه توزانه، با پاسخ قاطع و کوبندة امام خميني(ره) مواجه شد. همان گونه که جهان، پيش از اين نيز در برابر هتک حرمت به مقدسات ديني، خروش مقدس او را ديده بود.در اين راستا، بسياري از انسان هاي آزاده جهان، امام خميني(ره) را همراهي کردند؛ اما بي گمان، همراهي و همدلي عملي را جواني لبناني الاصل به نام «مصطفي مازح» داشت.
متنی که در زیر می خوانید، مصاحبه ی آقای مهندس مهدی فیروزان خواهرزاده و داماد امام موسی صدر است که با عنوان «همچنان اعتقاد داریم امام موسی صدر زنده است» در روزنامه ی مردم سالاری در سی ام شهریور ماه ۱۳۹۰ منتشر شده است.
دفتر مدیر مجموعه خانه کتاب در میانه خیابان شریعتی، یکی از طولانی ترین خیابانهای تهران، این روزها شاهد تلاش های امیدوارانه ای است برای به فرجام رساندن یکی از طولانی ترین انتظارهای تاریخ. مهدی فیروزان داماد و خواهر زاده امام موسی صدر در خلال مصاحبه هم دست از پیگیری اخبار مربوط به امام برنمی دارد. گویی چشمان منتظر امام در قاب عکس میز کار آقای فیروزان بار مسئولیت خواهرزاده را صد چندان کرده است.با یک سوال اساسی به سراغ فروزان رفتم، چرا امام را ربودند؟ در ابتدای گفت وگو از اخبار امام جویا شدم.گفت خانواده پیگیر است و هرروز اطلاعات جدید را بررسی می کند. همان سخنان پیشین و امیدوار برای یافتن امام در چند شهر آزاد نشده در لیبی. مشخص بود که کمی اضطراب دارد.اضطرابی از جنس رسیدن گمشده، اضطرابی از جنس امام. اما یکی از نمایندگان مجلس در آخرین اظهار نظر اعلام کرده که امام موسی صدر زنده است. با هم این گفت وگو را می خوانیم:
يك منبع آگاه خبر داد سفارت عربستان سعودي كه روز شنبه يعني سه روز قبل از ترور رباني تخليه شده بود، نقش هماهنگ كننده را در طراحي اين ترور به همراه سفيران امريكا و انگليس برعهده داشته است و از ترس تبعات اين جنايت، اقدام به تخليه قبل از عمليات كرده بود.
به گزارش رجانيوز، اين منبع آگاه در كابل پايتخت افغانستان به خبرنگار ما گفت: دليل تعطيلي سفارت عربستان سعودي و آتش زدن كليه اسناد، چند روز قبل از ترور برهان الدين رباني، اطلاع و هماهنگي مقامهاي امنيتي و ديپلماتيك سعودي با عاملين ترور و ترس از تبعات آن و حمله هواداران و مجاهدين به سفارتهاي عربستان، امريكا و انگليس بوده است.
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از روزنامه القدس العربی، شورای عالی قضایی لبنان محاکمه معمر قذافی و 6 تن دیگر از مقامات لیبی را که در پرونده ربایش امام موسی صدر (33 سال پیش) متهم هستند به یکم جولای 2011 (دهم تیرماه) موکول کرد.
یک منبع قضایی لبنانی در این باره اظهار داشت: شورای عالی قضایی لبنان که بالاترین مرجع تصمیمات قضایی در این کشور بوده و احکام صادره از آن هرگز قابل برگشت نیستند به علت عدم تکمیل اعضای شورا تصمیم به تاخیر در برگزاری جلسه دادگاه گرفته است.
خاطر نشان می شود، "سمیح الحاج" دادستان شورای علی قضایی لبنان در کیفرخواست مطرح شده برای قذافی و 6 تن دیگر از مقامات لیبی خواستار اجرای حکم اعدام برای آنها شده است. اتهام این افراد مشارکت در عملیات ربایش و زندانی کردن امام موسی صدر و همراهانش (شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین روزنامه نگار لبنانی) است. همچنین دامن زدن به جنگ داخلی و کشتار مذهبی در لبنان در پی ناپدید شدن امام موسی صدر از دیگر اتهامات این افراد است.
6 متهم دیگر این پرونده که به همراه قذافی در این پرونده بصورت غیابی محاکمه می شوند شامل "المرغنی مسعود التومی" راننده تشریفات وزارت خارجه لیبی، "احمد محمد حطاب" کارمند کنگره ملی در طرابلس، "هادی ابراهیم مصطفی السعداوی" معاون رئیس دفتر خطوط هوایی الیتالیا در طرابلس، "عبدالرحمن محمد غویله" مامور امنیتی اداره مهاجرت و گذرنامه لیبی، "محمد خلیفه سحیون" رئیس امور کارگزینی شرکت اکسیدنتال طرابلس و "عیسی مسعود عبالله المنصوری" کارمند تاسیسات برق طرابلس می شود.
از سوی دیگر، دادستان شورای عالی قضایی لبنان در ادامه این کیفرخواست خواستار شناسایی کامل هویت افراد ذیل به نامهای "محمود بن کوره"، "احمد الاطرش"، "عبد السلام جلود"، "عیسی البعباع" ، "عاشور الفرطاس"، "علی التریکی"، "احمد الشحاته"، "احمد ترهون"، "ابراهیم عمر"، "محمد الرحیبی" ویک فرد موریتانیایی تبار به نام "محمد ولد دادا" شده است.
در این کیفرخواست همچنین آمده است: دیدار آخر قذافی با امام موسی صدر که در شب ناپدید شدن وی و همراهانش انجام شد در فضایی کاملا متشنج برگزار شده است؛ تا جایی که قذافی به یکی از معاونان خود دستوری با این مضمون می دهد که "آنها را با خودت ببر". بر این اساس، از آن زمان تا کنون هیچ اثری از امام موسی صدر و یارانش مشاهده نشده است.
پسر امام موسی صدر که پدرش 33 سال پیش سفر بی بازگشتی به لیبی داشت، تاکید کرده پدرم و همراهان وی همچنان زنده اند و در لیبی بسر می برند.
به گزارش مذهب نیوز به نقل از ايسنا، به نقل از خبرگزاري النخيل، صدام، ديكتاتور عراق در اين نامه اذعان ميكند كه آمريكاييها با وي اعلام ائتلاف كرده و وي تبديل به ابزاري در دست آنها براي اجراي طرحهايشان شده بود.
صدام در اين نامه ميافزايد: در بيست و پنجم ژوئيهي سال 1990 با سفير آمريكا در عراق ديدار كردم و آمريكا از طريق اين سفير براي اشغال كويت به من چراغ سبز نشان داد. سفير لبخندي زد و به من گفت: ما هيچ نظري درباره اختلافات تو با اعراب مانند مشكلت با كويت نداريم و من دريافتم كه منافع ما با منافع آمريكا يكي است.
در ادامه نامه ديكتاتور سابق عراق آمده است: من گمان كردم آنها همپيمانان من هستند و يك هفته بعد از آن من كويت را اشغال كردم. اما اين "حرامزادهها" نظرشان را تغيير دادند و حملهاي وحشيانه عليه من صورت دادند كه در طول تاريخ تكرار نشده بود و بغداد را تبديل به جهنم كردند. آنها پناهگاه العماره را هدف قرار دادند و زنان و كودكاني را كه در آنجا بودند، به آتش كشيدند.
زيرساختهاي ما را به طور كامل نابود كردند. سپس عراق را تحريم اقتصادي كردند و صدها هزار كودك را در عراق كشتند و بعد از آن عراق را در سال 2003 اشغال كردند و مرا به اسارات درآوردند. عراق را به طور كامل به دشمنان من دادند.
صدام ميافزايد: من اين نامه را براي تو نوشتم چون تو تنها فرد از حاكمان عرب هستي كه استحقاق اين نامه را داري چون ديگر حاكمان عرب يا در گلولاي دشمني با اسلام غوطهورند يا عروسكي در دست آمريكا هستند. عبد العزيز من تو را نسبت به آمريكا هشدار ميدهم چرا كه تو ديدي كه آنها بدترين خيانت را به من كردند و به رغم حمايتشان از من در جنگ با ايران در يك چشم به هم زدن من را از دوست تبديل به دشمنشان كردند.
امروز تو با آنها در يك ائتلاف هستي كه هيچ ارزشي براي آن قائل نيستند و هر موقع كه بخواهند تو را نيز تبديل به دشمن ميكنند و همان كار را با تو خواهند كرد كه با من كردند. همانطور كه مرا ميكشند تو را نيز خواهند كشت، مردم تو را نيز خواهند كشت، نفت تو را نيز به غارت ميبرند و آبروي زنانت را خواهند برد.
علت اين كه اين نامه را براي تو نوشتم اين است تو جوانان عربستاني را در اختيار داري. پس اين جوانان را جذب كن تا اگر دشمن به سراغت آمد آنها آماده باشند. به فساد نپرداز اين جوانان امانتي بر دوش تو هستند و آنها گنجي هستند كه ديگر حكام عرب چنين گنجي ندارند.
اصلا مهم نیست که از چه قوم و امتی باشی. مهم نیست که آزادگی ات را مدیون کدام مکتب هستی. فقط بهتر است بدانی که همه امام موسی صدر را دوست دارند. چون ویران کننده اساس ظلم حکومت ها و معلم بشر دوستی الهی است. اگر دغدغه هایت مصلحت اندیشی سیاسی است، لطفا این یادداشت را هیچوقت نخوان. این یادداشت را نه با قانون امنیت ملی نوشته ام و نه با قانون مصلحت اندیشی چرت و پرت تمدن ها و یا سهمیه بندی و تقسیط عقل ها. اساس صحبتم را با عدل علوی گذاشته ام که هرگز حق را قربانی مصلحت اندیشی نکرد. این یادداشت را نذر چشمان امام کرده ام. اگر خدا بخواهد...
بیشتر از 30 سال است که امام موسی صدر را کشته ایم. بهتر است لفظ شهید را برایش به کار ببریم. اگر او را طالب حق می دانیم و پیشوای شیعه مبارز، پس مرگش را شهادت رقم زده اند. ما هم قاتلیم. امام، حسینی مبارزه کرد و ما هم او را کشتیم. پس باور کنید که یزیدی هستیم. فقط ادعای حسینی بودن داریم. یاد گرفته ایم که عربده بکشیم. داخل سنگر باشیم و عربده حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست را سر دهیم. ما کجا و این گنده گویی ها کجا؟ مرد بودیم برای امام کاری می کردیم.
بیشتر از 30 سال است که اقتدار ملی مان را بر فرق سر عرب های حاشیه خلیج فارس می کوبیم. در حالیکه اگر فقط اهالی کرج آب دهان بیاندازند، تمام امارات را سیل می برد. هیچوقت عرضه عرض اندام را در مقابل یک خر چادر نشین به نام قذافی نداشته ایم. امروز هم که از مردم لیبی و تونس و مصر حمایت می کنیم، دلیلش فقط پیروزی قطعی آنان است. وگرنه ما کجا و زبان درازی در مقابل حسنی و مبارک و بن علی و قذافی کجا؟ تا قبل از این انقلاب های نیم بندی که در کشورهایشان شده، همه آن ها دوست و برادر خوب و مسلمان ما بودند!
بیشتر از 30 سال است که حرف مفت زده ایم. ادعای اقتدار اطلاعاتی مان فقط برای ترساندن پیر زن های کوپن به دست خوب است. اوج شاهکارمان هم گرفتن تروریست های تک سلولی است که سن شان هم به 30 نمی رسد. اگر غیرت و عرضه داشتیم، امام را آزاد می کردیم. نمی دانم امام موسی صدر را وجه المصالحه چه چیزی کرده ایم؟
بیشتر از 30 سال است که رییس جمهور پشت رییس جمهور عوض کرده ایم. دولت پشت دولت عوض کرده ایم. همه هم ادعای دفاع از ایران و ایرانی داشتند و دارند. مگر امام موسی صدر ایرانی نیست؟ چرا برای آزادی او حداقل یک فحش دیپلماتیک هم به آن سرهنگ زنا زاده نداده ایم؟ شاید محمد رضا پهلوی ملعون که تابعیت ایرانی امام موسی صدر را باطل کرد، خط مشی ما را در پرونده امام موسی مشخص ساخته؟
بیشتر از 30 سال است که بودجه بیت المال را حرام کرده و ملت را سر کار گذاشته ایم. سمینار و کنفرانس امام موسی می گذاریم. پوستر و بنر برایش چاپ می کنیم. موسی پارتی می گیریم و کیف و کلاسور به مهمانان جلسات هدیه می کنیم. وقتی قرار است او را بکشیم برای چه داغ دل خانواده اش را تازه می کنیم؟ چرا راحت نمی گوییم که امام برای ما پشیزی ارزش ندارد؟ چرا نمی گوییم تفکر امام با تفکر ما جور در نمی آید؟ چرا نمی گوییم که مفقود الجسد بودن امام موسی صدر برایمان ارزش تبلیغاتی بیشتری دارد تا زنده ایشان؟ شده حکایت پسر زبیر و کعبه آتش گرفته!
بیشتر از 30 سال است که دم از تحور نیروهای اطلاعاتی کشورمان می زنیم. برای تمام دنیا خط و نشان می کشیم. چاقوی ساخت زنجان را جلوی دوربین رسانه ها می رقصانیم. درباره امام موسی و نجات او چه غلطی کرده ایم؟ امام موسی صدر به اندازه مقتولین قتل های نمایشی زنجیره ای ارزش نداشت؟ به اندازه سربازان مرزبانی و کارمندان سفارتخانه هایمان ارزش ندارد؟ یعنی عرضه استفاده از توانمان را در کشوری بی صاحب مانند لیبی نداشتیم و نداریم؟
بیشتر از 30 سال است که طویله لیبی را با عنوان سفارتخانه در تهران تحمل می کنیم. هر روز مقابل سفارتخانه های مختلف، اعم از آشور و لیدی و بابل و ایکس و ایگرگ تجمع می کنیم. کافی است که یک الاغی در ماداگاسکار جفتک اندازد تا ما سفیر آنگولا را در تهران به فحش بکشیم. یعنی رابطه ما با لیبی اینقدر مهم است که بگذاریم هم پیاله قذافی در تهران به عیش و نوشش خلل وارد نشود؟
بیشتر از 30 سال است که حرف یا مفت زده ایم و پرت و پلا شنیده ایم. مانند منفعلان قهوه خانه نشین و چرتی، حواله قذافی را به خدا کرده ایم که جز جگر بزند! امروز چرا خفه شده ایم؟ چرا آزادی امام را از مردم لیبی می خواهیم و مجامع عیش و نوش بین الملل؟ مگر نه اینکه حضرت امیر المومنین علی علیه السلام فرموده اند که حق گرفتنی است و نه دادنی؟ حقمان را باید بگیریم. منتظر هستیم که حقمان را چه کسی بدهد؟ کدام خری سند جنایت خود را دو دستی تقدیم ما می کند؟! گویا هنوز هم از پرونده حاج احمد متوسلیان و دیپلمات های ربوده شده در لبنان درس نگرفته ایم. انگار قرار است که با قربانی کردن امام موسی صدر، مظلومیت خودمان را به زور در مجامع لجن مال شده بین المللی اثبات کنیم؟ 30 سال خفه خون گرفتن و خدا خدا کردن کافی نیست؟
این یادداشت را نذر چشمان امام موسی صدر کرده ام. خون خود را نذر زیبایی چشمان او کرده ام. او که زائیده تفکراتش حزب الله شد. حزب اللهی که با 2000 نفر، پنجمین ارتش بزرگ جهان را به گند کشید و 32 روزه، اسرائیل را به غلط کرن انداخت. اگر لیاقت حزب اللهی بودن را ندارید، بگذارید حزب اللهی ها خودشان تکلیف امام موسی را روشن کنند. اگر لیاقت و عرضه دفاع از ایرانی را ندارید، بگذارید خود ایرانی ها تکلیف ایرانی عزیزشان را روشن کنند. بگذارید وزارت خارجه وقت کافی برای ددر دودورهای هفتگی اش داشته باشد و وقتش را برای بیانیه های تکراری و تهوع آور محکوم می کنیم نگه دارد.
من 30 ساله هستم و فرزند انتظار. نسل من انتظار را آموخته. اما این صبر و انتظار هم حدی دارد. نذر چشمان زیبای امام موسی، هر چه کنم کم است...

فروردین 86



